برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

مقاله ای درباره آموزش ریاضی از پرویز شهریاری

« نوشته ای برای آنان که خواندن را دوست دارند » این عنوان مقاله ایست برگرفته از ماهنامه «دانش و مردم»، درباره آموزش ریاضی، که متن کامل آن را در زیر می بینید.

نوشته ای برای آنان که خواندن را دوست دارند

پرویز شهریاری

بشر برای این نیامده که کورکورانه و از روی نادانی کار کند، بلکه

باید پیوسته با آنچه نادرست است در جدال و با آنچه نارواست در

 جنگ باشد.

ژوزف ارنست رنان

 

روش آموزش امروزی، دو جنبه و یک هدف دارد. دو جنبه آن عبارت است از: روش یادگیری و روش ارزیابی. هدف آن، تربیت آدم­هایی است که بتوانند دشواری­های جامعه خود یا جامعه جهانی را حل کند. درباره روش یاد دادن سخنی نمی­گویم، چون همه از آن آگاهیم و با آن بزرگ شده­ایم و از نتیجه کم و بیش ناگوار آن هم، اطلاع داریم. روش ارزیابی و نحوه امتحان را هم می­شناسیم. تمام شرط­ها را برای ترس و نگرانی دانش­آموز فراهم می­کنیم و بعد در یک جلسه کوتاه، زیر فشار روحی بی­اندازه­ای، (دانش) او را (ارزیابی) می­کنیم. من به نادرستی این روش، که به نظرم از بیخ و بن نادرست است، نمی­پردازم و تنها به چند نکته جانبی آن اشاره می­کنم.

زمانی که با یکی از همکارانم که حاضر نبود با افزودن تنها یک نمره، دانش­آموزی را از (مردودی) نجات دهد، صحبت می­کردم، به او که به دقت امتحان خود اطمینان داشت گفتم: اگر همین امروز، یک بار دیگر از دانش­آموزانت امتحان بگیری و پرسش­ها را هم، تا حد همان پرسش­های بار اول قرار دهی، آیا می­توانی با اطمینان بگویی که همه آن­ها، همین نمره را خواهند گرفت؟ به طور طبیعی پاسخ او منفی بود. گفتم: اگر برای نمونه، یک هفته دیگر به دانش­آموزانت وقت بدهی و بعد امتحان بگیری، چطور؟ باز معلوم بود که نمره­ها تغییر می­کند. گفتم: راه­حل ساده­تری انتخاب می­کنیم، نه امتحان تازه­ای لازم است، نه دقت بیشتری. برای دانش­آموزان، همین ورقه­ها را، با تغییر میزان نمره­ای که به هر پرسش داده­ای، دوباره تصحیح کن، از آنجا که ارزش هر پرسش را خودت معین کرده­ای، می­توانی به صورت دیگری آن­را تغییر دهی، آن وقت چه خواهد شد؟ روشن بود که باز هم نمره­ها تغییر می­کردند. گفتم: اگر با همین پرسش­ها و همین بارم، ورقه­ها را چند ماه دیگر، خودت تصحیح کنی، به شرطی که نمره­های امروز را فراموش کرده باشی، با تفاوت احتمالی که در روحیه امروز و آن روزِ تو به وجود می­آید، آیا مطمئنی همین نمره­ها را، روی ورقه­ها بگذاری؟ در اینجا هم پاسخ منفی بود.

خوب، این چگونه ارزشیابی است که با تغییر هر عاملِ کوچک آنف بدون اینکه در (دانش) فرد مورد آزمایش تغییری پیش آید، نتیجه را دگرگون می­کند؟ گمان می­کنم همین چند جمله، برای بی­ارزش بودن اینگونه ارزشیابی کافی باشد.

سال­ها پیش، در یکی از دبیرستان­ها، دانش­آموزی داشتم که مرا به شگفتی می­انداخت. هر وقت در کلاس چیزی از او می­پرسیدم، با اطمینان و قدرت کافی پاسخ می­داد. ولی برگ­های امتحانی او، همیشه از متوسط هم اندکی پایین­تر بود. تصمیم گرفتم، در یکی از جلسه­های امتحان، بدون اینکه خود او متوجه شود، مراقب کار او باشم، او پیش از اینکه امتحان آغاز شود، روی مسئله­ای که به ظاهر، ذهن او را به خود مشغول داشته بود، کار می­کردچنان در خود فرو رفته بود که متوجه پخش پرسش­های امتحانی نشد. من هشداری به او ندادم. بیش از یک ساعت از وقت امتحان گذشت و او همچنان به کار خود مشغول بود. من تاب نیاوردم و به او اعلام کردم که روز امتحان است و وقت دارد تمام می­شود. با ناراحتی نگاهی به پرسش­ها کرد. قلم را روی کاغذ گذاشت و آغاز به نوشتن کرد، بعد از نیم ساعت بلند شد و برگ امتحانی را تحویل داد و رفت. نمره امتحانی او، مانند همیشه درخشان نبود. ولی من متوجه شدم، او از آن­هایی است که به راه فکری خود بیشتر اهمیت می­دهد تا نمره­ای که در کارنامه­اش بیاید. این دانش­آموز به سفارش من، و بر خلاف سفارش دیگران، رشته­ ریاضی را دنبال کرد و امروز یکی از صاحب­نظران در رشته ریاضی است و در یکی از معتبرترین دانشگاه­های جهان، به تدریس و تحقیق در ریاضیات مشغول است.

چه باید کرد؟ بی تردید من نمی­توانم نسخه­ای شفابخش ارائه کنم. من که عمری معلم بوده­ام و کم و بیش با شیوه مرسوم، تدریس کرده­ام، درد را بهتر می­شناسم تا درمان را، درباره موضوع به این پیچیدگی چون آموزش، نباید منتظر بود، نسخه­ای فوری و قطعی پیدا شود. آنچه در اینجا می­گویم و نتیجه­ای از تجربه معلمی من است، تنها می­تواند نوعی مسکن تلقی شود، من از دو سفارش و یک پیشنهاد سخن خواهم گفت:

نخستین سفارش من این است که تا جایی که ممکن است، از کار انفرادی پرهیز کنیم و دانش­اندوزی را به صورت یک کارگروهی درآوریم. باز هم از یک تجربه خود یاد کنم. این پیش­آمد مربوط به زمانی است که من دانشجو بودم و درضمن در یکی از دبیرستان­ها تدریس می­کردم. در آن دبیرستان، سه کلاس دوم دبیرستان وجود داشت که درس هندسه یکی از آن­ها به عهده من گذاشته شده بود. من، بعد از نزدیک به یک ماه، که با کلاس به اندازه کافی آشنا شده بودم، دانش­آموزان را به گروه­های سه نفری تقسیم کردم و در هر گروه یک دانش­آموز به اصطلاح (قوی)، یک دانش­آموز (متوسط) و یک دانش­آموز (ضعیف) قرار دادم. رو به کلاس گفتم: من به فرد نمره نمی­دهم و فرد را نمی­شناسم. برای من گروه مطرح است. برای نمونه، وقتی شما امتحان بدهید، هرکسی باید برگ خودش را بنویسد، ولی من سه برگ هر گروه را به هم سنجاق می­کنم، مجموع نمره­های سه گروه را به سه تقسیم می­کنم و نتیجه را برای هر سه نفر می­گذارم... حدس می­زنید بازتاب این حرف در کلاس چگونه بود؟ دانش­آموزان ضعیف خوشحال بودند، ولی فریاد دانش­آموزان قوی بلند شد که: اگر دوست من درس نمی­خواند، من چه گناهی کرده­ام؟ ولی من بی­احساس و بی­تفاوت، روی تصمیم خود پای فشردم. دانش­آموزان باور نکردند، ولی وقتی در سه ماه نخست، به همین ترتیب عمل کردم، به خود آمدند. البته حدس می­زنید که من از طرف پدر و مادرها و مسئولان مدرسه، زیر چه فشار روحی قرار گرفتم. همه را تحمل کردم و در تصمیم خود تغییری ندادم. دانش­آموزان به جان هم افتادند، وقت­های زیادی را در مدرسه می­ماندند و به هم کمک می­کردند، به خانه­های هم می­رفتند، هر گروه از گروه­های دیگر کمک می­گرفت و در همه این موردها، دانش­آموزان قوی به علت از دست دادن نمره خوب پیش­قدم بودند. امتحان سه ماهه دوم را هم به همین ترتیب انجام دادم. تلاش دانش­آموزان بیشتر شد و همراه با آن، فشار به من هم روزافزون­تر بود، حتی در اثر شکایت پدر و مادرها، از طرف وزارت فرهنگ آن زمان، کسانی برای رسیدگی به این رفتار ظالمانه من به دبیرستان آمدند، ولی خوشبختانه تا بازرس­ها منتظر گزارش­های خود بودند، سال تحصیلی به پایان خود رسید و برنامه امتحانی آخر سال را دادند. نمره­های آخر سال را به ترتیب معمول دادم، یعنی نمره هرکسی را به خودش، نتیجه کار شگفتی­آور بود. در کلاس من هیچ­کس نمره کمتر از 15 نداشت. همه از درس هندسه قبول شدند. و این معجزه کار گروهی بود. این تجربه نتیجه دیگری هم داشت. معلوم شد تقسیم دانش­آموزان به (با استعداد) و (کم استعداد) آن­طور که گمان می­شود، ساده نیست و اگر روش کار درست باشد، بسیاری از (کم­استعدادها) به گروه (بااستعدادها) می­پیوندند، به جز همه این کارها، کارگروهی، رابطه انسانی بین دانش­آموزان را تقویت می­کند، از رقابت­های ناسالم آن­ها می­کاهد و محیطی به وجود می­آورد که هرکسی، خودش را مسئول سرنوشت دیگری هم می­داند. باید عادت کنیم در تمام کارهای علمی، تک­روی را کنار بگذاریم. شما آزمایش کنید، حتی اگر یک داستان را دو یا سه نفری با هم بخوانید و درباره آن بحث کنید، در مقایسه با مطالعه انفرادی چه نتیجه­های شگفت­انگیزی به دست می­آورید. طبیعت کارگروهی ایجاب می­کند که با بحث و انتقاد و خرده­گیری همراه باشد و همین وضع، به سالم­تر شدن رابطه­ی انسانی افراد و هم به عمیق­تر شدن یادگیری دانش، کمک فراوان می­کند.

و اما سفارش دوم من این است که در دانش­آموزان، اعتماد به خود به وجود آورید. وقتی به کسی از چپ و راست، وصله بی­شعوری و بی­استعدادی زده می­شود، او به تدریج این اعتقاد دیگران را می­پذیرد، اعتماد نسبت به خود را از دست می­دهد و باور می­کند که نمی­تواند چیزی یاد بگیرد.

در همان دبیرستان و در کلاس دیگری، و باز هم در درس هندسه، دانش­آموزی بود که همه دبیران و اداره­کنندگان مدرسه، از او به بدی یاد می­کردند. پیش از آنکه من به کلاس بروم، مدیر مدرسه به من هشدار داد که مواظب این دانش­آموز باشم، چون بی­تربیت و بی­شعور است. وقتی که من از درس ریاضی او پرسیدم، با لبخند تمسخرآمیزی به من گفت: من می­گویم او بی­شعور است و تو می­پرسی، آیا ریاضیات را می­فهمد یا نه؟ من با ترس و دلهره وارد کلاس شدم. می­ترسیدم، این دانش­آموز، ناگهان برخیزد و صندلی یا چیزی دیگر، به سمت من پرتاب کند. برای اینکه او را بشناسم، دفتر کلاس را با خود بردم و دانش­آموزان را یکی یکی صدا کردم.  او هم مانند دیگران، با شنیدن نام خود برخاست و بعد نشست. مسئله­ای را مطرح کردم. شکل آن را روی تخته کشیدم و به یاری خود دانش­آموزان آغاز به حل آن کردم. گاه از این دانش­آموز به اصطلاح (بی­شعور) هم چیزی می­پرسیدم، ولی تلاش می­کردم، پرسش من طوری باشد که او پاسخ درست بدهد. هر بار که او پاسخ درست را می­داد، با رضایت به او نگاه می­کردم و می­گفتم: آفرین، تو خوب می­فهمی! نگاه او حاکی از آن بود که تمجیدهای مرا باور ندارد. همه به او می­گفتند تو چیزی نمی­فهمی و حالا کسی پیدا شده و به فهم او آفرین می­گوید، ولی قیافه و بیان من جدی بود و به تدریج اطمینان پیدا کرد که من قصد مسخره کردن او را ندارم. گاهی می­دیدم، در زنگ­های تفریح به دنبال این و آن که: شما را به خدا، درس هندسه را به من بگویید. من تنها نزد یک نفر آبرو دارم و نمی خواهم اینجا هم آبرویم برود . و من هرگز نگذاشتم آبروی او برود. در تمام جلسه ها از او پرسیدم ، ولی همیشه به نحوی که او بتواند پاسخ درست را بدهد. این دانش آموز کم کم در درس هندسه راه افتاد و نسبت به آن علاقه مند شد. نزدیکی های پایان سال بود که پدرش به دیدار من آمد. او می خواست بداند من چه کرده ام که پسرش تا این اندازه به هندسه علاقه مند شده است ، در حالی که هنوز هیچ یک از درسهای خود را یاد نمی گیرد. پدرش می گفت حتی سر میز نهار هم ، همانطور که غذا می خورد، درباره مساله هندسه فکر می­کند و در جیبش کاغذی آماده دارد که هر جا فرصتی پیش آمد، روی مساله مورد علاقه اش کار کند. به پدرش گفتم: من تنها به او فهمانده ام که بر خلاف آن چه همه می گویند ، او بی شعور نیست و می تواند همه چیز را بفهمد . البته، این موضوع را با روش خاص خودش گفته­ام، نه با مذاکره روبه رو و صریح. این دانش­آموز در آن سال از درس هندسه، نمره بسیار خوبی گرفت، ولی به دلیل نمره­های بسیار پایینی که در درس­های دیگر گرفته بود، مردود شد.. می­بینید که اعتماد به خود معجزه­گر می­­باشد، اعتقاد دارم هر آدمی  می­تواند دیگران را فریب دهد، ولی برای اینکه کسی بتواند خودش را فریب دهد، به نیروی روحی بی اندازه­ای نیاز دارد. ما همیشه درباره خود، با افراط و تفریط داوری می­کنیم. به ویژه درباره قابلیت­های خود، خیلی کمتر از آنچه هستیم، تصور می­کنیم، این به ویژه، درباره جوان­ها که خیلی زود زیر تلقین بزرگترها قرار می­گیرند، بیشتر صدق می­کند. بارها پیش آمده است، دانش­آموزی را که گمان می­کرده است درس را نمی­فهمد، واداشته ام تا درس تازه­ای را چنان یاد بگیرد که بتواند آن را به همکلاسی­های خود درس بدهد و برای اینکه انگیزه­ای داشته باشد، با او قرار گذاشته­ام که نمره تدریس او، همان نمره امتحانش خواهد بود و اغلب، از عهده این کار سنگین به خوبی برآمده­اند و با این موفقیت، چنان اعتمادی نسبت به خود پیدا کرده­اند که دیگر از آن درس عقب نمانده­اند، گروه­بندی کلاس­ها به " قوی" و "ضعیف"، به شدت به دانش­آموزان نسبت به قابلیت خود، لطمه می­زند و آن­ها را از پیشرفت عادی خود باز می­دارد. این برچسب­ها که بیشتر مطابق با واقع نیست و نتیجه­ای از " ارزشیابی" نادرست است، دانش­آموز را به کلی در برابر خودش ناتوان و بی­دفاع می­کند و از مسیر پیشرفت بازش می­دارد.

یکی از راه های دیگری که به دانش آموزان کمک می کند تا اعتماد بیشتری نسبت به خودشان پیدا کنند، این است که به بخش هایی از درس را که ساده تر است، نا تمام بگذاریم و نتیجه گیری کامل و دقیق را از خود آنها بخواهیم. تجربه نشان داده است که بیشتر دانش آموزان به خوبی می توانند، ضمن کار گروهی و به کمک یکدیگر، بدون یاری معلم، درس های علمی را فرا بگیرند. در این صورت معلم می تواند تنها نقش راهنما را داشته باشد و نارسایی استدلال های احتمالی آنها را اصلاح کند.

و اما درباره ی پیشنهاد: بیشتر دانش آموزان از این موضوع گله دارند که باید در همه ی زمینه های علم و ادب، آن هم به صورت انبوه و بی ارتباط به هم، مطالبی را یاد بگیرند، بدون اینکه ذوق و آینده ی آنها در نظر گرفته شود. در برخی از کشورها، برای رفع این دشواری، روش انتخاب واحد را در دبیرستان ها هم اجرا می کنند که تا اندازه ای وضع را بهتر می کند . ضمن اینکه انتخاب واحد هم، دشواری های دیگری را در پی دارد که به نوبه خود کم اهمیت نیستند . پیشنهاد من این است :  درس های دبیرستانی را برای همه یکنواخت کنند . این درس ها باید شامل مطالبی باشد که دانستن آن ها برای هر فرد جامعه امروزی انسانی لازم است . این برنامه ها باید طوری تنظیم شود که در هر هفته به بیش از 20 ساعت درس نیاز نباشد تا بتوان تمام بعد از ظهرهای دانش آموزان را آزاد گذاشت ، در کنار درس های دبیرستانی ، کلاس های ویژه ای در همه رشته های گوناگون فرهنگ و هنر با راهنمایان معلمان خاص خود تدارک دیده شود که برای نمونه ، نام آن ها ( انجمن ) می گذاریم : انجمن ریاضیات ، انجمن فیزیک ، انجمن نقاشی ، انجمن موسیقی ، انجمن ورزش ، انجمن کشاورزی ... هر دانش آموز می نواند به میل خود و با راهنمای معلمان ، یکی از انجمن ها را برای خود انتخاب کند و یا در هیچ انجمنی شرکت نکند . برای نمونه ، کسی که انجمن ریاضی را انتخاب می کند ، در هفته به جز درس های دبیرستانی که برای همه مشترک است ، 12 ساعت تنها ریاضیات می خواند . انجمن ریاضی برنامه منظمی دارد و معلوم است در هر سال چه مطالبی باید خوانده شود . کسی که می خواهد تحصیل خود را بعد از دبیرستان ادامه دهد ، باید دوره 5سال یکی از انجمن ها را گذرانده باشد. در سال اول انجمن، می توان آن را تغییر داد . در ضمن دان آموزانی که انجمن ریاضی را انتخاب کرده اند ، این وظیفه را هم دارند که دانش آموزان کلاس صبح خود یا دانش آموزان کلاس پایینتر خود را در دوره عادی دبیرستان از نظر ریاضی تقویت کنند ، یعنی در واقع دستیار دبیر ریاضی باشند . از این ره به همکاری با دیگران و به عمیق تر کردن آگاهی های خود به احساس مسوولیت نسبت به سرنوشت همسالان خود ، علاقه مند می شوند

http://www.riazibd.blogfa.com/post-20.aspx

آشنایی با نظام های آموزش و پرورش شش کشور دنیا

ایران

 

به گفته کیامنش  ، در سال های 93 ، 94 و 95 ، پنج درصد در آمد ناخالص ملی در ایران ، صرف آموزش و پرورش شد ، که مقدار هزینه صرف شده برای آموزش و پرورش به ترتیب 5/1 و9/1 و 2 میلیارد دلار بود. خط مشی های تربیت و تدریس را وزارت آموزش و پرورش تهیه و اجرا می کند و این خط مشی ها ، برای کل آموزش و پرورش قبل از دانشگاهی اجرا می شود.

برای تهیه و تدارک کتاب های درسی ، در جلسات ویژه ای اهداف هر سطح آموزش تعیین می شوند. در سال 95 – 1994،آموزش و پرورش بیش از 171 میلیون شماره از کتاب های درسی مدرسه ای را با بیش از 1000 عنوان چاپ کرده است، ساختار آموزش و پرورش ایران 1-3-3-5 است و آموزش اجباری ، شامل 8 پایه اول است . در دبیرستان، دانش آموزان به سه گروه اصلی نظری، فنی – حرفه ای و کارودانش تقسیم می شوند . گذراندن یک سال پیش دانشگاهی برای ورود به دانشگاه الزامی است.

سازمان های دولتی قادر به تاسیس مدارس خصوصی هستند، ولی باید همان برنامه درسی ملی که در مدارس عمومی اجرا می شود را، اجرا نمایند. برای سال 1995، درصد خیلی کمی از مدارس خصوصی بودند. تقویم مدرسه در ایران برای هر سه سطح ابتدایی ، راهنمایی و دبیرستان، شامل 200 روز است و دانش آموزان ، 6 روز در هفته از شنبه تا پنج شنبه به مدرسه می روند. تعطیلات شامل یک تعطیلات تابستانی سه ماهه و تعطیلات 13 روزه برای سال نو است و در مجموع،چندین تعطیلات ملی در طول سال وجود دارد . در پایه ابتدایی دانش آموزان 24 تا 28 ساعت در هفته در کلاس درس شرکت می کنند که 18 تا 21 درصد از این زمان صرف ریاضی می شود. در دوره راهنمایی، دانش آموزان 30 تا 33 ساعت در هفته در کلاس درس شرکت می کنند که 12 تا 17 درصد از این زمان صرف ریاضی می شود. متوسط تعداد دانش آموزان در کلاس های مدارس ابتدایی 29 نفر و این تعداد برای دوره های راهنمایی و دبیرستان، 32 نفر است.

 

 تا پایان سال اول دبیرستان، هیچ گروه بندی وجود ندارد. ولی برای شروع سال دوم دبیرستان، دانش آموزان بر حسب توانایی هایشان و آزمون رغبت سنج ، به شاخه ها و رشته های مختلف تقسیم بندی می شوند.

 

معلمان به یکی از دو روش زیر ، گواهی نامه تدریس را دریافت می کنند:

الف ) در مراکز تربیت معلم یک دوره دو ساله که 20 درصد آن صرف آموزش پداگوژی می شود را می گذرانند . این دوره برای تربیت معلمان در سطوح ابتدایی و راهنمایی است.

ب ) گرفتن لیسانس در یک رشته خاص که چهار سال طول می کشد و 18 درصد این دوره صرف آموزش پداگوژی می شود.

ایران در سال 1991 ، به عضویت انجمن ارزش یابی پیشرفت تحصیلی درآمد و در مجموع ، در مطالعه تیمز و مطالعه آموزش زبا ن دوم که توسط این انجمن برگزار شد ، شرکت کرده است . در مطالعه تیمز در سال 1995 ، ایران در دو جمعیت یک و دو شرکت داشته که جمعیت اول شامل پایه های سوم و چهارم ابتدایی ؛ و جمعیت دوم شامل پایه های دوم و سوم راهنمایی است.

 

برنامه درسی ریاضی، در سطح ملی طراحی می شود که تمام مدارس ، ملزم به اجرای آن هستند. اهداف برنامه درسی به وسیله شورای ریاضی دفتر برنامه ریزی و تالیف کتب درسی تهیه ، و به وسیله شورای عالی آموزش و پرورش تایید می شود . به طور مثال ، اهداف برنامه درسی ریاضی از پایه یک تا هشت به صورت زیر است :

- توسعه راه های تفکر نظام وار که دانش آموزان بتوانند در نتیجه گیری و تجرید از این راه ها استفاده کنند ؛ - توسعه توانایی انجام محاسبا ت ذهنی ساده شامل تخمین عددی و اندازه ؛ - آشنا کردن دانش آموزان با جنبه هایی از ریاضیات که مربوط به سایر موضوعات است ؛ - توسعه توانایی های حل مساله ؛ - توسعه فهم مفاهیم ریاضی در هر مساله و توانایی توضیح دادن آن مفاهیم در هر قالب ریاضی. در حال حاضر ، راهنمای برنامه درسی برای کتاب های درسی و تغییر برنامه درسی وجود ندارد .

 

در ویرایش جدید کتاب هاب درسی دوره ابتدایی، بر اساس نظریه های یادگیری، تغییراتی ایجاد شده است. به طور مثال مطالب مربوط به ضرب و تقسیم کسرها از پایه چهارم و تقسیم اعشاری از پایه پنجم حذف شده اند و در کتاب های جدید برای آوردن مثال ها و تمرین ها از زمینه زندگی واقعی استفاده شده است. برای دوره راهنمایی، کتاب پایه سوم راهنمایی که به تازگی انتشار یافته است ، تغییر کرده است . به طور مثال ، مقدمات هندسه تحلیلی و تبدیلات هندسی دراین کتاب گنجانیده شده است . در سطح دبیرستان با تغییر نظام آموزشی ، کتاب هاب درسی به طور کلی عوض شده و ریاضیات محاسباتی و الگوریتمی در تمام پایه ها گنجانیده شده و روی کاربرد تاکید شده است . کتاب های درسی به وسیله وزارت آموزش و پرورش تهیه و توزیع می شوند و تمام مدارس، باید از آنها استفاده کنند. در مدارس ابتدایی و راهنمایی، معلم دقیقا کتاب درسی را دنبال می کند تا نسبت به برنامه درسی وفادار باشد. بیشتر کتاب های درسی شامل شکل های زیاد و توضیح به کمک تصویر است.

انگلستان

 

به گفته دیویس ، بر اساس گزارش یونسک، انگلستان رتبه خوبی به لحاظ رشد اقتصادی دارا است. مخارج آموزش و پرورش در سال 94 – 1993 شانزده درصد از مخارج دولت بود و 5 درصد درآمد ناخالص ملی در سال 1991 صرف آموزش و پرورش شده است. در انگلستان ، دولت مرکزی مسئول تامین نیازهای آموزشی، برنامه ریزی و تعیین خط مشی ملی است. طبق قانون اصلاح آموزش و پرورش محلی سال 1988، بیش تر مدیران مدارس توسط انجمن محلی تعیین می شوند. آموزش اجباری در انگلستان از 5 سالگی تا 16 سالگی است و سطوح ابتدایی ( 11 – 5 سالگی ) و راهنمایی ( 16 – 11 سالگی ) را در بر می گیرد و تا پایان پایه 11، درس های ریاضی و علوم، اجباری هستند. در انگلستان ، سال تحصیلی به سه بخش تقسیم شده است که شامل یک تعطیلات تابستانی طولانی و یک تعطیلات کوتاه دو تا سه هفته ای در کریسمس و عید پاک است. هفته مدرسه ای از دوشنبه تا جمعه و روز درسی، تقریبا 6 ساعت است. در سال 1995، متوسط تعداد دانش آموزان در دوره ابتدایی در هر کلاس 27 دانش آموز و در دوره دبیرستان ، 22 دانش آموز در هر کلاس بود. در انگلستان ، هیچ خط مشی مشخصی برای گروه بندی وجود ندارد و بیش تر مدارس، گروه بندی ندارند. کلاس های مدارس ابتدایی شامل دانش آموزان با توانایی های متفاوت در ریاضی و علوم است ولی در دبیرستان ، گروه بندی در درس ریاضی رایج است اما در درس علوم ، کمتر اتقاق می افتد.

معلمان برای دریافت گواهی نامه معلمی باید به یکی از دو روش زیر عمل کنند:

الف) دوره چهار ساله لیسانس علوم تربیتی را بگذرانند .

 ب) پس از پایان دبیرستان ، یک سال علوم تربیتی5 بخوانند و سه سال دیگر را در یک رشته تحصیلی صرف کنند.

 

انگلستان و ولز از سال 1959، عضو انجمن ارزش یابی پیشرفت تحصیلی هستند. انگلستان به تنهایی یا به همراه ولز، در مطالعات قبلی این انجمن از جمله FIMSS، FISS ، SISS  ، SIMS ، شرکت کرده اند. انگلستان در مطالعه تیمز 1995 ، در دو جمعیت 1و2 شرکت داشته است. جمعیت 1 شامل دانش آموزان پایه 4 و 5 ابتدایی و جمعیت 2 شامل دانش آموزان پایه 8 و 9 دبیرستان است. در سال 1988 ، برای اولین بار در انگلستان برنامه درسی ملی مطرح شد که در سطح آموزش اجباری ، به کار گرفته شد. مدارس مستقل ، ملزم به پیروی از این برنامه ملی نیستند، ولی باید یکی از برنامه های تایید شده را انتخاب کرده و اجرا کنند. استفاده از ابزارهای کمک آموزشی هم چون ماشین حساب و کامپیوتر در کلاس های درس ریاضی ، طی ده سال گذشته افزایش یافته است. در حال حاضر، نگرش دانش آموزان نسبت به ریاضی منفی است و همین باعث می شود که مطالعه ریاضی را در سطوح بالاتر دنبال نکنند. در سطوح بالاتر، نسبت دختران به پسران، برای مطالعه ریاضی کم تر است و این نگرانی را ایجاد می کند که باید راهی برای ترغیب بیش تر دختران به خواندن ریاضی پیدا کرد. کتاب های درسی به طور طبیعی توسط شرکت های تجاری تولید می شوند . با این حال ، بسیاری از کتابها قدیمی شده اند ، چون برنامه های درسی تغییر کرده اند، ولی کتابهای درسی هیچ تغییری نکرده اند.

 

در حال حاضر، ناشران در حال دوباره نویسی کتابها هستند تا با برنامه درسی جدید، متناسب باشد. در انگلستان ، تعداد زیادی از کتاب های درسی که در دوره دبیرستان خیلی زیاد استفاده می شود، از سری پروژه ریاضیات مدرسه ای (SMP) است. تا سال 1991، برای دریافت دیپلم متوسطه انجام کارهای پروژه ای اجباری نشده بود، ولی از آن پس، اجباری شد. برای دانش آموزان پایه های پایین تر، کارهای پروژه ای معرفی شدند و دانش آموزان در این پایه ها بر خلاف گذشته، بیش تر به کار گروهی تشویق می شوند. هم چنین کامپیوترها به طور وسیعی در مدارس در دسترس هستند و دانش آموزان با چگونگی استفاده از آنها و کاربرد هایشان، آشنا شده اند. در اواسط دهه هشتاد در انگلستان، یک بحث جدی در زمینه تربیت معلمان و چگونگی به دست آوردن تکنولوژی جدید توسط معلمان مطرح شد. در نظام آموزشی انگلستان، دو نوع ارزش یابی وجود دارد که یکی ارزش یابی های پیوسته است و به وسیله معلم اجرا می شود و دیگری، ارزش یابی خارجی است که در پایان 7، 11 و 16 سالگی و به طور متمرکز، اجرا می شود. لازم به ذکر است که ارزش یابی خارجی فقط به عنوان نمونه اجرا می شود و هدف آن، ارزش یابی نظام آموزشی است و بر ارزش یابی شخصی دانش آموزان، تاکید ندارد.

 

سنگاپور

 

با توجه به گفته های انگ ، تونگ و توه ، می توان گفت که نظام آموزشی سنگاپور در مواردی، شبیه ایران است. به طور مثال مردم سنگاپور به زبان های چینی ، مالزیایی و هندی تکلم می کنند در حالی که زبان رسمی کشور ، واحد است . هم چنین جمعیت جوان دانش آموزان در کشور سنگاپور ، مشابه ایران است ، و نظام آموزشی ، متمرکز است . کل مخارج دولت در حدود2/9 میلیارد دلار است که 22 درصد آن صرف آموزش و پرورش ، تدارک آموزش کودکان در مدرسه و فراهم کردن آموزش به تناسب توانایی های بالقوه هر دانش آموزاست . توسعه برنامه درسی ، انتخاب کتاب های درسی ، آموزش و استاندارد های ارزش یابی ، در وزارت آموزش و پرورش متمرکز شده اند. هر دانش آموز سنگاپوری حداقل 10 سال آموزش عمومی می بیند که شامل 6 سال دوره ابتدایی و 4 سال متوسطه است . در پایه 1 تا 4، روی سواد پایه و مهارت های عددی تاکید می شود و تمام دانش آموزان براساس توانایی هایشان طبقه بندی می شوند . در سنگاپور ، سه نوع طبقه بندی وجود دارد . تمام دانش آموزان در پایان پایه ششم ، به وسیله یک آزمون ملی ارزش یابی می شوند و سپس ، بر اساس توانایی هایشان ، در یکی از دوره های نظری یا فنی ثبت نام می کنند . پس از پایان دبیرستان ، دانش آموزان حتما باید یک دوره دو ساله را برای ورود به کالج کمبریج – سنگاپور بگذرانند . تمام دانش آموزان از پایه 1 تا 10 ، ریاضی را مطالعه می کنند . هر سال  مدرسه ای ، شامل 4 ترم 10 هفته ای است. بین ترم های 1 و 2 و بین ترم های 3 و 4 مدارس یک هفته تعطیل است.

 یک تعطیلات 4 هفته ای در پایان نیم سال و یک تعطیلات طولانی 6 هفته ای در پایان سال وجود دارد . در سنگاپور ، بیش تر مدارس دو نوبتی هستند. روزهای مدرسه ای از دوشنبه تا جمعه است و فعالیت های فوق برنامه ، قبل یا بعد از ساعت مدرسه یا در روز شنبه برگزار می شود . میزان وقتی که برای درس ریاضی در پایه های مختلف صرف می شود ، متغیر است . به طور مثال ، برای پایه های 1 تا 4 ، 20 درصد ؛ در پایه های 5 و 6 ، 20 تا 27 درصد ؛ در پایه های 7 تا 8 ، 13 تا 14 درصد و در پایه های 9 و 10 ، بین 13 تا 25 درصد از زمان برنامه درسی ، صرف ریاضی می شود. متوسط تعداد دانش آموزان در کلاس های دوره ابتدایی 37 نفر ، در کلاس های دبیرستانی 35 نفر و در سطح کالج ، کمتر از 22 نفر است.

 

آموزش حرفه ای معلمان در سنگاپور، به وسیله شورای ملی آموزش و پرورش تهیه و تدوین شده است که شامل دوره های زیر است:

 

الف) دوره چهارساله لیسانس برای تدریس در دوره ابتدایی و راهنمایی ؛

ب) گذراندن یک دوره یک ساله پس از فارغ التحصیل شدن در یک رشته دانشگاهی که با گذراندن این دوره ، دانشجویان می توانند معلم ابتدایی یا راهنمایی شوند ؛

ج) گذراندن دیپلم آموزشی که مدت آن دو سال بوده و می توان با گذراندن این دوره ، معلم ابتدایی شد ؛

د) دوره های ضمن خدمت که برای تمرین عملی تدریس ، از سوی شورای ملی پیشنهاد شده است.

 

اگر چه جمعیت دانش آموزی سنگاپور همانند ایران جوان است ، ولی متوسط سن معلمان ابتدایی و متوسطه آن ، 41 سال است . سنگاپور در سال 1982 به عضویت انجمن ارزش یابی پیشرفت تحصیلی درآمد . در گذشته سنگاپور در آزمون های دیگر این انجمن از جمله SIMSS شرکت داشته است . در سال 1995 ، سنگاپور در جمعیت 1 و2 تیمز شرکت کرده است. در سال 1990 ، در بخش های ریاضی برنامه درسی ارایه شده ، بازنگری شد . برنامه درسی جدید ، تاکید بیشتری بر مفاهیم ریاضی و توانایی به کار بردن آن ها برای حل مساله ریاضی دارند و به روش های تدریس موثر تاکید شده است . این روش ها عبارتند از :  توسعه مفاهیم ریاضی از طریق انجام فعالیت های معنی دار ؛ استفاده از تفکر ریاضی ، ارتباط های ریاضی وار و حل مساله ریاضی ؛ • استفاده از تکنولوژی کامپیوتر ، در تدریس و یادگیری ریاضیات. وزارت آموزش و پرورش سنگاپور ، فهرستی از کتاب های درسی و مواد کمک آموزشی مناسب را تهیه و در اختیار همه قرارمی دهد . لازم به توضیح است که کتاب های درسی این فهرست ، به طور تجاری تهیه می شوند .

این کتاب ها بدون انعطاف ، برنامه قصد شده را دنبال می کنند . دانش آموزان به خواندن کتاب های درسی تشویق می شوند ، ولی از کتاب ها چیزی نمی آموزند و بیش تر ، از تدریس معلم شان برای مرور درس و انجام تکالیف شان استفاده می کنند. از آن جایی که دانش آموزان در یادگیری ریاضیات دوست دارند که از یک فرآیند ملموس وعینی به سوی تجرید حرکت کنند ، معلمان تشویق می شوند که از این روند ، برای آموزش آنها استفاده کنند . معلمان برای به کار بردن شیوه فعال در یادگیری دانش آموزان و با استفاده از مواد آموزشی ، فیلم های متنوع و کامپیوتر ترغیب می شوند. ارزش یابی ، بخشی از فرآیند یادگیری و تدریس است و هدف آن ، اندازه گیری میزان یادگیری مورد نظر است. ارزش یابی ، آمادگی دانش آموزان را برای یادگیری موضوعات جدید ، مورد بررسی قرار می دهد و به این ترتیب ، برای میزان اثر بخشی تدریس معلم ، بازخورد مناسبی تهیه می کند. 

ژاپن

 

به گفته میاکه و ناگاساکی  ، در سال 1990 ، هفده درصد هزینه عمومی دولت ژاپن صرف آموزش و پرورش شده است که این میزان ، تقریبا 6 درصد تولید ناخالص ملی است. وزارت آموزش و پرورش ژاپن قالب های برنامه درسی استاندارد را تهیه کرده است و مدارس ، برای آموزش اجباری باید یکی از آنها را انتخاب کنند. در ژاپن ، آموزش و پرورش بر طبق الگوی 3-3-6 است. آموزش اجباری شامل شش سال در مدارس ابتدایی و سه سال در مدارس متوسطه است. میزان ریاضی تدریس شده در پایه های مختلف در جدول زیر آمده است.

9

8

7

6

4

3

2

1

پایه

25 25 25 22 22 21 20 19

زمان کلاس ریاضی برحسب ساعت

13% 13%

10%

17% 17% 18% 19% 16%

درصد کلاس ریاضی

در آموزش و پرورش ژاپن ، هم مدرسه خصوصی وجود دارد و هم مدرسه دولتی. بیش تر مخارج مدارس دولتی به عهده دولت مرکزی است. حتی نیمی از مخارج مدارس خصوصی نیز ، به عهده دولت مرکزی است. سال مدرسه ای که از اول آوریل شروع می شود و در 31 مارس تمام می شود ، به سه بخش تقسیم شده است . بیش تر مدارس ابتدایی و متوسطه ، به مدت 35 هفته یا 190 روز باز هستند . روزهای مدرسه ای در هر هفته ، از دوشنبه تا جمعه است . دانش آموزان در هر روز ، 6 ساعت به مدرسه می روند و گاهی 4 ساعت نیز در کلاس های روز شنبه که 2 تا 3 بار در هر ماه برگزار می شود ، حضور می یابند. در سال 1994 ، تعداد متوسط دانش آموز در کلاس های ابتدایی 29 نفر بود و این تعداد ، برای دوره متوسطه 34 نفر بود . در حالی که بیش ترین تعداد دانش آموزان در دبیرستان ، 40 دانش آموز در کلاس درس بود. در ژاپن ، هیچ برنامه مشخصی برای گروه بندی دانش آموزان وجود ندارد و یک برنامه اجباری ریاضی و علوم در کلاس هایی با توانایی های متفاوت دانش آموزان تا پایان پایه نهم ، ارائه می شود. با شروع پایه نهم ، مدارس باید درسهای انتخابی از ریاضی را در برنامه درسی قرار دهند تا دانش آموزان علاقه مند ، درس ها را بگیرند.

کسانی که می خواهند در آینده معلمان ابتدایی و متوسطه شوند ، باید یک لیسانس چهار ساله را به همراه چندین دوره در نظریه های آموزشی و پداگوژی ، به عنوان قسمتی از لیسانس حرفه ای معلمی ، داشته باشند .

 

دوره های دوساله کالج نیز، در آموزش وجود دارند که فارغ التحصیلان این دوره ، می توانند در پایه های 1 تا 9 تدریس کنند. متوسط سن معلمان ژاپن در دوره ابتدایی 40 سال و دردوره اول متوسطه ( پایه های 7 تا 9 ) ، 39 سال و برای دوره دوم متوسطه ( پایه های 10 تا 12 ) ، 42 سال است. ژاپن از سال 1961 ، عضو انجمن ارزشیابی پیشرفت تحصیلی است و قبل از شرکت در مطالعه تیمز ، در مطالعه های تطبیقی دیگر این انجمن از قبیل ، SIMSS,FISS,SISS,FIMSS شرکت کرده است. ژاپن در مطالعه تیمز در سال 1995 ، در دو جمعیت 1 و2 شرکت کرده است. شورای برنامه ریزی در وزارت آموزش و پرورش ژاپن ، هدف های برنامه درسی را هدایت می کند. در دوره ابتدایی ، هدف ها ، کمک به دانش آموزان در مطالعه خردمندانه و منطقی پدیده های زندگی روزانه ، کسب علوم و مهارت های اساسی در ارتباط با اعداد ، کمیت ها و شکل های هندسی ، ایجاد نگرش مثبت نسبت به ریاضی و دست یافتن به رضایت مندی در استفاده از ریاضیات در زندگی روزانه است. در سطح دبیرستان ، این اهداف شامل کمک به دانش آموزان در عمیق تر کردن فهم شان از مفاهیم پایه ای ریاضی ، اصول و قواعد درباره اعداد ، کمیت ها و شکل های هندسی است. دانش آموزان باید بیاموزند که پدیده های ریاضی را نمایش دهند و از شیوه های ریاضی وار دیدن و فکر کردن ، قدردانی نمایند . تغییرات ایجاد شده در برنامه درسی به ترتیب در سالهای 1992 و 93 و 94 برای پایه های 1 تا 6 و 7 تا 9 و 10 تا 12 اجرا شد . اساس این اصلاح ، تاکید بر ریاضیات پایه ، ایجاد قدردانی نسبت به ریاضیات ، راه های ریاضی وار فکر کردن ، و فراهم کردن وضعیتی که دانش آموزان بتوانند به طور فردی تربیت شوند ، است.

 

 در برنامه درسی جدید ، استفاده از کامپیوتر از دوره ابتدایی شروع می شود و در دوره دبیرستان ، در سطح وسیعی به کار گرفته می شود و از پایه پنجم به بعد ، از ماشین حساب در تدریس به طور فزاینده ای استفاده می شود. براساس سومین مطالعه بین المللی ریاضیات و علوم تیمز ، و مطالعات دیگر ، به نظر می رسد که دانش آموزان ژاپنی از ریاضی بیزار هستند و این طرز تلقی ، در بین دانش آموزان رشد یافته است و باید برای آن ، تدبیری اندیشیده شود. برای استفاده از ماشین حساب و کامپیوتر در برنامه درسی  ، تاکید زیادی شده ولی به نظر می رسد که به طور موثر در کلاس درس از آنها استفاده نمی شود و باید در این زمینه ، معلمان را بیشتر آموزش داد.

 

کتاب های درسی توسط تیم نویسنده آن ها که شامل آموزشگران ریاضی ، ریاضی دان ها و معلمان است ، نوشته شده و توسط انتشاراتی های تجاری چاپ می شود . هیات محلی آموزش و پرورش در مشورت با نماینده های معلمان مشخص می کنند که از کدام کتاب درسی از فهرست تولیدات تایید شده توسط وزارت آموزش و پرورش ، استفاده شود . در تمام سطوح از معلم انتظار می رود تا از کتاب درسی برای تدریس استفاده کند و معلمان ، معمولا از کتاب های درسی برای مرور و استحکام بخشیدن دانش ها و مهارت های پایه ای و خلاصه کردن قواعد استفاده می کنند . کتاب ها از یک رهیافت حل مساله که شامل پنج گام پرس و جو ، تشریح ، مثال ها ، تمرین ها و کاربرد ها است ، استفاده می کنند و بیش تر از موضوعات حقیقی زندگی برای معرفی مفاهیم ریاضی استفاده می نمایند. راهنمای برنامه درسی بر برقراری تعادل بین تدریس تکنیک های محاسباتی و توسعه مفاهیم ، تاکید دارد. ولی معلم ها در تدریسشان بیش تر بر تکنیک ها تاکید دارند. اگر چه ریاضیات به صورت یک علم یکپارچه است ، ولی گرایش معلم ها در تدریس ریاضی به صورت موضوعات مجزااست و این گرایش ، در ریاضیات دبیرستانی بسیار رشد کرده است . استفاده از ماشین حساب از پایه پنجم به بعد توصیه شده است ولی معلمان به ندرت از آن استفاده می کنند ، و نیز، استفاده از کامپیوتر برای تمام پایه ها توصیه شده اما هنوز هم در کلاس های درس ، خیلی کم از آن استفاده می شود. رهیافت های استقرایی برای تدریس مفاهیم ریاضی در پایه های 1 تا 9 مورد استفاده قرار می گیرد .

 

مواد آموزشی و دست ورزی، در دوره ابتدایی استفاده می شوند در حالی که در دوره دبیرستان به ندرت مورد استفاده قرار می گیرند . استفاده از پروژه های تحقیقی و باز پاسخ ، قویا توصیه شده اند . در حال حاضر همه معلمان موافقند که پروژه ها مهم هستند ، ولی در چگونگی استفاده از این روش مطمئن نیستند . به یادگیری مشارکتی هم، توجه زیادی نشده و هنوز روش های معلم محوری حاکم هستند. در نظام آموزشی ژاپن ، به طور رسمی ، هیچ ارزشیابی خارجی وجود ندارد . ولی برای آزمون ورودی سه سطح وجود دارد . اولی در پایان پایه نهم و ورود به دوره اول دبیرستان و دومی در پایان پایه نهم و ورود به دوره دوم دبیرستان و سومی در پایان پایه 12 ، برای ورود به دانشگاه است . ارزش یابی محلی نیز برای دادن بازخورد به مدارس و کمک به آن ها در انجام وظایفشان ، وجود دارد . ارزش یابی های کلاسی ، به منظور پرورش دانش آموزان و توسعه تدریس انجام می شود . در ارزشیابی های کلاسی ، استفاده از آزمون کتبی هنوز شیوه غالب است.

کانادا

 

به گفته تیلور  ، کشور کانادا دارای یک حکومت مرکزی و چندین حکومت فدرالی استانی است که آموزش و پرورش ، به وسیله استان ها اداره می شود . کانادا جزو هفت کشور صنعتی جهان است و هزینه های آموزش و پرورش کانادا در سال 1992بیش از 7 درصد در آمد ناخالص ملی بود و در سال 93 – 1992 این هزینه ها ، به 30 میلیارد دلار رسید. کانادا کشوری با تنوع بسیار زیاد جغرافیایی ، سازمان دهی سیاسی وساختار فرهنگی است ، که همه این عوامل ، برساختار و ماهیت نظام آموزشی آن ، تاثیر می گذارد. ساختار آموزش وپرورش کانادا عموما ، 6- 3- 3 است. در طول سال ، 180 تا 200 روز درسی وجود دارد و شامل چند تعطیلی ملی و محلی است. دانش آموزان ابتدایی هفته ای 30 ساعت به مدرسه می روند که 23 تا 24 ساعت از آن ، صرف تدریس و بقیه آن صرف بازی روزانه ، نهار و زنگ تفریح می شود . در دبیرستان ، دانش آموزان هفته ای 30 تا 35 ساعت به مدرسه می روند . در کانادا ممکن است کلاس هایی با بیش از 40 دانش آموز وجو د داشته باشند ، ولی میانگین تعداد دانش آموزان در سال 94 – 1993 در ایالت کبک ، برای دوره ابتدایی 27 نفر و برای دوره دبیرستان 30 نفر بود . خواندن ریاضی تا پایه 9 یا 10 ، اجباری است . در بعضی ازاستانها ، این وضعیت تا پایان پایه 11 ادامه دارد . درس های انتخابی در ریاضی ، معمولا در سطح دبیرستان ارایه می شوند .

 

گروه بندی دانش آموزان در کانادا ، یک موضوع قابل بحث است ، چرا که با اهداف مدارس عمومی تناقض دارد . گروه بندی، موافقان و مخالفانی دارد و فلسفه طرفداران گروه بندی ، عمل گرایی است .

 معلمان برای دریافت گواهی نامه معلمی ، به یکی از دو روش زیر اقدام می کنند :

الف) یک دوره چهارساله دانشگاهی در یک رشته ، به اضافه یک دوره یک ساله در تربیت معلم را می گذرانند ،

 ب) بعد از اخذ لیسانس ، یک دوره دو ساله آموزش معلمان را می گذرانند.

 

بیش تر زمان صرف شده برای دوره های تربیت معلم ، بر پداگوژی و برنامه درسی تاکید دارد . آموزش ضمن خدمت به وسیله آموزش و پرورش ، هیات آموزشی مدرسه یا دانشکده های علوم تربیتی ارایه می شود . شرکت در این دوره ها اجباری نیست ، ولی در بسیاری از مواقع و در زمان تغییرات برنامه درسی و اطمینان بخشی به معلمان ، ضروری است .

 

استان های کبک ، انتاریو و بریتیش کلمبیا از سال 1981 ، عضو انجمن ارزش یابی پیشرفت تحصیلی شده اند ، که در دومین مطالعه تیمز ، در تمام سطوح جمعیتی شرکت داشته است . در مجموع ، پنج استان بریتیش کلمبیا ، آلبرتا ، انتاریو، نیوبرانزویک ، و نیوفوندلند ، مستقلا در یک یا بیش تر از جمعیت های تیمز شرکت داشته اند. اغلب دوره های برنامه درسی ریاضی در کانادا ، مشابه هستند و تمرکز جدید کتاب های درسی ریاضی ، بر یادگیری فعال و فرآیند ریاضی قرار گرفته است .

 

یکی از دلایل این تشابه این است که ناشران ، برای صرفه اقتصادی بیش تر ، مواد درسی ای را در کتاب های خود می گنجانند که حداقل ، مورد تایید دو یا چند استان کانادا باشند. اهداف ریاضی در راهنمای برنامه درسی که به وسیله هر ایالت منتشر شده است ، موجود است . این اهداف در اکثر موارد ، شبیه استاندارد برنامه درسی ریاضی مدرسه ای است که توسط شورای ملی معلمان ریاضی آمریکا و کانادا (NCTM) 15 تهیه شده است. رهیافت های تدریس در 10 سال اخیر ، تغییر زیادی کرده اند . این رهیافت ها به سوی یادگیری فعال رفته اند و سعی می کنند تا دانش آموزان را در تکالیف باز پاسخ ، فعالانه شرکت دهند .

استفاده از ابزارهای کمک آموزشی الکترونیکی از قبیل ماشین حساب و کامپیوتر در کلاس درس ریاضی ، طی 10 سال اخیر افزایش یافته است . در سطح مدارس ابتدایی ، استفاده از ماشین حساب به طور محسوسی افزایش یافته است ، به گونه ای که صحت بیش تر جواب های به دست آمده برای مسایل ریاضی ، با استفاده از ماشین حساب بررسی می شوند . ماشین حساب باعث شد تا مسایل ریاضی واقعی تر شوند ، چرا که قبلا سعی می شد تا اعداد به گونه ای سرراست باشند تا محاسبات ، ساده باشند . ولی اکنون با استفاده از ماشین حساب ، می توان با اعداد غیر معمولی و واقعی نیز ، به راحتی کار کرد . استفاده از ماشین حساب های گرافیکی ، انقلابی در تدریس و یادگیری نمودار و کاربردهای آن پدید آورده است . در حال حاضر، تاکید برنامه درسی ریاضی بر حل مساله و کاربردهای ریاضیات در جهان واقعی و روابط بین رشته ای مانند رابطه ریاضی با سایرعلوم است . در راستای این تاکید ها ، کتاب های درسی نیز تغییر کرده اند .

 

بسیاری از مدارس ، از تکنولوژی جدید در برنامه درسی استفاده می کنند تا بتوانند از برنامه های نرم افزاری و پایگاه های داده های بین المللی نیز ، استفاده کنند. برنامه درسی بر تدریس مفاهیم ، بیش از یادگیری طوطی وار تاکید دارد . استفاده از ماشین حساب در تمام سطوح توصیه شده است . به ویژه در جمعیت 3 ، استفاده از کامپیوتر نیز قویا ، توصیه شده است . استفاده از روش یادگیری فعال ، یادگیری مشارکتی و برنامه درسی باز پاسخ در تمامی دوره ها ، مورد انتظار است. معلمان برای ارزشیابی آموخته های دانش آموزان ، از آزمون های کتبی ، پروژه های کلاسی و ارزش یابی فردی استفاده می کنند .

 

از زمانی که رهیافت های تدریس به سمت یادگیری فعال تغییر یافته ، معلمان استفاده از رویه های ارزش یابی غیر سنتی مانند مشاهده را گسترش داده اند. هم چنین ، آن ها از سایر روش های ارزش یابی که شامل ارزش یابی پرونده کاری ، مشاهده دقیق و خود ارزش یابی است ، نیز استفاده می کنند.

 کره جنوبی

 

به گفته کیم  ، در سال 1994 ، هزینه های آموزش و پرورش در کره جنوبی ، بیست و سه درصد از کل هزینه های دولت و در حدود 4 درصد از درآمد ناخالص ملی بود. در کره جنوبی ، وزارت آموزش و پرورش مسئول تهیه خط مشی مربوط به آموزش ، چاپ و تایید کتاب های درسی ، سیاست های اجرایی و فراهم کردن پشتوانه مالی برای دانشگاه های ملی است . هیات مدیره هر ناحیه آموزش و پرورش ، تصمیمات مربوط به آن ناحیه را می گیرد.

 

مسئولیت تمام مدارس ابتدایی و متوسطه ، با ادارات محلی آموزش و پرورش است . از زمان انقلاب کره در سال 1948 ، مدارس کره ملزم هستند تا برنامه درسی ملی را اجرا کند .ساختار  وزارت آموزش و پرورش کره 6 - 3 -3 است که شامل 6 سال ابتدایی و سه سال راهنمایی و سه سال دبیرستان است . بیش تر مدارس در کره دولتی هستند ولی تعدادی مدرسه خصوصی نیز وجود دارد که معمولا توسط یک شخص و با رعایت بعضی اصول تعیین شده توسط دولت ، اداره می شوند . سال مدرسه ای در کره از اول مارس تا آخرین روز فوریه است و شامل بیش از 220 روز است که از این میان ، 204 روز برای آموزش و 16 روز برای فعالیت های فوق برنامه و جشنواره است . سه دوره تعطیلی در طول سال تحصیلی وجود دارد . دانش آموزان در هر هفته ، از دوشنبه تا شنبه به مدرسه می روند. در سطح ابتدایی ، دانش آموزان 24 تا 31 ساعت در هفته و در سطح دبیرستان ، 34 ساعت در هر هفته به مدرسه می روند .

 

در سال 1995 ، متوسط تعداد دانش آموزان در کلاس های درس دوره ابتدایی 37 نفر بود و این تعداد برای دوره راهنمایی و دبیرستان ، به ترتیب 48 و 49 نفر بود. در کره جنوبی ، قانون رسمی برای گروه بندی دانش آموزان وجود ندارد و کلاس ها در بر گیرنده دانش آموزان با توانایی های متنوع هستند . مطالعه ریاضی تا پایان پایه 11 ، اجباری است. معلمان به یکی از دو روش زیر گواهی نامه تدریس را دریافت می کنند: یا دوره چهار ساله لیسانس را در یک کالج می گذرانند و یا یک دوره معلمی را که توسط دانشگاهها ارایه می شود ، سپری می کنند. در سال 1994 ، متوسط سن معلمان برای مدارس ابتدایی ، دوره اول دبیرستان و دوره روم دبیرستان ، به ترتیب 42 و 39 و 40 سال بود. کره از سال 1982 ، عضو انجمن ارزشیابی پیشرفت تحصیلی است و در دومین مطالعه بین المللی علوم و مطالعه محیط زیست ، شرکت داشته است . کره در جمعیت 1 و جمعیت 2 مطالعه تیمز شرکت کرده است . کره در جمعیت 3 شرکت نکرد چرا که دانش آموزان پایه 12 ، کار زیادی برای ورود به کالج انجام می دهند و برنامه سنگینی دارند.

 

اهداف کلی آموزش ریاضی در کره ، به صورت زیر معرفی شده است: - فهمیدن مفاهیم و اصول پایه ای و اشکال هندسی از طریق استفاده از رهیافت های ریاضی در مشاهده و سازمان دهی پدیده های مختلف که در زندگی روزمره اتفاق می افتد ؛ - حل مسایل منطقی متفاوت به وسیله تمرین مهارت های ریاضی پایه و به کار بردن آن ها در زندگی روزمره ؛ - افزایش توانایی ها و قابلیت های مورد نیاز ریاضی کاربردی و مهارت های حل مسایل مختلف. در کره ، خط مشی مشخصی در رابطه با استفاده از وسایل کمک آموزشی مانند کامپیوتر و ماشین حساب در کلاس های درس ، وجود ندارد و استفاده از آن ها ، فقط به علاقه معلم بستگی دارد ولی استفاده از این وسایل در آینده ، اجتناب ناپذیر است. اگرچه رویکرد برنامه درسی ریاضی به سوی روش فعال تغییر کرده ، ولی تغییر شیوه تدریس خیلی کند است . با این که آموزشگران ریاضی استفاده از شیوه های متفاوت تدریس را توصیه می کنند ، ولی معلمان استفاده از روش سخنرانی را پیشنهاد می کنند .

 

چون در کره جنوبی ، تعداد دانش آموزان در کلاس های درس زیاد است ، خواسته والدین هم این است که مدرسه ، فرزندانشان را برای آزمون ورودی دانشگاه ها ، آماده کنند. در این کشور ، در دوره ابتدایی از یک کتاب درسی و یک کتاب تمرین که توسط وزارت آموزش و پرورش تهیه شده ، استفاده می شود . کتاب تمرین بر تمرین های محاسباتی و کاربردی تمرکز یافته است .

 

کتاب های درسی طی ده سال اخیر ، تغییر بسیاری کرده است . این کتابها به وسیله مؤسسات تخصصی که زیر نظر وزارت آموزش و پرورش کار می کنند ، چاپ می شوند . نویسندگان کتابها ، معمولا ترکیبی از معلمان ، متخصصان آموزش و پرورش و متخصصان موضوعی هستند. استفاده از سؤالات باز پاسخ در امتحانات خارجی مثل ارزش یابی ملی و امتحان های ورودی دانشگاه ها ، افزایش یافته است و درکلاس درس ، بر این نوع سؤالات ، تاکید بیشتری می شود . معلمان سعی می کنند بر فعالیت های دست ورزی ملموس و کار گروهی ، تاکید کنند . برای آسان تر کردن یادگیری ، تعدادی تکلیف با هدف مرور آن چه که آموخته شده ، در پایان هر درس ، به دانش آموزان داده می شود . اگر چه ماشین حساب به عنوان قسمتی از زندگی روزانه در کره جنوبی شده است ، ولی دانش آموزان استفاده از آن را در برنامه ریاضی مدرسه ای ندارند . علوم کامپیوتری ، برنامه های کامپیوتری و کاربردهای آن ها در برنامه درسی ریاضی ضروری نیستند و به صورت موضوعات مجزا تدریس می شوند. در کره ، آموزش کلاسی طی ده سال گذشته بوده است .

ارزش یابی ملی برای دانش آموزان کره ای یکی برای ورود به دانشگاه است. دانش آموزان برای شرکت در امتحان ورودی دبیرستان باید در ناحیه آموزشی خود شرکت کنند . البته ، دانش آموزان یک آزمون پیشرفت تحصیلی هم در سطح ملی می دهند که در مدارس ابتدایی ، راهنمایی و دبیرستان اجرا می شود و هدف آن ، ارزش یابی ، کنترل فرآیند یادگیری دانش آموزان و کارآمدی نظام آموزشی در سطح ملی است . ارزش یابی های محلی و کلاسی نیز با روش های متفاوتی انجام می شوند.

 

 

منابع

 ________________________________________________________________________________________

 [1] Robitaile , David F . (1997) National Context for Mathematics and Science Education , AN {1}  ENCYCLOPEDIA OF THE EDUCATION SYSTEMS PARTICIPATING IN TIMSS , Published by Pacific Educational press , Faculty of Education , University of British Clombia.

 {2} سلسبیلی ، نادر ( 79 – 1378 ) ، همایش علمی – پژوهشی آموزش ریاضی و علوم با تاکید بر یافته های سومین مطالعه بین المللی ریاضیات و علوم ( تیمز) ، مجله رشد آموزش ریاضی ، شماره 57 . سال پانزدهم ، دفتر انتشارات کمک آموزشی ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی ، وزارت آموزش و پرورش.

 {3} عصاره ، علیرضا . ( 80 – 1379 ) . عوامل مؤثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان پایه های دوم و سوم راهنمایی کشور در درس ریاضی ( جمعیت دوم تیمز ) مجله رشد آموزش ریاضی ، شماره 59 و 60 ، سال پانزدهم ، دفتر انتشارت کمک آموزشی ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ، وزارت آموزش و پرورش .

{4} کیامنش ، علیرضا ؛ خیریه ، مریم ، ( 1379) ، روند تغییر درون دادها و برون دادهای آموزش ریاضی براساس یافته های TIMSS و TIMSS-R ، انتشارت پژوهشکده تعلیم و تربیت ، وزارت آموزش و پرورش .

{5} گویا ، زهرا ؛ غلام آزاد ، سهیلا ، ( 80 – 1379 ) ، گزارش بیست و چهارمین کنفرانس روان شناسی آموزش ریاضی ، مجله رشد آموزش ریاضی ، شماره 61 ، سال پانزدهم ، دفتر انتشارات کمک آموزشی ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ، وزارت آموزش و پرورش.

{6} گویا ، زهرا ، ( 1376 ) ، یادداشت سر دبیر ، مجله رشد آموزش ریاضی ، شماره 48 ، سال یازدهم ، دفتر انتشارات کمک آموزشی ، سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ،

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :