برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

هوش مصنوعی کلاسیک
>> مقدمه
>> انواع روش های جستجو
>> جستجوی عمقی
>> جستجوی عمقی محدود شده
>> جستجوی سطحی
>> جستجوی عمقی تکرار شونده
>> جستجوی هزینه یکنواخت
>> جستجوی حریصانه
>> جستجوی *A

.: الگوریتم های متاهیوریستیک
>> مقدمه
>> الگوریتم تپه نوردی
>> الگوریتم تپه نوردی تعمیم یافته
>> الگوریتم پرتو محلی
>> الگوریتم ذوب فلزات
>> الگوریتم TA

.: برنامه های نمونه
>> روش های جستجو
>> کوتاهترین مسیر با روش *A
>> مربع هشت
>> درخت پوشای مینیمم
>> کوتاهترین مسیر فلوید
>> مساله چیدمان دینامیک
>> نقطه مرکزی

مقدمه ای در مورد تفکر انسان کمک می کند که به ماشین نحوه تفکر را بهتر آموزش دهیم

اشتباهات اساسی در باره تفکر

* هر مشکل تنها یک راه حل دارد

* بهترین راه حل قبلا کشف شده است

* راه حل ها پیچیده هستند

* خلاقیت ذاتی است نه اکتسابی

توانایی‌ها و رویکردهای لازم برای تفکر ناب

- حس کنجکاوی

- مبارزه طلبی

- نارضایتی کارآمد

- باور به حل مشکل

- توانایی تعلیق داوری و انتقاد

- دیدن نقاط قوت

- داشتن پشتکار

- مشکلات به پیشرفت منتهی می شوند

- یک مشکل خود می تواند راه حل باشد

- مشکلات جالبند و پذیرفتنی

- اشتباهات پذیرفتنی هستند

- تخیل انعطاف پذیر

تفکر همگرا و واگرا

Ø       تفكر همگرا برای هر مسئله یك راه حل واحد درست تولید می‌كند از این رو نقش این نوع تفكر در سنجش هوش بسیار مهم است .

Ø       از سوی دیگر تفكر واگرا به مجموعه‌ای راه‌حل مختلف برای یك مسئله یا فرضیه منجر می‌شود ، و از این جهت این تفكر در فرآیند آفرینندگی یا خلاقیت نقش اساسی ایفا می‌كند .

Ø       در واقع بسیاری از اوقات تفكر واگرا با خلاقیت یا آفرینندگی مترادف به كار می‌رود و غالب آزمونهای خلاقیت آزمونهای تفكر واگرا هستند .

 ویژگیهای تفكر واگرا از نظرگیلفورد

الف- اصالت (تولید راه حلهای نو و بدیع – تأكید بر تازگی و منحصر به فرد بودن پاسخها )

ب- انعطاف پذیری ( تولید ایده‌ها و اندیشه‌های متنوع- تأكید بر تنوع پاسخها )

ج- سیالی یا روانی (تولید ایده‌ها و اندیشه‌های فراوان- تأكید بر كمیت پاسخها )

د- بسط (تولید جزئیات – تأكید بر گسترش و پرداخت پاسخها)

ویژگیهای تفكر واگرا از نظرلاندشیر (1963)

در برابر مسأله‌ای كه باید حل شود، تفكر همگرا با دقت زیاد خود را در چارچوب داده‌های مقدماتی محدود می‌سازد. این فكرهمگرا با دقت و مو‌شكافی نتیجه‌گیری کرده و بدون به خطر خود در مسیر اولیه خود باقی مانده و به راه حلی ختم می‌شود كه غالباً اصیل نیست.

در حالی كه جوهر تفكر واگرا در تولید اشكال جدید واتصال عواملی كه طبق عادت مستقل و جدا از هم فرض شده‌اند ،نهفته است.اگر متوجه باشیم این همان مسیر ذوق، تخیل و آفرینندگی است

تفكر همگرا و تفكر واگرا و اصطلاحات متفاوت دیگر

برخی از محققان و صاحبنظران برای دو واژه تفكر همگرا و تفكر واگرا از اصطلاحات متفاوتی استفاده كرده‌اند .

 دوبونو (1994 ): دو اصطلاح تفكر عمودی و تفكر جانبی را به كار می برد . به عقیده وی در تفكر عمودی در مقایسه با تفكر جانبی ، وسعت عمل محدود و مسیر و جهت آن مشخص است .

هاچینسون (1949): نیز به دو نوع تفكر متفاوت اشاره كرده است :

v      نوعی تفكر كه در آن فرد گام به گام براساس اطلاعات موجود و قواعد منطق برای حل مسأله پیش می‌رود

v      و نوعی دیگر از تفكر كه مبتنی بر بینش است. در این روش اخیر تفكر گرچه ذهن از اطلاعات موجود و منطق متعارف آغاز می‌كند ولی خود را به این چارچوب محدود نمی‌‌سازد ، بلكه فراتر می‌رود و به كمك تخیل و بینش دست به تركبیهای نو و بدیع می‌زند .

بارتلت تفکر همگرا را تفكر «در حلقه بسته » و تفکر واگرا را تفكر «تهور آمیز »نامیده است . از رهگذر تفكر تهور آمیز عناصربه ظاهر نامربوط در هم در می‌آمیزند تا هسته یك اثر هنری ، نظریه علمی یا یك اختراع تشكیل گردد.

 

سرچشمه تمامی نیروهای انسان، تفكر است. با این وجود هرگز نمی‌توانیم ادعا كنیم كه در این مهارت انسانی كه پرارزش‌ترین توانایی ماست، كامل شده‌ایم. هر قدر هم كه در آن متبحر شده‌ باشیم، باز هم باید بخواهیم بهتر و بهتر بیاندیشیم."

ادوارد دبونو در كتاب شش كلاه تفكر

مقدمه

 تمایز مدیریت علمی با اداره كردن غیر علمی در مواجهه با مسائل سازمان است و امروزه توسعه مهارت‌های حل موفق مساله اصل اجتناب‌ناپذیر در هدایت هر سازمان می‌باشد.  هدف از ارائه این بخش ایجاد و تقویت دانش و مهارت لازم در مدیران سازمان جهت چگونگی مسئله‌یابی و حل مسئله می‌باشد.

همه ما كم و بیش با واژه‌های مدیر و مدیریت آشنایی داریم و همه ما به نوعی در زندگانی روزمره مدیریت می‌كنیم و این مدیریت گاهی ابزار و تجهیزات و گاهی به منابع عظیم نیروی انسانی و سرمایه و ... محدود می‌شود . اما می‌توان گفت یکی از وظایف اصلی مدیران شناسایی و حل مساله است. این ایده در واقع نگرشی جدید بر مقوله مدیریت است كه تئوری بهبود مستمر فرآیندها نیز بر این مقوله استوار است.

آشنایی با فرآیند حل مسئله فرد را كمك می‌كند كه در مراحل منظمی به شناسایی مسئله، جمع‌آوری اطلاعات، بررسی راه‌حل‌های ممكن و در نهایت انتخاب بهترین راه‌حل ‌برای مسئله بپردازد. بعبارت دیگر برای حل مسائل ابتدا باید چگونگی یافتن مسئله یا مسئله‌یابی را آموخت ، سپس باید ابزارهای حل مسائل را شناخت و سپس با نگرشی دقیق كیفیت و بهره‌وری را در سازمان افزایش داد. در اینجا توجه به این نکته ضروری است که توضیحاتی كه در این قسمت ارائه خواهد شد، تنها بیانگر فرآیند منطقی حل مسئله است، اما در دنیای واقعی و در صحنه عمل حل مسئله نیازمند تمرین و كسب تجربه است.

 

تعریف مسئله

مسائل را بطور كلی می‌توان موقعیت‌هایی دانست كه در آنها با عدم قطعیت یا دشواری در راه رسیدن به آنچه كه می‌خواهیم بدست آوریم مواجه هستیم به عنوان مثال بد كار كردن یك كامپیوتر یك مسئله خواهد بود اگر كار شما را به تأخیر اندازد.

مسئله وقتی بوجود می‌آید كه یك مانع ما را از رسیدن به هدف باز دارد. به عبارت بهتر :

هدف (Objective) + مانع (Obstacle)= مسئله (Problem)

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :