برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

دو منظور اساسی از بکارگیری تله خط در شبکه دنبال می شود :
1- خط یک امپدانس تعریف شده بدون توجه به شرایط بهره برداری در شبکه فشار قوی پشت تله خط (این ویژگی تله خط مانع اتلاف بیهوده قدرت سیگنال کاربر در اثر نشت آن به شبکه پشت تله خط، که ممکن است با کلید زنی آرایشهای مختلفی داشته باشد، خواهد شد).
2- محدود کردن سیگنالهای مخابراتی به بخشی از شبکه انتقال انرژی که تله خط در انتهای آن قرار دارد (شبکه مخابراتی) و جلوگیری از نفوذ این سیگنالها به شبکه های مجاور (چنانچه این هدف برآورده شود می توان در بخشهای دیگر شبکه مجدداً از باندهای فرکانس مشابه استفاده نمود) .

ساختمان تله خط
در شکل 1 اجزاء اصلی تشکیل دهنده یک تله خط LT معرفی شده اند. از میان آنها عناصر اصلی تله خط LT ، که معرف رفتار وسیله در شبکه انتقال انرژی و شبکه مخابراتی هستند، در شکل 5 نشان داده شده اند. این اجزاء عبارتند از :
1- پیچک اصلی (Main coil)
2- وسیله تنظیم (Tuning device)
3- وسیله محافظ (Protective device)
یک تله خط با اجزاء فوق برای نصب در حد فاصل نقطه ورودی سیگنال کاربر و سایر تجهیزات شبکه قدرت نظیر تسمه ها و ترانسفورماتورها در نظر گرفته می شود. پیچک اصلی همراه با وسیله تنظیم، در حالیکه از امیدانس قابل اغماضی در فرکانس شبکه انتقال انرژی (50 یا 60 هرتز) برخوردار می باشد، در برابر یک یا چند فرکانس کاربر و با باند فرکانسی، امیدانس نسبتاً بزرگی از خود نشان داده و مایع نفوذ سیگنالهای مخابراتی به محیط سست می گردد.
در یک بررسی دقیق (هنگام ارزیابی فنی پیشنهادهای مختلف) لازم است وظیفه و مشخصه های الکتریکی و غیرالکتریکی سایر اجزاء تله خط نیز مورد توجه قرار گیرند :
4- ترمینالهای اتصال تله خط به شبکه فشار قوی
5- حلقه محافظ کرونا
6- اسپایدر (Spider)
7- جمعه آویز (Suspension ring)
8- تسمه های نگهدارنده (Insulated tie bars)
9- پایه (جهت نصب تله خط روی پایه)
10- توری جهت ممانعت از ورود پرندگان


مشخصات عمومی اجزاء یک تله خط
الف) پیچک اصلی (Main coil)

پیچک اصلی نقش یک اندوکتیویته را در تله خط ایفاء می کند. یک تله خط در محل ورود خط انتقال به پست فشار قوی و سری با خط قرار می گیرد. به همین دلیل پیچک اصلی که رابط واقعی شبکه انتقال انرژی و پست فشار قوی است، علاوه بر شرایط آب و هوایی محل پست باید قادر باشد کلیه مشخصات لاینفک خط انتقال، نظیر جریان نامی، جریان اتصال کوتاه، تنشهای ولتاژی و مکانیکی شبکه را تحمل نماید. عموماً تله خط ها باید از قابلیت دسترسی (Availability) بالایی برخوردار باشند. در واقع طرح آنها باید آنچنان باشد که در طول عمر مفید خود با حداقل تعداد خرابی و زمان تعمیر و نگهداری مواجه گردند.




لاین تراپ - LINE TRAP( تله موج )

لاین تراپ ( LINE TRAP )



لاین تراپ یا تله موج : امروزه یكی از اجزای اصلی در هر پست فشار قوی سیستم ارتباطی PLC است .از این وسیله برای ارتباط صوتی ( بیشتر ) استفاده میشود و در كاری حساس تر جهت انتقال داده های هر پست و سیستم های حفاظتی نیز استفاده مینمایند .

خطوط فشار قوی بعنوان سیم های ارتباطی بین دو نقطه در ارتباط ها نقش دارند ، برای در خدمت گرفتن از این كابلهای ولتاژ بالا و فركانس 50 هرتز برق ( در ایران) احتیاج به لوازمی است كه بتواند اطلاعات و صوت و تصویر را با فركانسی مشخص ( عموما بین 300 تا 2000 هرتز ) بروی سیستم انتقال انرژی منتقل نماید . این وسیله بطور عموم به تله موج شناخته میشود كه شامل اجزایی است و تنظیمات خاص خود در ولتاژ های مختلف را دارد كه در این مقوله با این تجهیز بیشتر آشنا میشویم.

تله كوج از اجزایی تشكیل شده است كه به مهمترین آنها می پردازیم :

الف ) كویل اصلی :

عموماً به شكل استوانه ای است و شامل اندوكتانس اصلی مدار ( حد اكثر تا 2 میلی هانری ) لاین تراپ ( تله موج ) می باشد. جنس آن عموما از آلومینیوم سبك است و بطور سری با سیستم انتقال انرژی از یك طرف و با ترانس ولتاژ خازنی ( بعنوان خازن كوپلاژ ) از طرف دیگر ارتباط دارد .این كویل تحمل بالایی دارد بطوریكه در برابر جریانات اتصال كوتاه و رعد و برق تحمل پذیری بالایی دارد و هادی های آن مستقیم توسط جریانات هوا خنك میشوند ( بدین جهت بین هر دور از كویل یك فاصله هوایی كوچك در نظر گرفته میشود) . كویل را در برابر نفوذ پرندگان توسط سیم های توری در دو سر كویل محافظت می نمایند. بسته به طراحی ، كویل بصورت آویزان و یا بروی ترانس ولتاژ نصب میشود ( چه بصورت ایستاده و یا خوابیده ).

ب ) برقگیر :

كار برقگیر مشخص است ، جهت زمین كردن اضافه ولتاژ ها در داخل كویل این برقگیر نصب میشود . البته در دوسر كویل هم جهت جلوگیری از كرونا میتوان حلقه های محدود كننده تعبیه شود .

ج ) واحد تنظیم كننده ( Tuning Unit ) :

واحد تنظیم كننده در محفظه ای عایق و بصورت موازی با كویل اصلی به شكلی قابل انعطاف در داخل استوانه ( كویل ) قرار دارد . كار این دستگاه تطبیق امپدانس است كه در كارخانه سازنده با توجه به سفارش مشتری تنظیم میشود و در هنگام نصب تغییری در آن نمیتوان ایجاد نمود (واحد تنظیم كننده را میتوان برای چند باند فركانسی تنظیم نمود) .

هنگام كار بروی واحد تنظیم كننده باید آنرا حتماً اتصال كوتاه نمود چون بعلت میدانهای الكتریكی ممكن است تا ولتاژهای بسیار بالایی شارژ شود و برای مدت زمانی میتواند باقی بماند .





خازن کوپلاژ- Coupling Capacitor(CC)

خازن کوپلاژیا خازن مبدل ولتاژ Capacitor Voltage Transformer(CVT)از تعدادی خازن سری تشکیل شده است که دستگاه PLC را از ولتاژ فشار قوی ایزوله می نماید. این قسمت رابط بین خط فشار قوی و Coupling Devices می باشد، و اصلی ترین قسمت وسایل کوپلاژ میباشد. ظرفیت این خازن بین 1000Pf تا 10000 pf می باشد که به همراه تله موج به عنوان یک فیلتر بالا گذر عمل می نماید.

Coupling Device (CD)- دستگاه کوپلاژ

CD یا Line Matching Unit (LMU) بین نقطه ولتاژ پایین خازن کوپلاژ و دستگاه قراردارد واز قسمتهای زیر تشکیل شده است:

Drain coil _کویل نشتی

Surge arrester_برق گیر اولیه

_سوئیچ اتصال به زمین

Matching transformer_ترانسفور ماتور تطبیق امپدانس

Tuning devices_وسیله تنظیم

Surge arrester_برق گیر ثانویه

Matching transformer - ترانسفور ماتور تطبیق

این ترانسفورماتور ضمن جداسازی اولیه و ثانویه دستگاه کوپلاژ، برای تطبیق امپدانس خط فشار قوی با دستگاه PLC بکار می رود.

کوپلاژ فاز به زمین

در این روش PLC بین یک فاز وزمین قرار می گیرد، در نتیجه یک خازن کوپلاژ(CC) یک تله موج و یک دستگاه کوپلاژ مورد نیاز است در بیشتر موارد از این سیستم استفاده میشود ، بنابراین دارای هزینه کم ولی معایب زیر است:

_ضریب اطمینان آن به لحاظ اینکه روی یک فاز قرار گرفته کم است.

_میزان تضعیف نویز آن در مقابل سایر روشها زیاد است.

از آنجا كه معمولاً در پستهای فشار قوی از ترانسفورماتور ولتاژ خازنی جهت اندازه‌گیری ولتاژ استفاده می‌شود، می‌توان از خازن همین ترانسها نیز جهت كوپلینگ استفاه كرد. در هنگام استفاده از ترانسفورماتور ولتاژ خازنی به جای خازن كوپلینگ لازم است به دو نكته زیر توجه شود ترانسفورماتورهای ولتاژ خازنی دارای دو ترمینال خروجی ولتاژ متوسط و ولتاژ پائین هستند. جهت اتصال به واحد تطبیق امپدانس بایستی از ترمینال ولتاژ پائین استفاه شود.

ظرفیت خازنی دیده شده توسط واحد تطبیق امپدانس، اتصال سری دو خازن C1 و C2 است كه مقدار آن خواهد بود. (C1 ظرفیت خازنی بین ترمینال ولتاژ متوسط و فشار قوی و C2 ظرفیت خازنی بین ترمینال ولتاژ متوسط و ولتاژ پائین است).

دستگاه فرستنده – گیرنده PLC :

این وسیله وظیفه ارسال و دریافت سیگنالهای مخابراتی را بعهده دارد. محدوده فركانس مورد استفاده در سیستمهای PLC بین 30 تا 500 كیلوهرتز قرار دارد. حد بالاتر از 500 كیلوهرتز به علت وجود نویز زیاد در این محدوده فركانسی در شبكه‌های قدرت و حد پائین‌تر از 30 كیلوهرتز به دلایل اقتصادی انتخاب نمی‌شوند. سیگنالهای مختلف صحبت، اطلاعات و ... در یك باند فركانس به پهنای 5/2 یا 4 كیلوهرتز چیده شده و سپس به فركانس مطلوب در محدوده 30 الی 500 كیلوهرتز مدوله می‌شوند. در مرحله بعد این اطلاعات از طریق كابل ارتباطی، وسیله كوپلاژ، خازن كوپلاژ و خط انتقال قدرت به سمت دیگر خط ارسال می‌گردند. در مقصد عمل عكس انجام شده و پس از دمدولاسیون، هر بخش اطلاعاتی به واحد مربوطه هدایت می‌شود. برای ارسال و دریافت همزمان به دو باند فركانس 5/2 یا 4 كیلوهرتزی نیازمندیم. این باندها ممكن است از نظر فركانس در مجاورت هم قرار گرفته و یا با یك فاصله نسبت به هم مدوله شوند.

بنابراین برای هر كانال ارتباطی مركب از یك باند فركانس برای ارسال اطلاعات و یك باند دیگر برای دریافت آنها حداقل به پهنای باندی در حدود 8 كیلوهرتز نیاز داریم (با این فرض كه باندهای ارسال و دریافت 4 كیلوهرتزی بوده و در مجاورت هم باشند). برای استفاده بهتر از خط انتقال انرژی می‌توان از تعداد كانالهای بیشتری استفاده نمود. تعداد این كانالها بستگی به نیاز پست فشار قوی داشته و با توجه به اهمیت،‌ بزرگی و موقعیت آن انتخاب می‌شود. تمام این كانالها می‌باید در محدوده فركانس 30 الی 500 كیلوهرتز قرار داشته باشند.

http://www.kochacksaraei.blogfa.com/post-34.aspx

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :