برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)




در چینش باند‌ها باید چند نکته اصلی را مد نظر داشت:

1- استفاده از تعداد بیشتری باند با صدای ملایم، بهتر از استفاده از تعداد کمتر باند با صدای زیاد است. استفاده از تعداد کم باند و زیاد کردن صدا باعث می‌شود تا کسانی که نزدیک باند‌ها قرار دارند ناچار باشند صدایی بسیار زیاد را تحمل کنند و کسانی که از باند‌ها دور هستند صدایی ضعیف را بشنوند. اگر تعداد باند‌ها به حد کافی باشد نیازی نیست صدای آن‌ها را بیش از حد زیاد کنید. تعداد بیشتر باند این امکان را می‌دهد تا شما صدایی یکنواخت‌تر در مجلس داشته باشید.
2- باند‌ها را در جایی قرار ندهید که مقابل آن‌ها مانعی قرار داشته باشد. حتی بهتر است در پشت پرده و یا پارچه‌ ضخیم نیز نباشد. اصطلاحا باند‌ها باید دیده شوند.
3- شرایط آکوستیکی محیط را بسنجید. باید دقت کنید محیط چه فرکانس‌هایی را جذب می‌کند و چه فرکانس‌هایی را منعکس می‌کند.به طور کلی سطوح سخت و صاف فرکانس‌های زیر و میدرنج را منعکس کرده و فرکانس‌های بم را جذب می‌کنند. سطوح نرم و متخلخل فرکانس‌های زیر را جذب کرده و فرکانس‌های پایین را منعکس می‌کنند.
4- صدای باند‌ها معمولا در راستای مرکز آن‌ها منتشر شده و بهترین صدا در نقطه‌ی مقابل باند شنیده می‌شود. پس، از چرخاندن باند‌ها به سمت دیوارها بپرهیزید. آن‌ها را درست به سمت مستمعین نشانه‌روی کنید. البته در برگه مشخصات هر باند ذکر شده است که صدای باند در چه زاویه‌ی افقی و چه زاویه‌ی عمودی بهتر پخش می‌گردد.
5- اگر در جایی کار می‌کنید که سقف بلندی دارد، تعدادی باند را نیز در ارتفاع بالاتر قرار دهید. اگر این کار را نکنید صداهایی که از سمت سقف منعکس می‌شوند با کمی تاخیر به گوش می‌رسد و از کیفیت کار شما می‌کاهد. استفاده از باند در ارتفاع بالاتر باعث می‌شود تا صدای بلند باند‌ها، صداهای ضعیف‌تر منعکس شده از سقف را پوشش دهند. (به طور کلی، اگر دو صدا به صورت همزمان به گوش برسد، مغز صدای ضعیف‌تر را حذف کرده و تنها صدای بلند‌تر را پردازش می‌کند)
6- از قرار دادن باندها در نزدیکی میکروفون ها به شکلی که میکروفون در راستای انتشار صدای باند باشد پرهیز کنید. ممکن از هنگام زیاد کردن صدا در حین برقراری مجلس دچار فیدبک شود.
7- باند‌ها را روی پایه‌های استاندارد قرار دهید.
8- معمولا صدای پشت باند کثیف و کدر است. بهتر است باند‌ها به شکلی قرار بگیرند که صدای پشت آن‌ها شنیده نشود. به عنوان مثال آن‌ها را کنار دیوار‌ها و ستون‌ها قرار دهید.
9- هنگام کابل کشی، دقت کنید کابل‌ها لای در و یا زیر پا نباشند. زیرا هم ممکن است کابل‌ها آسیب ببینند و هم ممکن است کشیده شده و قطع شوند.
10- کابل‌های باند را به شکلی بکشید که به صورت موازی از کنار سیم‌های حامل جریان برق رد نشوند.
11- سعی کنید از کابل‌های استاندارد با ضخامت و جنس مناسب استفاده کنید. استفاده از کابل‌های نامناسب موجب افت سیگنال صدا در کابل‌های با طول زیاد می‌شود.



متصل کردن باند‌ها به یکدیگر

در حالت عادی و با کابل‌های معمول، باند‌ها به صورت موازی به یکدیگر متصل می‌گردند. اگر در مجلسی قرار دارید که نیاز است از باند‌های متعدد استفاده کنید، می‌توانید یک باند را مستقیم به خروجی چپ و یا راست پاور متصل کنید و باند دیگر را به پشت باند اول متصل کنید. بهتر است بین لاین‌های چپ و راست توازن را رعایت نمایید و. یعنی اگر دو باند به سمت راست متصل است، دو باند دیگر با همان توان و اهم به لاین چپ متصل شود. (اگر بتوانید تمام باندها را مستقیم به خروجی پاور متصل کنید، افت سیگنال کمتری خواهید داشت. )
هنگام اتصال باندها باید دقت نمایید که هر باند مقاومت داخلی (اهم) مخصوص خود را دارد که در مشخصات باند ذکر شده است. وقتی باند‌ها به صورت موازی متصل می‌شود، مقاومت معادل آن‌ها از فرمول زیر به دست می‌آید:
R = مقاومت معادل کل باند‌ها بر حسب اهم (Ω)
R1 = مقاومت باند یک بر حسب اهم (Ω)

[ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]

ممکن است گاهی مقاومت باند‌ها در یک لاین، کمتر از حداقل آمپدانس پاور شود. در این حالت ممکن است فشار روی باند‌ها زیاد شده و موجب آسیب دیدن آنها گردد. در باندهایی که توییتر و ووفر دارند، معمولا توییتر به علت داشتن آمپدانس پایین‌تر زودتر دچار مشکل می‌شود. اغلب باندهای فول رنج 16 اهم و باندهای 2 way (باند دارای دو بلندگو) 8 اهم هستند.
از طرفی هم به پاور فشار زیاد تحمیل میشود و اگر این حالت کمی طولانی شود حتما پاورتان آسیب خواهد دید.

باند‌های اکتیو از باندهای پسیو گرانتر هستند. اما استفاده از باندهای اکتیو مناسب، کار را بسیار راحت‌تر می‌کند. شما می‌توانید باندها را مستقیم به میکسر متصل کنید و دیگر نگران آمپدانس باندها نخواهید بود. می توانید صدای باندها را به طور جداگانه کم و زیاد کنید و نیازی به دستگاه پاور ندارید. در بعضی موارد، استفاده از باند اکتیو از بار مالی خرید سیستم‌های بزرگ به شدت می‌کاهد و بر کیفیت آن‌ها می‌افزاید. با توجه به امکانات و مزایای باندها‌ی اکتیو، این باندها مورد توجه بسیاری از صدابرداران قرار گرفته است.


دوست عزیز آوای سمفونی که بیشتر سیستم های های-پاور و استیج کار میکنن... یه سری هم پایونیر و یاماها دارن که بیشتر برای سیستمهای سینمایی استفاده میشه... در بحث های-فای و های اند چیزی برای عرضه ندارند... شوروم های دیگه مثل آوین آوا هستند که محصولات های-اند زیادی دارند و محیط اکوستیک و محصولاتی که مرتبط با های فای هستند
راهنمای خرید ساب ووفر


مسائل پایه ای

اگر همواره این سوال برایتان پیش آمده که چه چیزی غیر از صفحه نمایش بزرگ، رفتن به سینما را تجربه ای دلنشین می کند، بایدبگویم بخش عظیمی از آن به صدای جذابی برمی گردد که سیستم های صوتی ایجاد می کنند. یکی از مهم ترین بخش های این سیستم ها، ساب ووفر های قدرتمندیست که اتاق را می لرزاند. با ورود ریسیورهای فراگیر دیجیتال شما می توانید با خرید ست کامل اسپیکرها این تجربه ی سینمایی را در خانه ی خود داشته باشید. هرچند اگر یک ساب ووفر قوی اضافه نکنید، یکی از هیجان انگیزترین بخش های این تجربه ی سینمای خانگی را از دست خواهید داد.
یکی از چشمگیرترین گزینه هایی که می توانید برای سینمای خانگی خود داشته باشید افزودن یک ساب ووفر قدرتمند است. افزودن ساب ووفر سطحی از واقعیت را به فیلم ها و موزیک شما می بخشد که اسپیکرهای معمولی به تنهایی نمی توانند آنرا داشته باشند. صدای انفجارها، تیراندازی ها و ضربات مشت اثری دارند که می توانید آنرا به طور واقعی حس کنید. صدای موتور ماشین طوریست که قسم می خورید که بوی اگزوز را حس کرده اید و بافت نفیس یک ویولن سل در یک ارکستر 4 نفره ی مرکب از سازهای زهی، صدا را از ستون فقراتتان می گذراند. گرچه شما این صداها را در اسپیکرهای سرپایی و رومیزی هم می شنوید اما آنها نمی توانند فرکانس های ساب سونیک لازم برای حس اکشن را ایجاد کنند.
اینجاست که وجود ساب ووفر تبدیل به یك باید می شود. زمانیکه اسپیکرهایتان به محدوده ی فرکانس های پایین خود رسیدند از ساب ووفر استفاده می کنید. سیستم های اسپیکر که اسپیکرهای کوچک ماهواره ای را در کنار یک ساب ووفر دارند امروزه بسیار رایج هستند و مرحله ی آغازین ورود سیستم های اسپیکر ساب ووفر دار کوچک هستند. ماژول ساب ووفر این سیستم ها اندازه ی یک tower pc1 است و علاوه بر ووفر، آمپلی فایر و شبکه ی 2Crossover برای اسپیکرهای ماهواره ای هم دارد. این ساب ووفرها عموما برای پخش صدای اسپیکرهای ماهواره ای ساخته می شوند تا ایجاد اثر حسی که در سینما تجربه می کنید. اگر شما یک ست از اسپیکرهای رومیزی و یا بزرگتر را دارید، ممکن است اضافه کردن ساب ووفر را هم در نظر داشته باشید.
سابووفرهای سرپایی از اندازه ها ی كوچك در حدود یک مکعب کوچک تا سایزهای بزرگتر به اندازه یك یخچال که میتواند دیوار خانه ی شما را بلرزاند، موجود هستند. آنها اغلب یک آمپلی فایر پرقدرت داخلی برای ایجاد ووفری دارند که باعث میشود شما باس را همچون سینما حس کنید. این ساب ووفرها معمولا یک ورودی خطی RCA دارند که سیگنال های LFE ساوند ترک های DTS و دالبی دیجیتال DVD ها و کیفیت های HD را دریافت می کنند. آنها اغلب در کنترل پنل پشت یک Crossover قابل تنظیم دارند که مشخص می کند کدام فرکانس ها را ساب ووفر و کدام ها را اسپیکر پخش کند. همچنین کنترل پنلی هم برای تنظیم خروجی وجود دارد.
امروزه خیلی از ریسیورهای av مدیریت باس پیشرفته ای دارند که مکان Crossover را از طریق ریسیور تنظیم می کند تا در روی خود ساب ووفر. برای استفاده از این نوع پیشنهاد می کنیم ابتدا ساب ووفر را به جک sub out رسیور متصل نموده سپس اسپیکر را به خروجی مربوطه روی رسیور وصل کنید. از منوی set up اسپیکر، bass out را بروی LFE بگذارید و با انتخاب کوچک و بزرگ دیگر تنظیمات را آزمایش کنید. صدای ساب ووفر را تنظیم کرده و صدای مناسب با اتاقتان را پیدا کنید.
محل اسپیکر و ساب ووفر در اتاقتان برای بهینه سازی عملکرد بسیار اهمیت دارد. شما نه تنها باید بهترین مکان برای بهترین صدا را بیابید بلکه باید مزایای ارگونومی اتاق را هم در نظر داشته باشید. قرار دادن ساب ووفر در گوشه ی اتاق دامنه ی باس را به حداکثر پتانسیل آن می رساند چراکه قسمت های زیاد دیگری برای جفت شدن دارد، اما این همیشه بهترین انتخاب نیست چرا که ممکن است باس بیش از حد یجاد کند. هر اتاقی متفاوت است و وقت گذاشتن برای یافتن بهترین مکان سود زیادی برای یافتن بهترین صدای ممکن برای شما دارد.

پنج سوال قبل از خرید

1. آیا رسیور شما خروجی LFE دارد؟
اگر شما رسیوری قدیمی دارید که خروجی های دیجیتال را ندارند باید سیستم های satellite-subwoofer را در نظر بگیرید. خرید یک ساب ووفر قوی برای رسیوری قدیمی، نتیجه ای که شما می خواهید را به همراه نخواهد داشت. اگر یک رسیور دیجیتال av و یک ست از اسپیکرهای سرپایی دو قطبی برای پشت اتاقتان خریده اید، قطعا باید یک سابووفر قوی که سیستم سینمای خانگی را تکمیل می کند هم بخرید.
2. چقدر پول دارید؟
همچون همه ی دیگ قطعات، برای خرید ساب ووفر هم قیمت باید در نظر گرفته شود. شما اغلب در بازار روزهای تعطیل می توانید ساب ووفرهای خوبی با قیمت خدود 99 دلار پیدا کنید که برای سیستم های مدرن مناسب هستند. قیمت ساب های قوی تر و بزرگتر به سادگی به هزاران دلار می رسد اگر شما سیستمی فوق العاده دارید. بعضی از کمپانی انحصارا ساب تولید می کنند هرچند دیگر تولیدکنندگان اسپیکر ساب هایی را پیشنهاد می کنند که با تولیدات خودشان متناسب باشند. اما مهم نیست که سابی از برند اسپیکر خود انتخاب کنید.
3. کوچک یا بزرگ؟
بسیار جالب است که سایز دلیل بر قدرت ساب نیست و مهندسی مدرن آمپلی فایرهای با قدرت بالا را در ووفرهایی به کوچکی 8 اینچ قرار می دهد که می تواند دیوارها را بلرزاند. این ساب های قوی برای اتاق های معمولی مناسب هستند. اگر اتاقی اختصاصی دارید که میتواند ساب های بزرگ را هم ساپورت کند، ووفرهایی 16 تا 18 اینچی هم وجود دارند. حتی ووفرهای به بزرگی آب گرم کن هم وجود دارد و ووفرهایی استوانه ای که می توان در گوشه ها قرار داد.
4. موسیقی یا فیلم؟
ساب های قوی تاثیری بزرگ بر تجربه ی سینمایی شما دارند. اما معمولا تیونینگ ساب ووفر برای موسیقی چالش برانگیزتر است. اگر شما خوره ی موسیقی هستید و از سیستمتان بیشتر برای موسیقی استفاده می کنید بهتر است سابی انتخاب کنید که برای اهداف موسیقی ساخته شده است.
5. همسایه هایتان چقدر به شما نزدیکند؟
اگر در آپارتمان هستید باید برای خرید ساب ووفرهای قوی بیشتر فکر کنید. این ساب ها دیوارها را می لرزاند و همسایه های کناری یا طبقه ی پایین شما لزوما از این کار خوششان نمی آید حتی اگر در صداهای متوسط باشد. آیا فرزندتان در اتاق کناری یا بالای شما خوابیده است؟ اگر جواب مثبت است شما بعد از افزودن ساب مشکل خواهید داشت.


نوشته شده در (کابل و اتصالات Cable & Connections



تا اونجایی که میدونم اکثر علاقه مندان به HiFi در ایران هزینه لازم رو برای کابلهای سیستم در نظر نمیگیرند. اکثرشون احساس میکنند با یک هادی مسی معمولی کارشون راه میفته و یا حداکثر با هزینه ای اندک یه کابل متوسط میخرند. این ایراد بی شباهت به عدم توجه کاربران به مسائلی چون برق دستگاه و یا آکوستیک نیست و کابل جزو چیزهاییست که مورد توجه قرار نمیگیره. اما باید بگم کابلها بسیار نقش اساسی و مهمی در انتقال سیگنال دارند. بعدا بطور مفصل در مورد اثرات اونها بر روی صدا مینویسم اما بطور خلاصه باید بگم کابلها اثر زیادی بر روی Timing ، Soundstage و Texture صدا دارند. حتی تغییر مکانی یک کابل و جابجا شدن اون اثر زیادی روی Micro Dynamic صدا میگذاره. تو سیستم های Full range اهمیت کابلها بیشتر هم میشه و نمیشه با یک کابل معمولی یک صدای خوب و Sweet شنید. اکثر کاربران حرفه ای در دنیا کابلها رو برای Matching نهایی انتخاب میکنند و با انتخاب اونها زنجیره انتخاب کامل میشه. هر کابلی تو یه سیستم ممکنه خوب جواب بده و تو یه سیستم دیگه متوسط یا ضعیف. باید اون سازگاری رو پیدا کرد تا به بهترین نتیجه برسیم. برای هزینه کردن فرمول خاصی نمیشه ارائه داد، بعضی ها میگن 10% قیمت کل سیستم اما من اعتقاد دارم این رقم باید بشه حدود 20 درصد. یه سیستمی مثل Boulder (با یک بلندگوی Full range) که تقریبا هیچ اعوجاجی در سیگنال ایجاد نمیکنه نیاز به کابلی مثل Siltech داره که قیمتش 25% کل سیستم هست. خود من 25% قیمت کل سیستم رو صرف کابل کردم گر چه خیلی ها این مساله رو نمیپذیرند. اما تجربه نشون داده بدون کابل خوب نمیشه به نتیجه رسید. کابلهای خوب تا 500 ساعت زمان نیاز دارند تا کامل دوره اولیشون طی بشه و کابلهای متوسط بین 100 تا 300 ساعت. تو ایران نمیشه راحت کابل انتخاب کرد چون اکثر فروشندگان میترسند کابل وارد کنند چون میدونند کاربران زیاد هزینه نمیکنند. تمام کابلها حتی کابلهای انتقال سیگنال دیجیتال (چه نوری چه کواکسیال) روی سیگنال تاثیر گذارند و اگه الان کابل خوب ندارید بهتره در فکر عوض کردن چیزهای دیگه نباشید.


دوستانی هستند که هنوز درگیر های فای و هزینه هاش نشدند سوالهایی میپرسند و من هم بجای تشویق کردن دلسردشون میکنم نه بخاطر اینکه های فای چیز بدی هست بلکه بخاطر اینکه فکر میکنم بدون آگاهی های فای تبدیل به یک مشکل خواهد شد.
لازم شد بطور خلاصه یک مطلب در مورد کل قضیه های فای نوشته بشه تا کسانی که دوست دارند وارد این دنیا بشوند از قبل آگاهی هایی پیدا کرده باشند و کسانی هم که هنوز با صدا مشکل دارند از تجربه ای که من در این سالها داشتم استفاده کنند.
من خیلی وقت و انرژی صرف کردم ، خیلی خیلی زیاد و شاید بیشتر از دوره مهندسی برق وقت برای صدا گذاشتم. شاید بقیه دوستان هم همین وضعیت رو داشتند و هنوز هم بیشتر ما از صدا راضی نیستیم و دقیقا نمیدونیم مشکل از کجاست. همیشه فکر میکنم چقدر خوب میشد این همه وقت و انرژی که صرف صدا کردم رو جای دیگه ای صرف میکردم و از تفریح دیگه ای لذت میبردم.
بهرحال من از برزخ اومدم بیرون و برای شما مینویسم تا با آگاهی بیشتر های فای برای شما یک تفریح لذتبخش باشه نه یک مشکل حل نشدنی. از نظر من این چهار مقوله کاملا باید درک بشه و در نظر گرفته بشه و بدون توجه به آنها های فای بجای لذت میشه دردسر.
برای لذت بردن از های فای باید چهار شاخص زیر رو در نظر داشته باشید:
1. درک درستی از سه مفهوم زیر داشته باشید:
الف- مساله لذت شنیداری و سلیقه شنیداری که به ساختار ذهنی ما برمیگرده. ما باید درک خوبی از خودمون و سلیقه مون و مساله لذت شنیداری داشته باشیم بعلاوه اینکه بدونیم برای لذت بردن باید تعادل داشته باشیم. از نظر من آخرین حلقه مغز ماست که صدا در اون پردازش میشه و لذت شنیداری به شرایط مغز ما برمیگرده. اگر همیشه به های فای به این دید نگاه کنیم که ارزشش تنها به اندازه لذتش هست اقرار میکنیم که شنیدن صدای یک آهنگ از Enigma در جاده سرسبز شمال در کنار دوستان با یک ضبط خیلی معمولی ماشین خیلی لذتبخش تر از شنیدن صدا در یک خانه و به تنهایی هست آنهم با بهترین سیستم صوتی. منظورم اینه ملاک ارزش گذاری و هزینه برای های فای باید لذتش باشه و این مساله به درک درست ما از خودمون (ذهن ما) برمیگرده. خیلی ها فراموش میکنند های فای باید به ما لذت بده نه اینکه ما همش براش پول خرج کنیم. نهایتا آدمی که در زندگیش تعادل داره میتونه بر اساس درآمدش ببینه های فای چقدر ارزش هزینه کردن داره و چگونه از های فای لذت ببره بجای تو دردسر افتادن.

ب- مفهوم Matching رو کاملا درک کرده باشیم و در انتخاب هامون همیشه اون رو در نظر بگیریم تا صدای نهایی به آن نقطه مطلوب و بالانسی که گوش ما میپسنده برسد. Matching بینهایت مهم هست و ما همیشه بجای توجه به اون به کامپوننتها توجه میکنیم. Matching در همه اجزا باید رعایت بشه هم از نظر انتقال انرژی و هم از نظر شاخص صدا.
ج- درک مفهوم مینی مالیستی و تاثیر آن بر مساله صدا. من فکر میکنم باید این شاخص رو همیشه در نظر داشته باشیم و همیشه ساده گی رو به پیچیدگی ترجیح بدیم .
2. بعد از موارد بالا باید برای صدای خوب شرایط انتقال انرژی رو فراهم کنیم که آن هم شامل سه بخش هست:
الف- آکوستیک اتاق که از نظر من در ایران کمتر از همه بهش توجه میشه اما از نگاه من بدون آکوستیک لذت بردن از صدا امکان نداره (تاکید میکنم امکان نداره نداره نداره) و مهمترین بخش تاثیر گذار بر صداست. اگر من یک آکوستیک خوب میداشتم باور کنید ممکن بود یک سوم این هزینه هایی که دادم رو نمیدادم. آکوستیک بد صدای یک سیستم 300 میلیونی رو خیلی پایین تر از یک سیستم 1 میلیونی در فضای خوب قرار میده. بدون آکوستیک هزینه هایی که میکنید هیچ ارزش شنیداری ایجاد نخواهد کرد.
ب- برق دستگاه و گراند سیستم و درست Setup کردن سیستم برای بهترین انتقال انرژی AC و نداشتن Ground Loop در سیستم. انتقال انرژی درست الکتریکی هم به تمیز بودن برق برمیگرده و هم گراند درست و هم از بین بردن نویز RF و هم شیلد مسیر سیگنال و هم جریان دهی راحت برق خانه و …
ج- حذف لرزش که همان Mechanical Grounding هست و باید Rack سیستم ضد لرزش باشه و کلا همه کامپوننتها لرزش نداشته باشند حتی کابلها.
3. بعد از 1 و 2 میرسیم به مرحله انتخاب سیستم. اول باید بلندگو رو انتخاب کنید و بعد الکترونیک رو با اون Match کنید. سورس هم خیلی مهم هست اما بخاطر محدودیت مدیا شاید مجبور باشیم دیجیتال بگیریم اما یادمون باشه یک سورس دیجیتال 100 هزار دلاری هم نمیتونه صدای یک سورس آنالوگ خوب رو داشته باشه. یادتون نره کابلها خیلی خیلی مهم هستند و تاثیر اونها بر صدا خیلی خیلی زیاد هست. هم کوتاه (کوتاه ترین طول ممکن) انتخاب کنید و هم برای کابل هزینه کنید.
4. مرحله آخر Tune سیستم هست تا ما از 90% به 99% Performance واقعی سیستم برسیم. Break-in یادمون نره و حداقل 300 ساعت رو فراموش نکنیم. درست Setup کردن بلندگو در اتاق برای بهترین تصویر صدا. ثابت موندن کابلها و توجه به کانکتورها ، اکسیژن کافی در محیط شنیداری ، تیون کردن Analog (آنالوگ کلی تیون داره) و …
اما ببینید کمپانی ها و فروشندگان و مجلات این وسط چکار میکنند. هیچکدومشون به دو مقوله اول نمیپردازند و تاثیر اصلی اونها در قسمت سوم یعنی خرید کامپوننتهاست. دلیلش هم واضح هست در دنیا همه دعواها بر سر پول هست که باعث میشه تاکید روی قضیه به کدوم کمپانی پول بدهیم باشه. فضای بازار و بیشتر مجلات کاربر رو میندازه تو چاه های فای که وقت و انرژی و سرمایه اش رو ازش میگیره اما چیزی بهش پس نمیده. رقم ها اولش بالاست اما بعد زمانی شنیدن 50 میلیون برای یک آمپلی فایر تقریبا عادی میشه و هیچوقت هم بعد همه هزینه ها به یک صدای خوب نمیرسیم. مقوله چهارم که Tune هست هم زیاد مورد توجه نیست چون خیلی سودی برای کمپانی ها نداره. هیچوقت کسی به ما نمیگه ارزش هزار تا تحلیل Review خوندن یک هزارم شنیدن صدا در شرایط خوب نیست و تصمیم گیری باید بر اساس شنیدن باشه و نه Review خوندن. کسی به ما نمیگه بدون آکوستیک خوب حتی 1 میلیون هزینه کردن هم برای های فای اشتباه هست . کسی به ما نگفته ممکنه سیستمی 300 میلیون قیمتش باشه اما صداش ارزش یک ساعت شنیدن هم نداشته باشه.


- لذت شنیداری
- دقت سیستم صوتی Fidelity
- قیمت سیستم صوتی Price
در دنیای های فای این سه پارامتر وجود دارد و لازم شد درباره آنها توضیحاتی بدهم تا مسائل را بدور از هیاهوی دنیای های فای شفاف تر ببینیم. شنیدن موسیقی یعنی ارتباط انسان با یک اثر هنری که خالق آن یک انسان دیگر است. آنچه مهم است میزان برقراری ارتباط بین شنونده و اثر هنری است و سیستم Hi-Fi تنها یک واسطه میباشد که وظیفه بازسازی صدا و گشودن دریچه موسیقی را به روی انسان بر عهده دارد. هر چقدر های فای اثر کمتری بر روی صدا بگذارد و هر چقدر از لحظه صدابرداری تا رکورد اثر کمتری بر روی صدا گذاشته شود شنونده بیشتر در فضای اجرای اثر قرار میگیرد و بیشتر این حس را دارد که موسیقی بصورت زنده و طبیعی در اتاق در حال اجراست. توان یک سیستم صوتی در بازآفرینی دقیق تر صدا Fidelity آن سیستم نامیده میشود. لذت شنیداری یعنی میزان لذت یا احساس خوب شنونده در ارتباط با یک قطعه موسیقی. میتوان تعریف Fidelity را به همه بخشها از لحظه اجرا تا شنیدن تعمیم داد ، به این معنی که حتی اجرای یک قطعه موسیقی مانند نی نوا (اثر علیزاده) میتواند مفهوم Fidelity نوازنده یا نوازندگان را برساند. هر چقدر اجرای یک قطعه توسط گروه نوازنده بتواند حس و حال آن اثر هنری را بیشتر به مخاطب منتقل کند میگوییم Fidelity اجرا بیشتر است البته شاید تعریف عبارت در اینجا کار درستی نباشد و شما همان عبارت “مهارت” را برای نوازندگان پیشنهاد کنید اما میتوان از کلمه Fidelity در اینجا هم کمک گرفت و کل مراحل تولید و انتقال موسیقی را از لحظه اجرا توسط نوازندگان تا لحظه شنیدن با این پارامتر سنجید. بعد از اجرای قطعه موسیقی پارامتر Fidelity برای قسمت Pro Audio بکار میرود که شامل فضای آکوستیکی صدابرداری ، صدابرداری ، رکورد ، میکس و تدوین و نهایتا تبدیل به یک فرمت مانند Audio CD میباشد و در نهایت Fidelity برای سیستم صوتی Hi-Fi بکار میرود و فضای آکوستیکی اتاق شما. میبینید چقدر تعداد پارامترهای اثرگذار بر شاخص Fidelity در این انتقال زیادند و های فای تنها یک بخش آن است. با شنیده شدن موسیقی توسط مخاطب (شنونده) ارتباطی بین اثر و شنونده شکل میگیرد. گوش وظیفه دریافت و مغز وظیفه پردازش را بعهده دارد. دانستن اینکه در مخاطب چه اتفاقی در حال افتادن هست امری دشوار و شاید هم دور از دسترس باشد اما اگر بجای نگاه فیزیولوژی به مساله درک صدا در مغز به احساسات خودمان هنگام شنیدن صدا دقت کنیم میتوانیم ره یافتی به مساله لذت شنیداری داشته باشیم. لذت شنیداری به انسان بر میگردد و میتوان با دقت در آن به عوامل تاثیر گذار درونی و بیرونی که لذت شنیداری ما را تحت تاثیر قرار میدهند پی برد. شناخت ما از این مساله بسیار مهم میباشد و درک آن به ما کمک میکند تا ره یافت بیشتری به درک زیبایی و لذت از آن داشته باشیم. هدف ای که نباید فراموش کنیم اینست که Hi-Fi در کنار سایر عوامل تاثیر گذار بر صدا تنها باید وسیله ای برای رسیدن به لذت شنیداری باشد نه یک اسباب بازی برای تفریح. هر انسانی احساسات ، اندیشه و وجودی متفاوت از دیگری دارد و اگر بخواهد میتواند بفهمد با چه چیزهایی بهتر ارتباط برقرار میکند و از آنها لذت میبرد. مساله ارتباط خوب را میتوان به حالت کلی تری نیز تعمیم داد مثلا ما از بودن در کنار چه جور دوستانی احساس لذت میکنیم ، چه نوع موسیقی بیشتر دوست داریم ، چه نوع جامعه ای را بیشتر دوست داریم ، چه فلسفه ای را بیشتر دوست داریم و … بنابر این ما در ارتباط خود با دنیای بیرون یک رویکرد خاص داشته و سلیقه ای خاص داریم که در برخورد با شاخص های بیرون لذت یا میزان ارتباط بهتر ما را تعیین میکند. بحث این پست به رابطه بین لذت شنیداری ، Fidelity (با مفهومی که تعریف کردیم) و قیمت سیستم صوتی میپردازد با توجه به شرایط بازار و عوامل تاثیرگذار دیگر بر لذت شنیداری. اول از همه باید کمی به نوع درک موسیقی در مغز نگاه کنیم. آیا تابحال یک تصویر نقاشی را دیده اید که برای تصویر کردن یک شی مانند صورت انسان از خطوط ساده ای استفاده کند و خیلی به جزئیات نپردازد؟ ذهن حتی با این خطوط ساده ره یافتی خاص به تصویر دارد و میتواند تا حدی آنرا بشکلی که دوست دارد بازسازی کند و بدون اینکه دچار مشکل شود با تصویر بخوبی ارتباط برقرار کند و به آن حس ای که باید برسد. یعنی میزان Fidelity یا دقت نقاش در بازسازی کل جزئیات یک تصویر آنقدر مهم نیست که هنر او در بازسازی بشکلی که بیننده با همان خطوط ساده و جزئیات کم بخوبی ره یافتی به تصویر داشته باشد مهم است. نهایتا مهم اینست که بیننده بتواند ارتباط خوبی با تصویر برقرار کند. های فای Hi-Fi هم یک بازسازنده هست که برایش دو شاخص Fidelity و Musicality تعریف میشود. فرق سیستم Hi-Fi (به معنای سیستمی با Fidelity بالا) با یک سیستم Musical در یک رنج قیمت مشخص در این است که طراح سیستم Musical میداند محدودیت ها را کجا و به چه اندازه ای اعمال کند (مانند ساده سازی خطوط و کم کردن تنوع رنگ در نقاشی) تا شنونده بر اساس سلیقه اش ره یافت بیشتری به موسیقی داشته باشد. یک طراح غیر حرفه ای این کار را بشکلی غیر متناسب با سیستم درک موسیقی در انسان انجام میدهد و نتیجه اش این است که صدا بشکل بهینه بر حس شنیداری تاثیر نمیگذارد. این مساله به طراح بر میگردد و به سلیقه شنیداری هر یک از ما و پارامتری بسیار مهم در انتخاب سیستم صوتی میباشد. اما جالب اینجاست اگر مغز ما ره یافت خوبی به صدا داشته باشد دیگر Fidelity سیستم را فراموش میکند و مشغول لذت بردن از صدا میشود. بنابر این هر سیستم Musical ای حتی با قیمت پایین میتواند حس شنیداری انسان را راضی کند. مسائلی که در های فای بر لذت شنیداری اثرگذارند و به شاخص Fidelity خود سیستم مربوط نمیشوند عبارتند از:
- اننتخاب کامپوننتهای Musical بر اساس سلیقه شنیداری خودمان
- مساله Matching و سازگاری کامپوننتها با هم
- آکوستیک اتاق
اگر کسی بتواند این سه مساله را بشکلی خوب برآورده سازد با کمترین هزینه به آنچه باید رسیده است. سیستم درک صدا در مغز نمیتواند مشکلات اساسی صدا را تحمل کند (مانند مشکل ریتم بد در صدا) اما اگر سیستم Musical باشد و با حداقل Fidelity شرایط لازم برای رهیافت مغز به موسیقی را فراهم کند آنگاه مغز سیستم را فراموش و از صدا لذت میبرد. قبلا هم گفتم مغز ما آنقدر به شاخص Detail در صدا در دراز مدت حساس نیست که به شاخص Timing حساس هست و میشود در قیمت پایین سیستمی طراحی کرد که انسان را در دراز مدت راضی نگه دارد. بین دو سیستم Musical ممکن است یکی از نگاه شما بهتر و شنیدنی تر باشد البته در این مساله شکی نیست و سیستم Musical تر (میدانیم برای بهتر شدن باید هزینه کنیم و Musical تر شدن به افزایش قیمت می انجامد) رهیافت بهتری به ما میدهد اما حتی در سیستم Musicsal تر لذت شنیداری تابعی خطی از Musicality نبوده و در آن حالت هم حس شنیداری بیشتر با موسیقی و عوامل دیگر در ارتباط است. این مساله میتواند کمکی باشد به اینکه شنونده با خیال راحت از موسیقی لذت ببرد بدون آنکه به قیمت سیستمش فکر کند یا تعداد ستاره های سیستم های گران را در مجلات در ذهن مرور کند. بنابراین اگر شما سلیقه شنیداری خود را بشناسید و بر اساس آن سیستمی Musical را در فضای آکوستیکی مناسب بشکلی خوب Match کنید دیگر مشکلی نخواهید داشت و بدون دادن هزینه گزاف به آنچه دوست دارید خواهید رسید. اما بازار پر است از کامپوننتهای تجاری و غیر Musical که شرکتهای سازنده آنها تنها بفکر فروش محصولات خود بوده و نه تنها دنبال طراحی بهینه نیستند بلکه حتی در قیمت های بالا هم کامپوننتهای غیر Musical ارائه میدهند و با تبلیغات زیاد سعی در فروش آنها میکنند. این مساله باعث میشود شنونده حتی با خرید یک سیستم گران هم در دراز مدت همواره ناراضی باشد و جیب سازندگان را برای خرید مدلهای بالاتر پر کند. مدلهای بالاتر هم چون طراحی درست تری ندارند و تنها از قطعات گرانتر استفاده میکنند همه شاخص ها را بشکل مطلوب بهتر نکرده و شما همان صدای مدل قبلی را میشنوید با احساس جزئیات بیشتر ، گسترش فرکانسی بیشتر و حالت گران تر بودن صدا. مساله Matching و آکوستیک هم خیلی مورد توجه نبوده و شرکتها و مجلات زیاد آنرا مورد توجه قرار نمیدهند، شاید دلیل آن این باشد که اگر شنونده با هزینه کم به صدای خوب برسد بازار های فای دچار رکود میشود. البته قصد ندارم منفی نگاه کنم اما شرکتهایی که سیستمهای Musical طراحی میکنند و قیمت آنها هم با کارکرد سیستمشان تناسب دارد زیاد نیست. حتی اگر این شرکتهای خوب سیستمی Musical تر ارائه دهند در مقابل پول بیشتری هم میگیرند. شرکتها تا حد زیادی اسیر بازار هستند و تنها به سود خود فکر میکنند نه به ایده ال گرایی و کمک به شنونده. نگرانی آنها این نیست که پاسخ فاز سیستمشان مشکل دارد بلکه در این فکرند که برای فروش بیشتر چه سیاستی در پیش بگیرند. گاهی سیاست های افزایش قیمت و ارائه محصول در قیمت بالا هیچ ربطی حتی به Fidelity ندارد چه برسد به Musicality و جنبه های دیگری مانند لوکس گرایی لحاظ میشود.
اگر شنونده به صدای خوب برسد و از صدا لذت ببرد و باز هم در پی ارتقا باشد مطمئن باشید مشکل جای دیگر است و باید اینطور برداشت کرد که شنونده به سیستم صوتی به چشم اسباب بازی نگاه میکند و دوست دارد آنرا تغییر دهد. همین احساس (های فای بازی یا های فای بازی در نوع شدیدش که میشه های فای گرفتگی) باعث میشود شرکتها سودهای بالایی ببرند. شرکت McIntosh در یکی از تبلیغات خود مینویسد فرق کودکان با بزرگسالان تنها در نوع ، اندازه و قیمت اسباب بازیهایشان هست. منطقی است مساله لذت شنیداری را از مساله های فای گرفتگی جدا کنیم و بگوییم ارضای حس های فای بازی سرمایه بالا میخواهد و مخصوص طبقات ثروتمند جامعه هست و لذت بردن از موسیقی برای همگان میسر است. در مورد لذت شنیداری در شرایط گوناگون و ارتباط آن با عوامل دیگر مثالهایی آورده ام. حتما شما هم تجربیات زیادی داشته اید و میدانید لذت شنیداری تا چه حد به شاخصهایی غیر از Fidelity وابسته هست. من در خانه یک ضبط کوچک قدیمی دارم که تنها نوار Tape میخواند و برای هر کانال صدا یک درایور Single Full Range ساده دارد. شجریان شعری از رهی معیری (چون زلف توام جانا در عین پریشانی …) را میخواند و در بیت “در سینه سوزانم مستوری و مهجوری در دیده بیدارم پیدایی و پنهانی” اوج میگیرد. صدا فوق العاده تاثیر گذار است و احساس میکنم کل هزینه ای که برای سیستم صوتی ام دادم همش اشتباه بوده و ضبطی به این کوچکی اینچنین بر حس شنیداری تاثیر میگذارد. شرایط فکری و روحی هم هنگام شنیدن موسیقی بسیار مهم میباشد و گاهی یک قطعه در شرایطی با Fidelity پایین اثر بسیار زیادی میگذارد بشکلی که انسان کاملا سیستم را فراموش میکند. دقت کردید صدای کسانی را که دوست دارید با هر Fidelity بشنوید برایتان جذاب و شنیدنی است. آقای Art Dudley (یکی از نویسندگان مجله Stereophile ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ])) در یکی از نوشته هایش گفته بود هنگامی که صدای نوزاد دخترم را از بیمارستان و از پشت تلفن شنیدم احساس کردم این صدا زیباترین و تاثیر گذار ترین صدایی است که در زندگی شنیده ام. میبینید اهمیت ارتباط با صدا چقدر مهم تر از Fidelity هست. حس شنیداری یک آهنگساز یا یک روح حساس مثل علیزاده یا مشکاتیان در مقایسه با یک انسان معمولی که ذوق زیادی ندارد تفاوت دارد و میزان درک و لذت یک هنرمند از موسیقی خیلی بیشتر است. محیط و فضایی که در آن صدا را میشنویم بسیار مهم هست ، مثلا لذتی که من از شنیدن Enigma در جاده 2000 شمال (جاده ای جنگلی نزدیک شهسوار) میبرم آنهم در یک ضبط معمولی ماشین و در حال حرکت خیلی بیشتر است تا شنیدن آن در یک اتاق. شنیدن موسیقی در بین دوستان خوب دوره دانشگاه هم لطف دیگری دارد و کلا فضایی که موسیقی شنیده میشود بسیار بر حس شنیداری تاثیر میگذارد. مساله لذت و Fidelity را میتوان به کل زندگی و شرایط مادی تعمیم داد. لذت بردن از زندگی یک چیز است و رفاه بالای مادی یک چیز دیگر (البته منظورم این نیست فقر مشکل بحساب نمی آید و ما میتوانیم با شرایط زیر صفر خوشحال باشیم) . زمانی این حس را داشتم که خوشبختی ([ برای مشاهده لینک ، لطفا با نام کاربری خود وارد شوید یا ثبت نام کنید ]) با میزان رفاه مادی رابطه خطی دارد و مثلا اگر پراید بشه 206 یا 206 بشه BMW میزان بهره و خوشبختی آدم زیاد میشه. اما تجربه به من گفت این نگاه با واقعیت سازگار نیست و اگر کسی همش آرزوی بیشتر داشتن دارد این واقعیت را خوب درک نکرده است. اگر لذت و بهره خود را وابسته Fidelity شرایط محیط کنیم هیچگاه به رضایت کامل نمیرسیم. انسان موجود عجیبی است و حس خوب را در انسان تنها Fidelity محقق نمیکند بلکه خود او هم مهم هست. دنیایی که در آن زندگی میکنیم این حس را القا میکند که لذت بیشتر یعنی رفاه بیشتر و برای رفاه بیشتر باید سرمایه بیشتری داشت اما من فکر میکنم رفاه در حد متوسط کافی است تا به مشکل نخوریم اما حس خوب در زندگی رابطه خطی با رفاه ندارد. باید خود و سلیقه شنیداری خود را بیشتر بشناسیم تا بجای پر کردن جیب شرکتهای HiFi از موسیقی این هدیه آسمانی لذت ببریم. انسان در لذت جویی مشتق گیر است به این معنی که تنها در مدت محدودی بعد از ارتقا به سیستم بهتر لذت میبرد و بعد مدتی سیستم برایش عادی میشود و این خصیصه باید درسی باشد برای ما که همش در فکر ارتقا نباشیم و خود موسیقی برایمان مهم باشد. من سیستم خیلی گران شنیده ام و تا حدی تصورات قبلی ام از آنها از تغییر کرده است چرا که با 10 برابر شدن قیمت Fidelity ده برابر نمیشود و Musicality هم با نسبتی کمتر از Fidelity افزایش می یابد. مجلات و تبلیغات در شکل دادن یک تصویر غیر واقعی و هیجانی از کامپوننت های گران در ذهن Audiophile ها بشکلی خود آگاه یا ناخودآگاه ایفای نقش میکنند و باعث میشوند شنونده همیشه گوشه ذهنش نقشه خرید یک سیستم بهتر را بکشد. دوست دارم این سایت به Audiophile ها کمک کند تا هزینه هایشان کاهش یابد و تلاش من صرف بهینه صرف شدن شاخص هایی مانند وقت ، انرژی و سرمایه کاربر شود. این سایت اصلا کارکرد اقتصادی ندارد و تنها علاقه شخصی من باعث ادامه آن است و چون دوست دارم راحت بنویسم از خواننده تقاضا دارم اگر از سیستم گرانی تعریف میکنم آنرا به علاقه من به تشویق شنونده به صرف هزینه گزاف تعبیر نکند. البته باید اعتراف کنم تنها موسیقی را دوست ندارم بلکه اگر شرایط مهیا باشد از های فای بازی بدم نمی آید. نتیجه اینکه :
- سیستم گران چیز بدی نیست بشرط اینکه Performance/Price آن در دو شاخص Fidelity و Musicality بالا باشد.
- سیستم ارزان چیز بسیار خوبی است بشرط اینکه Musical باشد.
- لذت شنیداری در دراز مدت ارتباط کم و غیر خطی ای با Fidelity سیستم دارد.
- چقدر خوب است بدور از هیاهوی های فای (تحلیل مجلات ، تبلیغات ، تعداد ستاره های کامپوننت های گران و حتی سایت hifi.ir) با خیال راحت موسیقی گوش کنیم و از آن لذت ببریم.

من یه مشکلی برام پیش اومده (چون نمیدونستم تو کودوم تاپیک بگم اینجا گفتم)
من بلندگوی کامپیوترم خود به خود mute میشه دوباره درست میشه .دوباره mute میشه صداش زیاد میشه و....(واقعا اعصاب خردکن شده:angry:)
فکر هم نمیکنم مشکل از سیماش باشه چون چکشون کردم.
اگه خاموش روشنشم کنی تا یه مدت (چند دقیقه) خوبه بعد mute میشه و ماجرای قبلی.....
لطفا کمکم کنین

من یه مشکلی برام پیش اومده (چون نمیدونستم تو کودوم تاپیک بگم اینجا گفتم)
من بلندگوی کامپیوترم خود به خود mute میشه دوباره درست میشه .دوباره mute میشه صداش زیاد میشه و....(واقعا اعصاب خردکن شده:angry:)
فکر هم نمیکنم مشکل از سیماش باشه چون چکشون کردم.
اگه خاموش روشنشم کنی تا یه مدت (چند دقیقه) خوبه بعد mute میشه و ماجرای قبلی.....
لطفا کمکم کنین

درود

با این هزینه یا باید سینما خانگی معمولی بگیری یا فقط آمپلی فایر پایونیر مدل تودوروکی بگیر



من می‌خوام یک سیستم صوتی استریو بگیرم
آمپلی فایر زیر ۶۰۰ دلار .
بلندگو هم زیر ۱۰۰۰ دلار .
ممنون میشم در این زمینه کمکم کنید من علاقه به صدای بلند ندارم دوست دارم صدا زلال و دلنشین باشد تا بلند و گوش خراش منتظره نظرات شیوای شما هستم
در ضمن من ایران نیستم و به هر سیستمی‌ که شما پیشنهاد دهید دسترسی دارم
من می‌خوام یک سیستم صوتی استریو بگیرم
آمپلی فایر زیر ۶۰۰ دلار .
بلندگو هم زیر ۱۰۰۰ دلار .
ممنون میشم در این زمینه کمکم کنید من علاقه به صدای بلند ندارم دوست دارم صدا زلال و دلنشین باشد تا بلند و گوش خراش منتظره نظرات شیوای شما هستم
در ضمن من ایران نیستم و به هر سیستمی‌ که شما پیشنهاد دهید دسترسی دارم


دوست عزیز من که پینشهاد دادم ولی شما استقبال نکردی. با 1000 دلار یه همین حدودا میشه چندتا از بهترین بلندگوهای با تفکیک بالا رو ساخت . با 600 دلار میتونی یه آمپ لامپی کم وات مثلا 2a3 یا 6v6 یا pcl82 بسازید و از یه موسیقی دلنشین لذت ببرید. اگه خواستید میتونم لینک خرید بدم. کار سختی نیست. ولی انتظار نداشته باشید با 1000 دلار برای بلندگو و 600 دلار برای آمپ بتونید یه برند خریداری کنید و نتیجه ها-اند داشته باشید



دوست عزیز من که پینشهاد دادم ولی شما استقبال نکردی. با 1000 دلار یه همین حدودا میشه چندتا از بهترین بلندگوهای با تفکیک بالا رو ساخت . با 600 دلار میتونی یه آمپ لامپی کم وات مثلا 2a3 یا 6v6 یا pcl82 بسازید و از یه موسیقی دلنشین لذت ببرید. اگه خواستید میتونم لینک خرید بدم. کار سختی نیست. ولی انتظار نداشته باشید با 1000 دلار برای بلندگو و 600 دلار برای آمپ بتونید یه برند خریداری کنید و نتیجه ها-اند داشته باشید
ممنون دوست گرامی‌ ولی‌ من تا حالا همچین مونتاژ‌هایی‌ نکردم و علاقه‌ای هم بهش ندارم یعنی‌ وقتشو ندارم باور کن آنقدر گرفتارم که برای اصلاح صورتم زورم میاد ژیلت به دست بگیرم امیدوارم درکم بکنی‌ که چقدر استرس زندگی‌ دارم دوست دارم وقتی‌ شب آمدم خانه یه ۲ یا ۳ ساعت موزیک باکیفیت گوش کنم نمیگم ‌های اند ولی‌ بهتر از این سینما خانگی لعنتی سامسونگ

ممنون دوست گرامی‌ ولی‌ من تا حالا همچین مونتاژ‌هایی‌ نکردم و علاقه‌ای هم بهش ندارم یعنی‌ وقتشو ندارم باور کن آنقدر گرفتارم که برای اصلاح صورتم زورم میاد ژیلت به دست بگیرم امیدوارم درکم بکنی‌ که چقدر استرس زندگی‌ دارم دوست دارم وقتی‌ شب آمدم خانه یه ۲ یا ۳ ساعت موزیک باکیفیت گوش کنم نمیگم ‌های اند ولی‌ بهتر از این سینما خانگی لعنتی سامسونگ

خب با این اوصاف اینارو پیشنهاد میدم:



اسپیکر:

PSB's Imagine Mini

(US$750)

آمپلی فایر:
Cambridge Audio Azure 640A V2


(US$500)


تا اینجا میهش نزدیک 1250 دلار. یه 350 دلار میمونه اونم بزار برای سورس، اگه پول داشتی بعدا یه 150-200 تا هم خرج کابل و اتصالات و انیترکانکت کن دیگه حله. این یه چیز بدی نیست، یه چیز حداقلی خوب


دک:

Cambridge Audio DACMagic
(US$350)
o
farhad_12
15-02-2012, 22:18
خب با این اوصاف اینارو پیشنهاد میدم:


اسپیکر:

PSB's Imagine Mini

(US$750)

آمپلی فایر:
Cambridge Audio Azure 640A V2


(US$500)


تا اینجا میهش نزدیک 1250 دلار. یه 350 دلار میمونه اونم بزار برای سورس، اگه پول داشتی بعدا یه 150-200 تا هم خرج کابل و اتصالات و انیترکانکت کن دیگه حله. این یه چیز بدی نیست، یه چیز حداقلی خوب


دک:

Cambridge Audio DACMagic
(US$350)

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :