تبلیغات
برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات. - درس بیست و یک 504 به روش ایمان سریری

برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

 

 

 

1

plea

درخواست- خواهش- تقاضا-تمنا

--------------

The employees turned in a plea to their boss for higher pay.

کارکنان از رئیس شان درخواست حقوق بیشتر کردند.

2

weary

خسته- کسل- فرسوده- خسته کننده-ملال آور

و یاری خسته کنند داشت.

I am weary of debating the same topic all day.

از اینکه هر روز درباره ی یک موضوع جر و بحث می کنم, خسته ام.

3

collide

تصادف کردن- به هم خوردن- برخورد کردن

کلاج ها به هم برخورد کردن

In my estimate the two bicycles collided at five o'clock.

حدس می زنم که آن دوچرخه ساعت پنج با هم تصادف کردند.

4

confirm

تائید کردن- تصدیق کردن- اثبات کردن

.... فیلم را تایید کردن

Years of research confirmed the theory that smoking is harmful.

سالها تحقیق , نظریه زیان آور بودن سگار را تائید کرد

5

verify

اثبات کردن- به ثبوت رساندن-تصدییق کردن

وارفتگی این دیوار را تایید کرد.

The data I turned in were verified by the clerks in our office.

اطلاعاتی را که ارائه کردم درستی آن بوسیله کارمندان اداره به اثبات رسیده بود.

6

Anticipate

انتظار داشتن- منتظر چیزی بودن- توقع داستن-حدس زدن- آینده نگری کردن

آن دست و پاتو پیش بینی کرد

We anticipate a panic if the news is revealed to the public.

اگر خبری برای عموم فاش وشود وحشتی را پیش بینی میکنیم.

7

dilemma

دو راهی- تنگنا- انتخاب یکی از دو چیز ناخوش آیند- وضعیت دشوار- مشکل

دل مارا سر دوراه نزار

It is sensible not to panic in the face of a dilemma.

عاقلانه است که در مراجهه با وضعیتی دشوار دچار وحشت نشویم.

8

detour

راه فرعی- راه انحرافی- بیراهه

هر کی دتو(د توراهی) افتاد بردنش سربازی

The detour took us ten miles off our course.

مسیر احرافی راهمان را ده مایل کوتاه تر کرد.

9

merit

شایستگی- استحقاق- لیاقت- ارزش- برتری- امتیاز- مزیت

یک نقطه روی مریت برابر با مزیت

I can't see any merit in your proposal.

من در پیشنهاد شما هیچ چیز ارزشمندی نمی بینم؟

10

transmit

فرستادن- ارسال کردن- پخش کردن- انتشار کردن- انتقال کردن- منتقل کردن

--------------

Our local radio station does not transmit broadcasts after midnight.

ایستگاه رادیویی محلی ما بعد از نیمه شب برنامه پخش نمی کند.

11

relieve

فرو نشاندن- تقلیل دادن- کم کردن- رها کردن- عوض کردن- آرام کردن

همه چیز رله یا رواله

The peace agreement relieved us of the threat of an attack.

معاهده صلح ما را از تهدید حمله آسوده کرد.

12

baffle

گیج کردن- سر در گم کردن-مختل کردن

بافل(پازل) گیج کننده است

The topic of relativity is a baffling one.

بدون شک از نحوه ی وقوع جنایت گیج شده بود.

 

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :