برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

 

 

1

reptile

خزنده- موذی- آدم موذی

ریپتایل کروکدیل

The lizard is a reptile with very slender body.

مارمولک خزنده ای با بدنی بسیار بارک است.

2

rarely

به ندرت-گه گاه-کم-استثنایی

یعنی هاردلی

People are rarely frank with each other.

آدم ها به ندرت با هم صادق هستند.

3

forbid

منع کردن- ممنوعکردن-قدغن کردن

فربود را منع کردن

Spitting on the floor is forbidden in public places.

انداختن آب دهان بر روی زمین در  مکانهای عمومی ممنوع است.

4

logical

منطقی- اصولی- معقول- عاقلانه

لج کل منطقی

It is logical to spend a minimum on needless things.

منطقی است که برای چیزهای غیر ضروری حداقل وقت را صرف کنید.

5

exhibit

نمایش دادن- نشان دادن- عرضه کردن- ارائه دادن

یک زیپتو نمایش دادن

A million-dollar microscope is now on exhibit at our school.

یک میکروسکوپ یک میلیون دلاری الان در نمایشگاه مدرسه ما است.

6

Proceed

پیش رفتن- حرکت کردن- ادامه دادن- ادامه داشتن- اقدام کردن- مبادرت کردن

پرسید ادامه بدم

Only those with special cards can proceeded into the pool area.

فقط افرادی که کارت ویژه دارند می توانند به داخل محوطه استخر بروند.

7

precaution

احتیاط – پیش بینی احتیاطی- دور اندیشی- تدبیر- مراقبت پیشاپیش

برن گمشن پیش بینی کنن

We must take every precaution not to pollute the air.

باید هر تدبیری را برای آلوده نکردن هوا بکار ببریم.

8

extract

بیرون کشیدن- درآوردن- کشیدن – استخراج کردن- گرفتن – به زور گرفتن

فایل اکترکت کردن

Dr. Fugal extracted my tooth in an amateur fashion.

دکتر Fugal دندانم را بصورت ناشیانه ای کشید.

9

prior

قبلی- پیشین- قبل از- پیش از- مهمتر- اولی تر- ارجع

از پیش پرایر کردن

Myrna was unhappy prior to meeting her beau.

Myrna پیش از ملاقات با معشوقه اش ناراحت بود.

10

embrace

درآغوش گرفتن- بغل کردن- بارغبت پذیرفتن- آغوش

ایم برسه در آغوش بگیرش

After having been rivals for years the two men embraced.

آن دو مرد پس از سالها که با هم رقیب بودند, همدیگر را به آغوش کشیدند.

11

valiant

دلیر- شجاع دلاور- بی باک- شجاعانه- دلورانه- بی باکانه- پی گیر- مصممانه

پوریای دلینت(دلیر) دلاور بود

The valiant paratroopers led the invasion.

سربازان چتر باز- شجاع پیشگام حمله شدند.

12

partial

جزیی- ناقص- مختصر- ناتمتم- محدود

همون Part=قسمت

We made a partial listing of the urgently needed supplies.

لیست مختصری از لوازم ضروری مورد نیاز تهیه کردیم.


v

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :