برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

 

 

 

1

architect

مهندس معمار- بانی- آرشیتکت

ریشه یابی می کنیم.

The famous architect, frank Lloyd wright, designed his building to blend with their surroundings.

معمار مشهور, "فرانک لیود رایت", بناهایش را طوری طراحی می کرد که محیط اطرافشان همخوانی داشته باشند.

2

matrimony

زندگی زناشویی, مراسم ازواج, ازدواج

مادری منی یک زندگی زناشویی راه بیندازی.

Because of lack of money, the sweetness of their matrimony turned sour.

به دلبل مشکلات مالی, شیرینی زندگی زناشویی به کامشان تلخ شود.

3

baggage

تجهیزات- بار- اثاثیه-چمدان

Bag=کیف

When Walt unpacked his baggage, he found forgotten his radio.

وقتیWalt چمدانش را باز کرد متوجه شد که رادیواش را فراموش کرده بود.

4

squander

ضایع کردن- بیهوده خرج کردن-تلف کردن-هدر دادن

اسکندر تمام عمرش را   در حین جنگ تلف کرد.

Do not squander your money by buying what you cannot use.

پول خود را با خرید چیزی که نمیتوانید از آن استفاده کنی,هدر نده.

5

abroad

شایع-فراگیر-به خارج-خارج از کشور

شایع ده که نمک خارج از کشوره

More people are going abroad for vacations.

بیش تر مردم برای تعطیلات به خارج ی روند.

6

fugitive

متواری- فراری

فوج فوج فراری شدن

The fugitives form the unsuccessful revolution were captured.

فراری های انقلاب ناموفق دستگیر شدند.

7

calamity

بدبختی- بلا- فاجعه- مصیبت

باکلماتی فاجعه و مصیبت آفریدند

Failure in one test should not be regarded as a calamity.

عدم موفقیت در یک آزمون را نباید یک فاجعه تلقی کرد.

8

pauper

تهیدست- فقیر

کارتون خواب = فقیر

The richest man is a pauper if he has no friends.

ثوتمندترین فرد اگر دوستی نداشته باشد, فقیر است.

9

envy

حسادت وریدن- حسودی- حسادت کردن

به عنوان او حسادت کردن

My parent taught me not to envy anyone else's wealth.

والدینم به من آموخته اند که نسبت به ثروت دیگران حسادت نورزم.

10

collapse

جمع کردن- برهم خوردن- خراب شدن- فروپاشی

کلوپس ها فروپاشیدن

Collapse the trays and store them in the closet.

سینی ها را جمع کن و در کمد بگذار.

11

prosecute

دنبال کردن- ادامه دادن- پیگیری

برو که سکه هاتا تعقیب کردن

Drunken drivers should be prosecuted.

رانندگان مست باید تحت پیگیر قانونی قرار گیرند.

12

bigamy

دوشوهر- دوزنی- دوهمسری

بیجامن 2 تا شد یعنی 2 تا همسر داره.

Some people look upon bigamy as double trouble.

از دیدن برخی از مردم دوهمسری مشکلی دوچندان است.

 

 

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :