برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

 

 

 

 

 

1

commuter

مسافر هر روزه- دائم السفر

راننده کامیون 0مسافره هر روز بود)کامیوتر بود.

Have your commuter's ticket verified by the conductor.

آیا بلیط مخصوص مسافر هر روزه بودن شما توسط مامور کنترل بلیط تایید شد؟

2

confine

محدود کردن- اسیر کردن- زندانی کردن

با کنف این را حبسش کردن

Polio confined president Roosevelt to a wheelchair.

بیماری فلج اطفال رئیس جمهور Roosevelt را اسیر صندلی چرخدار کرد.

3

idle

بی اساس-بیکاری- هدر دادن- تلف کردن

تنبل و بی کار می گفت آی دل, آی دل...

Do not deceive yourself into thinking that these are just idle rumors.

خودت را با این که فکر که این ها فقط شایعات بی اساس هستند,گول نزن.

4

idol

محبوب- صنعم-بت

آی دلم بت بود

This small metal idle illustrates the art of ancient Rome.

این بت فلزی کوچک هنر رم باستن را به تصویر می کشد.

5

jest

به شوخی گفتن- دست انداختن- جوک- شوخی

ژسنشو مسخره کرئن

Do not jest about matters of morality.

در مورد مسائل اخلاقی شوخی نکن.

6

patriotic

وطن دوست- میهن پرس- وطن دوست

پاتریک وطن پرس بود

It is patriotic to accept your responsibilities to your country.

پذیرش مسئولیت هایت در قبال کشور ناشی از وطن دوستی است.

7

dispute

بحث- مشاجره- مقابله کردن- مبارزه کردن برای

دیست را پرت کرد و مشاجره کرد

Many occupants of the building were attracted by the noisy dispute.

سرو صدای مشاجره بسیاری از ساکنین ساختمان را به خود جلب کرد.

8

valor

دلاوری - شجاعت

ولور شجاعت داشت

The valor of the Vietnam veterans deserves the highest commendation.

سربازان قدیمی جنگ ویتنام بخاطر شجاعتشان شایسته بالاترین تحسین ها هستند.

9

lunatic

جنون آمیز- احمقانه- دیوانه

دیوانه وار تولونه تیک داشت

My roommate has some lunatic ideas about changing the world.

هم اتاقی من راجع به تغییر دین عقاید احمقانه ای دارد.

10

vein

رگه- رگ- حالت- تمایل

وین رونی خلق و خوی عجیبی داشت و رگش پاره شد

A vein of lunacy seemed to run in the family.

به نظر می رسید که حالتی از جنون در خانواده جریان داشته باشد.

11

uneventful

یک نواخت- عادی-بدون حادثه

روی آنی وان هیچ اتفاقی(عمل جراحی) رخ نداد

Our annual class outing proved quite uneventful.

گردش تفریحی سالیانه کلاس کاملا بی هیجان از آب درآمد.

12

fertile

پربار-خلاق-زاینده-حاصل خیز

فرتو, فرت بچه آورد پس باروره

Chicks hatch from fertile eggs.

جوجه از تخم مرغ های زاینده بیرون مای آیند.


 

 

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :