تبلیغات
برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات. - درس سی و پنج 504 به روش ایمان سریری

برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

 

 

 

 

1

vague

گنک- نامشخص- مبهم

جه وگویی همه چیز مبهم است

Joe's position was vague because he wanted to remain neutral in the dispute.

موضوعJoe نامشخص بود که میخواست بی طرف باشد.

2

elevate

ترفیع دادن- ارتقاء دادن- بالا بردن- بلند کردن

یاد الواتور = بالارونده

The candidate spoke from an elevated platform.

کاندیدا از یک سکوی بلند سخنرانی کرد.

3

lottery

قرعه کشی- بخت آزمایی

لاتو لوت ها بیشتر ببه بخت آزمایی میرن

The merit of a lottery is that everyone has an equal chance.

خوبی قرعه کشی این است که همه شانس برابر دارند.

4

finance

امور مالی- سرمایه کردن –سرمایه تهیه کردن

واینستا از از نظر امور مالی تامینت کنن

The new employee boasted of his skill in finances.

کارمند جدید  به مهارتش در امور مالی مغرور بود.

5

obtain

حکمفرما بودن- کسب کردن- به دست آوردن- فراهم کردن

آب تین دنبا بدست آوردن هر چیزیه

Because this is a coeducational school, Different rules obtain here.

چون این مدرسه مختلط است, قوانین متفاوتی در اینجا حکمفرما است.

6

cinema

سینما- هنر سینما- فیلم ساز- هنر فیلمبرداری

---------

Censors' have developed a rating system for the cinema.

سانسورچی ها یک نظام ازیابی برای فیلمهای سینما بوجود آورده اند.

7

event

حادثه- رویداد- رخداد- بروز- مسابقه- رقابت

رو ایوانت یک اتفاقی رویداده یا رخ داده

There is merit in gaining wisdom even after the event.

به دست آوردن شناخت و معرفت حتی پس از رویداد آن فضیلت است.

8

discard

کنار گذاشتن- ترک کردن- دست کشیدن از- دور انداختن- ورق انداختن

دیسکها را کنار انداخت

Anna casually discarded one boyfriend after another.

Anna با بی اعتنایی معشوقه هایش را یکی بعد از دیگری تر می کرد.

9

soar

افزایش یافتن- اوج گرفتن- ارتفاع- اوج

سور خور ولی اوج گرفت

We watched the soaring eagle skim over the mountain peak.

ما پرواز عقاب در حال اوج گیری بر فراز قله کوه را تماشا کردیم.

10

subsequent

متعاقب - بعدی

تا صبح صبر کن تا نفر بعدی باشی

Subsequent events proved that Sloan was right.

حوادث بعدی ثابت کردن که حق با Sloan بود.

11

relate

گفتن- نقل کردن- حکایت کردن- ارتباط داشتن- ربط دادن

رله هات با هم ارتباط برقرار کردن و شروع به حکایت کردن

The traveler related his adventures with some exaggeration.

مسافر, ماجراهایش را با کمی اغراق حکایت کرد.

12

stationary

بی حرکتی- ثابت- راکد- خاموش

ماشین استیشن پر از لوازم تحریر بود و ثابت بود

A factory engine is stationary.

موتور کارخانه خاموش است.


 

 

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :