برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

 

 

 

 

 

1

heir

وارث- وارت بر- میراث خوار- جانشین

هر رو هر وارث تولید کرد

It is essential that we locate the rightful heir at once.

لازم است سریعا وارث قانونی را مشخص کنیم.

2

Majestic

باشکوه- با عظمت- شاهانه- سلطنتی-مجلل

ما جسمون شاهانه, یکه

The lion is the most majestic creature of the jungle.

شیر با ابهت ترین حیون جنگل است.

3

dwindle

کم شدن- ضعیف شدن-تحلیل رفتن

دویدمو انرژیمو تحلیل رفتن

Our supply of unpolluted water has dwindled.

ذخیره آب غیر آلوده مان رو به کاهش است.

4

surplus

مازاد- اضافه- زیادی

سر همه پلاس ها اضافیه

The bank keeps a large surplus of money on reserve.

بانک پول مازاد زیادی را ذخیره نگه می دارد.

5

traitor

خائن- خیانتکاری- وطن فروش

خائن تره تر میفروشه

Do not call him a traitor unless you can verify the charge.

او را خائن خطاب نکن مگر اینکه بتوانی این اتهام را ابت کنی.

6

deliberate

اندیشیدن- بررسی کردن- مورد ملاحظه قرار دان-سنجیده- دقیق- بی شتاب

دلی برات سنجیدن

Rico's excuse was a deliberate lie.

بهانه Rico  یک دروغ عمده بود.

7

vandal

آدم مرب- خرابکار- ویرانگر- تباه کننده

و آن دل خرابکاره

Adolescent vandals wrecked the cafeteria.

خرابکار نوجوان کافه تریا را به هم زدند.

8

drought

خشکسالی- خشکی- کم بارانی- تشنگی

داسو دروتو بردار تا همه چیز را درو کنیم چون خشکسالی اومده

In time of drought, the crops become scorched.

محصولات به هنگام خشکسالی, خشک شدند.

9

abide

وفادار ماندن به- پایبند ماندن به- دوام آوردن- تحمل کردن-باقی ماندن- تاب آوردن

عبد و عبید ماندن, وفادار ماندن

My mother cannot abide dirt and vermin.

مادرم تحمل کثیفی و حشرات را ندارد.

10

unify

متحد کردن- وحدت بخشیدن- بسیج کردن- همدست کردن-یک دست کردن

Unit=واحد

The novel traces the developments that unified the family.

رمان رویدادهایی که باعث یک دست کردن خانواده شد را تشریح می کند.

11

summit

قله- نوک- سران- اجلاس سران

سامت سر قله کوه اجلاس گذاشت

The summit meeting of world leaders diminished the threat of war.

جلاس سران رهبران دنیا, خطر جنگ را کاهش داد.

12

heed

گوش کردن به- توجه کردن به- اعتنا کردن به- حرف شنوی- توجه- اعتنا

وحیو گوش داد

I demand that you heed what I say.

تقاضا می کنم که به سخنانم گوش دهید.


 

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :