برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

 

لغت

جمله 504

معنی جمله 504

اصطلاح

معنی لغت

1

Approach

Ben approached the burden of getting a job with a new spirit.

بن با روحیه جدیدی با مشکل پیدا کردن کار برخورد کرد.

 

نزدیک یا نزدیک آمدن، دسترسی یافتن

2

Detect

Sam spade detected that the important papers had vanished.

سام اسپید متوجه ناپدید شدن اوراق مهمی شد.

 

پیدا کردن، کشف کردن، آشکار کردن

3

Defect

The villain was caught because his plan had many defects.

آدم شرور بخاطر اینکه نقشه اش نقایص بسیاری داشت دستگیر شد.

 

نقص، غیب، نقصان

4

Employee

The employees went on strike for higher wages.

کارگران بخطر دستمزد بیشتر اعتصاب را ادامه دادند .

 

کارگر، مستخدم، کارمند

5

Neglect

Bob's car got dirty when he neglected to keep it polished.

وقتی باب فراموش کرد که دستی به سر و روی ماشینش بکشد، ماشینش کثیف شد.

نه غلط کردی غفلت کردی!

غفلت کردن، قصور ورزیدن

6

Deceive

Virginia cried when she learned that her best friend had deceived her.

ویرجینیا وقتی متوجه شد که بهترین دوستش او را گول زده گریه کرد.

با دسیوب آدم و هوا را فریب دادن!

فریب دادن، اغوا کردن، گلو زدن

7

Undoubtedly

The pilgrims undoubtedly assembled to travel to Rome together.

مسافران بی شک جمع شدند تا با یکدیگر با رم مسافرت کنند.

آن دهاتی ولی بی تردید داشت.

بی شک، مطمئنا، بدون شک

8

Popular

Popular people often find it hard to evade their many friends.

افراد پرطرفدار اغلب متوجه می شوند که از سرباز کردن دوستان فراوانشان کار سختی است.

 

مردم پسند، عمومی، پرطرفدار

9

Thorough

Mom decided to spend the day in giving the basement a thorough cleaning.

مامان تصمیم گرفت که امروز را به نظافت کامل زیرزمین اختصاص دهد.

 

کامل، بطور کامل، تمام، حسابی

10

Client

If the restaurant doesn't improve its service, all its cliens will vanish.

اگر این رستوران سرویس را بهتر نکند، تمام مشتریانش را از دست می دهد.

 

مشتری، موکل

11

Comprehensive

After a comprehensive exam, my doctor  said  I was in good condition.

دکتر، پس از یک معاینه مفصل گفت که من در وضعیت خوبی هستم.

 

جامع، فراگیرنده، وسیع، کامل

12

Defraud

My aunt saved thousands of dollars by defrauding the government.

عمه ام با فریب دادن دولت هزاران دلار پس انداز کرد.

 

گلو زدن، فریب دادن، رفتن پول و حقوق و غیره با گلو زدن

 

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :