برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

 

لغت

معنی واژه

اصطلاحات

جمله 504

معنی جمله 504

1

Unruly

غیرقانونی

 

When he persisted in acting unruly, Ralph was fired from his job.

وقتی رالف به سرکش عمل کردن ادامه دادن، از کارش اخراج شد.

2

Rival

حریف-رقیب

حریف رای ول کن،رغیب را بچسب

The boxer devised an attack that would help him to be victorious over his young rival.

بواسیر حمله ای را طراحی کرد که به او نمیکند تا نسبت به رقیب جوانش پیروز شود.

3

Violent

خشن-بی رحم

بی رحم و با خشم ویولونت رو می نوازی

Vernon had a tendency to be violent when someone angered him.

زمانی که کسی ورتون را عصبانی می کرد پرخاشگر می شد.

4

Brutal

وحشی

به روتان خندیدم،وحشی شدین

The brutal track coach persisted in making the team work out all morning under the hot sun.

مربی دو میدانی بیرحم اضرار داشت تیم را مجبور کند که تمام صبح را بیرون زیر آفتاب داغ تمرین کنند.

5

Opponent

مخالف

ویشس که وحشیس

The Russian chess player underestimated his opponent and lost.

بازیکن شطرنج روحیه ی حریفش را دست کم گرفت و باخت.

6

Brawl

دعوا

 

What started out as a polite discussion soon became a violent brawl.

طولی نکشید که آنچه به عنوان یک بحث مودبانه آغاز شد تبدیل به جار و جنجالی شدید گردید.

7

Duplicate

کپی کردن

 

We duplicated the document so that everyone had a copy to study.

ما از سند المثنی گرفتیم بطوریکه هر کس یک کپی برای مطالعه داشت.

8

Vicious

وحشی

 

Mr. Voss was reluctant to talk about his vicious pit bull.

آقای وس مایلند درباره سگ پیت بول وحشی اش صحبت کند.

9

Whirling

دور زدن-چرخیدن

ور لنگش چرخیدن

The space vessel was whirling around before it landed on earth.

کشتی فضایی قبل از اینکه روی زمین فرود آید به اطراف می چرخد.

10

Underdog

زندگی بسیار فقیرانه

زیر سگ-پست تر از سگ

I always feel sorry for the underdog in a street fight.

من همیشه برای آدمهای توسری خور در درگیری خیابانی تأسف می خورم.

11

Thrust

فشار دادن-هل دادن

پرتاب کردن

راه های عمودی پرتاب کردن سه راست:

فشار دادن،هل دادن،پرتاب کردن

He had adequate strength to trust himself through the locked door.

او قدرت کافی داشت تا از در قفل شده به زور وارد اتاق شود.

12

Bewildered

گیج زدن

بویل داره گیج میزنه

His partner's weird actions left jack bewildered.

اعمال غیر عادی همسر جک، وی را متحیر کرد.

 

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :