برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

 

لغت

جمله 504

معنی جمله

اصطلاح

معنی لغت

1

Slender

The slender thief was able to enter the apartment through the narrow window.

دزد لاغر اندام قادر بود از طریق پنجره باریکی وارد آپارتمان شود.

اصلن دره  لاغر میشه!

باریک، لاغر، کم، سست، ضعیف

2

Surpass

It is undeniable that a cold lemonade in July cannot be surpassed.

مسلم اس که در ماه جولای هیچ چیزی نمی تواند بهتر از یک لیموناد خنک باشد.

سر پس دادن پیشی گرفتن.

پیش افتادن، جلوتر بودن از، بهتر بودن از

3

Vast

Our campus always seems vast to new students.

فضای دانشگاه ما همیشه برای دانشجویان جدید وسیعنی بنظر می رسد.

 

پهناور، وسیع، بزرگ، گسترده

4

Doubt

We don't doubt that the tradition of marriage will continue.

ما شک نداریم که سنت ازدواج ادامه خواهد یافت.

دو بت شک و تردید ایجاد کردند!

شک، تردید، مشکل

5

Capacity

The gasoline capsule had a capacity of 500 gallons.

کپسول بنزینی ظرفیتی معادل 500 گالن داشت.

 

ظرفیت، گنجایش، قدرت

6

Penetrate

We had to penetrate the massive wall in order to hang the mirror.

ما مجبور بودیم دیوار محکم را سوراخ کنیم تا آینه را آویزان کنیم.

با پین سوراخی کردند.

نفوذ کردن در، رسوخ یافتن، سوراخ کردن

7

pierce

I tried to ignore his bad violin playing, but the sound was piercing.

من سعی کردم به نواختن بد ویلن او توجه نکنم، اما صدایش گوشم را کر می کرد.

گفتن پیر هست سوراخش کردن!

سوراخ کردن، فرو کردن، پاره کردن

8

Accurate

Emma's vision was so accurate that she didn't need glasses.

دید اما آنقدر دقیق بود که نیازی به عینک نداشت.

 

درست، صحیح، دقیق

9

Microscope

The students used a microscope to the miniature insect.

دانش آموزان از میکروسکوپ برای دیدن حشره کوچک استفاده کردند.

 

میکروسکوپ

10

Grateful

We were grateful that the gloomy weather cleared up on Saturday.

ما خوشحال بودیم که هوای ابری روز شنبه صاف شد.

با گریفوروت سپاسگزاری کردن!

سپاسگزار، ممنون، متشکر، قدردان، خوشحال، خوش اقبال

11

Cautious

If the rain is falling in torrents, it is best to drive cautiously.

اگر باران سیل آسایی آمد، بهتر است با احتیاط رانندگی کنیم.

کشس، پس محتاط باش.

متوجه، محتاط، مواظب، آگاه، هوشیار، بااحتیاط

12

Confident

Annette was confident she would do well as a nurse.

آنت مطمئن بود که بعنوان یک پرستار می تواند کارش را بخوبی انجام دهد.

 

مطمئن، دلگرم، بی پروا، گستاخ، جسور

 

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :