برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

 

لغت

جمله 504

معنی جمله

اصطلاح

معنی لغت

1

Emerge

What emerged from the bottle was a blend of fruit juices.

آنچه از بطری بیرون آمد مخلوطی از چند آب میوه بود.

ای مرگش ظاهر شدند!

بیرون آمدن، پدیدار شدن، ظاهر شدن

2

Jagged

It's an enormous job to smooth the jagged edge of a fence.

کار بزرگی است اگر لبه تیز نرده ای را صاف کنیم.

جکت ناهمواره !

دندانه دار، کنگره دار، نوکدار ،ناهموار، تیز

3

Linger

The odor didn't vanish, but lingered on for weeks.

بو از بین نرفت بلکه هفته ها باقی ماند.

لنگر انداختند و معطل کردن!

درنگ کردن، تاخیر کردن، دیر رفتن، باقی ماندن

4

Ambush

The troops lay in ambush in the dense woods all through the night.

سربازان تمام شب را در جنگل انبوهی در کمین نشستند.

عمو بوش حمله کرد و کمین کرد!

کمین، کمین گاه، دام، پناهگاه، حمله

5

Crafty

The Indians did not fall for the crafty ambush.

سرخپوستان فریب کمینگاه زیرکانه را نخوردند.

رفتی که رفتی حیله گر مکار!

حیله گر، نیرنگ باز، ماهر، زیرکانه

6

Defiant

Professor Carlyle was defiant of any attempt to disprove his theory.

پروفسور کارلایل با هرگونه تلاشی برای رد نظریه اش مخالف بود.

دفعات سرسخت بود.

معترضانه، گستاخ، جسور، متمرد، نافرمان

7

Vigor

Having a great deal of vigor, Jason was able to excel in all sports.

جیسون، با داشتن قدرت خیلی زیاد، توانست در تمام ورزش ها برتر شود.

فیگورش قوی بود!

قدرت، نیرومندی، زور، نیرو، انرژی

8

Perish

Unless the plant gets water for its roots to absorb, it will perish.

درصورتی که آب به ریشه گیاه برای جذب شدن نرسد، گیاه از بین می رود.

پریشب از بین رفت!

مردن، هلاک شدن، تلف شدن

9

Fragile

On the box was label that read,"fragile! Handle with care!"

روی جعبه برچسبی بود با این مضمون: شکننده! با احتیاط حمل شود!

 

شکننده، ترد، نازک، لطیف، ضعیف، غیر اساسی

10

Captive

Until the sheriff got them out, the two boys were held captive in the barn.

تا زمانیکه کلانتر آن دو پسر را مرخص کند، آنها در طویله زندانی بودند.

با کفگیر و کپتیو شیفته و اسیرش کردن.

اسیر، گرفتار، دستگیر، گرفتار بد، شیفته، مجذوب

11

Prosper

The annual report showed that the new business was prospering.

گزارش سالیانه نشان می داد که تجارت جدید در حال پیشرفت است.

پروفسور موفق بود و آینده روشنی داشت.

موفق شدن، کامیاب شدن، پیشرفت، پولدار شدن

12

Devour

Wyoming aunt devours four or five mystery books each week.

عمه ام در هفته چهار یا پنج کتاب پلیسی را با اشتیاق می خواند.

دیوارو بلعیدند!

خوردن، دریدن و خوردن، با ولع خوردن، با اشتیاق خواندن

 

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :