برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

 

لغت

جمله 504

معنی جمله

اصطلاح

معنی لغت

1

Refer

The speaker referred to a verse in the Bible to support his theory.

سخنران به آیه ای در کتاب انجیل برای تایید نظریه اش اشاره کرد.

 

واگذار کردن، پس دادن، فرستادن، اشاره کردن

2

Distress

The family was in great distress  over the accident that maimed Kenny.

خانواده به خاطر تصادفی که کنی را معلول ساخته بود در اندوه بسیار بود.

 

اندوه، دلتنگی، رنجوری، اندوهگین شدن

3

Diminish

Our diminishing supply of food was carefully wrapped and placed with the baggage.

ذخیرهء غذایی رو به کاهش ما به دقت بسته بندی شد و کنار چمدان قرار گرفت.

دامنش کاهش پیدا کرد!

کم شدن، کم کردن، کاهش یافتن، نقصان یافتن

4

Maximum

Chris acknowledged that the maximum he had ever walked in one day was fifteen miles.

کریس اقربا کرد که بیشترین مسافتی را که در روز تاکنون پیاده روی کرده است پانزده مایل بوده.

 

ماکزیمم، حداکثر

5

Flee

The fleeing outlaws were pursued by the police.

یاغیان فراری تحت تعقیب پلیس فرار داشتند.

فلنگ رو بستن!!

گریختن، فرار کردن

6

Vulnerable

Achilles was vulnerable only in his heel.

آشیل فقط در پاشنه اش آسیب پذیر بود.

وال نرسیده حساس و شکننده است.

زخم دار، آسیب پذیر، ضعیف، حساس

7

Signify

A gift of such value signifies more than a casual relationship.

چنین هدیه با ارزشی به بیش از یک رابطه معمولی دلالت می کند.

 

دلالت داشتن بر، معنی دادن

8

Mythology

The story of proserpina and ceres explaining the seasons is typical of Greek mythology.

داستان پروسرپینا و سیریز که فصلها را توضیح می دهد نمونه ای از اساطیر یونانی است.

 

اساطیر، افسانه شناسی

9

colleague

We must rescue our colleagues from their wretched condition.

ما باید همکارانمان را از شرایط بد زندگیشان نجات دهیم.

 

همکار، همشاگرد، هم قطار

10

torment

Persistent headaches tormented him.

سردرد های رییس جمهور او را عذاب داد.

تورو منت کشت میکنه و عذابت میده!!

عذاب دادن، زجر دادن، زجر، موجب عذاب

11

Provide

How can we provide job opportunities for all our graduates?

ما چگونه می توانیم برای تمام تحصیل کرده هایمان فرصت های شغلی فراهم کنیم؟

اتاق پرو ایده آل  فراهم کردند!

آماده کردن، تهیه کردن، شرط کردن، تامین کردن

12

Loyalty

The monarch referred to his knight's loyalty with pride.

پادشاه با افتخار به وفاداری شوالیه هایش اشاره کرد.

رویا وفاداره!

وفاداری، صداقت، ثبات قدم

 

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :