تبلیغات
برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات. - درس سی و چهار 504 به روش ایمان سریری

برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

 

لغت

جمله 504

معنی جمله

اصطلاح

معنی لغت

1

Candidate

Each candidate for mayor seemed confident he would be victorious.

همه ی کاندیداهای مقام شهرداری به نظر می رسید که به پیروزی خود مطمئن هستند.

 

داوطلب، کاندید، کاندیدا، خواهان

2

precede

A prominent speaker preceded the ceremony of the granting of the diplomas.

یک سخنگوی برجسته قبل از مراسم اعطای دیپلم، نطقی ایراد کرد.

پرسید:کی اولویت داره؟

برتر بودن، مقدم بودن، جلوتر بدن از

3

Adolescent

Growing up to manhood or womanhood; youthfu;a person from about 13 to 22 years of age

فستیوال سالانه موسیقی راک هزاران جوان را به خود جذب می کند.

عادل یک سنت به نوجوان داد.

بالغ، جوان، رشید

4

Coeducational

There has been a massive shift to coeducational schools.

دگرگونی اساسی برای مختلط کردن مدارس صورت گرفته است.

کجه و کی آموزش مختلط ببینیم؟!

ودخترانه و پسرانه، مختلط

5

Radical

We observer that the interest in radical views is beginning to subside.

مشاهده می کنیم که علاقه به نظرات افراطی رو به کاهش است.

 

ریشه، قسمت اصلی، اصل، پایه، سیاست مدار افراطی، مبدا

6

Spontaneous

The vast crowd burst into spontaneous cheering at the skillful play.

جمعیت زیادی به خاطر نمایش ماهرانه، بی اختیار بازیکنان را تشویق کردند.

اسپند تونس بالا و پایین بپره!

خود بخود، خودانگیز، بی اختیار، ناخودآگاه

7

Skim

I caught a glimpse of mark and Marge skimming over the ice.

من نگاهی به مارک و مارج که روی یخ سر می خوردند، انداختم.

با چوب اسکی سرشیر گرفتیم.

چربی گرفتن از کف، سرخوردن، بطور سطحی خواندن

8

Vaccinate

Numerous example persist of people who have neglected to have their infants vaccinated.

نمونه های متعددی وجود دارد مبنی براینکه مردم در واکسینه کردن کودکانشان غفلت می ورزند.

 

واکسینه کردن

9

Untidy

The bachelor's quarter's were most untidy.

اقامت گاه مرد مجرد اغلب نامرتب بود.

لباسش تایدی بود پس شلخته بود!

درهم و برهم، نامرتب، کثیف، ژولیده، نامناسب

10

Utensil

Several utensils were untidily tossed about the kitchen.

چند تا ظرف بصورت نامرتب در اطراف آشپزخانه پرت شده بود.

هود استیل جزو لوازم آشپزخانه است.

لوازم، وسایل، اسباب، ظروف

11

Sensitive

The eye is sensitive to light.

چشم به نور حساس است.

 

حساس، تغییر پذیر

12

Temperate

Mrs. Rollins commended her class for their temperate attitude when she announced the extra assignment.

خانم شونیز بچه های کلاسش را به خاطر طرز برخورد آرامشان هنگام اعلام تکالیف زیاد، تحسین کرد.

تیم بهره معتدل بازی کنه!

معتدل، آرام، حد اعتدال

 

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :