برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

333ـ استفاده از رله بوخهلتس، خاص ترانسفورماتورهای روغنی است و بنابارین در ترانسفورماتورهای خشك، دلیلی برای استفاده وجود ندارد. در اینگونه ترانسفورماتورها، برای آشكار نمودن اشكالات داخلی ترانسفورماتور، از رله‌های جریانی طرف فشار قوی و یا رله دیفرنسیال استفاده می‌شود.

334ـ جریان نامی طرف 63 كیلو ولت:

جریان نامی طرف 20 كیلو ولت:

335ـ C.Tهای موجود در بازار كشورها، نورم‌های خاصی دارد. نورم نزدیك به جریان 275 آمپر، برای طرف 63 كیلو ولت، 300 آمپر است كه انتخاب می‌شود. نورم نزدیك به جریان 866 آمپر، برای طرف 20 كیلو ولت، 1000 آمپر است كه انتخاب می‌گردد. با چنین انتخابی، اختلاف جریانی بین دو طرف ترانسفورماتور (در قسمت ثانویه) بوجود می‌آید كه به طریقی جبران می‌شود.

336ـ راه از بین بردن اختلاف جریان طرفین در این حالت، استفاده از ترانسفورماتور تطبیق (Matching Tr.) است كه همانند ترانسفورماتورهای قدرت، سر (Tap)های مختلفی دارد و آن سری استفاده می‌شود كه اختلاف جریان دو طرف را به حداقل رساند. ترانسفورماتور تطبیق باید همان گروه‌برداری ترانسفورماتور قدرت را داشته باشد تا اختلاف ناشی از چرخش فازها در طرفین را جبران نماید. البته به هر مقدار هم كه توازن بین جریان‌های دو طرف را فراهم كنیم، باز هم در شرایطی اختلاف جریان وجود خواهد داشت، خصوصاً هنگامی كه تپ ترانسفورماتور اصلی در مقادیر حداكثر یا حداقل قرار می‌گیرد. لذا برای پایدار كردن رله دیفرنسیال، این اختلاف را به عنوان حداقل تنظیم جریان عملكرد آن منظور می‌كنیم تا در شرایط كار ترانسفورماتور و بروز اتصال‌های كوتاه خارج از محدوده رله دیفرنسیال، عملكرد بیمورد و قطع ناخواسته ترانسفورماتور اتفاق نیفتد.

337ـ این وضعیت برای ترانسفورماتور قدرت به حالت بی‌باری معروف است. در این وضعیت از اولیه فقط جریان مغناطیس كننده (Im) عبور می‌كند كه حدود 1/0 جریان نامی است و بنابراین مقدار كمی دارد و این مقدار در جریان پایدار كننده و تنظیم شده روی رله دیفرنسیال قبلاً لحاظ شده و مانع از عملكرد بیمورد رله به هنگام برقرار كردن ترانسفورماتور خواهد شد.

338ـ هر یك از المان‌های خط، كابل و ترانسفورماتور، به هنگام برقدار شدن، جریان زیادی می‌كشند كه به جریان هجومی (Inrush Current) معروف است، اما به تدریج از مقدار آن كاسته شده و با تبعیت از منحنی میرائی خاص خود، به حد ثابت و پایدار (Steady State) می‌رسد. این جریان شامل دو مؤلفه است، یكی D.C و دیگری A.C. مؤلفه D.C عبارت از همن منحنی میرا شونده است و منحنی A.C نیز همان منحنی سینوسی جریان است كه بر منحنی میرا شونده D.C سوار شده و مجموعاً یك منحنی سینوسی میرا شونده را می‌سازند.

      این جریان مركب، غالباً با هارمونیك‌های زوج همراه است و از همین خاصیت زوج بودن هارمونیك‌های همراه با جریان هجومی، در جهت مصون‌سازی رله دیفرنسیال ترانسفورماتور استفاده می‌كنند. زمان تداوم جریان هجومی در كابل یا ترانسفورماتور و یا به اصطلاح ثابت زمانی آن، بستگی به مشخصه راكتانس سلفی و رزیستانس كابل یا ترانسفورماتور دارد. هرچه راكتانس سلفی (XL) بیشتر و رزیستانس (R) كمتر باشد، ثابت زمانی بزرگتر بوده و جریان هجومی دیرتر به حالت پایدار می‌رسد. جریان هجومی در كابل‌ها غالباً باعث نگیر شدن فیدرها می‌شود، زیرا كه اندازه دامنه جریان در لحظه وصل فیدر، بیشتر از مقدار تنظیمی رله جریانی (از نوع زمان ثابت) بوده و باعث تحریك آن می‌گردد.

      در ترانسفورماتور نیز بدلیل كشده شدن جریان مغناطیس كننده در طرف اولیه، بین دو طرف اختلاف ایجاد شده موجب تحریك رله دیفرنسیال می‌گردد و از همین رو تمهیدی اندیشیده شده و یك رله حساس به هارمونی زوج كه در درون رله دیفرنسیال تعبیه شده، در لحظه وصل ترانسفورماتور، تحریك شده و مدار فرمان قطع رله دیفرنسیال را برای مدت زمان كوتاهی باز می‌كند تا ترانسفورماتور بتواند جریان هجومی را پشت سر گذاشته برقدار شود.

339ـ حفاظت دیفرنسیالی برای حفاظت ترانسفورماتور در مقابل كلیه اتصالی‌هایی كه در محدوده واقع بین ترانسفورماتورهای جریان طرفین ترانسفورماتور قدرت اتفاق می‌افتند بكار می‌رود و بنابراین به هر دلیل كه جریان‌های ورودی و خروجی ترانسفورماتور قدرت از تعادل خارج شود، رله تحریك می‌شود؛ حتی اگر این عدم تعادل، بواسطه اتصالی بین خروجی یكی از بوشینگ‌ها با بدنه ترانسفورماتور باشد.

340ـ حفاظت بدنه ترانسفورماتور قدرت را در مواردی بكار می‌بریم كه از رله دیفرانسیال برخوردار نباشیم. در این موارد، برای آنكه ترانسفورماتور در برابر اتصالی‌های واقع بر بدنه ترانسفورماتور (مثل اتصالی یكی از سیم‌های خروجی از بوشینگ‌ها با بدنه) حفاظت شود، مجبور هستیم جریان برقرار شده در بدنه را از یك نقطه معین به زمین هدایت كنیم تا قابل اندازه‌گیری و كنترل باشد. از همین رو چهار چرخ ترانسفورماتور را با قرار دادن ایزولاسیون كافی (مثل لایه‌های فیبر شیش) از زمین عایق كرده و بدنه را فقط توسط یك سیم و با واسطه یك C.T زمین می‌كنیم تا هنگام بروز اتصالی و عبور جریان فاز از بدنه به زمین، رله جریانی متصل به خروجی C.T، فرمان قطع طرفین ترانسفورماتور را صادر كند. توجه شود كه در این نوع حفاظت لازم است كلیه جعبه‌های حاوی وسائل و مدارات الكتریكی متصل به بدنه ترانسفورماتور، از بدنه ترانسفورماتور ایزوله شوند زیرا كه در غیر اینصورت با ایجاد اتصالی هر یك از این مدارات با بدنه، موجبات  عمل رله بدنه و قطع ترانسفورماتور فراهم می‌آید.

341ـ وقتی بخواهیم یك مسیر طولانی مثلاً یك كابل به طول 20 كیلومتر را به روش دیفرنسیالی و با قرار دادن و C.T در طرفین حفاظت كنیم دچار مشكل می‌شویم. یك مشكل این است كه سیم‌های رفت و برگشت طرفین هزینه بر و ثانیاً دارای امپدانس قابل توجه و همین طور تلفات زیاد می‌شود. مشكل دوم آن است كه به هنگام جریان دادن كابل، جریان‌های ابتدا و انتهای كابل به دلیل پدیده جریان هجومی و نیز به دلیل عبور جریان خازنی در طول مسیر، متفاوت خواهد شد و همچنین مشكل تنظیمات رله برای بارهای مختلف را نیز باید به این مشكلات افزود. به این دلایل، كاری می‌كنیم كه به جای مقایسه جریان‌ها در طرفین، جریان‌ها را در محل خود به ولتاژ بسیار كم تبدیل نموده (توسط ترانس اكتور) و آنگاه مقدار این ولتاژها را به صورت فركانس به طرف دیگر مدار مخابره و با نظیر خود مقایسه كنیم. این روش، شمای ساده‌ای است از طرح رله دیفرنسیال طولی. اصطلاح طولی در برابر حفاظت عرضی كه خاص حفاظت از وسایل با ابعاد محدود (مثل ترانسفورماتور یا ژنراتور) می‌باشد، بكار می‌رود.

342ـ از آنجا كه هر دو ولتاژ A.C و D.C داخل پست با زمین پست ارتباط دارند، اتصال هر یك از آنها به بدنه ترانسفورماتور و در نتیجه زمین پست (از طریق سیمی كه بدنه را به زمین متصل می‌كند)، باعث عبور جریان اتصالی و در نهایت تحریك رله بدنه و فرمان قطع ترانسفورماتور می‌شود.

343ـ فرمان رله بدنه ترانسفورماتور، لحظه‌ای و بدون تأخیر است، زیرا كه اتصال ایجاد شده در بدنه ترانسفورماتور را می‌باید بدون فوت وقت و پیش از وارد آمدن خسارت به ترانسفورماتور قطع كند. در مواردی هم اتصالی واقع در بدنه ترانسفورماتور می‌تواند ناشی از حوادث انسانی باشد، نظیر مواقعی كه تعمیركار در بالای ترانسفورماتور مشغول كار است و ترانسفورماتور به اشتباه برقدار می‌شود (در سیستم‌های فیدر ترانسی) و طبیعاً تأخیر در قطع جایز نیست.

344ـ رله بدنه ترانسفورماتور فقط در موارد برقدار شدن بدنه تحریك می‌شود. بنابراین بروز اتصال حلقه در ترانسفورماتور (بدون آنكه سیم پیچ به بدنه اتصالی كند)، بدنه ترانسفورماتور را برقدار نمی‌كند تا موجب عملكرد رله بدنه گردد.

345ـ هر عاملی كه باعث عبور جریان از رله بدنه (بیش از حد تنظیمی آن) گردد، عملكرد رله را باعث خواهد شد از جمله جریان بسیار زیاد ناشی از صاعقه‌ای كه به ترانسفورماتور برخورد می‌كند.

 

347ـ برای برقراری جریان، طبیعی است كه باید مدار بسته‌ای وجود داشته باشد. به عبارت دیگر، جریان از طریق فاز اتصالی شده با بدنه، به زمین می‌ریزد و از مسیر نوترال شبكه و ترانسفورماتور نوتر به شبكه و نهایتاً به نقطه اتصالی برمی‌گردد. چنانچه نوترال شبكه باز باشد، بستگی به این خواهد داشت كه صفر ستاره پست بعدی زمین شده باشد یا نه. اگر زمین شده باشد، عملكرد رله بدنه بستگی به امپدانس‌های مسیر خواهد داشت و در صورتیكه زمین نشده باشد، طبیعتاً مسیر جریان برقرار نبوده و رله بدنه عمل نخواهد كرد. البته در هر حال، مقداری جریان خازنی وجود خواهد داشت اما این جریان خازنی به تنهایی به آن مقداری نمی‌رسد كه تحریك رله بدنه را فراهم آورد. در خصوص مسأله مورد اشاره، این مدار بسته، به صورت شكل زیر خواهد بود.

 

 

348ـ از عوامل عمده تخریب ترانسفورماتورهای قدرت، افزایش درجه حرارت ناشی از اضافه بارها و تنش‌های دینامیكی ناشی از جریان‌های اتصال كوتاه است. اضافه ولتاژهای ناشی از امواج سیار (مربوط به صاعقه و كلید زنی‌ها) نیز معمولاً آثار بسیار سوئی بر ترانسفورماتورها و ژنراتورها و موتورهای بزرگ باقی می‌گذارد. كاهش فركانس نیز كه موجب افزایش شار و در نتیجه افزایش جریان می‌شود برای ترانسفورماتورها خسارت به بار خواهد آورد.

349ـ خیر، كاهش فركانس قدرت در ترانسفورماتور، مطابق رابطه ، موجب كاهش راكتانس سیم پیچ‌ها شده و در ولتاژ ثابت، موجب افزایش جریان می‌شود. به عبارت دیگر، جریان و فركانس شبكه در رابطه معكوس با هم قرار دارند.

350ـ خیر، رابطه جریان و شار ایجاد شده، یك رابطه مستقیم است، یعنی هرچه جریان بیشتر باشد، شار تولیدی بیشتر خواهد شد. .

351ـ خیر، همیشه مقداری از شار ایجاد شده از طریق بدنه ترانسفورماتور و مقداری هم از طریق هوا مدار خود را می‌بندد كه به این دو شار پراكنده اتلاق می‌‌شود.

352ـ بله، شار كه شكل مغناطیسی و معادل جریان الكتریكی است، موجب تلفات حقیقی بوده و ایجاد حرارت می‌كند. بنابراین بالا بودن مقاومت مغناطیسی هسته (رلوكتانس) كه موجب كاهش شار عبوری از هسته و در نتیجه افزایش شار پراكندگی می‌شود به افزایش دمای بدنه كمك خواهد كرد.

353ـ رله اضافه شار به دو پارامتر ولتاژ و فركانس حساس است. فرمول پایه به اكر گرفته شده در اینگونه رله‌ها معمولاً به صورت زیر است:

354ـ زیرا كه این ترانسفورماتورها، بیش از ترانسفورماتورهای منصوب در پست‌های واسطه و معمولی در معرض وقوع تغییرات فركانس و تغییرات ولتاژ هستند. كاهش فركانس افزایش جریان و افزایش شار را بدنبال دارد و اضافه ولتاژ فركانس قدرت نیز بنوبه خود افزایش جریان و در نتیجه افزایش شار زیاد را در پی خواهد داشت و اگر این دو یعنی كاهش فركانس و افزایش ولتاژ همزمان روی دهد، میزان افزایش شار بسیار بزرگ خواهد بود و از همین رو این رله‌ها به حاصل تقسیم ولتاژ بر فركانس به گونه‌ای حساس طراحی می‌شوند تا با تجاوز شار از حد معینی، ادامه روال ایجاد شده میسر نباشد. البته در این حفاظت، نیازی به عملكرد سریع نداشته و قطع آنی موردنظر نخواهد بود.

355ـ رله‌های بكار رفته در پست‌ها معمولاً‌از نوع D.C است به این معنی كه ولتاژ تغذیه فرمان آنها D.C می‌باشد و علت هم آن است كه در مواقع قطع برق و خاموش شدن پست، از فرمان‌های حفاظتی برخوردار باشیم. این ولتاژ D.C توسط سیستم باتری‌ها فراهم می‌شود و ولتاژ مطمئن‌تری نسبت به ولتاژ A.C داخلی پست است. اما زمانی كه ولتاژ D.C پست، به عللی قطع شود، وظیفه آشكار كردن اشكال بوجود آمده به عهده چه ولتاژی خواهد بود؟ در اینجا است كه تغذیه فرمان رله قطع تغذیه D.C بعده سیستم A.C داخلی پست قرار داده می‌شود. بنابراین سیستم A.C نگهبان D.C و سیستم D.C هم، نگهبان وضعیت A.C پست هست.

356ـ اضافه ولتاژهای خطرناك معمولاً از طریق صاعقه و عملیات كلیدزنی ایجاد می‌شوند و در كار تخریب المان‌های عمده شبكه مثل ژنراتورها، ترانسفورماتورها، موتورهای بزرگ و بانك‌های خازنی، آن اندازه سریع هستند كه حفاظت تأسیسات در مقابل آنها از عهده رله‌ها خارج است (سریعترین رله‌ها كمتر از چند میلی ثانیه بعمل درنمی‌آیند در حالیكه سرعت تخریب اضافه ولتاژهای سیار در میكروثانیه‌ها صورت می‌گیرد.) و لذا حفاظت در برابر این پدیده‌ها را به برقگیرها محول می‌كنند. اما اضافه ولتاژهای دیگری نیز داریم كه از جنس خود ولتاژ شبكه هستند كه اضافه ولتاژهای فركانس قدرت نامیده می‌شوند. این اضافه ولتاژها در اثر افزایش تپ ترانسفورماتورها و یا كاهش بار و امثالهم به وجود می‌آیند كه غالباً بطئی و تدریجی هستند و در ضمن در كوتاه مدت، خسارت‌آمیز نیز نخواهند بود و بنابراین لزومی به عكس‌العمل آنی در برابر آنها نمی‌باشد. معمولاً تأخیر حدود دقیقه را برای آنها منظور می‌كنند.

در حالات كاهش ولتاژ شبكه نیز، وضع به همین منوال است و تأخیر قابل توجهی تا صدور فرمان، قائل می‌شوند و گاهی نیز فقط به صدور آلارم اكتفا می‌كنند. اما در مواردی مثل مواقعی كه ولتاژ از حد مینیممی كمتر می‌شود و باید وسیله جبران كننده (تپ چنجر) از عمل بی‌فایده باز ایستد و یا مواقعی كه ولتاژ شبكه تا حد خطرناكی بالا می‌رود (در نیمه‌های شب كه بار كم شده و تپ چنجر نیز در وضعیت كار اتوماتیك نمی‌باشد) قطع شبكه ضرورت خواهد داشت.

357ـ آرایش بانك‌های خازنی در پست‌های فشار قوی، معمولاً به دو صورت است: ستاره زمین شده و ستاره دوبل. نوع اخیر كاربرد فراوانتری یافته است. زیرا كه حفاظت قرار داده شده روی سیم مرتبط بین صفرهای دو ستاره را می‌توان بسیار حساس قرار داد تا در صورت كاهش ظرفیت هر یك از خازن‌ها نیز، حفاظت عمل كرده بانك‌ها را از مدار خارج كند. ضمناً در این نوع آرایش می‌توان به جای ترانسفورماتور جریان از ترانسفورماتور ولتاژ نیز برای تحریك رله ولتمتریك استفاده كرده كوچكترین تغییر ولتاژ صفر ستاره‌ها را كه ناشی از تغییر ظرفیت خازن‌ها می‌باشد، كنترل نمود.

358ـ خازن‌های فشار قوی عناصری هستند كه پس از بی‌برق شدن، انرژی ذخیره شده خود را به سرعت از دست نمی‌دهند و معمولاً حدود 10 دقیقه طول می‌كشد تا به طور نسبی دشارژ شوند. برای همین هم در بانك‌های خازنی، معمولاً رله‌ای پیش‌بینی می‌شود تا پس از بی‌برق شدن بانك خازن، از برقدار شدن مجدد و بلافاصله آن جلوگیری كند (زمان وصل مجدد را یك تایمر تعیین می‌كند). این احتیاط‌ها به آن دلیل است كه ولتاژ باقیمانده در خازن‌ها به هنگام برقدار شدن مجدد، گاهی ولتاژ وصل را تشدید نموده موجبات انفجار خازن را فراهم می‌آورد.

      احتمال وقوع چنین مواردی از ناهنجاری، حتی هنگام در مدار بودن خازن‌ها و انجام برخی عملیات كلیدزنی نیز وجود دارد و به همین علت است كه در برخی پست‌ها دستورالعملی مبنی بر قطع فیدرهای خازن پیش از انجام مانور در فیدر ترانس‌ها رایج شده است. ناگفته نماند كه اینگونه ناهنجاری‌ها بستگی به لحظه كلیدزنی و وضعیت پل‌های بریكر نیز دارد.

359ـ حفاظت واقع بر نقطه صفر ستاره دوبل خازن‌ها بسیار حساسا ست و در صورت پایین بودن تنظیم، كوچكترین تغییر ظرفیت هر یك از واحد خازن‌ها را دیده، فرمان قطع صادر می‌كند. بعضی اوقات با واقع شدن یكی از بانك‌های خازنی در سایه، تغییر ظرفیت ایجاد می‌شود و گاهی نیز در زمستان، كه یك واحد ستاره در سایه و سرما قرار می‌گیرد چنین قطع ناخواسته‌ای را بوجود می‌آورد و لازم است قدری از حساسیت حفاظت كاسته شود.

360ـ گاهی داخل یك واحد خازنی، اتصال كوتاه بوجود می‌آید و جریان زیادی كشیده می‌شود. ضمن آنكه احتمال تركیدن خازن نیز وجود دارد. در خازن‌های نوع قدیمی كه محتوی اسید خطرناك و آلوده‌ساز می‌باشد، انفجار هر واحد، آلایش محیط پیرامون را دربر دارد. لذا با تعبیه فیوزلینك‌ها از عبور زیاد جریان (به هنگام اتصالی) و باقی ماندن اتصالی برای مدتی طولانی و انفجار خازن جلوگیری می‌شود، ضمن آنكه از مدار خارج شدن یك واحد خازن در نقطه صفر ستاره دوبل، ایجاد نامتعادلی نموده موجب عملكرد حفاظت می‌گردد.

361ـ خازن جاذب جریان است و به هنگام وصل، جریان زیادی می‌كشد و این شارژ زیاد، ممكن است باعث انفجار آن شود، لذا به صورت سری با آن، از یك پیچك یا چوك استفاده می‌شود تا جریان زیاد وصل را محدود كند.

362ـ احتمال بروز اضافه ولتاژها به هنگام كلیدزنی و یا بواسطه عبور امواج سیاری كه در شبكه جابجا می‌شود، در نقطه نصب خازن‌ها وجود دارد و به همین لحاظ و برای زمین كردن این اضافه ولتاژها پیش از ورود به خازن‌ها، از شاخك‌های هوایی استفاده می‌شود. اما از آنجا كه این شاخك‌ها در جذب امواج سیار سرعت كافی ندارند، بهتر است از برقگیر استفاده شود. بد نیست بدانید كه در نقطه صفر ستاره ترانسفورماتورهای قدرت نیز كه احتمال بروز اضافه ولتاژها وجود دارد، برقگیر نصب می‌كنند.

363ـ بله، خازنی كه از وضعیت نرمال خود دور می‌شود، بتدریج بدنه آن متورم می‌شود. این وضعیت در خازن‌هی نیم سوخته و خازن‌هایی كه قسمتی از پلیت‌های آنها دچار مشكل شده است نیز به چشم می‌خورد. هر چند یك قاعده به حساب نمی‌آید، ولی علامت خوبی است برای تشخیص سریع خازن‌هایی كه از سلامت كامل برخوردار نیستند.

364ـ كار اصولی آن است كه خازن‌ها را بتوان در موارد لزوم در مدار آورده یا از مدار خارج كرد. استفاده از خازن در بهبودبخشی به ضریب قدرت، نقش اساسی دارد. در پست‌ها و یا كارخانجات، ضریب قدرت در همه احوال یكسان نیست و لازم است به تناسب و به مقدار لازم از خازن‌ها استفاده شود.

      دلیل ساخت رگولاتور اتوماتیك برای در مدار آوردن خازن‌ها نیز همین است. حال مشخص می‌شود كه اگر یك بانك خازنی را به صورت ثابت (Fixed) به شینه مصرف اضافه كنیم، چقدر اشتباه خواهد بود، خصوصاً هنگامی كه بار به كلی از مدار خارج می‌شود، باقی ماندن خازن در شبكه معنایی نخواهد داشت. ممكن است گفته شود كه در بهبود ضریب قدرت شبكه كمك می‌كند اما در مواقعی هم امكان دارد كه ضریب قدرت را منفی كند و این خود می‌تواند مشكل ساز باشد، بویژه در مواقعی كه مقدار خازن‌ها قابل توجه باشد. مثال زیر به درك خطرات احتمالی این كار كمك خواهد كرد:

      یكی از فیدرهای 20 كیلو ولت پس از حدود 7 دقیقه كه از قطع آن توسط اپراتور گذشته بود، منفجر شد. برای مدیران باور كردنی نبود كه فیدری در حالت قطع منفجر شود. اما پس از تعویض بریكر مربوطه و نصب ثبات ضریب قدرت روی این فیدر و تهیه گراف دو هفته‌ای قضیه روشن گردید.

      این حادثه در ایام جنگ و وفور نوبت‌های خاموشی اتفاق افتاده بود. در آن هنگام مصرف كنندگان به تجربه می‌دانستند كه پس از هر خاموشی می‌باید مصرف‌های موتوری خود نظیر یخچال و كولر و… را از مدار خارج كنند. در روز حادثه، قطع و وصل فیدر مزبور چندین بار تكرار شده بود و مصرف كننده‌ها برای پرهیز از سوختن وسایل خود و تا اعاده وضعیت نرمال و ثابت، كلیه مصارف خود را از مدار خارج كرده بودند و این بار كه مركز كنترل فرمان وصل فیدر را صادر كرده بود، به شهادت نوار اسیلوگراف، در شبكه فقط مصرف خازنی وجود داشت و ضریب قدرت مقداری حدود 2/0 پیدا كرده بود و لذا وقتی دستور مجدد قطع برای فیدر مربوطه داده شده و اپراتور فیدر را قطع كرده بود، بریكر مربوطه ناتوان از خاموش كردن جرقه مانده و تداوم جرقه، پس از چند دقیقه موجب ایجاد حرارت در كنتاكت‌ها و انفجار فیدر شده بود.

      بررسی‌های بعدی در شبكه منجر به كشف این واقعیت گردید كه در یكی از كارخانجات تغذیه كننده از همان فیدر، یك بانك خازنی قابل توجه به صورت ثابت و بی‌واسطه كلید در شبكه قرار گرفته بود و در هنگامی كه مصرف كنندگان خانگی (كه معمولاً بار سلفی به مدار تحمیل می‌كنند) از مدار خارج بودند، یك بار زیاد خازنی را به فیدر تحمیل كرده بود (البته باید بار خازنی كابل منشعب از فیدر را هم در این قضیه دخیل دانست) و می‌دانیم كه فیدرهای معمولی، توانایی قطع بارهای خازنی با ضریب قدرت كمتر از 45/0 را ندارند و لذا جرقه پس از قطع در این شرایط باقی مانده و حادثه را باعث شده بود.

 

365ـ برای سنجش فركانس، ولتاژ كافی است. دستگاه فركانس متر، وسیله ساده‌ای است كه نوسانات ولتاژ را تشخیص داده و آشكار می‌كند.

366ـ دور ژنراتور، وابسته به جریان یا باری است كه از آن كشیده می‌شود و هرچه جریان بیشتری از آن گرفته شود، دور آن و در نتیجه فركانس شبكه تقلیل پیدا می‌كند.

367ـ وقتی فركانس ژنراتور زیاد می‌شود، راكتانس سلفی شبكه  كه تلفات غالب شبكه به حساب می‌آید، افزایش پیدا می‌كند. در همین رابطه، راكتانس خازنی  كمتر می‌شود و تفاوت این دو كه راكتانس مجموع شبكه را بوجود می‌آورد، باز هم بیشتر می‌شود و در نتیجه تأثیر افزایش فركانس ژنراتور در شبكه، معمولاً بصورت افزایش تلفات ظاهر می‌شود و به همین خاطر است كه در مواقع كمبود تولید و برای پرهیز از اعمال خاموشی بیشتر، نیروگاه ناظم فركانس كه معمولاً یك نیروگاه آبی است، با كاهش فركانس (به مقدار كم)، از تلفات كاسته و ظرفیت مصرف را افزایش می‌دهد.

368ـ در مواقعی كه افزایش بار منجر به افت فركانس می‌شود و یا هر وقت كه فركانس شبكه به هر علتی افت كند، رله‌های حذف بار، كه هر یك تعدادی فیدر را پوشش می‌دهد، بطور اتوماتیك اقدام به كم كردن بار می‌كنند. گروه‌بندی فیدرهای مورد قطع به ترتیب اولویت انجام می‌شود. البته بهتر است كه اینگونه عملیات در پست‌های فوق توزیع انجام گیرد تا در هر پله فركانسی، حجم كمتری از مصرف كنندگان خاموش شوند. البته در پست‌های انتقال (معمولاً 230 كیلو ولت) نیز رله‌های فركانسی با تنظیمات پایین‌تری نصب شده‌اند تا در صورت افت شدید فركانس، بدون فوت وقت و پیش از بهم خوردن پایداری شبكه، حجم وسیع‌تری از بار را (كه معمولاً خطوط 63 كیلو ولت و تغذیه كننده پست‌های فوق توزیع می‌باشد) حذف كنند.

369ـ هر وقت كه محدودیت تولید داشته باشیم.

370ـ قطع آن گروه از فیدرها كه در فركانس‌های پایین صورت می‌گیرد، نشان دهنده اهمیت بیشتر آنها است. بدین معنی كه فقط در زمان‌های افت شدیدتر فركانس، قطع می‌شوند.

371ـ مرحله اول = 2/49 هرتز                مرحله دوم = 49 هرتز

       مرحله سوم = 8/48 هرتز               مرحله چهارم = 6/48 هرتز

372ـ خیر، با توجه به شرایط شبكه و همچنین وضعیت تولید، همه ساله توسط شركت توانیر، بررسی لازم انجام و در گروه‌بندی‌ها تجدیدنظر صورت می‌پذیرد.

373ـ دو پارامتر ولتاژ و جریان. البته خود رله، زاویه بین ولتاژ و جریان دریافت شده را استخراج می‌كند.

374ـ فرمول مورد استفاده در این رله، همان رابطه توان است:

W = K.U.I.COS

ضریب K نیز بستگی به نوع رله دارد.

375ـ بله، كلاً رله‌هایی كه زاویه ولتاژ و جریان سیستم را تشخیص می‌دهند، می‌توانند جهتی باشند.

376ـ در مواقعی كه خط مورد حفاظت از نقاط كوهستانی و یا جنگلی عبور می‌كند. در این دو وضعیت، احتمال بروز جرقه با مقاومت بالا (High Resistance) وجود دارد. برای مثال، در یك نقطه كوهستانی و سنگلاخی، و در تابستان، چنانچه سیم فاز، پاره شده و روی صخره‌ها بیفتد، احتمال دارد كه جریان كمی با زمین برقرار شود. در تماس فاز با شاخه درختان خشك نیز چنین حالتی پیش می‌آید. در چنین احوالی به دلیل كم بودن جریان اتصالی، رله‌های معمولی و احیاناً رله دیستانس نیز با تنظیمی كه دارند، ناتوان از تشخیص بروز اتصالی می‌مانند. اما رله واتمتریك، به دلیل دریافت ولتاژ رزیجوال، گشتاور لازم برای تحریك را پیدا كرده و به دقت عمل می‌كند. به همین دلیل است كه از رله‌های دیستانس استفاده می‌شود.

377ـ 1ـ در مواقعی كه بخواهیم ژنراتوری را با شبكه پارالل كنیم.

2ـ به هنگام پارالل كردن دو شبكه مختلف

3ـ به هنگام وصل دو خط با یكدیگر، كه به دو قسمت مختلف شبكه متصل بوده و این دو شبكه به لحاظ فاصله (تا نقطه مورد وصل) اختلاف فاحش دارند.

4ـ در مواقع بار زیاد

378ـ سه پارامتر:

1ـ اختلاف فركانس‌ها

2ـ اختلاف دامنه ولتاژها

3ـ اختلاف فاز

379ـ ولتاژها در نقاطی با هم جمع و در نقاطی از هم کم شده و در مجموع یک فرکانس موجی پدید می‌آید که تأثیر آن در شبکه به صورت کم نور و پر نور شدن تناوبی لامپ‌ها خواهد بود.

380ـ در پست‌های فشار قوی، روی بریکر کوپلاژی که دو باسبار متفاوت را به هم مربوط می‌سازد.

381ـ در یک پست دایر، یکسان بودن توالی فازهای دو طرف بریکر، مسلم فرض می‌شود، زیرا که قبلاٌ هماهنگ شده و به اصطلاح همرنگی ایجاد شده است. اما چنانچه خط جدیدی دایر شود، لازم است که توالی فازهای خط جدید با توالی فازهای موجود پست همرنگ یا سازگار شود.

382ـ حفاظت‌های مهم خطوط انتقال نیرو:

1ـ رله دیستانس که اصلی‌ترین حفاظت خطوط انتقال نیرو می‌باشد و ملحقات آن مثل رله اتورکلوزر، رله ولتاژی، رله قفل کننده در مقابل نوسانات قدرت و غیره می‌باشد.

2ـ رله‌های اورکارنت و ارت فالت.

383ـ رله دیستانی یک رله سنجشی است که نسبت ولتاژ و جریان در آن سنجیده می‌شود لذا مقدار جریان فالت به تنهایی در آن مؤثر نیست. اگر در حالت فوق‌الذکر افت ولتاژ ناشی از فالت به اندازه‌ای باشد که نسبت افت ولتاژ به جریان فالت در حدود اندازه‌گیری رله باشد، رله دیستانس آن را احساس نموده و فرمان قطع را صادر می‌نماید.

384ـ رله اتورکلوزر همانطور که از اسمش مشخص می‌شود یک رله وصل مجدد اتوماتیک است که پس از قطع کلید در اثر عملکرد حفاظت رله‌های دیستانس، اورکارنت و ارت فالت، به طور خودکار و پس از زمان تنظیمی آن فرمان وصل مجدد می‌دهد. زمان‌های مربوط به این رله دو نوع است:

1ـ زمان وصل مجدد تک فاز یا سه فاز که به نام زمان مؤثر موسوم است که دقیقاٌ پس از قطع کامل کلید شروع می‌گردد و پس از سپری شدن آن فرمان وصل مجدد را می‌دهد.

2ـ زمان ریکلیم (زمان احیاء یا برگشت) این زمان پس از وصل مجدد و وصل کامل کلید شروع می‌شود و برای این است که اگر پس از وصل مجدد در اثنای زمان ریکلیم فالت مجدد روی دهد یا فالت هنوز پایدار باشد بلافاصله فرمان قطع صادر و وصل مجدد صورت نگیرد.

385ـ رله دیستانس و رله‌های جریانی

386ـ رله اتصال زمین و رله دیستانس

387ـ برای این خطوط علاوه بر حفاظت‌های معمول از رله‌های ماکزیمم جریان جهتی استفاده می‌شود.

388ـ الف) مشخصه امپدانسی

ب) مشخصه راکتانسی

ج) مشخصه موهو: عکس امپدانس عمل می‌کند و طوری طراحی می‌شود که کمی قبل از محل نصب خود را نیز می‌بیند.

389ـ این رله برای حفاظت باسبار و در مواقعی برای حفاظت در مقابل اتصال زمین‌های دارای مقاومت بالا؛ مثلاٌ در جاهایی که خط از نقاط کوهستانی عبور می‌کند، مورد استفاده قرار می‌گیرد.

390ـ رله رزیجوآل (ولتاژ یا جریان) در این مواقع عمل می‌کند.

391ـ رله دیستانس رله‌ای است که عملکردش بر اساس اندازه امپدانس، راکتانس یا مقاومت هر فاز خط از محل نصب رله تا نقطه وقوع اتصالی است و زمان عملکرد رله (T) برحسب فاصله بین رله و محل اتصالی تغییر می‌کند و این زمان با افزایش فاصله به طور یکنواخت یا به صورت مرحله‌ای (پله‌ای) یا مرکب بیشتر می‌شود.

392ـ معمولاٌ یک رلة واتمتریک و یا یک رلة E/F

393ـ مطابق شکل زیر و با توجه به آنکه تغذیه از دو طرف و رله‌های فرمان دهنده از نوع دیستانس می‌باشند، اگر فالتی در نقطه M اتفاق بیفتد رله‌های مربوط به دیژنکتورهای B1 و A1 از یک طرف و C1 و C1 از طرف دیگر و به ترتیب زمانی بایستی تحریک شوند و در مرحله اول، محدوده فالت را جدا نمایند و احتیاجی نیست که رله‌های مربوط به دیژنکتورهای B2‍، A2، C2 و D2 تحریک گردند زیرا این عمل منجر به عملکرد بریکرهای A، D، C و B می‌گردد. برای جلوگیری از این امر رله‌های دیستانس را مجهز به المان دایرکشنال (جهت‌دار) می‌نمایند تا جهت تحریک‌پذیری رله را بتوان مشخص نمود. بطور خلاصه، در زون نخست، C1 و B1 و در زونهای بعدی D1 و A1 عمل می‌کنند و در مرحلة بعد که حفاظت غیر جهتی به عمل درمی‌آید، امکان عملکرد رله‌های B2، C2، A2 و D2 نیز وجود دارد.

 

394ـ به جریان و ولتاژ بستگی داشته و شبیه کنتورها عمل می‌کنند (وسایل اندازه‌گیری اندوکسیونی)

395ـ خیر، بعضی از این رله‌ها راکتانسی هستند و رزیستانس را لحاظ نمی‌کنند و همین مسأله، سبب خطای محاسبه آنها می‌شود. البته این شکل از سنجش، در مواردی کاربرد خاص خود را دارد و یک ویژگی محسوب می‌شود. (مثل خطی که از جنگل عبور می‌کند). بعضی از رله‌ها هم عکس امپدانس  را دریافت می‌کنند که محسنات دیگری دارند.

397ـ برای حفاظت خطوط و گاهی کابل‌های با اهمیت و همچنین در برخی موارد برای حفاظت ترانسفورماتورهای قدرت و نوعی خاص از آنها را برای حفاظت باسبار مورد استفاده قرار می‌دهند.

398ـ در حفاظت خطوط، رله دیستانس، حفاظت اصلی به حساب می‌آید و رله‌های جریانی فاز و زمین و همین طور رله واتمتریک، از جمله حفاظت‌های پشتیبان محسوب می‌شوند. این امر به آن دلیل است که زمان عملکرد رله دیستانس برای قطع خط مورد حفاظت بسیار کم و زمان عملکرد رله‌های جریان زیاد نسبتا زیاد است. در عین حال، دقت عمل رله دیستانس نسبت به رله جریانی برتری قابل ملاحظه‌ای دارد.

399ـ در خطوطی که حداقل جریان اتصال کوتاه، بیشتر از حداکثر جریان بار باشد.

400ـ در تنظیم‌گذاری رله دیستانس به گونه‌ای عمل می‌کنند که رله، خطوط پیش روی خود را به چند ناحیه (Zone) تقسیم کند. این تقسیمات را می‌توان به اختیار، کوتاه یا بلند انتخاب نمود. البته برای این کار قاعده نسبتا معینی وجود دارد و معمولاً 85٪ خط مورد حفاظت را ناحیه یا زون اول، از پایان زون اول تا 20٪ از خط بعدی را (که در حفاظت رله دیستانس همان خط قرار دارد)، زون دوم و از آنجا تا 40٪ خط بعدی را زون سوم و الی آخر درنظر می‌گیرند. البته فرد محاسبه‌گر، با توجه به شناختی که از شبکه، طول خطوط، رله‌های دیستانس پشت سر هم و غیرو دارد، می‌تواند زون‌بندی‌ها را کم و زیاد کند، به استثناء زون نخست که تقریباً ثابت است.

401ـ معمولاً زمان زول اول را آنیً زمان زون دوم را 6/0 ثانیه و زمان زون سوم را 2/1 ثانیه و زمان زون چهارم را 8/1 ثانیه قرار می‌دهند.

402ـ در سنجش امپدانس خط توسط رله دیستانس، خطاهای مختلفی صورت می‌گیرد (از جمله خطای C.T، خطای P.T، خطای محاسبه، خطای تنظیم‌گذاری، خطای احتساب طول خط، خطای جرقه، خطای ناشی از تأثیر خطوط موازی و...) و تأثیر این خطاها می‌تواند به صورت افزایشی یا کاهشی باشد و از آنجا که احتمال دارد این خطاها در مواردی در یک جهت با هم جمع شده و خطای رله به طور قابل ملاحظه‌ای زیاد شود و احیاناً مثلاً اتصالی واقع بر اوایل خط بعدی را در زون نخست خود دیده و به عمل درآید (تداخل در کار رله بعدی)، لذا قدری از طول خط مورد حفاظت (حدود 15٪) را از محدوده زون یک کم کرده و فقط 85٪ طول خط را به زون یک می‌سپارند و آن 15٪ را که اصطلاحاً زون مرده (Dead Zone) گفته می‌شود بعلاوه 20٪ از تکه خط بعدی را به زون دوم (با زمان 6/0 ثانیه) محول می‌کنند و چاره‌ای جز این نیست. البته هرچه C.T، P.T و رله دیستانس بکار رفته و همچنین اندازه‌گیری طول خط و سنجش تأثیرات جانبی محیط از دقت بیشتری برخوردار باشد، می‌توان ناحیه مرده را کوتاه‌تر نمود. در رله‌های جدید، این ناحیه به 10٪ تقلیل یافته است.

403ـ عضو راه‌انداز (Starter)

          عضو سنجشی (Measuring)

عضو جهتی (Directional)

404ـ عضو راه‌انداز، خود دارای تنظیم است و لذا با هر تغییر جریان و ولتاژی به عمل درنمی‌آید. اما جریان و ولتاژ ترانسفورماتورهای جریان ولتاژ، دائماً بر آن تأثیر گذاشته و این واحد در حال آماده‌باش قرار دارد.

405ـ واحد سنجشی وقتی وارد مدار می‌شود که رله راه‌انداز تحریک شده باشد. در آن صورت جریان و ولتاژ فاز اتصالی شده (و یا هر ترکیب دیگری که خاص طراحی رله می‌باشد) به واحد سنجش اعمال شده و آن را وادار به تصمیم‌گیری می‌کند. واحد سنجش، زون را تشخیص داده و واحد زمانی را برای ایجاد تأخیر مناسب آن تحریک می‌کند. در روی واحد سنجش، تنظیمات زون‌های مختلف قرار داده شده است. این تنظیمات، حداقل مقادیر لازم برای عملکرد هر زون می‌باشد. امپدانس دریافت شده با امپدانس‌های تنظیمی مربوط به هر زون مقایسه می‌شود و بسته به زون تشخیص، رله فرمان لازم را صادر می‌کند.

406ـ خیر، به واسطه بزرگتر بودن امپدانس مسیر، جریان اتصالی کمتر است. کلاً هرچه از منبع دورتر می‌شویم، امپدانس دریافتی توسط رله بزرگتر و در نتیجه جریان اتصال کوتاه کمتر خواهد بود.

407ـ رله دیستانس معمولاً برای خطوط پیش روی خود تنظیم می‌شود و عملکرد در مقابل حوادث پشت سر خود را به رله‌های ماقبل محول می‌کند و به همین دلیل ضرورت دارد که از واحد جهتی برای تشخیص اتصالی‌های پس و پیش خود برخوردار باشد. البته مواردی پیش می‌آید که اتصالی واقع در پشت سر رله (مثلاً اتصالی روی باسبار پشت سر) باقی می‌ماند و توسط رله‌های دیگر پاک (Clear) نمی‌شود. در این موارد لازم می‌آید که رله دست بکار شده و فرمان قطع دهد. در بعضی رله‌های قدیمی، کلیدی برای جهتی و غیرجهتی کردن رله تعبیه شده است، اما از آنجا که غیر جهتی نمودن رله، عملکرد سلکتیو حفاظت را به مخاطره می‌اندازد، لذا در رله‌های جدید، عملکرد رله برای اتصالی‌های پشت سر را به عهده زون چهارم رله می‌گذارند تا رله‌های دیگر شبکه فرصت عملکرد داشته باشند و چنانچه اتصالی تا زمان انقضای زون چهارم ادامه یافت، رله فرمان قطع دهد.

408ـ رله دیستانس MHO (که عکس امپدانس را می‌سنجد)، علاوه بر حساس بودن نسبت به جهت اتصالی، در مقایسه با یک رله دیستانس امپدانسی (با همان امپدانس‌های تنظیمی)، سطح کمتری از صفحه مختصات را پوشش می‌دهد (زیرا که مقدار امپدانس تنظیمی در رله MHO قطر دایره عملکرد را تشکیل می‌دهد در حالی که در رله امپدانس، برابر شعاع آن است)، این امتیاز باعث می‌شود که رله MHO در مقابل نوسانات قدرت (Power Swing) حساسیت کمتری داشته باشد.

 

 

شکل فوق عملکرد رلة امپدانس، مهو و آفست مهو را نسبت به نوسانات قدرت نشان می‌دهد

409ـ همان رله MHO است با این تفاوت كه مشخصه آن كمی در جهت عكس مشخصه خط، جابجایی (Offset) پیدا كرده است و لذا می تواند بخشی از پشت سر خود را نیز ببیند. بوجود آوردن این توانایی به این منظور است كه اگر رله باسبار پشت سر، برای اتصالی واقع بر باسبار عمل كند، این رله نیز به عنوان پشتیبان آماده عمل شود. اگر فقط این خاصیت رله، مورد نظر تنظیم گذار باشد، فقط كافیست وزن سوم رله دارای آفست باشد و برخورداری از آفست برای سایر زون ها لازم نخواهد بود.

401ـ مشخصه یك رله راكتانسی، یك خط مستقیم و موازی با محور Xها است و بنابراین نسبت به زاویه بین جریان و ولتاژ حساس نیست و فقط راكتانس خط را می بیند و لذا نسبت به جرقه های اتصالی (كه دارای رزیستانس خالص است) بی تفاوت می ماند. از این خاصیت رله در مواقعی كه خط از جنگل عبور كرده باشد استفاده می كنند زیرا كه در این امور احتیاج داریم برای تشخیص درست فاصله نقطه اتصالی، مقاومت جرقه با شاخه را كه بسته به مورد، زیاد یا كم خواهد بود، در سنجش دخالت ندهیم.

411ـ خیر، اگر به هنگام خط پارگی (Open Circuit) اتصالی رخ ندهد، (مثلاً فاز پاره شده در هوا معلق بماند) رله این وضعیت را مشابه یك امپدانس بی نهایت (برای فاز مربوطه) می بیند و بنابراین عملكردی نخواهد داشت، به عبارت دیگر، این حالت برای رله، به منزله یک اتصالی در بی‌نهایت است که امپدانس بسیار بزرگی دارد و از محدوده تنظیمات زون‌های رله خارج است. برای عکس‌العمل در مقابل چنین مواردی لازم است که از رله مؤلفه منفی استفاده شود. در رله‌های جدید، چنین واحدی وجود دارد و بنابراین سیستم‌های حفاظتی جدید در برابر خط پارگی‌ها نیز بدون عکس‌العمل نمی‌مانند.

412ـ هنگامی که عدم تعادل ولتاژ (آنبالانسی) بوجود آید. برای مثال، هنگامی که سیستم دوفاز شود. در این صورت مجموع برداری ولتاژهای سه فاز، صفر نشده و این رله عمل خواهد کرد.

413ـ غالباً اتصال کوتاه سه فاز که در نزدیکی پست اتفاق بیافتد.

414ـ این رله می‌تواند فاصله محل اتصالی بوجود آمده روی خطوط را از محل رله تعیین کند.

415ـ این رله در صورت دریافت سیگنال از پست مقابل از طریق کابل پیلوت یا کریر عمل خواهد کرد و اقدام مناسب (قطع بریکر و یا تعویض زمان عملکرد) را انجام می‌دهد.

416ـ روش اول: زمان عملکرد رله با افزایش فاصله افزایش می‌یابد.

روش دوم: زمان عملکرد رله با مشخصه پله‌ای (Zone 1 سریع، Zone 2 با تأخیر، Zone 3 با تأخیر بیشتر) افزایش می‌یابد.

417ـ منحنی زمانی رله دیستانس معرف زمان قطع رله نسبت به مقاومت اتصالی بین محل نصب و نقطه اتصالی است.

418ـ الف) شروع کننده جریان زیاد: در شبکه‌هایی که جریان اتصال کوتاه آن حتی در مواقع کم بار شبکه نیز از ماکزیمم جریان کار عادی و نرمال شبکه بیشتر باشد.

ب) شروع کنده کاهش ولتاژ: مورد استفاده در سیستم‌هایی که توسط مقاومت زمین شده‌اند.

ج) شروع کننده امپدانسی: در یک خط انتقال طویل یا شبکه غربالی که بار شکم کم باشد (حداقل جریان اتصال کوتاه را داشته باشیم) کاربرد دارد.

419ـ رله دیستانس معمولاً برای خطوط پیش روی خود تنظیم می‌شود و حوادث پشت سر را برای رله‌های ماقبل می‌گذارد و بنابراین می‌باید از واحد جهت‌یاب برای تشخیص اتصالی‌های پس و پیش خود برخوردار باشد. البته در مواردی که اتصالی پشت سر رله باقی می‌ماند و توسط رله‌های پشت سر پاک (Clear) نمی‌شود، این رله دست به کار شده و مدار را قطع می‌کند و این حالت البته در صورتی اتفاق خواهد افتاد که رله را از قبل برای چنین رفتاری تنظیم کرده باشیم. در یکی از نوع رله دیستانس، طرح به این صورت است که اگر اتصالی در شبکه پشت سر باقی مانده و تا خاتمة زمانزون چهارم ادامه یابد، رله فرمان قطع می‌دهد.

420ـ برای اینکه رله دیستانس در اتصالی‌ها آمادگی بیشتری داشته باشد.

421ـ کدام رله دیستانس 21 رله دیفرانسیل ترانسفورماتور T87 می‌باشد.

422ـ جهت همزمان باز کردن کلیدهای دو طرف نقطه اتصال از وسائل مختلفی استفاده می‌شود که یکی استفاده از کریر بوده که با فرستادن پالسی به پست‌های مقابل این عمل انجام می‌گیرد.

423ـ حاصل ضرب عدد انتخاب شده روی رله در عکس نسبت تبدیل C.T یا P.T را مقدار اولیه گویند.

424ـ در حالت نوسانات قدرت رله دیستانس نبایستی عمل بکند لذا دراین حالت رله دیستانس قفل شده و به خاطر تغییرات بوجود آمده در نسبت  (تغییر امپدانس در زمان) رله عمل نمی‌کند.

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :