برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

مطابق استاندارد، مشخصات فلنج كه شامل موارد ذیل می باشد باید بر روی فلنج حك گردد:
1- نام تجاری تولید كننده فلنج
2- سایز اسمی لوله(قطر خارجی لوله كه فلنج به آن جوش داده خواهد شد)
3- مقدار فشار قابل تحمل توسط فلنج (به آن كلاس فلنج هم گفته می شود)
4- شكل سطح فلنج(شكل سطح فلنج مهمترین قسمت تشكیل دهنده یك فلنج می باشد)
5- سوراخها(گاهی بعنوان ضخامت دیواره نیز بیان می گردد)
6- مواد تشكیل دهنده فلنج(مطابق استاندارد ASTM این عدد بیان كننده مشخصات مواد خام مورد استفاده برای تهیه فلنج می باشد.)
7- شماره یا كد مربوط به عملیات حرارتی صورت گرفته بر روی فلنج.
 
كلاس فلنجها
 
فلنجها بسته به نوع جنس متناسب با فشاری كه تحمل می كنند به كلاسهای مختلف به شرح زیر تقسیم می گردند:
 
1- رده بندی فشار مطابق استاندارد ANSI B16.34
مطابق این استاندارد فلنجهای فولادی وآلیاژهای آن به كلاسهای 150-300-400-600-900-1500-2500-تقسیم بندی می شوندكه این اعداد ماكزیمم فشار بر حسب PSI بوده كه فلنجها در حداكثر دمای مجاز می توانند تحمل كنند ومعمولا فشار كاركرد حدود 2.4 برابر اعداد فوق می باشد. (رابطه فشار با دما برای جنسهای مختلف در استاندارد فوق مشخص گردیده است)
 
2- رده بندی فشار مطابق استاندارد ISO
در این استاندارد فشار تحمل فلنجهای فولادی وآلیاژهای آن با PN نشان داده شده كه این نشان دهنده فشار اسمی بر حسب BAR می باشد .
بعنوان مثال PN30 یعنی فشار كاركرد فلنج 30 BAR می باشد.
 
3- رده بندی فشار براساس استاندارد API (6A-6B-6BX)
این نوع فلنجها دارای تحمل فشار بیشتری نسبت به فلنجهای گروهANSI بوده وبه كلاسهای 5000-3000-2000-15000-10000 رده بندی می گردند.
 
انواع فلنج
 
1- فلنج با سطح ساده(FLAT FACE)
در این نوع از فلنجها سطح یك فلنج كه باید در مقابل سطح فلنج دیگر قرار گیرد صاف می باشد .معمولا فلنجهای چدنی ویا فولادی كه در فشارهای كم كاربرد دارند از این نوع ساخته می شوند.
 
2- فلنج با سطح برجسته(Raised face)
در این نوع فلنجها سطح فلنج كه درمقابل فلنج دیگر قرارگرفته وبر روی آن لایی قرار داده می شود نسبت به سطح كلی فلنج برجسته تر ساخته می شود .
بر اساس استاندارد مقدار برجستگی درتمام اندازه ها برای كلاسهای 150و 300 برابر 1.6 mm وكلاسهای بالاتر برابر 6.4 mm می باشد.
در قسمت برجستگی ممكن است سطح كاملا صیقلی (smooth finish) ویا دارای شیار (serrated finish) باشد واین شیارها یابصورت هم مركز ویا حلزونی می باشد كه روش ساخت آن در استاندارد (mss-sp-6) مشخص گردیده است (معمولا عمق شیارها 0.4mm وفاصله آن از هم 0.8 mm می باشد)
 
3- فلنج نر و ماده(Male & Female)
صفحه این نوع فلنجها كه بصورت جفت وجود دارد یكی دارای برامدگی (به ارتفاع6.4mm ) ودیگری تو رفتگی (به عمق 5mm) می باشد.
 
4- فلنج با صفحه دارای زبانه وشیاردار (Tongue & Groove facing)
این نوع فلنج نیز بصورت جفت وجود دارد وهمانند فلنج نر وماده بوده با این تفاوت كه قطر داخلی زبانه وشیار تا سوراخ فلنج (مسیر جریان) ادامه ندارد وبنابراین لایی (gasket) را روی قطر داخلی وخارجی خود نگه می دارد وهمین باعث می شود لایی(gasket) از خوردگی وفرسودگی محفوظ بماند. ساختمان زبانه وشیار مینیمم سطح لایی نوع مسطح را ایجاب می كند وبنابراین تحت فشار پیچها كمترین بار و ماكزیمم راندمان اتصالی (joint efficiency) ممكنه برای لائیهای مسطح را خواهد داشت .دراین نوع اتصال میزان برامدگی زبانه 6.4mm ومیزان عمق شیار برابر 5mm می باشد. 

نحوه اتصال فلنج به لوله :

 

فلنج ها از نظر نحوه اتصال نیز با همدیگر متفاوتند و به دسته های زیر تقسیم بندی می شوند :

Welding Neck

Slip-On

Screwed

WELDING NECK  :

      جهت اتصال به اتصالات butt-weld یا نازل های تجهیزات و مخازن در دو نوع معمولی وبلند ساخته می شود.به علت ضخامت کافی در جاهائی که دما زیاد و تنش های برشی ، فشاری  و ارتعاشی وجود دارد بکار می روند.

شکل سمت راست نوع معمولی و شکل سمت چپ نوع بلند است.


Slip-on :

      جهت فلنج اتصالاتی مانند زانوئیها به دیگر اتصالات فلنجی و یا فلنج لوله ها مناسب است . این نوع فلنج مقاومت کمتری نسبت به شوک و ارتعاش دارد.مقاومت آن تحت فشار تقریباً یک سوم مقاومت فلنج Welding Neck مشابه می باشد.

فاصله لوله تا انتهای فلنج نیز همانند اتصالات Socket یک شانزدهم اینچ می باشد.


 Screwed/Threaded Flange   :

    این فلنج ها نیز همانند اتصالات رزوه ای و پیچی است.

علاوه بر کاربردهای بالا، فلنج ها جهت تغییر سایز خط نیز بکار می روند.بنابراین دو نوع «فلنج کاهنده» و « فلنج افزاینده» نیز به دسته بندی های فلنج اضافه می گردد.

     فلنج کاهنده در صورتی که اختشاش جریان مهم نباشد از این فلنج جهت تغییر سریع سایز خط استفاده می شود. ولی نباید برای ورودی و خروجی دستگاههائی مثل پمپ از این نوع استفاده کرد.

در مورد فلنج های افزاینده اتصال آن به دستگاههای دواری همچون پمپ و کمپرسور مشکلی بوجود نمی آورد.

در برخی موارد حفره ای روی فلنج  بصورت زیر ایجاد می گردد تا از آن بعنوان Orifice استفاده نمود.شکل زیر نمونه ای از welding neck orifice را نشان می دهد.


    در برخی موارد نیز جهت انسداد لوله از نوعی فلنج استفاده می شود که محل عبور جریانی ندارد ، به این نوع فلنج نیز فلنج BLIND گفته می شود.


در صورت عدم مشاهده ی تصویر روی آن کلیک کنید

 

انتقال حرارت به سه طریق انجام میشود....

 


انتقال حرارت هدایتی:

اگر انتقال حرارت از طریق برخورد بین اتم های مجاور صورت گیرد مکانیزم هدایتی نامیده می شود.

انتقال حرارت جابجایی:

مکانیزم جابجایی یعنی انتقال حرارت بین دو سیال گرو و سرد از طریق اختلاط.

انتقال حرارت تشعشعی:

انتقال انرژی از طریق امواج الکترو مغناطیسی از یک منبع گرو به ماده دریافت کننده در دماهای بسیار بالا را انتقال حرارتی تشعشعی می گویند

از نظر شرایط تماس:

از نظر شرایط تماس به دو گونه تماس مستقیم وتماس غیر مستقیم تقسیم بندی می کنند.در تماس غیر مستقیم دو سیال سرد وگرم توسط یک جداره نفوذناپذیر مانند لوله جدا شده اند.انتقال حرارت در این حالت از روی سطح به صورت جابجایی و در روی سطح سیال توسط مکانیزم هدایتی انجام می شود.در شرایطی که دو سیال به راحتی از هم جدا می شوند از تماس مستقیم استفاده می شود.که عموماَ یک سیال گاز و دیگری مایع است که در هم نامحلول هستند.

از نظر جریان:

همانطور که ذکر شد در مبدل ها دو سیال سرد و گرم توسط سطح فلزی از یکدیگر جدا می شوند در نتیجه در دو سمت این سطح دو سیال میتوانند به صورت های مختلفی جریان داشته باشند.

اگر در مبدل دو سیال به صورت هم جهت جریان داشته باشند مبدل از نوع co_current  می باشد.

در این روش اختلاف دمای بین دو سیال افت می کند این اختلاف دما نیروی محرکه انتقال حرارت است یعنی هرچه بیشتر باشد انتقال حرارت بیشتر است پس در این مبدل انتقال حرارت در ابتدای ورود سیال ها بیشتر از انتهای آن است.در این مبدل ها دمای خروجی سیالی که در حال گرم شدن است هرگز از دمای خروجی سیال گرم کننده بیشتر نخواهد بود.

اگر جهت جریان دو سیال در مبدل خلاف جهت یکدیگر باشد،مبدل counter current نامیده میشود.در این نوع مبدل اختلاف دمای دو سیال یا نیروی محرکه انتقال حرارت در طول مبدل تقریباٌ ثابت است.در این مبدل می توان دمای سیال در حال گرم شدن را به دمایی بالاتر از دمای سیال گرم کننده رساند.

حالت cross current نیز به مواردی اطلاق می شود که جهت جریان دو سیال بر هم عمود باشد. معمولاٌ اگر سیال خنک کننده گاز باشد مبدل این گونه ساخته می شود.

البته باید توجه داشت که مبدل ها مجموعه ای از  تمام این آرایش ها هستند و به ندرت میتوان مبدیل یافت که تنها یکی از این نوع جریان ها را داشته باشد.

 

از نظر ساختمان:

مبدل های حرارتی از نظر ساختمانی به دسته های زیر تقسیم می شوند:

DOUBLE PIPES:

این نوع مبدل ها ساده ترین نوع مبدل ها هستند که از دو لوله ای که یکی درون دیگری قرار گرفته تشکیل شده است.

یک سیال درون لوله کوچکتر و دیگری در لوله ای که پیرامون آن قرار گرفته حرکت می کند.به این ترتیب انتقال حرارت بین دو سیال اتفاق می افتد.

در این مبدل ها می توان جریان ها را در خلاف جهت هم به حرکت در آورد وحالت

counter current  که ایده آلترین نوع جریان است را به وجود آورد.

میزان انتقال حرارت در این مبد ها به میزان سایر مبدل ها کمتر است.در صورتی که rate بالاتری از مبدل مد نظر باشد باید تعداد بیشتری از این مبدل به کار رود و این مطلب از لحاظ اقتصادی عملی نیست.

اما در شرایطی که سطح انتقال حرارتی کمی مورد نظر باشد و یا مواد شدیداٌ رسوبزا باشند می توان از این نوع مبدل با آرایش های خاصی استفاده کرد.زیرا تمیز کردن و تعویض قطعات در این مبذل آسان است.

DOUBLE PIPES  در واحد های تولید پلی اتیلن و پلی پروپیلن برای خنک کردن پلیمر خروجی از راکتور ها به کار می رود.

SPIRAL:

مبدل SPIRAL یا حلزونی از دو صفحه فلزی تشکیل شده که به صورت مارپیچ دور هم قرار گرفته اند.

سیالات در فضای بین این صفحات حرکت می کنند و عملیات انتقال حرارت از میان این صفحات انجام می پذیرد.در مقایسه با انواع دیگر این مبدل صفحات حجم کمتری را اشغال می کنند و انحنای مسیر حرکت سیال علاوه بر افت فشار پایین ضریب انتقال حرارت حرارت بالاتری را فراهم می کند.همچنین در هر دو مسیر امکان تشکیل رسوب کمتر شده و در نتیجه دارای دوره تعمیر طولانی تری است.

برای سرویس و تمیز کردن این مبدل باید در پوش آن را برداشت و با روش های مکانیکی و یا استفاده از jet پر فشار آب آن را تمیز کرد

از این مبدل در واحد های PVC پتروشیمی بندر امام استفاده می شود.

PLATE:

مبدل  PLATE از صفحات نازک فلزی تشکیل شده که با فاصله نزدیک به هم یعنی در حدود 3 تا 6 میلیمتر به یکدیگر متصل شده اند و دو سیال تبادل کننده حرارت از میان این صفحات به صورت یکی در میان جریان میابند.

برای اتصال صفحات میتوان آنها را به هم پیچ یا از اتصال لحیمی استفاده کرد.

اگر از اتصال پیچی استفاده شود باید از gasket  برای جلوگیری از نشت سیال استفاده کرد.اگر از اتصال لحیمی استفاده شود حجم مبدل و مقاومت آن در برابر خوردگی و فشار کاهش میابد.این نوع عموماٌ در مصارف خانگی و انتقال حرارت پایین استفاده میشود.

دو سیال از سوراخ هایی که در دو طرف صفحات قرار دارد از صفحه ای به صفحه دیگر انتقال پیدا می کنند.روی صفحات خطوط برجسته ای وجود دارد که در میزان انتقال حرارت نقش به سزایی دارد.شکل های متنوعی که می توان متصور شد دارای هزینه ساخت زیادی میباشد.لذا این مبدل با آن که انتقال حرارت زیادی دارد اما به خاطر وجود صفحات گسترده فلزی کمتر استفاده میشود.

از دیگر مشکلات این مبدل سرویس و تعمیر آن است زیرا در هنگام اتصال باید دوباره   

ها  gasket در جای خود قرار گیرند تا از نشت سیال به بیرون جلوگیری شود.

این مبدل دارای محدودیت دمایی و فشاری نیز است یعنی در دماهایی نزدیک به نقطه ذوب و فشاری بالاتر از 30 نمی توان از آن استفاده کرد.

AIR COOLER:

AIR COOLER ها مبدل هایی هستند که در آنها سیال فرایندی با جریان هوا خنک می شود. در این مبدل ها بخارات گرو درون مجموعه از تیوب ها که به صورت افقی کنار هم قرار گرفته اند توزیع می شود.

جداره خارجی این تیوبها به fin مجهز شده است تا سطح انتقال حرارت بین بخارات و هوای خنک افزایش یابد.

این مبد ها از نظر شکل جریان از نوع cross current یا جریان متقاطع هستند.که جریان هوای لازم برای خنک کردن بخارات داخل تیوب به وسیله یک  fan تاٌمین میشود.

اگر این fanبالای تیوب قرار گرفته باشد مبدل Induced و اگر پایین قرار گرفته باشد forced نامیده می شود.

نوع  Induced به علت ایجاد توزیع یکنواخت جریان هوا در شرایطدر شرایط مساوی نسبت به forced  بازدهی بیشتری دارد.

از مزایای این مبدل  می توان به عدم استفاده از آب اشاره کرد که در کاهش هزینه های فرایندی اهمیت دارد.این مبدل ها در واحد های زیادی از قبیل پارازایلن ،EDC/VCM ،PTA،MTBE استفاده میشود.

SHELL & TUBEB:

این مبدل ها از پر کاربرد ترین مبدل ها در صنعت هستند که از سه قسمت اصلی تشکیل شده اند:

1) دو  head،شامل rear head،stationary head در دو طرف مبدل

2) پوسته(SHELL)

3) لوله (TUBES)

در این مبدل یکی از سیال ها در حال تبادل حرارت درون تیوب و سیال دیگر درون پوسته جریان دارد. سطح انتقال حرارت در این مبدل ها جداره  فلزی لوله هاست.پس هرچه تعداد لوله ها بیشترباشد سطح انتقال حرارت نیز بیشتر است. هما از طرفی به قطر مبدل نیز اضافه خواهد شد.

بر اساس استاندارد TEMA که از مهمترین استاندارد ها در زمینه ساخت مبدل هاست، شکل های مختلفی برای ساخت این مبدل وجود دارد.یکی از علل استفاده از این مبدل ها سرویس و نگهداری آن است.این مبدل تنها مبدلی است که در دمای 360 C ودر فشار 30 bar اقدر به انجام کار است.

این مبدل ها بر اساس تفاوت در rear headبه سه دسته تقسیم می شوند:

1)fix tubes sheet

2)U_type

3)floating head

 

BAYONET:

یکی از انواع خاص مبدل های لوله و پوسته این نوع مبدل است. تیوب های این مبدل به شکل لوله یکی با انتهای باز ودیگری با انتهای بسته است، که لوله با انتهای باز درون لوله با انتهای بسته است.به علت نوع خاصجریان سمت تیوب و، افت فشار زیاد در این مبدل معمولاٌ از بلفهای عرضی در این نوع استفاده نمی شود.

 

:DOUBLE TUBESHET

یکی دیگر از مبذل های خاص لوله پوسته این مبدل است.این مبدل زمانی کاربرد دارد که احتمال نشتی وجود داشته باشد و نخواهیم دو سیال پوسته و لوله با هم مخلوط شوند.

قرار دادن دو TUBE SHEET در شرایط خورندگی شدید محیط عمر مبدل را افزایش می دهد.

DOUBLE BUNDLE:

این مبدل برای گرم کردن سیالات حساس به دما استفاده می شود و دارای دو دسته لوله و یک سیال واسطه است وروی پوسته آن نازلی موجود نمی باشد که باعث هدر رفتن سیال واسطه شود.

عملکرد این مبدل ها به این صورت است که سیال واسطه در قسمت پایین توسط حرارت سیال اولی تبخیر شده، و بخارات آن سیال موجود در دسته لوله بالیی را گرم می کند و دوباره کندانس شده و به قسمت پایین بر می گردد.

در صنعت از دو مبدل که زیر هم قرار گرفته اند استفاده می کنند.

از نظر استاندارد TEMA:

همانگونه که در نمودار مشاهده  می شود مبدل ها از نظر استاندارد به سه دسته تقسیم می شوند.

 

STATIONARY HEAD:

هد قسمت جلویی  مبدل را STATIONARY HEAD  گویند که سیال ورودی به لوله، وارد این هد می شود.برای اتصال هد ها به مبدل یا از اتصال پیچ و فلنج استفاده می شود و یا آنها را به بدنه جوش می دهند.

این هد را به دسته های زیر تقسیم بندی می کنند:

نوع A) در این نوع هد ها تمام اتصالات به صورت فلنجی می باشد و امکان باز کردن و دسترسی به لوله ها راحتتر می باشد.وقتی سیال ورودی به واحد ها رسوب را باشد،از این نوع هد استفاده می شود.

این نوع هد دارای cover میباشد.

نوع B) این نوع هد فاقد cover  می باشد و در آن تمات اتصالت پیچی می باشد.این وع هد در مواردی استفاده می شود که سیال تمیز باشد.

نوع C) در این نوع هد زمانی استفاده می شود که سیال ورودی به سیستم رسوبزا نباشد وفشار سیستم زیاد باشد.در این نوع هد دسته لوله را نمی توتن خارج کرد.

نوع D) در این هد تمام اتصالات جوشی می باشد و برای کار در فشار های بسیار بالا طراحی شده است.

SHELL:

به بدنه مبدل که بین دو هد قرار گرفته SHELL می گویند. که تیوب های مبدل درون این قسمت قرار گرفته اند..روی پوسته چند نازل وجود دارد که مسیر ورود و خروج سیال سمت پوسته هستند.

FEAR HEAD:

هد قسمت انتهایی مبدل را گویند که در هر مبدل بسته به نوع کاربرد آن شکل متفاوتی دارد.

برای مثال نوع L زمانی استفاده می شود که سیال رسوب زا باشد که در این حالت تمیز کردن و خارج کردن لوله ها آسان است.

از نوع Mدر مواردی که سیال تمیز باشد استفاده می شود و نوع اتصالات نیز از نوع فلنجی است.

هد U زمانی استفاده می شود که دسته لوله های موجود در مبدل به شکل U باشند.          

اجزای مبدل:

تعداد گذر در یک مبدل:

تعداد گذر در یک مبدل به این معنا است که سیالات، چند بار طول مبدل را طی می کنند.اگر افزلیش مسیر برای لوله باشد آن را گذر لوله و اگر برای پوسته باشد آن را گذر پوسته می گویند.

تعداد گذر لوله ها معمولاٌ 1،2،4،6،8 می باشد و گذر بیشتر از 8،به علت مشکلات طراحی و ساخت استفاده نمی شود.

اگر تعداد گذر لوله ها زوج باشد از خم U شکل استفاده می شود و هر دو نازل سمت لوله روی یکی از هد ها قرار می گیرد.

اگر تعداد گذر ها فرد باشد یکی از نازل های سمت لوله، روی STATIONARY HEAD و دیگری روی REAR HEAD قرار میگیرد.به این معنی که سیال از یک سمت وارد وسمت دیگر خارج می شود.

برای افزایش گذر پوسته از بلفهای طولی استفاده می شود. معمولاٌتعداد این گذر ها  1،2،4 می باشد.

TIEROD & SPACER:

TIEROD  یک میله توپر است که در بین لوله ها قرار گرفته استو وظیفه آن جلوگیری از ارتعاش لوله هاست. این میله از یک سمت به Tube sheet وصل شده و سر دیگر آن آزاد است.تعداد این میله ها با افزایش قطر پوسته افزایش میابد.

 SPACER استوانه ای محکم با قطر بیشتر است به گونه ای که TIEROD درون آن قرار گرفته و وظیفه آن حفظ دو بلف مجاور یکدیگر است.

EXPANSION JOINT:

به علت نوسانات شدید و ناگهانی  دسته لوله ها و دیگر تجهیزات درون مبدل،دچار تغییر طول می شوند.

اگر این تغییر طول در طراحی مبدل لحاظ نشده باشد، ممکن است حتی باعث شکستگی لوله ها یا خرابی مبدل شود.

برای جلوگیری از این مشکل از قطعه ای به نام EXPANSION JOINT استفاده می شود.این قطعه نیروی ناشی از تغییر طول را دفع می کند.این قطعه معمولاٌ به صورت مربع یا دایره ساخته می شود.

عیوب و مشکلات:

1. رسوب گذاری:

رسوب گیری مبدل ها باعث کاهش انتقال حرارت می شود.در این موارد باید سطح انتقال حرارت را از ابتدا بزرگتر در نظر گرفت که مبدل دچار مشکل نشود.

رسوب گیری با مکانیزم های متفاوتی رخ می دهد.

  1.       رسوب ذرات محلول مانند: سولفات کلسیم، سیلیکات سدیم، کربنات لیتیم ،در این مولرد افزایش دما زسوب گذاری را افزایش می دهد.زیرا باعث کم شدن فعالیت نمکها می شود.
  2.      رسوب مواد جامد نظیر شن و ماسه که بر اثر وزنشان ته نشین می شوند.
  3.       رسوب گذاری بر اساس واکنش های شیمیایی مانند:سختی آب ، تشکیل کک ،پلیمریزاسیون
  4.       رسوب گذاری بر اساس خوردگی که بر اثر واکنش سطح تبادل حرارتی ایجاد می شود.
  5.       رسوب گذاری بیولوژیکی: در این مکانیزم موجودات زنده به سطح تبادل حرارتی می چسبند و تولید غشاهای چسبنده می کنند.
  6.       رسوب گذاری بر اساس انجماد: این مکانیزم زمانی اتفاق می افتد که مایع روی سطح انتقال حرارت جامد شود.

نحوه تشخیص رسوب گذاری در مبدل ها به دو صورت است:

1.مبدل کارایی مناسب قبلی را نداشته و دمای سیال خروجی مطلوب نیست

2.افت فشار بین سیال ورودی و خروجی  مبدل نسبت به حالت نرمال افزایش میابد.

برای تمیز کردن مبدل از رسوب دوره تمیز کاری تعریف می شود. هر چه سیال عبوری رسوب گذار تر باشد تناوب دوره تمیز کاری بیشتر می شود.

جریان های نشتی:

نشتی در مبدل ها ممکن است به دو صورت اتفاق افتد.یکی نشتی در داخل مبدل و دیگری نشتی از مبدل به محیط بیرون.

با توجه به این که ذرات در صنایع به صورت آتشگیر و سمی هستند نشتی این مواد موجب انفجار می شود.

جریان نشتی در داخل مبدل به این صورت است که سیال بجای عبور از مسیر از پیش طراحی شده از مسیر های میان بر حر کت میکند.

این مسیر ها عبارتند از :

          1.  جریان نشتی بین لوله وبلفها

    2.   جریان نشتی بین بلفهای طولی وعرضی به پوسته

          3.محل اتصال TUBE SHEET به هد ها

برای جلوگیری از نشتی این مبدل ها باید در هنگام نصب دقت شود که واشر ها در جای خود قرار گیرند.

 

SAFETY VALVE:

برای جلوگیری از ازدیاد فشار در داخل مبدل و آسیب رسیدن به دستگاه معمولاٌ از این قطعه  در مسیر خروجی استفاده می شود تا در صورت افزایش فشار در داخل شل و تیوب، مبدل بیش ازمیزان طراحی دجار نوسان نشود.

نحوه انتخاب نوع مبدل:

هر نوع مبدل بسته به نوع کارایی، ساختمان و محدودیت های متفاوتی دارد. که آن را برای استفاده در بعضی عملیات ها قابل قبول و در بعضی دیگر نا مطلوب می سازد.

در ادامه کاربرد و محدودیت های بعضی از مهمترین مبدل ها را ذکر خواهیم کرد:

1.FIXED TUBE SHEET: این مبدل را می توان زمانی که فاز گاز-گاز ،مایع –مایع، گاز- مایع داشت استفاده کرد.از کاربرد این نوع می توان به هیتر ها ،کندانسورها،کولر ها اشاره کرد.همچنین از لحاظ قرارگیری این مبدل هیچ محدودیتی ندارد و می تواند به صورت افقی یا عمودی قرار گیرد.

اما به خاطر عدع امکان افزایش یا کاهش طول لوله ها نمی توان در اختلاف دما های بیش از 200c از آن استفاده کرد.

2. FLOTING HEAD: این نوع به خاطر طراحی خاص می توانند در اختلاف دما های بیش از 200c نیز استفاده شوند.همچنین از لحاظ قرارگیری نیز محدودیتی نداشته و می تواند افقی یا عمودی قرار گیرد.

اما به خاطر وجود گسکتهای داخلی امکان نشتی درون آن وجود دارد .در مواقعی که سیال سمت گسکت خورنده باشد توصیه می شود که به صورت افقی در سایت نصب شود.

3.U_TYPE: این نوع مبدل به خاطر شکل U مانندشان در دماهای بسیار بالا قابل استفاده هستند.اما در عین حال امکان دفرمه شدن لوله ها در محل خم ها افزایش یافته و تعویض لوله های داخلی نیز به شختی ممکن می شود.

4. DOUBLE PIPES: این مبد ها سطح تماس کوچکی دارند اما در فشار های بالا تر از 400psiنیز قادر به کار کردن می باشند.در صورت نیاز به اختلاف دما های بسیار زیاد می توان از تعداد زیادی از این مبدل استفاده کرد که این هزینه زیاد فضای زیادی را متحمل می شود.

5.:Plateاین مبدل برای سیال های خورنده و ویسکوز استفاده می شود.وضریب انتقال بالایی را فراهم می آورد اما برای فرآیند کندانس  و تبخیر مناسب نیست و به خاطر وجود گسکت ها دارای محدودیت های دمایی و فشاری است. در ضمن این مبدل فقط برای مایع-مایع استفاده می شود.

6.SPIRAL:این نوع مبدل دارای ضریب انتقال حرارت بالایی بوده و می تواند برای گرم کردن یا کندانس کردن بکار رود.ولی در مورد سیالاتی که حاوی ذرات معلق بوده مناسب نیست و موجب خورندگی می شود.


منبع:


dalaho.net

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :