برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

پردازش صوت : پیش‌زمینه‌های تئوری

 

 

1- دستگاه شنوایی انسان

2- ویژگیهای امواج صوتی

3- روشهای دیجیتالی ذخیرة صدا

4- منابع فصل

 

 

 

 

 

1-     دستگاه شنوایی انسان

 

پردازش صوت محدوده‌های گوناگونی را در بر می‌گیرد كه همه به منظور ارائة صدا به شنوندگان انسانی ابداع شده‌اند. سه محدودة تكثیر موسیقی با كیفیتی به خوبی اصل همانند آنچه در سی‌دی‌های صوتی وجود دارد ،ارتباط صوتی از راه دور كه نام دیگر شبكة تلفنی است و ،تركیب صحبت1 كه در آن كامپیوترها الگوهای صوتی انسان را تولید كرده یا تشخیص می‌دهند از دیگر قلمروهای دانش پردازش صوت مهم‌ترند. با وجود این كه اهداف و مسائل این كاربردها متفاوتند همگی در یك نقطة مشترك به هم می‌رسند و آن گوش انسان است.

گوش انسان یك عضو به گونه‌ای فزاینده پیچیده است. قضیه وقتی پیچیده‌تر می‌شود كه اطلاعات ارسالی از دو گوش در یك شبكة پیچیدة گیج كننده كه همانا مغز انسان باشد با هم تركیب می‌شوند. به یاد داشته باشیم كه بیان فوق یك گذر كلی بر قضیه است و تعداد زیادی از پدیده‌ها و آثار دقیق مرتبط با گوش انسان هنوز به درستی درك نشده‌اند.

شكل 1 قسمت اعظم ساختارها و پردازشهایی را كه گوش انسان را در بر دارند به تصویر می‌كشد. گوش خارجی از دو بخش تشكیل شده است: نرمی پوست قابل مشاهده و غضروف متصل به كنار سر و كانال گوش كه لوله‌ایست به قطر تقریبی 0.5 سانتیمتر و تا حدود 3 سانتیمتر در داخل سر فرو می‌رود. این ساختارها صداهای محیط را به بخشهای حساس گوش میانی و گوش داخلی كه در درون استخوانهای جمجمه محافظت می‌شود راهبری می‌كنند. در انتهای كانال گوش یك ورقة نازك از نسوج كه پردة صماخ[1] یا طبل گوش نامیده می‌شود كشیده شده است. امواج صدا با برخورد به پردة صماخ باعث لرزش آن می‌شوند. گوش میانی مجموعه‌ای از استخوانهای كوچك است كه لرزش مزبور را به حلزون گوش[2] (گوش داخلی) انتقال می‌دهند و در آنجا این لرزشها تبدیل به ضربه‌های عصبی می‌گردند. حلزون گوش یك لولة پر از مایع است كه به زحمت قطر آن به 2 میلیمتر و طول آن به 3 سانتیمتر می‌رسد. اگر چه حلزون گوش در شكل شمارة 1 به صورت یك لولة مستقیم نشان داده شده اما در واقع به دور خودش همانند صدف حلزون پیچ خورده است و وجه تسمیة آن كه ریشه در كلمه‌ای یونانی به معنای حلزون دارد نیز این واقعیت است.

وقتی یك موج صوتی سعی دارد از هوا وارد مایع شود تنها كسر كوچكی از آن از بین دو محیط عبور می‌كند و باقیماندة انرژی آن بازتابیده می‌شود. دلیل این امر مقاومت مكانیكی پایین هوا (ناشی از پایین بودن میزان فشار صوتی و سرعت بالای ذرات هوا كه به نوبة خود از چگالی پایین و تراكم‌پذیری بالای آنها نشأت می‌گیرد) در برابر مقاومت مكانیكی بالای مایع است. به عبارت ساده‌تر دلیل این امر مشابه دلیل این موضوع است كه برای ایجاد موج با دست در درون آب به تلاش بیشتری به نسبت انجام این كار در هوا نیازمندیم. تفاوت موجود باعث بازتابش قسمت اعظم صوت در مرز هوا/مایع می‌گردد.

گوش میانی یك شبكة تطبیق مقاومت[3] است كه كسر انرژی صوتی وارد شده به مایع گوش داخلی را زیاد می‌كند. برای نمونه ماهی پردة صماخ یا گوش میانی ندارد چرا كه نیازی به شنیدن در هوا ندارد. تغییر شدت، بیشتر ناشی از تفاوت مساحت پردة صماخ (كه صدا را از هوا دریافت می‌كند) و دریچه بیضوی[4] (كه مطابق شكل 1صدا را به داخل مایع انتقال می‌دهد) می‌باشد. مساحت پردة صماخ حدوداً 60 میلیمتر مربع است حال آن كه دریچة بیضوی حدوداً 4 میلیمتر مربع مساحت دارد. از آنجا كه فشار برابر است با نسبت نیرو به مساحت، این تفاوت مساحت فشار موج صدا را حدوداً 15 برابر افزایش می‌دهد.

در داخل حلزون گوش پردة اصلی[5] قرار دارد كه ساختاری را برای 12000 سلول حسی كه شكل‌دهندة عصب حلزونی است ایجاد می‌كند. پردة اصلی در نزدیكی دریچة بیضوی بسیار سفت است و در انتهای دیگر انعطاف‌پذیر‌تر است كه این امر به این عضو كمك می‌كند تا به عنوان تحلیلگر طیف فركانسی عمل كند. وقتی پردة اصلی در معرض یك سیگنال با فركانس بالا قرار می‌گیرد در قسمت سفت‌تر طنین می‌اندازد كه سبب تحریك سلولهای عصبی نزدیك به دریچة بیضوی می‌گردد. به همین ترتیب فركانسهای پایین موجب تحریك انتهای دورتر پردة اصلی می‌شوند. این امر موجب پاسخگویی رشته‌های خاص عصب حلزونی در برابر فركانسهای خاص می‌گردد. این سازوكار اصل مكان[6] نامیده می‌شود و در سراسر مسیر به سمت مغز حفظ می‌شود.

طرح كدگذاری اطلاعات دیگری نیز در شنوایی انسان به كار می‌رود كه اصل رگبار[7] نامیده می‌شود. سلولهای عصبی اطلاعات را با تولید پالسهای الكتریكی كوچكی كه پتانسیل كنش[8] نامیده می‌شوند انتقال می‌دهد. یك سلول عصبی واقع بر پردة پایینی می‌تواند اطلاعات صوتی را با تولید یك پتانسیل كنش در پاسخ هر سیكل لرزش كدگذاری كند. برای نمونه یك موج صدای 200 هرتزی می‌تواند توسط یك نورون ایجاد كنندة 200 پتانسیل كنش در ثانیه نشان داده شود. در هر صورت این روش تنها در فركانسهای زیر حدوداً 500 هرتز – بالاترین سرعت ممكن تولید پتانسیل كنش در نورونها – به كار می‌آید. گوش انسان برای غلبه بر این مشكل به نورونها اجازه می‌دهد كه برای انجام این كار دسته‌جمعی عمل كنند. برای نمونه یك صدای 3000 هرتزی می‌تواند توسط ده سلول عصبی كه هر كدام 300 ضربه در ثانیه علامت می‌دهند نشان داده شود. این پدیده بازة كارایی اصل رگبار را تا 4 كیلوهرتز گسترش می‌دهد كه بالاتر از بازة عملیاتی اصل مكان می‌باشد.

 

شكل شمارة 1-  توضیحات مربوط به شكل: نمودار كاركردی گوش انسان. گوش خارجی امواج صوتی را از محیط می‌گیرد و آنها را به سوی پردة صماخ (طبل گوش) كه ورقة نازكی از بافت است و هماهنگ با شكل موج هوا می‌لرزد راهبری می‌كند. استخوانهای گوش میانی (استخوانهای چكشی، سندانی و ركابی) این لرزشها را به دریچة بیضوی كه پرده‌ای منعطف واقع در حلزون گوش پر از مایع است انتقال می‌دهند. در داخل حلزون گوش پردة اصلی قرار دارد كه ایجاد كنندة ساختاری برای 12000 سلول عصبی شكل‌دهندة عصب حلزون گوش است. بسته به سفتی متغیر پردة پایینی، هر سلول فقط به بازة كوچكی از فركانسهای صدا پاسخ می‌دهد كه این پدیده گوش را تبدیل به یك تحلیلگر طیف فركانسی می‌نماید.

 

شكل شمارة 2 رابطة بین شدت صدا و بلندی مشاهده شده را نشان می‌دهد. غالباً شدت صدا را با یك اندازة لگاریتمی كه دسی‌بل اس.پی.ال.[9] (سطح توان صدا) نامیده می‌شود نشان می‌دهند. در این معیار 0 دسی‌بل اس.پی.ال موج صدایی با قدرت ده به توان منفی شانزده وات بر سانتیمتر مربع است كه حدوداً ضعیف‌ترین صدای قابل تشخیص توسط گوش انسان است. صحبت معمولی حدوداً 60 دسی‌بل اس.پی.ال است و صدایی با شدت 140 دسی‌بل اس.پی.ای برای گوش دردناك و زیان‌آور است.

 

 

شكل شمارة 2 -  واحدهای شدت صدا. شدت صدا به صورت توان بر واحد مساحت تعریف می‌شود (مثلاُ وات بر سانتیمتر مربع) یا به صورت معمول‌تر با استفاده از یك اندازة لگاریتمی كه دسی‌بل اس.پی.ال خوانده می‌شود. همچنان كه این جدول نشان می‌دهد قوة شنوایی انسان بیشتر به صداهای بین 1كیلوهرتز تا 4 كیلوهرتز حساس است.

 

اختلاف بلندترین و ضعیف‌ترین صداهایی كه انسان می‌تواند بشنود 120 دسی‌بل است كه از لحاظ دامنه معادل بازه‌ای حدود یك میلیون است. شنونده تغییر بلندی صدا را وقتی صدا حدود 1 دسی‌بل (12% در دامنه) تغییر كند تشخیص می‌دهد به عبارت دیگر تنها 120 سطح بلندی صدا از ملایم‌ترین نجوا تا بلندترین تندر قابل تشخیص است. حساسیت گوش آنقدر جالب توجه است كه هنگام شنیدن به ضعیف‌ترین صداها پردة صماخ به اندازه‌ای كمتر از قطر یك ملكول به لرزش در‌می‌آید!

احساس بلندی صدا با توان صدا رابطة توانی با نمای  1/3 دارد. به عنوان نمونه اگر شما توان صدا را ده برابر كنید شنوندگان آن صدا دو برابر شدن بلندی صدا را احساس و گزارش می‌كنند.

 این مسأله یك مشكل بزرگ برای حذف صداهای محیطی ناخواسته به وجود می‌آورد. برای نمونه فرض كنید كه شما 99% دیوار را با عایق صوتی پوشانده‌اید و تنها 1% كه مربوط به درها، گوشه‌ها، منافذ و... هستند باقی مانده‌اند. با وجود آن كه توان صدا تا اندازة 1% مقدار اولیة آن كاسته شده بلندی صدا تنها به اندازة 20% كاهش پیدا كرده‌است.

بازة شنیداری انسان بین 20 هرتز تا 20 كیلوهرتز در نظر گرفته می‌شود، حال آن كه بیشتر صداهای قابل حس در بازة 1 كیلوهرتز تا 4 كیلوهرتز قرار دارند. برای نمونه شنوندگان می‌توانند صدایی به میزان صفر دسی‌بل را در فركانس 3 كیلوهرتز بشنوند حال آن كه برای شنیدن یك صدای 100 هرتزی حداقل مقدار آن باید 40 دسی‌بل باشد. شنوندگان می‌توانند بگویند كه دو صدا متفاوتند اگر فركانس آنها بیش از حدود 0.3% در 3 كیلوهرتز متفاوت باشد. به عنوان نمونه كلیدهای كنار هم در پیانو به اندازة حدود 6% تفاوت فركانس دارند.

مهم‌ترین مزیت داشتن دو گوش تشخیص جهت صداست. شنوندگان انسانی می‌توانند تفاوت بین دو منبع صدا را كه فاصله‌ای به كمی 3 درجه دارند (حدوداً برابر با عرض یك انسان در فاصلة ده متری) تشخیص دهند. این اطلاعات جهتی به دو روش جداگانه به دست می‌آیند. اولاً فركانسهای حدوداً بالای 1 كیلوهرتز به شدت زیر سایة سر قرار می‌گیرند. به بیان دیگر گوشی كه به منبع نزدیك‌تر است سیگنال قوی تری را به نسبت گوشی كه در جهت مخالف دارد دریافت می‌كند. روش دیگر تشخیص جهت آن است كه گوش دورتر به خاطر فاصلة بیشترش از منبع صدا را كمی دیرتر از گوش نزدیك‌تر دریافت می‌كند. به واسطة اندازة معمول سر (حدوداً 22 سانتیمتر) و سرعت صوت (حدود 340 متر در ثانیه) تفاوت‌گذاری زاویه‌ای سه درجه دقت زمانی حدود 30 میكروثانیه نیاز دارد. چون این فاصلة زمانی نیازمند اصل رگبار است این روش جهت‌یابی برای صداهای دارای فركانس كم‌تر از حدود 1 كیلوهرتز به كار می‌رود.

در حالی كه قوة شنوایی انسان می‌تواند جهت صدا را تشخیص دهد در نشخیص فاصلة منبع صدا مشكل دارد. این امر بدان علت است كه چیزهای كمی در موج صدا وجود دارد كه اطلاعات این گونه را در اختیار بگذارد. شنوایی انسان به صورت ضعیفی در می‌یابد كه منابع صداهای با فركانس بالا نزدیكند و صداهای با فركانس پایین از فاصلة دورتری پخش می‌شوند. این به آن دلیل است كه صداها در فاصله‌های دور از میزان فركانسشان كاسته می‌شود. پژواك روش ضعیف دیگری برای تشخیص فاصله است و با استفاده از آن مثلاً می‌توان ابعاد یك اتاق را حدس زد. برای نمونه صداهای موجود در یك تالار بزرگ پژواكهایی با وقفة 100 میلی ثانیه دارند، حال آن كه برای یك دفتر كار كوچك این مقدار 10 میلی ثانیه است. بعضی از موجودات با استفاده از دستگاه طبیعی تشخیص فاصلة صوتی[10] مسألة فاصله‌یابی را حل كرده‌اند. مثلاً خفاشها و دلفینها صداهایی مثل تیك و جیغ تولید می‌كنند كه از سوی اشیاء نزدیك بازتابیده می‌شوند. با اندازه‌گیری میزان وقفة بازتاب این صدا‌ها این جانوران می‌توانند با دقت 1سانتیمتر اشیاء را مكانیابی كنند. تجربیات نشان داده‌اند كه بعضی انسانها به خصوص نابینایان تا حد كمی از روش مكانیابی با استفاده از پژواك استفاده می‌كنند.

 

2-     ویژگیهای امواج صوتی

 

غالباً برای درك یك صوت پیوسته مثل نت یك ابزار موسیقیایی سه بخش مجزا را باید تشخیص داد: بلندی صدا، زیری یا بمی صدا (پیچ)[11] و طنین[12] صدا. بلندی همانگونه كه قبلاً توضیح داده شد معیاری برای شدت موج صوتی است. پیچ، فركانس جزء اصلی صدا – فركانسی تكرار موج صوتی توسط خودش – می‌باشد.

طنین صدا از دو جزء قبلی پیچیده‌تر است و با تعیین محتوای همساز[13] صدا تعیین می‌گردد. شكل شمارة 3 دو موج را كه هر دو از جمع یك موج سینوسی یك كیلوهرتزی با دامنة یك و یك موج سینوسی سه كیلوهرتزی با دامنة یك دوم به وجود آمده‌اند نشان می‌دهد. تفاوت آنها در آن است كه در شكل b جزء با فركانس بالاتر ابتدا معكوس شده و سپس با موج دوم جمع شده است. علی‌رغم موجهای در دامنة زمان بسیار متفاوت این دو صوت یكسان به نظر می‌رسند. این به خاطر آن است كه شنوایی انسان بر اساس دامنة فركانسهاست و نسبت به فاز آنها بسیار غیر حساس است. شكل موج صوتی در دامنة زمان فقط به صورت غیر مستقیم با شنوایی رابطه دارد و معمولاُ در سیستمهای صوتی در نظر گرفته نمی‌شود.

عدم حساسیت گوش به فاز صدا با توجه به روش پخش شدن آن در محیط قابل درك است. فرض كنید كه شما در یك اتاق به صحبتهای فردی گوش می‌دهید. بیشتر صداهایی كه گوش شما دریافت می‌كند حاصل بازتاب صدای اصلی از دیوارها، سقف و كف اتاق است. از آنجا كه انتشار صدا بستگی به فركانس آن دارد و میرایی ،بازتاب و مقاومت در برابر صدا بر روی آن تأثیرگذار است فركانسهای متفاوتی از مسیرهای متفاوت به گوش می‌رسد. این به این معنی است كه وقتی شما جای خود را در اتاق عوض می‌كنید فاز هر یك از فركانسها تغییر می‌كند. چون گوش این تغییر فازها را نادیده می‌انگارد با وجود تغییر مكان شما تغییری در صدای شخص صحبت كننده احساس نمی‌كنید. از دیدگاه فیزیكی فاز یك سیگنال صدا در هنگام پخش در یك محیط پیچیده به صورت تصادفی تغییر می‌كند. از طرف دیگر گوش به فاز صدا غیر حساس است زیرا این جزء دارای اطلاعات قابل استفادة بسیار كمی می‌باشد.

 

شكل شمارة 3 – تشخیص فاز توسط گوش انسان. گوش انسان نسبت به فاز نسبی سینوسیهای مركب بسیار غیر حساس است. برای نمونه این دو موج یكسان به نظر خواهند رسید، زیر دامنة اجزاء آنها یكسان است اگر چه فاز نسبی آنها متفاوت است.

 

در حالت كلی نمی‌توان گفت كه گوش نسبت به فاز كاملاً ناشنواست. چرا كه تغییر فاز می‌تواند باعث تغییر آرایش زمانی یك سیگنال صوتی شود. اما چنین امری یك پدیدة نادر است كه در محیطهای شنیداری طبیعی اتفاق نمی‌افتد.

فرض كنید از یك نوازندة ویولون خواسته‌ایم نتی را بنوازد. وقتی كه موج صوتی ایجاد شده بر روی اسیلوسكوپ نشان داده شود یك موج دندانه‌اره‌ای مانند شكل شمارة 4 (a) مشاهده می‌شود. شكل شمارة 4 (b) نشان می‌دهد كه این صوت چگونه توسط گوش دریافت می‌شود. گوش یك فركانس اساسی (در مثال شكل 220 هرتز) را و همسازهایی را در 440، 660، 880 و... هرتز دریافت می‌كند. اگر این نت بر روی ابزار دیگری نواخته شود گوش هنوز هم همان 220 هرتز (همان فركانس اساسی) را دریافت می‌كند. و از این لحاظ دو صوت مشابهند كه گفته می‌شود این دو صوت پیچ یكسانی دارند ولی چون دامنة همسازها متفاوت است دو صوت یكسان نیستند و گفته می‌شود كه طنین دو صوت متفاوت است.

 

شكل شمارة 4 – موج صوتی ویولن. ویولن موج دندانه‌اره‌ای ایجاد می‌كند (شكل a)، صدای دریافت شده شامل فركانس اساسی و همسازهای آن است (شكل b)

 

اغلب گفته می‌شود كه طنین صدا از روی شكل موج صوتی تعیین می‌گردد. این مسأله درست است ولی كمی گمراه كننده است. احساس طنین صدا از روی میزان هارمونیكهای تشخیص داده شده توسط گوش تعیین می‌گردد. در حالی كه هارمونیكها از روی شكل موج صوتی تعیین می‌گردد عدم حساسیت گوش به فاز رابطه را بسیار یك طرفه می‌كند. به همین دلیل هر موج صوتی فقط یك طنین دارد حال آن كه یك زنگ خاص متعلق به تعداد بی‌نهایتی از موجهای صوتی است.

گوش بیشتر برای شنیدن هارمونیكهای اساسی تنظیم شده است. اگر یك شنونده به صدایی كه حاصل تركیب دو موج صوتی سینوسی 1 كیلوهرتز و 3 كیلوهرتز است گوش دهد آن را مطلوب و طبیعی توصیف خواهد كرد حال آن كه اگر از موجهای 1 كیلوهرتزی و 3.1 كیلوهرتزی استفاده شود برای شنونده شكایت برانگیز خواهد بود. این مسأله اساسی برای اندازه‌ها و اختلافهای استاندارد ابزارهای موسیقیایی فراهم می‌آورد.

 

3-    روشهای دیجیتالی ذخیرة صدا

 

در طراحی یك سیستم صوتی دیجیتال دو پرسش وجود دارند كه باید پاسخ داده شوند: 1- چقدر لازم است صوت خوب به نظر برسد؟ 2- چه نرخ داده‌ای قابل تحمل است؟ جواب به این پرسشها غالباً به یكی از این سه انتخاب منجر می‌شود: اول موسیقی با وفاداری بالا[14] كه در آن كیفیت صدا مهم‌ترین چیز است و تقریباً هر نرخ داده‌ای قابل قبول است. دوم ارتباط تلفنی[15] كه نیازمند طبیعی به نظر رسیدن صحبت و یك نرخ دادة پایین برای كاهش هزینة سیستم است. سوم صحبت فشرده شده[16] كه در آن كاهش نرخ داده بسیار مهم است و مقداری غیر طبیعی به نظر رسیدن كیفیت صدا قابل تحمل است. این مورد در بر دارندة ارتباطات نظامی، تلفنهای سلولی و صحبت ذخیره شده به صورت دیجیتال برای پست الكترونیكی صوتی یا كاربردهای چند رسانه‌ای است.

شكل شمارة 3 بده بستانهای موجود در انتخاب هر یك از این سه روش را نشان می‌دهد.

در حالی كه موسیقی نیازمند پهنای باند 20 كیلوهرتز است صحبتی كه طبیعی به نظر برسد فقط به پهنای باندی در حدود 3.2 كیلوهرتز نیازمند است. در این حال هر چند پهنای باند به اندازة 16% مقدار اولیه محدود می‌شود ولی فقط 20% اطلاعات اولیه از دست می‌رود. 

سیستمهای ارتباط راه‌دور اغلب از نرخ نمونه‌برداری در حدود 8 كیلوهرتز استفاده می‌كنند كه اجازة انتقال صحبت را با كیفیتی در حد طبیعی می‌دهد ولی اگر از آن برای انتقال موسیقی استفاده شود تا میزان بالایی از كیفیت آن از دست می‌رود. شما احتمالاً با تفاوت این دو میزان آشنایی دارید: ایستگاههای رادیویی اف.ام با پهنای باندی در حدود 20 كیلوهرتز اقدام به پخش می‌كنند حال آن كه ایستگاههای ای.ام محدود به 3.2 كیلوهرتز هستند. صحبت و صداهای معمول روی ایستگاههای نوع دوم طبیعی به نظر می‌رسد حال آن كه موسیقی این گونه نیست.

 

شكل شمارة 3 -  نرخ دادة صوتی در برابر كیفیت صدا. كیفیت صدای یك سیگنال صوتی دیجیتال به نرخ دادة آن كه برابر با حاصل‌ضرب نرخ نمونه‌برداری آن در تعداد بیتهای آن در هر نمونه بستگی دارد كه به سه بخش تقسیم می‌شود: موسیقی باوفاداری بالا (706كیلوبیت بر ثانیه)، صحبت با كیفیت تلفن (64كیلوبیت بر ثانیه) وصحبت فشرده شده (4 كیلوبیت بر ثانیه)

 

سیستمهایی كه فقط با صدا (و نه موسیقی) سر و كار دارند می‌توانند مقدار دقت را از 16 بیت به 12 بیت بدون از دست رفتن دقتی قابل توجه كاهش دهند. این میزان می‌تواند با انتخاب اندازة نامتساوی برای گام مقدارگزینی[17] می‌تواند به 8 بیت در هر نمونه نیز كاهش یابد. یك نرخ نمونه‌برداری 8 كیلوهرتز با دقت ای.دی.سی 8 بیت در هر نمونه به نرخ دادة 64كیلوبیت بر ثانیه می‌انجامد. این یك حد نهایی برای طبیعی به نظر رسیدن صحبت است. دقت كنید كه صحبت نیازمند نرخ داده‌ای معادل 10% نرخ دادة موسیقی با وفاداری بالاست.

نرخ دادة 64 كیلو بیت بر ثانیه نمایانگر كاربرد نهایی نظریة نمونه‌برداری و مقدارگزینی برای سیگنالهای صوتی است. روشهای كاهش نرخ داده به اندازه‌ای بیشتر از این مبتنی بر فشرده‌سازی جریان داده با حذف تكرارهای ذاتی سیگنال صحبت است. یكی از كاراترین روشهای موجود ال.پی.سی[18] است كه انواع و زیرگروههای متعدد دارد. بر اساس كیفیت سیگنال صحبت مورد نیاز این روش می‌تواند نرخ داده را تا اندازه‌ای بین 2 تا 6 كیلو بیت بر ثانیه كاهش دهد.

 

4-    منابع فصل

 

1)     Steven W. Smith,The Scientist and Engineer’s Guide to Digital Signal Processing, Chapter 22: Audio Processing, from www.dspguide.com

 

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :