برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

به نظر شما درست بودن قطبهای سیم بلندگو چقدر اهمیت داره ؟ 

اصلا چطور میشه قطبهای یا ترمینال مثبت و منفی یک بلندگو رو شناسایی کرد ؟

آیا تعویض قطب رو صدا و کیفیت اون تاثیر داره ؟

 

یک روش ساده برای تست قطبهای نا معلوم یک بلندگو استفاده از یک باتری چند ولتی هست .

در صورتی که قطبهای باتری رو مطابق با بلندگو وصل کرده باشید به خاطر اعمال جریان DC  به بلندگو دیافراگم بلندگو به طرف بیرون حرکت خواهد کرد و به همیت ترتیب اگر بر عکس وصل شده باشه بوبین به طرف داخل مگنت کشیده خواهد شد

خب این تست برای خیلی از دوستان ساده و پیش پا افتاده هست . 

تعویض قطب یا ناصحیح بودن قطب های یکی از اسپیکرها در سیستم استریو باعث بروز مشکل غیر هم فاز شدن میشه.

فاحش ترین حالت بوجود آمده از بین رفتن و حذف بیس ها هست چرا که دو اسپیکر بخاطر وجود اختلاف 180 درجه در فاز باعث حذف بیس های همدیگر میشوند !

بیس ها بخاطر بلند بودن طول موج بیشتر قابلیت حذف همدیگر رودارند

همچنین سایر نواحی فرکانسی هم تحت تاثیر این اختلاف فاز قرار میگیرند برای دوستان باتجربه تشخیص نا صحیح بودن سیم های یکی از بلندگو ها حتی در مکالمه یا موسیقی های بدون ریتم هم ممکن هست.

بیشتریت بحث هایی که تا بحال بر روی سیم بندی و رعایت قطبهای بلندگو شده مربوط به هم فاز شدن بلندگو ها بوده . 

حالا اینجا یک سوال پیش میاد ؟؟ قبلا اشاره کردیم که تعویض یا برعکس بستن قطبهای یکی از بلندگو باعث بروز مشکل غیر هم فاز شدن میشه ! خب اگر هر دو بر عکس بسته بشن چطور ؟ جواب اینه که این مشکل حل میشه و بلندگو ها هم فاز شده و درحالت صحیح کار خواهند کرد .

اما بحث جدید ما روی تطبیق فاز نیست. و اینجا یک سوال جدید پیش میاد که درصورتی که قطبهای دو اسپیکر رو مطابق با هم برعکس روال همیشگی که مثبت بلندگو به مثبت خروجی آمپلی فایر وصل میشه و منفی هم به منفی ببندیم چه اتفاقی خواهد افتاد ؟

از نظر تئوری هیچ تفاوتی در صدا احساس نخواهد شد چر اکه دوبلندگو مطابق با هم برعکس وصل شده و دقیقا هم فاز میباشند و گوش انسان نمیتونه به هیچ وجه معکوس شدن فاز رو بصورت مطلق متوجه بشه و این رو زمانی متوجه میشه که یک بلندگو نسبت به اون یکی اختلاف فاز داشته باشه .

پس موسیقی و کیفیت صدا از نظر تئوری دقیقا همان حالتی خواهد بود که سیم بندی ها درست انجام شده .

ولی در حالت عملی این دو حالت یکسان نخواهند بود.

در بحث سطح های شنیداری این اصل وجود داره که توانایی تشخیص و دقت پارامترها و شاخص های ارزیابی یک سیستم صوتی به مرور زمان و با تمرین بهتر و بهتر خواهند شد و دراین پروسه رفته رفته یک شنونده با تجربه تر شده و قادر به تشخیص تفاوتهای خیلی کم و ظرافتهایی در صدا خواهد شد که برای شنونده های کم تجربه تر و یا آماتور بی معنی و شاید هم غیر قابل درک باشه .

توجه کنید که منظور ما تنها شنونده هایی رو شامل میشه که آدیوفایل واقعی بوده و بدون تعصب دنبال صدای خوب و رفرنس هستند . کسانی مدام در حال کسب تجربه و آزمایش های گوناگون روی سیستم های صوتی بوده و کوچکترین تغییرات رو حتی در پلیسمنت بلندگو متوجه میشن.

حالا اگر میخواهید یک تست اصولی از سطح شنیداری خودتون بگیرید بهتره از این روش استفاده کنید.

با یک تراک ثابت از یک CD با کیفیت خوب تست رو شروع کنید ابتدا این قطعه رو در حالتی که سیم بندی هر دو بلندگو صحیح هست گوش کنید و یک بار دیگه در حالتی که  مثبت و منفی هر دو بلندگو رو برعکس بسته اید گوش کنید .

آیا تفاوتی احساس میکنید ؟ لطفا نگذارید ذهنیت شما روی قضاوتتون تاثیر بذاره !!

پیش داوری هم ممنوع !! اگر چیزی متوجه شدید به ما هم بگید 

ادامه مطلب رو واینکه و اقعا چه تفاوتی و به چه علتی ایجاد میشه رو موکول میکنم به پست بعدی تا خودتون قضاوت کنید . 

اگر هم چیزی متوجه نشدید اصلا ناراحت نباشید چرا که به واسطه همین تست ها ومقایسه ها و گوش کردن ها میشه لول شنیداری رو ارتقا داد و از موسیقی لذت بیشتری برد

آمپلی فایر !! این همه سرو صدا !! اینهمه تفاوت ظاهر ... تفاوت قیمت !! واین همه طرفداران متنوع برای محصولات متنوع . و اینهمه اختلاف سلیقه در مورد آمپلی فایر .

راستی واقعیت چیه ؟ یک آمپلی فایر خوب یا به اصطلاح ایده آل چی هست که اگر اون باشه ما نیازی به هیچ آمپلی فایر دیگه ای نخواهیم داشت ؟

ویک سوال بسیار نادرست ؟ آمپلیفایر لامپی یا آمپلی فایر ترانزیستوری ؟

باید پرسید کجا آمپلی فایر لامپی و کجا آمپلیفایر ترانزیستوری و کجا هایبرید ؟

از نظر تئوری یک آمپلیفایر ایده ال باید سیگنال ورودی رو بدون کمترین دستخوردگی و تغییر .فقط و فقط از نظر دامنه و جریان تقویت بکنه . 

دقت کنید که یک آمپلی فایر خوب هیچ گاه صدارو بهتر نمیکنه . یک آمپلی فایر  خوب صدارو رویایی نمیکنه . یک آمپلیفایر ایده آل صدارو گرم/سرد/تاریک/خشن/ سیال/داینامیک/پرجزئیات/مخملی/پرفضا و... نمیکنه .

یک آمپلی فایر ایده ال وقتی در حال تقویت سیگنال هست اگر با یک اسپیکر خوب همراه شده باشه . اگر لذتی از صدا و موسیقی نصیبمان میشود بخاطر این نیست که این امپ این زیبایی رو ساخته بلکه فقط و فقط تونسته به بهترین نحو اونو تقویت  ومنتقل بکنه چون این مشخصات توصیفی از صدا مربوط به رکوردو وسورس هست نه امپ !!!!

میدونیم که ازنظر عملی ساخت یک آمپلی فایر ایده آل تقریبا ناممکن هست ولی میشه تا حد زیادی به این ایده آل نزدیک شد.

ولی مساله مهمتر اینه که :

پاسخگویی یک آمپلی فایر باید در تعامل با اسپیکر سنجیده بشه 

خیلی از آمپلی فایر ها طراحی های خیلی عالی دارند و در تستهای آزمایشگاهی کاملا سربلند اما در انتقال صدا به بلندگو وداشتن حالت پایدار در حلقه بلندگو و امپ دچار مشکل هستند.

یک آمپلی فایر هیچگاه نباید مانند یک پری تست و آزمایش و تحلیل بشه چرا که یک پری هیچگاه مشکلی از بابت این حلقه نداره . و معمولا اونچه که در تئوری انتظار میره در عمل هم بدست میاد.

آمپلی فایر های لامپی ( فقط سینگل اندد های بدون فیدبک یا با فیدبک کم) بدلیل این که کمترین تاثیر رو روی سیگنال میزارن بسیار مورد توجه ائودیوفایل های با تجربه هستند. 

اما همیشه نمیشه از این امپ ها استفاده کرد و باید اسپیکر مناسب با امپدانس خطی و دقت بالا و همینطور حساسیت بالا داشته باشید .

در عوض :

امپ های ترانزیستوری طیف وسیعی از اسپیکر ها رو میتونند براحتی درایو بکنند  

 رفتاری مستقل از اسپیکر دارند و بالانس فرکانسی خیلی خوبی رو حقظ میکنند

بلندگوها بر حسب محدودیت پهنای پاسخگویی فرکانسی خطی معمولا به چند نوع تقسیم میشن . و این تقسیم بندی به منظور گرفتن نتیجه بهتر در بازه فرکانسی تعریف شده است. 

این محدودیت ازاین جا ناشی میشه که طول موج و دامنه فرکانسهای مختلف با هم متفاوت  بوده و با بالا رفتن فرکانس بدلیل سریعتر شدن ارتعاشات دامنه کمتر ونهایتا کورس حرکتی کمتری نیازه برای گرفتن همان دسی بل صدا نسبت به فرکانسهای پایین.

ساده ترین مثال مقایسه یک ووفر با یک توییتر هستش . اگه دقت کرده باشید در یک صدای ثابت وقتی که وفر شما برای تولید بیس کافی نیاز به حدود یک سانتی متر کورس ارتعاشی داره ، توییتری که با همین ووفر بصورت کامپلیمنت استفاده شده شاید کورسی در حد یک دهم میلی متر هم نداشته باشه اما میتونه فرکانسهای بالا رو به مقدار کافی از نظر بلندی صدا ایجاد بکنه علی رغم اینکه سطح دافراگمش در مقایسه با ووفر ناچیزه ؟ 

مقدار انرژی صوتی که یک صدا ایجاد میکنه از حاصل ضرب تعداد نوسانات اون در واحد ثانیه  در مقدار دامنه اون ضرب در عدد ثابتی هست.

با مقایسه فرکانس مثال 50 هرتز برای بیس نرم با 10 کیلوهرتز برای صدای زیر مثلا صدای یک سنج یا شیکر ( از آلات ریتیم در موسیقی که صدای زیر ایجاد میکنه) میبینیم که تعداد نوسان  10 کیلو هرتز برابر 200 برابره یعنی اگر دامنه نوسانات این  فرکانس یک دویستم صدای بم هم باشه همون مقدار انرژی رو در فرکانس 10 کیلو هرتز ایجاد خواهد کرد !!

جهت ایجاد فرکانسهای بالاتر به بلندگوهایی با دیافراگم کوچکتر وسبک تر که چالاکی لازم جهت ارتعاشات سریع رو داشته باشه با کورس حرکتی خیلی کم نیازداریم (توییتر)

 

و بالعکس برای ایجاد فرکانسهای پایین بلندگویی با دیافراگم بزرگ با کورس بالا  نیازداریم(ووفر)

وبرای تولید فرکانسهای میانی بلندگویی در اندازه متوسط حدود 3 الی 6 اینچ نیاز خواهد بود  (میدرنج)

میدرنج از اهمیت بیشتری نسبت به ووفر و توییتر برخورداره چرا که قسمت اعظم صدای سازهای موسیقی و ووکال در محدوده مید رنج هست (حدود 500 الی 4 کیلو هرتز بسته به ساختمان میدرنج ) و در یک باند چند راهه بیشترین تاثیر در وضوح صدا و تفکیک سیگنال از میدرنج خواهد بود

 

در میدرنج ها معمولا محفظه پشت دیافراگم را بدون سوراخ میسازند که این کار دو دلیل داره یکی برای بهتر کردن و تنظیم پاسخگویی فرکانسی و دیگری برای جلوگیری از اعمال حرکت وفشار هوای داخل باند (ناشی از حرکت ووفر) بر روی دیافراگم میدرنج هست.

به هر حال اگر در ساختمان میدرنجی این محفظه بسته نبود در طراحی باکس باید محفظه میدرنج جدا از ووفر و ابعاد آن برای تعیین نقطه کاری میدرنج حساب شده باشه

ضمن اینکه علاوه بر رعایت این مشخصات تمامی پارامترهای طراحی هم باید  برای این منظور تعیین  وتعدیل شوند . مانند جنس دیافراگم / قطر بوبین /ضخامت سیم بوبین و تعداد دور اون/و....

فول رنج چیست ؟

فول رنج بلندگویی هست که میتونه طیف وسیعی از محدوده فرکانسی قابل شنیدن رو ایجاد بکنه ( البته نه بصورت کامل ) طراحی فول رنج باید دقیق و حساب شده باشه تا نهایتا بشه یک وضعیت مطلوب برای پاسخگویی فرکانسی  خطی در محدود  بم  تا زیر بدست بیاد. 

نمونه ساده از استفاده فول رنج ها  :تلوزیون ها / رادیو ضبط های تک بلندگو مخصوصا قدیمی / رادیو های قدیمی / بلندگوهای سیستم های پابلیک آدرس (مخصوص سخنرانی)و... هستند

اونچه که مسلمه یک فول رنج به هیچ وجه نخواهد توانست فرکانسهای بالارو مثل یک توییتر خوب و فرکانسهای پایین رو مثل یک ووفر مناسب تولید بکنه . 

برای غلبه بر این مشکل یک دیافراگم شیپوری شکل سبک و کوچک نیز هم مرکز با دیافراگم اصلی نصب میشه تا بتونه کمبود فرکانسهای بالارو جبران بکنه

و بلندگو در یک جعبه خیلی بزرگ نصب میشه تا  بوسیله افزایش حجم جعبه و پایین آمدن میزان فشردگی هوا در حین حرکت دیافراگم بیس های قوی تری تولید بشه 

توجه داشته باشید که یک فول رنج علی رغم محدودیت پهنای باند فرکانسی بهترین گزینه برای آمپلی فایر های لامپی مخصوصا Diyer ها خواد بود.  بدلیل تاثیر پذیری شدید آمپلی فایر لامپی ( مخصوصا بدون فیدبک )از امپدانس AC بلندگو  !!ا چرا که برای استفاده از یک فول رنج شما نیازی به کراس اوور های پیچده نخواهید داشت واین یعنی امپدانس AC  خطی تر و نهایتا صدای خطی تر.

اما بهترین گزینه  برای گرفتن صدای عالی ، استفاده از سیستم های چند راهه مخصوصا سه راهه هست یعنی استفاده از  ووفر / میدرنج /توییتر.

استفاده از سیستم های چند راهه مشکلات خاص خودشو داره  که مهمترینش تطبیق فازی بین چند بلندگوه با توجه به زمان پاسخگویی متفاوت و پس از اون استفاده از بلندگوهای مچ و تعیین نقطه دقیق کاری برای هر یک جهت پاسخگویی فرکانسی خطی و از طرفی طراحی کراس اوور مناسب این مشکلو بزرگتر و بغرنج تر میکنه

بنابراین ساخت سیستم های سه راهه استاندارد مستلزم طراحی های بسیار پیشرفته بوده ودرصورت طراحی عالی بهترین صدا و کاملترین پهنای باند فرکانسی از این سیستم ها شنیده خواهد شد که معمولا قیمت های بسیار بالایی نیز خواهند داشت

 

یک فول رنج نخواهد توانست فرکانسهای بالارو به وضوح یک توییتر عالی و بیس های نرم رو به خوبی و کوبندگی یک ووفر عالی اجرا کنه اما بهترین گزینه برای آمپلی فایر های لامپی خواهد بود .بدلیل تاثیر پذیری تن صدای  این آمپلی فایر ها از امپدانس AC بلندگو

البته این مطلقا به این معنی نیست که بلندگوهای چند راهه را نمیتوان با آمپلی فایر لامپی درایو کرد و صدای عالی گرفت . بلکه امکان گرفتن صداهای فوق العاده از آمپلی فایر های لامپی با این باندها هست به شرطی که آمپلی فایر لامپی بر اساس محاسبات دقیق با در نظر گرفتن شرایط کاری اون طراحی شده باشه( مانند آدیونت) نه بر اساس معلومات سطحی و بر پایه آزمایش و خطا !!

آمپلی فایر های لامپی در حالت بدون بار خطی تر از آمپلی فایر ترانزیستوری رفتار میکنند وشما در مقایسه خروجی های آمپلی فایر های لامپی و ترانزیستوری روی صفحه اسیلسکوپ حیرت زده خواهید شد اما متاسفانه موقع اعمال بار (وصل کردن بلندگو) معادلات به هم میریزه و از حالت ایده آل خارج میشه (بهتره خودتون شخصا تجربه کنید)

خصوصا اگر آمپلی فایرهای لامپی غیر اصولی ساخته شده باشند تاثیر پذیری پاسخگویی فرکانسی و تونالیته صدا نا امید کننده تر خواهد بود . اکثر آمپلی فایرهای دست ساز معمولا در باند (اسپیکر) های متفاوت به طرز فاحشی متفاوت نتیجه میدهند ومعمولا نتیجه بسیار دلسرد کننده است خصوصا اگر ساخت این آمپلی فایرها فقط بر پایه آزمایش و خطا باشد و سازنده پس از چندین سال کار بلاخره متوجه شود که ترانس بلندگو با ترانس برق در نحوه سیم پیچی و عایق گذاری فرق دارد یا اینکه ترانس سینگل با پوش پول فرق میکند.

توجه داشته باشید که بلندگوهای سه راهه استاندارد که کاملترین پهنای فرکانسی رو دارند با آمپلی فایرهای ترانزیستوری صدایی فوق العاده دارند


هر از چند گاهی ایمیل هایی مبنی بر سوال در مورد تفاوت رفتار آمپلی فایر لامپی با ترانزیستوری دریافت میکنم .

هرچند در پست های قبلی به این مطلب پرداخته ایم اما باز یک تکرار خلاصه از مطالب خالی از لطف نخواهد بود.

یک نکته بسیار مهم !!

برخلاف تصور برخی از دوستان ،

آمپلی فایر ترانزیستوری به مراتب بهتر و راحت تر از یک امپ لامپی  قابلیت درایو اسپیکرهای متنوع رو داره 

آمپلی فایر لامپی در این مورد با مشکلاتی روبرو هست . همونطور که همیشه تاکید داریم برای گرفتن صدای در خور از یک آمپلی فایر لامپی خوب باید اسپیکر مناسب اون تهیه بشه .

اما اسپیکر مناسب امپ لامپی چه اسپیکری هست ؟

بازهم برخلاف تصور غلط رایج شده 

اسپیکر مناسب آمپلیفایر لامپی اسپیکری نیست که فقط دی بی و حساسیت بالا داشته باشه . بلکه در درجه اول باید امپدانس خطی داشته باشه . سریع و دقیق باشه حساسیت هم بالا باشه چه بهتر مناسب سینگل های کم توان هم خواهد بود

یک آمپلی فایر لامپی به دو دلیل رفتارش تابع بلندگو هست 

1: بدلیل پایین بودن جریان خروجی کم و امپدانس خروجی بیشتر از یک امپ ترانزیستوری (دمپینگ فاکتور کم)

2: بدلیل تاثیر پذیری بهره تقویت آمپلیفایر از امپدانس چوک .

در عوض یک آمپلی فایر ترانزیستوری اولا امپدانس خروجی بسیار کم تری داره ثانیا طبقه خروجی یک  آمپلی فایر ترانزیستوری بصورت کلکتور مشترک تقویت کننده جریان هست و بهره تقویت اون با امپدانس بلندگو تغییر پیدا نمیکنه .

 

داشتن کراس اوور پیچیده و مرکب در سیستم های چند راهه یکی از مشکلات مچ شدن بلندگو با آمپلی فایر لامپی هست

اما خب به هرحال برای گرفتن صدای لامپ باید دردسرهاشو هم متحمل شد

بهترین لامپهای پاور برای یک آمپلی فایر لامپی لامپهای باامپدانس پلیت کم تر / ضریب انتقالی بالاتر و بهره تقویت کم تر هستند. این لامپها خطی تر عمل نموده و دمپینگ بالاتری رو به ارمغان میارن ضمن ایکنه بهره تقویتشون هم کم از بلندگو تاثیر میپذیره .

لامپهایی مانند gm70 / 845/6c33c

استفاده از یک لامپ پنتود به عنوان لامپ قدرت یک سینگل در حالت پنتود بدون فیدبک ناشیانه ترین کارو اشتباهی  هست که سازنده های مبتدی معمولا دچار اون میشن

چر اکه دمپینگ بدلیل امپدانس بالای پلیت و نبود فیدبک بشدت پایین میاد هرچند قدرت بیشتر از حالت تریود هست اما پایداری تقویت کننده به طرز فاحشی کم خواهد شد.

این نوع امپ ها صدای خروجی و بالانس فرکانسیشون بشدت متاثر از امپدانس بلندگو هست .

یکی از عوامل مهم در بالا بردن دمپینگ یک آمپلی فایر سینگل اندد بدون فیدبک درست محاسبه کردن فرمول های سیم پیچی و آرایش سیم پیچی هست که اگر رعایت نشه ترانسفورمر خروجی نیز به نوبه  خودش باعث پایین اومدن دمپینگ خواهد شد

در پست بعدی ناگفته هایی از چوک پیچی رو خواهید خوند که رعایت اون صدا رو به طرز باور نکردنی متحول میکنه و برای ساختن یک چوک های اند حتما باید این نکات رعایت بشن

.

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :