تبلیغات
برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات. - روانکاری و روغن کاری توربین(برق و مکانیک)

برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

در خصوص پدیده کف در روغن توربین، باید گفت از آنجاییکه روغن توربین یک روغن گردشی است، مشاهده کف در آن پدیده ای معمول است. ولی مقدار مجاز کف در روغن های توربین بر اساس استانداردهای سازنده تعریف می شود. از اینرو ابتدا باید از روغن، آزمون میزان کف به عمل آید و در صورتی که نتیجه از حد مجاز خارج بود در پی رفع مشکل بر آمد.

با فرض بر اینکه نتیجه آزمایش نشان دهد که میزان کف بیش از حد مجاز است. این موضوع نشان می دهد که وجود یک آلودگی باعث بروز این مشکل شده است. این آلودگی می تواند ماهیت های مختلفی داشته باشد. از گرد و خاک گرفته تا آب و یا حتی هوا می تواند در بروز این پدیده دخالت داشته باشند.

در برخی موارد با رفع آلودگی می توان در جهت رفع این مشکل پیش رفت، ولی در مواردی که در اثر کار کرد طولانی روغن و از بین رفتن ماده ضد کف (به هر دلیلی) میزان کف افزایش یافت، توصیه می شود با مشورت با سازنده روغن ، نسبت به رفع این مشکل اقدام شود.

در خصوص تفاوت بین پدیده کف و هوای محبوس در روغن باید گفت که این دو مفهوم هرچند از نظر ظاهری بسیار به هم نزدیک به نظر می رسند ولی از نظر فنی با هم متفاوت بوده که پرداختن به این موضوع نیازمند یک بحث مستقل است که در آینده به آن خواهیم پرداخت.

روغن توربین یک روانکار از دسته روغن های گردشی است که باید دارای خصوصیات فیزیکی و شیمیایی ویژه ای برای انجام وظایف مورد نظر در توربین باشد.این وظایف عبارتند از:

1-   روانکاری یاتاقان ها، چرخ دنده ها و کوپلینگ ها.

2-   انتقال حرارت و خنک کاری در یاتاقان ها.

3-   عملکرد مناسب هیدرولیکی.

4-   محافظت از زنگ زدگی و سایش.

برای انجام این وظایف در توربین ، روغن توربین باید دارای خواص فیزیکی و شیمیایی ویژه ای باشد تا بتواند برای مدت طولانی در شرایط مناسب در توربین کار کند. این خصوصیات عبارتند از:

1-   جلوگیری از اکسیداسیون.

2-   جلوگیری از خوردگی و سایش.

3-   جداپذیری از آب و هوا.

4-   جلوگیری از کف کردن.

برای تامین این خصوصیات سازندگان روغن با استفاده از روغن پایه مناسب و مواد افزودنی ویژه روغن توربین را تولید می کنند.

در ترکیب روغن توربین ، حداکثر 3% از مواد افزودنی استفاده می شود، این امر نشان می دهد که تامین بخش عمده ای از خصوصیات این روغن بر عهده روغن پایه است و مواد افزودنی تقویت کننده خصوصیات روغن پایه هستند. به همین منظور سازندگان روغن برای انتخاب روغن پایه مورد استفاده در روغن توربین دقت زیادی به عمل می آورند.

حال ببینیم زمان کارکرد روغن توربین چقدر است؟

آنچه در مقاله زمان کارکرد روغن هیدرولیک چقدر است؟ گفته شد در مورد روغن های توربین نیز صدق می کند. ولی در توربین ها به دلیل اهمیت و حساسیت کار ، دقت بیشتری از طرف سازندگان توربین به مسایل مربوط به روغن و شرایط نگهداری آن شده است.

سازندگان توربین بر اساس نوع توربین (گاز، بخار، آب) شرایط خاصی را برای نگهداری روغن توربین در نظر می گیرند ، برای مثال در روغن مورد استفاده در توربین های بخار و آب خاصیت جداپذیری از آب در درجه اهمیت بالایی قرار دارد ، در حالی که در توربین های گاز این خاصیت در اولویت قرار ندارد. ولی خصوصیتی مانند عدد اسیدی در تمام توربین ها اهمیت دارند و سازندگان برای توربین های تولیدی خود حدود مشخصی را برای این مشخصه تعریف می کنند.

در هر صورت بهترین کار برای نگهداری از روغن توربین استفاده از توصیه سازندگان توربین و مشاوره متخصصین روانکاری در برنامه CM است.

نکته بسیار مهم در کارکرد با روغن توربین رعایت مواردی است که متخصصین روانکاری برای جلوگیری از آلودگی روغن توربین به مصرف کننده ارایه می دهند. چرا که بارها دیده شده که به دلیل عدم رعایت این موارد علاوه بر از بین رفتن روغن، آسیب های جدی نیز به یاتاقان های توربین وارد شده که برطرف کردن آن نیاز به وقت و هزینه زیادی داشته است.


برخی از پرسش هایی که بسیار با آن روبرو می شویم در خصوص روغن فلاشینگ است.پرش هایی از قبیل – چه روغنی برای فلاشینگ استفاده کنیم؟  و یا – بعد از فلاشینگ، روغن استفاده شده در این فرایند را چه باید کرد؟

فلاشینگ در تجهیزات صنعتی با هدف رفع آلودگی های زمان نصب (در سیستم های نو) و یا بر طرف کردن آلودگی در دوره تعمیرات اساسی در یک سیستم کار کرده انجام می شود.

 

پرسش: از چه روغنی برای فلاشینگ استفاده کنیم؟

از آنجاییکه هدف رفع آلودگی در سیستم است مناسب ترین سیال برای این فرایند همان روغنی است که برای روانکاری سیستم توصیه شده است. چرا که در صورت استفاده از روغن ها و یا سیالات دیگر، نه تنها آلودگی موجود در سیستم را رفع نکرده ایم، بلکه با باقی ماندن مقداری از روغن فلاشینگ غیر استاندارد در سیستم باعث افزایش آلودگی در سیستم شده ایم. برای مثال اگر برای فلاشینگ یک توربین نیروگاهی از روغنی بجز روغن توربین استفاده کنیم. باقی ماندن مقدار کمی از آن روغن در سیستم باعث می شود که روغن توربین مورد استفاده در زمان بهره برداری دچار آلودگی شده و مشخصاتی مانند جدا پذیری از آب، جدا پذیری از هوا ، میزان کف و یا حتی RBOT در روغن توربین اشکال پیدا کند و این مسئله یعنی رسیدن به پایان عمر روغن توربین در ابتدار عمر آن.

 

پرسش: با روغن استفاده شده در فلاشینگ چه کنیم؟

در فلاشینگ سیستم های نو ، با توجه به اینکه آلودگی معمولا فیزیکی بوده و شامل گرد و غبار و یا آلودگی های نصب بوده، با انجام فلاشینگ آلودگی های فیزیکی به روغن فلاشینگ اضافه می شوند که با انجام فیلتراسیون مناسب می توان بخش عمده ای از این آلودگی را رفع کرد و روغن فلاشینگ را در شرایطی قرار داد که بتوان مجددا از آن برای فلاشینگ و فقط فلاشینگ استفاده نمود.

البته این روش در برخی سیستم ها به دلیل آلودگی زیاد و عدم امکان رفع آلودگی از روغن فلاشینگ به وسیله فیلتر امکان پذیر نیست و توصیه نمی شود.

 

بطور کلی در بیشتر موارد استفاده از روغن فلاشینگ برای چند مرتبه با رعایت موارد احتیاطی امکان پذیر است و توصیه می شود در صورت لزوم با استفاده از مشورت یک متخصص ، اقدام به استفاده از روغن فلاشینگ کنید.


شاخص گرانروی یا Viscosity Index یک عدد بدون بعد است که نشان دهند هتغییرات گرانروی نسبت به دما است و به گرانروی روغن در یک دما ی خاص مربوط نیست. این عدد از جدولی قراردادی استخراج می شود. در این جدول مورد وفاق، به ازای هر عدد گرانروی در 100 و 40 درجه سانتیگراد، یک عدد نسبت داده شده است. که این عدد با کاهش اختلاف ویسکوزیته در دو  دمای 100 و 40 درجه افزایش می یابد. در واقع وقتی که شاخص گرانروی بالا است به این معنی است که این روغن در هنگام گرم شدن گرانروی خود را کمتر از دست می دهد . 

دلیل این نوع امتیاز دهی به روغن به طراحی سیستم ها بر می گردد. از نظر طراحی مکانیکی قطعات، باید فاصله یا لقی بین قطعات متحرک با روانکار پر شود تا سایش به کمترین حد برسد. بنابر این روغنی که با افزایش دما گرانروی خود را ازیاد ز دست بدهد و اصطلاحاً خودش را ول نماید، دیگر پر کننده فضای لقی بین قطعات نخواهد بودد. پس از نظر روانکاری چندان مناسب نیست. و روغنی که با افزایش دما گرانروی خود را حفظ نماید قطعاً از نظر روانکاری بهتر است. 

حدود تقریبی این شاخص برای روغن های معمولی بین 85 تا 110  وبرای روغن های چند درجه ای بین 120 تا 160 و برای روغن های سینتتیک بالا تر از این مقادیر است.

در مطالب پیشین ذکر شد که یکی از عمده ترین اتفاقاتی که به هنگام استفاده برای روانکارها می افتد و باعث کاهش شدید عمر و کارکرد آنها می شود، اختلاط اتفاقی انواع مختلفی از روانکارها است. یکی از شایع ترین این اتفاقات، مخلوط شدن روغن هیدرولیک و روغن موتور در خودروهای سنگین راهسازی و کشاورزی است. راهکاری که برای حل این مشکل در ماشین آلات راهسازی و سنگین برگزیده شد تولید روغن هیدرولیک از جنس روغن موتور بود که خود داستانی جداگانه دارد. اما در خودر های کشاورزی به دلیل تمرکز بر راحتی استفاده توسط کاربر، تولید روغن های چند منظوره در دستو رکار قرار گرفت.

در این نگاه سعی شد تا روغنی برای این تجهیزات تهیه شود که بتواند کار روغن دنده، موتور و هیدرولیک را برای خودرو همزمان انجام دهد. البته به دلیل تفاوت عملکرد و ویژگی های مورد نیاز در هر کدام از این روغنها، طراحی روغنی که همزمان همه این خصوصیات را تا حد مطلوب داشته باشد نسبتاً دشوار است. لذا در مورد این روغنها باید توجه داشت که :

۱- این روغنها به دلیل ناسازگاری ذاتی مشخصاتی که همزمان باید داشته باشند در هیچ یک از کاربرد های خاص خود بهترین روغن نیستند. یعنی این روغنها در مقام مقایسه با روغن موتور، گیربکس، اکسل و هیدرولیک سیستم هر یک جداگانه برتری مشخصی ندارد.

۲- هزینه تمام شده ای روغن از هم رده های تخصصی خود بیشتر است. که این امر به دلیل استفاده از مواد افزودنی خاص و گرانقیمت در این روغن است.

در طی سالها ارایه این روغن ها دو استاندارد بیشتر از بقیه مورد توافق سازندگان تجهیز و البته روانکارسازان قرار گرفته است. ۱- Super Tractor Oil Universal با نام اختصاری STOU و 2- Universal Tractor Transmission Oil با نام اختصاری UTTO

استاندارد اول STOU است که توسعه دهنده اصلی آن شرکت Messy Ferguson بوده و تحت عنوان CMS-M1139 در استانداردهای این شرکت شناخته می شود. این روغن یک روغن چند منظوره است که سطوح کیفی روغن موتور API CD و روغن دنده API-4  را نیز دارد.

در طرف دیگر روغنهای UTTO قرار گرفته است. این روغنها بیشتر بر خواص ویژه خود برای استفاده دراکسل خودروهای سنگین راهسازی و کشاورزی متمرکز است. خصوصاً اکسل هایی که از سیستم wet Brake  برخوردارند باید از این روغن ها استفاده نمایند. این روغنها اگرچه رسماً در تمامی آزمونهای سطح کیفی API-GL4 موفق نیستند اما به دلیل خواص ضد سایش و فشارپذیری(EP) خوب خود توسط بسیار از سازندگان برای استفاده در گیربکسها نیز موردتایید قرار گرفته است. با این حال این روغن سطح کیفی روغنهای موتور را نداشته و در موتور این تجهیزات قابل استفاده نیستند. لازم به توضیح است استفاده از روغنهای دنده معمولی در اکسلهایی که دارای سیستم wet brake هستند می تواند سبب از کار افتادن سیستم ترمز و به صدا افتادن شدید این اکسلها شود زیرا روغنهای UTTO دارای مواد تنظیم کننده اصطکاک (friction modifire) خاصی هستند که تماس حداکثر اجزای سیستم ترمز های مرطوب را تضمین می کند و روغنهای دنده معمولی فاقد این مواد هستند. البته برخی از سازندگان دیفرانسیل، استفاده از مکمل های خاص این سیستم ها را که تحت عنوان ZS یا LS (مخفف limited slip) شناخته می شوند برای استفاده به همراه روغنهای دنده معمولی مجاز می دانند. اما عموماً روغن متداول مصرفی در این نوع دیفرانسیلها، روغن UTTO می باشد.

با توجه موارد مطروحه می توان نتیجه گرفت که این روغنها اگرچه هر دو جزء روغنهای چند منظوره به شمار می آیند ، قابل جایگزینی با یکدیگر نیستند مگر آنکه سازنده تجهیز این کار را مجاز بداند. جایگزینی آنها با روغنهای تخصصی نیز ضمن افزایش احتمال مخلوط شدن و آلودگی روغنهای قسمتهای مختلف با هم در برخی از موارد اصولاً غیر ممکن است.

 پی نوشت:

یکی از کاربران سوالی داشت مبنی بر استفاده از روغن UTTO به جاری روغن گیربکس که باید در این باره توضیحاتی اضافه شود. روغن UTTO اگرچه دارای سطح کیفی روغنهای گیربکس است، همزمان مواد افزودنی LS نیز دارد. این مواد که سبب افزایش سطح درگیری کلاچ های مرطوب داخل اکسل می شوند، می تواند سایش خفیفی بر روی دنده های گیربکسهای عیر سازگار ایجاد نمایند. بنابراین استفاده از آن روغنها را نمی توان در حالت کلی و برای همه گیربکسها توصیه نمی شود.

برای شناسایی یک روانکار دو نیم مشخصه لازم است. مشخصه اول سطح کیفی روانکار یا همان کیفیت شیمیایی روغن است که عملاً کارایی و محل مصرف روغن را بر طبق استاندارد مشخص می کند و مشخصه دوم گرانروی روغن است که در روغنهای موتور بر اساس SAE J 300  و در روغنهای صنعتی بر اساس سیستم ISO مشخص می گردد که پیشتر در مورد هرکدام از این استانداردها به خوبی بحث کرده ایم. اما نیم مشخصه بعدی رعایت الزامات و استانداردهای خاص نظیر MIL-L یا استانداردهای خاص  سازنده تجهیز مانند VDS برای ولوو ، توسط  روغن است.

الزام اصلی در نامگذاری روغن بیان این دو ونیم مشخصه استانداردی در نامگذاری است. نام روغنهای تجاری معمولاً از چهار بخش تشکیل می شود. اول نام و برند سازنده روغن است. که نشان می دهد که این روغن توسط چه سازنده ای ساخته شده است. این تکرار نام سازنده در اول تمامی روغنها نیز اثر تبلیغی خاص خود را دارد. البته در معرفی و تبلیغ برخی از روغنها، طبق سیاست سازنده اصلی، نام برند آورده نمی شود و یا تاکید اصلی را بر نام اصلی روغن روغن می گذارند تا جایگاهی مجزا از سازنده روغن در ذهن مشتری ایجاد نمایند.

بخش بعدی در نام روغنها نام تخصصی یا اصلی روغن است که به نحوی با سطح کیفی روغن در ارتباط است و بر اساس آن است که نوع و کاربرد روغن مشخص می شود. نحوه انتخاب این نام کاملا بر اساس سیاست های داخلی شرکتها و بر اساس بازارسنجی ها و رعایت نکات فرهنگی کشورها (با نگاهی صادراتی) می باشد. مثلا برخی شرکتهای داخلی نام روغنهای خود را بر اساس نام کوهها و یا رودخانه ها و یا حتی اسامی اساتیری داخلی انتخاب کرده اند. اما شرکتهای بین المللی برای جلوگیری از بد معنی شدن نام روغن در یک زبان یا فرهنگ خاص، از نامهای غریب و ترجیحاً بی معنی در کل زبانها استفاده می کنند. مثلاً شرکت شل در نامگذاری محصولاتش از نام علمی صدف های دریایی استفاده می کند که تداعی کننده نام اصلی این شرکت نیز هست.

البته چند نکته را نیز باید در نظر داشت. اول اینکه این سیاست های نامگذاری ممکن است که با گذشت زمان و تغییر مدیران و فرهنگ سازمانی شرکتها و یا بر اساس تغییرات و الزامات بازار تغییر کرده و سیاستهای دیگری برای نامگذاری محصولات در نظر گرفته شود. 

دوم آنکه باز بر اساس تنوع بازار ممکن است نامگذاری محصولات در مناطق مختلف جغرافیایی عرضه محصول متفاوت باشد. مثلاً محصولا صادراتی سازندگان داخی عمدتاً با نامهایی متفاوت از نام داخلی ارایه می شوند و یا شرکت exxon در کانادا محصول خود را با نامهای متفاوتی ارایه می کند.

سوم آنکه در کشور ما مرسوم است که با ارایه هر سطح کیفی جدید در روغنها (خصوصاً روغنهای موتور) نام جدیدی بر روی محصول جدید گذاشته می شود که البته دلیل آن عدم توقف تولید محصول قدیمی به دلیل عدم اجبار استاندارد و نیاز بازار است. اما در عمده کشورها به دلیل توقف اجباری محصولات قدیمی و خارج از استاندارد از یک سو و تبلیغات شدید نام تخصصی روغن و جایگاه یابی ویژه آنها در ذهن مشتریان، معمولا با ارایه استاندارد جدید روغن، محصول قبلی با همان نام ولی با استاندارد جدید عرضه شده و تولید محصول با استاندارد قدیمی تر نیز متوقف می شود. به این صورت از تنوع بیش از اندازه و غیر منطقی نامهای روغن اجتناب می شود.

چهارم آنکه به دلیل فوق گاهی نام تخصصی روغن به قدری شناخته شده می گردد که حتی با فروش و واگذاری شرکت سازنده به یک شرکت سازنده دیگر، سازنده جدید روغن را با همان نام قبلی عرضه می کند تا مشتریان وفادار قبلی را با خود داشته باشد. مانند کاری که ایرانول با محصولات شرکت ملی نفت کرد و یا روغنهای Optimol در شرکت castrol

پنجم اینکه گاهی در این نامگذاری ها از اعدادی نظیر206، 5000 و 100000 و نظایر آن استفاده می شود که غیر مستقیم سعی دارد تا کیلومتر کارکرد روغن و یا ساعت کارکرد آن و یا حتی نوع خودرو مورد مصرف را در ذهن مشتری تداعی نماید. این تکنیک اگر چه در زمان خودش تکنیک مناسبی بود اما امروزه کمی قدیمی و کم اثر به نظر می رسد. خصوصاً با آشنایی مصرف کنندگان از نحوه انتخاب و میزان مصرف روانکارها و اطمینان کمی که امروزه به تبلیغات مستقیم وجود دارد.

ششم آنکه با گسترش مصرف و تنوع روغنهای پایه سینتتیک، بسیار از سازندگان روغن در این بخش از نامگذاری با آوردن یک کلمه یا اندیس خاص نوع پایه روغن مشخص نمایند. این امر خصوصا در زمانی که احتمال اختلاط روغنها با پایه های متفاوت وجود دارد بسیار راهگشا و هدایت کننده ست. کلماتی نظیر سینتتیک، نیمه سیتتتیک و یا حروفی نظیر PAG، PAO ، SHC و بسیاری از مشخصات دیگر از این قبیل در نامگذاری ها متداول هستند

جزء بعدی نام روانکارها نیم مشخصه آخر روغن است که ذکرش در بالا رفت. این جزء اندیس یا حروف اختصاری است که بیانگر رعایت استاندارد خاص و یا تاییدیه مصرف سازنده خاص است. حروفی نظیر MB برای بنز و یا F برای فلندر در این نامگذاری ها بسیار مرسوم است.

قسمت آخر نامگذاری روغنها درجه گرانروی روغن در مقیاسهای مختلف است. امروزه عمدتاً بر اساس SAE یا ISO این گرانروی ها ارایه می شوند.اعدادی نظر 640، 150، 32، و یا 10W40 از این قبیل هستند. اما برخی سازندگان از قدیم درجه گرانروی مخصوی به خود را داشته اند و آن سیستم را برای نام گذاری استفاده می کنند. نظیر پارس در بازار داخل و یا mobil دز بازارهای بین الملل. 

باید توجه داشت که گاهی نام روغنها به دلیل محدود بودن تنوع کیفی و یا درجات گرانروی بر طبق استانداردها، یک یا برخی از اجزاء فوق را از دست می دهند. مثل petrofer 5000.

و نکته آخر اینکه با گسترش فرهنگ جهانی و افزایش کاربرد اینترنت، روند نامگذاری روغنها در جهان به سمت یکسان سازی و کاهش تنوع نامهای خاص و افزایش استفاده از المانهای استاندارد و حروف اختصاری با معنای مشخص است. کاری که Shell به عنوان یک پیشرو در این زمینه ارایه کرده و در حال پیاده سازی سیستم نامگذاری جدید خود در بازارهای جهانی است. 

در همین رابطه:

ویسکوزیته (گرانروی)

تعیین سطح کیفی روغن


روش تشخیص روغن تصفیه دوم

همانطور که در مطالب قبلی مطرح شد، امروزه مدیریت صحیح پسماند روغنهای کارکرده به جزء اصلی الزامات و استانداردهای کشورهای پیشرفته بدل شده است. حتی در همین کشور امارات شرکتهای فروشنده روغن موتور موظف هستند به همان میزان فروش روغن، روغن سوخته را از بازار جمع آوری نمایند. بدیهی است که بازیابی این روغنها با امکانات فنی که امروزه در دسترس هست غیر ممکن نیست. اما در ایران به دلیل ارزان بودن قیمت مواد اولیه نفتی، تاکنون استفاده از روشهای درست و روزآمد برای بازیافت این روغنها چندان مقرون به صرفه نبوده است و عمده فعالان این بازار روغنهای تصفیه دوم را با چند مرحله اسید شویی، آهک زنی و در نهایت عبور از خاک رنگبر به روغنی به ظاهر مطلوب تبدیل می کنند.

روش شناسایی این روغنها بستگی به روش عرضه آنها در بازار دارد. برخی از تولید کنندگان این قبیل روغنها، با اضافه کردن مقادیر جزیی از مواد افزودنی و تثبیت کردن مشخصصات اولیه ، آنها را به سطح کیفی بسیار پایین نظیر API SA یا API SB رسانده و حتی جهت عرضه این محصولات مهر استاندارد نیز اخذ می کنند. این دسته از محصولات را به راحتی می توان از روی ادعای سطح کیفی شان شناخت. زیرا روغنهای تصفیه اول یا همان روغنهای به دست آمده از تصفیه نفت خام برای تولید این روغنها گران بوده و عموماً با سطوح کیفی به مراتب بالاتری به بازار عرضه می شوند.

اما برخی از تولید کنندگان این قبل روغنهای تصفیه دوم یا واسطه های سودجوی بازار، این روغن را به جای روغنهای اصلی برندهای معتبر به مشتریان می فروشند. از آنجاییکه ظاهر روغن چندان شناساگر کیفیت آنها نیست برای تشخیص این نوع از تقلب روغن، نیاز به آزمون روغن است. در گذشته ظروف خالی برندهای معروف توسط هر نوع روغن تصفیه دوم و یا حتی خود روغن سوخته پر می شد که شناسایی آنها خیلی ساده بود. چون یا بوی شدید اسید می داد یا بوی شدید گازوئیل (که برای رقیق شدن به آن اضافه می کنند).  اما امروزه به دلیل ماهر شدن این دسته از متقلبین، شناسایی مستقیم این روغنها تقریباً غیر ممکن شده است . زیرا با اضافه کردن روغنهای مختلف ظاهر آنها را به روغن اصلی شبیه می نمایند.

اما آزمونهای شناسایی این روغنها که مورد سوال یکی از دوستان همراه وبلاگ بود شامل موارد زیر است:

1- اندازه گیری ویسکوزیته در 40 و 100 درجه سانتیگراد و تعیین شاخص گرانروی:

چون تنظیم دقیق ویسکوزیته روغن تقلبی مشکل است شاید همین مرحله کافی باشد. لازم به توضیح است در این روغن ها بالا بودن شاخص گرانروی این روغنها موید کیفیت بالای آنها نیست. زیرا این بالا بودن به دلیل بالا بودن مقادیر وکس در این روغنها، حاصل از اکسایش روغن در کارکرد قبلی، است. به این منظور باید آزمایش زیر انجام شود.

2- تعیین نقطه ریزش:

به دلیل بالا بودن وکس در این روغنها، معمولاً نقطه ریزش یا بسته شدن این روغنها بالای صفر است.

3- عدد اسیدی :

عمده روغنهای تصفیه دوم به دلیل عدم خنثی شدن اسید در فرآِیند بازیافت، بسیار اسیدی هستند.

4- آزمون نقطه اشتعال:

این قبیل روغنها که در طی کارکرد اجزاء فرار خود را از دست داده اند عمدتا بسیار غلیظ هستند. برای رساندن آنها به گرانروی مطلوب از سایر ترکیبات سبک نفتی استفاده می کنند که معمولاً سوختی بوده و نقطه اشتعال روغن را بسیار کاهش می دهند.

5- آزمون TBN 

این آزمون برای روغنهای موتور پیشنهاد می شود. عموماً روغن تقلبی در تنظیم دقیق مقادیر TBN مشکل دارند. با مقایسه مقادیر TBN نمونه اصلی با مقادیر نمونه مشکوک تشخیص به راحتی اتفاق می افتد.

باید توجه داشت در محدوده مجاز بودن همه مقادیر فوق الزاما به معنی اصیل بودن روغن نیست. اما در این صورت حتماً با نوع سطح بالایی از تقلب سروکار دارید که در آن روغن استاندارد یک سازنده دیگر را به جای یک برند معروفتر ریخته و فروخته اند.


برای مطالعه بیشتر

ده نکته در مورد روغنهای سوخته


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم خرداد 1392ساعت   توسط عباس کهتری  |  نظر بدهید


یکی از کاربردهای سیستم های هیدرولیک  به کار گیری آنها در صنایعی است که دمای کار بسیار بالا بوده و امکان خطر آتش سوزی در این تجهیزات بالا است. یکی از این صنایع ، صنعت ذوب آهن و فولاد است که معمولا روغن مورد استفاده در سیستم هیدرولیک کوره های ذوب به دلیل دمای بالای کوره­ها در معرض گرمای شدید قرار داشته و شرایط محیطی برای اشتعال روغن در صورت نشتی از سیستم وجود دارد.

 


روغن هیدرولیک ضدآتش

کی از کاربردهای سیستم های هیدرولیک  به کار گیری آنها در صنایعی است که دمای کار بسیار بالا بوده و امکان خطر آتش سوزی در این تجهیزات بالا است. یکی از این صنایع ، صنعت ذوب آهن و فولاد است که معمولا روغن مورد استفاده در سیستم هیدرولیک کوره های ذوب به دلیل دمای بالای کوره­ها در معرض گرمای شدید قرار داشته و شرایط محیطی برای اشتعال روغن در صورت نشتی از سیستم وجود دارد. در صورت بروز چنین اتفاقی خطر گسترش آتش با سرعت بالا توسط روانکارهای معدنی بسیار زیاد است. برای پیشگیری از این حوادث تولید کنندگان روانکارها اقدام به ساخت روانکارهایی کردند که در بازار به روغن های هیدرولیک ضد آتش معروف هستند.

روغن ضد آتش چیست؟

باور اشتباه بسیاری از افراد این است که روغن ضد اتش روغنی است که آتش نمی گیرد. در حالیکه تعریف دقیق یک روغن ضد آتش به شکل زیر است:

روغن ضد آتش روغنی است که در مجاورت طولانی مدت با دمای بسیار بالا به کندی مشتعل شود و در صورت اشتعال ، انتشار شعله در آن رخ ندهد.

پس روغن ضد آتش ممکن است که در برخی موارد شعله ور شود ولی به دلیل عدم انتشار شعله کنترل آن به راحتی امکان پذیر خواهد بود.

دسته بندی روغن های هیدرولیک ضد آتش:

روغن های هیدرولیک ضد آتش بر اساس نوع مواد مورد استفاده در ساختار شان دسته بندی می شوند و کاربردهای گوناگونی پیدا می کنند. این دسته بندی به شکل زیر است:

HFA: سیال های امولسیون روغن در آب

HFB:سیال های امولسیون آب در روغن

HFC:سیال های آب گلایکول

HFD:سیال های سینتتیک

البته ممکن است که دسته بندی بالا زیر شاخه هایی داشته باشد که صحبت در خصوص آنها نیاز به بحث مفصل تری دارد.

هر کدام از روغن های موجود در دسته بندی بالا می تواند بسته به نوع ساختار مقاومتی در برابر شعله ور شدن داشته باشند و از اینرو کاربرد هر کدام می تواند متفاوت باشد.

بهره گیری از برنامه CM در صنایع با هدف بهبود شرایط کار و حفظ سلامت تجهیزات چند سالی است که مورد توجه مدیران صنعت قرار گرفته است. برای دستیابی به یک نتیجه مناسب از این برنامه لازم است تا برخی الزامات قبل و در هین اجرای این برنامه رعایت گردد. این الزامات بصورت خلاصه در زیر مورد اشاره قرار خواهد گرفت:

 

بهره گیری از برنامه CM در صنایع با هدف بهبود شرایط کار و حفظ سلامت تجهیزات چند سالی است که مورد توجه مدیران صنعت قرار گرفته است. برای دستیابی به یک نتیجه مناسب از این برنامه لازم است تا برخی الزامات قبل و در هین اجرای این برنامه رعایت گردد. این الزامات بصورت خلاصه در زیر مورد اشاره قرار خواهد گرفت:

 

1-     تعیین سطح مورد نیاز برای برنامه CM:

تعیین سطح مورد نیاز برنامه CM در واقع بستگی به نوع تجهیزات، حساسیت آنها و هزینه­های تعمیراتی آنها دارد. هرچه این حساسیت­ها بیشتر باشد آزمایش­ها تخصصی تر و دوره­های نمونه گیری کوتاهتر می­شود و نیاز به یک متخصص در سیستم بیشتر می شود.

 

2-     تدوین برنامه آزمون­ها بر اساس نوع روانکارها

هر گروه از روانکارها بسته به نوع و کاربرد آنها مشخصات ویژه ای دارند. از اینرو برای کنترل این خصوصیات گوناگون، لازم است آزمون­های کنترل کیفی متفاوتی را برای آنها تعریف نمود. برای مثال آنچه در روغن موتور اهمیت پیدا می کند، شاید در روغن کمپرسور اهمیتی نداشته باشد. بارها دیده شده که به دلیل خطا در این بخش از برنامه و انجام آزمون­های غیر مرتبط ، نه تنها به هدف برنامه دست نیافته­اند بلکه هزینه­ای بر هزینه­های تولید تحمیل شده است.

 

3-     تعیین مرجع معتمد برای انجام آزمون ها

مراجع گوناگونی برای انجام آزمون­های برنامه CM وجود دارند، که از برخی تولید کنندگان تا شرکت های خدمات آزمایشگاهی در این دسته قرار می گیرند. البته با توجه به سابقه فعالیت و یک سری فرایند­های راستی آزمایی از نتایج نمونه­ها می توان بهترین گزینه را انتخاب نمود.

 

4-     بهره گیری از نیروی متخصص

در اجرای این برنامه حداقل به دو گروه نیروی متخصص نیاز است. اول نیروهای عملیاتی که وظیفه سرویس کاری صحیح روغن (تعویض، سرریز) و نمونه گیری از آن را دارند و دوم کارشناس متخصص که با آگاهی از علم روانکاری، فرایند را مدیریت و نتایج را به درستی تحلیل می نماید. که البته هر دو گروه نیاز به آموزش مداوم در این زمینه دارند.

 

5-     استفاده از نتایج آزمون ها و تفسیر نتایج

این مرحله شاید بتوان گفت علمی ترین و پراهمیت ترین قسمت این برنامه است. زمانی که نتایج آزمون بدست می­آید، در واقع گروهی از اعداد با واحد­های مختلف هستند که ممکن است برای اغلب افراد نا مفهوم باشد. در اینجا با استفاده از توان علمی یک نیروی متخصص، برای معنی دار کردن این اعداد در جهت کسب نتیجه مناسب و دستیابی به هدف برنامه CM نیاز است. در واقع دستیابی به هدف در گرو تحلیل صحیح نتایج آزمایش است.

گاهی ممکن است در مراحل قبلی ایرادهایی وجود داشته باشد، که در اغلب موارد یک کارشناس ماهر می تواند با توجه به نتایج آزمون به خطای احتمالی پی ببرد.

 

6-     ثبت نتایج و چگونگی روند تغییرات آن

یکی از فرایندهایی که در بیشتر کارخانه ها نسبت به آن بی توجهی می شود. ثبت روند تغییر مشخصات روانکارها است. مهمترین بهره ای که این کار برای یک مجموعه خواهد داشت، آگاهی از تغییرات ناگهانی در وضعیت کیفی روغن و تجهیز است. برای مثال ممکن است در هر نوبت تست روغن­ها نتیجه­های بدست آمده نشان دهنده مطلوب بودن شرایط روغن باشد، ولی روند تغیرات در یک دوره خاص شدت پیدا کرده باشد. هر چند می توان گفت که به دلیل سلامت روغن مشکلی در کار نیست، ولی به دلیل افزایش شدت تغییر در برخی مشخصات، باید هشدارهای اولیه برای بررسی سلامت تجهیز را به مجموعه تعمیرات و نگهداری داد، تا از بروز خرابی و توقف ناگهانی خط پیشگیری گردد. اینجاست که اهمیت این برنامه در حفظ سلامت تجهیزات و افزایش بهره وری سیستم نمود پیدا می کند.

در پایان لازم است این نکته را یادآوری کنم که اجرای برنامه های مراقبت وضعیت در صنایع زمانی سود آور خواهد بود که با دانش و تخصص مرتبط، طراحی و اجرا شود.

http://lubrication.blogfa.com/post-31.aspx

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :