برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

انواع خط منحنی
خط منحنی اشكال مختلفی همچون دایره، خط مارپیچ و یا خطوط مواج را می‌سازد.
 
دایره:
كاملترین شكل خط منحنی و یا منحنی مسدود است.
دایره، خمیده بسته‌ای است كه به گرداگرد یك نقطه موهوم به نام مركز، كه از خود دایره جداست می‌چرخد و كشش این نقطه نسبت به تام نقاط پیرامون دایره یكی است. دایره،‌شكلی است دورانی كه با القای اندیشه چرخش،‌بیننده را به درون خود می‌كشد و جذب می‌كند تا آنجا كه نگرنده را از خود بیخود می‌سازد. دایره نمودار حركت دورانی ثابت، نشانه آغازین از آسمانِ مسلط بر جهان، و نماد تكامل فردی انسان است.
از زمانهای بسیار دور، شكل دایره در نماد بین مظهر تاریكی و یانگ ، مظهر نور،‌در فرهنگ چین مطرح بوده اس. این نمودار ترتیب متقارنی از بین تاریك و یانگ روشن است. اما تقارن آن ایستا نیست، بلكه تقارنی دورانی است كه معرف یك حركت چرخی پیوسته و بسیار نیرومند است و بنا به گفته كویی كوتزو، در سده چهارم قبل از میلاد (یانگ چرخ زنان به مبدا خود باز می‌گردد و بین وقتی به اوج خود رسید جایش را به یانگ می‌سپارد).
دایره شكل كاملی است كه حركت جاودانه و مداومی را نشان می دهد. دایره نماد نرمی، لطافت ، سیالیت،‌تكرار،‌درون گرایی، آرامش روحانی و آسمانی، پاكی و صمیمیت و آن جهانی بودن به شمار می‌آید. به همین دلیل دایره همیشه به عنوان یك شكل كامل مورد توجه بوده است و بسیاری از هنرمندان در شرق و غرب سعی كرده‌اند آثار خود را بر مبنای دایره و یا تركیب هایی از دایره به وجود بیاورند (تصیر 2-12).
به ویژه در هنر ایرانی نقاشان بزرگ برای ساختن آثار خود از تركیب هایی براساس حركت دایره و چرخشی الهام گرفته‌اند (تصویر 2-13) همچنان كه در نقاشی و هنر مغرب زمین برخی از نقاشان دایره را به عنوان مبنای تركیبهایی خود قرار داده‌اند.[17]
 
تصویر (2-12) دایره نماد حركت جاودانه، تكرار و تبدیل
 
تصویر (2-13) اسكندر و هفت دانشمند، منصور به بهزاد خمسه نظامی 898 هـ.ق
 
دایره نمادی از حركت و زمان است در عین حال دایره نمادی است از آسمان، حركت اجرام سماوی در حول محوری دوار و سیار و نیزن مادی است ازج هان معنوی و متعال.[18]
دایره كم دوامترین و در عین حال استوارترین خطوط خمیده است.[19]
 
خطوط مارپیچ :
یك انحراف منظم دایره یا به عبارتی بهتر، انحراف منظم خط خمیده بسته،‌آن را در مسیر حركت آغازینش باز كرده و ایجاد مارپیچ یا اسلیمی می‌كند. مارپیچ،‌حلزونی یا اسلیمی،‌ویژگیهایی دارد كه آن را از تمام خطهای خمیده متمایز می‌نماید: نیروهایی كه به طور متقارن بر نقطه وارد می‌شود تا خط خمیده (منحنی) را بسازند، در مورد مارپیچ، تنها دو نیرو نیستند،‌بلكه نیروی درونی دیگری نیز وجود دارد كه، نه از درون نقطه اولیه یا خط ایجاد شده، بلكه از درون فضای به وجود آمده در داخل منحنی بر آن وارد می‌شود و آن را به طرف بیرون می‌راند و این چنین مانع می‌گردد كه خط خمیده مبدا پیدایش خود را باز یابد و به آن بپیوندد. این نیرو را نیروی برون راننده، نیروی دافعه یا نیروی رانش می‌گوییم. عمل این نیرو چنین است كه اگر خط راستی را از نقطه آغازش یا تكوین مارپیچ (و به عبارت دیگر از مركز مارپیچ) بگذرانیم به طوری كه مارپیچ را از دو طرف ببرد، تمام نقطه هایی كه در دو طرف این خط راست قرار دارند (نقطه‌های الف،‌ب، ج، د در تصویر 2-14) دارای یك ارزش و یك كشش نیستند.[20]
 
تصویر (2-14) مارپیچ، نیروهای متفاوت با كشش‌های متفاوت
در حالی كه در دایره،‌فقط دو نقطه می‌تواند وجود داشته باشد كه در نتیجه برش دایره به وسیله یك خط راست،‌و در روی این خط راست،‌با دایره مشترك باشند و این دو نقطه كه در حقیقت دو سر قطر دایره‌اند (و می‌توانند به شمار بینهایت باشند، زیرا دایره می‌تواند تا بی‌نهایت قطر داشته باشد) دارای یك ارزش و یك كشش (نسبت به مركز دایره) هستند. در مارپیچ برعكس،‌همیشه یكی از این نقطه‌ها نسبت به دیگری و در ارتباط با مسیر حركت مارپیچ یعنی در مسیر تكوین و تكامل آن در موضع اوج قرار دارد و دیگری نسبت به آن در موضع حضیض است. از سوی دیگر بر خلاف دایره كه روی خط برنده‌اش فقط دو نقطه مشترك دارد، مارپیچ می‌تواند بینهایت نقطه مشترك روی این خط داشته باشد. ویژگی دیگر ماریچ این است كه مركز مارپیچ بخشی از مارپیچ است و خودش به منزله نقطه آغازش، همیشه نیروی فعال و دور كننده دارد. در حالی كه نقطه مركزی دایره از دایره جداست، نقطه است موهوم، ولی دارای نیرویی جذب كننده و به درون كشنده. مارپیچ بر عكس، نمودار حركت دورانی فزون شونده یا فزایا و از خود گریز به سو دیگری بر اوج قرار گرفته است. مارپیچ نماد تكامل فرد و رها شدن او ازخ ویشتن خویش و پیوستن به خداست.
 
تصویر (2-15) مارپیچ طلایی از مربع و مستطیل طلایی
خط مواج :
اگر نیروی فزاینده بیرونی كه موجب پیدایش خط خمیده می‌گردد، به طور متناوب تغییر جهت دهد، خط خمیده متناوب یا مواج ایجاد می كند (تصویر 1-16).
 
تصویر (2-16) متناوب هم نیرو
این نیرویی بیرونی هم می‌تواند یكنواخت اثر كند و هم می‌تواند تغییر جهت بدهد. اگر شدت اثر گذاری نیروها در هر مرحله تغییر كند، دامنه موج به تدریج كوچك می‌شود. در این حالت گوییم: نیروی مؤثر مستهلك می‌گردد. (تصویر 2-17)
 
تصویر (2-17) متناوب مستهلك شونده
تغییر جهت می‌تواند به وسیله موانعی كه بر سر راه خطها پیش می‌آیند ایجاد شود. در این حالت پس از رفع مانع،‌ خط مسیر خود را در پیش می‌گیرد. (تصویر 2-18 الف تا ب)[21].
تصویر (2-18)
 
تصویر (2-19) خط مواج آزاد[22]
ج)خط شكسته:
هرگاه نقطه‌ای، در اثر نیرویی درونی یا بیرونی، در راستایی و با كششی ثابت حركت كند و پس از طی مسافتی راست، در نقطه‌ای از مسیر خود بناگاه مورد تهاجم نیرویی بیرونی كه در راستایی دیگر عمل می‌كند، قرار گیرد، خط از مسیر خود منحرف شده و در راستای تازه به حركت خود ادامه خواهد داد و بدین گونه در نقطه‌ای كه نیروی دوم عمل كرده است، گوشه‌ای خواهد ساخت كه در ارتباط مستقیم با راستای كنش نیروی مهاجم می‌باشد، و نتیجه حاصل شده، نام خط شكسته خواهد گرفت (تصویر 2-20).
 
تصویر (2-20) خط شكسته باز
بنابراین خط شكسته، دست كم یك شكستگی ، یك گوشه یا راس و دو پاره دارد. ممكن است خط در مسیر تازه‌اش باز هم،‌دوباره یا چند باره، و در جتهای متفاوت، مورد هجوم نیروهای تازه‌ای قرار گیرد و مسیرش هر بار دچار انحرافی شود كه در ارتباط با جهت ضربه نیروی وارد شده است. در این صورت گوشه‌های متعدد، نوكهای متعدد و شكستگیهای متعددی خواهد داشت. كه به شمار نیروهای مهاجم بستگی دارد، لیكن شمار پاره‌های خط همیشه یك واحد از شمار گوشه‌ها (و به عبارت دیگر، از شمار نیروها) بیشتر است. طول پاره‌ها به شدت نیروهای وارد شده بر خط بستگی دارد.
خط زاویه دار یا شكسته، حامل دو نیروی متحد است كه در نقطه برخورد تقویت شده و چگونگی مجموع این دو نیرو، قدرت كشش و اثر گذاری متغیری دارد (تصویر 2-23).
خط شكسته دارای تحرك،‌فعالیت و جنبش است و در اشكال هندسی به همین علت،‌ مثلث پر تحرك‌ترین حركتها است.
 
تصویر (2-23)
خط شكسته در ارتباط با شدت نیروهای بیرونی به دو گونه شكسته باز و شكسته بسته آشكار می‌گردد (تصویر 2-21)[23].
 
تصویر (2-21) خط شكسته بسته
 
تصویر (2-22) خط شكسته و منحنی منظم و نامنظم
خط شكسته بسته به طور مثال می‌تواند باعث ایجاد اشكال هندسی منظم مانند مثلث و مربع گردد كه هر كدام بیان كننده حالات روانی خاص و نمادی از خصوصیاتی ویژه می‌باشند.
 
مثلث
مثلث نادی است از ایستایی و توازن، نیز نمادی است از زهدان، شعارهایی نظیر گفتار نیك، كردار نیك، پندار نیك و یا پدر، پسر و روح القدس، و یا سه رنگ اصلی آبی،‌ زرد، قرمز در این رابطه قرار می‌گیرند. از تركیب سطوح سگانه اصلی مربع،‌مثلث و دایره شكلهای بیشماری پدید می‌آید كه دستمایه و ابزاری برای ایجاد فضا توسط هنرمندان است.[24]
مثلث متساوی الاضلاع نیز دارای سه ضلع و سه زاویه مساوی است. هنگامی كه این شكل بر سطح قاعده اش قرار بگیرد پایدارترین شكل هندسی است و مثلث یك كوه استوار به نظر می‌رسد. اما چنانچه بر یكی از راسهای خود قرار بگیرد حالتی كاملا ناپایدار و متزلزل دارد، مثلث به واسطه زوایای تندی كه دارد سطحی مهاجم و شكلی ستیزنده به نظر می‌رسد كه همواره در حال تحول و پویایی است. براساس تركیبهایی از مثلث می‌توان ساختمانهای زیادی به وجود آورد. استفاده از مثلث و شبكه‌های مثلثی یك اصل ساختاری در طبیعت به شمار می‌رود.[25]
 
مربع :
افلاطون شكل چهار ضلعی مربع را زیبا به معنی مطلق آن می‌داند و ابویعقوب عدد 4 را كاملترین رقم می‌شمارد زیرا به تعداد حروف الله: ا ل ل ه،‌است. مربع نمادی از امكان است، مربع نمادی است از سكون، مردانگی، رجولیهت و عقل. مربع برخلاف دایره مفاد صلابت، استحكام و سكون است. این كل مظهر قدرت زمین و مادی در عین حال از زیباترین اشكال هندسی است.[26]
لازم به ذكر است كه در دامنه وسیع هنرهای تجسمی و بصری حالات متفاوت و فراتر از گونه‌های ذكر شده از خط قابل درك می‌باشد به عنوان مثال به توضیح مختصری از خطوط همگرا و واگرا و خطوط ملموس یا مادی شده می‌پردازیم.
 
خطوط همگرا و واگرا
خطوط همگرا خطوطی هستند كه در ارتباط با یك افقی یا عمودی كه خط پایه یا محور نامیده می‌شود نگاه بیننده را به میان خط و یا به عبارت دیگر به درون رهنمون كنند. در مورد واگرایی مسئله درست عكس آن است. تصاویر (2-23) تا (2-27) نمونه هایی از این دو گونه خطوطوند. خاصیت واگرایی بزرگتر نشان دادن و ویژگی‌های همگرایی كوچكتر جلوه داده خط محور است.
 
تصویر (2-23) از واگرایی خطوط تا همگرایی آنها، خط دال اندازه حقیقی خود را نشان می دهد.
 
تصویر (2-24) واگرایی و همگرایی سطوح را تغییر می‌دهند.
تصویر (2-25) احساس استوانه كردن در نتیجه‌ی واگرایی و همگرایی
 
تصویر (2-26) تحدب خطوط موازی در نتیجه‌ی همگرایی مركزی
 
تصویر (2-27) تقعر خطوط موازی در نتیجه واگرایی مركزی
 
خط تجسمی ملموس یا (مادی شده)
خط تجسمی ملموس یا مادی شده ای برجسته، از تورم زمینه در یك امتداد ایجاد می‌گردد. یعنی زمینه در اثر نیرویی بیرونی، یا فضا در اثر نیرویی بیرونی نسبت به محل تشكیل خط، از حالت عادی خارج شده و در یك امتداد برجسته می‌گردد. این برجستگی زمینه به صورت خط را می توان با افزودن یك خط مادی بر زمینه (به ویژه در هنرهای تجسمی پیكر تراشانه) عملی كرد. اینگونه خط تجسمی مادی یا ملموس، بساواست و لمس می‌شود. می‌توان آن را حس كرد و می توان از برجستگی‌اش كاست یا بر آن افزود (تصویر (2-27) الف تا د) این گونه خط تجسمی، از دیدگاه فیزیك دارای سه بعد مختلف است: درازا یا بلندا دارد و پهنا دارد و واجد ژرفا یا عمق است كه درموارد خط، اصطلاحا ستبرا یا ستبری خط می‌گوییم. خط تجسمی برجسته علاوه بر این كه می تواند به خود رنگ گیرد و تمام ویژگیهای خط را در بر داشته باشد،‌ یك ویژگی خاص خود نیز دارد و آن بیرنگی است كه با وجود این از ملموس بودن و حس شدنش نمی كاهد و در موجودیتش تغییری حاصل نمی‌شود. وقتی خط تجسمی مادی همرنگ زمینه باشد، آن را خط تجسمی بی‌‌رنگ می نامیم. تنش یا رفتار خط تجسمی مادی در برابر نور با دیگر خطها متفاوت است: خط تجسمی مادی سایه می‌افكند و سایه می‌گیرد. می‌توان برای خط تجسمی مادی شده تعبیر دیگری بیان كرد: خط تجسمی مادی شده از مادی شدن خط نگاشتاری حاصل می‌شود و یا به عبارت دیگر خط تجسمی مادی شده تجلی ماده خط نگاشتاری از فراسوی ژرفای فضاست. درباره‌ی خط تجسمی مادی شده، صرفا نباید ویژگیهای خطی بررسی و كنكاش شوند بلكه باید با آن به مثابه‌ی یك عنصر برجسته عمل نمود و همیشه آن را از دیدگاه یك هنرمند پیكر تراش یا پیكره ساز مورد پژوهش قرارداد.[27]
 
تصویر (2-27) خطوط تجسمی بساوا یا ملموس
 
تصویر (2-28) خطوط برجسته
 
ارزش خطی
به وقت و ضعفی كه خطوط بر اثر تابش نور پیدا می‌كنند، ارزش خطی گفته می‌شود. ارزش خطی، در نمونه‌های طراحی تمامی اساتید بزرگ طراحی،‌ وجود دارد. بهترین نمونه‌های آن را در آثار استادانی همچون داوینچی، میكل آنژ، رافائل و انگر می توان جستجو كرد. در مینیاتورهای قدیمی ایرانی و چینی نیز، ارزش خطی به صورتی دیگر وجود دارد، در تصویرهای (2-29) (2-30).[28]
 
تصویر (2-29) اثر نقاش چینی
 
تصویر (2-30) مینیاتور ایرانی
چگونگی ایجاد تركیب هنری از انواع خط
باید نخست تركیبی از خطوط راست گونه گون و تركیبی از خطوط خمیده متفاوت در همان محدوده زیر بنایی فراهم گردد. سپس هر دو تركیب را در هم ادغام نمود، ناخوشایندیها و نارساییها را از بین برد و كمبودهایش را كه در نتیجه حذف بخشهایی الزامی شده‌اند تامین كرد و آنگاه تركیب مورد نظر (از راست خطها و خمیده خطها) به دست آورد (تصویر (2-31) الف تا ج).
در این میان سه اصل مشهور تركیب به وجود می‌آید: حذف، تعدیل و اغراق.[29]
تصویر (2-31) نحوه تركیب خطوط راست و خمیده در گستره
 
 
 
 
 
 

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :