تبلیغات
برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات. - انواع خط و نورپردازی خطی در معماری و نور3

برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

خط افقی و رنگ
شدت اثر گذاری خط افقی را با رنگ آبی كه رنگی سرد است، معادل می‌دانند.[47]
خط افقی، آرام و سرد و هماهنگ آبی و سیاهی و شب است. سیاه نهایت رنگ خط افقی و نهایت آرامش یعنی مرگ است و (ظلمات) كه تاریكی‌ها و سیاهی و تباهی است جز مرگ حقیقی چیزی نیست. آبی، آرامش و سكون نزدیك به مرگ است، لیكن از حیات و زندگی بارور است. ما در بخش رنگ و ویژگی‌های آن خواهیم دید چگونه در رنگ درمانی از خصیصه‌ی آرامش بخش آبی در وضعیت كشیده و افقی برای درمان بیماران استفاده می‌شود. افقی خواب است و حالت خوابیدن و بارور از رویاها و انگارشهای جنبش است، بنابراین: افقی = سرد = آبی = موجزترین شكل بینهایت بودن امكانات جنبشهای سرد طبیعت.[48]
زمانی كه خط با خود رنگ دارد و یا ذاتا رنگین به وجود آمده است یعنی حامل با رنگی است، با ویژگی رنگی خود در تباین یا در تضاد قرار می‌گیرد و از اثرخ ود كاسته یا بر آن میافزاید. بنابراین افقی با بار آبی بر شدت آبیت و آراشم خود میافزاید و با بار زرد یا سرخ از اثر آبیت خود یا سردیش می‌كاهد، در این حال بر حسب شدت گرمای رنگیش بر توان جنبشی‌اش افزوده می‌شود. این حالتی است بسیار موثر و دقیق كه در آگهینه‌ها (پوستر، آفیش) باید كاملا به آن توجه شود. اگر این خط بار آبی داشته باشد، در بالای گستره‌ی زمینه با بار رنگی خود در تباین بیشتری قرار می‌گیرد و رنگ آبی‌اش بیشتر با حالت آرامش بخشی كه دارد متضاد می‌شود. در این صورت باید از رنگ آبی كاست تا آرامش آن محفوظ بماند. اگر برعكس، بار خط افقی زرد یا نارنجی یا هر رنگ گرم در پایین گستره بر نیروی فعال و ویژگی جنبشی خود می‌افزاید و از آرامش خویشتن می‌كاهد یا آن را از دست داده متعادل می‌شود و رنگ نیز به نوبه خود از گرما و شدت خود می كاهد و آرامتر و سردگین‌تر می‌شود (منبع شماره 9 صفحه 69).
 
خط عمودی و رنگ
گرمی رنگهایی چون نارنجی و قرمز با حالت ایستا ولی پر انرژی خط عمودی تفاهم دارند.[49]
گرمای خط قائم با رنگ زرد تطبیق می‌كند و هنگامی كه بار زرد دارد بر تحرك و امكان جنبش، بر فشاری و پویایی خود می‌افزاید. زمانی كه بار رنگی آبی دارد با بار رنگین خود در تضاد قرار می‌گیرد و ملایم می‌شود. از تحرك آن كاسته می‌شود و نیروهای درونی آن سركوب می‌گردند. و یا دست كم از پویایی خود می‌كاهند شاغولی آبی و افقی زرد هر دو از نظر نیروهای بیرونی و درونی متعادلند و در یك تركیب،‌نمودار تعادل اثر در وزن و در جنبش و در گرما می‌باشند.
اگر رنگ آمیزی خط طوری باشد كه از پایین به بالا و از آبی به زرد برود تاثیر شادی و سرور آن افزون و شدید‌تر خواهد شد. و برعكس حركت از بالا به پایین افزایش وزن و كم كردن حرارت و شور و شعف است و سردی و خموشی را به دنبال دارد.[50]
 
خط مورب و رنگ
در تطابق با رنگها، اریب خطی است خنثی و از بار رنگین سبز میانه و یا خاكستری و در مواردی نیز قرمز معتدل و شنگرف مایل به بنفش، برخوردار است. لیكن به دلیل آن كه قرمز معتدل آزاد و طبیعی وجود ندارد (سرخ و قرمز یا سرد است یا گرم). لذا از تطابق آن با سرخ یا قرمز باید حتی المقدور در تركیبها خودداری كرد زمانی كه اریبی به سوی شاغولی یا قائم می‌رود بار رنگین سبزش به زردی و خاكستری‌اش به سفیدی می‌گراید. و در آنها امكانات جنبش و شادی شدید و افزاینده می‌گردد. هنگامی كه این خط به سوی افقی میل می‌كند بار رنگین سبزش به سوی سبز آبی، نیلی،‌ بنفش و لاجوردی می‌گراید و بار خاكستری‌‌اش به سیاهی می‌گراید و در حالت كاملا افقی یكی می‌شود یعنی سیاه یا آبی شب می‌شود. بنابراین «خط اریب یا قطری خط است متعادل و خنثی».[51]
 
خط و گرما
الف-خط افقی: خط افقی یا كشیده سرد است و با رنگهای سرد به ویژه آبی و سیاه هماهنگ و هم بیان می‌باشد.
ب-خط عمودی: خط شاغولی (عمودی) نمودار گرما و شادی و امكانات جنبش‌های گرم و بیدرای است.
ج-خط اریب یا قطری: خط اریب یا قطری نه سرد است و نه گرم، به عبارت دیگر امكانات جنبشهای سرد و گرم در آن برابر است، نزول آن به سوی افقی آن را سرد و كشش آن به عمودی گرمش می‌كند.
 
ارزشهای شدت رنگ (سایه روشن)
تكنیك خطی هاشور زنی، هاشور متقاطع و خطوط درهم ابزار ابتدایی هستند كه با آنها می‌توانیم ارزشهای شدت رنگ را انتقال و نمایش دهیم. مهمترین مزیت این تكنیكها، فاصله گذاری و یا تراكم ضربه‌های خطی استفاده شده است. اغلب در طراحی از خطوط مورب 45 درجه استفاده می‌شود.به تصاویر (3-29) (3-30) و (3-31) نگاهی بكنید.
تصویر (3-29)
تصویر (3-30)
تصویر (3-31)
 
چگونگی ایجاد سایه روشن به وسیله خطوط
تیره و روشنی و یا سایه روشن توسط خط به چند طریق می‌تواند به وجود آید:
1-ایجاد تاریكی و روشنی با استفاده از خطوط یك اندازه كه تنها از تغییر فواصل آنها به وجود می‌آید. بدین شكل كه هر چقدر خطوط را به یكدیگر نزدیك كنیم از نظر بصری تیرگی به وجود خواهد آمد و بالعكس با افزایش فواصل آنها محیط روشن دیده خواهد شد.
2-ایجاد تاریكی و روشنی با استفاده از خطوط با ضخامتهای مختلف نیز ممكن است. هر چقدر خطوط ضخیم‌تر باشند، سطح مورد نظر تیره و هر چقدر ضخامت خطوط نازك‌تر شود، روشن‌تر خواهد بود.
3-ایجاد تاریكی و روشنی به وسیله افزایش یا كاهش نیروی وارده بر ابزار اثر گذار.
4-ایجاد تیرگی با استفاده از تداخل خطوط در یكدیگر و با استفاده از پاره‌خطهای متعدد كه در هم تداخل كرده باشند (تصویر 3-34) و (تصویر 3-35).
5-تاریك روشن می‌تواند حتی از تلفیق نقطه و خط به وجود آید (تصاویر 3-40 و 3-41).[52]
تصویر (3-34)     تصویر (3-35)
 
تصویر (3-36) ایجاد تاریك روشن با خط
 
تصویر (3-37) ایجاد تاریك روشن با خط، احساس بافت
 
تصویر (3-38) تغییر ستبرای خطوط و فاصله هایشان، تاریك و روشن.
 
تصویر (3-39) تمركز و عدم تمركز خطوط، تاریك روشن
 
تصویر (3-40) تاریك و روشن با هاشور
 
تصویر (3-41) ایجاد تاریك روشن با نقطه و خط نسبی
 
تصویر (3-42) ایجاد تاریك روشن با نقطه و خطوط نسبی متراكم و نامتراكم
خط و فرم (سطح، حجم، سنگینی)
در مسیر آفرینش تصویری به وسیله خطوط، رفته رفته امكانات و توانایی‌های خط در جهت نمایش ویژگی‌های شكل افزایش یافت. حدود و مرز فرم، شكل را میسازد و شكل‌های دو بعدی و سه بعدی را پدید می‌آورد. اشكال سه بعدی از ارتباط میان اشكال دو بعدی پدید می‌آیند. اشكال دو بعدی به وسیله‌ی خط مرزبندی گشته و در حوزه‌ی آفرینش تجسمی ، خط، شاخص شكل می گیرد.
تغییر در خطوط كناره نمای اشكال دو بعدی نظیر مربع، دایره و مثلث باعث ایجاد تغییر در نیروی القایی شكل می‌گردد.
تصویر شماره (3-43) نمایشگر این تغییر در خطوط كناره نمای اشكال اصلی است و تبدیل هر شكل به شكل دیگر را بر اثر این تغییر، نشان می‌دهد. به طوری كه نیروی القایی فرم تحت تاثیر خطوط در برگیرنده‌ی آن تغییر می‌یابد.
این تصویر اصلی‌ترین روابط شكلی میان خطوط افقی، عمودی، مایل و منحنی را به نمایش می‌گذارد. به طوری كه ملاحظه می‌گردد، تبدیل رابطه عمودی افقی به مایل، شكل مربع را مبدل به مثلث گردانیده و تبدیل خطوط مایل در مثلث، به خطوط منحنی آن را به دایره تبدیل می‌سازد، و از طرفی میل منحنی بسته در دایره به سوی خطوط صاف و ایجاد رابطه افقی عمودی آن را به مربع بدل ساخته است.[53]
 
تصویر (3-43) تغییر اشكال هندسی بر اثر تبدیل خطوط كرانی
خط، در مسیر حركت خود دچار تغییرات بی‌شمار گشته، كند یا تند، تیره یا روشن، باریك یا پهن می‌گردد و گاه در مسیر حركت، دچار دگرگونی گشته و تحت تاثیر فشار و نیروی وارده از شكلی به شكلی تغییر می‌یابد (تصویر شماره 3-44).
 
تصویر (3-44) تغییر شكل خط بر اثر تغییر فشار وارد بر آن
شكل یك خط و جهت آن، می‌تواند منحنی یا صاف باشد. خط منحنی، از دوران حول مركزی ثابت پدید می‌آید، و در ایجاد پیوندهای ساختاری در اثر نقشی مهم ایفا می‌كند. تركیبی از خطوط صاف می‌تواند به نوعی نمایش گر خط منحنی گردد. تصویر (3-45).
 
تصویر (3-45) فرم منحنی پدید آمده از اتصالات خطوط صاف
چنانچه در ابتدا اشاره شد، حركت خط بر روی صفحه، به طور منظم یا نامنظم به ایجاد سطح می‌انجامد. استفاده از خط در جهت سطح آفرینی، به سطوح پدید آمده حالتی فعال و پر تحرك می‌بخشد و رابطه‌ی میان سطوح را به شكلی روشن و واضح، مطرح می‌سازد. پس از درك این نكته كه كاربرد صحیح ساختار خطی در ایجاد فضایی منسجم و یكپارچه نقشی اساسی بر عهده دارد، می توان اهمیت روابط خط و سطح را بیش از پیش طرح كرد و بر توانایی خط در ایجاد سازه‌ای تجسمی تاكید ورزید. خطوط در عین حالی كه قدرت پوشانندگی و ایجاد سطح را دارا می‌باشند، یكدیگر را محو و بی‌اثر نمی‌گردانند. چنانچه دو تصویر خطی را بر یكدیگر منطبق سازیم، هر دوی آنها قابل رویت خواهد بود. بدین ترتیب، دو یا چند سطح در هم ادغام شده و میزان نفوذ سطوح در یكدیگر را می‌توان به وسیله‌ی خطوط نمایش داد، (تصویر شماره 3-46). استفاده از خطوط هاشوری در جهت پدید آوردن سطوح تیره روشن در طراحی و نقاشی نشان گر این نحوه‌ی استفاده از اتصالات خطی است.[54]
 
تصویر (3-46) نمودار اتصالات راست خطها (هاشور)
تصویر شماره (3-47)، كاربرد این خطوط در جهت ایجاد سطح را نشان می‌دهد. در این اثر، سزان با تمركز روی سطوح صورت و دریافت روابط اصلی آن، با استفاده از ادغام خوط هاشوری در یكدیگر ، به ایجاد سطوحی می‌پردازد كه به طور مداوم در یكدیگر نفوذ می‌كنند، بی‌آن كه هر سطح پدید آمده، ارزش سطوح زیرین را از بین می‌برد.
نكته قابل توجه در چند تصویر ارائه شده در این بخش این است كه در این آثار خطوط در نقش سازنده‌ی سطوح دو بعدی ظاهر گشته و در خدمت پدیداری سطح، به بیان روابط میان سطوح می‌پردازند.[55]
 
تصویر (3-47) پل سزان. چهره خود نقاش. نگاره
در تصویر شماره (3-48) سزان با استفاده از اتصال به نمایش در آمده در تصویر (3-46) و پدید آوردن سطوحی كه به طور ممتد در یكدیگر نفوذ می‌كنند. میان سطوح روابطی محكم را پدید می‌آورد. استفاده از این روش به نقاش امكان می‌دهد از قدرت پوشانندگی رنگ بهره ببرد، بی‌آن كه سطح زیرین به طور یكنواخت و ثابت پوشیده و بی‌اثر گردد. بدین ترتیب رنگهای هر سطح كه موقعیت آن را نمایش می‌دهند، در رنگهای سطح زیرین نفوذ كرده، بدون آن كه به طور كامل موقعیت ورنگ مایه‌ی سطح زیرین را ناپدید سازد.[56]
 
تصویر (3-48) پل سزان، پل منسی. 1889
جوزف آلبرس مدرس باوهاس، با استفاده از این روش خطی به توصیف جهشهای متعدد سطح می‌پردازد. حركت بصری خط در این اثر، به ایجاد تداخل میان سطح و فضا پرداخته، عمق را مرئی می‌سازد.
پیچ و خم سطح در فضا به همراه حركت درونی و بیرون فرم، با بهره گیری از خطوط و ادغام آنان با یكدیگر را در تصویر (3-49) می‌توان دید. چنانچه مشاهده می‌گردد، خطوط پدید آورنده سطح، به القای گردش سطح در فضا پرداخته و فرمی باز و پر تحرك را درگیر با فضای سه بعدی نمایش می‌دهند. حذف ارزشها و خصوصیات خطی در تصاویر فوق، سطوح را از خصلت‌های یاد شده عاری گردانیده، بدان حالتی ایستا و خثی می‌بخشد.
 
تصویر (3-49) نمایش فرم باز و تداخل آن در فضا به وسیله خطوط
حركت خط در فضا به صورت بسته و در جهت القای فرم را نیز می‌توان به مدد خط سامان بخشید و حجم داخلی و خارجی فرم را به طور همزمان مرئی نمود تصویر (3-50) نمایشگر یكی از آثار جاگومتی است كه خطوط در آن به نمایش ساختار بیرونی و درونی و ارتباط آنها می‌پردازد.
خطوط بریده بریده و منحنی،‌ در كنار اتصالات ظریف افقی عمودی مهار می‌گردد و جمعی مملوس و ساختمانی را بدون استفاده از سطح سخت تیره روشن و یا الوارهای رنگی آشكار می‌سازد. قلم گذاری خطی در پیكره قبل از ایجاد بافت به بررسی ساختار پیكره پرداخته، گردش فرم در ارتباط با فضا را نمایش می‌دهد.
در این اثر، شفافیت خط و قابلیت پوشاننده آن در جهت حفظ ارزشهای خطی سطوح زیرین نیز یكی از روشهای نمایش حجم به صورت خطی را مطرح می‌سازد.
تفهیم حجم و نمایش فرم در نقاشی به وسیله خطوط توصیفی سایه دار نیز میسر است بدین ترتیب، فرم به گونه‌ای تخت و مسطح، بدون پرداخت به تیرگی روشنی به نمایش خوش می‌پردازد و بدن آن كه خطوط و شبكه خطی در داخل فرم، به طرح فرو رفتگیها و برجستگیهای آن اقدام نمایند، تنها با به كارگیری خطوط كناره نمای سیال و سایه دار نمایشی از حجم را امكان پذیر می‌سازد.
 
تصویر (3-50) آلبرتو جاگومتی . سردیس 1954
در تصویر شماره (3-51) ، كاربرد این خط در نگاره‌ای متعلق به نقاشان ایرانی در سده یازده، نشان داده می‌شود. چنانچه ملاحظه می‌گردد، خطوط كناره نما با تیره روشن شدن در خود خط به نمایش حجم پرداخته و سطوح تخت درونی را به گونه‌ای برآمده یا فرو رفته القا نوده و حركت سطح در فضا را به صورتی محسوس پدید می‌آورد.[57]
 
تصویر شماره (3-51) رضا عباسی، مكتب اصفهان، قرن یازده هجری.
شبكه بندی فشرده خطی به ایجاد سطوح می‌انجامد و شفافیت خطی، سطوح مختلف رادر ارتباط با یكدیگر به گونه ای به نمایش در می‌آورد كه جلو و عقب بودن سطوح، احساس می‌گردد، بی‌آنكه حجم به گونه‌ای عینی مشاهده و لمس گردد. (تصویر شماره 3-52).
در این اثر نوعی نمایش حجم به صورت تجسمی در سطح امكان پذیر می‌گردد. و این القای فضا و حجم در قالبی نوین، به مدد رابطه‌ی سطوح و شبكه بندی خطی امكان پذیر گشته است و به ارائه‌ی فضای سه بعدی موفق گردیده است.
قبل از خط و بافت، شفافیت خطی و بكارگیری آن در عرصه‌ی نقاشی و طراحی به نظمی نوین و گسترده‌تر در حوزه‌ی هنرهای تجسمی می‌انجامد. استفاده از این خصوصیت باعث می‌گردد، دو یا چند شكل به صورت بصری در یكدیگر تداخل نماید، بی‌آنكه آشفتگی بصری پدید آید. بدین ترتیب نفوذ سطوح و اشكال در یكدیگر، به كمك خطوط ادامه یابنده به گونه‌ای مرئی هویدا می‌گرداند و درك تجسمی یكپارچه‌ای از ارتباط عناصر و میزان تداخل آنها در فضایی محصور را به دست می‌دهد.
بررسی روابط خط و سطح در جهت آفرینش فضایی تجسمی و مطالعه‌ی روابط مستقیم خط و سطح در سده‌ی گذشته، نقاشان را بر این نكته رهنمون گشت كه یكپارچگی روابط خط و سطح در قالب قوانین بصری می‌تواند به طور هماهنگ با قوانین جهان عینی به ایجاد سیستمی بصری بیانجامد.[58]
 
تصویر (3-52) پل كله. شهر، نیمه‌ی اول قرن بیستم
 
تصویر (3-53) ایجاد تاریك روشن و برجستگی با خط
 
تصویر (3-54) ایجاد حجم با تاریك روشنهای خطی[59]
وقتی خطی رسم می‌شود، به عنوان یك عنصر ایستا و ثابت شده، در فضا هستی می‌یابد. اما ماهیت جنبشی آن تا زمانی كه با چشم قابل دیدن شود، ادامه پیدا می‌كند. یك خط، نه فقط شكل و ساختار را نشان می‌دهد، بلكه عناصری چون توازن، ریتم و هماهنگی را آشكار می‌سازد. اینگونه است كه خط می‌تواند زمخت یا ظریف باشد، به هنگام حركت به سمت بالا و پایین نازك یا ضخیم شود و یا با حركت كردن بر روی یك سطح بافت دار، بافتی متراكم یا ضخیم بر جای گذارد. ما می‌توانیم از طریق این ویژگی‌ها، به قصد و منظور طراح و مهارت دست او پی ببریم.[60]
 
تصویر (3-55)        تصویر (3-55)
وارد كردن فشارهای مختلف به هنگام جهت دادن به خط می‌تواند به نحو ضمنی، حجم را تداعی كند. جایی كه جزییات مشخصی را می‌بینیم و می‌خواهیم بر آن تاكید كنیم، با استفاده از تراكم خطوط، می‌توانند بارز و نمایان شوند.[61]
نقش خط به طور طبیعی از نمایش خط محیطی فرمها تا مشخص كردن فیگورها، در یك محدوده بصری وسعت دارد. تصور ما از خطوط مرزی، كه یك چیز را از دیگری جدا می‌سازد، به دریافت ما از شكلها منتهی می‌شود. به واسطه همین اشكال است كه ما فرمهایی كه دنیای بصریمان را می‌سازند، تشخیص داده، درك و حس می‌كنیم.
شكل، یك تصویر دو بعدی از نقش است و شامل مرزهای كناری خودش بوده كه از محدوده بصری بزرگترین مجزا می‌شود. بنابراین، شكل به خطی كه كناره‌اش را مشخص می‌سازد، تضاد سایه روشن بافت و نهایتا رنگی كه در طول كناره آن پدید می‌شود، بستگی دارد.
تصویر ( )
تصویر ( )
خط كناری كه شكل را محدود می‌كند بیشتر متعلق به شكل است تا پس زمینه محاطی آن. (شكل 3-59)[62]
 
تصویر (3-59)
شكل یك سطح و یا یك حجم ممكن است از تركیب یك سری خطوط راست و یا سطوح به وجود آمده باشد.
 
تصویر (3-60) یك خط سری یا یك خط پهن یایك سطح باریك
 
تصویر (3-61) یك خط پهن یا یك سطح دایره‌ای شكل
خطوطی كه از شكستن و درهم ریختن شكلهای هندسی و غیر هندسی ایجاد می‌گردند می‌توانند شكلهای بسیار تازه و متنوعی به وجود آورند. (تصاویر 3-62 و 3-63).[63]
 
تصویر (3-63)    تصویر (3-62)
به نمونه‌های شكل (3-64) با دقت نگاه كنید كه چگونه حركت خطوط و دوری و نزدیكی آنها، ایجاد سطوح غیر تخت و حجم نموده.[64]
 
تصویر (3-64)
 
تصویر (3-65) القای فرو رفتگی و برجستگی به وسیله‌ی تركیب خطوط
 
تصویر (3-66) القای فرو رفتگی و برجستگی به وسیله تركیب خطوط
 
شكل (3-67) القای سطح غیر تخت به وسیله خط (با استفاده از دوری و نزدیكی و ضخامت خط)
خط و حجم در فضا (حجم واقعی)
آنچه در مبحث گذشته با عنوان حجم مطرح شد مربوط به خط و حجم مجازی بود كه به جهت خطای باصره و به كمك پرسپكتیو (دوری و نزدیكی خطوط) تصاویر سه بعدی به نظر می‌رسید.
حال به بررسی ایجاد حجم در فضا (حجم واقعی) توسط خط می‌پردازیم:
سیم (خط سه بعدی)‌را می‌توان به صورت شكلهای ویژه‌ای نظیر شكلهای (3-68) (3-69) در آورد. در شكل (3-68) سیم با حركت نرم و آزاد حالت فضایی انسان نشسته‌ای را نشان می‌دهد. و در شكل (3-69) سیم با خمهایی به شكل مستطیل در نهایت به ساخت حجم فضایی مكعب مانندی منجر شده است.[65]
 
تصویر (3-68) حالت فضایی از انسان نشسته
 
تصویر (3-69)
 
تصویر (3-70) نمونه هایی از ساخت حجم با سیم (خط سه بعدی)
 
تصویر (3-71)
 
تصویر (3-72)
خط در رابطه با خط نقطه سطح
بین نقطه و خط و سطح رابطه‌ای مستقیم وجود دارد، به عبارت دیگر، نقطه و خط و سطح قابل تبدیل یه یكدیگر بوده و نسبت به فضای اطراف خود متغیراند. یك پاره خط می‌تواند در شرایطی سطح و در شكل دیگری خط به نظر آید.
 
تصویر (3-73) نقطه از تقاطع دو یا چند خط به وجود می‌آید
نوع دیگری از نقطه وجود دارد كه اصطلاحا به آن نقطه منفی می‌گویند و آن عبارت از فاصله سر دو یا چند خط و یا نقاط سفید در كادر سیاه است. (تصویر 3-74)
 
تصویر (3-74)
قبلا هم گفته شد كه از تكرار تعداد بیشماری نیز خط به وجود می‌آید.
ما می‌توانیم از تركیب خط و نقطه با توجه به كیفیتهای این دو عنصر بنیادی در هنرهای تجسمی، تركیبهای بیشماری را به وجود آوریم. و این تركیبها می توانند بیان كننده احساسهای عاطفی در جهت تقویت و یا تضعیف نیروهای كیفی خطوط مختلف باشیم.
 

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :