برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

فصل پنجم :
 
بررسی خط در آثار چند هنرمند
ادگاردگا، اگون شیله، موندریان،
كلیمت، جاكمتی ، كله


بررس خط در آثار چند هنرمند:
1-ادگار دگا : DEGAS
(1917 1834). امپرسیونیسم. فرانسه.
در حالی كه نقاشانی چون مونه، رنوار، سیسلی و پیسار و با دقتی كم نظیر به گزارش نور و رنگ و گذشت زمان، از نظر فیزیكی و جوی، مشغول بودند، ادگار دگا به تجربیات ارزنده‌ای در باب خط و كاربرد آن در نقاشی دست یافت. او با مطالعه‌ی آثار قدما و استادش انگر، ضمن آشنایی با امپرسیونیسم و شناخت رنگ، بر خطوط و نقش آن در اثر تاكید نمود. در این هنگام، آشنایی او با هنر چین و ژاپن كه از طریق گراورهای موجود در پاریس میسر گردید، به او امكان داد تا با تلقی هنرمندان شرقی از خط و تاكید این هنرمندان بر سازمان دادن سطوح تخت به وسیله خطوط همگرا آشنا گشته و به مطالعه نقش خط در جلب توجه بیننده به درون فضای نقاشی بپردازد. بدون تردید استفاده نقاشان چین و ژاپن از خط به عنوان عاملی جهت ایجاد فضا و عمق، بیشترین تاثیر را بر او گذارد.
(تصویر 5-1) به خوبی بیانگر هضم تاثیرات هنر چین و ژاپن و بكارگیری آن در خلق اثری نوین است.
 
تصویر (5-1) ادگار دگا. تمرین بالرین‌ها (1876)
خطوط پلكان مارپیچ و آهنگ و حركت خط در اثر چشم را به عمق فضا هدایت می كن. حركت بعدی حاصل از خطوط اریب در تخته های كف سالن چشم را به مركز خطوط متنوع رنگی در پیكره بالرین‌ها می‌كشاند. خطوط عمودی پنجره‌ها به همراه خطوط افقی روی دیوار عقب میان پلان انتهایی و پلان جلو، ایجاد فاصله‌ای عمیق نموده و بیننده را به مشاركت در فضا می‌طلبد. گذشته از این خطوط كه به هدایت چشم بیننده در اثر و ایجاد عمق در آن می‌پردازد،‌پیكره ها نیز به مدد حركات بی‌وقفه خطی و با حركت و آهنگی پر نوسان ومشخص پدید آمده‌اند.[102]
خطوط كناره نمای توصیفی نیز در ایجاد حالات و شكل پیكره ها نقشی موثر ایفا می‌كنند. در اینجا خطوط مقر و ایستای انگر با نمایش حركت فیزیكی، در هم می‌آمیزد و زمان را به نقاشی وارد می‌سازد، پیكره‌های دگا با استفاده از تمهیدات خطی بر خلاف امپرسیونیستهایی چون مونه و پیسارو در عمق گسترش یافته، به نمایش شكل و فضا در قالبی محصور می‌‌پردازد.
میل به ثبت تحركات فرم او را وا می‌دارد تا سطوح رنگی فرم را به طور هوشیارانه‌ای با خط بیامزد و خطوط كناره نما را با خطوط رنگی درون فرم به وحدت رساند. او رفته رفته، با روی آوردن به مداد رنگی و پاستل، خط و رنگ را بیش از پیش با هم آمیخت. دگا مفهوم رنگ را نه به طور طبیعی بلكه به گونه‌ای انتخابی به خط افزود و خطوط نقاشی‌هایش را با بار رنگی افزود و به آن كنترل نمود. مداد شمعی و پاستل به او امكان می‌داد هم زمان با طراحی و استفاده از امكانات و ویژگی‌های خطی، رنگهای گوناگون را برای القای نور و رنگ بر جامه‌ها و فیگورها به كار بندد، تجربیات آمیزش خط و رنگ و وارد نمودن دوباره خط، به شكلی نوین، در حوزه نقاشی پس از امپرسیونیسم،‌بازتابی وسیع در آثار هنرمندان پس از او یافت.
 
تصویر (5-2) اردگار دگا بالرین‌ها
هنگامی كه دنیای هنر به پذیرش آثار امپرسیونیست‌ها روی می‌آورد، او به همراه تنی چند از نقاشان معاصرش، چون سزان، مانه و نقاشان جوانتری چون لوترك، گوگن، ونگوگ و مونك با بررسی فضا. عمق و ژرفا و نیز توجهی اساسی به امكانات و قدرت بیانی خط، اسلوب تازه‌ای در پیش گرفتند. امپرسیونیسم، در زمینه رویت محض و بی واسطه و نیز توجه به رگ، افق تازه‌ای در برابر انسان گشود، ولی اینان كه در ابتدا امپرسیونیسم را پذیرفته و بخشهایی از آن را پدید آورده بودند، با ادامه تجربیات خود در زمینه نقاشی پس از امپرسیونیسم، خط به اشكال مختلف در نقاشی به كار رفته و عنصری اساسی در هنرهای تجسمی قرن بیستم گشت.[103]
همان طور كه قبلا اشاره شد دگا به روش اساتید قدیم كه جزییات طبیعت را از نظر دور نمی‌داشتند صدها طرح تهیه كرد. در 1865 تحول بزرگی در هنر دگا روی داد: روش قدیم را كنار گذاشت، و موضوع طرحها و تابلوها را عوض كرد. از این میان با پاستل، مداد و یا گچ رنگی به طراحی از زندگی مردم، میدانهای اسب دوانی، كافه‌ها و رقاصه‌ها پرداخت. در خطوط محكم و با قدرت ایت طرحها همه نكات مهم و حساس طبیعت تجسم یافته است. خطوط نیرومند طرحهای هوزوكای، طراح ژاپنی ، در تحول طراحی دگا تاثیر زیادی داشت.[104]
 
تصویر (5-3) اثر ادگار دگا
 
تصویر (5-4) ادگار دگا ماریلا موربیلی 67-1865، آبرنگ، مدادرنگی ، قلم آهنی
 
تصویر (5-5) ادگار دگا ویولونیست، 1880 - پاستل[105]
حركت نرم و سریع خط، هماهنگی بین خطوط پهن و یا نیش دار، مسطح و یا بافت‌دار از خصوصیات طراحی دگاست.
در طراحی سریع كه دگا، در دو حالت مختلف (روبرو و پشت سر) از یك سوار كار، (تصویر 5-6) با رنگ و روغن و قلم مو بر روی مقوا انجام داده است، حركت رقصان خط به تناسب و بر حسب نیاز: تاریك، خاكستری و یا روشن، پهن و یا نیش دار، مسطح و یا بافت دار، پر تحرك و یا كم توان گردیده و به شكل نهایی مورد نظر (سوار كار) نزدیك گشته است. حركات قلم موی پهن دگا با توجه به بخش اشغال شده طراحی (اندام سواركار) در قسمت روشن و ماهیتی جسمی به خود گرفته و در بخش دیگری خاكستری و كیفیت روحی یافته است. سطوح رها شده و كم اتفاق طراحی در پیوند كامل با بخش‌های اشغال شده‌اند و در كل مجموعه‌ای از هماهنگی، خطوط، سطوح و حركات است كه این اثر را شكل ویژه بخشیده است.[106]
 
تصویر (5-6) دا (دو سواركار) حدود 68-1866، رنگ و روغن روی مقوا
دست دگا، با توجه به ذهن فعال و پر بارش، سریع عمل می‌كند. بخشی را محدود می‌سازد و قسمتی را آزاد می‌كند. هر جا لازم است با اتكا به دانش آكادمی‌اش دقیق و ظریف می‌‌شود، و هر زمان كه لازم دید بخشی از فضای تصویر را، بدون هرگونه حضوری، و صرفا با حفظ چند ضربه‌ خط و یا بافت، رها می‌سازد.
دگا هنرمندی است كه وسیله‌اش را می‌شناسد. اگر به قول سزان، امپرسیونیسم هنر استواری نبود كه بتوان بر اساس آن شالوده هنر آینده را پی ریزی كرد، ولی در آثار دگا پایه‌های استواری موجود است كه حتی امروز نیز می‌توان از آن طراحی فرا گرفت، شیوه تركیب بندی را به امروزی ترین وجه خود آموخت و به دانش تصویری لازم دست یافت.[107]
تصویر (5-7) ادگار دگا (اتوكشها) رنگ روغن روی بوم.
حدود 76-1874. در بالا طرح اولیه و در پایین، اثر نهایی از همان مضموم به چشم می‌خورد
 
تصویر (5-8) دگا (سواركاران) رنگ روغن بر روی مقوا، 68-1866)
خطوط رقصان و استوار،‌لایه های شفاف و مات،‌تاریكی ها و پاساژهای بجا و فواصل بسیار حساب شده و ظریف كه فی البداهه، به هنگام طراحی در این اثر جاری شده‌اند، جملگی از ویژگی‌های اغلب آثار دگا می‌باشند.[108]
 
خط ماهرانه و خط خطی‌های تند كنترل شده
در كار دگا تعادل دلچسبی در بین فی البداهگی و كنترل مشاهده می‌كنیم. دگا نظیر رامبراند، در یك طراحی خطوط آزاد و سریع را با خطوط دقیقا كنترل شده تركیب می‌كند. سایه های خطی گا را كه نتیجه تجمع خطوط سریع موازی هستند مورد توجه قرار دهید. این خطها در چهره، مو، بازو، تنه كوتاه و هم فاصله هستند، ولی در زمینه به صورت خط خطی و آزاد می‌باشند. دگا همچنین در زمینه جهت خطوط را گاهگاهی با چرخاندن مچ تغییر می‌دهد. دگا در هاشورهای طراحی صفحه بعد، تیره روشنی را با كم یا زیاد كردن فشار مداد یا تغییر فاصله‌‌ای بین خطوط به وجود آورده است.
 
تصویر (5-9) اردگار دگا[109]
ویژگیهای كار دگا را در دو مورد می توان مشاهده كرد. یكی (فوكوس كردن) است كه در آن اندام در رابطه با بقیه قسمتها دقیقتر و مشخصتر طراحی شده و دیگری (دوباره كشی) است.
دگا: آنچه من انجام می دهم نتیجه بازتاب و بررسی آثار اساتید قدیم است. من در مورد الهام و فی البداهه سازی چیزی نمی‌دانم.
گفته دگا كاملا نقطه مقابل گفته وان گوگ است. واضح است كه وی توسط به مطالعه را به توسل بر فی البداهگی ترجیح می‌دهد، ولی ما نمی توانیم آن را صدر در صد بدانیم، زیرا دستخط او در بسیاری جاها پیداست.
دگا خطهای دقیق و ظریف را در هاشور زنی مورد استفاده قرار می‌داد. او گاهی این خطها را با مداد نوك تیز ایجاد می‌كرد. و زمانی دیگر آنها را با پاستل ضخیم یا كرایون به وجود می‌آورد. از ویژگی‌های دستخط دگا دوباره كش‌های متعدد خطهای سرعی است كه مرز بازو، پا و لباس را تشكیل می‌دهند. و دقتی است كه در اجرای چهره و دست بكار می‌گیرد. بدین ترتیب ما تركیب فی البداهه را با دقت و كنترلدر كار او مشاهده می‌كنیم.[110]
 
2-شیله : SCHIELE
اگون (نقاش ، رسام و چاپگر اتریشی، 1890 1918). یكی از برجسته‌ترین هنرمندان اكسپرسیونیت اوایل سده بیستم به شمار می‌آید. آثار اولیه‌اش به سیاق نقاشی امپرسیونیستها بود. ولی به زودی تحت تاثیر كلیمت و هدلر قرار گرفت. قوی‌ترین كارهای او مشتمل‌اند بر پیكرهای برهنه‌ای كه به طرزی مبالغه آمیز به وسیله مداد، گواش،‌آبرنگ و بازنمایی شده‌اند. شیله مهارت های كم نظیر در طراحی داشت و در كارش عمدتا از خطهای زاویه‌دار و عصبی بهره می‌گرفت.[111]
 
تصویر (5-10) اگون شیله، چهره خود هنرمند، 1913.
تحول خطوط كناره نمای حساس و توصیفی و تزیینی در آثار نقاشان هنر نو، به خطوطی محكم، هیجانی و تشدید كننده احساس را در آثار اگون شیله می‌توان پی گرفت. نقاشی كه مرز میان سمبولیسم شاعرانه پدید آمده به وسیله الگوهای خطی هنر نو و بیانگرایی خطی، در آثار نقاشانی چون مونك و روئو است. تجربیات و دریافتهای هنر نو از طریق استادش كلیمت به او منتقل گشت. او رفته رفته به تلاشی در جهت بیانی‌تر نمودن خطوط توصیفی و تزئینی كلیمت پرداخت و خطوطی كه به بیان حساسیتهای نقاش در قالبی هیجانی می‌پردازد در آثارش ظاهر گردید. مقایسه شیله و كلیمت از پاره‌ای جهات روشنگر روند تعمیق تجارب خطی، از خطوطی نرم و تزئینی به خطوطی نامنظم و هیجانی است. خطوط لطیف و پیراسته كلیمت كه با لطافتی موجز به توصیف خصوصیات فیگور می‌پردازد، در آثار شیله به خطوی تیز و لبه دار كه بیشتر، خصوصیات بیانی عمیق را منتقل می‌نماید، بدل می‌گردد. توصیر (5-11)، كاربرد خط در آثار او را نمایش می‌دهد. تجمع بافت خطی در برخی نقاط فرم، فشرده نمودن روابط خطی كه یكدیگر را با اتصالاتی مورب قطع می‌كنند و. تاكید بر این تجمع و فشردگی در كنار خطوط توصیفی بیانی، در پیرامون فرم كه گاه به ایجاد تغییر در فرم می‌پردازد، همه و همه تمهیداتی است كه به وسیله سازماندهی خطی و در جهت تاثیر گذاری عاطفی پدید آمده‌اند. ایجاد بافت به كمك خط و خطوط پدید آمده به وسیله حركت رنگ رقیق بر سطح پارچه یا كاغذ، عده دار نقشی كیفی در نقاشی شیله می‌گردند، (تصویر 5-12).[112]
 
تصویر (5-11) اگون شیله، چهره هنری و اتوبنچ 1913.
 
تصویر (5-12) اگون شیله، زنی در لباس نارنجی (1914)[113]
 
تصویر (5-13) اثر اگون شیله[114]
تصویر (5-14) اثر اگون شیله
 
تصویر (5-15) اثر اگون شیله[115]
 
تصویر (5-16) اثر اگون شیله
 
تصویر (5-17) اثر اگون شیله[116]
3-كوكوشكا: KOKOSCHKA
اسكار (نقاش، تصویرگر، شاعر و نویسنده اتریشی، 1886 1980). یكی از نمایندگان برجسته اكسپرسیونیست به شمار می‌آید. شاید او كمتر از هر هنرمند اكسپرسیونیست دیگری تحت تاثیر پیش گامان نقاشی مدرن قرار گرفت، ولی به خصوص در منظره نگاری، جایگاهی خاص در هنر سده‌ی بیستم به دست آورد.[117]
رشته باریك پیوند میان شیله و كلیمت و تغییر و تحول در بكارگیری خط در آثار این دو، در پیامد خویش منجر به تلفیق عناصر یافت شده در آثار ایشان و دستاوردهای نقاشانی چون مونك و روئو گردید و اسكار كوكوشكا (متولد 1886) حاصل چنین سازشی است. او نیز چون شیله تحت تاثیر كلیمت قرار گرفت. اما هظم دستاوردهای خطی در جهت ایجاد ساختاری اكسپرسیونیستی در كنار استفاده از رنگهای تند و پرالتهاب در آثار او، بیش از هر نقاش آلمانی در این مقطع قابل رویت است. عروس باد تصویر (5-18) نمایشگر این جستجو در مسیر ضربات آزاد و حساب شده خطی و ایجاد حركت بصری در تابلو می‌باشد. حركت باد و زن و مردی كه در كشاكش آن گرفتار آمده‌اند. موضوعی عمیقا عاطفی و اثر گذار است. درونگرایی و آمیختن اثر با عواطف انسانی، در آثار شیله و كوكوشكا وجه تمایز آشكاری میان آنان و فوویست‌ها پدید می‌آورد. در نوع بكارگیری خط در آثار او نیز چون مونك، نشانه‌هایی از گراور سازی آلمان مشاهده می گردد. اما او در آثارش گامی فراتر از شیله به سوی هر چه بیانی‌‌تر كردن خطوط توصیفی برداشت.[118]
 
تصویر (5-18) اثر اسكار كوكوشكا، عروس باد (1914)[119]
كوكوشكا خط را به درون فرم كشانیده و با تاكید بر برشهای مشخص خطی، به تقسیم فضای اثر پرداخت. بدین ترتیب به نظر می‌آید، او به طور هم زمان به تخریب فرم و ساختن آن می‌پردازد و خطوط مواج و پیچان را در ارتباط تنگاتنگ با عاطفه و تخیل به كار می‌بندد. ریتم پیچان و آهنگین خطوط و بافت خطی به ایجاد نوعی حركت بصری در اثر مدد می‌رساند. تحرك منظوم و شمرده ونگوگ در ایجاد سطوح رنگی به وسیله بافت خطی در آثار او، تسلیم كشكاكش و پیچشی جسورانه‌تر در حركت و آهنگ خط گردید، به طوری كه قبل از به نمایش در آوردن سطور به بازنمایی احساس مستحیل شده در خط‌ها پرداخته و تاثیرات كیفی خطوط را باز می‌نمایاند.
هنر شیله و كیفیات خطی نهفته در آثارش و سعی در تبدیل خطوط توصیفی و پیرامونی به خطوطی بیانی و درونی، در آثار كوكوشكا بازتابی وسیع‌تر و نمودی جهانی یافت.
(تصویر 5-19)، نمایشگر یكی از درخشان‌ترین پرتره‌های اوست كه در سال 1917 از چهره خود آفرید، ویژی ها و مشخصات بارز سبك او را می توان در این اثر مشاهده نمود. فرم در این اثر به وسیله كلافهای در هم پیچیده خطی، به همراه خاكستری‌های رنگی،‌ القا می‌گردد.
قلم گذاری او به ایجاد خطوطی مستقیم و با زمانی محدود می انجامد، به طوری كه بكارگیری قلم مو و رنگ در آثار او همه جا با اثر گذاری مستقیم خطی همراه می‌گردد و رگها به كمك ارتباط مستقیم میان ضربات خطی، در هم ادغام می‌شود، به وحدت دست می‌یابند. بیان گرایی شخصی نقاش در قالب خطوطی كه در یكدیگر نفوذ كرده و تحركی عاطفی در سطح اثر را امكان پذیر می‌سازند و نیز تكیه گاه حالت و خصوصیات صورت، امكان پذیر می‌گردد. استفاده از ضربات خطی مشخص و پر كنتراست در اجزای صورت، نظیر لب و كناره بینی و تاكیدات خطی در چشم‌ها و كناره صورت ، بر كنش‌های بیانی اثر افزوده است. در حوزه اكسپرسیونیست، كوكوشكا هنرمندی با علایق و دریافت های شخصی باقی ماند، ولی كیفیات خطی نهفته در آثارش كه گاه تا مرحله‌ی انتزاع خالص خطی پیش می‌رود، در تحول نقاشی پس از او موثر واقع گشت.[120]
 
تصویر (5-20) اثر اسكار كوكوشكا
 
تصویر (5-21) اثر اسكار كوكوشكا[121]
 
4-مندریان : MONDRIAN
پیت (نقاش و نظریه پرداز هلندی، 1872 1944). در مقام یكی از رهبران تجرید گری هندسی، تاثیری وسیع و عمیق بر هنر و معماری مدرن داشته است. او با پیش نهادن نظریه‌ی نئوپلاستی سیسم، تحولی در انتزاع ناب به وجود آورد. در نظام زیبا شناختی او نه فقط مسائل بازنمایی و فضای تصویری سه بعدی، بلكه هم چنین خط‌های منحنی، كیفیتهای احساس برانگیز بافت و سطح، و جذبه‌ی عاطفی رنگ منتفی بودند.[122]
مندریان تا 1908، ناتورالیسم و سپس گرایشات سمبولیك را در نقاشی تجربه كرد. تاكید بر ساختمان خطی و توجه به اتصالات خطوط مستقیم و تركیب بندی عمودی افقی در آثار این دوره، زمینه ساز مسیر بعدی او، در جهت بكارگیری خط گشت. اشتیاق او به نمایش مشخص بخشی از طبیعت، در قالب فضای مسدود و سازماندهی ساختاری آن در قالب روابط انتزاعی و خطی، باعث گردید هر خط در اثر قبل از به نمایش درآوردن خصوصیات شیء، به عنصری ساختاری در تركیب بندی بدل گردد و او رفته رفته دست به ساده سازیهایی به كمك خط مستقیم و سطوح پدید آمده از روابط آن زد و رنگها را نیز تا حد رنگهای اصل ساده نمود. او در این سالها با نوآوریهای نقاشی در سده بیستم آشنا گشت و از دستاوردهای كوبیسم، فوویسم، اكسپرسیونیسم و فوتوریسم ایتالیایی با اطلاع گردید و قبل از همه شیفته روشن سزان در نقاشی شده بود. تاثیرات نقاشان پس از امپرسیونیست، به خصوص هم وطن او ونسان ونگوگ،‌ رنگهای خالص فووها و شبكه بندی خطی نهفته در آثار هنرمندان جنبش نو را به همراه دریافتهای ساختمانی كوبیسم در ارتباط با بكارگیری خط در نقاشی را در اثری متعلق به این دوره می‌توان مشاهده كرد. (تصویر 5-22)
 
تصویر (5-22) مندریان، درخت سرخ، 1908.

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :