برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

بیان درونی و نهفته در آثار ونگوگ، رها شدن رنگ از وجوه توصیفی، برگرفته از فووها، به همراه نقش اساسی خط در ایجاد فضایی محصور در این اثر، رابطه‌ای آن را با روندهای گذشته مرئی می‌سازد. او نیز چون ونگوگ، علاقه مند به نوعی نگرش شرقی بود، و در اثر به دنبال حقیقتی ناب می‌گشت. توجه به تضاد رنگها و قلم گذاری امپرسیونیستی در مورد كاربرد رنگ در این اثر و نیز خطوطی كه گاه به گاه جهت ارائه بافت و یا در شاخه‌ها به گونه‌ای توصیفی به ایفای نقش پرداخته‌اند، به فاصله‌ی اندكی از نظر زمانی، دگرگون شد، و اثر در مسیر دریافتهای تازه و سیطره كامل شبكه خطی به گونه‌ای آمیخته با سطح و در شكلی ساختاری، با حذف كامل خصوصیات توصیفی به تصویر (5-23) بدل می‌گردد.[123]
 
تصویر (5-23) مندریان، درخت خاكستری
شاخه‌ها در این اثر رفته رفته، تابع فضای كلی و فضای اثر تابع شبكه بندی منظم و ساختاری خطوط گشته است. گرایش به تركیب بندی متراكم و تاكید او بر اتصالات خطی در مركز، سست‌تر شدن اتصالات در كناره‌های اثر را موجب گردید. چهار سال پس از آفریدن اثر درخت سرخ، درخت را به طور كامل در قالب شبكه‌ای خطی، بنا شده بر اتصالات دقیق و حساب شده و انتزاعی محصور نمود و سطوح پدید آمده تابعی از خطوط گردید. (تصویر 5-24).
 
تصویر (5-24) مندریان، درخت سیب، 1912
پس از این، مندریان تحت تاثیر یافته‌های خویش پیرامون انتزاع و تلفیق آن با عناصر خطی در جهت القای قضایی تخت و ساختاری، اتصالات عمودی افقی را به صورت خالص و انتزاعی به همراه رنگهای خالص، در پدیداری آثارش بكار گرفت و هویت رنگها در قالب چهار گوشهای خطی نمود یافت. تاكید او بر تاثیرات شكل و رنگ و پرهیز كامل از نمایش عمق نمایانه‌ی طبیعت در آثارش، تصوری تازه در عرصه‌ی واقعیت را در پی داشت.[124]
او معتقد بود واقعیت را به كمك ایجاد تعادل میان خطوط تجزیه شده و رنگهای خالص به همراه انسجامی ساختاری می‌توان نمایش داد. پس از 1914، تمامی خطوط منحنی را از آثارش كنار نهاد و ساختمانی براساس اتصالات خطوط افقی عمودی در نقاشی‌هایش پدید آمد. این خطوط رفته رفته در آثارش به صورت علائمی اختصاری و ساده شده ظهور یافت كه می‌كوشید، شكل بنیادین نهفته در هر شیء را به نمایش گذارد. خطوط كناره نمای مشخص و شبكه بندی خطی و مستحكم و ساختاری و نوع نگرش مندریان به نقاشی، انتزاع او را بر منطقی تصویری استوار می‌سازد. و این او را از گرایشات انتزاعی و بیانی نهفته در آثار كاندینسكی جدا می‌سازد. او با حذف خصوصیات تصویفی، بیانی، به نمایش ساختمان انتزاعی طبیعت می‌پردازد در آثار انتهایی‌‌اش، او به نوعی وحدت میان عناصر ناهمگون در نقاشی‌ دست می‌یابد، و با بكارگیری خطوط قوسی و مشخص در جهت آفریدن ساختمان، به همراه چهار خانه‌های متضاد رنگی، آثاری پدید آورد، كه آرزوی دیرینه او را در جهت ایجاد پویایی و نظم در كنار یكدیگر معنی می نمود و به بیان وحدت مورد نظر او در ارتباط با وجود انسان و كائنات می‌پرداخت.[125]
نظریات مندریان پیرامون ایجاد تعادل میان سطوح و شبكه بنیادین خطی و ساختاری آن، در پهنه معماری نوین و نیز طراحی ناب، در تمامی زمینه‌ها، اثر گذارد. خط به همراه رنگ در آثار او، دو عنصر وحدت یافته را در پیوندی نزدیك، نمایش می‌دهند. در اینجا خط و رنگ هر دو در مسیری مستقل به یك میزان دچار دگردیسی شده، و اینك در خالص‌ترین شكل با یكدیگر تركیب می‌گردند. خط و رنگ هر دو از خصوصیات توصیفی رها گشته و شبكه خطی به همراه رنگ سیال و اشباع شده، در ارتباطی سنجیده،‌ باعث پدید آمدن نگاره‌ای مستقل و نیز مرتبط با جهان عینی می گردد. در آثار مندریان می‌توان شاهد مسیر تحول خط و رنگ و ارائه خالص‌ترین خصوصیات این دو بود. حركت تهاجمی رنگ كه به صورتی خالص و اشباع به كار گرفته شده است، در ساخار محكم خطی محصور گشته، و در یك زمان، ایستایی و پویایی را با هم به نمایش می‌گذارد. عظمت و وسعت اطلاعات بشری در جهان معاصر، لحظه به لحظه شبكه تقسیم گشته‌ای را پدید می‌آورد كه در عین حال كه هر بخش را از بخش دیگر مجزا می‌سازد، و روابط هر بخش با بخش دیگر تاكید می‌ورزد. بدین ترتیب، شبكه خطوط تقسیم كننده و تنوع در بكارگیری كنراست های خطی در آثار مندریان به نوعی نمایشگر چنین دریافتی از جهان امروز است. حركت رو به گسترش رنگ با محصور گشتن در این شبكه خطی مرحله به مرحله و از سطحی به سطح دیگر بر ارتباط سطوح تقسیم گشته تاكید می‌كند. و در عین حال ساختار خطی بر نظمی متعادل دلالت می‌كند. تلاش در جهت سازماندهی خط و بررسی خصوصیات ساختاری آن با بررسی آثار مندریان به نتایج منطقی خود دست می‌یابد. تصویر (5-25)
 
تصویر (5-25) مندریان تركیب بندی
در آثار كاندینسكی و مندریان، ارتباط میان خط و رنگ در ناب ترین شكل و در حالی صورت می‌گیرد، كه هر كدام به خالص ترین نمودهای خود دست یافته‌اند. این روابط در آثار كاندینسكی با تاكید بر جنبه‌های بیانی خط و رنگ، به ایجاد سازه‌ای پر تحرك و هیجانی می انجامد و بر عاطفی بودن اثر پای می‌فشارد. حال آن كه در آثار مندریان، با تاكید بر جنبه‌‌های ساختاری خط و ایجاد ارتباط سازه‌ای میان خط و رنگ به صورتی خالص به نمایش عقلانی، همراه با نظمی معمارانه، می‌پردازد.[126]
 
تصویر (5-26) اثر مندریان تابلو شماره دو 1925-1921
 
تصویر (5-27) مندریان
 
تصویر (5-28) مندریان
5-كلمیت: KLIMT
گوستاو (نقاش ، و طراح اتریشی، 1862 1918) از سردمداران انشعاب وین، كه در آثارش سمبلیسم را با آرنور در آمیخت.[127]
شارح اصلی و شخصیت منحصر به فرد هنر نو در عرصه نقاشی گوستاو كلیمت است. جستجو و مطالعه در هنر موزاییك بیزانس و تجربه در عرصه بكارگیری خطوطی ظریف و مواج به همراه دانش او از رنگهای شكسته امپرسیونیست، آثار او را در عرصه هنر نو و ارائه دستاوردهای آن در نقاشی، شاخص گردانید. كلیمت از خط در جهت سازمان دادن پیكره‌های شناور در فضایی تزیینی و تاكید بر جنبه‌های تصویری آن سود جست. نقاشی های دیواری او برای دانشگاه وین شامل شبكه‌هایی پیچیده خطی و پیكره‌های تخت است، كه در ارتباط با معماری و به وسیله انواع تكنیك‌های كاربردی نظیر لعاب، فلز و شیشه پدید آمده و سیطره عناصر خطی در آن كاملا مشهود است. تصویر (5-29) نمایشی از قدرت كلمیت در آمیختن الگوی خطی و رنگهای شكسته و ظریف امپرسیونیستی است. تزیین خطی شال گردن و كناره نمای توصیفی بیانی،‌در دستها و صورت به گونه‌ای ظریف و استادانه نیروی ادراك بیننده را در جهت جذب تاثیرات تصویری به مدد می‌‌طلبد.[128]
تصویر (5-29) گوستاو كلیمت زنی با كلاه پر سیاه ، 1910
 
تصویر (5-30) اثر گوستاو كلیمت[129]
 
6-جاكمتی: GIACOMETTI
آلبرتو (پیكره ساز، نقاش و شاعر سوییسی، 1901 1966) . به سبب غنای بصری و فلسفی آثارش، از پیكره سازان برجسته سده بیستم به شمار می‌آید.[130]
حركت سطح در فضا به صورت بسته و در جهت القای فرم را نیز می‌توان به مدد خط سامان بخشید و حجم داخلی و خارجی فرم را به طور هم زمان مرئی نمود. (تصویر (5-31)
نمایشگر یكی از آثار جاكمتی است كه خطوط در آن به نمایش ساختار درونی و بیرونی و ارتباط آنها می‌پردازند. خطوط بریده بریده و منحنی، در كنار اتصالات ظریف افقی عمودی مهار می گردد و حجمی ملموس و ساختمانی را بدون استفاده از سطوح تخت تیره روشن و یا والورهای رنگی آشكار می‌‌‌سازد. قلم گذاری خطی در پیكره قبل از ایجاد بافت به بررسی ساختار پیكره پرداخته، گردش فرم در ارتباط با فضا را نمایش می‌دهد. در این اثر، شفافیت خط و قابلیت پوشانندگی آن در جهت حفظ ارزشهای خطی سطوح زیرین نیز یكی از روشهای نمایش حجم به صورت خطی را مطرح می‌سازد.[131]
 
تصویر (5-31) آلبرتو جاكمتی، سردیس، 1954
 
تصویر (5-32) اثر جاكمتی[132]
 
7-كله : KLEE
پال (نقاش، طراح، معلم و نویسنده سوییسی، 1879 1940). به سبب نواندیشی، تخیل آزاد، پركاری و تنوع آثارش، یكی از شخصیتهای برجسته‌ی هنر مدرن به شمار می‌آید. مراحل تحول كارش را می توان با اكسپرسیونیسم، دادایسم، سورنالیسم، اكسپرسیونیسم انتزاعی پیوند داد، ولی خود او در هیچ یك از جنبش‌های نامبرده، عملا شركت نداشت.[133]
قلم فلزی یا مداد نازك، ابزارهایی هستند كه حساسیت روانی او را منعكس می‌سازند. قلم او مثل سوزن زلزله سنج (كه كوچكترین ارتعاشات زمین را رسم می‌كند) ظریفترین عواطف او را بر كاغذ نقش می‌نمود. هدف او این بود كه همه ادراكات درونی و تحولاتی را كه در عین آفرینش اثر در ضمیر آگاه او به وجود می‌آمد با امكانات خط و رنگ مجسم سازد. با قرار دادن خطی در كنار خط دیگر، با افزودن نقطه‌ها و یا لكه‌ها به نتایجی می‌رسید كه در آغاز از نظر او پنهان بودند. برخلاف سایر هنرمندان كه موضوعی را برای طراحی انتخاب می‌كنند، او فقط با خطها بازی می‌كرد. (بازی عاقلانه و منطقی) و پس از آن كه اثری از نیستی به هستی می‌آمد اسمی به آن می داد. كله كاشف انواع خط است. طرحهای این هنرمند به دو دسته تقسیم می‌شوند.
1-طرحهایی كه با طخ خالص و لرزان ساخته شده‌اند در 1910 با توجه به نقاشی امپرسیونیسم خطوط زنده و روان در منظره‌های او پیدا شد.
2-در1912 به تحلیل اجسام پرداخت. شكلهای شناخته شده را كنار گذاشت و تصاویر ناشناخته‌ای را با حركت خطوط طراحی كرد. در این مرحله به ارزش خطها و نقشی كه هر خط به طور جداگانه بر عهده دارد توجه داشت (طرح‌هایی كه با فرم های هندسی و به روش كوبیسم آفریده، محصول این دوره است.
كله با خونسردی و با خطوطی كه هیچ گونه هیجانی را بیان نمی‌كنند، ارزش شاعرانه خط را بیان كرده است. در اواخر 1920، پژوهش‌های عقلانی و مهارت در طراحی را به كنار انداخت و با خطوطی كه ناآگاهانه به روی كاغذ سرازیر می‌شدند طراحی كرد. معنی این خطوط در ورای تصاویری نهفته بود كه پس از پایان طرح متظاهر می‌شد و سازنده طرح را به شگفتی وا می داشت. خود او مفهوم این واقعیت را این طور بیان می كند: هنر، دیدنیها را نشان نمی دهد، بلكه آنچه را كه دیدنی نیست دیدنی می كند.[134]
در بین هنرمندانی كه به ارزش حركت و آهنگ خط در هنر طراحی توجه داشته و پژوهشهایی در این زمینه كرده‌اند، پل كله جای خاص خود را دارد. او در سالهایی كه در یكی از مدارس مهم هنری آلمان تدریس می‌كرد همه عواملی را كه در كیفیت تجسمی طرح اثر می‌گذارد مورد آزمایش قرار داد و نتیجه تجربیات خود را (در زمینه خواص روانی خط ، آهنگ خط، انواع حركاتی كه موجب پیدایش خطها می‌شوند و ارزش كیفی و كمی ابزارهای اثر گذار) به صورت كتابی چاپ و منتشر ساخت.
 

منبع در این وبلاگ:
http://www.dociran.com

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :