برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

دانشمندان اثبات کرده‌اند که علاوه بر اثر انگشت و عنبیه چشم و اثر زبان، شکل گوش هر شخص نیز منحصر به فرد است و می‌توان از آن به عنوان معیار جدید بیومتری برای شناسایی انسان‌ها در فرودگاه و مکان‌های دیگر استفاده کرد.

 دیگر اثر انگشت و الگوی شبکیه چشم‌ها را برای شناسایی انسان‌ها در فرودگاه‌ها و مکان‌های دیگر فراموش کنید. تحقیقات نشان می‌دهد شکل شکل گوش هر شخص مختص به اوست و می‌توان از این خصوصیت نیز برای شناسایی انسان‌ها استفاده کرد.

به گزارش تلگراف، محققان از همین ویژگی استفاده کرده و سیستم‌هایی را طراحی کردند که می‌تواند شکل گوش هر شخص را اسکن کرده و پس از مقایسه آن با بانک اطلاعاتی، شخص را شناسایی کند. آن‌ها امیدوارند بتوانند به محض آنکه شخصی از ورودی کنترل پاسپورت عبور می‌کند، از گوش او عکس بگیرند و در همان لحظه هویتش را مشخص کنند.

پروفسور مارک نیکسون که این تحقیقات را در مدرسه علوم کامپیوتر و الکترونیک دانشگاه ساوث‌همپتون هدایت کرده، در این باره گفت: «در گوش انسان‌ها ساختارهای کاملی وجود دارد که می‌توان با استفاده از معیارهای خاصی برای شناسایی انسان‌ها استفاده کرد. یکی از مشکلاتی که در مورد بیومتری وجود دارد، پیر شدن انسان‌ها به مرور زمان است. دستگاه‌های تشخیص چهره معمولا با پیر شدن انسان‌ها و تغییر چهره آن‌ها گیج می‌شوند و به مشکل برمی‌خورند. اما روند تغییر شکل گوش‌ها کمی متفاوت است. آن‌ها با مرور زمان از لحاظ ابعاد کمی بزرگ‌تر می‌شود و لاله‌های گوش نیز بلندتر می‌شود، اما در کل فرم آن‌ها از تولد تا لحظه مرگ حفظ می‌شود».

البته سن تنها مشکل نیست. آرایش کردن و حتی تغییر حالت چهره در هنگام اسکن کردن صورت نیز می‌تواند مشکل‌زا باشد، به همین دلیل است که این نرم‌افزارها فقط در حالتی به صورت دقیق عمل می‌کنند که انسان‌ها چهره کاملا خنثی به خود بگیرند.
اسکن کردن شبکه چشم نیز نیاز دارد که شما مستقیما و از فاصله نزدیک به اسکنرها نگاه کنید. اما اسکن کردن گوش می‌تواند بسیار ساده‌تر و در لحظه عبور کردن مسافران از ورودی‌های خاصی انجام شود. دانشمندان معتقدند این شیوه یکی از بهترین روش‌های شناسایی انسان‌هاست.

 

در انتها یک خبر جالب

مردم کشور مالزی‌ بیش‌ترین دوستان آنلاین را در فضای مجازی دارند، در حالی که ژاپنی‌ها کم‌ترین تعداد دوستان آنلاین را به خود اختصاص داده‌اند.

این یافته بر اساس تحقیقاتی است که در مقیاس بسیار بزرگ و در سراسر جهان انجام شده است تا رفتار انسان‌ها را در فضای آنلاین بررسی کند. در این تحقیق هم‌چنین مشخص شده است منابع دیجیتال در حال تسلط پیدا کردن بر تلویزیون، رادیو و روزنامه هستند، به طوری که اکنون این رسانه‌ها انتخاب نزدیک به 61 درصد را در سراسر جهان تشکیل می‌دهند و پیش‌بینی می‌شود به زودی جای خود را به اینترنت بدهند.
این تحقیقات که توسط شرکت TNS انجام شده با انجام مصاحبه از 50 هزار نفر در 46 کشور جهان صورت گرفته است. در مالزی متوسط تعداد دوستان آنلاین 233 نفر است، بعد از آن برزیل با 231 نفر و نروژ با 217 نفر در رده‌های بعدی قرار دارند.
این در حالی است که تعداد دوستان آنلاین در ژاپن فقط 29 نفر و در چین 68 نفر است.
ماتیو فروگات مدیر شرکت TNS در این باره گفت: این تحقیقات نشان می‌دهد در کشور ژاپن فرهنگ دوستان کم‌تر اما نزدیک‌تر حاکم است.
اما از سوی دیگر در کشور مالزی درست برعکس این فرهنگ حاکم است. به طوری که مردم این کشور بیش‌ترین میزان استفاده از شبکه‌های اجتماعی را دارند. مردم این کشور به طور متوسط 9 ساعت در هفته را صرف گذراندن در این سایت‌ها می‌کنند.

دومین کشور از لحاظ زمان سپری کردن در فضای آنلاین روسیه است. مردم این کشور به طور متوسط 8.1 ساعت در هر هفته را آنلاین هستند که از این میان نزدیک به 7.7 ساعت را در سایت‌های اجتماعی سپری می‌کنند.
این مطالعات نشان می‌دهد امروزه انسان‌ها بیش‌تر از سایت‌های اجتماعی در مقایسه با ای‌میل استفاده می‌کنند. یکی از مهم‌ترین عواملی که باعث افزایش استفاده از سایت‌های اجتماعی شده است امکانی است که موبایل‌ها برای مردم فراهم کرده‌اند. با استفاده از این وسایل زمان دسترسی مردم‌ به فضای آنلاین بیش‌تر شده و آ‌ن‌ها می‌توانند از هر جایی به اینترنت دسترسی داشته باشند.
برای مثال در طول 12 ماه گذشته بیش از یک سوم مردم از طریق موبایل خود به شبکه‌های اجتماعی سرکشی کرده‌اند که نشان می‌دهد استفاده از موبایل برای استفاده از اینترنت به سرعت در حال افزایش است.
دانشمندان در یک تحقیق دیگر اثر سایت‌های اجتماعی را در مواقع بحرانی و فجایع ملی مورد بررسی قرار دادند. این مطالعات توسط دانشگاه ایست لاندن انجام شده است.
محققان این دانشگاه‌ها بررسی کردند که در سه شهر بریتانیایی مانند لندن، بیرمنگام و کارلیس، آیا می‌توان از این شبکه‌ها در مواقع بحرانی و فجایع ملی استفاده کرد.
پروفسور جان پرستون که این تحقیقات را انجام داده است در این باره گفت: ما معتقدیم همگام با رشد تکنولوژی، استفاده از رسانه‌هایی مانند تلویزیون و رادیو برای رساندن اطلاعات حیاتی به انسان‌ها ممکن است مانند قبل کارایی نداشته باشد. اما در عوض با استفاده از رسانه‌های مدرن‌تر نه تنها بهتر می‌توان در مواقع بحرانی به انسان‌ها اطلاع رسانی کرد بلکه می‌توان از شیوه‌های مدرن‌تری برای پیدا کردن انسان‌ها و یاری رساندن به آن‌ها بهره گرفت.
این تحقیقات نشان می‌دهد کشورهایی که جدیدا وارد دنیای دیجیتال شده‌اند فعالیت بیش‌تری در فضای آنلاین دارند، در حالی که کشورهایی که قبلا از این فن‌آوری‌ها استفاده می‌کردند تقریبا نرخ یکنواختی به خود گرفته‌اند.
برای مثال در کشور چین نزدیک به 80 درصد از کاربران اینترنتی دارای بلاگ شخصی هستند، این در حالی است که این آمار در آمریکا فقط 32 درصد است. رشد سریع رسانه‌های دیجیتال و استفاده از فضاهای مجازی به شدت در حال تغییر زندگی ماست. امروزه ما به شیوه‌های بسیار متفاوتی نسبت به 10 یا 20 سال گذشته زندگی می‌کنیم، با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنیم و از اخبار روز مطلع می‌شویم.

 یک دانشمند آمریکایی پیش بینی کرده است که تا 10 سال آینده هوش مصنوعی از هوش انسان فراتر خواهد رفت و بنابراین تا سال 2020 رایانه ها ارباب انسان خواهند شد.

«ری کورزویل» که از دیرباز به عنوان یک دانشمند «آینده بین» شناخته می شود در سال 2005 در کتابی با عنوان «یکتایی نزدیک است» (The Singularity is Near) پیش بینی کرده بود که در سال 2045 هوش مصنوعی بر هوش انسان تسلط پیدا خواهد کرد اما اکنون در تازه ترین اظهارات خود بیان داشته است که به دلیل شتاب توسعه رایانه ها این تاریخ از 2045 به 2020 خواهد رسید.

این دانشمند در این خصوص توضیح داد:«نقدی که به مفهوم یکتایی (Singularity) یا همان لحظه عبور هوش مصنوعی از هوش انسان وارد می شود این است که ذهن انسان بسیار پیچیده تر و جادویی تر از آن چیزی است که بتواند بر روی یک صفحه کوچک تراشه کپی برداری شود. این درحالی است که با مطالعه بر روی رفتار مغز می توان فهمید که موقعیت فناوری با شتاب چشمگیری درحال جهش است».

به اعتقاد «ری کورزویل» که مهمترین فعال موسسه «یکتایی» در سانفرانسیسکو است، بازسازی عملکردهای ذهن پس از حرکت از «یک نقطه ورود به یک تفکر واحد» بسیار آسان خواهد بود.

وی در این خصوص افزود:«برای دستیابی به هوش مصنوعی پیشرفته ما درحال رمزگشایی کورتکس مغز هستیم که در آن 22 میلیارد نورون و 220 تیلیارد سیناپس وجود دارد. زمانی که بتوانیم تمام این بخشها را رمزگشایی کنیم می توانیم به ابر رایانه مجهز به نرم افزاری برسیم که قادر است تمام برهانها و استدلالها را شبیه سازی کند».

هرچند که هنوز این برنامه وجود ندارد اما «کورزویل» معتقد است که ما به این هدف بسیار نزدیک هستیم.

«دارمندرا مدا» محققی که برنامه رایانه سازی شناختی «آی.بی.ام» را در مرکز تحقیقات «آلمادن» در سن خوزه هدایت می کند نیز در خصوص ابررایانه  Sequoia «آی. بی. ام» و نقش آن در شتاب بخشیدن به رمزگشایی مغز توضیح داد:«برای رساندن این ابررایانه به سرعت 20 پنتافلاپ بر ثانیه دو سال زمان نیاز داریم. پس از رسیدن به این سرعت می توانیم بازسازی برهان و استدلال مغز انسان را شتاب بخشیم».

«تری سنینوسکی» رئیس لابراتور نوروبیولوژی موسسه «سالک» در ساندیگو نیز در این خصوص توضیح داد:«کورزویل در تائید اینکه یک کد حدود یک میلیون خط می تواند برای شبیه سازی فعالیتهای مغز انسان کافی باشد کاملا حق دارد».

به اعتقاد کورزویل راه برای رسیدن به «یکتایی» از ریاضی و رایانه ها عبور می کند.  وی در این باره توضیح داد:«طرح مغز در ژنوم وجود دارد و قبل از فشرده شدن دارای 6 میلیون بیت یا حدود 800 میلیون بایت است اما این میزان می تواند به حدود 50 میلیون بایت کاهش یابد. این بدین معنی است که نصف مغز از 25 میلیون بایت یا یک کد یک میلیون خطی تشکیل شده است. بنابراین ظرف دو تا سه سال آینده می توان به این کد دست یافت اما این معنی رسیدن به یکتایی نیست و یکتایی زمانی حاصل می شود که بتوانیم هوش مصنوعی را به سطحی از آزموش و آگاهی برسانیم».

به گفته این دانشمند آینده بین پس از رسیدن به این کد یک میلیون خطی به حدود 7، 8 سال زمان نیاز است که هوش مصنوعی را آموزش داد و بنابراین لحظه تاریخی که هوش مصنوعی از هوش انسان فراتر می رود می تواند سال 2020 باشد.بنابراین لحظه تصمیم گیری زمانی خواهد بود که درک کنیم مغز چگونه عمل می کند و از آن لحظه به بعد می توانیم هوش مصنوعی را به مرزهای فراتر از هوش انسان هدایت کنیم.


 

http://ali142.mihanblog.com/page/25

اثرانگشت هم جایزالخطاست!

اثرانگشت هم جایزالخطاست! پرونده میفیلد اگر چه روزهای سختی را برای اف.بی.آی رقم زد، اما بدون‌شک نقطه عطفی برای تحقیق و بررسی علمی در زمینه اثر‌انگشت و میزان ارزش‌گذاری آن در اعلام حکم نهایی دادگاه‌های قضایی بود. بررسی‌هایی که نشان دادند از دیدگاه علمی این اثر همیشه قابل‌استناد نیست.

محبوبه عمیدی: مارس ۲۰۰۴ (اسفند‌ماه ۱۳۸۲): انفجار تروریستی در قطارهای شهری مادرید که بیش از ۱۹۱ کشته و ۲۰۰۰ زخمی برجای گذاشت، دنیا را به تعقیب بین‌المللی عاملان این جنایت واداشت. تنها چند روز بعد پلیس اسپانیا موفق‌شد از چند‌تایی چاشنی عمل‌نکرده که درون بسته‌ای در اطراف منطقه انفجار رها شده بودند، یک اثرانگشت ناقص را کشف کند. بلافاصله اثرانگشت مورد نظر در اختیار سایر کشورها نیز قرار گرفت و کمتر از دوماه بعد، اف.بی.آی (پلیس فدرال ایالات متحده)، براندون میفیلد، یکی از وکلای ایالت اورگان را بر پایه مطابقت اثر‌های انگشت دستگیر کرد.

تنها ۲۰ روز بعد و با دستگیری یک تبعه الجزایر که پش از این‌هم توسط پلیس اسپانیا به دلیل حملات تروریستی دیگری تحت تعقیب بود، بی‌گناهی میفیلد اثبات شد. مقایسه اثرانگشت‌ها هم نشان داد که اثر دوم با نمونه کشف‌شده انطباق بیشتری دارد. در نهایت اف.بی.آی پذیرفت که در تحلیل اثر‌انگشت نمونه، چندین مورد اشتباه سهوی مرتکب‌ شده است.

اما پرونده میفیلد به مرجعی برای تحلیل‌هایی از اثر‌انگشت تبدیل شد که می‌توانند افراد بی‌گناه را بی‌آنکه عمدی در کار باشد گناهکار جلوه دهند. البته این تنها نمونه نیست. ارین موریس، روانشناس و همکار دفتر وکلای تسخیری لوس‌آنجلس با بررسی پرونده‌های قضایی ایالات متحده در چندین دهه گذشته، موفق‌شده فهرستی ۲۵ تایی از تحلیل‌های نادرست را گردآوری کند.

مشاهدات او نشان می‌دهند تشخیص‌های قدیمی همگی بر پایه فرضیاتی بنا شده‌اند که هیچ پایه تجربی‌یی ندارند. آکادمی ملی علوم ایالات متحده (ان.ای.اس) نیز سال گذشته در گزارشی اعلام کرد، با اینکه انگشت‌نگاری حامل اطلاعات باارزشی است، اما از لحاظ علمی چندان قابل‌استناد نیست.

به گزارش نیچر، پرونده میفیلد، فهرست خطاها و این گزارش اخیر، باعث شد متخصصان انگشت‌نگاری و دولت آمریکا بخواهند حقیقت آشکار شود و به نظر می‌رسد تنها راه رسیدن به پاسخ نهایی جمع‌آوری وسیع اطلاعات و دسته‌بندی آنها باشد. به عنوان مثال در آغاز سال جاری میلادی، بخش تحقیقاتی وزارت دادگستری ایالات متحده و مؤسسه ملی دادگستری این کشور اولین برنامه جامع تحقیقاتی برای طبقه‌بندی انگشت‌نگاری‌ها-شامل نمونه‌های کامل، محو یا ناقص را – بر اساس پیچیدگی ظاهری آنها آغاز کرده‌اند تا میزان خطا در هر دسته ازریابی شود. آیتیل درور، روانشناس ادراکی دانشگاه کالج لندن که در این مطالعه شرکت داشته است، می‌گوید: «تعداد بسیار‌زیادی از این آثار مشکل‌ساز نبودند. اما اگر تنها ۱% آنها قابلیت تفکیک کافی نداشته باشند، سالانه امکان هزاران اشتباه بالقوه وجود خواهد داشت».

اثر انگشت
حتی سرسخت‌ترین مخالفان انگشت‌نگاری هم به اینکه این تکنیک از دیگر روش‌های شناسایی مبتنی بر آزمایش موها، تعیین گروه خون یا هر روش دیگری مگر تعیین دی.ان.ای فرد به مرتب دقیق‌تر است، اذعان دارند. برجستگی‌ها، فرو رفتگی‌‌ها و شکل نهایی خطوط سر انگشتان درون رحم شکل می‌گیرد و مجموعه‌ای بسیار‌پیچیده از وراثت و محیط را تشکیل می‌دهد، آنقدر که حتی دوقلوهای یک‌تخمکی هم اثر‌انگشت یکسانی از خود به جا نخواهند گذاشت. به علاوه این خطوط تا پایان عمر ثابت می‌مانند و به دلیل چربی طبیعی پوست، همیشه پس از لمس، اثری از خود به جا خواهند گذاشت.

به همین دلیل چیزی که می‌تواند گمراه‌کننده باشد، باید پس از باقی‌گذاشتن اثر رخ دهد و با توجه به اینکه اغلب متخصصان انگشت‌نگاری سال‌ها آموزش دیده‌اند، به نظر می‌رسد، بیش از خطای انسانی باید نگران دستورالعمل چهار مرحله‌ای شناسایی اثرانگشت که در بسیاری از کشورهای جهان رایج است، باشیم. این دستورالعمل که ACE-V نام دارد، سرنام چهار مرحله متوالی تحلیل، مقایسه، ارزیابی و تأیید نهایی است. خط فاصله نشان می‌دهد تأیید نهایی باید توسط شخص دیگری انجام بگیرد.

در مرحله اول تحلیل سه طرح اصلی که شامل حلقه‌ها، مارپیچ‌ها و منحنی‌ها می‌شوند، بررسی خواهند شد. با تشخیص طرح اولیه در مرحله دوم تمرکز روی نکات ظریف‌تری مانند انشعاب‌های گرفته‌شده از برآمدگی‌ها و نقاط پایانی آنها خواهد بود. در بسیاری از موارد مرحله دوم تعیین‌کننده است. اگر احتمال خطا و جود داشته باشد، می‌شود در مرحله سوم شکل لبه برآمدگی‌ها یا طرح پرزها را نیز بررسی کرد.

انگشت نگاری

پس از اتمام مرحله تحلیل، مقایسه نمونه با نمونه‌های پیشین آغاز می‌شود که شامل بازبینی برای تعیین شباهت‌ها یا تفاوت‌ها با نمونه‌هایی است که پیش از این وجود داشته، از بایگانی استخراج‌شده یا متعلق به مظنون هستند. این بخش از دهه  ۱۳۶۰/۱۹۸۰ تاکنون به صورت خودکار انجام‌شده و در دهه ۱۹۹۰/۱۳۷۰ بهبود پیدا کرده است. البته در مرحله نهایی این متخصص است که به صورت چشمی نمونه‌ها را تفکیک خواهد کرد.

مطابق دستورالعمل ACE-V در گام سوم، یعنی ارزیابی، متخصص باید به یکی از این سه نتیجه برسد:
۱- شناسایی که به معنی تشخیص اثرانگشت است
۲- مردود ‌شدن اثر که باید حداقل یک تفاوت آشکار با نمونه اولیه وجود داشته باشد
۳- غیرقاطع که نشان می‌دهد اثر به اندازه کافی برای تشخیص و اعلام نظر واضح نبوده است.

در واقع سیستم به شکلی طراحی‌شده که خطاها بیشتر به سمت تشخیص منفی نادرست بروند تا اینکه بی‌گناهی گناهکار تشخیص داده شود.
با این وجود، پرونده‌های نادری مانند میفیلد نیز وجود دارند که بیشتر حاصل مجموعه‌ای از اشتباهات بوده‌اند. نمونه دیگری هم در اسکاتلند اتفاق افتاده است: بازرسان در یک صحنه قتل اثرانگشت یکی از مأموران پلیس را پیدا کردند که تنها پس از جلسات متعدد داخلی و بررسی مجدد انگشت‌نگاری‌ها بی‌گناهی او اثبات شد. پرسش اصلی اینست که چرا اصلا چنین اشتباهاتی رخ می‌دهند؟

در کتاب «چالش‌ها در انگشت‌نگاری» یکی از علل خطای انسانی، تخلف از دستورالعمل ذکر‌شده و انجام هم‌زمان مرحله تحلیل و مقایسه با یکدیگر به دلیل کاهش زمان این فرایند ذکر شده است. اف.بی.آی نیز این هم‌زمانی را به عنوان یکی از دلایل خطا در پرونده میفیلد پذیرفته است.

اشتباهات در انگشت‌نگاری
بخش دیگری از خطاها به این برمی‌گردند که دستورالعمل گاهی تصریح‌نشده است، به عنوان مثال مرحله تأیید نهایی باید توسط فرد دیگری صورت بگیرد ولی در اغلب موارد این فرد در همان بخشی کار می‌کند که مراحل پیشین صورت گرفته‌اند و خواه‌ناخواه در جریان پرونده قرار دارد. علاوه بر این مطالعات نشان می‌دهند اطلاعات اولیه هر پرونده به طور متوسط می‌تواند ۱۷ درصد از متخصصان را تحت‌تأثیر قرار دهد و اطلاعات چیزی نیست که در دستورالعمل فعلی از ارسال آن جلوگیری ‌شده باشد.

اما مهم‌ترین ایرادی که منتقدان این روش به آن وارد می‌کنند، اینست که تحلیل انگشت‌نگاری اساسا یک مسئله فردی و ذهنی است، چرا که اغلب اثرهای انگشت کشف‌شده ناقص یا محو هستند و تحلیل آنها پرونده به پرونده و فرد به فرد متفاوت خواهد بود.

عده دیگری از منتقدان بحث صلاحیت متخصصان انگشت‌نگاری را مطرح کرد‌ه‌اند. مسئله بسیار‌پیچیده است، چرا که اغلب این افراد تا سال‌ها بعد هم نمی‌دانند آیا درست تصمیم گرفته‌اند یا نه!

برای کاهش خطای انسانی پلیس منچستر تصمیم‌گرفته بخش انگشت‌نگاری را از سایر بخش‌های مرتبط جدا کند تا احتمال درز اطلاعات اولیه پرونده به این بخش به حداقل تقلیل پیدا کند. اما در ایالات متحده هنوز هم در اغلب ایالت‌ها بخش انگشت‌نگاری جزیی از اداره پلیس است. علاوه بر این در پلیس منچستر دیگر همکاران بخش انگشت‌نگاری در جریان نوع پرونده همکارانشان نخواهند بود و در صورت محو یا ناقص‌بودن اثرانگشت، نتیجه را غیر‌قابل استناد اعلام خواهند کرد.

موضوع دیگری هم وجود دارد که می‌تواند به خطای انسانی دامن بزند و آن کیفیت چاپ اثرانگشت کشف‌شده در صحنه است. متخصصان معتقدند، هیچ بازآفرینی‌یی بی‌نقص نیست و این هم می‌تواند احتمال تشخیص نادرست را افزایش دهد. از دیدگاه آنها اگر ابهامی در تشخیص وجود دارد یا اثرانگشت مشابه دیگری هم شناسایی‌شده، باید به دادگاه اعلام شود.

می‌شود با شناخت بهتری از گستردگی طرح‌های مورد استناد در مرحله دوم تحلیل اثرانگشت یا «مقایسه» در ملیت های گوناگون، کار را برای متخصصان انگشت‌نگاری ساده‌تر کرد، اما متأسفانه هنوز چنین تحقیقی در سطح گسترده انجام نشده است.

نکته دیگر ارزش‌گذاری اثر انگشت در تصمیم‌گیری‌های قضایی است. به نظر می‌رسد باید فرهنگ قضایی نیز انتظار تغییراتی را داشته باشد. چرا که علم می‌آید تا به بخش مؤثری از تصمیم‌های نهایی پرونده‌های قضایی بدل شود.

منبع : خبر آنلاین

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :