تبلیغات
برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات. - آهن‌ربا راست‌دست‌ها را چپ دست می‌کند(مهندسی پزشکی)

برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

قرار دادن یک آهن‌ربای قوی روی سر باعث می‌شود تا شما به طور موقت چپ دست شوید.

در یک تحقیق عجیب، دانشمندان متوجه شدند در صورتی که سر انسان در یک میدان مغناطیسی قدرتمند قرار بگیرد به طور موقت باعث می‌شود که آن‌ها از دست دیگر خودشان برای انجام کارها استفاده کنند. البته این اثر فقط تا زمانی باقی می‌ماند که سر آن‌ها در معرض میدان مغناطیسی باشد و بعد از آن دوباره همه چیز به حالت عادی باز می‌گردد.
اوایل سال جاری نیز مطالعاتی انجام شده بود که نشان می‌داد استفاده از روشی موسوم به آهنربا درمانی باعث می‌شود شیوه قضاوت شما تغییر پیدا کرده و عاقلانه‌تر در مورد مسائل گوناگون فکر کنید.
در آخرین تحقیق، دانشمندان بررسی کردند که مغز انسان چگونه تصمیم می‌گیرد که از کدام دست استفاده کند. در این مطالعات محققان دانشگاه کالیفرنیا در برکلی از راست‌دست‌ها خواستند تا دست خود را به سمت اشیا روی میز دراز کرده و آن‌ها بردارند. سپس سر این افراد در معرض یک میدان مغناطیسی قوی قرار گرفت و دوباره آزمایش تکرار شد. این میدان مغناطیسی در قسمت‌های کوچکی از جمجمه اعمال می‌شود و باعث رد شدن جریان‌های ضعیف الکتریکی از مغز می‌شد.
در این تحقیقات مشخص شد زمانی که آهنربا در سمت چپ مغز قرار می‌گیرد، انسان‌ها بیش‌تر از دست چپ خود استفاده می‌کنند. اما قرار دادن آهنربا در سمت راست سر هیچ تغییری در عملکرد انسان‌ها به وجود نمی‌آورد.
دکتر فلاویو اولیویرا که این تحقیقات را انجام داده است در این باره گفت: ما متوجه شدیم که با تهییج مغز با کمک آهن‌ربا می‌توان انسان‌ها را وادار کرد به شکل دیگری در مورد انتخاب‌های خود تصمیم گیری کنند.

 

و یک خبر دیگر تلفنهای همراه ثابت کردند؛ خانه شادترین مکان دنیا است

اکنون می توان به همه ثابت کرد هیچ کجای دنیا مثل خانه نیست زیرا دانشمندان در دانشگاه کمبریج برای اولین بار و با استفاده از نوع و میزان استفاده از تلفن همراه توسط افراد مختلف ثابت کردند برای انسان شادترین مکان دنیا خانه است.

 به گفته متخصصان نتیجه گیری های این تحقیق که بر اساس تحلیل احساسات و رفتارهای فرد در هنگام استفاده از تلفن همراه به دست آمده است می تواند مسیر افزایش میزان درک و شناخت از روانشناسی انسانها را هموار کند.

به گفته محققان کمبریج با بررسی انسانها در محیطهای طبیعی روانشناسان می توانند از شیوه های نامحسوس تری برای مطالعه روی دوره های شادی، خشم یا اضطراب افراد استفاده کنند. در حالی که محققان از تکنولوژی به عنوان ابزاری ایمن برای انجام مطالعات نام میبرند، واقعیت این است که ابزارهای تکنولوژیکی روزی میتوانند از توانایی درک حالات روحی انسانها برخوردار شوند.

نتایج این مطالعات نشان می دهد که انسان تا چه اندازه تحت تاثیر ساعت روز، محیط اطراف و ارتباطاتش با دیگران قرار دارد. در واقع آنها به این نتیجه رسیدند که موقعیت مکانی انسان بر روی حالات روانی وی تاثیر آشکاری دارد به طوری که بیش از نیمی از داوطلبان حاضر در این مطالعات زمانی که در خانه حضور داشتند، شاد و 54 درصد از آنها هنگام حضور در محل کارشان غمگین بودند.

همچنین این مطالعات نشان داد افراد شبها که روابط انسانها با یکدیگر نسبت به روز در گروه های کوچکتری شکل می گیرد، بیشتر احساساتی شده و از خود احساسات شدیدی نشان می دهند. به گفته محققان این شیوه جدید استفاده از تلفن همراه برای کنترل احساسات افراد، می تواند در خارج شدن روانشناسان از آزمایشگاه و مواجهه با انسانها در محیطهای طبیعی کمک کند.

در این مطالعه به اعضای گروهی 18 نفره از داوطلبان یک دستگاه گوشی نوکیای 6210 ارتقا یافته داده شد و در دوره زمانی 10 روزه تمامی حالات روحی آنها توسط این گوشی تلفن به ثبت رسید. سپس محققان برای تشخیص رفتارهای احساسی افراد از نرم افزار شناسایی صدا استفاده کردند. در این میان موقعیت مکانی فرد با استفاده از GPS و مخاطب وی با استفاده تکنولوژی های موجود در تلفن همراه و بلوتوث شناسایی می شدند.

محققان تاکید کردند در این مطالعه از گروهی کوچک از داوطلبان استفاده شده و حریم خصوصی آنها کاملا رعایت شده است و تمامی اطلاعاتی که در این مطالعه جمع آوری شده به خود افراد تعلق داشته و بازگردانده شده است.

بر اساس گزارش تلگراف، این تیم تحقیقاتی در واقع در تلاش بودند سیستمی مطالعاتی را به گونه ای بهبود دهند تا توانایی دسته بندی های آن از احساسات انسانها و واکنش آن نسبت به صداهای پس زمینه ارتقا پیدا کند.

 

خبر دیگر

ساخت بازوهای روباتی که همه کارها را برای معلولین انجام دهند و به آنها کمک کنند،‌به نظر ایده فوق‌العاده‌ای است؛ اما معلولین دوست ندارند کارهایشان زیادی راحت باشد و هیچ چالشی در عمل نداشته باشند.

یکی از کاربردهای مهمی که برای روبات‌ها و به خصوص بازوهای روباتی وجود دارد، کمک به افراد معلول است؛ به خصوص افرادی که توانایی برقراری ارتباط با دنیای خارج را از دست داده‌اند، نمی‌توانند حرکت کنند،‌ نمی‌توانند حرف بزنند و به اصطلاح به سندرم قفل شده در درون مبتلا هستند. اما آیا خود این افراد،‌ استفاده از این بازوها را ترجیح می‌دهند؟ آیا خواسته‌های آن‌ها با تصور ما یکسان است؟

به گزارش پاپ‌ساینس، محققین پیش از این تصور می‌کردند هر ابزاری که کار معلولین را ساده‌تر کند، آن‌ها را خوشحال‌تر خواهد کرد. برای همین روی بازوهای روباتی حس‌گرهایی نصب کردند که به بازو کمک می‌کرد در برخی موارد حتی بدون این که دستوری دقیق دریافت کنند، به فرد خدمت نمایند. اما فرضیه محققین درست نبود و اغلب معلولین گفتند که ترجیح می‌دهند خودشان فرمان بدهند، ولو این که روبات نتواند فرمان آن‌ها را کامل اجرا کند.

البته،‌ افرادی که به درجات بالای معلولیت دچار هستند،‌ شاید از بازوهای کاملا خودکار بیشتر سود ببرند،‌ اما سایرین ترجیح می‌دهند با کلام،‌ صفحه لمسی،‌ دسته کنترل و هر ابزار تعاملی ممکن دیگر،‌ به بازوی روباتی فرمان بدهند. مثلا به بازوی روباتی بگویند که آن شئ خاص را بیاور. حس‌گرهای بازوی روباتی جدید، خودشان محل شی مورد نظر را تشخیص می‌دهند و بهترین راه برای حرکت و آوردن آن را تعیین می‌کنند. به همین راحتی! حتی روبات با فرد صحبت می‌کند و مثلا می‌گوید: ‌همین الان می‌آورم!

اما نظر معلولینی که به طور آزمایشی از این بازوهای روباتی استفاده کرده‌اند، متفاوت است. آن‌ها می‌گویند استفاده از این بازو زیادی راحت است. آن‌ها می‌خواهند قدری هم چالش داشته باشند. به گفته یکی از محققین دانشگاه تگزاس، باید در طراحی چنین بازوهایی بین قابلیت و چالش تعادل برقرار شود. اگر ما چالش‌های زیادی داشته باشیم،‌ خسته و عصبی می‌شویم، اما از طرف دیگر اگر هم هیچ چالشی نداشته باشیم که بخواهیم از عهدهاش بربیاییم، حوصله‌مان سر می‌رود.

و یک خبر از مدلهای ریاضی مغز

وقتی می‌خواهیم فکری را متوقف کنیم، آرام باشیم، آهنگی که دائم به ذهنمان می‌آید را فراموش کنیم و ..... چه اتفاقی در مغز می‌افتد؟ چرا این‌قدر از این کار خسته می‌شویم و چرا گاهی حتی موفق هم نمی‌شویم؟

تا به حال شده تصمیم بگیرید به سفر بروید یا ساعاتی را با دوستانتان بگذرانید، اما تمام وقت نتوانید دست از فکر کردن به کار و دل‌مشغولی‌های مربوط به آن بردارید؟ تا به حال تجربه کرده‌اید که بخواهید از دست آهنگی که دائم به ذهنتان می‌آید خلاص شوید، ‌اما نتوانید و باز آن آهنگ را زمزمه کنید؟ چرا ما گاهی موفق نمی‌شویم افکارمان را متوقف کنیم و اصلا به چیزی فکر نکنیم؟

بر اساس گزارش ساینس‌دیلی، محققین با استفاده از مدل‌های رایانه‌ای به این نتیجه رسیده‌اند که توقف افکار،‌ درست مانند خود فکر کردن نیاز به مصرف انرژی دارد.

اگر بخواهیم فرایند زیستی آن را به طور مختصر شرح بدهیم، باید به سراغ سلول‌های عصبی مغز برویم. وقتی ما می‌خواهیم فکر را متوقف کنیم، ‌باید از سلول‌های عصبی بازدارنده استفاده کنیم. این سلول‌ها جلوی انتقال پیام‌ها توسط سلول‌های عصبی برانگیخته شده را می‌گیرند. آن‌ها مثل واعظینی می‌شوند که به سلول‌های فعال می‌گویند: این کار را نکن، این کار را نکن!

به زبان عصب‌شناسی،‌ سلول‌های بازدارنده، نوعی ناقل شیمیایی به نام گابا آمینوبوتیریک اسید آزاد می‌کنند که به مقابله با ناقل شیمیایی آزاد شده توسط سلول‌های عصبی فعال، یعنی گلوتامیت می‌رود.

در مغز سلول‌هایی به نام آستروسیت وجود دارند که وظیفه رساندن مواد غذایی و اکسیژن به سلول‌های عصبی بر عهده آن‌ها است. مدل‌ها نشان می‌دهند که در چرخه تقابل گابا و گلوتامیت، آستروسیت‌ها اکسیژن فراوانی مصرف می‌کنند. مصرف اکسیژن بالا به معنای نیاز به جریان خون بالا است که خود به فعالیت مغزی برای کنترل فعالیت بافت‌های خون‌رسان نیاز دارد.

در مجموع، تلاش برای بازداری فعالیت سلول‌های عصبی مغز و در واقع تلاش برای توقف فکری که جریان دارد، انرژی زیادی می‌برد. به اعتقاد محققین به همین دلیل آرام کردن خود و تلاش برای به چیزی فکر نکردن ما را خسته می‌کند.


 

نورولوژیست های انگلیسی فضایی از مغز را کشف کردند که در افراد با قوه درون نگری بالا بسیار توسعه یافته است.

دانشمندان دانشگاه کالج لندن ناحیه ای تخصصی از مغز را یافتند که ویژه پردازش درون نگری است.

درون نگری عمل تجزیه افکار و یک جنبه کلیدی از هوشیاری بشر است که می تواند در افراد مختلف با درجه های مختلف ظهور پیدا کند به طوریکه توانایی درون نگری از فردی به فرد دیگر متفاوت است. درون نگری در واقع فکر کردن فرد به تفکرات خود و آگاهی ذاتی فرد از آن چیزی است که در درونش می گذرد.

اکنون نتایج این کشف می تواند به درک بهتر این عنصر مهم هوشیاری انسان کمک کند.

این دانشمندان کشف کردند که حجم ماده خاکستری کورتکس جلوپیشانی پیشین می تواند به عنوان یک شاخص مهم در توانایی درون نگری افراد مورد استفاده قرار گیرد. درحالیکه ماده سفید متصل به این فضای ماده خاکستری مغز با فرایندهای درون نگری ارتباط دارد.

این محققان برای 32 فرد سالم یک سری آزمایش را تجویز کرده و همزمان فعالیت مغزی این داوطلبان را با رزونانس مغناطیسی تحت کنترل قرار دادند.

با اندازه گیری فرایند درون نگری و محاسبه ابعاد این دو فضای مغزی داوطلبان، این تیم به این نتایج دست یافت.

این دانشمندان در این خصوص توضیح دادند:«دو بیمار متاثر از یک بیماری روحی را تصور کنید که یکی از آنها به بیماری خود واقف است و دیگری متوجه آن نیست. فرد اول تصمیم می گیرد تحت درمان پزشکی قرار گیرد اما فرد دوم تمایلی به این کار ندارد. اگر ما بتوانیم خودآگاهی را در سطح نورولوژیکی درک کنیم شاید بتوانیم درمان هایی را برای بیمار دوم نیز توسعه دهیم در حقیقت ما می خواستیم بدانیم چرا ما از بعضی از فرایندهای روحی و ذهنی خود آگاهیم درحالیکه این حس خودآگاهی در دیگران وجود ندارد».

 

گروهی از نورولوژیست های ایتالیایی در بررسی های خود فضاهایی از مغز را یافته اند که مسئول پردازش احساس گناه و تقصیر هستند.

به گزارش مهر، احساس گناه و تقصیر ، احساس پیچیده ای است که به اشکال مختلفی وجود دارد برای اولین بار دانشمندان لابراتوار تصاویر نورونی بنیاد سانتا لوچیا در رم نه تنها موفق به کشف فضاهایی شدند که این احساسات را پردازش می کنند بلکه همچنین توانستند فضاهای مربوط به حس تقصیر عرفی (مرتبط با تخلف از عرف جامعه) و حس تقصیر مربوط به همدردی (مرتبط با یک بی عدالتی نسبت به دیگران) را شناسایی کنند.

در این تحقیق به گروهی متشکل از 72 داوطلب بین 21 تا 38 سال یک سری تصاویر مفهومی برانگیزاننده حس گناه و تقصیر چه از نوع عرفی و چه از نوع همدردی نشان داده و همزمان از مغز آنها با رزونانس مغناطیسی تصویربرداری شد.

سپس این آزمایش در گروه دیگری متشکل از 22 داوطلب با سن بین 21 تا 38 سال تکرار شد اما در این مورد برای تمام شرکت کنندگان یک تکلیف برای شناسایی هویت احساسی آنها تجویز شد.

نتایج این بررسی ها که در مجله علمی Human Brain Mapping منتشر شده است، نشان داد که در گروه اول، اطلاعات به دست آمده از روزنانس مغناطیسی دو فضای مغزی را مشخص کرد که با حس گناه و تقصیر مرتبط بودند. این دو فضا که متفاوت از فضاهای مربوط به حس خشم و غم هستند عبارتند از کورتکس کمربندی پیشین و کورتکس کمربندی پسین که هر دو با تواناییهای شناختی پیچیده در ارتباطند.

در آزمایش دوم، این محققان همچنین موفق شدند فضاهای مربوط به دو نوع مختلف حس گناه را نیز تشخیص دهند به طوریکه ماهیت احساس تقصیر و گناه عرفی ناحیه جزیره ای مغز را که با احساس نفرت در ارتباط است فعال می کند درحالیکه احساس تقصیر همدردی، کورتکس جلوپیشانی میانه که را با فعالیت های اجتماعی، درک حالات روحی و رفتارهای همنوع خواهی ارتباط دارد فعال می کند.

 

محققان ژاپنی برای نخستین بار یک مسواک خورشیدی ساخته اند که نیازی به استفاده از خمیر دندان ندارد.

به گزارش «شبکه خبر دانشجو»، محققان دانشگاه ساسکاتچوانمحققان ژاپنی مسواک خورشیدی ساختند ژاپن یک مسواک خورشیدی ساخته اند که دندان ها را با ایجاد یک عکس العمل شیمیایی – خورشیدی در دهان، ‌تمیز می کند و دیگر نیازی به استفاده از خمیر دندان نیست.

این مسواک خورشید به نام j3x-soladey دارای یک پنل خورشیدی است که الکترون ها را از طریق یک سیم هادی به قسمت نوک برس های مسواک انتقال داده و در آنجا این الکترون ها به اسید موجود در بزاق دهان واکنش نشان می دهد.

در مرحله بعد یک عکس العمل شیمایی در دهان ایجاد می شود که پلاک های دندانی را شکسته و باکتری ها را از بین می برد.

این مسواک جدید بسیار کم مصرف است و با همان میزان انرژی خورشیدی مورد نیاز برای ماشین حساب های خورشیدی، کار می کند که در آن فوتون های نوری جایگزین خمیر دندان شده اند.

سرپرست این تیم تحقیقاتی گفت: اعضای این تیم هم اکنون در حال آزمایش عملکرد این مسواک بر جلوگیری از وقوع بیماری های دهان و دندان هستند و امیدوارند که این مسواک به طور کامل سلول های باکتریایی را نابود کند.

قرار است این مسواک بر روی 120 نوجوان داوطلب آزمایش شود تا عملکرد و مزایا و معایب آن با مسواک های معمولی مقایسه شود.

نتایج این یافته ماه گذشته در کنفرانس جهانی سالانه دهان و دندان در شهر دبی ارائه و جایزه نخست از بین 170 محصول جدید دندانی ارائه شده را به خود اختصاص داد.


 

محقق دانشگاه هاروارد معتقد است با كمك فناوری‌های جدید امكان مطالعه دقیق بر روی دلایل خواب دیدن و حتی مفاهیم مختلف آن وجود دارد.

در فیلم جدید "كریستوفر نولان" با نام "آغاز" كه در دسته فیلم‌های تخیلی گروه‌بندی می‌شود شخصیت‌های فیلم می‌توانند به رویاهای دیگر افراد وارد شده و در آن تغییراتی ایجاد كنند. شاید امروز دانشمندان واقعی نتوانند چنین كاری انجام دهند اما می‌توانند با استفاده از فناوری‌های جدید تصویربرداری مغزی به‌راحتی فعالیت‌های مغز را مشخص كرده و بگویند كه آیا فرد در حال حساب كردن، حرف زدن، خواندن و یا ترسیدن از یك كابوس است.

"دیردرا برت" روانشناس دانشگاه هاروارد می‌گوید با اینكه فناوری‌های تصویربرداری روز‌ به‌روز در حال دقیق‌تر شدن هستند اما وی در امكان عملی شدن آنچه در فیلم "آغاز" به نمایش گذاشته می‌شود تردید دارد.

اما دانشمندان در حال حاضر می‌توانند با استفاده از فناوری‌های برق‌نگاری مغزی یا EEG، قلب‌نگاری الكتریكی یا EKG و فناوری حركت چشم یا REMT طی دوره‌های مختلف خواب دریابند كدامیك از بخ‌شهای مغز فعال است تا به این شكل امواج مغزی فرد خواب را ضبط كرده و در برخی از مواقع رویای فرد را از طریق این امواج مغزی ترجمه كنند.

نگاهی مخفیانه به رویاهای انسان

در یكی از آزمایش‌ها، محققان داوطلبی كه به خواب رفته بود را از طریق كابلهایی به روباتی وصل كردند تا روبات بتواند آنچه فرد در رویا می‌بیند را بازی كند. در این آزمایش روبات از اطلاعات به دست آمده از حركات چشم فرد برای یافتن جهتی كه باید به آن نگاه كند استفاده می‌كرد.

به گفته "برت" امواج مغزی را می‌توان به عمل ترجمه كرد. برای مثال فناوری تصویربرداری مغزی می‌تواند تعیین كند فرد در خواب كابوس می‌بیند و یا در حال پرواز كردن است.

ذهن انسان از فرصت خواب برای فعال سازی مجدد خود و حل مشكلات استفاده می كند. "برت" برای اثبات این فرضیه از تعدادی از دانشجویان خواست قبل از به خواب رفتن بر روی مشكلات و مسأله‌های تكالیف كلاسی خود تمركز كنند. در پایان این آزمایش نیمی از دانشجویان اعلام كردند خوابی درباره مسأله مورد نظرشان دیده اند و در حدود یك چهارم از آنها نیز پاسخ مسأله خود را در خواب یافته بودند.

به گفته "برت" این نشان می‌دهد مغز انسان مانند زمانی كه در بیداری برای حل مشكلی فعالیت می‌كند در هنگام خواب دیدن نیز فعالیت خواهد داشت. دانشمندان در حال حاضر فواید خواب مناسب در شب را به اثبات رسانده‌اند اما فواید روانی رویاها و مفاهیم آنها همچنان ناشناخته باقی مانده‌اند.

بیشتر رویاها در مرحله REM، دوره‌ای كه با حركات متوالی چشم همراه است ظاهر می‌شوند كه طی این مرحله بخش‌هایی از مغز استراحت كرده و عوامل شیمیایی مغز از جمله انتقال دهده‌های نورونی تجدید نیرو می‌كنند. با این همه گاه رویاها در دیگر مراحل خواب انسان نیز رخ می‌دهند. به‌ویژه در افرادی كه به اختلال فشار روانی پس آسیبی و دیگر مشكلات مختل كننده خواب مبتلا باشند.

به گفته "برت" خواب‌های عجیب می‌توانند مهم و تشبیهی باشند. بسیاری از رویاها در صورتی كه فرد درباره مفهوم آنها فكر كرده و به ریشه نمادین آن پی ببرد می توانند در زندگی فرد تاثیرگذار باشند.

كابوس دیدن لازم است

در این صورت اگر رویاها شیوه‌ای طبیعی برای یافتن راه حلی خلاقانه برای مشكلات به شمار می‌رود، شاید این سئوال پیش آید كه هدف از كابوس دیدن چیست؟

"برت" می‌گوید كابوس‌ها می‌توانند برای هشیاری ما از وجود خطرهای ممكن به وجود آیند. كابوس‌های پس‌آسیبی كه تنها می‌توانند آسیبی دوباره به فرد وارد كنند، شاید در دوران اجداد و نیاكان انسان مفید بوده‌اند و در زمان حمله موجودی وحشی یا نزدیك شدن یك خطر، آنها را از خواب بیدار می‌كرده‌اند.

اما این زنگ هشدار تكاملی در زندگی امروز چندان كاربردی نیست زیرا كمتر پیش می‌آید خطرهایی كه در زندگی مدرن در كمین انسانها قرار دارد. در فواصل زمانی كوتاه برای قربانیان مشابهی تكرار شود، با این حال برخی از كابوس‌ها می‌توانند توجه فرد را نسبت به امری نگران كننده و یا موضوعی كه برای فرد از اهمیت برخوردار است جلب كرده و واكنش وی را نسبت به آن موضوع تغییر دهد.

همچنین مطالعات "برت" نشان می‌دهند بسیاری از رویاها مفاهیم پنهانی دارند و پیامهای آن برای راهنمایی فرد در زندگی بیرون از سرزمین رویاها است، همچنین گاه رویاهای عجیب و غریب هیچ مفهومی ندارند.

یک عکاس تصاویر میکروسکوپی به دلیل تصاویر شگفت انگیزی که از اسرار جهان میکروسکوپی تهیه کرده است موفق شد جایزه انجمن سلطنتی عکاسی و مدال کالجهای سلطنتی انگلیس را دریافت کند. 




یک تصویر میکروسکوپی زیبا از بلورهای دوپامین
هورمون دوپامین یک ماده شیمیایی است که در مغز حرکات، حالات روحی و حافظه را کنترل می کند
دوپامین به هورمون خوشحالی معروف است


 


 

گروهی از محققان آمریکایی گلوله‌های جادویی از نانو قفس‌های طلا تولید کرده‌اند که در صورت تزریق به درون بدن و تابیدن لیزر به سلول‌های سرطانی، آن‌ها را سوزانده و از بین می‌برند.

 گروهی از محققان دانشگاه واشنگتن در سنت لوئیس در حال کار روی تولید یک گلوله جادویی برای سرطان هستند. این گلوله‌ها از نانوقفس‌های طلا ساخته شده‌اند که در صورت تزریق به درون بدن، درون تومورها جمع می‌شوند. در صورت تابیدن نور لیزر به این تومورها، این ساختارها گرم شده و سلول‌های سرطانی را می‌سوزانند، بدون آنکه به بافت‌های اطراف آسیبی برسانند.

این نانوقفس‌های طلا به تنهایی بی‌خطر هستند. مایکل ولچ، استاد رادیولوژی و زیست‌شناسی توسعه‌ای در دانشکده پزشکی و یکی از پژوهشگران این کار می‌گوید: «نمک‌ها و کلوئیدهای طلا بیش از 100 سال است که در درمان آرتروز به‌کار می‌روند. همه می‌دانند که طلا درون بدن بی‌اثر و غیر سمی است، بنابراین امیدواریم بتوانیم یک راهکار غیرسمی برای درمان سرطان ارائه دهیم».

دکتر یونان ژیا، استاد مهندسی زیست‌پزشکی و یکی دیگر از اعضای گروه پژوهشی می‌گوید: «کلید اصلی درمان فتوترمال، توانایی این قفس‌ها در جذب نور لیزر و تبدیل آن به گرماست».

نانوذرات طلا آن‌گونه که انتظار می‌رود، همیشه زرد رنگ نیستند. رنگ آن‌ها توسط پدیده‌ای به نام رزونانس پلاسمون سطحی تعیین می‌شود. برخی از الکترون‌های طلا به اتم خاصی متصل نبوده و یک گاز الکترونی آزاد ایجاد می‌کنند. نور تابیده شده به این الکترون‌ها موجب می‌شود که تمام آن‌ها به صورت هماهنگ نوسان کنند. این نوسان جمعی که پلاسمون سطحی نامیده می‌شود، یک رنگ خاص را از میان رنگ‌های تابیده شده انتخاب می‌کند و طول موج جذب شده تعیین‌کننده رنگ این ذرات است. در نانوقفس‌های طلا این طول موج جذب شده را می‌توان با تغییر ضخامت دیواره نانوقفس‌ها تنطیم کرد. مکانیسم تبدیل نور به گرما از اصل فیزیکی یکسانی نشأت می‌گیرد.

این پژوهشگران برای کاربردهای زیستی طول موج 800 نانومتر را انتخاب کردند که در محدوده شفافیت بافت‌های بدن قرار می‌گیرد. این طول موج می‌تواند بدون جذب شدن تا چند اینچ درون بدن نفوذ کند.

اگر این نانوقفس‌ها را به ‌صورت خالص وارد بدن كنیم، توسط سیستم ایمنی بدن شناسایی شده و بلافاصله دفع می‌شوند. محققان برای رفع این مشکل، این نانوساختارها را با پلی‌اتیلن‌گلیکول که یک پلیمر زیست‌سازگار است، روکش‌دهی کردند تا از شناسایی آن‌ها توسط سیستم ایمنی بدن جلوگیری کنند.

از آنجایی که رگ‌های خونی احاطه‌کننده تومور دارای منافذی بوده و نشت می‌کنند، این نانوقفس‌ها می‌توانند به‌راحتی از این رگ‌ها خارج شده و درون تومورها جمع شوند.

این پژوهشگران برای بررسی کارایی این نانوقفس‌ها آن‌ها را درون بدن موش‌های حامل تومور تزریق كرده و سپس تومورها را در معرض تابش لیزر قرار دادند. بررسی‌های انجام شده نشان داد که بسیاری از سلول‌های تومور پس از تابش لیزر غیرفعال شده و از بین رفته‌اند.

جزئیات این تحقیق در مجله Small به چاپ رسیده است



http://ali142.mihanblog.com/page/26

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :