برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

تاریخچه کوکاکولا Coca Cola

سی ثانیه پای صحبت آقای برایان دایسون

مدیراجرائی اسبق در شرکت کوکاکولا

هیچ وقت از ریسک کردن نهراسیم، چرا که به ما این فرصت  را خواهد داد تا شجاعت را یاد بگیریم.


فرض کنید  زندگی همچون یک بازی است .

قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید
جنس یکی از آن توپها از لاستیک بوده و باقی آنها  شیشه ای هستند

. پر واضح است که در صورت افتادن توپ پلاستیکی بر روی زمین ، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد ،

اما آن چهار توپ دیگر به محض برخورد ، کاملا شکسته و خرد میشوند.


او در ادامه میگوید :

آن چهار توپ شیشه ای عبارتند از خانواده ، سلامتی ، دوستان و روح  خودتان

و توپ لاستیکی همان کارتان است

داستان کولاکولا، داستان موفقیت است. کوکاکولا رویای شیمی دان آتلانتائی قرن نوزدهم بود، او می خواست یک نوع نوشیدنی با طعمی جدید به وجود آورد که دنیا را فتح کند. این شیمی دان مدتی پس از ساخت کوکاکولا در گذشت. زیرزمین دلگیر تاریکی که او در آنجا معجون شگفت انگیز خود را می جوشاند و ترکیب حیرت آور را در یک قابلمه مسی با قاشقی بزرگ هم می زد، طولی نکشید که راه را برای بسیاری از کارخانه های بزرگ و مدرن هموار ساخت و رویای او به حقیقت پیوست، اگرچه او خود در قید حیات نبود که آن را ببینید.

پس از تلاشی بیهوده در سال 1914، حدود شصت سال بعد یعنی در دهه 1950 (شصت سال پس از تولید کوکاکولا برای اولین بار) کوکاکولا در مقیاس وسیع وارد هلند شد. کوکاکولا یکی از نشانه های عصر جدید پس از جنگ بود که از جمله کالاهای شناخته شده ای به حساب می آمد که مردم می خریدند. رویارویی با اولین نوشیدنی غیرالکلی جدید در شیشه هایی خاص (بطری) تجربه ای بود که احتمالاً خیلی ها نمی توانستند فراموش کنند.

"من اولین بار آن را در دهکده ای تجربه کردم که در آنجا بزرگ شدم، یک شب که در یکی از کلوپ های جوانان محله مان، سر میز شرط بندی بودیم که دو مرد با لباس کار سبز رنگ و سر دوشی های قرمز و سفید بر روی آستین هایشان و جیب هایی روی سینه وارد کلوپ شدند. هر کدام در دستان خود جعبه هایی شامل 24 بطری کوکاکولا داشتند و ما از اینکه شنیدیم به طور رایگان می توانیم نوشیدنی ها را بنوشیم، دچار تعجب شده بودیم، کوکاکولای مجانی هرچقدر که بخواهید! اما حالا برای هر بطری باید 25 سنت پول بدهیم ولی فکر می کنیم ارزش آن را دارد."

مدتی نگذشت که کارخانه کوکاکولا در خارج از دهکده بنا شد. در قطعه زمینی پشت یک آلونک، دستگاه بطری پرکن نصب شد که به زودی توجه زیادی را به خود جلب کرد. آنجا علاوه بر اینکه زمین فوتبالی وجود داشت، محلی شده بود برای درب های بطری های کوکاکولا و شیشه های شکسته آن. اگر خیلی خوش شانس بودید زیر لایه هایی از چوب پنبه های درب ها، می توانستید حروف نام کوکاکولا را روی قطعه کاغذهایی ببینید و اگر می توانستید نام کامل را ارائه دهید، یک بطری کوکاکولا به رایگان به شما داده می شد.

زمان اصلی معروف شدن کوکاکولا به دهه 1950 برمی گردد که سیاست گذاری روابط عمومی کمپانی آن را نشان می دهد که حال به این جایگاه رسیده است. نوشیدنی های مکملی که شما با آن مواجه شدید و بهایش را پرداختید همگی با کوکاکولایی پرداخته شد که بعداً نوشیدید! با قرار گرفتن کوکاکولا در دسترس همه مصرف کننده ها به طور مستقیم و در جای جای دنیا، این کمپانی موقعیت و اهمیت خود را در بازار جهانی به دست آورد. این شعار کلید شهرت بین المللی کوکاکولا است: «جهانی بیاندیش، محلی عمل کن!»

موفقیت متدهای کمپانی کوکاکولا به وسیله نتایج حاصل از تحقیقاتی که در سال 1988 توسط سازمان تحقیق انجمن های لاندور در آمریکا صورت گرفت، به اثبات رسید و همه مردم سراسر جهان از وجود نام تجاری و جهانی کوکاکولا به عنوان یک رقابت جهانی آگاه شدند. این نوشیدنی غیرالکلی با بطری های آتلانتای ویژه خود به یکی از نشان ها و مشخصه های قرن بیستم تبدیل شد که علاوه بر آن، وینسنت ونگوگ، و مارلین مونرو، نیز در این عرصه به شهرت رسیدند.

اما برگردیم به اواخر قرن نوزدهم در آمریکا، در سال 1869، شیمی دانی برجسته به نام «جان سایت پمبرتون» در سن 36 سالگی به آتلانتا رفت تا در آنجا به فروش کلی داروهای خود بپردازد. اما آرزوی بزرگ این شیمی دان، ساخت نوعی نوشابه غیرالکلی بود که بهتر از سودا (لیموناد) باشد و یک نوع نوشیدنی جدید باشد. در هشتم ماه مه 1886، در دفترچه یادداشت سمبرتون، چنین ثبت شده که او در ساخت یک نوشابه خوشمزه موفق شده و مواد و ترکیباتی را با هم مخلوط کرده که قبلاً در یک نوع اکسید و شربت با هم ترکیب کرده بود و علاوه بر آن شکر و آب را هم افزوده است.

فرمول جدید این نوشابه براساس دستورالعملی بود که «شراب فرانسوی کولا» نامیده می شد و آن هم به نوبه خود با الهام گرفتن از یک نوشابه معروف به نام «وین ماریانا» ساخته شده بود. اما پمبرتون پس از آنکه شربتی که ساخته بود خنک شد و طعم خاصی پیدا کرد، به آن ترکیبات دیگری نیز افزود که تا امروز این ترکیبات هنوز به صورت سری حفظ شده است!

این راز ظاهراً آشکار، از طریق اشاره مرموز آن به صورت ترکیبات و اسانس های طبیعی، همواره جاودان باقی مانده است و از شهرت خاصی نیز برخوردار شده در حالی که همیشه مطلوب نبوده است. کوکاکولا با تهمت های زیادی روبه رو شده است و برخی، کمپانی کوکاکولا را متهم به افزودن کوکائین به نوشابه کرده اند. این اتهامات گاهی حتی به سخنانی پوچ و مضحک نیز تبدیل شده مثلاً گفته اند که سقراط به دلیل نوشیدن شراب سمی کشته نشده است بلکه به دلیل نوشیدن یک لیوان کوکاکولا بوده است!

کمپانی کوکاکولا نیز مانند بسیاری از کارخانه های دیگر، در داشتن صداقت در کار خود موفق بوده است. اما شاکیان کمپانی که این نکته را نمی دانستند، کمپانی را بر این فکر واداشتند که در مقابل آنها تبلیغات گسترده ای کند و چنین تصور کند که وضعیت کمپانی کوکاکولا با گذشت زمان بهتر خواهد شد و کوکاکولا نتیجه وقایع تاریخی دنیا را جبران خواهد کرد!

«روبرت وودراف» که از سال 1923، رئیس کمپانی کوکاکولا است، چنین عنوان کرده که: کوکاکولا یک مذهب و دین است همچنان که یک بیزنس است! او معتقد است که اسرار کوکاکولا جالب است و دستورالعمل این راز هم یک سرمایه مهم است که در شهرت کوکاکولا نقش دارد. زیرا سری بودن دستورالعمل آن منجر به آن می شود که مردم فکر کنند یک کالای خاص و ویژه را خریداری می کنند.

علی رغم نام بسیار شناخته شده کوکاکولا و تبلیغات گسترده ای که برای آن می شود ولی همیشه همان بطری معمولی با نام کوکاکولا که بر روی آن حک شده به تصویر کشیده می شود. اما یک استثنا نیز دیده شده که «هربرت لئپین» پوستری طراحی کرد که به جای بطری کوکاکولا، نقش دیگری روی آن کشیده شده بود و شاید این مساله بیانگر این حقیقت باشد که بطری و لوگوی آن (نام کوکاکولا) هیچکدام توسط افراد متخصص طراحی نشده است. خاصیت آماتوری (ابتدایی) این کالا به سازنده های آن در دنیای طراحی و تبلیغات کمکی واقعی نکرده است و نام کوکاکولا را پمبرتون با کمک دفتردار خود «فرانک ام رابینسون» برای این نوشابه انتخاب کرد که ترکیبی از نام های برگ کاکائو و مغز کولا (نوعی مغز قهوه ای رنگ) است. البته این نظر رابینسون بود که حرف K به C (در کولا) تبدیل شود.

رابینسون با کمک هنرمند سیاه قلم کار به نام «فرانک ریدج» نشان تجاری این نوشابه را طراحی کرد که نشانی خاص از هنر جدید فرانسوی بود و در زیر نام کوکاکولا، از کلمات «خوشمزه و گوارا» استفاده کرد که مختصرترین و موثرترین تبلیغی است که تاکنون نوشته شده است!

«والی اولینز» در کتاب خود تحت عنوان «شخصیت شرکت ائتلافی» فقط یک بار نام کوکاکولا را ذکر می کند آن هم هنگام نقل قول کردن انتقاد «تام ولف» از لوگوهای بی مسمی یعنی: لوگوهای دست نویس کوکاکولا که فوراً در ذهن می مانند و به این طریق شناخته می شوند و لوگوهای بی مسمی در این ارتباط یک شکست حتمی خواهند بود. مطمئناً این نکته واقعیت است که لوگوی دست نویس کوکاکولا شهرت بسیاری پیدا کرده و نیز سبب شناخته شدن خود میان مردم شده و از نقطه نظر روانشناسی طراحی این دو نکته دو سرمایه ارزشمند است.
درواقع لوگوی خطاطی شده از سال 1890 تغییر نکرده است و همین گواهی بر خوب بودن آن سمبل است. از طرفی سمبل شرکت به طور کلی چندین بار تغییر کرده است و یک خط سفید موج دار در زیر نشان تجاری قرار داده شد و به لحاظ شکل و حروف، بر کلمه کوکاکولا تأکید شده است. در سال 1970، یک قوطی به رنگ قرمز روشن با یک لوگوی جدید به بازار آمد و اخیراً نیز خط دومی به لوگو اضافه شده است که در بخش وسط باریک شده و رنگ آن در کشورهای مختلف، متفاوت است. مثلاً در هلند این خط خاکستری است ولی در بلژیک، خط تیره قهوه ای رنگ ظاهراً مناسب تر به نظر آمده است.

کوکاکولا شهرت خود را بیشتر از آنکه به طرح خود مدیون باشد، به «بطری به اصطلاح بدن نما» ی خود مدیون است که در سال 1915 ساخته شد. در روزهای اول، این نوشابه غیرالکلی از طریق نمایندگی های مستقل توزیع و پخش می شد. یکی از این نمایندگی ها به سرپرستی، جوزف ای بیدرهارن «اداره می شد که یک مغازه سودا فروشی (لیموناد) داشت. او اولین کسی بود که نوشابه های «پیمبرتون» را در بطری هایی فروخت که مشتریان می توانستند در صورت تمایل هر طور که بخواهند آن را بنوشند. تغییر مکان و جابه جایی بیدرهارن سبب شد فروش بالا رود.

کوکاکولا
1899-1900-1915-1916-1957-1986

سرمایه داران دیگر بلافاصله از این سبک پیروی کردند و انواع بطری ها را برای نوشابه به کار بردند که اکثر آنها کوکاکولا را بر روی خود داشت. وکیل شرکت به نام هارولد هرسک، از دیدن بطری های مختلف که تشابه نداشتند به این فکر افتاد که یک بطری ساده و یکسان بسازد. او چنین گفته که «ما باید یک بطری جدید بسازیم، یک نوع بسته بندی جدید که هیچ کس نتواند نوع دیگری را جایگزین آن کند. ما باید بطری را به طریقی بسازیم که همه افراد آن را به عنوان بطری کوکاکولا بشناسند و حتی در تاریکی نیز آن را تشخیص دهند.بطری کوکاکولا باید به گونه ای باشد که حتی شیشه شکسته آن نیز توسط افراد قابل تشخیص باشد و همه بدانند که کوکاکولا است!

اولین بطری توسط «الکساندر ساموئل سون» طراحی شد که کارمند کمپانی «سی جی روت گلس» بود او بطری را براساس شکل برگ کاکائو و مغز کولا طراحی کرد که یکی از محصولات ظریف کمپانی بود. اما یک طراح فرانسوی به نام برایموند لوئی که در سال1919 در آمریکا زندگی می کرد، یک اتومبیل طویل و طرح های مختلفی را برای کوکاکولا طراحی کرد که کاملاً متضاد طرح ارائه شده توسط ساموئل سون بود.

 

داستان كولاكولا، داستان موفقیت است. كوكاكولا رویای شیمی‌دان آتلانتائی قرن نوزدهم بود، او می‌خواست یك نوع نوشیدنی با طعمی جدید به‌ وجود آورد كه دنیا را فتح كند. این شیمی‌دان مدتی پس از ساخت كوكاكولا در گذشت. زیرزمین دلگیر تاریكی كه او در آنجا معجون شگفت‌انگیز خود را می‌جوشاند و تركیب حیرت‌آور را در یك قابلمه مسی با قاشقی بزرگ هم می‌زد، طولی نكشید كه راه را برای بسیاری از كارخانه‌های بزرگ و مدرن هموار ساخت و رویای او به حقیقت پیوست، اگرچه او خود در قید حیات نبود كه آنرا ببینید.
پس از تلاشی بیهوده در سال ۱۹۱۴، حدود شصت سال بعد یعنی در دهه ۱۹۵۰ (شصت سال پس از تولید كوكاكولا برای اولین بار) كوكاكولا در مقیاس وسیع وارد هلند شد. كوكاكولا یكی از نشانه‌های عصر جدید پس از جنگ بود كه از جمله كالاهای شناخته شده‌ای به حساب می‌آمد كه مردم می‌خریدند. رویارویی با اولین نوشیدنی غیرالكلی جدید در شیشه‌هایی خاص (بطری) تجربه‌ای بود كه احتمالاً خیلی‌ها نمی‌توانستند فراموش كنند.
من اولین بار آن‌ را در دهكده‌ای تجربه كردم كه در آنجا بزرگ شدم، یك شب كه در یكی از كلوپ‌های جوانان محله‌مان سرمیز شرط‌بندی بودیم كه دو مرد با لباس كار سبز رنگ و سر دوشی‌های قرمز و سفید بر روی آستین‌هایشان و جیب‌هایی روی سینه وارد كلوپ شدند. هر كدام در دستان خود جعبه‌هایی شامل ۲۴ بطری كوكاكولا داشتند و ما از اینكه شنیدیم به طور رایگان می‌توانیم نوشیدنی‌ها را بنوشیم، دچار تعجب شده بودیم، كوكاكولای مجانی هرچقدر كه بخواهید! اما حالا برای هر بطری باید ۲۵ سنت پول بدهیم ولی فكر می‌كنیم ارزش آن را دارد.
مدتی نگذشت كه كارخانه كوكاكولا در خارج از دهكده بنا شد. در قطعه زمینی پشت یك آلونك، دستگاه بطری پركن نصب شد كه به‌زودی توجه زیادی را به خود جلب كرد. آنجا علاوه بر اینكه زمین فوتبالی وجود داشت، محلی شده بود برای دربهای بطری‌های كوكاكولا و شیشه‌های شكسته آن. اگر خیلی خوش‌شانس بودید زیر لایه‌هایی از چوب پنبه‌های دربها می‌توانستید حروف نام كوكاكولا را روی قطعه كاغذهایی ببینید و اگر می‌توانستید نام كامل را ارائه دهید، یك بطری كوكاكولا به رایگان به شما داده می‌شد.
آشنایی ما با كوكاكولا به دهه ۱۹۵۰ برمی‌گردد كه سیاست‌گذاری روابط عمومی كمپانی آن‌را نشان می‌دهد كه حال به این جایگاه رسیده است. نوشیدنی‌های مكملی كه شما با آن مواجه شدید و بهایش را پرداختید همگی با كوكاكولایی پرداخته شد كه بعداً نوشیدید. با قرار گرفتن كوكاكولا در دسترس همه مصرف‌كننده‌ها به طور مستقیم و در جای جای دنیا، این كمپانی موقعیت و اهمیت خود را در بازار جهانی به‌دست آورد. این شعار كلید شهرت بین‌المللی كوكاكولا است: «جهانی بیاندیش، محلی عمل كن!»
موفقیت متدهای كمپانی كوكاكولا به وسیله نتایج حاصل از تحقیقاتی كه در سال ۱۹۸۸ توسط سازمان تحقیق انجمن‌های لاندور در آمریكا صورت گرفت، به اثبات رسید و همه مردم سراسر جهان از وجود نام تجاری و جهانی كوكاكولا به عنوان یك رقابت جهانی آگاه شدند. این نوشیدنی‌ غیرالكلی با بطری‌های آتلانتای ویژه خود به یكی از نشان‌ها و مشخصه‌های قرن بیستم تبدیل شد كه علاوه بر آن، وینسنت ونگوگ، و مارلین مونرو، نیز در این عرصه به شهرت رسیدند.
اما برگردیم به اواخر قرن نوزدهم در آمریكا، در سال ۱۸۶۹، شیمی‌دانی برجسته به نام «جان سایت پمبرتون» در سن ۳۶ سالگی به آتلانتا رفت تا در آنجا به فروش كلی داروهای خود بپردازد. اما آرزوی بزرگ این شیمی‌دان، ساخت نوعی نوشابه غیرالكلی بود كه بهتر از سودا (لیموناد) باشد و یك نوع نوشیدنی جدید باشد. در هشتم ماه مه ۱۸۸۶، در دفترچه یادداشت سمبرتون، چنین ثبت شده كه او در ساخت یك نوشابه خوشمزه موفق شده و مواد و تركیباتی را با هم مخلوط كرده كه قبلاً در یك نوع اكسید و شربت با هم تركیب كرده بود و علاوه بر آن شكر و آب را هم افزوده است.
فرمول جدید این نوشابه براساس دستورالعملی بود كه «شراب فرانسوی كولا» نامیده می‌شد و آن هم به نوبه خود با الهام گرفتن از یك نوشابه معروف به نام «وین ماریانا» ساخته شده بود. اما پمبرتون پس از آنكه شربتی كه ساخته بود خنك شد و طعم خاصی پیدا كرد، به آن تركیبات دیگری نیز افزود كه تا امروز این تركیبات هنوز به صورت سری حفظ شده است!
این راز ظاهراً آشكار، از طریق اشاره مرموز آن به صورت تركیبات و اسانس‌های طبیعی، همواره جاودان باقی مانده است و از شهرت خاصی نیز برخوردار شده در حالی كه همیشه مطلوب نبوده است. كوكاكولا با تهمت‌های زیادی روبه‌رو شده است و برخی، كمپانی كوكاكولا را متهم به افزودن كوكائین به نوشابه كرده‌اند. این اتهامات گاهی حتی به سخنانی پوچ و مزخرف نیز تبدیل شده مثلاً گفته‌اند كه سقراط به دلیل نوشیدن شراب سمی كشته نشده است بلكه به دلیل نوشیدن یك لیوان كوكاكولا بوده است!
كمپانی كوكاكولا نیز مانند بسیاری از كارخانه‌های دیگر، در داشتن صداقت در كار خود موفق بوده است اما شاكیان كمپانی كه این نكته را نمی‌دانستند، كمپانی را بر این فكر واداشتند كه در مقابل آنها تبلیغات گسترده‌ای كند و چنین تصور كند كه وضعیت كمپانی كوكاكولا با گذشت زمان بهتر خواهد شد و كوكاكولا نتیجه وقایع تاریخی دنیا را جبران خواهد كرد!
«روبرت وودراف» كه از سال ۱۹۲۳، رئیس كمپانی كوكاكولا است، چنین عنوان كرده كه: كوكاكولا یك مذهب و دین است همچنان كه یك بیزنس است! او معتقد است كه اسرار كوكاكولا جالب است و دستورالعمل این راز هم یك سرمایه مهم است كه در شهرت كوكاكولا نقش دارد. زیرا سری بودن دستورالعمل آن منجر به آن می‌شود كه مردم فكر كنند یك كالای خاص و ویژه را خریداری می‌كنند.
علی‌رغم نام بسیار شناخته شده كوكاكولا و تبلیغات گسترده‌ای كه برای آن می‌شود ولی همیشه همان بطری معمولی با نام كوكاكولا كه بر روی آن حك شده به تصویر كشیده می‌شود. اما یك استثنا نیز دیده شده كه «هربرت لئپین» پوستری طراحی كرد كه به جای بطری كوكاكولا، نقش دیگری روی آن كشیده شده بود و شاید این مساله بیانگر این حقیقت باشد كه بطری و لوگوی آن (نام كوكاكولا) هیچكدام توسط افراد متخصص طراحی نشده است. خاصیت آماتوری (ابتدایی) این كالا به سازنده‌های آن در دنیای طراحی و تبلیغات كمكی واقعی نكرده است و نام كوكاكولا را پمبرتون با كمك دفتردار خود «فرانك ام رابینسون» برای این نوشابه انتخاب كرد كه تركیبی از نام‌های برگ كاكائو و مغز كولا (نوعی مغز قهوه‌ای رنگ) است. البته این نظر رابینسون بود كه حرف K به C (در كولا) تبدیل شود.
رابینسون با كمك هنرمند سیاه قلم كار به‌نام «فرانك ریدج» نشان تجاری این نوشابه را طراحی كرد كه نشانی خاص از هنر جدید فرانسوی بود و در زیر نام كوكاكولا، از كلمات «خوشمزه و گوارا» استفاده كرد كه مختصرترین و موثرترین تبلیغی است كه تاكنون نوشته شده است!
«والی اولینز» در كتاب خود تحت عنوان «شخصیت شركت ائتلافی» فقط یك بار نام كوكاكولا را ذكر می‌كند آن‌هم هنگام نقل قول كردن انتقاد «تام ولف» از لوگوهای بی‌مسمی یعنی: لوگوهای دست‌نویس كوكاكولا كه فوراً در ذهن می‌مانند و به این طریق شناخته می‌شوند و لوگوهای بی‌مسمی در این ارتباط یك شكست حتمی خواهند بود. مطمئناً این نكته واقعیت است كه لوگوی دست‌نویس كوكاكولا شهرت بسیاری پیدا كرده و نیز سبب شناخته شدن خود میان مردم شده و از نقطه نظر روانشناسی طراحی این دو نكته دو سرمایه ارزشمند است.
درواقع لوگوی خطاطی شده از سال ۱۸۹۰ تغییر نكرده است و همین گواهی بر خوب بودن آن سمبل است. از طرفی سمبل شركت به طور كلی چندین بار تغییر كرده است و یك خط سفید موج‌دار در زیر نشان تجاری قرار داده شد و به لحاظ شكل و حروف، بر كلمه كوكاكولا تاكید شده است. در سال ۱۹۷۰، یك قوطی به رنگ قرمز روشن با یك لوگوی جدید به بازار آمد و اخیراً نیز خط دومی به لوگو اضافه شده است كه در بخش وسط باریك شده و رنگ آن در كشورهای مختلف، متفاوت است. مثلاً در هلند این خط خاكستری است ولی در بلژیك، خط تیره قهوه‌ای رنگ ظاهراً مناسب‌تر به نظر آمده است.
كوكاكولا شهرت خود را بیشتر از آنكه به طرح خود مدیون باشد، به «بطری به اصطلاح سكسی» خود مدیون است كه در سال ۱۹۱۵ ساخته شد. در روزهای اول، این نوشابه غیرالكلی از طریق نمایندگی‌های مستقل توزیع و پخش می‌شد. یكی از این نمایندگی‌ها به سرپرستی، جوزف ای بیدرهارن« اداره می‌شد كه یك مغازه سودا فروشی (لیموناد) داشت. او اولین كسی بود كه نوشابه‌های «پیمبرتون» را در بطری‌هایی فروخت كه مشتریان می‌توانستند در صورت تمایل هر طور كه بخواهند آن‌ را بنوشند. تغییرمكان و جابه‌جایی بیدرهارن سبب شد فروش بالا رود.
سرمایه‌داران دیگر بلافاصله از این سبك پیروی كردند و انواع بطری‌‌ها را برای نوشابه به كار بردند كه اكثر آنها كوكاكولا را بر روی خود داشت. وكیل شركت به نام هارولد هرسك، از دیدن بطری‌های مختلف كه تشابه نداشتند به این فكر افتاد كه یك بطری ساده و یكسان بسازد. او چنین گفته كه «ما باید یك بطری جدید بسازیم، یك نوع بسته‌بندی جدید كه هیچ كس نتواند نوع دیگری را جایگزین آن كند. ما باید بطری را به طریقی بسازیم كه همه افراد آن را به عنوان بطری كوكاكولا بشناسند و حتی در تاریكی نیز آن‌را تشخیص دهند.بطری كوكاكولا باید به گونه‌ای باشد كه حتی شیشه شكسته آن نیز توسط افراد قابل تشخیص باشد و همه بدانند كه كوكاكولا است!
اولین بطری توسط «الكساندر ساموئل سون» طراحی شد كه كارمند كمپانی «سی جی روت گلس» بود او بطری را براساس شكل برگ كاكائو و مغز كولا طراحی كرد كه یكی از محصولات ظریف كمپانی بود. اما یك طراح فرانسوی به نام برایموند لوئی كه در سال۱۹۱۹ در آمریكا زندگی می‌كرد، یك اتومبیل طویل و طرح‌‌های مختلفی را برای كوكاكولا طراحی كرد كه كاملاً متضاد طرح ارائه شده توسط ساموئل سون بود.رایموند معتقد بود كه این شكل خیلی ظریف و زنانه بوده و تناسبی با وضعیت تجاری و مشتریان (مصرف‌كنندگان) نداشته است. اما «ملكه بطری‌های نوشابه غیرالكلی» فدای مدیریت شد و بحث‌های راجع به شكل بطری مدت‌ها به طول انجامید و بالاخره طرح رایموند لوی مورد موافقت قرار گرفت و قرار شد بطری‌ها كمی باریكتر و ظریفتر ساخته شوند. این بطری نه تنها یكی از معروف‌ترین انواع بسته‌بندی در دنیا شد بلكه بنا به اعتقاد لوی یكی از كامل‌ترین انواع بسته‌بندی عصر خود به حساب می‌آید.
قبل از آنكه طرح بطری تغییر كند. چندین بار سعی شد از روی آن ساخته شود و به اصطلاح كوكاكولای قلابی وارد بازار شود یعنی مشكلی كه چندین بار كمپانی با آن روبه‌رو شد. برای مقابله با این مشكل، اوایل سال ۱۹۱۶ به این نوع بطری امتیاز و شماره ثبت تعلق گرفت كه كالاهای بسیار كمی (بسته‌‌بندی‌ها) از این امتیاز برخوردار بودند.
معرفی بطری جدید، كمپانی كوكاكولا را بر آن داشت كه از استراتژی‌های تبلیغاتی استفاده كند. قبلاً در تبلیغات و آگهی‌ها از ستاره‌های معروف سینما استفاده می‌شد كه لیوان‌های كوكاكولا را تبلیغ می‌كردند و می‌نوشیدند ولی حالا همین بطری كوچك و شیك مركز توجه بود و با انواع تفریحات و موضوعات جانبی مربوط به ایمان و اشراف در آگهی‌ها معرفی می‌شد.
كوكاكولا با این مفهوم احتمالاً قوی‌تر از هر زمان دیگری به بازار امروزی راه یافت. قبلاً هنگامی كه بطری را در لیوان خالی می‌كردند باید آن‌ را با دو دست و با احتیاط می‌گرفتند تا نوشابه روی زمین (خارج از لیوان) نریزد ولی حالا بدون آنكه به توجه و احتیاط نیازی باشد با یك دست می‌توان آن را نگه داشت كه هنگام استراحت و یا ورزش هم می‌توان آن را در دست نگاه داشت.
به تدریج فضایی كه در آن كوكاكولا نوشیده می‌شد سوژه اصلی تبلیغات كمپانی كوكاكولا شد. در سراسر این تبلیغات مختلف، این محصول همیشه به عنوان مركز توجه در تمامی آگهی‌ها حفظ شده است. بدون تردید دلیل عدم مخالفت كمپانی برای همكاری با هنرمندان نیز همین بوده است.
هنرمندان (آرتیست‌ها، بازیگران) نمی‌توانستند هر عبارت و جمله‌ای كه این محصول را بسیار محدود كند، به كار ببرند. هرگونه سبك فردی و یا تصویر از افراد می‌توانست از توجه به محصول بكاهد. به همین دلیل، مسائل مهندسی و تكنیكی شركت در فهرست اولویت‌ها، در ردیف دوم قرار گرفت و علت اینكه هیچ نامی از كوكاكولا در گزارشات طراحی نشده است، نیز همین است.
كوكاكولا سمبل «رویای آمریكایی» است و اگر به همین صورت باقی بماند، كاملاً نگران‌كننده خواهد بود. این محصول، یك محصول مردمی و شناخته شده است كه هدف آن تنها عده‌ای خاص نیستند بلكه هدف از تولید این محصول همه اقشار و طبقات جامعه است.
چنانچه یكی از رؤسا به آن اشاره كرده: «اساساً همه افراد می‌توانند كوكاكولا بنوشند، علت موفقیت ما آگهی‌ها و فضای دوستانه‌ای است كه ایجاد می‌كنیم». هر چیزی كه تشنگی ما را برطرف می‌كند لزوماً به مایعات خود را به دلیل محبوبیت خود به‌دست آورده است. هویت كمپانی كوكاكولا را می‌توان مترادف با روشی كه در آگهی‌های خود پدید آورده و محصول خود را تبلیغ می‌كند، دانست.كمپانی كوكاكولا با اعتقاد «وودراف» موافق نیست كه بطری‌های مجاز باید با زندگی اجتماعی و فرهنگی منطقه‌ای در ارتباط باشد زیرا مسئولان این كمپانی فكر می‌كنند این مساله سبب می‌شود محصول به صورت كالایی نباشد كه با این روندها هماهنگی داشته باشد. با این حال پاسخ هنرمندان در ارتباط با تصویر كوكاكولا در جامعه مختلف بوده است.
تا دهه ۱۹۶۰، این بطری‌ها سمبل رشد و توسعه سریع اقتصادی آمریكا بود و هنرمندان (بازیگران، آرتیست‌ها) از بطری برای نشان دادن این قدرت اقتصادی استفاده می‌كردند. به ویژه آرتیست‌های پاپ و رئالیست‌های تازه به دوران رسیده از قبیل، «دوان هانسون»، دنیل اسپوئری، و «رابرت راسكنبرگ» را می‌توان نام برد ولی تعداد این افراد بسیار زیاد است. پدیده كوكاكولا در چندین مورد توسط هنرمندان گوناگونی همچون سالوادور دالی و دتیرروف، به‌كار رفته است همچنین هنرمند بزرگ قبلی به نام «جوزف بیویس» از آن نام برده است.
هنرمند پاپ انگلیسی به نام «ریچارد هامیلتون» از پدیده كوكاكولا با ویژگی‌هایی كه توسط هنر پاپ شناخته می‌شود، نام برده است از جمله: محبوبیت، زودگذر بودن، قابل خرج كردن، ارزان قیمت، تولید انبوه، جوانی، شور و نشاط جنسی، حیله، زرق و برق و تجارت بزرگ، كه هیچكدام در كوكاكولا، كم اهمیت نبوده است. همین ویژگی‌ها بود كه »اندی وارهول» را بر آن داشت تا كار هنری خود را به پایان برساند یعنی آگهی، تجارت، سبك زندگی، موفقیت و هنر. برجسته‌ترین كار هنری مربوط به كوكاكولا، اثر زادوارد كینهولز است یعنی اثری به نام «خاطرات قابل حمل جنگ» كه در سال ۱۹۸۸ از خود به جای گذشت، این اثر در ارتباط با رنگ كروم كوكاكولا بود كه نوعی سبك زندگی امپریالیستی جامعهٔ آمریكا را نشان می‌داد (در آن زمان) اثر كینهولز، یك اثر هنری پاپ است كه نیاز به بحث دارد و در چهار دیواری موزه قرار گرفته است یعنی در مكانی كه با مصرف‌كننده و هنر آگهی و تبلیغات سروكار دارد.
كوكاكولا اغلب اوقات به طور شگفت‌آسایی از شرایط سختی كه پدید آمده به نفع خود استفاده كرده است؛ همچون تهمت‌ها و اتهاماتی كه به‌آن وارد كردند كه قبلاً آنها را عنوان كردم. در زمان جنگ جهانی دوم این اتهامات به حد اعلی رسیده بود.
اما كمپانی دستور داد به نیروهای نظامی آن طرف اقیانوس كوكاكولا بدهند و به هر شخصی ۵ سنت داده شود، حال هر كجا و هر چقدر كه برای كمپانی هزینه داشته باشد با لباس یونیفورم باشد یك بطری كوكاكولا با قیمت چهل و نه دستگاه بطری پركن به عنوان «عرضه استراتژیك» فرستاده شد كه این روش بسیار بهتر از آن بود كه بطری‌های پر شده را ارسال كنند. «وودراف» در قضاوت و نظر خود اشتباه نكرده بود. مدارك متعددی از جمله تلگرام فوری ژنرال، دویفت اسن هاور» ثابت كرد كه وجود یك نوشابه ملی تا چه اندازه بر روحیه نیروهای نظامی آمریكایی تاثیر مثبت داشته است.
یكی از نظرات مختلفی كه در این ارتباط گفته شده چنین است:
«تا به حال به كسی نگفته‌ام ولی چندان طول نخواهد كشید كه دستور هم از سر نیزه‌ها برای باز كردن بطری‌ها استفاده كنند. مجبور خواهم بود اگر عقب بایستم و ببینیم كه سربازان در خطوط مقدم سر بطری‌ها را له می‌كنند تا آنها را باز كنند چون وسیله‌ای برای باز كردن آنها ندارند!»دستور ارسال كوكاكولا به قدری مهم بود كه فرمانده ارتش دستور داد كه كارخانه از جیره‌بندی شكر معاف شود. سرانجام جزئیات مانورهای سری ارتش به اطلاع بخش صادرات كوكاكولا رسید تا میزان نوشابه لازم به موقع به محل موردنظر ارسال شود.
طبیعتاً تبلیغات و آگهی ارتباط نزدیكی با این پیشرفت‌ها داشت و علی‌رغم وجود جنگی تلخ، تجارت و فروش این نوشابه غیرالكلی هیچوقت به این خوبی نبوده است. شبكه‌های توزیع برای فروش كوكاكولا پس از جنگ توسعه قابل توجهی داشت به ویژه در پمپ بنزین‌ها كه در هر گوشه و كنار ظاهر می‌شدند و این یك تحول قابل توجه برای كمپانی بود. سپس طبق قانون طبیعت، مانعی برای موفقیت كوكاكولا پدید آمد یعنی زمانی كه بین سالهای ۱۹۵۱ و ۱۹۵۹ به دلیل جنگ سرد، ركود اقتصادی پدید آمد. كمپانی در سال ۱۹۷۸ پس از این سالهای تیره و ترسناك، یك اقدام جدی را آغاز كرد و سرمایه را به بیش از هر زمان دیگر رساند.
كوكاكولا شهرت خود را بیشتر از آنكه به طرح خود مدیون باشد، به «بطری به اصطلاح سكسی» خود مدیون است كه در سال ۱۹۱۵ ساخته شد. در روزهای اول، این نوشابه غیرالكلی از طریق نمایندگی‌های مستقل توزیع و پخش می‌شد. یكی از این نمایندگی‌ها به سرپرستی، جوزف ای بیدرهارن« اداره می‌شد كه یك مغازه سودا فروشی (لیموناد) داشت. او اولین كسی بود كه نوشابه‌های «پیمبرتون» را در بطری‌هایی فروخت كه مشتریان می‌توانستند در صورت تمایل هر طور كه بخواهند آن‌ را بنوشند. تغییرمكان و جابه‌جایی بیدرهارن سبب شد فروش بالا رود.
سرمایه‌داران دیگر بلافاصله از این سبك پیروی كردند و انواع بطری‌‌ها را برای نوشابه به كار بردند كه اكثر آنها كوكاكولا را بر روی خود داشت. وكیل شركت به نام هارولد هرسك، از دیدن بطری‌های مختلف كه تشابه نداشتند به این فكر افتاد كه یك بطری ساده و یكسان بسازد. او چنین گفته كه «ما باید یك بطری جدید بسازیم، یك نوع بسته‌بندی جدید كه هیچ كس نتواند نوع دیگری را جایگزین آن كند.ما باید بطری را به طریقی بسازیم كه همه افراد آن را به عنوان بطری كوكاكولا بشناسند و حتی در تاریكی نیز آن‌را تشخیص دهند.بطری كوكاكولا باید به گونه‌ای باشد كه حتی شیشه شكسته آن نیز توسط افراد قابل تشخیص باشد و همه بدانند كه كوكاكولا است!
اولین بطری توسط «الكساندر ساموئل سون» طراحی شد كه كارمند كمپانی «سی جی روت گلس» بود او بطری را براساس شكل برگ كاكائو و مغز كولا طراحی كرد كه یكی از محصولات ظریف كمپانی بود. اما یك طراح فرانسوی به نام برایموند لوئی كه در سال۱۹۱۹ در آمریكا زندگی می‌كرد، یك اتومبیل طویل و طرح‌‌های مختلفی را برای كوكاكولا طراحی كرد كه كاملاً متضاد طرح ارائه شده توسط ساموئل سون بود.
رایموند معتقد بود كه این شكل خیلی ظریف و زنانه بوده و تناسبی با وضعیت تجاری و مشتریان (مصرف‌كنندگان) نداشته است. اما «ملكه بطری‌های نوشابه غیرالكلی» فدای مدیریت شد و بحث‌های راجع به شكل بطری مدت‌ها به طول انجامید و بالاخره طرح رایموند لوی مورد موافقت قرار گرفت و قرار شد بطری‌ها كمی باریكتر و ظریفتر ساخته شوند. این بطری نه تنها یكی از معروف‌ترین انواع بسته‌بندی در دنیا شد بلكه بنا به اعتقاد لوی یكی از كامل‌ترین انواع بسته‌بندی عصر خود به حساب می‌آید.
قبل از آنكه طرح بطری تغییر كند. چندین بار سعی شد از روی آن ساخته شود و به اصطلاح كوكاكولای قلابی وارد بازار شود یعنی مشكلی كه چندین بار كمپانی با آن روبه‌رو شد. برای مقابله با این مشكل، اوایل سال ۱۹۱۶ به این نوع بطری امتیاز و شماره ثبت تعلق گرفت كه كالاهای بسیار كمی (بسته‌‌بندی‌ها) از این امتیاز برخوردار بودند.
معرفی بطری جدید، كمپانی كوكاكولا را بر آن داشت كه از استراتژی‌های تبلیغاتی استفاده كند. قبلاً در تبلیغات و آگهی‌ها از ستاره‌های معروف سینما استفاده می‌شد كه لیوان‌های كوكاكولا را تبلیغ می‌كردند و می‌نوشیدند ولی حالا همین بطری كوچك و شیك مركز توجه بود و با انواع تفریحات و موضوعات جانبی مربوط به ایمان و اشراف در آگهی‌ها معرفی می‌شد.
كوكاكولا با این مفهوم احتمالاً قوی‌تر از هر زمان دیگری به بازار امروزی راه یافت. قبلاً هنگامی كه بطری را در لیوان خالی می‌كردند باید آن‌ را با دو دست و با احتیاط می‌گرفتند تا نوشابه روی زمین (خارج از لیوان) نریزد ولی حالا بدون آنكه به توجه و احتیاط نیازی باشد با یك دست می‌توان آن را نگه داشت كه هنگام استراحت و یا ورزش هم می‌توان آن را در دست نگاه داشت.
به تدریج فضایی كه در آن كوكاكولا نوشیده می‌شد سوژه اصلی تبلیغات كمپانی كوكاكولا شد. در سراسر این تبلیغات مختلف، این محصول همیشه به عنوان مركز توجه در تمامی آگهی‌ها حفظ شده است. بدون تردید دلیل عدم مخالفت كمپانی برای همكاری با هنرمندان نیز همین بوده است. هنرمندان (آرتیست‌ها، بازیگران) نمی‌توانستند هر عبارت و جمله‌ای كه این محصول را بسیار محدود كند، به كار ببرند. هرگونه سبك فردی و یا تصویر از افراد می‌توانست از توجه به محصول بكاهد. به همین دلیل، مسائل مهندسی و تكنیكی شركت در فهرست اولویت‌ها، در ردیف دوم قرار گرفت و علت اینكه هیچ نامی از كوكاكولا در گزارشات طراحی نشده است، نیز همین است.
كوكاكولا سمبل «رویای آمریكایی» است و اگر به همین صورت باقی بماند، كاملاً نگران‌كننده خواهد بود.
این محصول، یك محصول مردمی و شناخته شده است كه هدف آن تنها عده‌ای خاص نیستند بلكه هدف از تولید این محصول همه اقشار و طبقات جامعه است. چنانچه یكی از رؤسا به آن اشاره كرده: «اساساً همه افراد می‌توانند كوكاكولا بنوشند، علت موفقیت ما آگهی‌ها و فضای دوستانه‌ای است كه ایجاد می‌كنیم». هر چیزی كه تشنگی ما را برطرف می‌كند لزوماً به مایعات خود را به دلیل محبوبیت خود به‌دست آورده است. هویت كمپانی كوكاكولا را می‌توان مترادف با روشی كه در آگهی‌های خود پدید آورده و محصول خود را تبلیغ می‌كند، دانست.كمپانی كوكاكولا با اعتقاد «وودراف» موافق نیست كه بطری‌های مجاز باید با زندگی اجتماعی و فرهنگی منطقه‌ای در ارتباط باشد زیرا مسئولان این كمپانی فكر می‌كنند این مساله سبب می‌شود محصول به صورت كالایی نباشد كه با این روندها هماهنگی داشته باشد. با این حال پاسخ هنرمندان در ارتباط با تصویر كوكاكولا در جامعه مختلف بوده است.
تا دهه ۱۹۶۰، این بطری‌ها سمبل رشد و توسعه سریع اقتصادی آمریكا بود و هنرمندان (بازیگران، آرتیست‌ها) از بطری برای نشان دادن این قدرت اقتصادی استفاده می‌كردند. به ویژه آرتیست‌های پاپ و رئالیست‌های تازه به دوران رسیده از قبیل، «دوان هانسون»، دنیل اسپوئری، و «رابرت راسكنبرگ» را می‌توان نام برد ولی تعداد این افراد بسیار زیاد است. پدیده كوكاكولا در چندین مورد توسط هنرمندان گوناگونی همچون سالوادور دالی و دتیرروف، به‌كار رفته است همچنین هنرمند بزرگ قبلی به نام «جوزف بیویس» از آن نام برده است.
هنرمند پاپ انگلیسی به نام «ریچارد هامیلتون» از پدیده كوكاكولا با ویژگی‌هایی كه توسط هنر پاپ شناخته می‌شود، نام برده است از جمله: محبوبیت، زودگذر بودن، قابل خرج كردن، ارزان قیمت، تولید انبوه، جوانی، شور و نشاط جنسی، حیله، زرق و برق و تجارت بزرگ، كه هیچكدام در كوكاكولا، كم اهمیت نبوده است. همین ویژگی‌ها بود كه »اندی وارهول» را بر آن داشت تا كار هنری خود را به پایان برساند یعنی آگهی، تجارت، سبك زندگی، موفقیت و هنر. برجسته‌ترین كار هنری مربوط به كوكاكولا، اثر زادوارد كینهولز است یعنی اثری به نام «خاطرات قابل حمل جنگ» كه در سال ۱۹۸۸ از خود به جای گذشت، این اثر در ارتباط با رنگ كروم كوكاكولا بود كه نوعی سبك زندگی امپریالیستی جامعهٔ آمریكا را نشان می‌داد (در آن زمان) اثر كینهولز، یك اثر هنری پاپ است كه نیاز به بحث دارد و در چهار دیواری موزه قرار گرفته است یعنی در مكانی كه با مصرف‌كننده و هنر آگهی و تبلیغات سروكار دارد.
كوكاكولا اغلب اوقات به طور شگفت‌آسایی از شرایط سختی كه پدید آمده به نفع خود استفاده كرده است؛ همچون تهمت‌ها و اتهاماتی كه به‌آن وارد كردند كه قبلاً آنها را عنوان كردم. در زمان جنگ جهانی دوم این اتهامات به حد اعلی رسیده بود.
اما كمپانی دستور داد به نیروهای نظامی آن طرف اقیانوس كوكاكولا بدهند و به هر شخصی ۵ سنت داده شود، حال هر كجا و هر چقدر كه برای كمپانی هزینه داشته باشد با لباس یونیفورم باشد یك بطری كوكاكولا با قیمت چهل و نه دستگاه بطری پركن به عنوان «عرضه استراتژیك» فرستاده شد كه این روش بسیار بهتر از آن بود كه بطری‌های پر شده را ارسال كنند. «وودراف» در قضاوت و نظر خود اشتباه نكرده بود. مدارك متعددی از جمله تلگرام فوری ژنرال، دویفت اسن هاور» ثابت كرد كه وجود یك نوشابه ملی تا چه اندازه بر روحیه نیروهای نظامی آمریكایی تاثیر مثبت داشته است. یكی از نظرات مختلفی كه در این ارتباط گفته شده چنین است:
«تا به حال به كسی نگفته‌ام ولی چندان طول نخواهد كشید كه دستور هم از سر نیزه‌ها برای باز كردن بطری‌ها استفاده كنند. مجبور خواهم بود اگر عقب بایستم و ببینیم كه سربازان در خطوط مقدم سر بطری‌ها را له می‌كنند تا آنها را باز كنند چون وسیله‌ای برای باز كردن آنها ندارند!»دستور ارسال كوكاكولا به قدری مهم بود كه فرمانده ارتش دستور داد كه كارخانه از جیره‌بندی شكر معاف شود. سرانجام جزئیات مانورهای سری ارتش به اطلاع بخش صادرات كوكاكولا رسید تا میزان نوشابه لازم به موقع به محل موردنظر ارسال شود.
طبیعتاً تبلیغات و آگهی ارتباط نزدیكی با این پیشرفت‌ها داشت و علی‌رغم وجود جنگی تلخ، تجارت و فروش این نوشابه غیرالكلی هیچوقت به این خوبی نبوده است. شبكه‌های توزیع برای فروش كوكاكولا پس از جنگ توسعه قابل توجهی داشت به ویژه در پمپ بنزین‌ها كه در هر گوشه و كنار ظاهر می‌شدند و این یك تحول قابل توجه برای كمپانی بود. سپس طبق قانون طبیعت، مانعی برای موفقیت كوكاكولا پدید آمد یعنی زمانی كه بین سالهای ۱۹۵۱ و ۱۹۵۹ به دلیل جنگ سرد، ركود اقتصادی پدید آمد. كمپانی در سال ۱۹۷۸ پس از این سالهای تیره و ترسناك، یك اقدام جدی را آغاز كرد و سرمایه را به بیش از هر زمان دیگر رساند.
«روبرت گویزوتا» مدیر جدید كمپانی كه در سال ۱۹۸۱ به این كمپانی پیوسته بود، در این ارتباط تصمیم گرفت كه تحولی اساسی در استراتژی‌ كمپانی پدید آورد تا برای اولین و آخرین بار رقیب خود را از صحنه خارج كند. در یك كنفرانس مطبوعاتی مورخه سه‌شنبه ۲۳ آوریل ۱۹۸۵، كمپانی كوكاكولا اعلام كرد كه محصول جدید كوكاكولا دنیا را متحول خواهد ساخت. چند سال تحقیق و بحث‌های پرهزینه صورت گرفت تا درنهایت درستی تصمیمات و آنچه كه فكر كرده بودند، ثابت شود.
عكس‌العمل‌های شدید و بسیار منفی صورت گرفت و حتی یك انجمن به نام «انجمن» مصرف‌كننده‌های كوكاكولای قدیمی، تشكیل شد كه از جانب خارجی‌ها و رسانه‌ها حمایت می‌شد و برای تولید مجدد نوشابه قدیمی مورد علاقه خود تبلیغات كرد. چندین هفته پس از معرفی محصول جدید (نوشابه جدید) دوباره سرمایه دچار یك روند نزولی شد و آشفتگی در طبقه فوقانی دفتر مركزی كمپانی آتلانتا به اوج خود رسید.
پس از گذشت دو ماه و نیم از كنفرانس مطبوعاتی تصمیم بر آن شد كه دومین جلسه مطبوعاتی برگزار شود و این بار درباره تولید مجدد نوشابه قدیمی صحبت شود و با همان طعم و مزه تحت عنوان نوشابه كلاسیك (قدیمی) به بازار عرضه شود. دوباره كوكاكولا جایگاه قبلی خود را به‌دست آورد تا منافع حاصل شود. اقدامات كلی موجب پدید آمدن احتكار و سفسطه بازیهای بسیاری شد. آیا كوكاكولا در فروش دچار اشتباه شده بود و یا از قبل كاملاً برنامه‌ریزی شده بود. یكی از افراد زیرك در كمپانی گفته بود: «ما نه احمقیم و نه زیرك!»
برنامه تبلیغاتی كمپانی شامل طیف وسیعی از كالاها است از جمله آینه، سینی، چمدان لامپهای استاندارد، لباس و پوشاك و حتی كلاه ۳۰۰۰۰۰۰۰ عضو كلوپ‌های طرفدار كوكاكولا كلیه این كالاها را جمع‌آوری می‌كنند و تعداد آنها كمتر از افرادی نیست كه كلكسیونهای تمبر را جمع‌آوری می‌كنند و نیز تعدادشان كمتر از طرفداران و تماشاچیان فوتبال نیست!
با توجه به طرفداران عضو كلوپها و غیرعضو، كه دائماً در حال افزایش‌اند، این تجارت به‌قدری گسترش یافته كه هر سال كاتالوگی از قیمت‌ها را به بازار عرضه می‌كند. بالاترین ركورد به مبلغ یك سینی فلزی اختصاص یافت كه ۱۵۰۰۰ دلار آمریكا به فروش رفت.
با توجه به كاتالوگ‌هایی كه قیمت‌ این جواهرات ارزشمند را منعكس می‌كند (منظور كوكاكولا است) چنین نتیجه می‌گیریم كه رویای شیمی‌دان آتلانتا در مورد كوكاكولا حتی بیشتر از آنچه كه خود او تصور می‌كرد. شناخته شده است!

زندگی نامه ماتسوشیتا ( بنیان گذاز كمپانی معظم پاناسونیك )

 

 

چكیده

این مقاله به اختصار به ماتسوشیتا ( بنیان گذاز كمپانی معظم پاناسونیك ) و رمز موفقیت او می‌پردازد. ویژگی مدیریتی ماتسوشیتا، اصول اعتقادی ماتسوشیتا و دیدگاه فلسفی ماتسوشیتا از جمله بخشهای این مقاله است.

 

  

مقدمه

با بررسی جامعه‌شناسانه ژاپن سده گذشته، عواملی همچون رشد سریع مدرنیزاسیون درجوامع غربی و سرایت آن به جوامع سنتی، عدم وجود منابع زیرزمینی و محدودیت‌های منابع روزمینی، تغییر و تحولات سیاسی در عرصه‌های بین المللی، ازدیاد جمعیت و ویژگی‌های فردی ژاپنی‌ها (سخت كوشی وتلاش) در سایه فرهنگ ژاپنی، را می‌توان از دلایل اصلی رشد سریع و شكوفایی اقتصادی و پیشرفت تكنولوژی این كشور قلمداد كرد. به طور كلی اگر بپذیریم محور توسعه، توسعه انسانی است در زمان كنونی مردم ژاپن با جمعیتی برابر 2٪ جمعیت كل جهان، دو سوم از مرغوبترین كالاهای دنیا را به مصرف می رسانند، از انصاف به دور است كه نقش كارآفرینان و انسانهایی كه كه تنها با اتكا به قابلیت‌های خویش، تأثیر بسزایی در رشد و شكوفایی این كشور داشتند را فراموش كنیم. انسانهایی همچون هوندا، اكیوموریتا (رئیس شركت سونی)، كونوسوكی ماتسوشیتا. ولی دراین بین، جایگاه ماتسوشیتا از جهاتی از دیگران متمایز است.

 

میراث ماتسوشیتا بسیار گران است. پس از جنگ جهانی دوم، او یكی از چهره‌های اصلی در هدایت معجزه اقتصادی ژاپن بود. شركتی برپاكرد و میلیاردها نفر را صاحب لوازم خانگی و لوازم برقی مصرفی با نام پاناسونیك و نشانه‌های دیگر كرد. پیش از مرگش، كمتر سازمانی روی كره خاكی مشتریانی بیشتر از او داشت، هنگامی كه درسال 1989 درگذشت، در مراسم خاكسپاری او بیش از هزار تن گرد آمدند. در تلگرام تسلیت رئیس جمهوری ایالات متحده آمریكا به خانواده وی از او به عنوان «الهام بخش برای مردم سراسر جهان» نام برده است.

 

زندگی ماتسوشیتا پر از فراز و نشیب بود. كثرت این فراز و نشیب‌هاست كه او را از دیگران متمایز می‌كند. فرازها و كامیابی‌هایی كه تنها یكی از آنها كافی است تا هر انسان معمولی را دچار غرور كند و موانع رشد و پیشرفت او گردد. نشیب‌ها و شكست‌هایی كه تنها یكی از آنها در تمام زندگی می‌تواند انسان را از حركت باز دارد. نه لذت كامیابی‌ها و نه مشقت شكستها هیچكدام نتوانست ماتسوشیتا را از آنچه كه در ذهن خود پرورانده بود، باز دارد، این است رمز موفقیت این مرد بزرگ.

 

رمز موفقیت ماتسوشیتا

ماتسوشیتا علت موفقیت خود را چنین توصیف می‌كند: «كلید كامیابی در پدید آوردن محصول، داشتن درجه دكترا، یا داشتن بودجه كلان در واحد پژوهش و گسترش نبود. بلكه در تلاش، زحمت كشیدن و عرق ریختن كاركنان شركت بود». وی رویكردی جدید و متفاوت از زمان خود به كاركنان خود داشت. از نظر وی، سرمایه‌های یك سازمان، كاركنان آن هستند. توجه به «خرد گروهی»، «نظام بخشی»، «تعیین مأموریت سازمان»، از شیوه‌های مدیریتی وی به شمار می‌آیند؛ شیوه‌هایی كه پس از گذشت چندین دهه از پیاده‌سازی آنها توسط ماتسوشیتا، در سازمانهای كنونی مطرح می‌گردند.

با توجه به نحوه زندگی و عملكرد ماتسوشیتا، وی علاوه بر خصوصیاتی همچون خلاقیت، خطر پذیری، تلاش، فروتنی كه ویژگی مشترك كارآفرینان دیگر نیز می‌باشد، دارای ویژگی فوق‌العاده‌ای بود كه می‌توان آن را رمز موفقیت وی نامید و آن هم «ظرفیت بالا برای برانگیختن دیگران است».

 

ویژگی مدیریتی ماتسوشیتا

توجه به خرد گروهی

پیاده سازی نظام بخشی در سازمان

كاهش هزینه

تولید فراورده‌هایی كه بهتر از فراورده‌های موجود در بازار است، بطوری كه به قیمت كمتر از نرخ بازار به فروش برسند

ساعت كار متمادی

صرفه جویی در همه موارد

سازمان باید از راههای ابتكاری كه از راه  عدالت و انصاف هم دور نگردد تأمین مالی شود

با كاركنان طوری رفتار گردد كه گویی اعضاء خانواده هستند

سرعت در كار

توجه به تبلیغات

 اندیشیدن در قالب گسترده بازرگانی و نه در قالب وظیفه باریك خویش

اصول اعتقادی ماتسوشیتا

خدمت به مردم: فراهم آوردن فراورده‌ها و خدمات با كیفیت بالا به قیمت عادلانه و معقول تا از این راه به راحتی زندگی و شادمانی مردم در سراسر جهان یاری داده شود.

انصاف و امانت: منصف بودن در همه داد و ستد‌های بازرگانی و رفتار شخصی و همواره به داوری‌های آزاد پرداختن و رها شدن از پیش پندارها.

كار گروهی برای غایت همگانی: گردآوری تواناییها و قدرت اراده برای انجام دادن هدف‌های مشترك در فضای اعتماد متقابل و رعایت كامل آزادی و استقلال فردی.

كوشش خستگی ناپذیر برای بهتر كاركردن.

احترام و فروتنی: احترام به حقوق دیگران، حفظ نظم اجتماعی.

همسازی با قوانین طبیعی: پیروی از قوانین طبیعی و سازگار ساختن اندیشه و عمل با اوضاع در حال تحول و دگرگونی، تا از این راه در همه كوششها، پیشرفت و كامیابی تدریجی ولی پیوسته باشد.

حق‌شناسی در برابر نعمت‌ها.

دیدگاه فلسفی ماتسوشیتا

انسان به طور ذاتی موجودی خوب و مسئول است.

نژاد انسان برای رشد و پیشرفت، چه مادی و چه معنوی، ظرفیت بالایی از خود نشان داده است

انسان قدرت گزینش دارد.

ما دارای ظرفیت بكار بردن منابع مادی و فكری برای رویارویی با دشواریهای زندگی در جهان هستیم. حل موضوعات دشوار، بیش از هر چیز به ذهن و شوق یادگیری نیاز داریم.

منبع: كاتر، جان. 1381. رهبری كارآفرین: ماتسوشیتا درخشانترین كارآفرین سده بیستم.ترجمه محمدعلی طوسی. تهران: مركز آموزش مدیریت دولتی

خلاقانه ترین تبلیغات پپسی(کوکا آنقدر خوب بود که رقبایش را به فکر واداشت و حتی باعث شد پپسی کیفیتش را زیاد کند)

(در صفحه قبل تبلیغات کوکا را گذاشتم)

creativelogos6
آگهی تبلیغاتی با هدف حک نمودن برند و لوگوی پپسی

 

 

پوستر پپسی
خلاقانه ترین آگهی های تبلیغاتی پپسی (هدف کمپین : یادآوری و حک نمودن برند پپسی به عنوان ترجیح اول)

 

 

 

pepsiads14
خلاقانه ترین آگهی های تبلیغاتی پپسی (هدف کمپین : یادآوری و تاکید بر طبیعی بودن پپسی)
pepsiads15
خلاقانه ترین آگهی های تبلیغاتی پپسی (هدف کمپین : یادآوری و تاکید بر طبیعی بودن پپسی)

 

 

 

pepsiads2
خلاقانه ترین آگهی های تبلیغاتی پپسی (هدف کمپین : لذت بخش بودن با عجین کردن پپسی و تفریحات لذت بخش مثل شنا کردن در استخر)

 

 

 

pepsiads10
خلاقانه ترین آگهی های تبلیغاتی پپسی (هدف کمپین : لذت بخش بودن با عجین کردن پپسی و بهترین لحظات زندگی )

 

 

 

pepsiads8
خلاقانه ترین تبلیغات محیطی پپسی (هدف کمپین : لذت بخش بودن با عجین کردن پپسی و موسیقی ) به همراه ایجاد امکان شنیدن موسیقی در مترو pepsiads3
pepsiads3
خلاقانه ترین آگهی های تبلیغاتی پپسی (هدف کمپین : ایجاد ارزش حتی برای یک قطره )

 

 

 

pepsiads9
خلاقانه ترین آگهی های تبلیغاتی پپسی ( کمپین : معرفی پپسی رژیمی )
pepsiads17
خلاقانه ترین آگهی های تبلیغاتی پپسی ( کمپین : معرفی پپسی رژیمی )

 

 

pepsiads12
خلاقانه ترین آگهی های تبلیغاتی پپسی ( کمپین : معرفی قوطی جدید پپسی با نام mini cans )
pepsiads6
خلاقانه ترین آگهی های تبلیغاتی پپسی ( کمپین : معرفی قوطی جدید پپسی با نام mini cans )

 

 

pepsiads16
خلاقانه ترین آگهی های تبلیغاتی پپسی ( کمپین : معرفی محصول جدید پپسی با طعم لیمو)

 

 

coca_cola_pepsi_26
خلاقانه ترین آگهی های تبلیغاتی پپسی ( کمپین :ترجیح پپسی به کوکا) تبلیغ سیتی: در این پوستر پپسی به طرز بسیار ظریفی ترجیح و ارجحیتی برای خود نسبت به کوکا کولا ابراز می کند. قرار دادن قوطی جدید پپسی دقیقا در جای آرم و لوگوی بطری کوکاکولا

 

pepsiads4
خلاقانه ترین آگهی های تبلیغاتی پپسی ( کمپین :ترجیح پپسی به کوکا) تبلیغ سیتی: با اینکه هیچ نشانه ای از نام کوکا وجود ندارد ولی رنگ قرمز و فرم موج روی قوطی بلافاصله کوکاکولا را در ذهن مخاطب تداعی میکند.
pepsiads11
خلاقانه ترین آگهی های تبلیغاتی پپسی ( کمپین :ترجیح پپسی به کوکا) تبلیغ سیتی: معرفی محصول رژیمی جدید پپسی با نام مکس و تلقین داشتن طعم بسیار بهتر از کوکا (zero نام محصول رژیمی جدید شرکت کوکا) باز هم به چالش کشاندن کوکاکولا با نگاهی زیرکانه با شعار بهترین طعم بدون شکرMAX TASTE NO SUGAR
pepsiads71
خلاقانه ترین تبلیغات محیطی پپسی ( کمپین :معرفی پپسی مکس)

 

 

 

pepsiads5
خلاقانه ترین تبلیغات محیطی پپسی
روز ملی دوستی


تقریبا هر كاری كه شركت كوكا كولا برای بازاریابی  انجام می دهد می تواند به عنوان یك درس و الگو برای سایر شركت ها استفاده شود. به این نمونه اخیر توجه كنید . 

20 جولای در كشور آرژانیتن روز ملی دوستی است. شركت كوكا كولا به همین مناسبت دستگاه فروش خودكار غول پیكیری ساخته و در این روز در شهرهای آرژانیتن مستقر كرده بود كه افراد برای خرید از این دستگاه ها  نیاز به كمك دوستانشان داشتند تا بتوانند دستشان را به بخش انداختن پول و دریافت نوشابه برسانند.

البته این همه ماجرا نبود. با انداختن پول یك نوشابه به دستگاه ، این دستگاه دو نوشابه را تحویل می داد. (یكی بخر دوتا ببر)

 


صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :