برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

معامله رو در رو و تجارت فرد با فرد از جمله این واژه ها و عملكردهاست. موضوعی كه بشر همواره برای ادامه زندگی خود در ذهن پنداشته تولد گونه های جدیدی از تعاریف با ذات قدیمی بوده كه خود با طراحی و پیاده سازی و نوآوری بدان دست یافته است.

امروز معاملات در محیط های مجازی نیز به راحتی انجام می پذیرند و موضوعیت آن با توجه به زیرساختار پایه ،عناوین تجارت الكترونیك ، معاملات الكترونیك ، بورس الكترونیك ، بانكداری الكترونیك ، پول الكترونیك و از این قبیل به خود گرفته است.

آنچه شواهد نشان می دهد پیدایش شبكه های ارتباطاتی و توسعه مبانی آن است كه موجبات تجلی عناصر نوینی را فراهم كرده است. وجود شبكه های ارتباطاتی، پایگاهی برای فناوری اطلاعات است تا زمینه های نرم افزاری رشد و توسعه مبانی سیستم های تجارت الكترونیك ، آنلاین و آفلاین را فراهم كند.

در این میان بورس یكی از عناصر مهم در اقتصاد و تجارت است كه امروزه بصورت الكترونیكی هم جلوه گر شده است. در حال حاضر در تمامی كشورهای پیشرفته و اكثر اقتصادهای در حال توسعه بازارهای بورس وجود دارد. در کشور ما نیز بورس اوراق بهادار محل مبادلات بورس است. بزرگ ترین بازارهای بورس جهان در امریكا ، انگلستان ، آلمان ، فرانسه و ژاپن واقع است.

قدرت واقعی شبكه جهانی اینترنت در تغییر روش های سرمایه گذاری و افزایش میزان صرفه جویی كاربران، در پدید آوردن یك بورس الكترونیك خودكار و متمركز نهفته است ؛ در این شیوه ، مبادلات الكترونیكی ، واسطه های حرفه ای و مبالغ اضافی را كه آنها برای كاهش ریسك و افزایش نقدینگی بوجود می آورند حذف می كند بنابر این سرمایه گذاران بیشتری جذب شده و هزینه های معاملات نیز سقوط می كند.

با به كارگیری زیرساخت ارتباطات الكترونیكی ،سرمایه گذار می تواند سهام خود را دربازار بورس الكترونیك به فروش برساند. این امر، امكان معاملات الكترونیكی را در دامنه قیمتی مد نظر در اختیار او قرار می دهد.

مشتری می تواند فهرستی از سفارشات را تهیه و در صورت تمایل به خرید با یك " كلیك " معامله را انجام دهد. برای فروش سهام، سرمایه گذار می تواند سفارش خود را "ارسال كرده" و منتظر بماند تا مشتری احتمالی معامله را كامل كند. اگر دو سفارش در نرخ و تعداد همخوان شوند، سیستم بصورت خودكار معامله را ثبت كرده و به این ترتیب سهام  واگذار می شود.

اما در این میان و در بورس صفر و یك ( الكترونیكی ) ، كلاهبرداری مشتریان، جعل هویت، فساد پرونده ای و سرقت، جملگی دغدغه های منطقی علاقمندان معاملات الكترونیك است كه البته پیشرفت های حوزه تجارت الكترونیك و افزایش حجم معاملات اینترنتی طی سال های اخیر تا حد زیادی از این نگرانی ها كاسته است.

 

توازن بین کار و زندگی

این چک ‌لیست، شیوه‌ هایی را پیشنهاد می‌ کند که مدیران می‌ توانند به کمک آنها توازن میان کار و زندگی کارکنانشان را افزایش دهند. این شیوه ارزشیابی نیازهای کارکنان، توازن برنامه کار - زندگی و سیستم پرداخت مزایا را ایجاد می ‌کند.
● تعریف
توازن بین کار و زندگی یکی از نیازهای اساسی سازمان ‌ها و خانواده‌ های کسانی است که در این سازمان‌‌ ها کار می‌ کنند. اگر کسب و کارها بتوانند فشارهای خانواده و دیگر فشارهای وارده بر کارکنان را درک کنند، این امر هم به نفع خودشان است و هم کارمندان را قادر می ‌سازد تا از عهده‌ این فشارها برآیند. معمولاً این توازن مرتبط با ساعات کاری انعطاف ‌پذیر، اوقات کاری و شیوه‌ های مرتبط کاری است.

پیشرفت توازن بین کار و زندگی، اهمیت زیادی برای تمامی کارکنان دارد، نه فقط کسانی که دارای فرزندان کوچک هستند.
● مزایا
اگر کارمندان بتوانند توازن خوبی بین کار و زندگی خانوادگی خود ایجاد کنند، مزایای زیر حاصل خواهند شد:
▪ عملکرد بهتر کارکنان و افزایش بهره‌ وری آنان
▪ انگیزش بیشتر و چرخش کمتر کارکنان
▪ غیبت کمتر و کاهش میزان بیماری کارمندان
▪ کاهش فشار و استرس
▪ استخدام و حفظ بهتر کارمندان
▪ بهبود تصویر بهتر سازمان در جامعه
● معایب
▪ نماد پیدا کردن بهبود عملکرد سازمانی فرآیندی زمان‌ بر است و به تلاش و زمان زیادی نیاز دارد.
▪ در شرکت‌ های کوچک شده و تؤام با تعدیل نیرو، شرایط انعطاف‌ پذیر کاری باعث خواهد شد که برخی کارمندان کار بیشتری و برخی دیگر کار کمتری انجام دهند
▪ اگر عدالت رعایت نشود، ممکن است برخی کارمندان باعث رنجش برخی دیگر شوند.
▪ احتمال دارد شرایط انعطاف‌ پذیر کاری برای حفظ ساختار و فرهنگ سازمان مشکل ‌ساز باشد.
▪ وقتی سیاستی اعلام شد، تغییر آن بسیار دشوار می ‌شود حتی اگر شرکت با مشکلاتی جدی روبرو شود.
● چک لیست عملی
۱) نیازهای کارکنان را در یابید و ببینید کدام یک از آنها هنوز مرتفع نشده‌ اند
نخست ببینید، کارمندان در زمینه‌ توازن بین کار و زندگی با چه تضادهایی مواجه هستند. شما می ‌توانید وضعیت خانواده (مانند تعداد فرزندان یا افراد مسن همراه آنها) و نتایج تعهدات خانوادگی آنها (مانند حجم فزاینده‌ اضافه کاری یا تعداد روزهایی که فرد نمی‌ تواند سر کارش حاضر شود) را ارزیابی نمایید. از طریق انجام مصاحبه، ببینید چه تعداد از کارکنان می‌ خواهند کارشان را به دلیل موضوعات خانوادگی رها کنند.
از نتایج حاصله برای بهبود توازن بین کار و زندگی استفاده نمایید. آن را با برون ‌دادهای اصلی شرکت مقایسه و نتیجه را به اطلاع تأثیرگذارترین افراد سازمان و همچنین گروه‌ های علاقه ‌مند مانند اتحادیه‌ های کارگری برسانید.
قبل از پردازش نتایج، مهم است که منابع مالی و پرسنل کلیدی را برای اجرا و حفظ این فرآیند مشخص نمایید.
۲) بر فرهنگ سازمان تمرکز نمایید
باید فرهنگ و فضای سازمان مساعد برای انعطاف‌ پذیری باشد، در این خصوص ترغیب روش ‌های کاری اعطای اختیارات به کارکنان در دستور کار قرار گیرد. این عنصری حیاتی است.
نه تنها مدیران می باید نتایج حاصل از انعطاف ‌پذیری سازمان برای جلوگیری از سوءاستفاده را تضمین نمایند ، بلکه کارمندان نیز نباید احساس وفاداری خود را از دست بدهند یا کسانی که عملکرد ضعیفی دارند، آن را یک مزیت تلقی کنند. به جای تأکید بر حضور افراد، باید آن را بر تأکید بر عملکرد و نتایج تغییر داد.
با نگاهی به ساختار سازمان ببینید آیا این امر باعث توازن بین کار و زندگی می‌ شود یا آن را محدود می‌کند. سلسله مراتب موجود در رویکرد فرمان و کنترل، برای اجرای اثربخش معیارهای جدید مناسب نیستند. یک سازمان انعطاف ‌پذیرتر که در آن کارمندان در قالب تیم‌ کار می ‌کنند و از اختیارات کافی برخوردارند، اجرای چنین فرآیندی ساده ‌تر است. نکته‌ حائز اهمیت تبدیل مدیران به مثال ‌هایی خوب است، تا توازن بین کار و زندگی به بخشی از فرهنگ سازمان در تمامی سطوح آن تبدیل شود.
۳) اثربخشی فردی و سازمانی را افزایش دهید
یک بخش مهم از تحقق توازن بین کار و زندگی، تضمین این امر است که در این معادله، کار به اندازه‌ کافی مورد توجه قرار گیرد. مدیریت زمان، اعطای اختیارات، تعیین اولویت ‌ها و پردازش اطلاعات برای اجتناب از حجم اضافی کار، مهارت ‌هایی هستند که ساعات کار و استرس را کاهش داده و در عین حال سطح یکسانی از بهره‌ وری را حفظ می ‌کنند. مثلاً این امر می ‌تواند بر زندگی خانوادگی تأثیر بگذارد یا اینکه کارمندان را شب‌ ها که به خانه می ‌روند، خسته و مضطرب باقی بگذارد.
شیوه ‌هایی را در نظر بگیرید که به کمک آنها بتوان فعالیت‌ های سازمان را توسعه و زندگی کارمندان برای اجتناب از استرس و خستگی بیشتر را افزایش داد.
۴) برنامه های مدون توازن کار و زندگی و مزایای آن را مشخص کنید
هیچ رویکرد واحدی ایجاد توازن وجود ندارد: باید مجموعه‌ای انعطاف ‌پذیر از برنامه های مدون به کار گرفته شوند در این مورد، موارد زیر را در نظر بگیرید:
▪ ساعات انعطاف ‌پذیر کاری: به کارکنان اجازه دهید، ساعات کاری را منطبق با ابعاد مهم زندگی خانوادگی آنها تنظیم کنند.
▪ فهرست شخصی کارها: این فهرست در مورد کارکنان و در قالب تیم ‌ها کاربرد دارد و می ‌تواند شرایط کاری خود را با نیازهای دیگران منطبق سازد.
▪ سیستم پوششی: کارکنان را طوری تقسیم کنید که بتوانند کار یکدیگر را پوشش دهند و در صورت لزوم برخی آنها به مرخصی بروند و در عین حال از مسئولیت‌ ها و وظایف یکدیگر مطلع باشند.
▪ محیط کار انعطاف ‌پذیر: کار در دفاتر مختلف یا از طریق خانه، به صورت دایمی یا مقطعی، می‌ تواند به کارکنان کمک نماید تا هم مسئولیت های خانوادگی خود را انجام و زمان رفت و برگشت خود به محل کار را کاهش دهند.
▪ مرخصی‌های ویژه: هر ساله مرخصی‌ها با حقوق یا بدون حقوق را برای کارکنان در نظر بگیرید و به کارمندان اجازه دهید بدون اینکه از مرخصی‌ های معمول خود استفاده نمایند، اقدام به حل مشکلات شخصی خود نمایند
▪ استراحت‌های شغلی: این نوع مرخصی ‌ها می ‌توانند زمان های گوناگونی داشته باشند و از آنها برای تحصیل، سفر، تربیت کودکان، انجام کارهای داوطلبانه یا بسیاری دیگر از فعالیت ‌ها که می‌ توانند زندگی شغلی و خانوادگی افراد را بهبود بخشند، استفاده می ‌شود.
▪ مشاوره، راهنمایی و منابع اطلاعاتی: نه تنها درباره‌ موضوعات کاری بلکه در مورد موضوعات خانوادگی همچون تربیت کودکان، موضوعات مالی، موضوعات پزشکی و غیره به افراد خود راهنمایی و مشاوره بدهید.
▪ کمک هزینه‌ مراقبت از کودکان و سالخوردگان: ممکن است همیشه نتوان از مهدکودک استفاده کرد اما پرداخت کمک هزینه‌ مهدکودک یا هزینه‌ استخدام پرستار در منزل می ‌تواند یک گزینه‌ مفید باشد.
▪ خدمات سرایداری: به کمک این روش، کارمندان، بهتر و ساده ‌تر مسئولیت ‌های خانوادگی خود را بر عهده می گیرند.
مسلماً بکارگیری همه‌ این روش‌ ها میسر نیست. باید فهرستی از چنین مزایایی تعیین شوند و کارکنان نیز ضمن دریافت کمک هزینه، خودشان نیز بخشی از هزینه‌ ها را قبول کنند. مسلماً می ‌توان چنین هزینه‌ هایی را با شرایطی ساده، از حقوق ماهیانه‌ افراد کسر کرد.
۵) مدیران را مطلع و به آنان آموزش دهید
رشدِ توازن بین کار و زندگی نه تنها به نوع برنامه انتخابی بلکه به اجرای آنها بستگی دارد. این امر باید در کل سازمان اجرا شود. مدیران باید در مورد مزایای موجود و همچنین ارایه‌ مشاوره به کارکنان، آموزش ببینند. می ‌توان موضوعات مرتبط با توازن بین کار و زندگی را با طرح ‌های آموزش سالانه‌ کارکنان و ارزیابی ‌های عملکرد تلفیق کرد. بدون شک، کاهش استرس افراد از طریق برنامه‌های انعطاف پذیر بر ارتقای افراد و استفاده‌ آنها از فرصت‌های شغلی تأثیر می گذارد.
۶) برنامه ها و مزایای آنها را اعلام کنید
گزینه ‌های موجود را به اطلاع افراد برسانید. سعی کنید این اطلاعات را به نحوی ارایه کنید که به راحتی برای آنها قابل درک باشد. دقت نمایید، همه‌ کارکنان چه به صورت مکتوب و چه به صورت الکترونیکی، به این اطلاعات دسترسی داشته باشند.
۷) با سنجش میزان رضایت کارکنان و مشتریان، موفقیت توازن بین کار و زندگی را ارزیابی نمایید
مهم است با روزآمد کردن برنامه‌ ها ایجاد توازن بین کار و زندگی، مزایای آنها را حفظ و توسعه دهید. با سنجش رضایت و عملکرد کارکنان و بررسی عواملی همچون نرخ حفظ کارمندان، می ‌توان کارآیی این برنامه ‌ها را سنجید. به طور مستمر بر بازخورد ها نظارت کنید، آیا برنامه ها و اجرای آنها به درستی انجام می ‌شود.
● برای توازن بین کار و زندگی
▪ بایدها
ـ مطمئن شوید که برنامه توازن بین کار و زندگی شما جامع است و همگان می‌ توانند از آن منتفع شوند.
ـ عنوانی جذاب را برای برنامه توازن بین کار و زندگی خود انتخاب نمایید.
ـ مطمئن شوید که مدیرانتان از شما حمایت می‌ کنند و دیگر کارمندان را از انعطاف‌ پذیری در کار مأیوس نمی‌ کنند.
ـ تشریفات اداری را به حداقل برسانید و شرایط ایجاد توازن بین کار و زندگی را ساده و سریع سازید.
▪ نبایدها
ـ سعی نکنید توازن بین کار و زندگی را بر دیگران تحمیل نمایید یا آن را بدون مشاوره و همکاری دیگران ارایه نمایید
ـ فرض نکنید که فقط باید والدین و سالخوردگان همراه کارکنان خود را هدف قرار دهید.
ـ فکر نکنید انعطاف ‌پذیری تنها برای محیط ‌های کاری خاصی مناسب است.
▪ پرسش ‌های مهم
ـ آیا می‌ دانید میزان مرخصی ‌های استعلاجی در سازمانتان چقدر است؟
ـ اگر فردی مرتباً تأخیر ‌کند، علت آن را می ‌دانید؟
ـ اگر در مورد تعهدات کار و زندگی بحث کنید، احساس می ‌کنید که وفاداریتان زیر سؤال خواهد رفت؟

به نظرتان آیا می توانید مهارت های گفتاری و محاوره ای خودتان را ارتقاء دهید؟ البته که می توانید.
ممکن است تغییر عادت های گفتاری که در طول زندگی در شما به وجود آمده دشوار باشد و زمان ببرد، اما مطمئن باشید که امکان پذیر است.
اجازه بدهید راست و پوست کنده به سراغ نمونه هایی از اشتباهات رایج که خیلی از ما در مکالمات خود مرتکب می شوید برویم. درضمن راه حل هایی هم برای آنها پیشنهاد کرده ایم.

۱) گوش ندادن
ارنست همینگوی می گوید: "من دوست دارم گوش کنم. چیزهای خیلی زیادی را از با دقت گوش کردن یاد گرفته ام. بیشتر مردم هیچوقت گوش نمی کنند."
شما مثل همه مردم نباشید. مشتاقانه منتظر نوبت حرف زدن خودتان نایستید. نفس خودتان را کمی عقب نگه دارید. یاد بگیرید که چطور واقعاً به حرف هایی که مردم میزنند گوش دهید.
وقتی شروع به گوش دادن کنید، بخش های مختلفی از مکالمه را باید در دست خود بگیرید. اما مسئله مهم این است که باید از جواب های کوتاه "آره" و "نه" به شدت خودداری کنید، چون در اینصورت طرف مقابلتان اطلاعات زیادی بروز نخواهد داد. مثلاً اگر دوستی برای شما تعریف می کرد که هفته گذشته با چند نفر از دوستانش به ماهیگیری رفته است، مثلاً می توانید از او بپرسید:
▪ برای ماهیگیری کجا رفتید؟
▪ چه چیز ماهیگیری را از همه بیشتر دوست داری؟
▪ به جز ماهیگیری چه کارهای دیگری کردید؟
به این روش فرد عمیق تر جریان را تعریف می کند و اطلاعات بیشتری در اختیارتان میگذارد و شما می توانید از میان این اطلاعات مسیرهای بعدیتان را هم برای صحبت کردن انتخاب کنید.
اگر طرف مقابلتان مثلاً ابتدا گفت: "اوم، نمی دونم"، تسلیم نشوید. کمی بیشتر ترغیبش کنید. دوباره سوال کنید. آنها می دانند، فقط باید کمی بیشتر درمورد آن فکر کنند. و وقتی سر درد دلشان را باز می کنند، مکالمه جالب تر خواهد شد.
۲) زیاد سوال کردن
اگر بیش از حد سوال کنید، مکالمه شکل بازجویی به خود می گیرد. یا ممکن است اینطور به نظر برسد که شما چیز زیادی برای درمیانگذاشتن با طرف صحبتتان ندارید. بهتر است سوالاتتان را با چند جمله توضیحی مخلوط کنید. با ادامه یافتن مکالمه و پیش رفتن آن می توانید سوالات را نادیده گرفته و بگویید:
▪ آره، خیلی خوبه که آدم آخر هفته با دوستاش یه جا بره و خوب استراحت کنه. ما هم شاید این آخر هفته با بچه ها رفتین پارک و گلف بازی کردیم.
▪ چه خوب، ما هم ماه پیش با قایق یکی از دوستام رفتیم ماهیگیری. از این طعمه های ساکامورا برده بودیم. واقعاً طعمه های خوبی بودند.
و از همین جا مکالمه تان گسترش پیدا می کند و موضوعات دیگری مثل گلف، مزیت یا عیب انواع مختلف طعمه یا نوشیدنی مورد علاقه تان وارد بحث می شود.
۳) سکوت ناخوشایند
در مکالمه با کسی که تازه با او ملاقات کرده اید یا وقتی موضوعات همیشگی تمام شده باشد، سکوت بدی حکمفرما می شود. یا ممکن است از اینکه نمی دانید این سکوت چه دلیلی می تواند داشته باشد، عصبی شوید.
▪ هیچوقت بدون خواندن روزنامه از خانه خارج نشوید. وقتی در مکالمه ای موضوع کم آوردید، می توانید در مورد اخبار روز صحبت کنید.
▪ می توانید در مورد اتفاقاتی که در مهمانی که در آن هستید، نظر بدهید. مطمئناً همیشه در اطرافتان موضوعی برای صحبت کردن درمورد آن هست.
▪ وقتی فرد جدیدی را ملاقات می کنید، یکی از بهترین روش هایی که می توانید با کمک آن از سرد شدن مکالمه جلوگیری کنید این است که احساس خودتان را وقتی با یکی از بهترین دوستانتان ملاقات می کنید، به خاطر آورید و تصور کنید که این فرد جدید هم یکی از بهترین دوستان شماست. البته حواستان باشد که زیاده روی نکنید چون ممکن است این فرد جدید علاقه نداشته باشد که در همان برخورد اول در آغوشش بگیرید و ماچ و بوسه اش کنید. درعوض با لبخند و رفتاری دوستانه و گرم با او برخورد کنید.
۴) طریقه بیان نامناسب
یکی از مهمترین مسائل در مکالمه این نیست که چه می گویید، این است که چطور آن حرف را بر زبان می آورید. تغییر در این رفتارها تفاوت عمده ای ایجاد می کند چون صدا و زبان بدن شما بخش مهمی از مکالمه را تشکیل می دهد.
▪ کمی آرامتر. وقتی از چیزی هیجان زده می شوید، معمولاً حرف زدنتان تندتر و تندتر می شود. سعی کنید کمی آرامتر شوید. به این طریق، گوش دادن برای مخاطبتان آسانتر شده و راحت تر صحبت هایتان را متوجه می شوند.
▪ صدایتان را بالا ببرید. نترسید و آنقدر بلند حرف بزنید که طرف مقابلتان بتواند به راحتی حرف های شما را بشنود.
▪ روشن و واضح حرف بزنید. زیر لب من من نکنید.
▪ با احساس صحبت کنید. اگر با لحنی یکنواخت حرف بزنید کسی علاقه ای به دنبال کردن حرف شما را نخواهد داشت. طوری صحبت بکنید که احساستان در صدایتان منعکس شود.
▪ بین صحبت هایتان مکث کنید. اینکار باعث می شود مخاطب دقیقتر به صحبت هایتان گوش دهد.
▪ موقع حرف زدن کمی به سمت طرف مقابلتان خم شوید. اینکار تاثیر حرفهایتان را بیشتر می کند اما دقت کنید که در اینکار نیز اغراق نکنید.
۵) پریدن وسط حرف دیگران
همه کسانی که در یک مکالمه شرکت می کنند باید به یک میزان فرصت حرف زدن داشته باشند. به هیچ عنوان وسط صحبت کسی، حرف او را قطع نکنید تا توجه مخاطبین را به خود جلب کنید. باید بتوانید بین حرف زدن و گوش کردن خود توازن ایجاد کنید.
۶) همیشه حق با شما باشد
به هیچ وجه سعی نکنید همیشه و در مورد هر موضوعی حق را به جانب خودتان بدانید. معمولاً مکالمات واقعاً یک بحث نیست و بهتر است اجازه بدهید حال و هوای خوب و دوستانه ای در آن جریان داشته باشد. اگر قرار باشد که در همه بحث ها شما برنده باشید، کسی چندان خوشحال نخواهد شد. پس به جای اینکار کمی عقب بنشینید، و تلاش کنید تا حال و هوای خوبی در گفتگویتان جریان یابد.
۷) صحبت کردن درمورد یک موضوع عجیب یا منفی
اگر در یک مهمانی یا جایی هستید که با کسی تازه روبه رو شده اید، بهتر است از پیش کشیدن بعضی موضوعات خودداری کنید. صحبت کردن درمورد وضعیت بد سلامتیتان یا رابطه بدتان با کسی، شغل بد و رئیس بداخلاقتان، قتل های زنجیره ای، زبان خاصی که فقط شما و یک نفر دیگر از آن سر در می آورد، یا هر چیز دیگری که انرژی مثبت جو را از بین می برد، موضوعاتی هستند که باید از آنها اجتناب کنید. همچنین بهتر است حرف زدن درمورد سیاست و مذهب را هم برای گفتگوهای دوستانه تان بگذارید.
۸) خسته کننده بودن
بدون توجه به اطرافتان، ۱۰ دقیقه بی وقفه حرف زدن در مورد ماشین جدیدتان اصلاً خوشایند به نظر نمی رسد. وقتی می بینید که مخاطبینتان کم کم حوصله شان سر می رود، باید آماده باشید که سریع موضوع را عوض کنید.
یک راه خوب برای اینکه همیشه موضوعاتی جالب برای صحبت کردن درمورد آن با دیگران داشته باشید، این است که زندگی جالب داشته باشید و روی مسائل مثبت زندگی متمرکز شوید. شروع نکنید درمورد شغلتان یا رئیستان غرغر کنید، هیچکس دوست ندارد این چیزها را بشنود. درعوض، درمورد آخرین مسافرتتان، یک خاطره جالب که یک روز موقع خرید برایتان اتفاق افتاده است، برنامه هایتان برای عیدی که در پیش است یا هر چیز جالب و بامزه صحبت کنید.
کاری که باید بکنید این است که طوری رفتار کنید که دیگران مجذوبتان شوند. با این روش خیلی راحت می توانید دوست پیدا کنید.
پس به جای اینکه در مکالمه تان با دیگران فقط به یک موضوع بچسبید و مدام تکرارش کنید، افق موضوعاتتان را کمی وسیعتر کنید و در مورد مسائل مختلف و جالب با مخاطبتان گفتگو کنید.
۹) متقابل رفتار نکردن
هر چه فکر می کنید را به زبان بیاورید و احساساتتان را مطرح کنید. وقتی کسی تجربه ای را با کسی درمیان می گذارد، شما هم باید در عوض یکی از تحربیات خودتان را با او شریک شوید. فقط روبه روی مخاطبتان نایستید و سرتان را تکان دهید یا جواب های کوتاه بدهید. وقتی کسی در مکالمه ای از خود مایه می گذارد، حتماً دوست دارد شما هم متقابلاً همین کار را بکنید.
اینجا هم مثل سایر موقعیت های زندگی نمی توانید بایستید تا دیگران قدم اول را بردارند. اگر لازم بود، شما نفر اول باشید و حرف هایتان را با طرف مقابلتان در میان بگذارید.
۱۰) حرفی برای گفتن نداشتن
ممکن است احساس کنید که حرف زیادی برای گفتن ندارید. اما باید سعی کنید. خوب به حرف های طرف مقابل گوش کنید و به حرف هایی که می زند علاقه مند باشید. سوال کنید و جواب های مربوط و مناسب بدهید.
چشمهایتان را هم باز کنید. از مهارت های بیناییتان استفاده کرده و موضوعات جالبی را در اطرافتان برای حرف زدن پیدا کنید. هر روز روزنامه بخوانید و موضوعات جالب و مفید برای حرف زدن پیدا کنید.
روی زبان بدنتان و نحوه حرف زدنتان کار کنید و مهارت های محاوره ای خود را ارتقاء دهید.
آسان بگیرید. لازم نیست همه این کارها را یکجا یاد بگیرید و انجام دهید. اگر بخواهید همه این روش ها را یکدفعه استفاده کنید، مطمئناً گیج می شوید. دو سه مورد از این مهارت ها را انتخاب کرده و هر بار در مکالماتتان استفاده کنید. خیلی زود خواهید دید که به طور اتوماتیک و ناخودآگاه همه این رفتارها و مهارت ها را در مکالماتتان استفاده می کنید.

http://7sinirooni.mihanblog.com/post/510

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :