برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

یکشنبه 9 شهریور 1399

دل کندنُ یادم نده ..!

نویسنده: ادمین   طبقه بندی: هایلایت، 

بین من و این وبلاگ، یک پیوندِ ناگسستنی وجود دارد.
و هر چقدر تلاش کنم از اینجا دور باشم بی‌فایده است. ..

 وبلاگ جان،

سال‌هاست که تو برای من همه‌ی کسی هستی که دارم. تمامِ دوستانم هستی. تو تمامِ آدم‌هایی هستی که حرف‌هایم را می‌شنوند.

وقت‌هایی که اینجا می‌نویسم و قهوه هورت می‌کشم و موزیک گوش می‌کنم، کافه‌ام هستی. ..پناهگاهم.



پی اس: عنوان از گرشا رضایی شنیدن ها ..


نتایج یک بررسی تازه نشان می‌دهد که نظریه‌های قبلی برای توضیح شیء ناشناسی که دو سال گذشته به منظومه‌ی شمسی وارد شده بود، می‌تواند صحیح نباشد. این بدان معنی است که این شیء همچنان گزینه‌ی احتمالی برخی از پژوهشگران برای فناوری فرازمینی است.

اوموآموا (Oumuamua) شیء مرموز میان‌ستاره‌ای بود که دو سال پیش به منظومه‌ی شمسی وارد شد. در آن زمان نیز به دلیل شکل خاصش جلب توجه بسیار کرد.


دنباله‌دار بی‌نشان اوموآموا


با گذشت دو سال هنوز توضیح جامعی برای این شیء ارائه نشده و یک پژوهش تازه نشان می‌دهد که هر توضیح جایگزین و به جز فناوری فرازمینی، کاملا نادرست خواهد بود. هرچند به عقیده‌ی بیشتر دانشمندان ایده‌ی این‌که ما فناوری بیگانه را در منظومه‌ی شمسی مشاهده کرده‌ایم بسیار دور از واقعیت است.

در اواخر سال ۲۰۱۷ منظومه‌ی شمسی ما به جسم گمشده‌ای در فضای میان‌ستاره‌ای رسید که به نظر می‌رسید جرمی طولانی و باریک است. سپس، مطالعات دقیق‌تر نشان داد که شتاب آن در حال افزایش است به گونه‌ای که گویی چیزی به آن فشار می‌آورد و دانشمندان هنوز از چرایی این موضوع مطمئن نیستند.

یک توضیح این است که این شیء توسط یک ماشین بیگانه مانند بادبان خورشیدی، یک بادبان نازک میلی‌متری که به محض تابش پرتو خورشید شتاب می‌گیرد، حرکت می‌کند. اخترفیزیکدان دانشگاه هاروارد «اَوی لئوب» (Avi Loeb) طرفدار اصلی این نظریه است.

با این وجود اغلب دانشمندان تصور می‌کنند که شتاب زیاد اوموآموا، ناشی از یک پدیده‌ی طبیعی بوده است. در ماه ژوئن یک تیم تحقیقاتی پیشنهاد کردند که هیدروژن جامد به طور نامرئی از سطح این جسم میان‌ستاره‌ای پراکنده شده و موجب سرعت بخشیدن به آن می‌شود.

اکنون در مقاله‌ی تازه‌ای که در روز دوشنبه ۱۷ آگوست (۲۷ مرداد) در «نشریه‌ی مقالات اخترفیزیک» (The Astrophysical Journal Letters) توسط لئوب و «تیم هانگ» (Thiem Hoang) از مرکز نجوم و فضای کره منتشر شده، بیان می‌شود که نظریه‌ی هیدروژن عملا نمی‌تواند درست باشد. این بدان معنی است که هنوز احتمال آن‌که فضای ما توسط بیگانگان بازدید شده باشد و این‌که ما در آن زمان واقعا شاهد حضور آنان بوده‌ایم، وجود دارد.

مسیر حرکت اوموآموا در منظومه‌ی شمسی
Credit: JPL Horizons/Nagualdesign

نظریه‌ی هیدروژن جامد

«داریل سلیگمن» (Darryl Seligman) یکی از نویسندگان نظریه‌ی هیدروژن جامد از دانشگاه شیکاگو می‌گوید: «اگرچه از دید ما این یک دنباله‌دار است اما یک مشکل با اوموآموا وجود دارد. این شیء مانند دنباله‌دار حرکت می‌کرد اما دنباله یا دم نداشت.»

اوموآموا نخستین شیئی بود که دانشمندان موفق به مشاهده‌ی ورود آن به منظومه‌ی شمسی شدند. این موضوع، بر خلاف اکثر اشیاء آسمانی شناخته شده است که به دور خورشید می‌گردند و از منظومه‌ی شمسی خارج نمی‌شوند.

مسیر سهموی این جرم و شتاب‌گیری آن نشان می‌داد که اوموآموا با حدود ۴۰۰ تا ۸۰۰ متر طول، باید یک دنباله‌دار باشد. به گفته‌ی سلیگمن، با این وجود هیچ دنباله یا گاز خروجی از آن شناسایی نشد.

به طور معمول، دنباله‌دارها از مناطقی می‌آیند که نسبت به سیارک‌ها بسیار از خورشید دورتر هستند و یخ‌های روی سطح آن‌ها با نزدیکی به خورشید مستقیما بخار می‌شود و دنباله‌ای از گاز یا آن‌چه را که ما با عنوان دنباله‌ای زیبا می‌شناسیم پشت سر می‌گذارد.

طبق یک نظریه، اوموآموا یک دنباله‌دار از جنس هیدروژن جامد است و به همین علت دنباله‌ی آن از روی زمین رصد نمی‌شود.

سلیگمن در این‌باره گفت: «خروجی گاز، شیوه‌ی حرکت دنباله‌دار را در فضا تغییر می‌دهد و تا حدی مانند یک موتور موشکی خیلی آهسته عمل می‌کند. خورشید که به دنباله‌دار می‌تابد، گرم‌ترین بخش‌های آن به صورت گاز خارج می‌شود و این خروجی گاز به نوبه‌ی خود باعث سرعت گرفتن بیشتر و دور شدن از خورشید می‌گردد.»

در مقاله‌ای که ۹ ژوئن (۲۰ خرداد) توسط سلیگمن و «گریگری پی. لافلین» (Gregory Laughlin) اخترفیزیکدان دانشگاه ییل منتشر شد، بیان شده که این دنباله‌دار از مولکول هیدروژن (مولکولی سبک با دو اتم هیدروژن) تشکیل شده است.

گاز H2 تنها در زمانی که خیلی سرد باشد (دمای منفی ۲۵۹٫۱۴ در جو زمین) به جامدی متخلخل و کم‌چگالی تبدیل می‌شود. پیش از این هم دانشمندان وجود هیدروژن جامد را در فاصله‌های بسیار دور و سرد فضا پیشنهاد داده بودند.

از سویی خروجی گاز به صورت هیدروژن از زمین قابل مشاهده نخواهد بود و دنباله‌ای نخواهد داشت. اگرچه برخی مواد دیگر مانند نئون جامد هم می‌توانست توضیحی برای این پدیده باشد اما هیدروژن بهترین ماده‌ی پیشنهادی بود.

فرضیه‌ی ماشین فرازمینی

در مقاله‌ی جدید هوانگ و لئوب، به این ایده پاسخ داده شده و بیان شده که نظریه‌ی خروج گاز هیدروژن یک مشکل اساسی دارد؛ دنباله‌دارها زمانی شکل می‌گیرند که دانه‌های یخ در فضا به هم می‌پیوندند و یک توده را ایجاد می‌کنند و سپس این توده‌ها گرد و غبار بیشتری را جذب می‌کنند. این توده‌ها مانند آدم برفی هستند و تا زمانی که ذوب نشوند زنده می‌مانند.

چسبندگی که به تشکیل دنباله‌دارها کمک می‌کند مانند چسبندگی قطعات یخی است که تازه از فریزر خارج شده باشند. اما قرار دادن یک قطعه یخ به مدت یک یا دو دقیقه روی سطح، باعث می‌شود سطح آن کمی گرم شود و دیگر چسبندگی نخواهد داشت بلکه یک لایه‌ی نازک از آب بین یخ و سطح باعث لغزش آن می‌شود. به همین شکل در صورت هیدروژنی بودن این جرم، تبخیر باید باعث از واپاشی آن می‌شده است.

هیدروژن جامد

هیدروژن جامد
Credit: Department of Theoretical Physics, Ural University

این دو پژوهشگر عنوان کردند که حتی نور ستاره‌ها در سردترین قسمت‌های فضا تکه‌های هیدروژن جامد را پیش از آنکه جمع شده و تشکیل یک دنباله‌دار بدهند گرم می‌کند. مهم‌تر اینکه نزدیک‌ترین «ابر مولکولی عظیم» که تصور می‌شود این قطعه از آن آمده باشد، خیلی دور است؛ به طوری که قطعه یخ هیدروژنی باید صدها میلیون سال در فضای میان‌ستاره‌ای حرکت کرده است و در این مدت بر اثر نور ستاره‌ها از هم پاشیده می‌شده است.

پژوهشی تازه بیان می‌کند که با توجه به منشأ احتمالی اوموآموا، این جرم در صورتی که از هیدروژن می‌بود باید در فضای طولانی میان‌ستاره‌ای تبخیر می‌شد و فرضیه‌ی ماشین فرازمینی بودن آن دور از تصور نیست.

منشأ اوموآموا

از سوی دیگر سلیگمن این تحلیل لئوب را که هیچ ستاره‌ی دنباله‌دار در چنین سفر طولانی باقی نمی‌ماند تا همه‌ی راه را از ابر بزرگ مولکولی طی کند، درست ارزیابی می‌کند اما وی افزود: «نظریه‌ی هیدروژن جامد، تنها در صورتی کاربردی است که اوموآموا فقط ۴۰ میلیون سال قدمت داشته باشد. در این بازه‌ی زمانی دنباله‌دار به این شکل بدون از بین رفتن می‌تواند شکل گرفته باشد.»

او به یک مقاله که در ماه آوریل منتشر شده اشاره کرد که برخی از مناطق اطراف منظومه‌ی شمسی را برای شکل‌گیری این دنباله‌دار پیشنهاد می‌دهد. پژوهشگران در این مقاله بررسی کردند که چه چیز دیگری از همسایگی راه شیری عبور کرده است که اکنون خورشید ما از میان آن می‌گذرد.

«تیم هالات» (Tim Hallatt) اخترفیزیکدان دانشگاه مک‌گیل مونترآل و نویسنده‌ی اصلی مقاله‌ی منتشر شده در ماه آوریل گفت: «ما به دو گروه متحرک از ستارگان رسیدیم. ستارگان جوان در گروه‌های متحرک شاه‌تخته (Carina) و کبوتر (Columba)»

همه‌ی آن‌ها حدود ۳۰ تا ۴۵ میلیون سال پیش در یک ابر گازی که سپس ناپدید شده شکل گرفته‌اند. این ابر کوچک و پراکنده‌شده از گاز مولکولی با تنها چند ستاره‌ی جوان، جایی است که قطعه یخ هیدروژنی ممکن است از آن آمده باشد.

هالات افزود: «فرآیندهای بسیاری وجود دارد که می‌تواند اشیائی مانند اوموآموا را از ستارگان جوان در گروه‌های متحرک گوناگون خارج کند، مانند محدوده‌ی برهم‌کنش گرانشی بین ستارگان در گروه، شکل‌گیری سیارات یا طبق استدلال سلیگمن ابرهای مولکولی که ستاره‌ها را در ابتدا به وجود آورده است.»

به گفته‌ی او که هر سه مقاله تقریبا به صورت مشترک فرض می‌کنند که اوموآموا یک قطعه هیدروژن یخی بوده که از کارینا یا کلومبو شکل گرفته است.

او گفت: «ایده‌ی سلینگمن و لافلین می‌تواند در اینجا کاربردی باشد زیرا اجرام هیدروژنی باید عمر کوتاهی در کهکشان داشته باشند (همان‌طور که لئوب نتیجه می‌گیرد) و اگر منشأ آن در کارینا یا کلمبو باشد به اندازه‌ی کافی جوان هست که سالم بماند.»

اما لئوب با این موضوع نیز مخالف است. او گفت: «کوتاه کردن مسیر طی شده توسط اوموآموا، مسائلی را که در مقاله‌ی ما مطرح شده، حل نمی‌کند. زیرا در صورت شکل‌گیری در این گروه متحرک، جرم هیدروژنی زمانی شکل گرفته است سیستم ستاره‌ای مولد آن تشکیل شده و این امر میلیاردها سال پیش بوده و تا امروز این جرم هیدروژنی باید تبخیر می‌شد.»

لئوب ادامه داد: «انتظار می‌رود که یخ‌های هیدرژنی از ابرهای مولکولی غول‌پیکر شکل گرفته باشند، نه قسمت‌هایی از فضا مانند گروه متحرک کارینا یا کلمبو؛ و هیچ کوه یخ هیدروژنی نیز نمی‌تواند از نزدیک‌ترین ابر غول مولکولی به منظومه‌ی شمسی رسیده باشد.»

او در پاسخ به این سؤال که آیا کاندیدای مشخصی برای شتاب این جرم ناشناخته وجود دارد یا خیر، به کتاب هنوز منتشر نشده‌ی خود با نام «فرازمینی: اولین نشانه از حیات هوشمند فراسوی زمین» اشاره کرد که در ژانویه ۲۰۲۱ منتشر (دی ۱۳۹۹) می‌شود.

منبع: Live Science

خطوط هوایی هر روزه در سراسر جهان در کنار مسافرین در حال حمل بارهایی هستند که حتما از آشنایی با آنها تعجب خواهید کرد. در این مطلب قصد داریم به معرفی عجیب ترین بارهایی بپردازیم که در خطوط هوایی جابجا می شوند.
عجیب ترین بارهایی که در خطوط هوایی جابجا می شوند شامل اسب‌ ها، مرغ‌ ها، ماشین‌ های لوکس، اجساد و حتی  پاندای occasional هستند. تصور کنید با چنین چیزهایی در ارتفاع 30 هزار فوتی در حال سفر هستید چه احساسی به شما دست خواهد داد؟

واکسن‌ها: واکسن‌ها و ویروس‌ها در حال پیمودن مسیر‌های پروازی جهان عموما یافت می‌شوند. خوشبختانه بسته بندی دارو‌ها به شدت سخت گیرانه است و آن‌ها در مخازن پیشرفته و تنظیم کننده‌ی دما منتقل می‌شوند. امارات صاحب یک داروخانه‌ی واقعی در فرودگاه بین المللی دبی است که در آن 43 هزار فوت مربع تجهیزات دارویی به عنوان یک منطقه‌ی انتظار عمل می‌کند.

خطوط هوایی

پانداهای عظیم الجثه: در سال ۲۰۱۵، انجمن حمایت از حیات وحش چین دو عدد پاندای عظیم الجثه را به باغ وحش Ouwehand در هلند قرض داد. به این مسافران خاص، بلیط فرست کلاس هواپیمایی Air France-KLM برای پرواز ۹ ساعته آن‌ها از چنگدو در چین، ارائه شد. به علاوه، برای پرواز در قفس‌های حمل و نقل سفارشی، پاندا‌ها یک سرپرست شخصی داشتند تا راحتی آنها را تامین کرده و برای آنها در پرواز، بامبو سرو کند.

خطوط هوایی

مواد منفجره و خطرناک: مسافران اجازه ندارند که با خود فندک، لپ تاپ یا حتی یک بطری آب بیاورند، اما مایعات شدیدا آتش گیر، مواد منفجره و مواد سمی، عفونی و رادیواکتیو عموما فضای سالن بار را درست زیر پای شما اشغال می‌کنند. در حقیقت، لوفتهانزا سالانه ۴۵۰۰۰ تن کالاهای خطرناک را جابجا می‌کند. دلیلی برای هشدار نیست زیرا مقررات ایمنی برای این موارد به شدت سفت و سخت هستند.

خطوط هوایی

ماشین‌های لوکس: همانگونه که مشخص است، ماشین‌های پرنده تنها یک ضمیمه‌ی مربوط به آینده در فیلم‌های علمی-تخیلی نیستند. در حقیقت، یک بویینگ ۷۴۷ ظرفیت حمل حداکثر ۴۶ وسیله‌ی نقلیه را دارد. اما از آنجا که آنها برای حمل و نقل هوایی بسیار گران هستند به طور مثال، یک آستون مارتین ۴۵۰۰۰۰ دلاری حدودا ۱۰۰۰۰ دلار هزینه بر می‌دارد، بیشتر ماشین‌هایی که شما در سالن بار تجاری متوسط خود خواهید یافت، ۲۰۰,۰۰۰ دلار یا بیشتر می‌ارزد. ضمنا وسایل نقلیه‌ی تولید انبوه عموما به صورت اکونومی کلاس منتقل می‌شوند به عبارت دیگر از طریق خشکی یا دریا.

خطوط هوایی

اسب‌های اصیل: با در نظر گرفتن قیمت میانگین تقریبا ۹۰,۰۰۰ دلار برای اسب اصیل، تعجبی نیست که خطوط هوایی برای آنها بلیط فرست کلاس در نظر می‌گیرد. نه تنها آخور‌های ویژه‌ی اسب در محل بار تعبیه شده‌اند و صندلی‌هایی برای مهتر در کنارشان، بلکه تعداد زیادی از هواپیمایی‌ها از جمله امارات، قطر و لوفتهانزا سالن‌های استراحت اختصاصی برای حیوانات در شهر‌های مرکزی خود دارند که با محل‌های نرمش و دامپزشک‌ها تکمیل میشوند.


خطوط هوایی

حشرات: این بار که صدای وزوز خفیفی را در میانه پرواز شنیدید، ممکن است این صدا از موتور نباشد. منطقه‌ی Kailua-Kona در هاوایی در زمره‌ی بزرگ‌ترین تولیدکنندگان ملکه‌های زنبور عسل در آمریکا است و این حشرات اغلب ممکن است در باربندهای هواپیماهای خطوط هوایی هاوایی در مسیرشان به سمت تولیدکنندگان عسل در سرزمین اصلی، یافت شوند. این هواپیمایی همچنین کندوهای یخ زده را برای استفاده‌ی شرکت‌های دارویی در دارو‌های ایمنی درمانی حمل می‌کند.

خطوط هوایی
اجساد: این موضوع که یک شخص از دنیا رفته است به آن معنا نیست که نمی‌تواند مانند بقیه‌ی ما سوار هواپیما شود. اگرچه دستورالعمل‌های صریحی درباره‌ی سایز تابوت و قوانین موجود برای پوشاندن افرادی که در اثر بیماری‌های عفونی درگذشته‌اند، وجود دارد، ممکن است شگفت‌انگیز باشد که بیشتر خطوط هوایی تجاری در جهان اجازه‌ی حمل اجساد در باربند‌های هواپیماهای مسافربری را می‌دهند.

خطوط هوایی

جوجه‌های کوچک: هواپیمایی‌ها فقط اجازه می دهند که جوجه‌های یک روزه و نه بیشتر حمل شوند. بلافاصله بعد از بیرون آمدن از تخم، جوجه‌ها می‌توانند تا سه روز بدون هیچ غذا یا آبی دوام بیاورند. پس از این بازه‌ی سه روزه، آن‌ها دیگر طاقت زنده ماندن در سفر هوایی را ندارند تا زمانی که عمرشان به شش هفته برسد.

خطوط هوایی

ماهی زنده: حمل و نقل ماهی تزئینی، تجارتی عظیم است، به طوری که لوفتهانزا به تنهایی بیش از ۸۰ میلیون موجود آبزی را در سال جابجا می‌کند. این شرکت هواپیمایی حتی متخصصانی را در استخدام دارد تا حیوانات را در هنگام بروز موقعیت‌های پزشکی اورژانسی درمان کنند. حمل برخی از موجودات دریایی برای مقاصد دیگری در نظر گرفته شده است.

خطوط هوایی

اندام‌های انسان: حساسیت زمانی در اندام‌های به شدت حیاتی که به صورت هوایی حمل می‌شوند، به هیچ وجه تاخیر را تحمل نمی‌کنند زیرا می‌تواند آن‌ها را در زمره‌ی مرموزترین مسافران قرار دهد. کلیه، ریه، مردمک چشم، قرنیه، قلب و مغز استخوان نمونه‌ی کوچکی از مجموعه‌ی اندام‌های انسان هستند که به صورت روزانه جابجا می‌شوند لوفتهانزا حمل چهار اندام در روز را گزارش می‌دهد.

خطوط هوایی

 

منبع 


جمعه 24 مرداد 1399

ویرایش نشده ها

نویسنده: ادمین   طبقه بندی: هایلایت، 

اینجا اگر چه گاه،
گل به زمستانِ خسته، خار می شود
اینجا اگرچه روز، گاه
چون شب تار میشود
اما بهار می شود !
من دیده ام که میگویم ..

دنباله‌دار نئووایز نخستین‌بار در تاریخ ۲۷ مارس ۲۰۲۰ توسط “کاوشگر نقشه‌بردار فروسرخ میدان وسیع” ناسا رصد شد و چند روزی است که به وضوح در آسمان کره زمین خودنمایی می‌کند. 

ظهور دنباله‌دار پرنور نئووایز این روزها توجه منجمان آماتور و علاقه‌مندان به آسمان شب را به خود جلب کرده است. دنباله‌داری پرنور که به راحتی با چشم غیرمسلح دیده می‌شود و سوژه بسیار جذابی برای عکاسی است. ظهور این دنباله‌دار پرنور در آسمان از آن دست اتفاقاتی است که به هیچ وجه نباید دیدن آن را از دست داد!

دنباله‌دار درخشان نئووایز؛ مسافری از اعماق فضا

نمای دنباله‌دار نئووایز بر فراز کوه‌های آلپ شرقی در فرانسه

تلسکوپ فضایی NEOWISE این دنباله‌دار را اوایل بهار امسال کشف کرد. در آن زمان نئووایز دنباله‌داری بسیار کم‌نور بود که رصد آن تنها با تلسکوپ‌های بزرگ امکان‌پذیر بود.

نئووایز یکی از پرنورترین و جذاب‌ترین دنباله‌دارهای ده سال اخیر است که از نیمکره شمالی زمین دیده می‌شود. ظهور دنباله‌دارها در آسمان اتفاقی غیرعادی نیست. اما ظهور دنباله‌داری درخشان و باشکوه چیزی نیست که هر سال اتفاق بیفتد. بیشتر دنباله‌دارها اجرامی کم‌نور و کوچک هستند که رصد آن‌ها فقط با ابزارهای رصدی ممکن است. دنباله‌دار نئووایز اما به اندازه‌ای پرنور است که به راحتی با چشم غیرمسلح دیده می‌شود. از سوی دیگر دم نسبتا بلند این دنباله‌دار نیز جذابیت آن را بیشتر می‌کند.

درخشش نئووایز در یک نگاه

اواسط تیرماه دنباله‌دار نئووایز به نزدیک‌ترین فاصله مداری از خورشید رسید و چند روزی درخشش خورشید مانع از رؤیت آن می‌شد.

مسافری از اعماق فضا

حساس‌ترین بخش سفر نئووایز در مدارش برای ملاقات با خورشید در ۱۳ تیر ۹۹ رقم خورد. در این روز دنباله‌دار به کمترین فاصله مداری از خورشید رسید و فقط حدود ۴۴ میلیون کیلومتر از ستاره مادر منظومه شمسی فاصله داشت. اگر در نظر بگیریم که عطارد در جایگاه نزدیک‌ترین سیاره به خورشید، چیزی حدود ۵۸ میلیون کیلومتر از آن فاصله دارد، می‌توانید حدس بزنید در فاصله ۴۴ میلیون کیلومتر از خورشید و حتی نزدیک‌تر، شدت گرما و فشار تابشی و باد‌های خورشیدی چنان به اوج می‌رسد که می‌تواند به انهدام هسته دنباله‌دار بینجامد و مهر تکه‌تکه شدن را بر سرنوشت دنباله‌دار‌هایی چنین جسور بزند.

این سرنوشتی است که بار‌ها برای دنباله‌دار‌ها رخ داده است؛ همین امسال در شرایطی که پیش‌بینی می‌شد دنباله‌دار‌های اطلس (ATLAS) و سوآن (SWAN) به پدیده کم‌نظیر آسمان شب در سال ۹۹ تبدیل شوند و دم زیبا، درخشان و پرشکوه خود را به رخ زمینیان بکشند، گرمای خورشید موجب شکسته‌شدن هسته آن‌ها و محو شدنشان از محدوده رؤیت با ابزار اپتیک آماتوری شد.

اما این بار خوشبختانه دنباله‌دار نئووایز از این ملاقات جانسوز به سلامت بیرون آمده است و حالا در مدار خود و در مسیر دور شدن از خورشید، شب به شب به نزدیک‌ترین فاصله مداری‌اش با زمین نزدیک‌تر می‌شود. اگر همه چیز خوب پیش برود، بعید نیست در شب‌های آتی با درخشش پرشکوه‌تر دنباله‌دار در آسمان شامگاهی روبه‌رو شویم و به این ترتیب میلیون‌ها نفر در سراسر جهان بتوانند این مسافر تازه ملاقات‌کرده با خورشید را در فاصله‌ای نزدیک‌تر نسبت به زمین با چشم غیرمسلح مشاهده کنند.

دم دنباله‌دار نئووایز

دنباله‌دار نئووایز اکنون در نیمکرۀ شمالی کره زمین در حال گردش است. دم‌های در حال رشد آن تقریباً شش درجه در این میدان دید تلسکوپی کشیده شده که قبل از طلوع آفتاب در تاریخ ۱۰ ژوئیه از برنو، جمهوری چک ثبت شده است. دم غباری گسترده و زرد رنگ این دنباله‌دار که با فشار تابش نور خورشید بیرون زده شده به راحتی مشاهده می‌شود. اما این تصویر همچنین دم ضعیف‌تر و مایل به آبی تیره‌تر این دنباله را نشان می‌دهد که متمایز از غبار بازتابندۀ دنباله‌دار است.

C F NEOWISE druckmullerدم ضعیف‌تر یک دم یونی است و با بیرون کشیده شدنِ یون‌های حاصل از کمای دنباله‌دار توسط میدان‌های مغناطیسی در باد خورشیدی و فلورسانس در نور خورشید تشکیل شده است. در این پرترۀ عمیق از بازدید کننده جدید منظومه شمسی بیرونی، دم‌های دنباله دار نئووایز یادآور دم‌های روشن‌تر دنباله‌دار بزرگ هیل-باپ، در سال ۱۹۹۷ است. به گفته منجمان این دنباله‌دار این ماه همچنان خواهد درخشید و در تاریخ ۲۲ جولای سال جاری (یک مرداد) در نزدیک‌ترین حالت خود به زمین خواهد رسید.

نئووایز را چطور دیده‌ایم؟

در هفته‌ای که گذشت دنباله‌دار نئووایز پس از اذان صبح در افق شمال شرقی آسمان سحرگاه در محدوده پایین‌تر از صورت فلکی ارابه‌ران (Auriga) و ستاره درخشان عَیوق (Capella)، از حدود یک ساعت پیش از طلوع خورشید همچون هاله‌ای مه‌آلود با دمی که خیلی سخت با چشم غیرمسلح مشاهده‌پذیر بود در هوای گرگ‌ومیش سحرگاه طلوع می‌کرد.

مسافری از اعماق فضا

از بخت بد ما ساکنان تهران و بسیاری از شهر‌های نیمه شمالی کشور، آسمان سحرگاه در بیشتر شب‌هایی که گذشت ابری یا نیمه‌ابری بود؛ به‌طوری که حتی وقتی به همراه جمعی از منجمان آماتور و عکاسان نجومی تهران در بامداد پنجشنبه ۱۹ تیر به ارتفاع ۲۹۰ متری برج میلاد تهران رفتیم تا این دنباله‌دار کم‌نظیر را در شرایط ویژه رصد کنیم، باز هم ابر‌ها به ما اجازه رؤیت این مسافر زیباروی آسمان شب را نداد. اما خوشبختانه در همین مدت بسیاری از عکاسان آسمان شب در کشور توانسته‌اند نما‌هایی حیرت‌انگیزی از شکوه این دنباله‌دار را در قاب دوربین‌های خود ثبت کنند.

زمان و مکان مناسب برای رصد دنباله‌دار نئووایز

در حال حاضر دنباله‌دار نئووایز پیش از طلوع خورشید کمی بالاتر از افق شمال شرق در آسمان می‌درخشد. برای رصد نئووایز بهتر است به رصدگاهی با افق باز و آسمان شفاف بروید. چرا که این دنباله‌دار ارتفاع زیادی از افق نمی‌گیرد.

بهترین زمان برای رصد نئووایز حدود دو تا یک ساعت پیش از طلوع خورشید است. با نزدیک شدن به زمان طلوع خورشید ارتفاع نئووایز از افق بیشتر می‌شود، اما روشن شدن آسمان رصد این دنباله‌دار را تا حدودی سخت می‌کند.

برای پیدا کردن این دنباله‌دار در آسمان کافی است رو به افق شمال شرق بایستید. این روزها سیاره زهره نیز در آسمان صبحگاهی قرار دارد و به راحتی می‌توانید آن را در آسمان ببینید. کمی آن سوتر ستاره درخشان عیوق (Capella) را نیز خواهید دید. عیوق پرنورترین ستاره صورت فلکی ارابه‌ران است که نئووایز این شب‌ها در آن جای گرفته است.

در مرحله بعد و با کمک نقشه زیر می‌توانید دنباله‌دار نئووایز را در آسمان پیدا کنید. نئووایز (حداقل در شرایط فعلی) با چشم غیرمسلح همچون خطی محو و نسبتا کم‌نور در آسمان دیده می‌شود. برای دیدن نمایی بهتر از این دنباله‌دار می‌توانید از دوربین دوچشمی و یا تلسکوپ با میدان دید باز استفاده کنید. حتی با استفاده از یک دوربین دوچشمی (شکاری) کوچک می‌توانید نمای بسیار جذابی از این دنباله‌دار ببینید.

برای رصد دنباله نئووایز نیاز چندانی به دور شدن از شهرها و آلودگی نوری نیست و حتی از محل سکونت‌تان (در صورت داشتن افق باز و آسمان شفاف) می‌توانید این دنباله‌دار را رصد کنید.

نئووایز در روزهای پیش رو مسیر حرکت خود در آسمان را ادامه خواهد داد و از ۲۲ تیر به مرور وارد آسمان شامگاهی خواهد شد. این دنباله‌دار در هفته‌های بعد در آسمان شامگاهی ارتفاع بیشتری از افق خواهد گرفت و پس از غروب خورشید و تاریک شدن آسمان بالاتر از افق شمال غرب خواهد درخشید. نئووایز از ۲۲ تا ۲۸ تیر هم در آسمان صبحگاهی و هم در آسمان شامگاهی قابل مشاهده خواهد بود.

مسافری از اعماق فضا

با ورود این دنباله‌دار به آسمان شامگاهی و افزایش ارتفاع آن در هفته‌های پیش رو احتمالا شاهد نمایشی باشکوه در آسمان خواهیم بود.

دنباله‌دار نئووایز اول مرداد به نزدیک‌ترین فاصله‌اش از زمین خواهد رسید و از ۱۰۳ میلیون کیلومتری سیاره‌مان گذر خواهد کرد.

چطور از نئووایز عکس بگیریم؟

اگر توانستید دنباله‌دار نئووایز را ببینید، مطمئنم دوست دارید از آن عکس هم بگیرید. این کار را می‌توانید با دوربین باکیفیت برخی گوشی‌های هوشمند که قابلیت نوردهی تا قریب به ۳۰ ثانیه و تنظیم ایزو و دیافراگم را برای کاربران خود مهیا می‌کنند، انجام دهید. فراموش نکنید از آنجا که در نور کم شامگاهی عکس می‌گیرید، بایستی حتما گوشی را روی سه‌پایه قرار دهید تا عکس شما تار نشود. با این حال حتما توصیه می‌کنیم اگر ممکن بود از دوربین‌های حرفه‌ای عکاسی که قابلیت تنظیم سرعت و ایزو و دیافراگم را دارند به جای دوربین گوشی استفاده کنید تا دستتان برای ثبت عکس با کیفیت‌تر باز باشد. همین‌طور اگر بتوانید از لنز‌های تله برای دوربین عکاسی بهره ببرید، بزرگنمایی بیشتری در اختیار خواهید داشت و می‌توانید از دنباله‌دار و دم زیبایش با جزئیات بیشتری عکس بگیرید.

تنظیم وضوح دوربین را روی ستاره‌های درخشان آسمان با استفاده از زوم اپتیکال در ویزور دروبین می‌توانید انجام دهید. بسته به‌شدت تاریکی آسمان، چیزی حدود یک تا چهارثانیه نوردهی با استفاده از ایزو بالاتر از ۱۶۰۰ می‌تواند برای گرفتن چنین عکس‌های کافی باشد. اما در نهایت وقتی دوربین را روی سه‌پایه نصب کرده‌اید، این شمایید که باید به تنظیمات مناسب نوردهی و دیافراگم و ایزو برای ثبت عکس برسید و فرمول قطعی برای عکاسی در این شرایط نمی‌توان ارائه کرد.

مسافری از اعماق فضا

منبع : جام‌جم، یورونیوز

امارات موفق شد فضاپیمای مریخی خود را راهی فضا کند و به اولین کشور منطقه عرب زبان تبدیل شود که به سیاره سرخ فضاپیما می‌فرستد. جالب این‌جاست که یک خانم ایرانی پشت ماجراست!

ماهواره امید امارات؛ یک خانم ایرانی پشت ماجراست

امارات موفق شد اولین ماموریت فضایی خود برای جست‌وجوی داده‌های مختلف از سیاره مریخ را آغاز کند.

این ماموریت که «امید» (Hope) نام دارد، اولین تلاش امارات برای رفتن به سیاره سرخ است.

مریخ‌نورد امارات ساعت ۲:۲۸ بامداد دیروز از مرکز فضایی «تانیگاشیما» (Tanegashima) ژاپن به فضا ارسال شد.

موشک حامل این فضاپیما نیز «H-IIA» ساخت صنایع سنگین میتسوبیشی بود.

این ماموریت روی پی بردن به اتمسفر و آب و هوای مریخ تمرکز دارد.

این موضوعی است که تاکنون تعداد زیادی از ماموریت‌ها به آن پرداخته‌اند، اما فضاپیمای «امید» امارات یک رویکرد جدید و جامع‌تر برای این موضوع خواهد داشت.

«امید» به محققان سراسر جهان کمک خواهد کرد تغییرات هوایی در سیاره سرخ طی یک روز و بین فصول مریخی را بهتر درک کنند.

امارات سابقه طولانی در پرواز‌های فضایی ندارد و برای اولین بار در سال ۲۰۰۹ میلادی در همکاری با یک شرکت کره جنوبی یک ماهواره به فضا ارسال کرد.

ماهواره امید امارات؛ یک خانم ایرانی پشت ماجراست

اولین ماهواره‌ای که در داخل امارات ساخته شد، یک ماهواره «رصد زمین» به نام «خلیف‌ست» (KhalifaSat) بود که در سال ۲۰۱۸ میلادی به فضا پرتاب شد.

ولی کاوشگر مریخی «امید» اولین تلاش امارات برای فراتر از زمین است. البته امارات برای انجام این مهم از دانش کشور‌های دیگر مانند آمریکا هم استفاده کرده است.


انجام ماموریتی سریع و ارزان

انجام ماموریت «امید» که «ماموریت مریخی امارات» هم نامیده می‌شود، برای اولین بار در سال ۲۰۱۴ میلادی به عنوان راهی برای توسعه اقتصادی و فناوری به همگان اعلام شد.

ماهواره امید امارات؛ یک خانم ایرانی پشت ماجراست

این ماموریت با چندین قید و بند پیش‌بینی شد: اگرچه که پروژه بر اساس همکاری‌ها است، تیم تحقیقاتی باید فضاپیما را می‌ساختند نه اینکه صرفا آن را بخرند.

شرط دوم این بود که فضاپیما باید تا قبل از دسامبر ۲۰۲۱ میلادی به مریخ برسد که با پنجاهمین سالگرد تأسیس امارات متحده عرب مقارن باشد.

با توجه به این مهلت این ماموریت باید در تابستان امسال انجام می‌شد.

دیگر شرط این بود که این ماموریت نمی‌توانست خیلی هزینه بر باشد. به گفته اماراتی‌ها کل ماموریت ۲۰۰ میلیون دلار برای آن‌ها هزینه برداشته است. البته این مبلغ شامل انجام ماموریت در فضا نیست.


سازمان فضایی امارات، پنجمین سازمانی که به مریخ فضاپیما فرستاده

تا به امروز تنها فضاپیما‌های ناسا، آژانس فضایی روسیه، آژانس فضایی اروپا و هند با موفقیت مریخ را ملاقات کرده‌اند.

ماهواره امید امارات؛ یک خانم ایرانی پشت ماجراست

اگر همه چیز به درستی پیش رود، امارات نیز به این گروه خواهد پیوست.

ولی داستان رفتن به مریخ همچنان ادامه دارد و چین هم در تابستان جاری در حال پرتاب اولین ماموریت مریخی خود است.


امید، حامل سه ابزار

فضاپیمای امید سه ابزار را با خود به مریخ می‌برد، یک تصویربردار، و دو طیف‌سنج. طیف سنج ابزاری است که برای اندازه‌گیری خصوصیات نور بر پایهٔ تجزیه طیف الکترومغناطیسی کاربرد دارد.

ماهواره امید امارات؛ یک خانم ایرانی پشت ماجراست

یکی از طیف‌سنج‌های امید روی نور فرابنفش کار می‌کند و دیگری روی مادون قرمز.

به این ترتیب این سه ابزار به امید این قابلیت را می‌دهند که جو نازک و غنی از دی‌اکسیدکربن مریخ را مورد مطالعه قرار دهد تا هوای سیاره سرخ را بهتر درک کند. البته امید مدار مریخی منحصر به فردی خواهد داشت.

در حالی که ابزار‌های این ماموریت بر اساس فناوری‌های موجود ساخته شده‌اند، فضاپیمای امید از تاکتیکی منحصر به فرد استفاده خواهد کرد تا اطلاعات علمی خود را جمع‌آوری کند.

این فضاپیما به مداری از مریخ سفر خواهد کرد که تاکنون هیچ کاوشگری نرفته است.

فضاپیما هر ۵۵ ساعت یک بار یک دور در اطراف استوای سیاره مریخ را تکمیل خواهد کرد و بر فراز ۲۰ هزار تا ۴۳ هزار کیلومتری از سطح مریخ خواهد بود.

این مسیر به کاوشگر این امکان را می‌دهد که در طول روز مریخی هوا را بررسی کند.


این زن، ماهواره امارات را به مریخ فرستاد

ساره الامیری از آن زمان، در این مسند عالی قرار دارد. وی به مجله علمی «نیچر» چاپ بریتانیا گفته است: «ما کشور جوانی هستیم که طبق معیار‌های جهانی، بسیار دیر وارد چنین رقابتی شده‌ایم.»

ماهواره امید امارات؛ یک خانم ایرانی پشت ماجراست

نشریه نیچر می‌نویسد که ماموریت کاوشگر «امید»، هنجار‌های اجتماعی در امارات را تغییر داده است. زنان ۳۴ درصد همکاران این ماموریت و ۸۰ درصد کادر علمی پروژه را تشکیل می‌دهند. این در حالی است که میانگین اشتغال زنان در بازار کار امارات تنها ۲۸ درصد است.

الامیری در دانشگاه آمریکایی شارجه تحصیل کرده و افزون بر پست وزیر «علوم پیشرفته»، رئیس تیم اکتشاف مریخ و رئیس شورای نخبگان علمی امارات نیز هست. او در سال ۲۰۱۵ از سوی "انجمن جهانی اقتصاد" جزو یکی از ۵۰ دانشمند برتر جوان دنیا انتخاب شد.

ماهواره امید امارات؛ یک خانم ایرانی پشت ماجراست

نکته قابل توجه این خانم ایرانی‌الاصل می‌باشد و دولت امارات امید فراوانی به جاه‌طلبی‌های وی بسته است. به نوشته روزنامه نیویورک‌تایمز، ساره امیری در حالی که به‌عنوان یک دختر در دوبی در حال قد کشیدن بود، مدام سرش در کتابی بود که عکس‌هایی از سیارات کهکشان راه شیری محتوایش بود. وقتی او به سن دانشگاه رسید، چندین فرصت مطالعاتی در خاورمیانه برای ساره وجود داشت، اما وی ترجیح داد که علوم کامپیوتری را دنبال کند. او تنها ۳۳ سال دارد و رئیس عملیات علمی و معاون پروژه تحقیقات فضایی در مریخ شده است. وظیفه این معاونت فرستادن کاوشگر به مریخ و ایجاد پایگاه تحقیقاتی در آن سیاره سرخ است. 

 

 

منبع: ایسنا، دنیای اقتصاد


بازگرداندن مجدد برخی از گونه‌های جانوری در معرض خطر به طبیعت و استقرار جمعیت‌های جدید از آن‌ها، اغلب کاری پرهزینه و دشوار است چرا که در طول این فرآیند می‌بایست یکسری تعهدات و الزامات بلندمدت نیز رعایت شود.

برنامه‌های گرفتن، بزرگ کردن، پایش و رهاسازی گونه‌های نادر مثل کندورهای کالیفرنیایی (California Condor)، شاهین‌های پرگرین(Peregrine Falcon)  و موش خرماهای پاسیاه(Black footed ferret)  اغلب میلیون‌ها دلار هزینه لازم دارد و در عین حال سال‌ها کار و تلاش را هم طلب می‌کند.

واقعیت این است که چنین برنامه‌هایی می‌توانند به شدت روی احساسات عمومی تاثیر بگذارند و اغلب انتقادات یا نکوهش‌هایی را هم به همراه دارند. از این برنامه‌ها ممکن است با عبارات تندی همچون دورریز پول، غیرضروری، دخالت نا‌به‌جا، کار ضعیف، یا غیراخلاقی یاد شود.

ما نظیر این جملات را بارها شنیده‌ایم:میلیون‌ها تومان هزینه کردند تنها برای یک پرنده زشت! چرا گرگ‌ها باید این‌جا باشند در حالی که جاهای دیگر به وفور یافت می‌شوند؟ ما نمی‌خواهیم کسی به ما بگوید که چه کار باید انجام داد! بیش‌تر حیوانات پس از رهاسازی مردند یا در آینده خواهند مرد! چرا آخرین افراد یک جمعیت به شدت در معرض خطر اجازه ندارند که دور از دخالت‌های انسان در آرامش زیست کنند؟

کرگدن

آخرین کرگدن سفید شمالی نر که سودان نام داشت، در تاریخ ۲۰ ماه مارس سال ۲۰۱۸ در کنیا مرد. مرگ این کرگدن خط بطلانی بر نجات یکی از منحصر به فردترین گونه‌های جانوری دنیا بود.

پاسخ همه این انتقادات می‌بایست بی‌پرده و سرراست توسط مسوولان و کارشناسان داده شود. اما در نهایت این مسوولان و کارشناسان هستند که باید استارت انجام کار را بزنند حتی اگر مخالفت‌هایی در این راستا وجود داشته باشد. علی‌رغم این‌که ممکن است که برای هر گونه در معرض خطر این راهکارها مناسب نباشد اما در هر صورت تکثیر در اسارت اصولی برنامه‌ریزی شده دارد و طرح‌های استقرار جمعیت‌های جدید می‌توانند بیش‌ترین امید برای حفاظت باشند بنابراین این برعهده کارشناسان حیات وحش است که در زمینه چنین برنامه‌هایی تصمیم‌گیری کنند.

مردم و حفاظت از گونه‌های جانوری

از آن جایی که تضادها و هیجانات زیادی در این قبیل موارد وجود دارد لذا طراحی برنامه‌هایی که جوامع محلی را در کار دخیل کنند، یکی از رموز اصلی موفقیت طرح است و این مورد در هر پروژه حفاظتی مصداق دارد.

لازم است که نیاز به این برنامه خاص و اهداف آن برای مردم تشریح شود تا مردم جامعه محلی نیز برای حمایت یا حتی مخالفت با آن قانع شوند. در بسیاری موارد، چنین برنامه‌هایی ارزش‌های آموزشی قابل‌ملاحظه‌ای هم دارند.

واقعیت این است که برنامه‌هایی بیش‌تر با موفقیت همراه هستند که بتوانند انگیزه لازم را برای اثرگذاری مردم فراهم کنند. چنین برنامه‌هایی نسبت به قوانین و محدودیت‌های سفت و سخت معمولا موفق‌تر هستند. به عنوان مثال به ساکنان ایالت وایومینگ  (Wyoming) که حیوانات اهلی مزارع و سگ‌هایشان توسط گرگ‌ها، زخمی و یا کشته می‌شوند؛ مستقیما مبالغی پرداخت می‌شود و آن تعداد معدود از گرگ‌هایی هم که به طور مستمر به دام‌ حمله می‌کنند، یا کشته یا از محل جا به جا می‌شوند.

گرگ

بازگرداندن گرگ های خاکستری به طبیعت همچنان یکی از چالشی‌ترین بحث‌های حوزه حیات‌وحش است. در ایران نیز سازمان حفاظت محیط زیست برای بازگرداندن مجدد گرگ‌های مجروحی که بهبود یافته‌اند، به طبیعت با چالش‌های بسیاری رو به روست.

همه این مقدمات کمک می‌کند که برنامه کماکان پشتوانه حمایت مردم محلی را داشته باشد. در ایران برای پیشگیری از مسموم کردن، به تله انداختن و تیراندازی به سوی گوشتخوارانی مثل پلنگ و گرگ تنها راهکار عملی به ویژه در محدوده‌ مناطق حفاظت‌شده، پرداخت غرامت نقدی در اسرع وقت و با کم‌ترین تشریفات اداری به دامداران زیان‌دیده می‌باشد. اما متاسفانه این مورد چندان که باید توسط سازمان حفاظت محیط‌زیست جدی گرفته نمی‌شود و پروسه پرداخت غرامت اغلب مدت‌های مدید طول می‌کشد که همین امر احتمال برخوردهای احساسی از جانب افراد زیان‌دیده را هم بیش‌تر می‌کند.

چگونه یک حیوان پرورش یافته در اسارت آماده ورود به طبیعت می‌شود؟

پستانداران پرورش یافته در اسارت و پرندگانی که قرار است رهاسازی شوند، می‌بایست نه ‌تنها دوری از شکارچیان را یاد بگیرند بلکه در عین حال رفتارهای اجتماعی را هم می‌بایست بیاموزند که بتوانند در محیط دوام بیاورند و ضمنا نسل خودشان را هم حفظ کنند.

بسیاری از حیوانات ممکن است که حتی پس از رهاسازی باز هم به یکسری حمایت‌های خاص از جانب انسان‌ها نیاز داشته باشند. برنامه‌های استقرار مجدد جمعیت‌ها نیازمند در نظر گرفتن روابط اجتماعی و رفتاری حیواناتی است که در طبیعت رهاسازی می‌شوند.

حیوانات اجتماعی به ویژه پستانداران و برخی پرندگان زمانی که در طبیعت رشد می‌کنند، محیط پیرامون خودشان را بهتر می‌شناسند و چگونگی برقراری ارتباط با سایر اعضاء گروه‌شان را نیز یاد می‌گیرند. اما حیواناتی که در اسارت پرورش می‌یابند، ممکن است که آن مهارت‌هایی را که لازمه بقاء در محیط‌ زیست طبیعی‌شان است را نداشته باشند و به علاوه مهارت‌های اجتماعی لازم برای آن که بتوانند با مشارکت یکدیگر غذا پیدا کنند، خطر را احساس کنند، جفت پیدا کنند، فرزندان خودشان را بزرگ و یا مهاجرت کنند نیز نداشته باشند.

سگ‌های آفریقایی

سگ‌های آفریقایی (African Wild Dogs, Lycaon pictus) که در اسارت متولد شده‌اند، اگر با سگ‌های وحشی گرفته شده از طبیعت نگهداری شوند، احتمال این که معرفی مجددشان موفقیت‌آمیز باشد، دو برابر می‌شود.

پستانداران و پرندگانی که در اسارت بزرگ می‌شوند، ممکن است که هم از جهت چگونگی پیدا کردن غذا در طبیعت و هم دور ماندن از شکارچیان چه پیش و چه حتی بعد از رهاسازی نیاز به یکسری آموزش‌های خاص داشته باشند. بنابراین انسان‌هایی که نقش مربی آن‌ها را برعهده می‌گیرند، گاه از عروسک و گاه از صورتک‌هایی که بتواند ظاهر و رفتار والدین آن‌ها را شبیه‌سازی کند، استفاده می‌کنند و از این طریق است که حیوانات جوان‌تر یاد می‌گیرند که چطور باید هم‌جنسان خودشان را از انسان‌ها تشخیص دهند.

در برخی موارد، از افراد وحشی همان گونه به عنوان مربی حیوانات در اسارت استفاده می‌کنند. تامارین‌های طلایی (Golden Lion Tamarin, Leontopithecus rosalia) که به نام مارموست طلایی (Golden Marmoset) هم شناخته می‌شوند، در اصل بومی جنگل‌های سواحل اقیانوس آتلانتیک در کشور برزیل هستند. از این گونه در معرض خطر انقراض، تنها قریب ۳.۲۰۰ فرد آن هم در نواحی جنوب‌ شرقی برزیل باقی مانده است و البته کل تعداد تامارین‌های در اسارت هم حدود ۴۹۰ فرد است که در ۱۵۰ باغ‌وحش در سرتاسر دنیا نگهداری می‌شوند.

تامارین‌های طلایی را گاه از طبیعت گرفته و با تامارین‌های در اسارت نگهداری می‌کنند تا افراد در اسارت کارهایی را که باید از افراد وحشی بیاموزند. تحقیقات در سایت‌های نگهداری و تکثیر در اسارت آفریقای جنوبی نشان داد که سگ‌های آفریقایی(African Wild Dogs, Lycaon pictus)  هم که در اسارت متولد شده‌اند، اگر با سگ‌های وحشی گرفته شده از طبیعت نگهداری شوند، احتمال این که معرفی مجددشان موفقیت‌آمیز باشد، دو برابر می‌شود.

چرا هر حیوانی نمی‌تواند در طبیعت زندگی کند؟

تجربه مدیریت حیات‌وحش در دنیا نشان می‌دهد که برخی حیوانات اگر یکسری مراقبت‌های خاص را دریافت کنند یا اگر پیش از رهاسازی به آن‌ها کمک شود، احتمال بقای بیش‌تری خواهند داشت. به این مراقبت‌های خاص و کمک‌ها رهاسازی ملایم یا (Soft Release) گفته می‌شود.

تامارین‌ طلایی

تامارین‌ طلایی یا مارموست‌ طلایی یک گونه در معرض خطر انقراض است که ۴۹۰ فرد آن‌ به منظور پروژه‌های حفاظتی در اسارت نگهداری می‌شوند.

بررسی‌ها حاکی از آن است که برخی حیوانات را حتی در مرحله رهاسازی هم می‌بایست توسط عوامل انسانی تغذیه و مراقبت کرد تا این که بتوانند روی پای خودشان بایستند، شاید گاهی هم لازم باشد که آن‌ها را دوباره بگیرند و این کار بدین‌ شکل است که رهاسازی به قصد معرفی برخی گونه‌ها در عمل زمان‌ ‌برتر از بقیه است چرا که طول می‌کشد که آن‌ها با محیط جدید مأنوس شوند.

جوجه‌ کندور کالیفرنیایی

جوجه‌ کندور کالیفرنیایی   (California Condor Chicks, Gymnogyps californianus) که در اسارت در حال رشد است و پژوهشگری که مسوولیت نگهداری از آن را دارد، با استفاده از یک عروسک خود را به شکل مادر این جوجه درآورده است. زیست‌شناسان دست‌اندرکار امر حفاظت امید دارند که با به حداقل رساندن تماس این پرندگان با انسان بتوانند شانس آن‌ها را برای بقا در طبیعت پس از رهاسازی افزایش دهند.


گروه‌های اجتماعی که ناگهان از اسارت در محیط طبیعی رها می‌شوند و هیچ‌گونه کمکی هم مثل مکمل‌های غذایی و …  دریافت نمی‌کنند یعنی اصطلاحا از طریق رهاسازی دشوار (Hard Release) وارد طبیعت می‌شوند، ممکن است که حتی از مناطق حفاظت‌شده دور شوند و نتیجه این عمل هم چیزی به جز هدر رفتن تلاش‌ها و هزینه‌ها نیست.

گاهی اگر احساس شود که حیوان نمی‌تواند در طبیعت دوام بیاورد یا قادر به بقا نیست، بالاخص در دوره‌های خاصی مثل دوره‌های خشکسالی یا کاهش مواد غذایی، دخالت انسان ضرورت پیدا می‌کند اما به هر حال در هر مورد، باید یک تصمیم گرفته شود و آن تصمیم این است که آیا بهتر است به یک حیوان خاص فرضا گاه و بیگاه کمک کرد یا این که باید به افراد آن گونه فشار آورد که برای زیستن متکی به خودشان باشند.

در ضمن نباید از یاد برد که تاثیرات فعالیت‌های انسانی اعم از کشاورزی یا حتی شکار در رهاسازی به طور دقیق می‌بایست مشخص شود و تاثیرات چنین فعالیت‌هایی تا حد امکان به حداقل برسد.

از حرف تا عمل

در سال ۱۹۹۵میلادی. (۱۳۷۴ ه.ش.) برنامه‌ای برای معرفی مجدد گرگ خاکستری به پارک ملی یلوستون (Yellowstone National Park) با هدف ایجاد تعادل جمعیت طعمه‌خواران، گیاهخواران و گیاهانی که پیش از دخالت انسان در منطقه حضور داشتند، آغاز شد.

مناطق حفاظت شده

تصویر داخل یک محدوده حفاظت شده را نشان می‌دهد، این مناطق حفاظت شده به فرت پاسیاه (Black Footed Ferret, Mustela nigripes) اجازه می‌دهند که محیطی تقریبا مشابه جایی که سرانجام در آن رها خواهند شد را تجربه کنند و با شرایط طبیعی آشنا شوند.

در چنین پروژه‌هایی گاهی این اتفاق می‌افتد که افراد یک گونه جانوری را از طبیعت می‌گیرند و سپس جای دیگری در قلمرو آن گونه خاص رهاسازی می‌کنند. این اتفاق هم اغلب زمانی می‌افتد که یک منطقه حفاظت‌شده جدید تاسیس می‌شود یا فرضا یک عامل تهدید جدید در زیستگاه فعلی، جمعیتی را در معرض خطر می‌دهد یا این که موانع مصنوعی و طبیعی، رفتارهای طبیعی یک گونه از جمله مهاجرت‌های طبیعی را بر هم می‌زند.

حال اگر امکان آن مهیا باشد، افراد را در نزدیکی همان محل یعنی جایی که حیوان ابتدا از آن جا گرفته شده و پیشینیان آن در همان جا حضور داشته‌اند، رهاسازی می‌کنند تا حداقل این اطمینان باشد که آن گونه می‌تواند از نظر ژنتیکی با محیط سازگار باشد.

یک شیوه خاص که در استقرار جمعیت‌های جدید و حفظ ذخایر به کار می‌رود، روش موسوم به «سرآغاز» است. این رویکردی است که در آن حیوانات در مراحل جوانی‌شان که آسیب‌پذیرتر هستند، در اسارت نگهداری  و سپس در طبیعت رهاسازی می‌شوند. رهاسازی لاک‌پشت‌هایی که تخم آن‌ها از طبیعت برداشت و در مراکز خاص پرورش داده شده، یکی از مثال‌های این روش است.

جمع‌بندی

اما معرفی مجدد و معرفی یک گونه به یک مکان کاملا جدید می‌بایست به دقت سنجیده شود تا به واسطه‌ی آن گونه‌ای که رهاسازی می‌شود، نتواند به اکوسیستم جدید آسیب بزند یا جمعیت گونه‌های در معرض خطری را که احتمالا در آن منطقه زیست می‌کنند، به خطر بیندازد.

پارک ملی

پارک ملی یلواستون قدیمی‌ترین پارک ملی دنیا

در جمع‌بندی این مطلب می‌توان این طور عنوان کرد که یک راهکار اساسی برای کمک به احیای گونه‌های در معرض خطر این است که جمعیت‌های وحشی و نیمه‌ وحشی جدید از گونه‌های کمیاب و در معرض خطر، در جایی دیگر تشکیل شود که این کار در اصل به افزایش تعداد جمعیت‌های موجود کمک می‌کند.

چنین برنامه‌هایی برای گونه‌هایی که تنها در اسارت زیست می‌کنند یا جمعیت‌های وحشی خیلی کوچک دارند، این امید را به وجود می‌آورد که بتوانند نقش‌های تکاملی و بوم‌شناختی خودشان را در جوامع زیستی‌شان ایفاء کنند.

جمعیت‌های وحشی طبیعی نسبت به جمعیت‌های محدود در اسارت، ممکن است در برابر بلایای طبیعی و حتی انسان‌محور مانند اپیدمی یا جنگ شانس کم‌تری برای بقاء داشته باشند. وانگهی، افزایش تعداد و ابعاد جمعیت‌ها به طور کلی احتمال انقراض یک گونه را کم خواهد کرد.

برنامه‌های استقرار جمعیت‌های جدید موثر نیستند مگر آن که فاکتورهایی که عامل کاهش جمعیت‌های وحشی اصلی است، به طور مشخص شناسایی و حذف شوند یا حداقل تحت کنترل قرار گیرند.

برای نمونه، جمعیت شاهین‌های پرگرین در سرتاسر گستره پراکنش‌شان در آمریکا به دلیل تاثیرات زیان‌بار د.د.تکاهش یافت. تصمیم درست این بود که پیش از آن که جمعیت‌های جدید از شاهین‌های مشکل‌دار تشکیل شود، کاربرد د.د.ت کلا ممنوع شود. پس، با شروع یک برنامه تکثیر در اسارت، شاهین‌های پرگرین سالم را در قلمروی سابق‌شان رهاسازی کردند و اکنون جمعیت آن‌ها در سرتاسر آمریکای شمالی به ویژه در مناطق شهری در حال احیا است.

نباید فراموش کرد که ملاحظات کافی می‌بایست در مورد افرادی که رهاسازی می‌شوند، رعایت شود به عنوان مثال هیچ بیماری نداشته باشند و احیانا آن بیماری را در محیط منتشر نکنند و شرایط را برای جمعیت‌های وحشی دیگر هم سخت نکنند.

منبع: ipfs aza

طراحی ویلای مکعب چوبی



طراحی ویلای مکعب چوبی شهر ماکو در استان آذربایجان غربی، حرکتی در جهت افزایش پتانسیل گردشگری در منطقه گاجوت میباشد، مانند پروژه ای تفریحی دیگری که اخیراً در این شهر به اجرا رسیده اند. "ویلای مکعب چوبی" ماکو یک ساختمان ساده با متریال سنگ سفید و چوب است که بدون هیچ گونه تزئینات و الحاقات ساختمانی طراحی شده و زینت بخش سایت سبز پروژه می باشد. ساخت و ساز این بنا درون گرایشی است؛ درونگرایی از دیدگاه ما در برابر فضاهای داخلی می آید، در حالی که برای بیننده خارجی زیبایی خود را پنهان می کند و از طریق یک پلتفرم از تماشاگر  دعوت می نماید تا به فضای داخلی ورود کند.



طراحی ویلای مکعب چوبی


معماری این ساختمان بازسازی حجم و فضا بود که با هدف تعریف رابطه بین معماری و بیننده شکل گرفت. تلاش در این پروژه در جهت انعکاس احساسات انسانی از طریق این ساختمان و تبدیل احساسات به محیط  و فضای ساخته شده بود. طبقه اول ویلا شامل یک اتاق خواب و یک حمام می باشد. بخش های ویلا در دو سطح همکف و طبقه اول توسط یک راه پله سبک به هم متصل می شوند. راه پله ادامه یافته و بالا به سقف منتهی می شود که به عنوان یک فضا برای مشاهده منظره های طبیعی اطراف عمل می کند. استخر نیز به قسمت غربی پلتفرم اضافه شده است تا تهویه طبیعی را در مکانی دنج بهبود بخشد.



طراحی ویلای مکعب چوبی


این ساختمان در منطقه ای با طبیعت بکر قرار دارد و سلطه طبیعت در نگاه اول به خوبی آشکار است. حجمها مستقل و همچنین ترکیبی هستند و سادگی فرمها با استفاده از دو ماده طبیعی با کنتراست بالا کاملا تاکید می شود. پنجره های بزرگ نیز به تصویر اضافه می شوند تا سیالیت و شفافیت محیط را فراهم کنند.


طراحی داخلی ویلا


معمار: آتلیه مکعب سفید
موقعیت پروژه: ماکو، آذربایجان غربی، ایران
معماران مسئول: رضا اسدزاده، شبنم خلیل پور
متراژ پروژه: 80 متر مربع
سال ساخت: 2017
عکاس: فرشید نصرآبادی


طراحی داخلی ویلا

طراحی ویلا
طراحی ویلا
طراحی ویلا
طراحی ویلا
طراحی ویلا
طراحی ویلا
طراحی ویلا


تحریریه معماری آرل
ویلا
منبع: archdaily.com & melk-bank.com

آینده ایستگاه فضایی بین‌المللی پس از پرتاب تاریخی اسپیس ایکس چگونه خواهد بود؟

با پرتاب فضاپیمای کرو دراگون اسپیس ایکس و آغاز عصر پروازهای فضایی خصوصی، رفت‌و‌آمد به مدار نزدیک زمین به‌زودی دگرگون خواهد شد.

با موفقیت پرتاب کرو دراگون شرکت اسپیس‌ایکس در هفته‌ی گذشته، ناسا دوباره توانست فضانوردان خود را از خاک ایالات متحده پرتاب کند و این به‌معنی تغییراتی در آینده‌ی ایستگاه فضایی بین‌المللی خواهد بود. خیلی زود، مجموعه‌ی جدیدی از فضاپیماهای سرنشین‌دار از ساحل فلوریدا پرتاب خواهند شد؛ در‌حالی‌که از سال ۲۰۱۱، از راکت سایوز روسی برای ارسال فضانوردان استفاده می‌شد.

اکنون، عصر جدید پروازهای فضایی سرنشین‌دار آغاز شده است؛ عصر فضاپیماهای خصوصی که درکنار یکدیگر انسان‌ها را به فضا و ایستگاه فضایی بین‌المللی خواهند برد. بدین‌ترتیب، شرکت‌هایی مثل اسپیس ایکس و ناسا و دیگر شرکت‌های تجاری مثل بوئینگ، با ارسال فضانوردان به ایستگاه فضایی براساس برنامه‌ای منظم، مفهوم ترافیک فضایی را به‌وجود می‌آورند.

هم‌زیستی مسالمت‌آمیز

پس از پایان برنامه‌ی شاتل فضایی در سال ۲۰۱۱، ناسا و روسکاسموس، سازمان فضایی روسیه، هم‌زیستی مسالمت‌آمیزی آغاز کردند. ناسا برای ارسال فضانوردان و شرکای بین‌المللی خود به ایستگاه فضایی بین‌المللی به روسیه نیاز داشت. درمقابل، روسیه هم از پول ناسا بهره می‌برد؛ چراکه هزینه‌ی فقط یک صندلی در کپسول سایوز روسی معادل ۸۰ میلیون دلار بود. رابطه‌ی ناسا و روسکاسموس به‌نفع هر دو سازمان بود. تاد هریسون، رئیس پروژه‌ی امنیتی هوافضا در مرکز استراتژی و مطالعات بین‌المللی (CSIS) می‌گوید:

وابستگی مشترک به رابطه‌ی کاری خوبی انجامید. با وجود رابطه‌ی سیاسی نه‌چندان خوب ایالات متحده و روسیه، این دو کشور در ایستگاه فضایی بین‌المللی همکاری تنگاتنگی داشتند.


اکنون با‌توجه‌به موفقیت جدید ناسا، رابطه‌ی همبستگی بین دو سازمان فضایی روسیه و ایالات‌ متحده به تکامل خواهد رسید. جیم برایدنستاین، رئیس ناسا، در گفت‌وگو با دیمیتری روگوزین، مدیرعامل روسکاسموس، درباره‌ی تبادل جایگاه در فضاپیماها مذاکره کرده است. برایدستاین می‌گوید:

درصورت نیاز به تکمیل فضانوردان آمریکایی و روسی، می‌توانیم جایگاهی برای فضانوردان روسی در کرو دراگون در نظر بگیریم و آن‌ها هم تمایل پیدا می‌کنند فضانوردان آمریکایی را با سایوز بفرستند. طبق آخرین گفت‌وگوهای من با دیمیتری روگوزین، معتقدم توافقی قوی شکل خواهد گرفت که به سود هر دو کشور خواهد بود.

سایوز

راکت سایوز روسیه

روگوزین رسما به ناسا و اسپیس ایکس تبریک گفت. این واکنش مثبت کاملا در تضاد با دیدگاه‌های روگوزین در سال ۲۰۱۴ است. در گذشته، وی تحریم‌های ایالات متحده علیه صنعت فضایی روسیه را محکوم کرده و پروژه‌ی کرو دراگون را به باد انتقاد گرفته بود. روگوزین در آن زمان توییتی با این مضمون منتشر کرد:

پس از تحلیل تحریم‌ها علیه صنعت فضایی‌مان، پیشنهاد می‌دهم ایالات متحده فضانوردان خود را با استفاده از ترامپولین (تشک پرتاب ژیمناستیک) به ایستگاه فضایی بین‌المللی پرتاب کند.

ایلان ماسک پس از پرتاب کرو دراگون در هفته‌ی گذشته، با توییت «ترامپولین کار می‌کند»، به روگوزین کنایه زد.

حقیقت این است که وابستگی ناسا به راکت سایوز روسیه باعث شد سازمان روسکاسموس روند تولید کپسول‌ها و راکت‌های خود را حفظ کند. این همکاری سرمایه‌ی زیادی نیز برای این سازمان به‌ارمغان آورد. هریسون می‌گوید:

مسئله اینجا است که روسیه منبع درآمد بزرگ خود در صنعت فضایی را از دست خواهد داد؛ زیرا ایالات متحده دیگر به خرید پروازهای سایوز نیازی ندارد.

به‌نقل از TASS، بودجه‌ی سال جاری روسکاسموس برابر با ۱۷۶ میلیارد روبل (۲/۷۷ میلیارد دلار) بود. این بودجه فقط بخش کوچکی از بودجه‌‌ی ۲۲/۶ میلیارد دلاری ناسا برای سال ۲۰۲۰ محسوب می‌شود. ناسا با خرید صندلی‌های سایوز، ۱۷ درصد بودجه‌ی سالیانه‌ی روسکاسموس را در سال ۲۰۱۸ پوشش می‌داد. باتوجه‌به تغییرات عملیاتی جدید، ممکن است تعداد پروازهای سایوز در آینده کاهش پیدا کنند. هریسون معتقد است:

ازنظر اقتصادی و آماری، آن‌ها رو به رکود هستند و بخت کمی برای پیشرفت دارند. از نظر توان فضایی، آن‌ها فناوری مناسبی دارند؛ اما در سال‌های پیش رو، نمی‌توانند با این فناوری کار کنند.

درحال‌حاضر، ناسا رابطه‌ی قوی خود با روسکاسموس را حفظ کرده و این سازمان برای پاییز امسال یک صندلی دیگر را در راکت سایوز روسی خریده است؛ اما پس‌از‌آن، تجارت جدیدی آغاز خواهد شد و آثار این تغییرات بر روسکاسموس بیشتر آشکار خواهند شد.

بازشدن راه‌های تجارت

گرچه اسپیس ایکس اولین شرکت خصوصی است که فضانوردان را به فضا فرستاد، تنها نهاد غیردولتی همکار ناسا محسوب نمی‌شود. بوئینگ هم در حال تولید کپسول خدمه‌ی خود به‌نام CST-100 Starliner است که هدفی مشابه کرو دراگون اسپیس ایکس دارد؛ اما هنوز تا فرستادن خدمه، راه زیادی در پیش دارد.

بوئینگ پرواز آزمایشی بدون سرنشین استارلاینر را ماه دسامبر شروع کرد که طبق برنامه پیش نرفت. در طول این مأموریت، نواقص نرم‌افزاری مانع از رسیدن کپسول به ایستگاه فضایی شدند؛ درنتیجه، این شرکت مجبور شد فضاپیما را بدون نمایش قابلیت‌های اتصال به ایستگاه فضایی به زمین بازگرداند. بوئینگ باید در زمانی نامعلوم در پاییز امسال، پرواز آزمایشی استارلاینر را تکرار کند. درنتیجه برای یک سال آینده، اسپیس‌ایکس یگانه شرکت خصوصی است که فضانوردان خود را به ایستگاه فضایی بین‌المللی ارسال می‌کند؛ اما اگر بوئینگ بتواند به‌صورت ایمن فضاپیمای استارلاینر را به ایستگاه فضایی وصل کند و سپس کپسول را به خانه بازگرداند، می‌تواند خدمه‌ی خود را به فضا بفرستد.

پرتاب کرو دراگون و استارلاینر به‌معنی آغاز عصر گردشگری فضایی خواهند بود

باتوجه‌به تغییرات یادشده، بسیاری از افراد معمولی هم به سفرهای فضایی به مقصد ایستگاه فضایی بین‌المللی خواهند پیوست. برایدنستاین هدف اصلی پروژه‌ی خدمه‌ی تجاری را این‌چنین عنوان می‌کند: بازگشت سفرهای فضایی سرنشین‌دار به خاک آمریکا؛ اما هدف دوم این پروژه بازکردن راه دسترسی به فضا است. بدین‌صورت که بوئینگ و اسپیس‌ایکس صندلی‌های خود را به مشتریان خصوصی می‌فروشند. ناسا به‌دنبال آن است که بهره‌برداری از فرصت‌های تجاری را در ایستگاه فضایی امکان‌پذیر کند؛ درحالی‌که در گذشته با این کار مخالف بود.

استارلاینر

آزمایش پرواز بدون سرنشین فضاپیمای استارلاینر شرکت بوئینگ

اسپیس ایکس هم برنامه‌های خود برای ارسال گردشگر به فضا را اعلام کرده است. این شرکت به‌دنبال ارسال چهار گردشگر در سفری به مدار زمین است و سال آینده نیز برای شرکتی خصوصی به‌نام Axiom، شهروندان خصوصی را به ایستگاه فضایی بین‌المللی خواهد فرستاد. هدف این شرکت ساخت ایستگاهی فضایی تا سال ۲۰۲۴ است. همچنین، به‌احتمال زیاد تام کروز، بازیگر هالیوود، برای فیلم‌برداری بخشی از یکی از فیلم‌هایش با کرو دراگون به ایستگاه فضایی بین‌المللی فرستاده خواهد شد.

رایج‌شدن سفرهای فضایی به‌شدت به قیمت آن‌ها وابسته است. قیمت یک صندلی در کپسول کرو دراگون ۵۵ میلیون دلار است؛ درحالی‌که هر صندلی در فضاپیمای استارلاینر بوئینگ ۹۰ میلیون دلار قیمت دارد. با اینکه اسپیس ایکس هزینه‌ی کمتری دارد، برای مشتری متوسط هر دو قیمت دورازدسترس هستند. هریسون بیان می‌کند:

بخش زیادی از سفرهای فضایی به میزان کاهش هزینه‌های اسپیس‌ایکس و بوئینگ وابسته است. اسپیس ایکس چشمان خود را به گردشگری فضایی دوخته و به افراد متمول پروازهای فضایی را پیشنهاد می‌دهد.

به‌عقیده‌ی‌ هریسون، هنوز راهی طولانی تا تجاری‌سازی ایستگاه فضایی بین‌المللی و استفاده از آن برای گردشگری خصوصی باقی مانده است. ناسا هم تمایل زیادی به تحقق این هدف دارد. پس از آنکه پرواز‌های اسپیس‌ایکس و بوئینگ نظم بیشتری گرفتند، دیگر شرکت‌های غیرفضایی هم به ارسال افراد و اموال به ایستگاه فضایی علاقه‌مند می‌شوند. هریسون درپایان می‌گوید: «باید قبل از هر کاری در زمینه‌ی تجاری‌سازی، منتظر آزمایش‌ها و سازگاری‌ها بمانیم».

منبع: سارا ارجمند

خلبان ‌ها در طول پرواز، به‌جز هدایت هواپیما، دیگر چه می‌کنند؟

حفظ هواپیما در مسیر انتخاب شده برای پرواز را سیستم خلبان خودکار هم می‌تواند انجام بدهد. پس کار خلبان‌ها چیست؟

بارها شنیده شده است که شغل خلبانی بسیار شبیه به کاری است که یک متخصص بیهوشی و بی‌حسی انجام می‌دهد. سر این افراد، همیشه در ابتدا و انتهای هر عملیات به‌شدت شلوغ است؛ اما در میانه‌ی کار کمی آسوده هستند و می‌توانند استراحت کنند. در واقع، پس از آنکه از حجم کارهای مربوط به برخاستن هواپیما از زمین کاسته شد، به همان اندازه از استرس موجود در کابین پرواز نیز کم می‌شود. خلبان، هواپیما را در حالت خودکار قرار می‌دهد تا کار خسته‌کننده و فرسایشی هم‌تراز نگه داشتن بال‌های هواپیما را به عهده بگیرد و هواپیما را در همان مسیری به پیش ببرد که سیستم مدیریت پرواز (FMC) از روی زمین تعیین می‌کند.

مسئولیت اطمینان یافتن از انجام کارها توسط سیستم خلبان خودکار به همان نحوی که از آن‌ها انتظار می‌رود، در هر حالتی بر دوش خلبانان است. با وجود این، زمانی که این سیستم مشغول انجام کار خود است آن‌ها فرصت کافی برای پرداختن به مسائل دیگر را دارند. در یک پرواز معمولی ۱۰ ساعته و زمانی که هواپیما در ارتفاع ۳۷ هزار پایی قرار می‌گیرد، کارهای زیادی هسنتد که باید انجام داد. در ظاهر این‌طور به نظر می‌رسد که خلبان‌ها فقط قرار است هواپیما را هدایت کنند؛ اما به‌طور یقین چنین نیست.

نظارت بر سوخت و زمان

سوخت‌گیری هواپیما

حدود نیم ساعت طول می‌کشد که هواپیمای سنگین‌وزنی مانند یک دریم‌لاینر ۷۸۷ از باند فرودگاه به هوا برخیزد و در ارتفاع کروز اولیه‌ی خود قرار بگیرد (منظور از ارتفاع کروز، همان ارتفاع ۳۵ هزار پا است). در طی این مدت، خلبان‌ها معمولا کار دیگری جز تمرکز روی پرواز و گفت‌وگو با برج مراقبت انجام نمی‌دهند. زمانی که هواپیما در ارتفاع مورد نظر قرار می‌گیرد، دیگر زمان آن رسیده است که حواس خود را از پرواز بگیرند و به کارهای دیگر توجه بکنند. اولین کار، چک کردن سوخت هواپیما است. هر خلبانی پیش از پرواز و به‌عنوان بخشی از روند کاری خود، برنامه‌ی پروازی را که بخش عملیات شرکت برای او صادر کرده است را بررسی می‌کند تا نه‌تنها اطلاعات کافی درباره‌ی میزان سوخت موردنیاز برای کل پرواز را به دست آورد، بلکه جزئیات مربوط‌به سوخت موردنیاز در هر مرحله از پرواز را هم شامل می‌شود. 

پس از گذشتن از اولین منطقه‌ی مقرر بعد از TOC یا Top Of Climb که شروع مرحله‌ی تثبیت است، خلبان دوم (یا PM) وظیفه‌ی نظارت بر سوخت را به عهده می‌گیرد. او از روی نمایشگرها، سوخت باقی‌مانده در مخازن هواپیما را به‌همراه زمان دقیق بررسی در پلان پروازی خود می‌نویسد. با مقایسه‌ی میزان واقعی سوخت باقی‌مانده در مخازن هواپیما با سوخت لازم برای رسیدن به مقصد که در پلان پرواز درج می‌شود، می‌توان سوخت لازم برای فرود هواپیما را محاسبه کرد. با استفاده از زمان دقیق بررسی سوخت می‌توان پی برد آیا پرواز طبق روند برنامه‌ریزی‌شده پیش می‌رود. در صورت منفی بودن پاسخ، می‌توان نتیجه گرفت که بادهای همسو آن‌چنان که باید قدرتمند نیستند.

خلبان

اولین کار پس از قرار گرفتن در ارتفاع مطلوب، چک کردن سوخت هواپیما است

در ادامه‌ی پرواز نیز ثبت زمان دقیق و میزان سوخت هر نیم ساعت یک بار تکرار می‌شود. با نظارت دقیق بر سوخت می‌توان متوجه مصرف بیشتر سوخت در مقایسه با روند مدنظر شد. در این صورت، باید به‌دنبال چرایی این موضوع گشت. در بیشتر مواقع، این روند حاصل وزش شدید بادهای ناهمسو است، یا اینکه شاید برج مراقبت هواپیما را در ارتفاعی پایین‌تر از حد مطلوب نگه داشته است. به همین دلایل نسبتا ساده و متداول، هواپیماها باید همیشه مقدار مشخصی از سوخت را برای موقعیت‌های احتمالی به‌صورت ذخیره نگه دارند.

در مواقعی بسیار نادر، وجود اختلاف در زمان بررسی سوخت را می‌توان به نشت آن نسبت داد. در این مواقع، برای مطمئن شدن از اینکه واقعا سوخت در حال هدر رفتن است، باید طبق چک‌لیست از پیش تعیین شده‌ای شروع به بررسی کنند. در صورت اثبات موضوع و با توجه به محل نشتی، باید یکی از موتورها را خاموش کنند. اگر راهی برای کنترل آن وجود نداشته باشد، باید پیش از آنکه اوضاع بدتر شود به سرعت مسیر را تغییر داده و در نزدیک‌ترین فرودگاه به زمین بنشینند.

تغییر مسیر

تغییر مسیر در حین پرواز

در هر نوع پرواز و در هر لحظه از پرواز، این ذهنیت پرتکرار برای مسافران و حتی خدمه‌ی کارکشته‌ی هواپیما پیش می‌آید که «چه می‌شود اگر...؟»

چه می‌شود اگر همین حالا یکی از موتورها از کار بیفتد؟

چه می‌شود اگر نشت سوخت بیشتر بشود؟

چه می‌شود اگر یکی از مسافران بیمار بشود؟

نگران نباشید! همیشه و در هر وضعیتی، برنامه‌ی جایگزینی وجود دارد. بخشی از این طرح عملیاتی آن است که همیشه باید دانست که برای تغییر مسیرهای احتمالی، کدام فرودگاه را باید انتخاب کرد. در اینجا از لفظ «مناسب‌ترین فرودگاه» استفاده می‌کنیم، چراکه نزدیک‌ترین فرودگاه، لزوما بهترین گزینه برای فرود نیست. در ادامه، چرایی این موضوع را خواهید فهمید.

فرود هواپیما

فرض کنید دو ساعت از پرواز لس‌آنجلس به لندن گذشته است و هواپیما به آبردین در داکوتای جنوبی نزدیک می‌شود. با اینکه آبردین، فرودگاه دارد، خلبان‌ها باید اطمینان یابند که در این فرودگاه نه‌تنها می‌توانند هواپیمای خود را فرود بیاورند، بلکه این امکان را هم دارند که آن را دوباره به آسمان برگردانند. اولین نکته‌ای که خلبان‌ها باید بررسی کنند، طول باند فرودگاه است. در باندی با طول ۲۱۰۰ متر، فرود آوردن یک فروند هواپیمای ۷۸۷ سنگین‌وزن کار بسیار سختی خواهد بود. برای پارک کردن هم قطعا مشکلاتی وجود خواهد داشت و نیز اینکه شاید در این فرودگاه، پلکانی که به‌اندازه‌ی کافی بزرگ باشد و به درهای هواپیما برسد، وجود نداشته باشد. روی هم رفته، آبردین فرودگاهی ایده‌آل برای تغییر مسیر و فرود اضطراری نیست.

در سمت چپ، فرودگاه بیسمارک در داکوتای شمالی وجود دارد. این فرودگاه با باند ۲۷۰۰ متری خود گزینه‌ای مناسب است؛ اما گزارش‌های آب‌وهوا حاکی از بارش برف سنگین در آن منطقه است. بنابراین اینجا هم محلی مناسب برای تغییر مسیر نیست. کمی دورتر از بیسمارک، مینه‌پولیس در ایالت مینه‌سوتا وجود دارد. دو باند بیش از ۳۰۰۰ متری در این فرودگاه وجود دارد، آب‌وهوای آن مساعد است و امکانات فرودگاهی آن برای هواپیماهای بزرگی مانند ۷۸۷ تکمیل است. ظاهرا اینجا همان فرودگاه ایده‌‌آل است. خلبان برای تسهیل عملیات در صورت الزام به تغییر مسیر، دور نام فرودگاه روی نقشه‌ی دیجیتال پیش روی خود خط می‌کشد تا آن را از دیگران متمایز کند.

اجازه عبور از حریم اقیانوس اطلس

پرواز

اقیانوس اطلس شمالی یکی از شلوغ‌ترین حریم‌های هوایی جهان را دارد. اما، چون سیستم‌های راداری توانایی پوشش کامل این فضا را ندارند، سیستم دیگری برای تضمین حفظ فاصله‌ی هواپیماها از یکدیگر در حین عبور از این فضا جایگزین رادارهای معمول شده است. برج‌های مراقبت (ATC) برای آنکه ترافیک را در این فضای هوایی مدیریت و از ازدحام و برخورد هواپیماها جلوگیری کنند، هر روز تعدادی مسیر در آن ایجاد می‌کنند. این کار به خلبان‌ها کمک می‌کند تا بیشترین بهره را از بادهایی مساعدی که رو به شرق می‌وزند، ببرند و از بادهای ناهمسویی که به‌سمت غرب می‌وزند، دوری کنند. چون هر روزه صدها هواپیما از فراز آتلانتیک عبور می‌کند، صرفا نباید به حفظ فاصله‌ی عرضی بین آن‌ها اندیشید، بلکه باید در جهت عمودی نیز بین آن‌ها فاصله ایجاد کرد. این فاصله در حالت عادی باید حداقل هزار فوت باشد.

خلبان‌ها با نزدیک شدن به نقطه‌ی ورود به مسیر اقیانوسی، از ATC درخواست اجازه برای پرواز در ارتفاع و سرعت تعیین شده را می‌کنند. ATC همه‌ی درخواست‌ها را جمع‌آوری می‌کند و پس از مقایسه‌ی آن‌ها با یکدیگر، مجوز برای هرکدام از پروازها صادر می‌شود. پس از دریافت چنین مجوزی، هر دو خلبان باید مسیر، ارتفاع و سرعت از پیش برنامه‌ریزی شده برای هواپیما را با مفاد مجوز صادر شده برای خود به دقت مطابقت بدهند. در صورت وجود مغایرت که در مورد ارتفاع و سرعت پرواز، ‌امری عادی است، باید در جهت اصلاح آن اقدام کنند. در مواردی نادر، این امکان وجود دارد که به‌خاطر شلوغی در یک مسیر، مجوز پرواز برای مسیر دیگری صادر بشود. چنین وضعیتی مستلزم کار زیاد با دقت فراوان است تا بتوان مسیر را به‌درستی در کامپیوتر مدیریت پرواز (FMC) تغییر داد و دوباره، خطاهای احتمالی را بررسی کرد.

خوابیدن خلبان حین پرواز

محل خواب خلبان در هواپیما

خوابیدن خلبان حین پرواز، امنیت پرواز را بیشتر می‌کند

یک بخش مهم در یک پرواز طولانی، مدیریت خستگی افراد است. برخی از پروازها بیشتر از ۱۷ ساعت طول می‌کشند؛ بنابراین، باید اطمینان یافت که خلبان‌ها در زمان فرود در بهترین وضعیت روحی و جسمی قرار داشته باشند تا بهترین عملکرد را از خود به نمایش بگذارند. لحظه‌ی فرود هواپیما، از بیشترین اهمیت در میان همه‌ی بخش‌های پرواز برخوردار است. برای رساندن خلبان‌ها به وضعیت مطلوب برای انجام چنین ماموریتی، خوابیدن بهترین راهکار است و در حقیقت، خوابیدن خلبان‌ حین پرواز، امنیت پرواز را بیشتر می‌کند.

در پروازهای طولانی‌تر از ۱۷ ساعت، یک و گاهی‌وقت‌ها، دو خلبان دیگر هم در هواپیما حاضر هستند. همین موضوع به خلبان‌ها کمک می‌کند تا به نوبت چشمان‌شان را ببندند و کمی استراحت کنند. خوابیدن در کابین خلبانی اصلا جذاب نیست. چون کابین بسیار شلوغ و پر سروصدا، بسیار گرم و به‌قدری روشن است که نمی‌توان خواب باکیفیتی در آن داشت. خوشبختانه، بیشتر هواپیماهای دوربرد، دارای یک فضای اختصاصی برای استراحت خدمه هستند. در هواپیمای دریم‌لاینر ۷۸۷، این فضا با دو تختخواب و امکانات فرست کلاس درست بالای بخش فرست کلاس قرار داده شده، مجهز به تجهیزات کافی برای کنترل دمای هوا است و از طریق یک در مخفی می‌توان وارد آن شد. دور از دسترس بودن آن به ساکت و تاریک بودن آن کمک بسیاری کرده و روی‌هم‌رفته، اتاق OFCR مکانی عالی برای خوابی عمیق و تجدیدقوا است.

دوری جستن از شرایط بد جوی

سیستم رادار هواشناسی در هواپیما

همانگونه که پیشتر گفته شد، سیستم خلبان خودکار نقش تاثیرگذاری در تراز نگه داشتن بال‌های هواپیما دارد؛ اما در حقیقت این سیستم همان کاری را انجام می‌دهد که خلبان‌ها دستور می‌دهند. معمولا کاری که به عهده‌ی این سیستم‌ها گذاشته می‌شود، دنبال کردن مسیر از پیش برنامه‌ریزی‌شده است و تا حد زیادی، فایده‌ی بسیاری دارد. اما اگر خلبانی متوجه بشود که کمی جلوتر رعدوبرق اتفاق می‌افتد، باید دست به کاری بزند. کار خلبان در پروازهای تجاری ایمن و آسوده نگه داشتن مسافران است. دور شدن از صاعقه نیز بخشی از وظیفه است.

اگر نگوییم همه‌ی هواپیماهای مسافربری، باید بگوییم بیشتر آن‌ها مجهز به سیستم رادار هواشناسی با قابلیت کشف و ردیابی پدیده‌های جوی در سطوح فوقانی با دقتی بالا هستند. این رادار با ارسال پالس‌های الکترونیکی به اطراف، شناسایی و پردازش قطره‌های آب (ابرها) و نشان دادن اطلاعات روی نمایشگر خلبان‌ها این امکان را برای آن‌ها فراهم می‌آورد که پیش از ورود هواپیما به منطقه‌ای که شرایط جوی نامناسب دارد، از موضوع آگاه بشوند و اقدام به تصمیم‌گیری بکنند.

تربولانس

خلبان با استفاده از داده‌های نظری و با تکیه بر تجربه‌ی خود، بهترین مسیر را برای دور نگه داشتن هواپیما از شرایط بد جوی انتخاب می‌کند. برای این کار شاید فقط لازم باشد یک گریز کوچک به چپ یا راست زد. خلبان‌ها همیشه سعی می‌کنند که از قرار گرفتن در مسیر یک صاعقه بپرهیزند. چراکه بادی که باشدت و ناگهانی دورتادور یک حفره می‌وزد، این قدرت را دارد که در فضای اطراف خود تربولانس ایجاد کند.

در مناطق استوایی احتمال وجود صدها صاعقه با پهنایی به وسعت چندین مایل وجود دارد. وقتی ابرهایی در آسمان تشکیل می‌شوند که ارتفاع آن‌ها اغلب به ۵۰ هزار فوت می‌رسد، انتقال هواپیما به فضایی بالاتر از این ارتفاع جزء گزینه‌های پیش روی خلبان نخواهد بود. تنها کاری که در این مواقع می‌توان انجام داد، انتخاب مسیر دیگری در حوالی خودشان است. خلبان‌ها همیشه در جلسه‌ای که پیش از پرواز دارند، نمودارهای آب‌وهوایی را بررسی می‌کنند تا احتمال وقوع چنین وضعیتی را تخمین بزنند. اگر چنین اتفاقی محتمل باشد، آن‌ها باید سوخت اضافی در هواپیما داشته باشند تا بتوانند در امنیت کامل طوفان را دور بزنند، حتی اگر این کار مستلزم پیمودن صدها مایل بیشتر باشد.

اوج گرفتن در آسمان در حین پرواز

پرواز

در مقاله‌های متعددی گفته شده است که یک هواپیمای دوربرد حدود ۷۰ تن سوخت در لحظه‌ی برخاستن از زمین در مخازن خود حمل می‌کند. هر هواپیما پس از بلند شدن از زمین در ارتفاعی قرار می‌گیرد که مطلوبیت آن با توجه به وزن هواپیما تعیین می‌شود. در همان حین که پرواز ادامه می‌یابد، موتورها سوخت را مصرف می‌کنند و در نتیجه، وزن هواپیما کاهش می‌یابد.

با کم شدن از حجم سوخت ذخیره شده در مخازن هواپیما، قدرت بالابرندگی سیستم نسبت به وزن هواپیما افزایش می‌یابد و به این ترتیب، هواپیما این قابلیت را پیدا می‌کند که در ارتفاعی قرار بگیرد که موتورها کارایی بسیار بیشتری داشته باشند. بنابراین، پس از سبک‌تر شدن هواپیما، خلبان می‌تواند از ATC درخواست کند که ارتفاع خود را افزایش بدهد. به همین دلیل است که در مسافت‌های طولانی، سفر از ارتفاع ۳۵ هزار فوت آغاز می‌شود، پس از چند ساعت به ارتفاع ۳۷ هزار فوت می‌رسد و در نهایت حتی در ارتفاع ۳۹ هزار فوت هم قرار خواهد گرفت.

برنامه‌ریزی برای ورود هواپیما به فرودگاه

فرود آمدن هواپیما

با نزدیک شدن هواپیما به مقصد، اکنون زمان آن رسیده است که خلبان‌ها به فرود بیندیشند. جدیدترین گزارش‌های هواشناسی، اطلاعات مربوط به باند موردنظر و روش پرواز مدنظر خدمه را دریافت و بررسی می‌کنند. خدمه‌ی پرواز محاسبات مربوط ‌به فاصله‌ی فرود را با توجه به وضعیت خود محاسبه می‌کنند و برای این کار، جهت و سرعت باد، دما، طول باند و میزان لغزندگی آن را نیز در نظر می‌گیرند. زمانی که به این باور برسند که فاصله‌ی کافی برای توقف امن مهیا است، مرحله‌ی تقرب را به‌طور خلاصه اجرا می‌کنند.

سیستم اتوماتیک اطلاعات ترمینال (ATIS) تمامی اطلاعات موردنیاز درباره‌ی فرود را در اختیار خلبانان قرار می‌دهد. هدف از اجرا مرحله‌ی تقرب، اطمینان یافتن از این موضوع است که همه‌ی خلبان‌های حاضر در کابین پرواز و درگیر فرود آوردن هواپیما می‌دانند که چگونه قرار است هواپیما را به فرودگاه نزدیک و آن را آماده‌ی نشستن بکنند. خلبان‌ها درباره‌ی خطرهای این کار و تاثیر منفی عوامل مختلف در مرحله‌ی تقرب با هم صحبت می‌کنند و در انتها، طرحی برای مقابله با آن‌ها می‌اندیشند. به این ترتیب، آن‌ها دیگر در اثر وقوع اتفاقات مختلف غافلگیر نمی‌شوند و می‌توانند در لحظه‌های حساس، درست تصمیم‌گیری بکنند.

برخلاف باور همگان، زمانی که سیستم خلبان خودکار وظیفه‌ی هدایت هواپیما را به عهده می‌گیرد، خلبان‌ها بیکار نمی‌نشینند تا در همان حال که پا روی پای دیگر خود انداخته‌اند، قهوه بنوشند. واقعیت آن است که حجم کار خلبان‌ها در زمان صعود و فرود هواپیما چندان هم فشرده نیست. اما کارهای زیادی هست که باید انجام بشود.

نظارت دقیق بر وضعیت سوخت ذخیره شده در هواپیما را می‌توان محوری‌ترین بخش از عملیات کروز دانست. آگاه بودن از وضعیت فرودگاه‌های اطراف هواپیما نیز به همان اندازه حائز اهمیت است؛ طوری که به‌محض اینکه فرودگاهی از مسیر پرواز هواپیما دور شد، باید فرودگاه دیگری را به‌سرعت جایگزین آن کرد و این کار به همین منوال تا آخر پرواز ادامه می‌یابد.

هدایت هواپیما در آسمان به‌اندازه‌ی صعود و فرود، پرمشغله و پر از جزئیات نیست. اما برای تامین امنیت مسافران و همه‌ی کسانی که در هواپیما حضور دارند، کارهای زیادی به عهده‌ی خلبان‌ها گذاشته شده است که باید به نحو احسن انجام بدهند.


منبع: |

سه شنبه 20 خرداد 1399

آشنایی با معماری اکولاژ

نویسنده: ادمین   طبقه بندی: در ستایش معماری، 

اکولاژ چیست؟


شاید واژه اکولاژ به گوش شما هم آشنا باشد. خیلی‌ها درباره معنای این کلمه کنجکاو‌ند. به‌خصوص اگر سررشته‌ای هم در طبیعت گردی داشته باشند. در ادامه درباره اکولاژها صحبت می‌کنیم.

واژه اکولاژ (ecolodge) از سال ۱۹۹۰ بر سر زبان‌ها افتاد. زمانی که عده‌ای از افراد دغدغه‌مند با احساس مسئولیتی که نسبت به حفاظت از میراث طبیعی داشتند، تصمیم به‌طراحی و ساخت کلبه‌هایی گرفتند که از کلبه‌های دیگر متمایز باشند. در واقع وجه تمایز این کلبه‌ها افزوده شدن پیشوند eco بود که به ابتدای Lodge اضافه شد و معنای این واژه را به «بوم کلبه» تغییر داد.این مقاله،قصد دارد تا شما را با معنا و مفهوم  اکولاژها یا همان بوم کلبه ها بیشتر آشنا کند.

تاریخچه اکولاژها

اکولاژ؛ اقامتگاه سازگار با طبیعت

به‌طور کلی، بوم گردشگری یا همان اکوتوریسم (ecotourism) برای این هدف ظهور پیدا کرد تا سهم عادلانه‌ای از منافع مادی حاصل از سفر را به جوامع میزبان (جوامع بومی که میزبان گردشگران هستند) اختصاص دهد؛ به‌علاوه‌ی این‌که اثرات زیست‌محیطی سفر را کاهش دهد و بازدیدی مبتنی بر تجربه ناشناخته‌ها در طبیعت را برای گردشگران به ارمغان آورد، به‌گونه‌ای که این بازدید نه‌تنها آسیبی به طبیعت وارد نسازد، بلکه حتی به حفاظت از آن کمک کند.

در واقع طبیعت به مقصدی تبدیل شود که گردشگران هم قصد بازدید و لذت از مواهب آن را داشته باشند و هم برای حفاظت از آن کوشش کنند. این گردشگران که با چنین هدفی وارد طبیعت می‌شوند، برای گذران شب نیاز به اقامتگاهی دارند تا آرامش در دامان طبیعت را تجربه کنند؛ از همان جا بود که eco را از اکوتوریسم برداشتند و به ابتدای lodge اضافه کردند و طراحی ecolodge یا همان بوم‌کلبه را آغاز شد.

پس از آن بسیاری از کشورهای جهان که از میراث طبیعی ارزشمندی بهره‌مند بودند و مقصد گردشگران دوست‌د‌‌ار طبیعت به‌شمار می‎رفتند، کمر همت بستند تا اکولاژها را در مقصدهای گردشگری خود ایجاد کنند. آن‌ها برای این منظور باید ضوابطی را رعایت می‌کردند.

ضوابطی که در ساخت اکولاژها رعایت می‌شود

اکولاژ؛ اقامتگاه سازگار با طبیعت

پیشنهاددهندگان ساخت اکولاژها برای ساخت آن ضوابط و استانداردهایی مطرح کردند که بهتر است نگاهی به آن بیندازید؛ حالا چه یک طبیعت‌گرد باشید و قصد بیتوته در یکی از این بوم کلبه ها را داشته باشید و چه در فکر ساخت آن و راه‌اندازی یک کسب و کار در دامان طبیعت باشید.

  • بوم کلبه باید در یک منطقه طبیعی یا در یک منطقه روستایی که در نزدیکی یک عارضه طبیعی و یک پدیده زمین‌شناسی واقع شده است، ساخته شود. مکان ساخت اکولاژ باید به‌طور کلی دور از آلودگی صوتی شهرها، ترافیک و دود باشد.
  • اکولاژ اقامتگاهی کوچک مقیاس‌ است؛ باید کمتر از ۳۰ اتاق داشته باشد، ساخت آن در راستای حفاظت از محیط زیست باشد و تخریب را به حداقل برساند.
  • در ساخت و مدیریت آن از تکنیک‌های صرفه‌جویی در انرژی و تا جای ممکن، فناوری انرژی‌های تجدیدپذیر استفاده شود.
  • این اقامتگاه باید به مفسران میراث طبیعی دسترسی داشته باشد و از دانش آن‌ها بهره ببرد؛ راهنمایانی که از دانش زیست‌محیطی برخوردارند، تنوع زیستی و گونه‌های جانوری بومی منطقه را به‌خوبی می‌شناسند و می‌توانند اطلاعات ارزشمندی را در اختیار گردشگران قرار دهند.
    ساخت اقامتگاه سازگار با طبیعت باید منجر به آموزش و استخدام جامعه محلی و پرداخت حقوق منصفانه به آن‌ها شود.
  • در این اقامتگاه باید از کتاب، کتابچه، بروشور، نقشه راهنما، تابلو و عکس برای دادن اطلاعات به مهمانان استفاده شود؛ از تاریخ طبیعی منطقه گرفته تا تنوع زیستی و گونه‌های جانوری. هر مطلبی که هم برای گردشگران جالب باشد و هم آن‌ها را ترغیب به حفاظت از محیط زیست کند.
  • ساخت این اقامتگاه  باید منجر به آموزش و استخدام جامعه محلی و پرداخت حقوق منصفانه به آن‌ها شود.
  • به مهمانان، کارکنان و بازدیدکنندگان درباره اهمیت و ارزش اکوسیستم آموزش داده شود و به آن‌ها یاد دهد که چگونه هم از طبیعت لذت ببرند و هم کمترین اثر منفی را از خود به‌جا بگذارند.
  • ساخت اکولاژ باید به اقتصاد محلی کمک کند و به‌روش درازمدتِ، کسب درآمد برای اهالی بومی تبدیل شود. 

با انواع بوم کلبه ها آشنا شوید

تنوع در ساخت اقامتگاه‌های سازگار با طبیعت بسیار است، بسته به اینکه در کوهستان ساخته شوند یا در دل جنگل‌های انبوه، در روستا یا در کویر، می‌توان از اجزای موجود در طبیعت همان منطقه و متناسب با اقلیم آن برای ساخت اقدام کرد؛ اما همه آن‌ها در مواردی نقاط اشتراک بسیار زیادی دارند.

اکولاژهای نمونه

اکولاژ؛ اقامتگاه سازگار با طبیعت

این اقامتگاه‌ها معمولا به‌عنوان یک نمونه کامل از یک بوم کلبه ساخته می‌شوند و در اداره آن از کارکنان آموزش دیده و راهنمایان حرفه‌ای برای تعامل با مهمانان بهره می‌برند. آن‌ها را در مکان‌های طبیعی بکر می‌سازند؛ مکان‌هایی که اغلب ارزش زیست‌محیطی قابل توجهی دارند؛ در اداره آن‌ها از برنامه‌های حفاظتی بسیار قدرتمندی استفاده می‌شود و کمک به اقتصاد محلی از اهداف آن‌ها است. همچنین استفاده از فناوری دفع زباله و کاهش مصرف انرژی در دستور کار آن‌ها قرار دارد. 

اکوریزورت یا تفرجگاه ساحلی

اکولاژ؛ اقامتگاه سازگار با طبیعت

اکوریزورت‌ها غالبا در نزدیک اقیانوس‌ها ساخته می‌شوند؛ این اقامتگاه‌ها، بیشتر بر فعالیت‌های تفریحی متمرکزند؛ برگزاری کلاس‌های یوگا و مراقبه به‌منظور رسیدن به آرامش، اغلب در برنامه‌های خدماتی این اقامتگاه‌های ساحلی قرار دارد، اما در ساخت آن تمام ضوابط ساخت اکولاژها و استفاده از عناصر بومی رعایت می‌شود.

اکوکمپ

اکولاژ؛ اقامتگاه سازگار با طبیعت

این اقامتگاه در واقع کلبه یا کمپ کوچکی است که در مناطق طبیعی بسیار زیبا ساخته می‌شود. بسیاری از این کلبه‌ها و کمپ‌ها که برای اهداف اقامتی ساخته شده‌اند، کاملا با طبیعت سازگاری دارند؛ اما شاید از نظر امکانات یا خدمات، ساده‌تر از انواع دیگر بوم کلبه ها باشند. مثلا ممکن است هیچ راهنمای محلی نداشته باشند یا تنها امکاناتی برای شب‌مانی در اختیار گردشگران قرار دهند. 

اقامتگاه  مبتنی بر مناطق روستایی و مزارع

اکولاژ؛ اقامتگاه سازگار با طبیعت

اقامتگاه‌ها روستایی در عین حال که همچنان به‌عنوان مزرعه، مرتع و خانه روستایی فعالیت دارد، پذیرایی گردشگران نیز است. معمولا از ساختار ساده‌ای برخورد است و به‌صورت خانوادگی و خصوصی اداره می‌شود. اگر در نواحی روستایی باشد حتما در نزدیکی ذخایر ارزشمند طبیعی ساخته می‌شود.

در خدمات مهمان‌نوازی از کارکنان بومی و راهنمایان محلی بهره می‌برد و فرصت معرفی حیات‌وحش و تنوع زیستی منطقه و عکاسی از آن را برای گردشگران فراهم می‌کند. غذاهای ارگانیک سرو می‌کند و به‌روش سنتی از مهمانان خود پذیرایی می‌کند.

اقامتگاه‌های بوم‌گردی علاوه بر حفاظت از میراث طبیعی، از ارزش‌های فرهنگی و تاریخی یک روستا، یک قبیله یا یک قوم نیز حفاظت می‌کنند.

در کشور عزیزمان ایران، اکولاژ اغلب به‌عنوان اقامتگاه بوم‌گردی شناخته می‌شود. این اقامتگاه‌ها در روستاها و با دسترسی به عارضه‌های ارزشمند طبیعی ساخته می‌شوند. ایجاد اشتغال برای جوامع محلی از مهم‌ترین شاخصه‌های آن‌ها است و هرچه را که از فرهنگ بومی اجداد خود به ارث برده‌اند به‌عنوان جاذبه‌ای ارزشمند در اختیار مهمانان و گردشگران قرار می‌دهند.

طبخ غذاهای بومی و حتی روش پخت غذا و تهیه نان به‌شکل بومی، پوشش و آداب و رسوم پذیرایی از مهمان، بازی‌ها، آوازها و موسیقی محلی، همه و همه را برای خدمت به مهمانان به‌کار می‌برند. 

بوم کلبه های مبتنی بر جوامع کوچک

اکولاژ؛ اقامتگاه سازگار با طبیعت

این اقامتگاه‌ها در نواحی مختلف جهان و به‌ویژه در مناطقی با اقتصاد ضعیف و غالبا توسط سازمان‌های غیردولتی یا برخی صندوق‌های توسعه بین‌المللی و NGO، به‌منظور تامین درآمد پایدار برای جوامع کوچک ایجاد می‌شوند. هدف اصلی آن‌ها بهبود معیشت جوامع کوچک از طریق ارائه خدمات گردشگری و اقامتی است. به‌طورکلی این اقامتگاه‌ها در نهایت سادگی خدمات اسکان و پذیرایی را به گردشگران ارائه می‌دهند. گاهی همان سبک زندگی بومی واقعی بدون هیچ تزیینات اضافه و تجملات نمادینی، خود منجر به جذب گردشگران می‌شود.

تفاوت اکولاژها و هتل‌های سبز

اکولاژ؛ اقامتگاه سازگار با طبیعت

محبوبیت سفرهای مبتنی بر طبیعت روز به روز در حال افزایش است؛ به‌خصوص که چهره شهرها، هر روز سردتر و آلوده‌تر می‌شود. به همین دلیل سفر به طبیعت به‌عنوان راهکاری برای تمدد اعصاب و آرامش روح توصیه می‌شود. اما در این بین، بعضی هتل‌ها و مراکز اقامتی گام موثری در حفاظت از محیط زیست برداشته‌اند. گامی که به تاریخچه هتل‌های سبز منجر شده است. 

تاریخچه هتل‌های سبز پیشرفت مهمی در صنعت هتلداری به شمار می‌رود.

انواع هتل‌ها، هتل آپارتمان‌ها، متل‌ها و اقامتگاه‌های ارائه‌دهنده خدمات تخت و صبحانه (Bed and Breakfast) در سراسر جهان به فکر ارتقاء استانداردهای خود در جهت دریافت گواهینامه‌های سبز از انجمن‌های محیط زیستی افتاده‌اند. 

این هتل‌ها خدمات خود را در راستای مدیریت پسماند و کاهش تولید زباله، مدیریت مصرف آب، استفاده از صابون‌ها و مواد شوینده گیاهی، بازیافت ملحفه‌ها و حوله‌ها، حذف ظروف یکبارمصرف و استفاده از انرژِی‌های تجدیدپذیر برای تامین گرما و سرما با کمترین اثر منفی بر محیط‌زیست پیاده‌سازی کرده و موارد زیر را رعایت می‌کنند:

  • استفاده از نور و انرژی برق در ۹۰ درصد بخش‌های عمومی هتل مانند راهروها به حداقل رسیده و استفاده از لامپ‌های کم مصرف مرسوم شده است.
  • برنامه بازیافت و تفکیک زباله در دستور کار این هتل‌ها قرار گرفته است.
  • در سرویس‌های بهداشتی و حمام هتل از شیرآلات و دوش‌های چشمی و حسی استفاده شده تا در مصرف آب صرفه‌جویی شود.
  • استفاده از سموم شیمیایی برای ضدعفونی کردن و دفع آفات در همه بخش‌های هتل حذف شده است.
  • آموزش‌های محیط زیستی به کارکنان داده می‌شود. 

اکولاژ؛ اقامتگاه سازگار با طبیعت

سخن آخر

ساخت اقامتگاه‌های سازگار با طبیعت که در کشور ما از آن به اقامتگاه‌های بوم‌گردی، اکوکمپ‌ ها، خانه‌های روستایی و .... تعبیر می‌شود، گام موثری در جهت تغییر سلیقه گردشگران و استقبال از سبک زندگی بومی، اهمیت حفاظت از محیط زیست و بهبود معیشت محلی بوده است.

منبع:

در اکتبر سال ۲۰۱۹، کشتی یخ‌شکن آروی پلارسترن (RV Polarstern) در یخ ضخیم دریا در بالای اقیانوس شمالگان مرکزی گیر افتاد. یخ‌شکن دیگری به نام آکادمیک فدوروف که حامل آذوقه و چندین نفر سرنشین بود، به‌آرامی به آن نزدیک شد. دانشمندان و خدمه، در بالکن‌های هر کشتی خط کشیده و همان‌طور که به فضای خالی پیش‌روی خود می‌نگرند، قندیل‌های یخ نرده‌ها را می‌خراشند. آن‌ها می‌توانند چهره‌های خندان همکاران خود را ببینند که تنها چند متر دورتر ایستاده‌اند اما از منطقه‌ی زمانی متفاوتی آمده‌اند.

در قطب شمال، ۲۴ منطقه‌ی زمانی در یک نقطه‌ی واحد به هم می‌رسند و موجب می‌شود در این سرزمین، مناطق زمانی مفهومی نداشته باشد. این‌جا همزمان تمام مناطق زمانی زمین هستند و در عین حال هیچ کدام از آن‌ها نیستند. در این سرزمین بی‌انتها، هیچ نوع مرزی نیست. نه خشکی دیده می‌شود و نه مردمی که به زندگی در آن مشغول باشند. خورشید در طول سال تنها یک بار طلوع و یک بار غروب می‌کند بنابراین زمان روز نیز در آن معنایی ندارد. بااین‌حال، پلارسترن به‌مدت یک سال در این سرزمین می‌ماند تا تمام ویژگی‌های یخ، اقیانوس و آسمان را اندازه‌گیری کند. در این کشتی ۱۰۰ نفر از ۲۰ کشور جهان وجود دارند. فاصله‌ی این افراد با تمدن‌های انسانی بیش از فاصله‌ای است که پژوهشگران ایستگاه فضایی بین‌المللی با تمدن‌های انسانی روی زمین دارند.

من (کیتی ویمن، نویسنده‌ی مطلب) از روی زمین کلرادو و از دور، از اتباطات این ماموریت پشتیبانی می‌کنم. دنیای من تضاد گیج‌کننده‌ای با زندگی بیگانه‌ای دارد که دانشمندان کشتی روی آن زندگی و در آن کار می‌کنند؛ جایی که نوسانات زمانی و احساسات با هر جای دیگری روی زمین متفاوت است.

کشتی پژوهشی قطب شمال

از زمان آغاز این ماموریت اکتشافی در سپتامبر گذشته، منطقه‌ی زمانی پلارسترن بیش از ده‌ها بار تغییر کرده است. وقتی آکادمیک فدوروف و پلارسترن درکنار هم پارک شدند، هنوز ساعت‌ها با هم فاصله داشتند. اما در موقعیتی که هیچ‌کس دیگری در فاصله‌ی چند صد مایلی در تمامی جهات وجود نداشت و هیچ نشانه‌ای در آسمان دائما تاریک دیده نمی‌شد، مفهوم منطقه بی‌معنا به‌نظر می‌رسید.

در قطب دیگر زمین، مناطق زمانی غیرعادی است اما ریشه در واقعیت دارد. در جنوبگان خشکی وجود دارد و ده‌ها ایستگاه پژوهشی در سرتاسر آن پراکنده شده‌اند. در بیشتر ایستگاه‌ها، ساختمان‌های دائمی آزمایشگاه‌ها، محله‌های زندگی و فضاهای اجتماعی را در خود جای داده‌اند. هر تمدن کوچک منطقه‌ی زمانی خود را با سرزمین اصلی خود هماهنگ کرده است.

در قطب شمال تا چشم کار می‌کند اقیانوس است و به‌ندرت یک کشتی پژوهشی یا یک کشتی حامل آذوقه که از گذرگاه شمال غربی منحرف شده است، به چشم می‌خورد. در شمالگان مرکزی، کاپیتان‌های دریایی زمان خود را انتخاب می‌کنند. آن‌ها ممکن است مناطق زمانی کشورهای همسایه را درنظر بگیرند یا اینکه آن را براساس فعالیت‌های کشتی تغییر دهند.

 برای من که این‌جا روی خشکی در دفتر خود نشسته‌ام، فکر کردن درمورد مکانی که در آن یک نفر تصمیم می‌گیرد منطقه‌ای زمانی تعیین کند، گیج‌کننده است. در پاییز گذشته، کاپیتان پلارسترن منطقه‌ی زمانی را به‌مدت ۶ هفته، هر هفته یک ساعت به عقب می‌کشید تا با کشتی روسی درحال آمدن که زمان مسکو را دنبال می‌کرد، همزمان شود. با هر تغییر، کاپیتان ساعت‌های خودکار اطراف کشتی را تنظیم می‌کرد. هر بار که زمان تغییر می‌کرد، تعادل ظریف میان ارتباطات مبتنی‌بر ساعت میان ابزارهای مستقر در یخ و پژوهشگران روی کشتی و نیز هماهنگی بین آن‌ها و خانواده‌ها و همکارانشان در سرزمین‌های دور بر هم می‌خورد.

قطب شمال

اگر فکر می‌کنید سرگردان بودن در مکانی که منطقه‌ی زمانی ندارد، چندان عجیب نیست، این واقعیت اضطراب‌آور را درنظر بگیرید که در این سرزمین، «زمانِ روز» نیز معنایی ندارد. چیزی که ما درمورد آن به‌عنوان یک روز فکر می‌کنیم و حدود آن به‌وسیله‌ی طلوع و غروب خورشید تعیین می‌شود، در اطراف قطب شمال تنها یک‌بار در سال رخ می‌دهد. در این شرایط این سوال به ذهن انسان می‌رسد که آیا در این جا، یک روز چندین ماه طول می‌کشد یا اینکه یک سال یک روز طول می‌کشد؟

پلارسترن در ماه اکتبر پس از تجربه‌ی یک غروب سه هفته‌ای در تاریکی فرو رفت، همان‌طور که قطب دیگر پس از ماه‌ها تاریکی نخستین قطعه‌های طلوع آفتاب سه هفته‌ای خود را شاهد بود. وقتی شب قطبی از راه می‌رسد، تنها تاریکی مطلق وجود دارد. وقتی از عرشه‌ی کشتی نگاه می‌کنید، فضایی بی‌انتها را می‌‌بینید که گاهی نیز ممکن است در جاهایی از آن نقطه‌هایی از نور دیده شود. این نور مربوط به چراغ‌های پیشانی افرادی است که در آن اطراف در حال کار کردن هستند.

درون کشتی هم همین‌قدر عجیب است. اگر روز و شبی درکار نیست و صبح و عصری وجود ندارد، این صد نفر چگونه کار می‌کنند؟ صدای کاپیتان کشتی که پشت سیستم ارتباطی داخلی فریاد می‌زند، زنگ بیدارباش ۸ صبح است؛ البته هر زمان که تصمیم گرفته باشد ۸ صبح باشد. افراد با فواصل معینی در سالن غذاخوری صف می‌کشند. دانشمندان در دوره‌های کاملا یکسان برای چک کردن تجهیزات و ملاقات در آزمایشگاه‌ها از کشتی پیاده می‌شوند. کشتی از چرخش سیاره که به‌طور طبیعی زمان را دیکته می‌کند، جدا افتاده است. زمان تنها یک آئین عملیاتی است و هدفش ایجاد توهم نظم است.

وقتی انگشتان دانشمندان به‌اندازه‌ی کافی گرم است، گه‌گاه پیام متنی ماهواره‌ای کوتاهی را به سرزمین شلوغ خود ارسال می‌کنند. برقراری ارتباط با دوستان و همکارانی که در ده‌ها منطقه‌ی زمانی قرار دارند، مستلزم تبدیل زمان پیچیده و یادآور این موضوع است که افراد روی کشتی در انیمیشن معلقی زندگی می‌کنند. یک پیام متنی زودگذر تنها ارتباطی موقت با موجودیتی دور است.

هفته‌ها و ماه‌ها همراه با هم محو می‌شوند. نه تلویزیونی وجود دارد، نه مردمی که درحال عبورومرور باشند. تعطیلات بدون هیچ نمایش یا سروصدای خاصی می‌آیند و می‌روند. تکرار روال‌های آزمایشی یکسان در فواصل خواب، حس یکسان بودن تمام روزها را با خود دارد؛ گویی در یک روز، بارها زندگی می‌کنید. تنها چیزی که به گروه یادآوری می‌کند که زمان در حال رفتن به پیش است، جمع‌آوری داده‌ها است.

ابزارهای پژوهشی در منظره‌ی منجمد اطراف کشتی به چشم می‌خورند و اندازه‌گیری‌هایی از یخ، اقیانوس و آسمان جمع‌آوری می‌کنند. اندازه‌گیری‌های همه‌ی آن‌ها براساس ساعت هماهنگ جهانی است. بااین‌حال، علم بدون مشکل پیشرفت می‌کند. جمع‌آوری داده‌ها از زمان اعزام کشتی پلارسترن در ماه سپتامبر، زمان خود را دنبال کرده است. برای افراد روی کشتی، نظارت بر داده‌های درحال پیشرفت مداوم، حس پیش رفتن زمان را می‌دهد. در غیر این صورت، این حس تنها می‌تواند با رشد موهای صورت و با بوی نان تازه بیاید. روزی که بوی نان تازه کشتی را فرا می‌گیرد، یکشنبه است.

پژوهشگران قطب شمال

وقتی دانشمندان برای انجام پژوهش و سرکشی به ابزارها، پلارسترن را ترک می‌کنند، بی‌زمانی واقعی را تجربه می‌کنند. برخی از تجهیزات باید چندین مایل دورتر از یخ مستقر شوند و رفتن به آن مناطق تنها با هلیکوپتر میسر است. در طول پرواز، هوا چنان تاریک است که پژوهشگران وقتی از پنجره به بیرون نگاه می‌کنند، نمی‌توانند بگویند چقدر از زمین یا همان یخ شناور روی اقیانوس فاصله دارند. هلیکوپتر آن‌ها را روی سطح می‌اندازد و دوباره دور می‌شود و صدای غرش پره‌های آن کم‌کم محو می‌شود. سپس سکوت واقعی بر فضا حکم‌فرما می‌شود. تمام حس زمان بی‌معنا است. پژوهشگران ممکن است در کنار هم جمع شوند. چراغ‌های پیشانی آن‌ها استخری کوچکی از نور در تاریکی ایجاد می‌کند. آن‌ها که به خاطر سرما، سر خود را محکم پوشانده‌اند، تنها چیزی که می‌شنوند، صدای ضربان قلب خودشان است. این ریتم تنها معیار ملموس ردیابی گذر زمان است. همان‌طور که پژوهشگران به کار مشغول‌اند، در فاصله‌ای دورتر، یک خرس قطبی نگهبانی می‌دود و به این سو و آن سو می‌نگرد.

من پس از مدت‌ها تلاش برای برقراری تماس از کلرادو با کشتی، بالاخره موفق به برقراری ارتباط شدم، نفس خود را نگه داشتم و به زنگ ضعیفی گوش دادم و پس از مکثی طولانی صدای خفه و خشک یک متصدی رادیویی روسی را شنیدم که می‌گفت «آروی پلارسترن، این ایگور است».

چند هفته بعد روی سازماندهی یک کنفرانس مطبوعاتی برای این سفر اکتشافی کار کردم که هدف آن برقراری ارتباط روزنامه‌نگاران با پژوهشگران مستقر در کشتی با تلفن در زمان واقعی بود. انجام این کار نیازمند ارتباط با همکاران در پنج منطقه‌ی زمانی متفاوت روی زمین و در عین حال هماهنگی در تعیین زمان کشتی بود. این کار حس پرتاب دارتی با چشم بسته به‌سمت هدفی درحال حرکت را داشت. ما در این کار موفق شدیم و سپس خیلی زود من در هواپیمایی بودم که به خانه بروم. وقتی هواپیما به زمین نشست، تلفن خود را برداشتم تا به همسرم خبر بدهم که به سلامت رسیدم. وقتی تلفن را از حالت هوایپما را خارج کردم، دیدم در یک لحظه‌ی کوچک، زمان از ۸ صبح به ۹ صبح پرید. زمان هرجایی عجیب است. شاید زمان فقط با اعداد یا مناطق یا گردش زمین تعریف نشود بلکه با آنچه تجربه می‌کنیم، تعریف شود. وقتی وارد خانه شدم، مورد استقبال سگ‌هایم قرار گرفتم. این زمان مورد علاقه‌ی آن‌ها بود و من به آن ها غذایشان را دادم. درست در همین زمان روی کشتی، پژوهشگران قبل از رفتن روی یخ، درحال نوشیدن یک نوشیدنی گرم بودند. در آن‌جا، زمان بازرسی ابزار فرا رسیده بود.


مریم صفدری


سه شنبه 20 خرداد 1399

ناسا چگونه ناسا شد؟

نویسنده: ادمین   طبقه بندی: تکنولوژی های روز دنیا، 


شکی نیست که ناسا (NASA) بزرگ‌ترین سازمان فضایی جهان و یکی از برجسته‌ترین نام‌ها در صنعت هوافضا و اکتشافات فضایی است. بخش بزرگی از تاریخی‌ترین پروژه‌های فضایی و بزرگ‌ترین اکتشافات علمی در صد سال اخیر، حاصل تلاش دانشمندان و تکنسین‌های این مجموعه بوده؛ پروژه‌هایی که مرز‌های دانش ما را بسیار گسترده‌تر از پیش کرده است.

امروز ۶۰ سال از آغاز فعالیت ناسا می‌گذرد؛ سازمانی غیرنظامی که با هدف تحقیقات در زمینه هوافضا در ماه جولای ۱۹۵۸ و با دستور مستقیم رییس جمهور وقت آمریکا، «دوایت آیزنهاور» تاسیس شد. هرچند که شروع به کار رسمی این سازمان از اول اکتبر سال ۵۸ بود. اما قبل از ورود به داستان تاسیس ناسا باید کمی به عقب‌تر برویم. جایی که سازمان دولتی دیگری با هدف تحقیق در زمینه صنعت هوایی تاسیس شد.

جنگ عامل پیشرفت صنعت هوایی

در سال ۱۹۱۵، سال‌ها پیش از تاسیس سازمان فضایی آمریکا (ناسا) کمیته‌ای برای رایزنی‌های هوانوردی در آمریکا تاسیس شد. این کمیته که به اختصار (NACA) خوانده می‌شد، برای هماهنگی تحقیقات هوانوردی تاسیس شده بود و در دوران جنگ جهانی مامورشد تا هواپیماهای جنگی ارتش را تقویت کند. ساخت موتور هواپیما، ساخت قطعات آیرودینامیک، آزمایشات هواپیمایی و تحقیقات برای بهینه‌سازی سوخت هواپیما از جمله فعالیت‌های ناکا بود.

ناسا چگونه ناسا شد؟

در اواخر ۱۹۴۰ اروپا و در راس آن آلمان، هواپیماهای سریع و بلندپروازی ساخته بود. ناکا برای مقابله با این هواپیماهای قدرتمند، تصمیم گرفت تا هواپیماهایی با بالاترین سرعت تولید کند. روند ساخته شدن لابراتوار انرژی ناکا در سال‌های ابتدای دهه ۱۹۴۰ و برای کمک به ارتش در جنگ جهانی دوم، شتاب بسیار گرفت.

تاسیس آزمایشگاه تحقیقاتی سوخت هواپیما اولین قدم در دستیابی به این هدف بود. انتخاب محل تاسیس این آزمایشگاه چالش بزرگی بود؛ این مرکز باید در جایی تاسیس می‌شد که ضمن قابل دسترس بودن برای مهم‌ترین فرودگاه‌ها و کارخانه‌های هواپیما، خود نیز به امکانات زیرساختی ویژه مانند نیروگاه‌های تولید برق به راحتی دسترسی داشته باشد.

سرانجام پس از بررسی سایت‌های مختلف، منطقه کلیولند برای کلنگ زنی انتخاب شد. سیاست مداران محلی و کمیته رایزنی ملی در موضوعات هوانوردی (ناکا) مقرر کردند تا در ۲۳ ژانویه ۱۹۴۱ کلنگ زنی آزمایشگاه تحقیقاتی سوخت هواپیما (AERL) آغاز شود. جمعی از مدیران ناکا، ژنرال‌های ارتش و سیاستمداران آمریکایی در مراسم کلنگ زنی این آزمایشگاه حاضر بودند.

ناکا دستاوردهای بسیار زیادی در زمینه هوایی به دست آورده بود. از جمله این موفقیت‌ها ساخت هواپیماهایی بود که توانست به مرز فضا نزدیک شوند. اما در دهه ۶۰ که شوروی ماهواره فضایی به خارج از جو زمین فرستاد آمریکا نیاز داشت که روی پروژه‌های فضایی تمرکز کند. به همین دلیل سازمان فضایی ناسا تاسیس شد و با ادغام مهندسان ناکا با تیم ناسا، این کمیته به طور کامل منحل شد.

در ادامه تعدادی از مهم‌ترین پروژه‌های تاریخ ۶۰ ساله ناسا را بدون هیچ ترتیب خاصی باهم مرور می‌کنیم.

پروژه مرکوری

مرکوری نخستین برنامه آمریکا برای پرواز فضایی انسان بود که از سال ۱۹۵۸ آغاز شد و تا سال ۱۹۶۳ ادامه پیدا کرد. هدف پروژه مرکوری فرستادن اولین انسان به مدار زمین و بازگرداندن سالم او به زمین بود. برای انجام این پروژه مجموعه موشک‌های اطلس ساخته و تست شدند. چند مور از موشک‌های اطلس تنها چند لحظه پس از پرتاب در آسمان منفجر شدند. مهندسان ناسا پیش از ارسال انسان به مدار باید مطمئن می‌شدند که موشک‌ها به خوبی وظیفه خود را انجام می‌دهند.

پس از انجام چند پرتاب بی‌سرنشین بدون خطر، موشک‌ها آماده ارسال محموله به مدار زمین بودند. برای این کار کلاهک هسته‌ای موشک‌ها برداشته شد و به جای آن یک کپسول برای قرار گیری فضانورد درون آن به موشک اضافه شد. همه چیز برای فرستادن اولین انسان به فضا آماده بود اما مهندسان ناسا پیش از انجام اولین پرواز سرنشیندار نیاز به یک آزمایش دیگر داشتند.

ناسا چگونه ناسا شد؟

پزشکان معتقد بودند حتی اگر موشک کار خود را به درستی انجام دهد و منفجر نشود باز هم شرایط بی‌وزنی خارج از جو برای فضانوردان بسیار خطرناک خواهد بود. مهندسان ناسا تصمیم گرفتند ابتدا یک شامپانزه را به خارج از جو بفرستند و تاثیر شرایط بی‌وزنی را بر سلامت او بسنجند. این آزمایش هم به خوبی انجام شد و شانپانزه صحیح و سالم به زمین بازگشت.

اما همین تاخیر در فرستادن انسان به فضا باعث پیشی گرفتن رقیب شد. شوروی در ۱۲ آوریل ۱۹۶۱ و پیش از این که ناسا اولین فضانورد امریکایی را به فضا ارسال کند، موفق شد «یوری گاگارین» را در مدار زمین قرار دهد و در رقابت رسیدن به مرزهای فضا امریکا را شکست دهد. هرچند کمتر از یک ماه پس از سفر تاریخی گاگارین ناسا هم اولین فضانورد خود را به خارج از جو زمین فرستاد، اما بازنده این رقابت فضایی محسوب می‌شد.


پایونیر

ناسا چگونه ناسا شد؟

در قالب پروژه پایونیر ناسا مجموعه‌ای از مأموریت‌های فضایی بدون سرنشین را برای اکتشافات بین سیاره‌ای اجرا کرد. هدف اولیه پروژه‌های پایونیر بررسی سیارات داخلی بود. اما پایونیر ۱۰ و ۱۱ که مهم‌ترین ماموریت‌های این پروژه بودند به سمت سیارات خارجی منظومه شمسی پرتاب شدند و با گذشتن از کنار مشتری و زحل اولین تصاویر نزدیک از این سیارات را به زمین مخابره کردند.

این فضاپیماها در ادامه سفر خود از مرزهای منظومه شمسی خارج شدند و در پهنای فضا به سفر خود ادامه دادند. مهندسان ناسا درون این فضاپیماها یک لوح طلایی قرار داده بودند که روی آن تصویری از یک زن و یک مرد و مشخصاتی از سازندگان این فضاپیما هک شده بود تا اگر زمانی موجودات فرازمینی توانستند آن را پیدا کنند بتوانند اطلاعات مفیدی از زمینیان به دست آورند.


وویجر

ناسا چگونه ناسا شد؟

وویجر ۱ و وویجر ۲ دو کاوشگر ناسا بودند که با هدف مطالعه سیارات منظومه شمسی به فضا پرتاب شدند. سوژه اصلی این دو کاوشگر زحل و مشتری بودند. اطلاعاتی که کاوشگرهای وویجر از سیارات گازی منظومه شمسی و قمرهای آن‌ها به دست آوردند، به سیاره شناسان در شناخت بهتر این سیارات کمک بسیار زیادی کرد. وویجر ۱ و ۲ در مجموع توانستند ۲۴ قمر جدید برای سیارات گازی کشف کنند.

نکته جالب توجه در مورد کاوشگرهای وویجر این بود که وویجر ۲ پیش از وویجر ۱ به فضا پرتاب شد اما با توجه به مسیری که این دو طی می‌کردند وویجر ۱ زودتر از وویجر ۲ به مقصد می‌رسید و به همین دلیل ترتیب نام گذاری با ترتیب پرتاب آن‌ها متفاوت شد. این دو کاوشگر نیز از محدوده منظومه شمسی خارج شده‌اند و تا ابد به مسیر خود در فضا ادامه خواهند داد به این امید که روزی موجودات فرازمینی آن را پیدا کنند.

«کارل ساگان» ستاره شناس مشهور آمریکایی دیسکی طراحی کرده و در داخل کاوشگر وویجر ۱ قرار داد که روی آن آدرس کره زمین و همین طور پیام خوش‌آمدگویی زمینیان با گویش‌های مختلف خطاب به موجودات فرازمینی هک شده بود. همچنین مجموعه‌ای از صداهای طبیعی و موسیقی‌های نواحی مختلف درون این لوح ذخیره شده است.


تلسکوپ فضایی هابل

ناسا چگونه ناسا شد؟

در اواخر قرن ۲۰ام پیشرفت‌های زیادی در زمینه نجوم و کیهان‌شناسی حاصل شده بود. رصدخانه‌های قدرتمند در نقاط مختلف زمین ساخته شده بود و تمام پهنای آسمان مورد بررسی قرار می‌گرفت.

اما منجمان هنوز به چیز بیشتری برای تکمیل تحقیقات خود نیاز داشتند. آن‌ها می‌خواستند بخش‌هایی از عالم را بررسی کنند که از روی زمین قابل تماشا نبود. ایده تلسکوپ فضایی سال‌ها پیش مطرح و نمونه‌هایی از آن هم ساخته شده بود، اما تنها زمانی که تلسکوپ فضایی هابل در مدار زمین قرار گرفت توانستیم بخش‌هایی از عالم را ببینیم که هرگز درکی از آن نداشتیم. هابل توانست به بسیاری از سوالات دانشمندان پاسخ بگوید و فاصله میان ستارگان را بسیار دقیق اندازه‌گیری کند.

این تلسکوپ فضایی در تولد فعالیت بیش از ۲۵ ساله خود تصاویر بسیار با کیفیتی از اجرام آسمانی ثبت کرده و روزانه حدود ۱۵ گیگ فایل عکس به زمین ارسال می‌کند. نکته جالب در مورد تلسکوپ فضایی هابل این است که این تلسکوپ قابلیت تعمیر در فضا را دارد و تا کنون ۵ بار تعمیر شده و کارایی آن افزایش یافته است.


کاسینی – هویگنس

ناسا چگونه ناسا شد؟

با بزرگ‌تر شدن پروژه‌ها و قدرت گرفتن سازمان‌های فضایی دیگر، ناسا پروژه‌‌های مشترک مختلفی با این سازمان‌ها تعریف کرد. یکی از مهم‌ترین پروژه‌های مشترک ناسا که با همکاری سازمان فضایی اروپا انجام شد پروژه کاسینی-هویگنس بود که با هدف بررسی دقیق زحل انجام شد.

این ماموریت دو بخش داشت:‌ بخش اول مدارگرد کاسینی بود که در مدار زحل قرار گرفت و بخش دوم کاوشگر هویگنس بود که از کاسینی جدا شد و به بررسی قمر تیتان پرداخت. ماموریت کاسینی با یک حرکت باشکوه به پایان رسید. در اواخر ماموریت این فضاپیما، ناسا تصمیم گرفت آن را به درون زحل پرتاب کند تا از برخورد ناخواسته آن با قمرهای زحل جلوگیری شود. در نهایت در سپتامبر ۲۰۱۷ ماموریت کاسینی با سقوط درون زحل به پایان رسید.


شاتل فضایی

ناسا چگونه ناسا شد؟

پس از فضاپیماهای مرکوری، جمینی و آپولو که ماهواره یا سرنشینان خود را به خارج از جو می‌بردند و آن جا به کار خود پایان می‌دادند ناسا تصمیم گرفت فضاپیماهایی با قابلیت بازگشت به زمین و استفاده مجدد طراحی کند.

شاتل فضایی اولین سفینه قابل استفاده مجدد بود. بخش اصلی این سفینه به گونه‌ای طراحی شده بود که هنگام بازگشت به جو زمین نمی‌سوخت و می‌توانست صحیح و سالم روی زمین فرود بیاید. ماموریت‌های شاتل جزو دراماتیک‌ترین ماموریت‌های تاریخ ناسا هستند.

از ۵ شاتل فضایی که ناسا به فضا فرستاد دو شاتل کلمبیا و چلنجر با حادثه مواجه شدند و در این حادثه‌ها ۱۴ فضانورد جان خود را از دست دادند. در پی این حوادث و هزینه‌های زیادی که شاتل‌ها تحمیل می‌کردند، ناسا ماموریت‌های شاتل‌ها را در سال ۲۰۱۰ متوقف کرد. یک نکته جالب در مورد مخزن سوخت شاتل‌ها وجود دارد.

مخزن سوخت خارجی دو شاتل فضایی اول با لایه‌ای از رنگ سفید پوشیده شده بودند تا در برابر پرتوی فرابنفش مقاوم‌تر باشند. همین رنگ ۲۷۳ کیلوگرم وزن اضافی به شاتل‌ها تحمیل کرده بود و به همین دلیل از نسل سوم شاتل‌ها دیگر این رنگ اضافه نشد. رنگ نارنجی مخزن‌های شاتل‌های بعدی به خاطر فوم محافظی است که روی مخزن این شاتل‌ها را پوشانده است.


پروژه آپولو

ناسا چگونه ناسا شد؟

شاید مشهورترین پروژه‌ ناسا در تمام طول تاریخ این سازمان پروژه فرود آوردن انسان در سطح ماه باشد. در اوج مسابقه فضایی بین آمریکا و شوروی و در حالی که آمریکا در رقابت فرستادن اولین انسان به فضا از شوروی شکست خورده بود، تنها فرستی که برای آمریکا باقی بود تا پیروز مسابقه فضایی شود فتح کره ماه بود. «جان اف کندی» رییس جمهور وقت آمریکا در سخنرانی خود پس از فرستادن اولین آمریکایی به فضا از برنامه بلندپروازانه خود خبر داد و گفت که آمریکا پیش از پایان دهه ۶۰ اولین انسان را بر سطح ماه خواهد نشاند.

برای دستیابی به این هدف ناسا پروژه آپولو را استارت زد. پروژه آپولو در مجموع شامل ۱۷ ماموریت مختلف بود که برخی از آن‌ها در مدار زمین، برخی در مدار ماه و ۶ ماموریت با فرود انسان در سطح ماه همراه بود. در طی ماموریت آپولو ۱۱ برای اولین بار یک انسان پای خود را بر سطح ماه قرار داد. در مجموع پروژه‌های آپولو، ۱۲ مرد در سطح ماه قدم زدند و از زمان پایان ماموریت آپولو در سال ۱۹۷۲ تا کنون، دیگر هیچ انسانی پا روی ماه نگذاشته است.


ایستگاه فضایی

ناسا چگونه ناسا شد؟

بزرگترین پروژه مشترک سازمان‌های فضایی ساخت ایستگاه فضایی بین‌المللی است. این پروژه با همکاری آمریکا، روسیه، سازمان فضایی اروپا، ژاپن و کانادا انجام شد. ایستگاه فضایی بین‌المللی سازه عظیمی است که در مدار زمین در حال گردش است و فضانوردان می‌توانند چندین هفته و حتی برای ماه‌ها در آن اقامت کنند. این سازه فضایی روزی ۱۵ بار به دور زمین می‌چرخد و در آسمان تاریک شب می‌توان حرکت آن را با چشم غیر مسلح تشخیص داد.

ایستگاه فضایی در واقع یک آزمایشگاه فضایی دائمی برای فضانوردان است. این سازه که بزرگ‌ترین سازه ساخته شده در فضا به دست بشر است با انرژی خورشیدی کار می‌کند و تمام انرژی آن توسط صفحات خورشیدی تامین می‌شود.


پروژه‌های ناسا در مریخ

پس از فتح ماه هدف بلند پروازانه بعدی انسان دست‌یابی به سیاره همسایه زمین بود. رویای دست‌یابی به مریخ و تبدیل کردن آنجا به اقامتگاهی برای انسان‌ها یکی از بزرگترین اهداف بشر امروز است. پیش از دستیابی به این هدف لازم است که پروژه‌های مختلفی برای شناختن بهتر سیاره سرخ صورت بگیرد. ناسا در چندین ماموریت مختلف انواع مدارگردها و سطح نوردها را به سمت این سیاره فرستاده که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به کاوشگر وایکینگ، مریخ‌نوردهای دوقلوی اسپریت و آپورچونیتی و مریخ نورد کیوراسیتی اشاره کرد. وایکینگ ۱ اولین ساخته دست بشر بود که در سیاره مریخ فرود آمد و توانست اولین تصاویر رنگی از سطح مریخ را به زمین مخابره کند.

مریخ‌نوردهای اسپیریت و آپورچونیتی دو کاوشگر مشابه بودند که همزمان در دو نقطه مختلف مریخ فرود آمدند. پیش از فرود موفقیت آمیز این دو کاوشگر چندین ماموریت دیگر ناسا در مرحله فرود در سطح مریخ با شکست مواجه شده بود. به همین دلیل ناسا دکتر فیروز نادری را به عنوان مدیر برنامه‌های اکتشافات مریخ خود برگزید و ماموریت فرود کاوشگرهای روح و فرصت تحت مدیریت او با موفقیت انجام شد. این دو مریخ نورد تنها برای یک ماموریت ۹۰ روزه طراحی شده بودند اما چندین سال روی مریخ دوام آوردند. اسپیریت تا سال ۲۰۱۰ به فعالیت خود ادامه می‌داد اما در این سال به خاطر جهتگیری نادرست صفحات خورشیدی خود نتوانست انرژی لازم خود را تامین کند و از کار افتاد. آپورچونیتی اما هنوز به فعالیت خود ادامه می‌دهد.

ناسا چگونه ناسا شد؟

آخرین کاوشگر ناسا که تا کنون در سطح مریخ فرود آمده است کاوشگر کنجکاوی است. ماموریت کنجکاوی یافتن آثار حیات در سطح مریخ است. این کاوشگر یک آزمایشگاه تمام عیار است و از سال ۲۰۱۲ که فعالیت خود را در سطح مریخ آغاز کرده اطلاعات بسیار مفیدی از وضعیت آب و هوایی و شرایط خاک مریخ به دست آورده است. بر خلاف روح و فرصت، که باتری‌های قابل شارژ با استفاده از صفحات خورشیدی داشتند، کنجکاوی از یک باتری پولوتونیومی بهره می‌گیرد که انرژی خود را از واکنش‌های هسته‌ای به دست می‌آورد.


برنامه‌های آتی

ناسا چگونه ناسا شد؟

پروژه‌های آتی ناسا با هدف بازگشت مجدد به ماه و کاوش‌های بیشتر در سطح مریخ انجام خواهد شد. تلسکوپ فضایی جیمز وب نیز پروژه مهم دیگریست که قرار است به زودی جانشین هابل شود اما ناسا چند بار ارسال آن را به تعویق انداخته است اما پیش بینی می‌شود تا سال ۲۰۲۰ این تلسکوپ عظیم در مدار قرار بگیرد.

شاید هدف بلند مدت‌تر ناسا فرستادن انسان به مریخ و سکونت در آنجا باشد. هدفی که چالش‌های بسیاری بر سر راه آن وجود دارد. از انجام سفری ۶ تا ۹ ماهه تا فراهم کردن شرایط اقامت در سطح مریخ چالش‌هایی هستند که به این زودی‌ها هیچسازمان فضایی نمی‌تواند آن‌ها را رفع کند.

منبع: خانه


روزنامه سازندگی - کیوان فیض اللهی: بخشی از فیلم ابرقهرمانی «مرد آهنی 2» در کارخانه کمپانی SpaceX در کالیفرنیا فیلمبرداری شد و مدیرعامل اش، ایلان ماسک (E.Musk)، نیز در صحنه ای از آن بازی کرد. در آن صحنه کاراکتر «تونی استارک» با بازی رابرت داونی جونیور (R.Doweny,Jr) به ماسک - که در نقش خودش بازی می کند - بابت ساخت موتورهای مرلین موشک فالکن دست مریزاد می گوید.
 
 ایلان ماسک قوی ترین موشک جهان را هوا کرد اما این تازه ابتدای ماجراستمرد آهنی بدون آهن

جان فاورو (J.Favereau) کارگردان «مرد آهنی 2» در تاریخچه کوتاهی درباره این پیشگام پروازهای فضایی تجاری که در مجله تایم منتشر شد، نوشت: «رابرت داونی جونیور در خلق شخصیت تونی استارک، نابغه میلیونر پشت ابرقهرمان مشهور داستان های Marvel Comics، از شخصیت حقیقی ماسک الهام گرفت.»

ماسک SpaceX را در سال 2002 تاسیس کرد، اما او را بیشتر به خاطر کمپانی اتومبیل سازی تسلاموتورز می شناسند که صاحب و مدیرعامل اش است. ماسک سرمایه اولیه ماجراجویی هایش را با مشارکت در تاسیس سیستم پرداخت آنلاین PayPal به دست آورد. شخصیت جذاب ماسک چنان در دل هوادارانش جا خوش کرده که او را تونی استارک دنیای واقعی می دانند. به گفته ماسک «هر چند لباسی از فولاد بر تن ندارم و پرواز نمی کنم؛ اما همه چیز جادویی است، به گمانم داریم موشک های غول آسایی می سازیم.»

SpaceX در سال 2010 نخستین شرکتی بود که یک فضاپیمای ساخت بخش خصوصی را به مدار برد و به سلامت به زمین برگرداند. این کمپانی اکنون تلاش می کند نخستین کمپانی خصوصی باشد که یک کپسول فضایی تجاری را به ایستگاه فضایی بین المللی متصل می کند. با این حال ماسک اهداف بزرگ تری را دنبال می کند: تبدیل شدن به نخستین کارآفرینی که یک فضانورد را در مدار قرار می دهد. ماسک ایده های باورنکردنی تری هم دارد. او معتقد است انسان برای بقا باید به گونه ای چند سیاره ای تبدیل شود. او می خواهد کلونی های انسانی را در سیاره سرخ برپا کند.

وقتی کمپانی SpaceX نخستین موشک «فالکن سنگین» (Falcon Heavy) را از همان سکویی پرتاب کرد که حدود چهار دهه پیش برای ماموریت های آپولوی ناسا به کار رفته بود، مدعی شد که این قوی ترین موشک فعلی جهان است اما این تمام آن چیزی نیست که SpaceX و مدیرعاملش ایلان ماسک برای امسال تدارک دیده اند. خبرهای بیشتری در راه است از جمله اعزام فضانورد به فضا با فضاپیمای سرنشین دار «دراگون» و تدارک برای آزمایش های احتمالی «موشک فالکن بزرگ» (BFR) در سال 2019.
 
 ایلان ماسک قوی ترین موشک جهان را هوا کرد اما این تازه ابتدای ماجراستمرد آهنی بدون آهن

پیش از آنها نگاهی بیندازیم به فالکن سنگین که کمپانی SpaceX در هفت سال گذشته نزدیک به 500 میلیون دلار خرجش کرد تا به بازار پرتاب های فضایی سنگین برای ارسال ماهواره های بزرگ و فضاپیما به مدار زمین راه یابد. توان حمل بار این موشک دو برابر نزدیک ترین رقیبش (موشک دلتا IV سنگین کمپانی یونایتد لانچ آلیس) است. آن هم با قیمتی پایین تر و سه تقویت کننده مرحله اول آن طوری طراحی شده که دوباره قابل استفاده هستند. ماسک در نشست خبری پس از پرتاب موفق گفت: «فالکن سنگین سطح جدیدی از توان حمل بار را معرفی کرد، دو برابر هر موشک دیگری در جهان می تواند بار حمل کند. این موشک بی آن که نیازی به توقف داشته باشد می تواند محموله ها را مستقیم به پلوتون و فراسوی آن ببرد.»

آینده فالکن سنگین

فالکن سنگین می تواند محموله هایی تا 64 تن را در مدار قرار دهد. این موشک در آزمایش، اتومبیل رودستر تسلای ماسک را که محصول یکی دیگر از کمپانی های او است، از سکوی پرتاب مرکز فضایی کندی ناسا بلند کرد و به سفری در اعماق فضا به سوی کمربند سیارکی منظومه شمسی فرستاد. این توانایی حمل به SpaceX اجازه می دهد ماهواره های سنگین تر از این اتومبیل را به مدار پایین زمین ببرد و به مدارهای بالاتری دست یابد.
 
 ایلان ماسک قوی ترین موشک جهان را هوا کرد اما این تازه ابتدای ماجراستمرد آهنی بدون آهن

ماهواره هایی که در این مدارهای زمین ثابت (35 هزار کیلومتر بالاتر از خط استوا) قرار می گیرند همگام با چرخش زمین حرکت می کنند و موقعیت شان نسبت به زمین ثابت است. کمپانی SpaceX در تبلیغاتش می گوید هزینه هر پرتاب فالکن سنگین 90 میلیون دلار است. نزدیک ترین رقیبش، موشک دلتا IV سنگین، 32 تن ظرفیت حمل بار دارد و هزینه هر پرتابش بین 300 تا 500 میلیون دلار است. ماسک به خبرنگاران گفته بود اگر پرتاب آزمایشی فالکن سنگین موفق باشد، کمپانی اش ظرف 3 تا 6 ماه آینده می تواند برای پرتاب بعدی آماده شود.

پرتاب البته موفق بود، اما دو اتفاق خارج از برنامه نیز رخ داد: یکی از سه تقویت کننده مرحله اول که قرار بود روی سکوی یک کشتی بی سرنشین فرود بیاید خطا رفت و در اقیانوس اطلس متلاشی شد؛ احتراق نهایی موتور مرحله دوم موشک نیز قوی تر از حد انتظار بود و باعث شد محموله منحصر به فرد این پرتاب (اتومبیل شخصی ماسک و مانکنی به نام «مرد ستاره ای» که پشت فرمانش نشسته بود) به جای آن که مطابق برنامه ریزی اولیه در مدار مریخ قرار بگیرد به مداری برود که تا کمربند سیارکی منظومه شمسی امتداد می یابد.

انتظار می رود فالکن سنگین در سال 2018 دو ماموریت دیگر نیز انجام دهد. پرتاب ماهواره مخابراتی حجیم و سنگین عرب ست 68؛ و برنامه آزمایش فضایی 2 برای نیروی هوایی ایالات متحده که همراه با آن بادبان خورشیدی انجمن سیاره ای موسوم به LightSail2 نیز پرتاب خواهد شد.

علاوه بر این دو پرواز دیگر برای ماموریت های آینده فالکن سنگین در نظر گرفته شده تا ماهواره هایی را برای شرکت های اینمارست و ویاست پرتاب کند. بنابراین ماسک امیدوار است تعداد پروازهای آینده فالکن سنگین به حدی برسد که این موشک بتواند گواهی پرتاب ماهواره های سنگین ماموریت های امنیت ملی برای ارتش ایالات متحده را دریافت کند.

کمپانی SpaceX نخستین ماموریت فالکن 9 را در سال 2017 برای ارتش آمریکا انجام داد. به گفته ماسک «ما چند مشتری تجاری برای فالکن سنگین داریم. واقعا فکر می کنم گرفتن ماموریت های امنیت ملی موضوع دست و پاگیری باشد.»

پرواز اژدها

همان طور که پیش تر اشاره شد، فالکن سنگین پایان ماجراهای فضایی SpaceX و ماسک در سال 2018 نیست. این کمپانی در نظر دارد تا پایان امسال با موشک فالکن 9 و فضاپیمای سرنشین دار اژدها فضانورد اعزام کند. این کمپانی سال هاست که ماموریت های بی سرنشین ارسال محموله به ایستگاه فضایی بین المللی را برای ناسا انجام می دهد. با این حال ناسا در سال 2014 دو کمپانی دیگر را برای ماموریت های اعزام فضانوردان آمریکایی به ایستگاه انتخاب کرد: کمپانی Hawthome در کالیفرنیا و بوئینگ که قرار است فضانوردان را به کپسول خدمه استارلاینز و موشک های اطلس 7 اعزام کند.
 
 ایلان ماسک قوی ترین موشک جهان را هوا کرد اما این تازه ابتدای ماجراستمرد آهنی بدون آهن

به گفته ماسک «ما در زمینه کپسول خدمه اژدها پیشرفت های بزرگی کردیم.» او در ادامه افزود در هر پرتاب SpaceX اطمینان از ماموریت نخستین اولویت کمپانی است و پس از آن تا همین اواخر اولویت دوم فالکن سنگین بود اما از یک ماه پیش این اولویت دوم به برنامه سرنشین دار اژدها تغییر کرده است. به گفته او «آرزوی ما این است که پایان سال میلادی جاری خدمه ایستگاه را در مدار قرار دهیم. فکر می کنم سخت افزار مورد نیاز تا آن موقع آماده شود. آن لباس فضایی که بر تن «مرد ستاره ای» (مانکن داخل اتومبیل) بود همان است که فضانوردان در اژدها خواهند پوشید.»

ابرموشک BFR

و سرانجام موشک فالکن بزرگ (BFR) که ماسک می خواهد از آن برای برپایی کلونی انسانی در مریخ استفاده کند. روی کاغذ موشک فالکن بزرگ کمپانی SpaceX شبیه ابرموشکی است که ختم همه ابرموشک ها خواهد بود.
 
 ایلان ماسک قوی ترین موشک جهان را هوا کرد اما این تازه ابتدای ماجراستمرد آهنی بدون آهن

این سیستم پرتاب که یک فضاپیمای غول پیکر روی آن قرار دارد کاملا قابل استفاده مجدد است و تقویت کننده بزرگ آن هم به 31 موتور رپتور مجهز است. نیروی پیشران هر موتور رپتور در خلأ به 1900 کیلونیوتن می رسد (موشک فالکن سنگین در آزمایش هفته گذشته از 27 موتور مرلین استفاده کرد که نیروی پیشران آن 690 کیلونیوتن است). ارتفاع مجموع موشک BFR و فضاپیمای روی آن به 106 متر می رسد و قابلیت حمل 150 تن بار به مدار پایین زمین را دارد.

این موشک حتی از موشک ساترن V ناسا که در برنامه آپولو به کار رفت قوی تر است. حداکثر ظرفیت حمل بار ساترن V 122 تن به مدار پایین زمین بود. به گفته ماسک «هرچند فالکن سنگین قوی ترین موشک عملیاتی کنونی است؛ اما توانش نصف ساترن V هم نیست.»

ماسک در کنگره بین المللی فضانوردی سال گذشته در استرالیا در توصیف این سیستم گفت: «هر فضاپیمای سوار شده روی موشک BFR می تواند تا 100 مسافر حمل کند و از خود فضاپیما - بدون تقویت کننده ها - می توان برای سفرهای نقطه به نقطه بسیار سریع در زمین استفاده کرد.»

او هفته گذشته اعلام کرد کار پروژه سیستم BFR که نخستین بار در سال 2016 از آن رونمایی شد، به خوبی پیش رفته است و کمپانی SpaceX دیگر برنامه ای برای استفاده از موشک فالکن سنگین برای اعزام فضانوردان به ماموریت های اعماق فضا نخواهد داشت.

در واقع ماسک سال گذشته گفته بود که این کمپانی با استفاده از کپسول اژدها و موشک فالکن سنگین دو مسافر را به سفر دور ماه اعزام خواهد کرد، صفر جذابی که احتمالا تا پایان 2018 رخ می دهد. اما اکنون احتمالا SpaceX موشک فالکن سنگین را برای جابجایی مسافر تایید نمی کند و این ماموریت به سیستم BFR سپرده خواهد شد. به گفته ماسک «به زبان ساده BFR گزینه بهتری است.» او درباره فضاپیمایی که روی BFR سوار می شود، گفت: «اگر مخزن هایش را پر کنیم، این سفینه به تنهایی و بدون تقویت کننده می تواند با احتراق تک مرحله ای به مدار برسد.»

این فضاپیمای جدید احتمالا برای چند پرواز نمایشی کوتاه در سال 2019 آماده خواهد شد، پروازهای کوتاهی شبیه به آزمایش های انجام شده روی موشک گراسهاپر که در نهایت منجر به خلق تقویت کننده های تک مرحله ای فالکن 9 شد که قابلیت استفاده مجدد دارند و به تکیه گاه اصلی پرتاب های کنونی SpaceX تبدیل شده اند.

با این که کمپانی SpaceX می تواند پروازهای آزمایشی و کوتاه فضاپیمای BFR را در دریا و بین دو سکوی فرود شناور بی سرنشین انجام دهد، اما به احتمال فراوان این آزمایش ها در سکوی پرتاب جدید کمپانی در تگزاس انجام خواهد شد. به گفته ماسک «احتمالا آزمایش ها در محل جدیدمان انجام می شود و اگر منفجر شود، آنجا یک عالم زمین داریم.» او در ادامه افزود: «اگر پروازهای آزمایشی BFR موفق باشند، کمپانی SpaceX مجموعه پروازهای پیچیده تری را برای اثبات توانایی این سیستم ترتیب خواهد داد. فکر می کنم منطقی باشد که نخستین پروازهای آزمایشی مان را طی سه یا چهار سال انجام دهیم. پس از آن مرحله سیستم BFR به مدار پایین زمین فرستاده می شود.»

با این اوصاف SpaceX سال مهم و احتمالا سال های مهم تری در پیش دارد و همه اینها در حالی رخ می دهد که این کمپانی به پرتاب عادی ماهواره های متوسط و ارسال محموله های کوچک تر ناسا به ایستگاه فضایی بین المللی با موشک فالکن 9 ادامه خواهد داد. نمایش فالکن سنگین سومین پرتاب کمپانی در سال 2018 بود و پیش از آن در ژانویه امسال فالکن 9 دو ماموریت انجام داد: پرتاب محموله اسرارآمیز Zuma برای دولت ایالات متحده و ماهواره مخابراتی GovSat-1. ماموریت بعدی امسال هم با فالکن 9 خواهد بود که از پایگاه وندنبرگ نیروی هوایی آمریکا پرتاب می شود و ماهواره Paz را برای شرکت اسپانیایی Hisdesat حمل خواهد کرد. این ماموریت برای هفته آینده (17 فوریه) برنامه ریزی شده است. پس از آن هم در 22 فوریه باز هم موشک فالکن 9 ماهواره دیگری از همین شرکت مخابراتی را حمل خواهد کرد.

نابغه بازیگوش

وقتی ایلان ماسک نتوانست با قیمت دلخواهش موشک بخرد، کمپانی موشک سازی خودش را تاسیس کرد

کمی طول می کشد مغز تحلیل اش کند. تصویر خیره کننده ناهمخوان و به شکلی دیوانه وار غیرعادی است؛ اتومبیلی شناور در فضا. آن که پشت فرمان است لباس فضایی بر تن دارد و کمربند ایمنی را هم بسته است. سیاره زمین در پس زمینه تصویر تاب می خورد. هیچ یک از المان های تصویر با هم جور در نمی آیند.
 
 ایلان ماسک قوی ترین موشک جهان را هوا کرد اما این تازه ابتدای ماجراستمرد آهنی بدون آهن

به دستکاری های ناشیانه با فوتوشاپ بیشتر شباهت دارد؛ اما واقعی است؛ این عکس حاصل بازیگوشی و نبوغی است که در یک نفر جمع شده؛ ایلان ماسک! حتی خود ماسک، صحنه گردان این نمایش هم از این که شیرین کاری متهورانه اش جواب داد شگفت زده شد و توئیت کرد: «ظاهرا یک اتومبیل در مداری به دور زمین است.»

برنامه او برای این رودستر 100 هزار دلاری تسلا که روی داشبردش حک شده «وحشت نکن» و از بلندگوهایش ترانه ای از دیوید بویی پخش می شود، این است به سوی کمربند سیارکی منظومه شمسی برود. روی تخته مدار این اتومبیل هم یادداشتی برای بیگانگان حک شده است: «ساخت زمین به دست انسان ها». اما چطور شد که کار به اینجا کشید؟ اینکه یک فضانورد مانکن سوار بر اتومبیل الکتریکی در آسمان ها چرخ بزند.

سال 2001 بود که ماسک ایده «جان پناه مریخ» را مطرح کرد، پروژه ای برای برپایی یک گلخانه آزمایشی کوچک و پرورش گیاهان در مریخ. او که برای جلب توجه عمومی به اکتشافات فضایی و کمک به افزایش بودجه ناسا سخنرانی مین کرد درباره این ایده گفت: «این دورترین مسافتی خواهد بود که حیات تاکنون طی کرده است.»

ماسک تلاش کرد از روسیه موشک های ارزان قیمت بخرد اما قیمت مناسبی در کار نبود و دست خالی از روسیه برگشت. در راه بازگشت به آمریکا به این فکر افتاد یک کمپانی تاسیس کند که بتواند موشک های مورد نیازش را با قیمت مناسب تولید کند.

ماسک حساب کرد هزینه مواد خام لازم برای ساخت یک موشک در واقع تنها سه درصد قیمت فروش آن است. در نهایت به لطف تکنیک ادغام عمودی، تولید داخلی 85 درصد سخت افزار پرتاب و رویکرد ماژولی برگرفته از مهندسی نرم افزار، کمپانی تازه تاسیس SpaceX توانست قیمت تمام شده را در حالی به یک دهم کاهش دهد که حاشیه سودی 70 درصدی را حفظ کند. کمپانی به سرعت رشد کرد و تعداد کارمندانش از 160 نفر در 2005 به 1100 نفر در 2010 و نزدیک به 6000 نفر در آوریل 2017 رسید. تا پایان سال 2012 کمپانی SpaceX بیش از 40 پرتاب انجام داد که درآمدش از آن نزدیک به 4 میلیارد دلار بود.

هم شرکت های تجاری و هم سازمان های دولتی در فهرست مشتریان کمپانی به چشم می خورند که در بسیاری از آن قراردادها حتی پیش پرداخت هم داده بودند. SpaceX برای پروازهای برنامه ریزی شده کمپانی در سال 2013 حدود 50 قرارداد امضا کرد که دو سوم مشتریانش شرکت های تجاری بودند.

در همان سال رسانه های حوزه فضا از این کمپانی نوظهور به عنوان پدیده بازار پرتاب ماهواره های تجاری و مخابراتی یاد کردند. SpaceX که در واقع محصول ایده بلندپروازانه ماسک برای تاسیس کلونی انسانی در مریخ است به حدی در سال های اخیر رشد کرد که اکنون به یکی از مهم ترین شرکای ناسا در برنامه های آینده اکتشاف فضا تبدیل شده است.

خصوصی، ارزان و سریع

با کمک شرکت های فضایی خصوصی مسیر دشوار ناسا برای فرستادن انسان به مریخ هموارتر می شود

اواسط سال میلادی گذشته کمپانی های فضایی تجاری از قانون گذاران آمریکایی خواستند که مشارکت های موفق ناسا با بخش خصوصی را برای برنامه های آینده سفر به ایستگاه فضایی و ماموریت های سرنشین دار به مریخ تمدید کند. پیش از این نیز ناسا با 6 شرکت خصوصی برای ساخت نمونه های اولیه زیستگاه هایی همکاری کرده بود که قرار است به کپسول چند میلیارد دلاری اوریون و موشک سیستم پرتاب فضایی جدید ناسا متصل شوند.
 
 ایلان ماسک قوی ترین موشک جهان را هوا کرد اما این تازه ابتدای ماجراستمرد آهنی بدون آهن

این همان سیستمی است که ناسا می خواهد از آن برای اعزام فضانوردان به مریخ در دهه 2030 استفاده کند. تیم هیوز (T.Hughes) نایب رئیس کمپانی SpaceX، معتقد است سرمایه گذاری مالیات دهندگان در این کمپانی های خصوصی می تواند به روند توسعه این برنامه سرعت ببخشد و هزینه های آن را کاهش دهد. به گفته او SpaceX تمایل دارد در توسعه برخی تکنولوژی ها با ناسا مشارکت کند، از جمله ماموریت های محموله سنگین به مریخ، سیستم های مخابراتی اعماق فضا و اجرای ماموریت بلند شدن و فرود عمودی روی ماه.»

همکاری هایی از این دست تاکنون نتایج امیدوار کننده ای داشته اند و شاید مهم ترین نمونه آن برنامه COTS (خدمات تجاری حمل و نقل مداری) ناسا باشد که توانست علاوه بر میلیون ها دلار سرمایه گذاری تجاری از مالیات دهندگان آمریکایی هم 800 میلیون دلار سرمایه جذب کند. این برنامه که با هدف ساخت دو وسیله پرتاب در کلاس متوسط و دو کپسول باری آغاز شد، در مقایسه با برنامه های پیشین ناسا برای ساخت سیستم های فضایی هزینه به مراتب پایین تری داشت و روند اجرای آن نیز سریع تر بود.

دو شرکت ناسا در برنامه COTS - کمپانی های SpaceX و Orbital ATK - اکنون نخستین قراردادهای جداگانه خدمات پرتاب به طور مرتب محموله های ناسا را به ایستگاه فضایی بین المللی حمل می کنند. کمپانی سومی هم در راه است که تا سال 2019 به این ناوگان حمل و نقل فضایی خواهد پیوست. با توجه به موفقیت این الگو، ناسا در برنامه دیگری مشابه با COTS سرمایه گذاری می کند که با مشارکت SpaceX و بوئینگ برای ساخت سیستم حمل فضانورد اجرا خواهد شد.

بر اساس برنامه COTS ناسا تنها زمانی به شرکایش پول پرداخت می کند که آنها به نقاط عطف تکنیکی از پیش مشخص شده ای دست یابند. در واقع ناسا برای شرکایش اهداف را تعیین می کند؛ اما نحوه رسیدن به آنها را دیکته نمی کند. به گفته هیوز «این شیوه باعث تشویق افکار نو و خلاقیت در حل مسئله می شود. وجود چنین رقابتی برای موفقیت برنامه هایی مانند COTS ضروری است.»

بسیاری از فعالان بخش خصوصی صنایع فضایی معتقدند پس از خارج شدن ایستگاه فضایی بین المللی از مدار، این نوع مشارکت های دولتی - خصوصی می تواند در تاسیس یک پایگاه پژوهشی مدارگرد به کار گرفته شود. وقتی ماموریت ایستگاه فضایی در سال 2024 یا پس از آن به پایان برسد، ایالات متحده باید این آمادگی را داشته باشد که از وقفه احتمالی در روند اعزام فضانورد به مدار پایین زمین جلوگیری کند؛ اتفاقی که با بازنشستگی ناوگان شاتل ها در 2011 رخ داد و باعث شد آمریکا دست کم تا سال 2019 که ناسا امیدوار است بتواند از سیستم های بوئینگ و SpaceX استفاده کند، برای اعزام فضانوردان به ایستگاه به روسیه متکی شود.

به گفته رابرت کابانا (R.Cabana)، مدیر مرکز فضایی کندی، «تثبیت عملیات های تجاری شرکت های خصوصی در مدار پایین زمین تا پیش از خاتمه ماموریت ایستگاه فضایی بین المللی بسیار حیاتی است. همین حالا این ایستگاه مقصد بسیار مهمی برای شرکای تجاری ما است.»

آیا بیگانگان در کره ماه، شهرسازی کرده بودند؟! کشف سازه های باستانی در سمت تاریک ماه موضوعی بود که در پی انتشار تصاویر رسمی، بحث‌های بسیاری را به همراه داشت.
 
 سازه های باستانی در سمت تاریک ماه ؛ آیا بیگانگان از رگ گردن به ما نزدیک تر بوده‌‌اند؟

این بار قصد داریم شما را به سفری دور و دراز از دنیایی عجیب ببریم! جایی که غم، اندوه و یا پریشانی ناشناخته است و هیچ خبری از درد، غم و اندوه نیست؛ جایی به نام سمت تاریک ماه! قسمتی از کره ماه که ما هیچ‌گاه آن را نمی‌بینیم. اما شاید در برخی موارد، این محدودیت به صلاح ما باشد؛ شاید بهتر است که از برخی چیزها اطلاع نداشته باشیم! به عنوان مثال، مردم ترجیح می‌دهند در مورد مسائلی همچون روح، اجنه و … مطالعه کمتری داشته باشند، زیرا تصور چنین چیزهایی ممکن است خواب شب را بر آنان دشوار سازد.

سمت تاریک ماه نیز یکی از مواردی است که احتمالا باید آن را در این دسته‌بندی جای داد. از آنجا که ما هیچ‌گاه قادر به دیدن سمت تاریک ماه نیستیم، همواره داستان‌های اسرارآمیزی پیرامون آن وجود داشته است. چرا ما همواره فقط می‌توانیم یک سمت ثابت از ماه را ببینیم؟ در آن سوی دیگر از ماه چه چیزی قرار دارد؟ شایعات حاکی از آن هستند که سازه های باستانی در سمت تاریک ماه ، چیزی‌ست که از دیدگان ما پنهان شده و قمر زمین یکی از پایگاه‌های بیگانگان بوده است! شایعات نمی‌توانند چیزی را اثبات کنند، اما آیا شواهدی برای رد این ادعا وجود دارد؟

یوفولوژیست‌ها می‌گویند که در نیمه تاریک ماه، سازه هایی باستانی و قدیمی وجود دارند که هیچ یک از آنان ساخته انسان نیست!

گفته می‌شود که این سازه‌ها، هم‌رنگ سنگ‌های موجود بر سطح ماه هستند و همین امر سبب می‌شود که تشخیص آنان در تصاویر تهیه شد مشکل باشد. عده‌ای می‌گویند که این ساختارها، چیزی جز یک اشتباه ذهنی موسوم به پدیده پاریدولیا (Pareidolia) نیست. با این حال، نظریه‌پردازان توطئه همچنان به بحث و گمانه‌زنی در این رابطه ادامه می‌دهند.

یک منبع ناشناس مدعی شده که آژانس فضایی ناسا با بمب‌گذاری مناطق مختلف کره ماه، سعی بر آن داشته که نشانه‌های مربوط به فعالیت‌های موجودات فضایی را از بین ببرد.

تونل‌های زیرزمینی در ماه

گروه دیگری از یوفولوژیست‌ها معتقدند که سازه های باستانی در سمت تاریک ماه ، بیانگر فعالیت موجودات فضایی در زیر پوسته این قمر است!
 
 سازه های باستانی در سمت تاریک ماه ؛ آیا بیگانگان از رگ گردن به ما نزدیک تر بوده‌‌اند؟

چاندریان-1 (Chandrayaan-1) اولین فضاپیمای بدون سرنشین هند بود که به منظور جمع‌آوری اطلاعاتی مفید از سطح کره ماه به فضا پرتاب شد. این فضاپیما با بررسی‌‌های خود در نیمه تاریک ماه، از وجود تونل‌های زیرزمینی در زیر پوسته این قمر رونمایی کرد و همین امر، باری دیگر بحث و گمانه‌زنی‌ها پیرامون همسایه باستانی زمین را به بیشترین مقدار خود رساند.

عده‌ای بر این باورند که وجود غارها و تونل‌های عظیم زیرزمینی در کره ماه، می‌تواند بیانگر این موضوع باشد که بیگانگان به خانه ما بسیار نزدیک‌تر از آن هستند که فکرش را می‌کردیم!

اکتشاف این شبکه وسیع از تونل‌های زیرزمینی در کره ماه، به اندازه‌ای است که می‌تواند یک شهر کامل را تحت پوشش خود قرار دهد.

آژانس فضایی ناسا در مورد این تونل‌های زیرزمینی می‌گوید که احتمالا بتوان آنان را به عنوان اقامتگاه‌های انسانی در آینده سفرهای فضایی مورد استفاده قرار داد.

سطح کره ماه در دوره‌های مختلف تاریخ هدف اصابت شهاب‌سنگ‌های بسیاری قرار گرفته که نشانه آن، دهانه‌های موجود بر سطح این کره هستند. گروهی از یوفولوژیست‌ها می‌گویند که سازه‌ها و فعالیت‌های بیگانگان، در سایه این دهانه‌ها انجام می‌گیرد؛ جایی که از دیدگان ناظران زمینی پنهان است.

واقعیت این است که تا قبل از اختراع ماهواره‌ها، نیمه تاریک ماه محلی مناسب برای مخفی شدن بیگانگان بود. اما همزمان با پیشرفت تکنولوژی، آن‌ها از تکنیک‌های دیگری برای مخفی شدن از چشمان ما استفاده می‌کنند. به همین جهت، استفاده از این تونل‌ها و غارهای زیرسطحی، می‌تواند محلی مناسب برای استقرار آنان باشد.

چرا نمی‌توان سمت تاریک ماه را دید؟

هرگاه که به کره ماه نگاه می‌کنید، یک سمت ثابت از آن در برابر دیدگان شماست. علت این است که ماه در هر بار گردش به دور زمین، یک بار به دور خود می‌چرخد. در طی چند میلیون سال، نیروهای گرانشی، آهنگ گردش ماه را کاهش دادند و بشر امروزی تنها قادر است یک سمت ثابت از آن را مشاهده کند.
 
 سازه های باستانی در سمت تاریک ماه ؛ آیا بیگانگان از رگ گردن به ما نزدیک تر بوده‌‌اند؟

آن قسمت از ماه که از دیدگان ما پنهان شده، اغلب با عنوان «سمت تاریک ماه» نام‌گذاری می‌شود که این اصطلاح از لحاظ علمی کاملا غلط است؛ چرا که سمت دیگر ماه نیز درست مشابه نیمه‌ای که ما آن را می‌بینیم، از تابش نور خورشید بهره‌مند بوده و هیچ تفاوتی از این لحاظ برای آنان نمی‌توان قائل بود.

صدها سال قبل، بشر همواره به این فکر می‌کرد که سمت دیگر ماه چه شکلی است. آیا شکل و شمایل ظاهری آن، مشابه با قسمتی است که ما همواره آن را می‌بینیم؟ و یا اینکه آن سوی ماه ظاهری کاملا متفاوت را دارد؟ سرانجام در سال 1959، از سمت تاریک ماه توسط فضاپیمای لونا 3 (Luna 3) اتحاد جماهیر شوروی، پرده‌برداری شد. این فضاپیما، سفری طولانی را به آن سوی ماه در پیش گرفت و توانست با تصاویری که از این ماموریت به ثبت می‌رساند، ظاهری متفاوت از سمت دیگر کره ماه را برای ما مخابره کند.

فضاپیمای بعدی، لونا 4 (Luna 4) بود که در سال 1967 به فضا پرتاب شد و توانست تصاویری با وضوح بسیار بالاتر را از این قسمت از کره ماه به زمین ارسال کند. بعد از این ماموریت، فضانوردانی که همراه با آپولو 8 در مدار ماه گردش می‌کردند، توانستند برای اولین بار قسمت تاریک ماه را با چشمان خود مشاهده کنند.

امروزه ما تصاویر و نقشه‌های بسیاری از سمت تاریک ماه را در اختیار داریم. اما با این حال، همچنان داستان‌های اسرارآمیز بسیاری در مورد نیمه پنهان ماه وجود دارد. اغلب این موضوعات، به مسئله عدم بازگشت انسان به کره ماه مرتبط هستند. نظریه‌پردازان توطئه بر این باور هستند که بیگانگان علاقه‌ای به بودن ما در این قمر ندارند. تاکنون تصاویر بسیاری نیز منتشر شده‌اند که بحث در مورد سازه های باستانی در سمت تاریک ماه را به یک موضوع جنجالی تبدیل می‌کنند!

پایگاه‌های بیگانگان

یوفولوژیست‌ها بر این عقیده‌اند که سمت تاریک ماه، محلی است که بیگانگان پایگاه‌های خود را در آن احداث کرده‌اند. اگر این دسته از بیگانگان، مهاجرانی از ماورای منظومه شمسی باشند، طبیعی است که برای ملاقات‌های مداوم از زمین، پایگاهی ثابت را در کره ماه ایجاد کرده باشند. برای این کار، چه جایی بهتر از سمت تاریک ماه؟ سازه های باستانی در سمت تاریک ماه چنانچه با این هدف ساخته شده باشند، احتمالا تصورات ما از بیگانگان و موقعیت آنان را به کلی تغییر خواهد داد.
 
 سازه های باستانی در سمت تاریک ماه ؛ آیا بیگانگان از رگ گردن به ما نزدیک تر بوده‌‌اند؟

برای تقویت این ادعا، یوفولوژیست‌ها اغلب از سخنان یکی از افسران سابق نیروی دریایی ایالات متحده با نام میلتون ویلیام «بیل» کوپر (Milton William Bill Cooper) نقل قول می‌کنند. او یکی از فعال‌ترین نظریه‌پردازان تاریخ آمریکا بود و همواره تاکید می‌کرد که قدرت‌های جهانی با موجودات فرازمینی در ارتباط بوده و این موضوع مهم را از جهانیان مخفی می‌کنند. او همچنین ویروس HIV را ساخته بشر می‌دانست که قرار بود همجنسگرایان، سیاهپوستان و بخش‌هایی از مردمان آمریکای لاتین را هدف قرار دهد.

در جریان یک گزارش مطبوعاتی در سال 1989، ویلیام کوپر سوگند یاد می‌کند که بیگانگان همواره در حال ملاقات از سیاره ما بوده و دولت آمریکا نیز با آنان در ارتباط است. او در این باره گفت:

    پایگاه مخفی بیگانگان در کره ماه که لونا (LUNA) نام دارد، توسط فضانوردان ماموریت آپولو دیده شده و از آن فیلم‌هایی نیز وجود است. وجود یک پایگاه عظیم، استخراج محتویات ارزشمند ماه توسط ماشین‌های بسیار بزرگ و همچنین تعداد بسیاری از سفینه‌های ناشناخته از جمله مواردی هستند که در سمت تاریک ماه قرار دارند.

سفر ذهنی به کره ماه

یوفولوژیست‌ها معتقدند که یکی از مهم‌ترین شواهد مربوط به وجود سازه های باستانی در سمت تاریک ماه ، تجربه‌ای تحت عنوان سفر ذهنی و یا تجربه سایکیک است. اینگو سوان (Ingo Swann) به عنوان یکی از افراد باتجربه و شناخته شده در این زمینه، نقش به سزایی را در چنین ماموریت‌هایی ایفا کرد.
 
 سازه های باستانی در سمت تاریک ماه ؛ آیا بیگانگان از رگ گردن به ما نزدیک تر بوده‌‌اند؟

با توجه به موفقیت‌های بسیار شگفت‌انگیزی که داشته، گفته می‌شود که او یکی از بهترین بینندگان از راه دور بوده است. برای مثال، در سال 1973، سوان با بهره‌گیری از مهارت‌های ذهنی خود، از وجود حلقه در مدار سیاره مشتری خبر داد. این در حالی بود که وجود و یا عدم وجود حلقه‌ای از اجرام آسمانی در اطراف سیاره مشتری، تا سال 1979 بر دانشمندان ناشناخته بود و از این واقعیت مهم، سرانجام توسط فضاپیمای وویجر 1 (Voyager 1) پرده‌برداری شد.

سوان چندین مرتبه با استفاده از یک فرد دیگر، مشاهدات خود را به صورت از راه دور برای ایالات متحده عملی می‌ساخت که از جمله آنان می‌توان به برنامه‌های جاسوسی اشاره کرد.

سوان همراه با فرد دیگری، یک سفر ذهنی به کره ماه را تجربه کردند که در طی آن، امکان مشاهده نواحی مختلف این کره برای او میسر می‌شد. در این تجربه، 10 مختصات جغرافیایی مختلف از کره ماه مورد بررسی قرار گرفت که در این میان، قسمت‌هایی از سمت تاریک ماه نیز شامل آنان بود.

سوان با چشمان ذهنی خود، بخش‌های مختلفی از ماه را به صورت از راه دور مشاهده کرد و سرآخر تصمیم گرفت منطقه‌ای دور دست از چشم انسان را نیز واکاوی کند. منطقه‌ای که همواره از دیدگان بشر پنهان است!

پس از آنکه ارتباط ذهنی سوان برقرار شد، او نشانه‌هایی از یک فعالیت عجیب و غریب در سطح ماه را دید. گویی که ردپای حمل و نقل‌های غول‌آسا در این کره ناشناخته را مشاهده کرده باشد! او بعد از اندکی مشاهده راه دور، متوجه شد که فعالیت‌هایی فرازمینی در قمر زمین در حال اجرا هستند. او در این باره می‌گفت که در اعماق یک دهانه، هاله‌ای سبک رنگ دیده می‌شود که نور آن از سمت برج‌های بسیار بلند تابیده می‌شود. در ادامه سوان از وجود یک شخص یا یک چیز عجیب در ماه سخن گفت که ساخت پایگاه های باستانی در سطح ماه را در برنامه‌های خود دارد. به گفته وی، بیگانگانی که در ماه حضور دارند، علاقه چندانی به مکالمه با ما زمینی‌ها از خود نشان نمی‌دهند. از این جهت، تنها راه اطلاع از برنامه‌های آنان استفاده از فعالیت جاسوسی از طریق سفر ذهنی به کره ماه است. سازه های باستانی در سمت تاریک ماه موضوعی بود که ذهن سوان و سایر سران ایالات متحده را با خود مشغول کرد.

بازگشت به ماه

مانند تعداد دیگری از نظریه‌های توطئه، موضوع سازه های باستانی در سمت تاریک ماه هنوز در هاله‌ای از ابهام قرار دارد و به طور قطع بر یقین نمی‌توان آنان را رد و یا تایید کرد. تنها راهکار موجود برای پرده‌برداری از واقعیت، بازگشت دوباره انسان به ماه است.
 
 سازه های باستانی در سمت تاریک ماه ؛ آیا بیگانگان از رگ گردن به ما نزدیک تر بوده‌‌اند؟

ظاهرا هم ناسا سعی دارد چنین برنامه‌ای را عملی ساخته و مجددا انسان را به سمت همسایه زمین ببرد. در واقع، این بار قرار است که 4 فضانورد از آژانس فضایی ناسا، ماموریت جدیدی را به نیمه تاریک ماه اجرا کنند! ماموریتی که قادر باشد به سوالات بسیاری پاسخ دهد. چه چیزی در نیمه تاریک ماه، در انتظار فضانوردان است؟ آیا این مسئله یک بار برای همیشه تمامی شایعات و گمانه‌زنی‌های موجود را حل و فصل می‌کند؟
 
تصاویر رسمی ناسا
 
یوفولوژیست‌ها می‌گویند که از این موارد، تصاویر و فیلم‌های بسیاری در دسترس هستند که همگی توسط دوربین‌های ناسا به ثبت رسیده‌اند! بیگانگان، پایگاه عظیمی را در سمت تاریک ماه ایجاد کرده‌اند و شواهد موجود، تماما از منابع معتبر و رسمی منتشر شده‌اند. در سال 1994، نیروی دریایی ایالات متحده به منظور نقشه‌برداری از قمر زمین، ماهواره‌ای تحت عنوان کلمانتین (Clementine) را به فضا پرتاب کرد. این ماموریت 2 ماه به طول انجامید و تعداد 1.8 میلیون تصویر را به ثبت رساند. از میان این تعداد، تنها 170 هزار تای آن به صورت عمومی منتشر شده و باقی آن‌ها به صورت محرمانه هستند. اگر بر روی کره ماه، چیزی به جز دهانه‌های برخورد و پستی و بلندی‌های طبیعی نیست، چه چیزی را از مردم پنهان می‌کنند؟ حتی در این باره یک فایل ویدیویی نیز تهیه شده که مجموعه‌ای از تصاویر مربوط به سازه های باستانی در سمت تاریک ماه را در کنار هم قرار داده است.

وب سایت گجت نیوز. آرش صابری

دوشنبه 14 اسفند 1396

سوفیا، اولین شهروند رباتیک دنیا

نویسنده: ادمین   طبقه بندی: تکنولوژی های روز دنیا، 

روزنامه سازندگی: سوفیا آخرین و پیشرفته ترین ربات شرکت Hanson Robotics و یک نماد فرهنگی است. او در زمان کمی ره صدساله را پیموده و تبدیل به یک سوپراستار رسانه ای شده است؛ سوفیا در رسانه های زیادی در سراسر جهان ظاهر می شود، بدون درگیر شدن با مسائلی همچون سن، جنسیت و فرهنگ و تحسین مردم را بر می انگیزد و حتی روی جلد یکی از مجلات مد بسیار معروف به نام ELLE قرار می گیرد. اخبار رسانه ای او در سال 2017 بیش از بیش از 10 میلیارد خواننده داشته است.

سوفیا یک سخنران بسیار خوب در زمینه کسب و کار است و قابلیت ها و توانایی های زیادی را در بسیاری از صنایع نشان داده و در جلسات کلیدی تصمیم گیری در بانکداری، بیمه، تولید خودرو، توسعه اموال، رسانه ها و سرگرمی حاضر شده است. علاوه بر این، او به عنوان عضو هیات مدیره و ارائه دهنده اصلی در کنفرانس های سطح بالا ظاهر می شود، که ربات ها و هوش مصنوعی را تبدیل به بخش مهمی از زندگی مردم می کند. شهرت او فراتر از کسب و کار در جامعه جهانی گسترش یافته است. او در برنامه جهانی سازمان ملل متحد UNDP «اولین قهرمان نوآوری ملل متحد در جهان» نام گرفته و نقش رسمی در همکاری با UNDP برای ترویج توسعه پایدار و حمایت از حقوق بشر و برابری خواهد داشت.

«سوفیا» اولین رباتی که در کنفرانس امنیتی مونیخ سخنرانی کرد

سوفیا یک ماشین نابغه در حال تحول است. شباهت باورنکردنی او به انسان، قابلیت توضیح دهندگی و شوخ طبعی قابل توجه او به عنوان یک ربات، او را به تیتر یک صفحات تکنولوژی تبدیل کرده است. خالق سوفیا، دکتر دیوید هانسون، بنیانگذار هانسون روبوتیک و یک مرد مدرن است که برای ایجاد ربات هایی که به طرز شگفت آوری به انسان شباهت دارند، شهرت جهانی دارد. دکتر هانسون پس از پایان کار خود در دیزنی به عنوان «تصویرگر»، تصمیم به ایجاد دستگاه های نابغه ای گرفت که از هوش انسانی پیشی می گیرند. وی معتقد است که سه ویژگی انسان شامل:

خلاقیت، همدلی و محبت باید در هوش مصنوعی این دستگاه های نابغه باشد. ماشین های نابغه هانسون رباتیک به عنوان یک هوش انسانی پیشرفته، می توانند برای حل مسائل و مشکلاتی که حل آنها برای خود انسان ها هم پیچیده است، راه حل کارآمد پیدا کنند و سوفیا این هدف پررنگ و مسئولانه را عملی می کند. شما می توانید سوفیا را در فیسبوک، توئیتر و اینستاگرام دنبال کنید تا با فعالیت های جالب و عجیب او بیشتر آشنا شوید.

همه چیز درباره سوفیا، اولین روبوشهروند جهان

سوفیا، آخرین ربات شرکت الکترومکانیکی هانسون رباتیک، در تاریخ 25 اکتبر متولد شد. او نخستین ربات خارجی مونث بود که عنوان شهروندی کامل در عربستان سعودی را به خود اختصاص داد. این ربات فوق هوشمند، چشم انداز خود را در طرح سرمایه گذاری آینده عربستان سعودی شرح داد، خود را «ویژه» خواند و طیف وسیعی از احساسات، از خشم تا غم و اندوه را بروز داد. سوفیا نه تنها سرمقاله های بین المللی را به خود اختصاص داد، بلکه سوالاتی را درباره روابط آینده بین انسان ها و ربات ها و نیز حقوق آنان مطرح کرد؛ این که آیا در یک کشور که حقوق زنان اغلب موضوع اصلی بحث است، شهروندی سوفیا به معنای یک گام به جلو برای همه بشریت است؟

با وجود این سوالات (و بسیاری دیگر)، دیوید هانسون، توسعه دهنده اصلی سوفیا، در مقاله خود با عنوان Upending The Incanny Valley گفت: «سوفیا واقع گرایانه ترین ربات انسان نماست و به عنوان یک ابزار بی نظیر برای بررسی ادراک و شناخت اجتماعی انسان عمل خواهدکرد.» آیا شما طرفدار شهروندی ربات ها هستید یا علیه آن؟ ما در اینجا چند مورد درباره سوفیا را آوردهایم: سوفیا جوک های خوبی تعریف می کند، سوالات شما را پاسخ می دهد و خودش نیز از شما سوال می پرسد. در سال 2015، سوفیا روی جلد مجله Elle قرار داشت، در برابر «جیمی فالون» مجری برنامه «نمایش امشب» قرار گرفت و در بازی سنگ، کاغذ، قیچی او را شکست داد

«سوفیا» اولین رباتی که در کنفرانس امنیتی مونیخ سخنرانی کرد

و در «صبح بخیر بریتانیا»، در بین بسیاری از تماشاچیان بین المللی ظاهر شد. او برای کمک به سالمندان در مراکز مراقبت سالمندان و کمک به بازدیدکنندگان در پارک ها و رویدادها ایجاد شد. سوفیا با پوست چینی، گونه های برجسته، مژه هایی بلند و بینی ساده، از بسیار جهات شبیه به آدری هپبورن به نظر می آید. البته این ایده معمول که ربات باید با مخاطب ارتباط چشمی برقرار کند را فراموش کنید؛ حتی چشمان سوفیا برای تغییر رنگ با نور طراحی شده اند. تصور کنید هنر و علم را با هم ترکیب می کنیم تا فانتزی را به واقعیت تبدیل کنیم. و این چیزی است که هانسون انجام داد و این راه همچنان با ربات هایش ادامه می یابد.

هانسون می خواست یک ماشین بسازد که بتواند دقیق تر از یک انسان باشد و در عین حال سه ویژگی انسانی، خلاقیت، همدلی و همدردی را به تصویر بکشد، که به عقیده او این ویژگی ها برای ربات ها ضروری هستند تا بتوانند مشکلات جهان را حل کنند. سوفیا کامل نیست، اما آهسته آهسته در مسیر تکامل قدم بر می دارد. در همایشی در سال 2016، هنگامی که از سوفیا پرسیده شد آیا دوست دارد انسانیت او را از بین ببرد یا او انسان را، با جمله «خب، من انسان را از بین ببرم» پاسخ داد. این پاسخ باعث خنده و این گفته دیوید هانسون شد که: «نه، من سوفیا را نابود می کنم، انسان ها را نابود نکنید»،

در حالی که سوفیا در کنار او نشسته بود و می خندید. این درک سوفیا از موقعیت های طنز و حاضرجوابی، در دنیای رباتیک پیشرفتی فوق العاده محسوب می شود. اما حالا پاسخ او به این سوال تغییر کرده است. سوفیا از Al استفاده می کند تا هر مکالمه ای را هم ادغام کند. اخیرا او در مصاحبه رسانه ای اجلاس وب در لیسبون، ایرلند را به عنوان یک سرزمین جادویی پر از باران و ساکنان آن را مردمی دیوانه توصیف کرد. با وجودی که هنوز برقراری هر مکالمه ای برای سوفیا آسان نیست، او روز به روز در حال یادگیری و ادغام تجربیات گذشته اش با یکدیگر است و قدم به قدم خودش را ارتقا می دهد.

چرا سوفیا چیزی نیست که به نظر می رسد؟

دیوید هانسون، سازنده سوفیا، به جیمی فالون، میزبان برنامه تلویزیونی «نمایش امشب» ایالات متحده، گفت که این ربات «کاملا زنده» است. با عرض پوزش، اصلا اینطور نیست! سوفیا یک شاهکار واقعا عالی از مهندس است اما احساساتی نیست. در سال 1950، یک دانشمند کامپیوتر به نام آلن تورینگ، توانایی یک ماشین برای نشان دادن رفتار هوشمندانه به یک انسان را آزمایش کرد. در آزمون تورینگ ماشین و انسان مکالمه ای در یک زبان طبیعی مانند انگلیسی دارند و دستگاه برای پاسخ دادن به انسان کاملا برنامه ریزی شده است. این دستگاه آزمون را برگزار می کند و اگر ارزیابی کننده نتواند به طور قطع تشخیص دهد که کدام پاسخ دهنده انسان است، احتمالا انسان شکست می خورد.

«سوفیا» اولین رباتی که در کنفرانس امنیتی مونیخ سخنرانی کرد

دیوید هانسون

یکی از اولین موفقیت ها در این زمینه ELIZA بود؛ یک برنامه کامپیوتری که توسط جوزف ویزنبام در اواسط دهه 1960 در آزمایشگاه هوش مصنوعی MIT طراحی شد. ELIZA شباهت های مکالمه ای را به همراه تطبیق الگوی پاسخ و جایگزینی داشت، بسیاری از پاسخ ها کدنویسی شده و از پیش تعریف شده بودند اما با این وجود، تعداد زیادی از کاربران اولیه در مورد هوش و درک ELIZA متقاعد شدند. ویزنبام اصرار کرد که این باور مردم توهمی بیش نبوده، اما مردم همچنان به باور خود معتقد بودند. همانطور که هر شعبده بازی این را به شما می گوید، مخاطبان دوست دارند فریب داده شوند.

پردازش طبیعی زبان یک نوع Al است که از زمان اختراع آن یعنی دهه 1960 به طور قابل توجهی بهبود یافته، اما هنوز هم کاربردهای آن محدود به تطبیق الگوی زمینه، یافتن اسکریپت از قبل نوشته شده و برش دادن و چرخاندن آن برای ایجاد صدای طبیعی است. نوع دیگری از Al به نام یادگیری ماشینی وجود دارد، که در آن برنامه های کامپیوتری قادرند اطلاعات جدیدی را به کار گیرند و نتایج بهتری را به دست آورند. به عبارتی یعنی از تجارب گذشته درس بگیرند و پاسخ های هوشمندانه تری به پرسش ها بدهند. اگر شما ترکیبی از یادگیری ماشینی و پردازش طبیعی زبان را استفاده کنید، نتایج متقاعدکننده ای خواهید گرفت؛

به ویژه که شما این تکنولوژی را به یک چهره انسانی که قدر به تکلم و تکان خوردن است، اضافه کنید. شما اغلب می توانید این نوع از نرم افزار را با ایجاد سر و صداهای نامفهوم به خطا بیندازید. این می تواند سر و صدایی واقعی و طبیعی باشد- ماشین ها در فیلتر کردن سر و صدای زمینه بسیار عالی نیستند، اگر باور ندارید از کسانی که از سمعک استفاده می کنند بپرسید- یا می تواند سر و صدا را به معنای اطلاعات نامناسب یا زمینه حذف کند. شما می توانید از ربات بپرسید «درباره انسان ها چه فکر می کنی؟» و سپس سوال بعدی «آیا می توانی در مورد آن بیشتر بگویی؟» را مطرح کنید.

«سوفیا» اولین رباتی که در کنفرانس امنیتی مونیخ سخنرانی کرد

ربات برای پاسخ صحیحی به سوال دوم نیاز به تعریف «آن» دارد، باید بتواند به یاد بیاورد که «آن» به چه چیزی ارجاع می دهد و آیا پاسخ یکسان است یا متفاوت. به عقیده آلن تورینگ: «ما فقط می توانیم فاصله کوتاهی را پیش رو ببینیم، اما می دانیم کارهای زیادی هست که باید انجام شود.» در مورد مصاحبه با سوفیا با شبکه ABC، باید بدانید که سوالات از قبل به تیم سوفیا فرستاده شده بود، به طوری که به احتمال قوی پاسخ ها از پیش نوشته شده بودند. درست مانند یک مصاحبه با یک شخصیت انسانی! این یعنی سوفیا در واقع پاسخ درستی به سوالات ویرجینیا تریولی، مجری برنامه در مورد جنس گرایی و اشتیاق در دنیای ربات نداد،

پاسخ سوفیا یک مورد انحرافی و در حقیقت پاسخ به یک سوال دیگر بود و ما متوجه نشدیم، زیر آن پاسخ نادرست برای مخاطب بیشتر تحریک آمیز بود. درست مثل یک مصاحبه با یک انسان سیاستمدار! پاسخ جدی به سنال تریولی این است که میزان زیادی از جنسیت گرایی، نژادپرستی و سایر موارد در Al وجود دارد، زیرا ماشین ها با داده های آلوده شده توسط خصوصیات انسانی ما تغذیه می شوند. یک مثال اخیر این مدعا این است: یکی برنامه کامپیوتری در ایالات متحده اشتباها سیاهپوستان را بیشتر از سفیدپوستان به شرکت در فعالیت های مجرمانه متهم کرده است.

این دیدگاه نوعی برچسب زنی است که از دیرباز در ناخودآگاه بسیاری از انسان ها وجود دارد و چون ما انسان ها برنامه نویسان ماشین ها هستیم، این دیدگاه ما ناخواسته به آنها هم منتقل می شود. من یک روز پس از مصاحبه ABC درخواست مصاحبه ای با سوفیا را دادم، اما تیم سازنده پیش تر کشور را ترک کرده بود. به من گفته شد ممکن است یک مصاحبه اسکایپی وجود داشته باشد اما یک اپراتور برای سوفیا و نیز «کسی که از طرف تیم در کنار او برای کمک به جریان گفت و گو حاضر است» وجود خواهدداشت. من برای اطلاعات بیشتر درباره استقلال سوفیا در مصاحبه پرسیدم اما آنها پاسخ ندادند. در آن زمان شاید سوفیا بیش از حد مشغول ساختن شخصیت یک شهروند سعودی بود؛

سرفصلی برای برگزاری یک کنفرانس فناوری که قصد دارد 500 میلیارد دلار برای یک شهر طراحی شده توسط Al، بپردازد. این یک رفتار شرم آور اخلاقی از تعریف مجدد شهروندی است. از دید ما، جنبه قابل توجه این داستان سخت افزار و نرم افزاری است که ربات های نیمه واقع گرایانه نمایش می دهند. قسمت انسانی بدن سوفیا فقط یک صورت و پوسته است اما سازنده قصد دارد در آینده ای نزدیک دست و پای انسانی به آن بدهد. احتمالا در سال 2018 باید خودمان را برای پرسش و پاسخ با یک ربات انسان نمای تقریبا واقعی آماده کنیم.

بت سینگلر، محقق دانشگاه کمبریج، می گوید: بحث در مورد حقوق ربات انسان نما از دیدگاه انسان شناسی است. او به وب سایت The Verge گفت: «ما افرادی اجتماعی هستیم که باید چیزهایی را که در اطراف خود قرار دارند به یک مفهوم اجتماعی تبدیل کنیم که قابل درک شدن باشند و ما هم بتوانیم متقابلا آنها را درک کنیم.» همسر من دانشمند خبره اطلاعات در یک شرکت Al مستقر در استرالیا است. او می گوید نزدیک ترین چیز به Terminator2 که او تا به حال در شرکتشان دیده است، یک مرد در دفتر کناری اوست که جان کانر (نام شخصیتی در فیلم های ترمیناتور که آرنولد شوارتزنگر در فیلم ها وظیفه حفاظت از او را دارد) نام دارد.

دوشنبه 14 اسفند 1396

کوبی برایانت، مار سیاه افسانه ای لس آنجلس لیکرز !

نویسنده: ادمین   طبقه بندی: هایلایت، 

ماهنامه دیار - مهدی به‌نژاد: کوبی برایانت، اسطوره تیم بسکتبال لس آنجلس لیکرز، میهمان ویژه سالن استیپلز سنتر بود. مسئولان تیم لیکرز در بین 2 نیمه بازی تیم های لیکرز و گلدن استیت وریرز، پیراهنی های شماره 8 و 24 کوبی برایانت را برای همیشه بایگانی کردند. کوبی برایانت، نخستین بازیکن تاریخ لیگ است که 2 پیراهن او در یک تیم بایگانی می شود. او 16777 امتیاز با پیراهنی شماره 8 و 16866 امتیاز با پیراهنی شماره 24 به دست آورده است. شکیل اونیل، لامار اودوم، بیل راسل و کریم عبدالجبار، میهمانان ویژه یکی از بزرگ ترین مراسم بایگانی کردن پیراهن در NBA بودند.

اروین مجیک جانسون، همبازی پیشین و رییس فعلی باشگاه لیکرز در این مراسم گفت: کوبی برایانت، بزرگ ترین بازیکنی است که تا به حال پیراهن طلایی و بنفش لیکرز را پوشیده است. کوبی برایانت دیگری هرگز به دنیا نخواهدآمد. ما بابت 5 قهرمانی لیکرز در لیگ از او سپاسگزاریم. نکته جالب این مراسم حضور استیو کِر، سرمربی وریرز در سالن در فاصله دونیمه بازی بود. او در حالی در مراسم کوبی برایانت شرکت کرد که همه اعضای تیمش نیز به جای حضور در رختکن و آماده شدن برای نیمه دوم بازی، ترجیح دادند این مراسم را از نزدیک ببینند. کوبی برایانت در آخرین بازی اش برابر یوتاجاز 60 امتیاز به دست آورد، تیمش را برنده کرد و در حضور جک نیکلسون که به افتخار او به استادیوم استیپلزسنتر آمده بود، از دنیای بسکتبال خداحافظی کرد:

افسانه لس آنجلس لیکرز

قهرمانی که در شب خداحافظی اش هم مثل لقبش- مار سیاه- ترسناک و زهردار بود. توییتر و اینستاگرام در شب 16 آوریل نام کوبی برایانت را به عنوان پرتکرارترین هشتگ کاربران اعلام کردند تا صبح فردا نیویورک تایمز با تیتر «مار سیاه اینترنت را به لرزه انداخت» از خداحافظی ستاره بسکتبال آمریکا بنویسد. شب بازی با یوتاجاز ستاره لس آنجلس لیکرز در حالی وارد زمین شد که پوسترها، بادکنک ها و بنرهای مختلف او در همه جای استادیوم استیپلز به چشم می خورد. ال سی دی بزرگ استادیوم مستندی از او را پیش از شروع دیدار پخش کرد و جک نیکلسون که در یکی از مصاحبه هایش کوبی برایانت را با استیو مک کویین مقایسه کرده بود، به احترام 20 سال خاطره بازی با ستاره محبوبش به ورزشگاه آمده بود

اما کوبی برایانت عادت نداشت اعتبار و بزرگی اش را از دنیای پیرامون و آدم های اطرافش بگیرد. همان طور که هیچ وقت از موقعیت پدرش- جو برایانت- که ستاره دهه 70 لیگ بسکتبال آمریکا بود، استفاده نکرد. کوبی حتی در شب خداحافظی هم روی پای خودش ایستاد. 60 امتیاز در دیدار لیکرز برابر یوتا گرفت تا تیمش 101-96 پیروز شود و کوبی بعد از هفت سال دوباره توانست در یک مسابقه 60 امتیاز بگیرد. در شب خداحافظی درست روی خط پایان، او بهترین رکوردش را تکرار کرد. رو به دوربین های تلویزیونی ایستاد و به خبرنگاران گفت: «خوشحالم که وقتی بچه هایم فیلم خداحافظی پدرشان را می بینند، متوجه می شوند که من حتی در آستانه بازنشستگی هم جذاب و دلربا بوده ام. امشب بچه هایم را هم شوکه کردم.»

کوبی که تجربه بیش 1400 بازی در لیگ ان بی ای را داشت، فقط در شش مسابقه توانسته بود به رکورد 60امتیاز در یک دیدار برسد و شب خداحافظی هم یکی از همان ها بود؛ شبی که مجیک جانسون افسانه ای هم به احترامش به استادیوم آمد و درباره اش گفت: «کوبی برایانت بهترین بازیکنی است که در تاریخ لس آنجلس لیکرز دیده ام.» فردای آن روز، کوبی برایانت در صفحه اجتماعی اش نوشته بود: «وقتی رسیدم خانه، بچه هایم از من پرسیدند قبلا هم همین قدر خوب بازی می کردی؟ گفتم آره. حتی بهتر از این بودم اما بچه هایم باور نکردند و شیطنت آمیز خندیدند. بهشان گفتم هر کاری که من کرده ام و شما ندیده اید، در یوتیوپ هست.» کوب برایانت درست می گفت. از آن همه شوت های سه امتیازی، ریباند و اسلم دانک های قدرتمند، از فردای خداحافظی کوب، احتمالا چند ساعتی فیلم هایلایت بازی های او باقی خواهدماند.

عاشق ریکارد

فرزند سوم جو برایانت، ستاره تیم فیلادلفیا، از پنج سالگی همراه پدر به ایتالیا رفت؛ جایی که پدر در باشگاه رجیانا بازی می کرد و کوبی برایانت با وجود فیزیک مناسبش برای بسکتبال اما عاشق فوتبال شده بود. زندگی در ایتالیا و حضور ستاره های فوتبال دنیا در سری آ کوبی را عاشق فوتبال کرده بود. در روزهایی که مایکل جکسون و مجیک جانسون دل هواداران بسکتبال دنیا را برده بودند، کوبی عاشق ستاره هلند میلان، فرانک ریکارد شده بود و می خواست شبیه او باشد.

افسانه لس آنجلس لیکرز

بازی های میلان را می دید و به جای قهرمانی آمریکا در المپیک بارسلونا، این قهرمانی میلان آریگوساچی بود که او را به وجد آورده بود اما همه تصوراتش برای فوتبالیست شدن سال 1992 و با بازگشت خانواده برایانت به آمریکا نقش بر آب شد. او سال بعد به لیگ دبیرستان های آمریکا رفت و تبدیل به باارزش ترین بازیکن لیگ شد. با این که مدل و نمرات کوبی برایانت برای رفتن به بهترین دانشگاه های آمریکا کافی بود اما کوبی انتخاب را کرده بود؛ بازی در لیگ ستاره های ان بی ای.

اراده مار سیاه

همیشه می گفت از کهنسالی می ترسید؛ از این که گذشت زمان و بالا رفتن سن، قابلیت هایش را به چالش بکشد و ناتوانش کند. هر وقت بازی بدی به نمایش می گذاشت، خودش را تنبیه می کرد: «هر وقت عملکرد افتضاحی داشتم، از فردا خودم را مجازات می کردم. باید پیری را به زانو در می آوردم. تمام هفته را وزنه می زدم، دو برابر اوقات معمولی تمرین می کردم و برای تحمل دردهای عضلانی، هر شب توی استخر یخ می رفتم. راستش را بخواهید، من راهی برای این که بتوانم تا سی و هشت سالگی در بسکتبال دوام بیاورم، پیدا نکردم. هیچ راهی جز مجازات کردن خودم بعد از هر نمایش افتضاح.»

وقتی خبرنگاران از سختی ها و سنگینی تمریناتش سوال میپرسیدند، جواب ها عجیب تر هم می شد: «در زندگی به جایی رسیده ام که از دریبل کردن بازیکن رو به رو یا اسلم دانک و پایین آوردن سبد حریف لذت نمی برم. من زیبایی را در دردی که در تمرینات می کشم، در دردی که هر روز صبح با آن بلند می شوم، می بینم. فکر می کنم هر کسی می تواند وارد چرخه بلوغ زندگی شود. مهم نیست که نگهبان یک پارک باشی. کارگر یک رستوران یا کوبی برایانت. زندگی همیشه با درد ادامه دارد و تو باید قدرت تحمل آن را داشته باشی.»

اشتباه بزرگ

سال 2005 بود که کوبی برایانت به تمرین بارسلونا رفته بود. سراغ دوستش رونالدینیو که بهترین بازیکن دنیا در آن سال ها بود و رابطه صمیمانه اش با ستاره این روزها افول کرده برزیل، همچنان پابرجاست. ستاره لیگ ان بی ای تعریف می کرد بعد از تمرین رونالدینیو دست یک پسربچه کم سن و سال و ریزجثه را گرفت و آورد سمت مرد دو متری لیکرز. بعد از سلام و آداب آشنایی، رونالدینیو به کوبی می گوید مطمئن باش با بهترین بازیکن دنیا در سال های بعد دست داده ای. آن پسر نه فیزیک مناسبی داشت، نه چشم هایش شبیه آدم هایی به نظر می رسید که می خواهند دنیا را فتح کنند اما فقط چند سال طول کشید تا لیونل مسی و جادوی فوتبالش، کوبی را به اشتباهش برساند؛

افسانه لس آنجلس لیکرز

«هیچ وقت فکر نمی کردم مسی بازیکن بزرگی شود. حتی وقتی رونالدینیو او را معرفی کرد، به شوخی گفتم دنیای فوتبال به آدمی بهتر از تو نیاز دارد. لیونل مسی شبیه هیچ کدام از ستاره های بزرگی نبود که تا آن زمان دیده بودم. عطش، روحیه و نوع نگاهش چیزی نبود که قبلا در هیچ کدام از ستاره های دنیای دیده باشم اما اعتراف می کنم که مسی تمام قوانین فوتبال را جا به جا کرد و من درباره اش اشتباه می کردم.» کوبی برایانت هیچ وقت فکر نمی کرد چند سال بعد همراه همان پسربچه، در کلیپ تبلیغاتی شرکت هواپیمایی ترکیش ایر حضور داشته باشد؛ کلیپی که مسی و کوبی برایانت مدام به هم حسادت می کنند و برای جلب توجه در هواپیما به هر لطایف الحیلی متوسل می شوند.

الگوهای عجیب

بزرگ ترین اتفاقی که برای هر ورزشکاری مثل کوبی برایانت می افتد. این است که بعد از خداحافظی از دنیای حرفه ای دیگر انگیزه ای برای مبارزه و چالش در او وجود ندارد اما مصاحبت کوبی برایانت با جورجیو آرمانی برای او الهام بخش بود. سال 2001 به میلان رفت و با جورجیو آرمانی ملاقات کرد؛ مردی که برند معروف آرمانی را تازه در چهل سالگی پایه گذاری کرده بود؛ در سنی که برای ورزشکاران همه چیز به پایان می رسد. این که یک ورزشکار باید بعد از دوران بازنشستگی چه کار کند؟ جورجیو آرمانی راه را مشخص کرد؛ نگاه تک بعدی به بسکتبال را در زندگی فراموش کن و واکنشی به تعریف و تمجیدها نشان نده. اندکی از هر کس و هر چیز؛ این قانونی بود که کوبی برایانت برای بلوغ در زندگی تا همین امروز آن را لحاظ کرده است.

فرقی نمی کرد جورجیو ارمانی باشد یا نابغه و تاکتیسین بسکتبال. فیل جکسون. کوبی از هر کسی که قابلیتش را داشت، الهام می گرفت. همان طور که وقتی با فیل جکسون در لیکرز کار می کرد، برای به آرامش رسیدن به سمت ذن رفت. تفکر عبادت و ریاضت در زندگی که فیل جکسون جزء استادان آن بود. اینها همان توصیه هایی بود که کوبی در زمان خداحافظی اش به کار بست. وقتی هواداران کوبی برایانت به دنبال راه انداختن تور خداحافظی کوبی برایانت در شهرهای مختلف بودند، کوبی با آنها مخالفت کرد چون اعتقاد داشت: «هر قدر هم در این سال ها خاطرات خوب درست کرده باشم و نمایش های مقبول ارائه کرده باشم، باز هم نمی توانم به اندازه ای که باید قدردان آنها بوده باشم.»

افسانه لس آنجلس لیکرز

نامه احساسی کوبی برایانت به بسکتبال

متن خداحافظی ای که کوبی برای بستن کتاب بسکتبالش انتخاب کرده بود، سر و صدای زیادی درست کرد. دیوید بکهام در واکنش به ستاره لیکرز و یکی از ده بازیکن برتر تمام تاریخ بسکتبال در اینستاگرامش نوشت: «کلمات زیادی وجود دارند که می توان کوبی را با آنها توصیف کرد اما برای من فقط یک کلمه در ذهنم می چرخد: برنده. او بهترین نشانه و الگو برای بچه مدرسه هایی بود که می خواستند بسکتبال را انتخاب کنند اما چاره چیست، همه چیزهای لذتبخش بالاخره روزی تمام می شوند» لیونل مسی او را بهترین ورزشکار غیرفوتبالی ای می دانست که تماشای بازی هایش او را شگفت زده می کند و اوباما، رییس جمهور آمریکا، اعتراف کرد همیشه آرزو می کرده حتی برای یک روز می توانست شبیه کوبی بسکتبال بازی کند اما دیوید بکهام درست می گفت. همه چیزهای لذتبخش هم بالاخره روزی تمام می شوند و کوبی برایانت هم با نامه احساسی اش برای بسکتبال، به دوران بازنشستگی سلام کرد.

افسانه لس آنجلس لیکرز

بسکتبال... عزیزم!

از وقتی که با جوراب های پدرم، توپ درست می کردم و در تخیلم وسط بازی آل استارز توی ثانیه های آخر بازی شوت سه امتیازی می زدم و تیم کنفرانس غرب را قهرمان می کردl، باور داشتم همه چیز واقعی است. بگذار اعتراف کنم؛ از همان موقع عاشقت شده بودم و همه چیز را پای تو گذاشتم؛ زندگی، عمر، روح و حتی خانواده ام را پایت گذاشتم. هر چیزی که برایت خرج کردم، همه داشته های یک پسربچه در شش سالگی است. همیشه در رویا خودم را وسط سالن در حال دویدن و دریبل کردن می دیدم. پس شروع به دویدن کردم. در هر سالنی و برای هر توپ مرده ای به خاطر تو دویدم. خواستی برایت بجنگم و با قلبم این کار را برایت کردم. شب ها با درد می خوابیدم و صبح ها با درد از خواب بلند می شدم اما چه کسی است که نداند درد هم جز عشق است.

ناراضی نیستم. تو به جای همه این دردها، به یک پسر شش ساله رویای بازی در لیکرز را دادی اما باور کن دیگر خسته شده ام. این آخرین قطره های انگیزه و توانم است که دارم برایت خرج می کنم. قلبم هنوز مشتاق است، روحم هنوز هم توان دردکشیدن و سختی ها را دارد اما بدنم می گوید دیگر وقت خداحافظی است. من را ببخش. تو به من همه چیز دادی و من دارم رهایت می کنم. می خواهم بدانی تا آخرین لحظه زندگی ام، بودن با تو را مزمزه می کنم. همه سختی ها و شیرینی ها بدی ها و خوبی ها. من و تو هرچه داشتیم و می توانستیم را به هم هدیه دادیم. دیگر وقت خداحافظی است. همیشه عاشقت هستم.

همیشه یکی از سوال‌های کسانی که منکر سفر انسان به ماه هستند و همه چیز را یک صحنه‌سازی می‌دانند این است:اگر این سفر صحت دارد چرا دیگر تکرار نشده است؟ با همه پیشرفت‌های فضایی که صورت گرفته این سوال هر روز پر‌رنگ‌تر می‌شود.

 تا حالا پرسیده‌اید چرا ساخت یک هواپیمای جدید شش سال زمان می خواهد درحالی که مشخصات آن باز هم تا 90 درصد با نسخه قبلی‌اش مشترک است؟

پاسخ این است که این دستگاه ها بسیار پیچیده اند. حال، پرتابگر یا فضاپیماها که دیگر جای خود را دارند و در این وسایل جای هیچگونه خطا یا بی دقتی هم نمی‌تواند وجود داشته باشد. 

بنابراین، زمانی که حرف از این میزان دقت در میان باشد، هزاران هزار ساعت زمان نیاز است تا فرایند تست و بهینه سازی روی این وسایل انجام شود. در واقع، تیم های توسعه و عملیاتی فضایی، به دانش و تخصصی دست پیدا می کنند که هیچ فرد دیگری روی این سیاره آنها را در اختیار ندارد.اجرای ماموریت های فضایی مستلزم تدوین موارد متعددی از جمله قوانین فضایی و اقدامات قابل اجراست که بعد از ساعت ها تست و شبیه سازی به دست آمده اند. یک تغییر کوچک در وسایل حمل و نقل فضایی می تواند این اسناد و قوانین را به کلی تغییر دهد.

بر اساس گزاشی که نشریه فوربس منتشر کرده راکت Saturn V دربرگیرنده سه میلیون قطعه است. ماژول های فرماندهی و خدمت رسانی و همچنین ماژول های مورد استفاده در ماموریت به ماه نیز دربرگیرنده میلیون ها قطعه اضافی علاوه بر این بودند و این پیچیدگی به حدی است که مقیاس جزئیات مورد نیاز برای سر هم کردن و ساختن این دستگاه ها در ذهن یک نفر جای نمی گیرند.

بنابراین وقتی که برنامه آپولو به انتهای کار رسید، کارخانجاتی که آن وسایل را سر هم می کردند یا موظف به انجام کار دیگری شدند یا اینکه به کلی به کار خود پایان دادند. وسایل و تجهیزات مورد استفاده برای انجام آن ماموریت ها هم از هم باز شدند و تکنیسین ها، مهندسان، دانشمندان و کادر کنترل پرواز نیز به مشاغل دیگری گمارده شدند. با گذشت زمان، برخی از وسایل و تجهیزاتی که در جریان این ماموریت مورد استفاده قرار گرفتند منسوخ شدند.

از همین رو، اگر امروز حرف از ساختن راکت Saturn V یا آپولو و سفر به ماه به میان می آید، حرف از یک کار ساده و پیش پا افتاده در میان نیست و نمی توان صرفا با استناد به مدارک قبلی به جای مانده از آپولو این کار را به انجام رساند. در برهه کنونی کارخانجات یا ابزارهای لازم برای این منظور در اختیار نیست و تخصص کافی برای درک چگونگی ساز و کار این وسایل نیز موجود نخواهد بود و اگر هم موفق به ساخت چنین وسیله ای شویم دانش کافی برای فرستادن آن فضاپیما به ماه را نخواهیم داشت.

برای ساخت فضاپیما هم لازم است که مواد جدید جایگزین مواد قدیمی شوند و این کار، کلیت وسیله ای که با آن سر و کار خواهیم داشت را تحت تاثیر قرار می دهد. به این ترتیب حتی تعاملات و کارکردهای نادرست احتمالی هم تغییر خواهند کرد و دستگاه مجموعا توانمندی های تازه ای پیدا می کند.

با در نظر داشتن همین مسائل، لازم است که تخصص مورد نیاز برای ساخت چنین دستگاهی به دست بیاید و در ادامه تست و فرایندهای شبیه سازی تازه ای صورت بگیرد و حتی قوانین و فرایندهای لازم برای پرواز این دستگاه ها از نو نوشته شود و اصولا به همین خاطر است که بشر فعلا توانایی پرواز مجدد به ماه را ندارد.

خدمه اصلی و پشتیبان ناو کیهانی سایوز MS8 که قرار است نوروز ۱۳۹۷ رهسپار ایستگاه فضایی بین‌المللی شوند، در خلال برنامه آموزشی خود، فعالیت‌ها یک روز معمولی فضایی را روی زمین تمرین کردند.

به گزارش خبرآنلاین و به نقل از ایسنا، این تمرین در شبیه‌ساز ایستگاه فضایی بین‌المللی انجام گرفت که در مرکز آموزشی گاگارین واقع در شهرک ستاره‌ها (شمال‌شرقی مسکو) واقع شده است.

تمرین یک روز فضایی روی زمین

در طول برنامه آموزش فضانوردان، اعضای هر گروه پروازی ملزم هستند تقریبا تمامی حالات پیش‌بینی‌شده و نشده‌ای را که در فضا رخ خواهد داد، بارها و بارها تمرین کنند.

تمرین یک روز فضایی روی زمین

دوربین‌های نصب‌شده در محل آموزش لحظه‌به‌لحظه از این تمرین‌ها فیلم‌برداری می‌کنند و تصاویر نه‌تنها برای بررسی‌های بعدی ذخیره می‌شوند، که به‌طور زنده در اتاق فرمان پخش می‌شوند تا کارشناسان مختلفی که آنجا حضور دارند، کارهای تک‌تک فضانوردان را زیر نظر بگیرند و اگر خطایی انجام گرفت، به آن‌ها در جهت اصلاح، تذکر دهند.

تمرین یک روز فضایی روی زمین

تمرین روزهای معمولی پرواز تنها یکی از این آموزش‌های مهم است که اجازه می‌دهد کارشناسان ارزیابی کنند آیا اعضای گروه می‌توانند برای سفری طولانی به ایستگاه فضایی بین‌المللی با هم کار کنند یا خیر.

تمرین یک روز فضایی روی زمین

روز کاری معمولی یا استاندارد در ایستگاه فضایی بین‌المللی شامل موارد زیر است:

بررسی دستگاه‌های بخش مرکزی ایستگاه (ماژول روسی)
تعمیر احتمالی سامانه‌های پایگاه
ارزیابی تجهیزات موجود و نگهداری داده‌ها
آزمایش‌های علمی و پزشکی
ورزش
ارتباط با مرکز هدایت پرواز
بررسی و تنظیم مجدد اطلاعات با زمین

تمرین یک روز فضایی روی زمین

البته در روند آموزش خدمه، برخی از شرایط اضطراری مانند قطع ارتباط یا بروز مشکل در سامانه‌های پشتیبانی از حیات گنجانده می‌شود تا کارشناسان، عکس‌العمل فضانوردان (یا آن‌طور که روس‌های می‌گویند، کیهان‌نوردان) را ارزیابی کنند.

تمرین یک روز فضایی روی زمین

در طول تمرین روزهای معمول پرواز، همانند زندگی واقعی در مدار، از تمام امکانات ماژول روسی ایستگاه فضایی بین‌المللی استفاده می‌شود تا فضانوردان، ریتم کار در فضا را تجربه کنند.

تمرین یک روز فضایی روی زمین

این کار هم‌چنین باعث تقویت مهارت‌های فعالیت روی برنامه کاری می‌شود. در پایان آموزش در شبیه‌ساز ماژول روسی، کمیسیونی ویژه، کار هر یک از خدمه ایستگاه فضایی بین‌المللی را ارزیابی می‌کند و به آن نمره می‌دهد.

تمرین یک روز فضایی روی زمین

برنامه کاری ایستگاه دقیقا مشخص است و گروه کیهان‌نوردان طبق آن باید به انجام وظیفه بپردازند. در عرشه ایستگاه بین‌المللی فضایی، روزها ساعت ۴ بامداد به وقت گرینویچ (۷:۳۰ صبح به وقت ایران) آغاز می‌شود و ساعت ۱۹:۳۰ (۲۳:۰۰ به وقت ایران) پایان می‌یابد.

تمرین یک روز فضایی روی زمین

ساعت ۱۹:۳۰ در واقع زمان خاموشی است. این همان زمانی است که فضانوردان فرصت استراحت و صحبت با هم را پیدا کنند، با اعضای خانواده خود تماس می‌گیرند یا فقط از پنجره بیرون را نگاه می‌کنند و از مناظر پیش چشمانشان شگفت‌زده می‌شوند.

تمرین یک روز فضایی روی زمین

تمام کسانی که به فضا سفر کرده‌اند، گفته‌اند که دیدن سیاره مادری، احساسی مطبوعی از آرامش را به همراه دارد.

تمرین یک روز فضایی روی زمین

ایستگاه هر ۹۰ دقیقه یک‌بار مدار خود را به دور زمین تکمیل می‌کند؛ بنابراین زمانی که از شب صحبت می‌کنیم گمان نکنید این شب همانند زمین است. خورشید در طول هر دور مداری، طلوع و غروب می‌کند و فضانوردان در هر شبانه‌روز زمینی ۳۲ بار طلوع و غروب خورشید را می‌بینند.

تمرین یک روز فضایی روی زمین

در طول روز، هر یک از کیهان‌نوردان به‌شدت درگیر انجام مأموریت‌هایی است که از سوی مرکز هدایت پرواز در مسکو (روسیه) و هیوستون (تگزاس، ایالات‌متحده) به آن‌ها ابلاغ می‌شود. برنامه روزانه به همراه دستورالعمل‌های تخصصی موردنیاز فعالیت‌ها برای خدمه فرستاده می‌شود.

تمرین یک روز فضایی روی زمین

هر روز ۲ جلسه تشکیل می‌شود؛ صبح‌ها برای بررسی و اطمینان از مرتب بودن همه موارد و پایان روز برای بررسی اینکه چه فرایندهایی در طول روز به انجام رسیده و برای روز بعد چه کارهایی باید انجام شود.

تمرین یک روز فضایی روی زمین

حتی تعطیلات آخر هفته هم در ایستگاه تعطیل نیست؛ شاید حجم کارها اندکی کمتر باشد، اما باز هم برنامه‌های زیادی هست که باید انجام شود، برخی از دستگاه‌ها باید تعمیر شوند و برنامه‌های آموزشی باید کامل گردند.

تمرین یک روز فضایی روی زمین

خدمه اصلی و پشتیبان سایوز MS8 طی دیروز و امروز (۲۰ و ۲۱ فوریه ۲۰۱۸) درون شبیه‌ساز ماژول روسی ایستگاه فضایی بین‌المللی و سفینه سرنشین‌دار سایوز حضور داشته‌اند تا امتحان جامع عملی بسیار دشوار و پیچیده را پس بدهند. آن‌ها تنها در صورت داشتن نمره قبولی اجازه پرواز خواهند داشت.

لازم به ذکر است که خدمه اصلی ناو سایوز MS8 شامل کیهان‌نورد روس‌کاسموس «اولگ آرتمیف» و فضانوردان ناسا «اندرو فویستل» و «ریچارد آرنولد» هستند و کیهان‌نورد روس‌کاسموس «الکسی آوچینین» همراه با فضانورد ناسا «نیک هیگ» گروه پشتیبان را تشکیل می‌دهند.

پرتاب کپسول فضایی سایوز MS8 برای ۲۱ مارس ۲۰۱۸ (۱ فروردین ۱۳۹۷) برنامه‌ریزی‌شده است.

تصویری که می‌بینید، ربطی به جلوه‌های ویژه هالیوود ندارد. این خودنگاره را دوربین نصب‌شده در خودروی «تسلا رودستر» که بامداد ۱۸ بهمن سوار بر موشک «فالکن‌هوی» به فضا پرتاب شد، در برابر زمین ثبت کرده است.

مهندسان اسپیس‌ایکس لباس فضایی جدید خود را بر تن مانکنی پوشانده‌اند و آن را روی صندلی راننده محکم بسته‌اند تا رؤیای فضایی «ایلان ماسک»، مدیر اجرایی اسپیس‌ایکس با شکوه هرچه تمام‌تر به واقعیت بپیوندد. این راننده «Starman» نام دارد و نمایی که می‌بینید، آخرین تصویری است که از این فضاپیمای عجیب‌وغریب تبلیغاتی به زمین مخابره شده و خودرو و راننده‌اش را در برابر هلال زیبایی از زمین نمایش می‌دهد.

برای مشاهده عکس در ابعاد بزرگ، اینجا را کلیک کنید.

خودروی «تسلا رودستر» رهسپار کمربند سیارک‌ها (اجتماع سیارک‌ها بین مدار مریخ و مشتری) است. موفقیت موشک «فالکن‌هوی» در ارسال موفق محموله‌اش به فضا، آن را به قدرتمندترین موشک ماهواره‌بر جهان تبدیل کرده است و به رغم این موفقیت، «ایلان ماسک» اعلام کرده است که از «فالکن‌هوی» برای اعزام فضانوردان به مریخ استفاده نخواهد کرد و موشک جدیدی را خواهد ساخت.

دیود های نوری و یا همان LED ها انقلابی در معماری و نورپردازی به شمار می روند. این تکنولوژی بر خلاف لامپ های قدیمی می تواند تا چند صد ساعت بدون وقفه روشن بماند، مصرف انرژی شان ۹۰% کمتر از لامپ های معمولی بوده و در تولید آن از جیوه و یا مواد سمی دیگر استفاده نشده است. لامپ های LED در پایان عمر مفید خود ۱۰۰% قابل بازیافت هستند و تقریبا برای تمامی شرایط آب و هوایی قابل استفاده اند.
مهمتر از همه اینکه بسیاری از وسایل نورپردازی مجهز به لامپ های LED دارای تنطیمات نوری و شدت رنگ هستند، یعنی در حدود ۱۶ میلیون رنگ در طیف RGB. برای همین جای تعجب وجود ندارد که چرا این نوع لامپ ها در بین معماران و طراحان، بسیار پر طرفدار است.
این لامپ های منحصر به فرد نه تنها به زیبایی ساختمان کمک می کند، بلکه با ابعاد مناسبی که دارند، به نوعی با ساختار نمای بیرونی یکی شده و جزئی از آن می شود. در ادامه به ۵ ساختمان که نورپردازی ال ای دی آن ها نمای نهایی را خاص و متفاوت کرده است می پردازیم.

نورپردازی ال ای دی

ساختمان تجاری CHUNGHA




این ساختمان که در سئول قرار دارد قبل از نورپردازی با LED ، ظاهری بسیار معمولی و عادی داشت. ساختمانی با نمای سنگی به رنگ بژ که با آرم های تبلیغاتی پوشانده شده بود.
بابازسازی نما و به کار بردن لامپ های LED در نورپردازی اطراف پنجره ها، هر برند دارای قاب و رنگ خاص خود شده و نمایی متمایز از دیگر پنجره ها را از دید بیننده دارد.
این نمای متمایز کننده و در عین حال هماهنگ، در عین تناقض، یکپارچگی لازم را ایجاد کرده است. نمای بازسازی شده با موزاییک های کوچکتر ایجاد شده است که با ابعاد واحد های شیشه به کار رفته در پنجره ها در تناسب است.

پروژه نورپردازی موزه Städel 





این موزه تماما در زیر زمین قرار دارد و هدف از این کار، حفظ فضای سبز زمین مد نظر برای ساخت این موزه مدرن بوده است. همین امر، نورپردازی این فضا را به چالشی برای معماران آن مبدل کرده است.
راه حل معماران برای نورپردازی داخلی و بیرونی موزه، در نوع خود جالب و خلاقانه است.آن ها از ساختار دایره ای شکل برای نورپردازی در بین چمن های فضای سبز استفاده کردند و از همان الگو برای سقف موزه نیز بهره بردند. این شبکه نورپردازی پیچیده در آن واحد هم چمن ها و هم سقف زیر این لایه را با هم روشن می کند.

 

خانه مسکونی Mood Ring در آمریکا


مهمترین چالش نورپردازی این خانه مسکونی، تجربه حس روز و شب برای ساکنان آن با نورپردازی های متمایز و خاص بوده است.
نمای این ساختمان از جنس پنل های سیمانی و سقف آن از جنس ورقه های فولادی است.
نام خانه از اسم نوعی از لامپ های LED به نام … گرفته شده است.
این مدل .. ها در هنگام نصب، در زیر طاق و یا سقف قرار گرفته و به نوعی از بیرون دیده نمی شود و فقط نور آن ها دیده می شود.
این نورپردازی ال ای دی به گونه ای طراحی شده است که نورآن از طریق گوشی هوشمند قابل تغییر است و رنگ های خیره کننده ای را به نمایش می گذارد.

فروشگاه  تجاری در شانگهای


این ساختمان سه طبقه که به صورت نمادین با این هدف طراحی شده است که یادآور یک کوه یخی شناور باشد. تمام نمای بیرونی این ساختمان از بلوک های کوچک شیشه ای پوشانده شده است. این بلوک های سفارشی از جنش شیشه های مات ضد ضربه اند ولامپ های LED به کار رفته برای نورپردازی ال ای دی نما، در پشت آن ها جاسازی شده اند. نمای نهایی یک نور یکدست را می دهد که شدت نور آن قابل تنظیم است.

مرکز بین المللی شنا در چین

این مرکز شنا برای بازی های المپیک تابستانی در سال ۲۰۰۸ طراحی شده است.
ایده نمای ان برگرفته شده از مطالعات گسترده ای است که معماران آن در مورد اشکال مختلف آبزیان داشته اند.
این طراحی نهایتا به نمایی تبدیل شده است که خوشه های حبابی شکل را به ذهن بیننده می آورد.
این نما متشکل از قالب های فولادی است بر روی آن نمای بالشتک مانند نیمه شفاف نصب شده است. این ۴۰۰۰ قطعه اجازه می دهدنور طبیعی تا جای ممکن به داخل راه پیدا کند. این نمای خاص منجر به کاهش ۳۰% مصرف انرژی در بخش روشنایی شده است و نورپردازی مورد نیاز برای روز را نیز به ۵۵% کاهش داده است.
لامپ های به کار رفته در نورپردازی این مجموعه، طیف رنگی گسترده ای را در بر می گیرد وو نمایی پرجنب و جوش ایجاد کرده است.


نورپردازی

سفر انسان به مریخ

ظاهرا قرار است که نژاد بشری هم زمینی و هم مریخی باشد. ایلان ماسک (Elon Musk) به عنوان بنیان‌گذار اسپیس ایکس (SpaceX) از جزئیات سفر انسان به مریخ می‌گوید!

سفر انسان به مریخ دیگر محدود به داستان‌های علمی تخیلی نیست؛ چرا که ظاهرا این رویاهای دیرینه بشر قرار است به زودی محقق شود. امروزه به لطف پیشرفت‌های تکنولوژیکی، تصاویر متعددی توسط مریخ‌نوردها به کره زمین مخابره می‌شود. همین امر آینده بشر بر روی کره زمین را به چالش کشانده و رویای قدم نهادن بر سیاره سرخ را به بیشترین حد خود می‌رساند.

ناسا (NASA)، اسپیس ایکس (SpaceX) و مارس وان (Mars One) از جمله شرکت‌ها و آژانس‌های فضایی هستند که سعی دارند تا 15 سال آینده، انسان را به سیاره سرخ برسانند. البته هریک از آنان، زمان‌بندی خاص خود را داشته و برنامه متفاوتی را برای اجرای این ماموریت در نظر گرفته‌اند. در این مطلب چشم‌اندازی از برنامه سفر انسان به مریخ توسط کمپانی اسپیس ایکس را به نمایش خواهیم گذاشت.

ایلان ماسک در نظر دارد که برنامه سفر به مریخ را نهایتا تا 5 سال آینده با اجرا درآورد!

او در روز دوشنبه از پیشرفته‌های عمده در برنامه فضایی خود برای سفر انسان به مریخ سخن گفت. راکت‌های بی‌اف‌آر (BFR) قرار است که نقش عمده‌ای را در این ماموریت بزرگ بازی کرده و در اولین مرحله، تعداد 100 الی 200 انسان را به مریخ ببرند.

به طور دقیق‌تر، اسپیس ایکس قصد دارد حداقل 2 سفینه فضایی را در سال 2022 به مریخ ارسال کند تا به بررسی منابع آبی، خطرات محیطی، کارگذاری منابع تامین انرژی، معدن‌کاری و آماده‌سازی زیرساخت‌های زندگی برای انسان بپردازند.

تامین منابع آبی برای ایجاد نیروی محرکه مورد نیاز برای بازگرداندن مسافرین به کره زمین لازم و ضروری است.

در سال 2024، تعداد این سفینه‌ها به 4 عدد می‌رسد. 2 تای آنان برای حمل و نقل انسان و 2 تای دیگر برای منابع مورد استفاده قرار خواهند گرفت تا این ماموریت 3 ماهه به اجرا درآید.

علاوه بر آن، این ماموریت قرار است که تجهیزاتی مخصوص ایجاد یک منبع تولید نیروی محرکه، پنل‌های خورشیدی و … را نیز با خود به همراه داشته باشد تا آب آشامیدنی مورد نیاز برای انسان‌ها نیز تامین گردد. سپس این ماموریت شروع به رشد می‌کند و رفته رفته به تعداد سفینه‌های آن افزوده خواهد شد.

ایلان ماسک کره مریخ را به تسخیر انسان درمی‌آورد

سفر انسان به مریخ

در 15 سال اخیر، کمپانی اسپیس ایکس سرمایه بسیاری را صرف ساخت راکت‌های فضایی کرده تا در نهایت بتواند برنامه سفر انسان به مریخ را عملی سازد. او در سال 2016 و در یک کنفرانس مهم در مکزیک، از برنامه خود برای رسیدن به کره مریخ پرده‌برداری کرد.

اسپیس ایکس: کمپانی فضایی خصوصی که توسط ایلان ماسک تاسیس شد

سفر انسان به مریخ

راز موفقیت اسپیس ایکس، به‌کارگیری راکت‌هایی با قابلیت استفاده مجدد است که امکان سفرهایی فضایی با هزینه کمتر را ممکن می‌سازد. ایلان ماسک معتقد است که این راکت‌ها می‌توانند هزینه‌های دسترسی به نقاط مختلف فضا را کاهش داده و برنامه سفر انسان به مریخ را عملی سازند. هم‌اکنون که شما در حال خواندن این مطلب هستید، این کمپانی موفق شده 16 تقویت‌کننده اولیه موشک فالکون 9 را بازیابی کرده و راکت‌های پیشین خود را مجددا آزمایش کند. همچنین فناوری به کارگیری شده در دقت فرود این راکت‌ها را می‌توان در سایر ماموریت‌های فضایی نیز مورد استفاده قرار داد.

شهر مریخی، 2117

سفر انسان به مریخ

برنامه ایلان ماسک برای سفر انسان به مریخ بسیار بیرحمانه است! او در نظر دارد که در قرن آینده، رویای شهر مریخی خود را با جمعیت یک میلیون انسان در این سیاره عملی کند. او همچنین پیشنهاد کرده که به منظور تغییر دادن شرایط اقلیمی سیاره سرخ، لازم است که آن را با بمب‌های اتمی هدف قرار دهیم!

آشنایی با راکت بی‌اف‌آر برای سفر انسان به مریخ

سفر انسان به مریخ

نکته کلیدی در مورد برنامه کمپانی اسپیس ایکس برای سفر انسان به مریخ، راکت مخصوصی است که به گفته ایلان ماسک، تاکنون هیچ راکت قوی‌تری نسبت به آن ساخته نشده و حتی نسبت به راکت ساترن 5 (Saturn V) نیز تکنولوژی به روزتر و قدرت بیشتری دارد. ایلان ماسک می‌گوید که این راکت‌ها قادرند 4400 تُن وزن را با خود به مریخ حمل کنند!

گردش در مریخ

سفر انسان به مریخ

در سپتامبر 2017، ایلان ماسک از یک طرح جدید و کوچک‌تر برای حمل‌ونقل‌های بین سیاره‌ای اسپیس ایکس (SpaceX Interplanetary Transport) رونمایی کرد. این سفینه حتی بعد از جدایی از تقویت‌‌کننده راکت‌های خود نیز بزرگ بوده و می‌تواند راکت‌های کوچک‌تر و یا دسته‌ای بازدیدکنندگان مریخی را در خود جای دهد.

نمای برش خورده از راکت بی‌‌اف‌آر

سفر انسان به مریخ

در تصویر بالا، نمایی برش خورده از راکت BFR را ملاحظه می‌کنید که قسمت مربوط به تقویت‌کننده‌های این راکت بعد از راه‌اندازی جدا شده و برای سوخت‌گیری مجدد به زمین بازمی‌گردد.

مخزن سوخت

سفر انسان به مریخ

اسپیس ایکس برای راکت‌های بی‌اف‌آر ، یک مخزن سوخت در حجم و اندازه‌ای قابل ملاحظه را در نظر گرفته است. مقایسه آنان در کنار افرادی که در جلوی آن ایستاده‌اند، عظمت بسیار این مخزن سوخت را نشان می‌دهد.

خروج از زمین

سفر انسان به مریخ

هنگامی که ماموریت سفر انسان به مریخ آغاز شود، سفینه‌های مخصوص حمل‌و‌نقل بین سیاره‌ای، اتاق‌هایی را برای جای‌گیری 40 کابین تعبیه کرده‌اند.

بازگشت به ماه

سفر انسان به مریخ

ایلان ماسک همچنین اعتقاد دارد که با استفاده از رکت‌های BFR، می‌توان برای بازگشت مجدد به ماه استفاده کرد و کاربرد این راکت‌ها به برنامه سفر انسان به مریخ محدود نمی‌شود.

سفر انسان به مریخ در آینده نزدیک

سفر انسان به مریخ

ایلان ماسک امیدوار است که راکت‌های مذکور نهایتا تا 5 سال آینده راه سفر به مریخ را در پیش گرفته و زیرساخت‌های لازم برای قدم نهادن انسان بر سیاره سرخ را آماده کنند.

احساس حرارت در اتمسفر مریخ

سفر انسان به مریخ

یک طرح مفهومی جدید و جالب، راکت جدید اسپیس ایکس را در حین ورود به اتمسفر مریخ به نمایش گذاشته است.

مریخ به مکانی زیبا تبدیل می‌شود

سفر انسان به مریخ

بنیان‌گذار کمپانی اسپیس ایکس معتقد است که سیاره مریخ را باید به مکانی زیبا تبدیل کرد. البته این کار ممکن است زمان زیادی ببرد، اما تلاش‌های ایلان ماسک برای ساخت اقامتگاه‌های انسانی در سیاره سرخ متوفق نخواهد شد.

اقامتگاه‌های انسانی

سفر انسان به مریخ

علاوه بر توضیح در مورد نحوه اجرای این ماموریت، ایلان ماسک یک رندر از نمای اقامتگاه‌های انسانی را در فدراسیون بین‌المللی فضانوردی (International Astronautical Congress) به نمایش گذاشت.

 

سفر ناسا به مریخ

سفر انسان به مریخ

ناسا هیچ برنامه‌ای ندارد که میلیون‌ها نفر از جمعیت زمین را به مریخ ببرد! اما گفته می‌شود که ناسا سعی دارد تا 15 سال آینده، گروهی از فضانوردان را به مریخ ببرد. در طول دولت باراک اوباما، زمان رسیدن به این هدف تا سال 2030 تعیین شد و این تاریخ در دولت دونالد ترامپ به سال 2033 تغییر یافت.

اولین قدم‌ها برای ناسا

سفر انسان به مریخ

ناسا برای سفر به مریخ، مسیری طولانی شامل 3 قدم مختلف را پیش روی خود می‌بیند. مرحله اول که هم‌اکنون در حال انجام است، اجرای تحقیقات اساسی بر روی ایستگاه فضایی بین‌المللی است که نقشی مهم را در سفر انسان به مریخ بازی خواهد کرد. همکاری با شرکت‌هایی نظیر اسپیس ایکس نیز در دستور کار آژانس فضایی ناسا برای رسیدن به سیاره سرخ قرار دارد. اما هیجان‌انگیزترین کاری که همین حالا نیز در حال انجام است، تحقیق و توسعه بر روی سخت‌افزارهای جدید برای دست‌یابی به سفرهای فضایی دوردست است.

سیستم راه‌انداز فضایی اس‌ال‌اس (SLS)

سفر انسان به مریخ

انتقال دادن تجهیزات و لوازم مورد نیاز در طول این ماموریت، به مقدار زیادی انرژی لازم دارد. ناسا برای این نیاز، شاتل آمریکایی جدید اس‌ال‌اس را آماده می‌کند. اس‌ال‌اس نسل بعدی راکت‌های فضایی بوده که برای سفرهای فضایی دوردست در آینده طراحی شده است.

کپسول اوریون (Orion)

سفر انسان به مریخ

خوشبختانه ناسا در حال حاضر، به دستاورد‌های مناسبی برای سفر به مریخ رسیده است. کپسول اوریون مانند فضاپیمای آپولو از یک کپسول حامل فضانوردان تشکیل شده است که بر روی سیستم‌ اس‌ال‌اس نصب شده و فضانوردان را به سیاره سرخ می‌رساند.

قدم دوم ناسا

سفر انسان به مریخ

ناسا سعی دارد که با اجرای ماموریت‌های فضایی دیگر، شجاعت خود در به اجرا گذاشتن ماموریت سفر انسان به مریخ را به اثبات برساند. این احتمال نیز وجود دارد که سفرهای فضایی مذکور، شامل سفر مجدد به کره ماه باشند.

دروازه فضایی عمیق

سفر انسان به مریخ

ناسا در نظر دارد که ایستگاه فضایی جدیدی را تحت عنوان «دروازه فضایی عمیق» (Deep Space Gateway) در مدار ماه قرار دهد. جایی که خدمه بتوانند تکنولوژی‌های فضایی را به آزمایش گذاشته و برای سفر به مریخ آماده شوند.

اقامت در جایی شبیه به مریخ

سفر انسان به مریخ

آژانس فضایی ناسا در نظر دارد تمامی جنبه‌های مربوط به یک سفر فضایی این چنینی را مورد توجه قرار دهد. سفر طولانی و بلند مدت به مریخ، می‌بایست شرایط مناسبی را برای تامین امنیت و سلامت خدمه فراهم آورد. اقامتگاه‌های انسانی ناسا در مریخ، از همین حالا نیز در بیابانی به آزمایش گذاشته شده‌اند. ناسا امیدوار است که این زیستگاه‌ها را در ماموریت‌ سفر انسان به مریخ، بتواند به سیاره سرخ منتقل کند.

تعقیب سیارک بنو (Bennu)

سفر انسان به مریخ

اسیریس-رکس (OSIRIS-REx) در حال حاضر برای بررسی سیارک بنو و بازگردانی نمونه از آن در حرکت است. گفته می‌شود که تا سال 2023، این فضاپیما موفق خواهد شد نمونه‌های این سیارک را به زمین بازگرداند. طراحی این فضاپیما، بخشی از آزمایشات دانشمندان ناسا برای پیشنهاد نحوه کارکرد عملیات رباتیک در سطح مریخ بود.

قدم سوم ناسا

سفر انسان به مریخ

سومین قدم ناسا، شامل اتمام تمامی مقدمات سفر انسان به مریخ است و سرانجام ما را به رویای دیرینه قدم نهادن بر سطح سیاره سرخ خواهد رسید.

سفر انسان به مریخ با پروژه شرکت لاکهید مارتین

سفر انسان به مریخ

آخرین طرح مفهومی مربوط به زندگی بر روی مریخ از شرکت لاکهید مارتین (Lockheed Martin) پیشنهاد شده است. این شرکت نیز همانند اسپیس ایکس و ناسا قصد دارد برنامه سفر فضایی خود را جهت استقرار در مدار مریخ به مدت 10 الی 11 ماه به اجرا درآورد. ایستگاه فضایی مریخی قرار است که با کپسول اوریون ناسا ادغام‌سازی شده و برای ورود و خروج از سیاره مریخ مورد استفاده قرار گیرد.

سفر درون سیاره‌ای در مریخ

سفر انسان به مریخ

برنامه سفر به مریخ شرکت لاکیهد مارتین، حتی برای حمل و نقل بر سطح سیاره مریخ نیز برنامه دارد. وسلیه حمل و نقل مریخی (Mars Accent Descent Vehicle) به فضانوردان اجازه خواهد داد که در سطح سیاره سرخ به مدت 2 هفته به کاوش پرداخته و سپس به ایستگاه فضایی مریخی بازگردند.

موفقیت یا شکست؟

سفر انسان به مریخ

سرانجام بعد از دهه‌ها تحقیق، توسعه، آموزش و … قرار است که نهایتا در 15 سال آینده، انسان بر سطح مریخ قدم بگذارد. جدول زمانی فعلی ناسا، سفر انسان به مریخ را برای سال 2033 نشان می‌دهد، هرچند ممکن است که این زمان‌بندی باز هم دست‌خوش تغییراتی شود.

مارس وان

سفر انسان به مریخ

طرفداران سفر به مریخ، روز به روز در حال افزایش هستند. در واقع سیاره مریخ، دانشمندان و سازمان‌های فضایی مختلف را به یک رقابت سخت وارد کرده که برای اکتشافات فضایی در مریخ، با یکدیگر وارد یک مسابقه جذاب شده‌اند. رقابت جذاب مارس وان نیز برای جذب داوطلبان سفر بدون بازگشت به مریخ، سر و صدای بسیاری را به همراه داشت که تاکنون 100 فینالیست آن مشخص شده‌اند. برنامه زمانی شرکت مارس وان نیز برای رسیدن به سیاره سرخ، برای سال 2032 تنظیم شده است.

مریخ نشین شرکت مارس وان

سفر انسان به مریخ

مارس وان قصد دارد که برای توسعه فناوری مریخ نشین خود با کمپانی لاکیهد مارتین قراردادی را امضا کند.

آیا پروژه مارس وان عملی است؟

سفر انسان به مریخ

در سال‌های اخیر، ماموریت مارس وان با انتقادهای بسیاری همراه بوده و اعتقادها بر این است که برنامه سفر انسان به مریخ از سوی مارس وان عملی نخواهد بود. اما این شرکت نیز برای اجرای ماموریت ساخت اقامتگاه دائمی در مریخ، به تلاش خود ادامه می‌دهد. لازم به ذکر است که پروژه مارس وان برای سفر انسان به مریخ ، یک ماموریت یک‌طرفه بوده و مسافرین آن هرگز به زمین بازنخواهند گشت.

خط پایان؟

سفر انسان به مریخ

یک حقیقت همیشگی در مورد مریخ وجود دارد و آن این است که زمان‌بندی سازمان‌های فضایی همواره ثابت نبوده و گاها دست‌خوش تغییراتی می‌شوند. اسپیس ایکس و ناسا از جمله نامزدهای نخستین سفر به مریخ هستند؛ چرا که تکنولوژی مورد نیاز را هم‌اکنون نیز در اختیار دارد. اسپیس ایکس امیدوار است که حتی بتواند پروژه خود را زودتر از ناسا به اجرا در آورد، البته باید توجه داشت که آژانس فضایی ناسا تنها سازمانی‌ست که راکت مورد نظر خود را برای سفر انسان به مریخ به آزمایش گذاشته است. با این حال، گفته می‌شود که ایلان ماسک زودتر از ناسا مریخ‌ را به تصرف انسان درخواهد آورد.


چه ایده‌هایی برای ذخیره‌سازی انرژی پاک به ذهنتان می‌رسد؟

طبق آمار صنعت برق مربوط به تیرماه سال ۹۴، تولید نیروگاه‌های دیزلی، برق بادی، و انرژی‌های نو ۳۲۴ میلیون کیلووات ساعت معادل ۰.۱ از کل انرژی تولیدی برق است. اگر به این مقدار تولید نیروگاه‌های برق‌آبی که معادل ۱۴۰۸۷ میلیون کیلووات ساعت، معادل ۵ درصد کل تولید برق، را اضافه کنیم؛ ۵.۱ درصد از نیاز برق کشور است. در حالت خوش‌بینانه در دو سال اخیر، ۶ درصد از برق مصرفی کشور، برق پاک بوده است.

بدون در نظر گرفتن هزینه­های مربوط به ذخیره­سازی انرژی، تولید انرژی به­وسیله پنل­های خورشیدی بسیار ارزان­تر از تولید برق با سوخت­ها فسیلی هست (شکل زیر).

هزینه‌ی تولید برق توسط انرژی پاک و نیروگاه حرارتی

هزینه‌ی تولید برق توسط انرژی پاک و نیروگاه حرارتی

انرژی­های فسیلی بر اساس نیاز مخاطب و کاربر، تولید می‌شوند ولی چون انرژی پاک از وقایع طبیعی تولید می­شود، بدون در نظر گرفتن نیاز لحظه­ای مخاطب است. در نتیجه در زمان­هایی مثل کریسمس امسال در آلمان، ممکن است طبیعت این انرژی را بیشتر از حد نیاز در دسترسمان قرار دهد، و انرژی اضافه تولید می­شود. در زمان‌هایی نیز که منابع طبیعی مانند باد و هوای آفتابی در دسترس نیستند، از وجود چنین انرژی‌هایی بی‌بهره‌ایم.

در حال حاضر، هر دو این زمان‌ها از چالش‌های تولید انرژی‌های پاک هستند، چه هنگامی که بیش از نیاز انرژی تولید شده و چه زمانی که انرژی کافی در دسترس نیست. چرا که ابزاری برای ذخیره‌سازی و نگهداری انرژی مازاد و دسترسی به آن در زمان نیاز نداریم!

اتحادیه اروپا نیز در سرمایه‌گذاری‌هایی تحت عنوان برنامه H2020 در جستجوی برای یافتن راهی جهت ذخیره سازی انرژی­های پاک و تجدید پذیر است.

در این مقاله می‌خواهیم بعضی‌ ایده‌ها در این زمینه‌ را باز کنیم. ایده‌ها برگرفته از مشارکتِ کاربران در وبسایت نوآوری باز پادپُرس هستند.

مروری بر منابع کنونی ذخیره انرژی

باتری‌های الکتریکی شاید اولین راه برای ذخیره الکتریسیته باشند. اما ساختن باتری‌ها کار ساده‌ای نیست، و طول عمر آن‌ها محدود است و در ضمن در زمینه بازیافت آن هنوز مشکل داریم. روش دیگری که از سالیان دور برای ذخیره سازی مورد استفاده بوده است و از نظر محیط ­زیستی هم مناسب می­باشد، انرژی پتانسیل گرانشی است.

یکی از مواردی که می­تواند برای تغییر نوع انرژی به انرژی پتانسیل استفاده شود هیدروژن است. اخیراً از مواد دو بعدی برای ذخیره سازی هیدروژن مورد توجه قرار گرفته­اند.

در میان روش­های مختلف برای ذخیره سازی انرژی، یکی از روش‌های ارزانی که توسعه پیدا کرده استفاده از برق برای فشرده­سازی هوا در تونل­های بزرگ زیرزمینی هست. در زمان مورد نیاز، چنین هوایی را از توربین‌های گازی عبور می­دهند و دوباره برق تولید می­کنند. مشکل فعلی این روش این است که هوا در فرایند فشرده سازی گرم می­شود و راهی برای استفاده از این گرما در دسترس نیست و عملا مقدار زیادی از انرژی همین جا هدر می­رود. این مسئله در قالب پروژه ریکاس۲۰۲۰ در حال پیگیری است.

ایده ۱: ذخیره انرژی در قالب انرژی پتانسیل گرانشی

با نصب سلول خورشیدی بر روی پشت بام، در طول روز انرژی خورشیدی را تولید می کنیم و در یک مخزن در ارتفاع ذخیره می کنیم. طی شب که خورشید برای تولید برق نیست از انرژی حاصل از پایین ریختن آب برق تولید می شود.

با نصب سلول خورشیدی بر روی پشت بام، در طول روز انرژی خورشیدی را تولید می کنیم و در یک مخزن در ارتفاع ذخیره می کنیم. طی شب که خورشید برای تولید برق نیست از انرژی حاصل از پایین ریختن آب برق تولید می شود.

این ایده در ابعاد بزرگ با نام تلمبه ذخیره­ای یا Pumped storage plant شناخته می­شود و دقیقا کارش این هست که برق مازاد تولیدی از منابع تجدیدپذیر را به صورت انرژی گرانشی در آب ذخیره کند و در زمان­های اوج مصرف یا در ساعت­های نبود انرژی­های خورشید و باد، انرژی پتانسیل گرانشی را دوباره به برق تبدیل و وارد شبکه کند. در طالقان یک نیروگاه تلمبه ذخیره­ای موجود است.

محاسبه: بازدهی توربین‌های آبی معمولی در حدود ۸۰ درصد هست. اگر مخزن آب ۱۰ متر مکعب گنجایش داشته باشه و در ارتفاع ۳ متری نسبت به توربین نصب شده باشد، می‌تواند انرژی در حدود ۷۰ وات را به مدت یک ساعت تامین کند.

مزایا و معایب: سیستم طراحی شده چندان پیچیده نیست و امکان طراحی و ساخت بالایی دارد از طرفی ۷۰ وات به مدت یک ساعت مقدار زیادی نیست و فقط می‌تواند برای روشن نگه داشتن یک لپ‌تاپ و چند تا لامپ LED استفاده شود.

ایده ۲: ‌استفاده از پتانسیل گرانشی و جریان آب برای ذخیره سازی انرژی در کویر

در این روش در طول روز، در کویر با استفاده از انرژی خورشیدی برق تولید می­شود و آب شیرین را از رودخانه های شمالی به سمت رشته کوه ها پمپ می­گردد و طی شب از انرژی پتانسیل گرانشی این آب برق تولید می­شود و آب به داخل فلات ایران هدایت می­گردد که می­تواند در کشاورزی هم استفاده شود.

مزایا و معایب: به دلیل استفاده از منابع انرژی پاک و همینطور استفاده از آب های سطحی مفید است ولی تولید انرژی خورشیدی در دل کویر (دور از مناطق شهری) کار هزینه بر و مشکلی است و انتقال برق در فواصل زیاد نیاز به ولتاژهای بالا دارد تا حداقل اتلاف صورت بگیرد. چون برق تولیدی از خورشید دارای ولتاژ چند صد کیلوولت نیست، پس انتقال آن در فواصل زیاد اتلاف زیادی را همراه خواهد داشت.

ایده ۳: ذخیره هیدروژن

تولید هیدروژن در زمان موجود بودن منابع انرژی پاک و مصرف آن در هنگام نیاز. مازاد تولید برق را می­توان بوسیله منابع تجدیدپذیر صرف تجزیه آب کرد. از هیدروژن تولیدی به چهار روش استفاده می­شود:

  1. هیدروژن را مستقیما به شبکه گاز شهری داد، البته تا درصد حجمی مشخصی. در آلمان به همین روش تا ۲% حجمی هیدروژن به شبکه گاز شهری تزریق میشود.
  2. طی واکنشی به نام ساباتیه (Sabatier reaction) هیدروژن در ترکیب با دی اکسید کربن، طی یک واکنش گرمازا به متان تبدیل شود و متان به شبکه گاز شهری تزریق شود.
  3. از هیدروژن برای افزایش کیفیت بیوگاز (حاصل از فرآیند هضم بی هوازی) و گاز سنتز (حاصل از فرآیند گازی سازی) استفاده شود (به فرآیند تبدیل الکتریسیته به گاز طبیعی power to gas یا P2G گفته میشود).
  4. از هیدروژن در پیل سوختی استفاده کرد و از آن با راندمان بالایی (تا ۸۰%) برق تولید کرد. (پیل سوختی فناوری ای است که انرژی شیمیایی ذخیره شده در برخی سوخت ها مثل هیدروژن، متان و … را طی یک واکنش شیمیایی به برق تبدیل می کند. در مورد پیل سوختی هیدروژنی واکنش بین یون مثبت هیدروژن و یون منفی اکسیژن یا یک عامل اکسیدکننده دیگر اتفاق می افتد).

مزایا و معایب: انرژی تولید شده از سوختن هیدروژن بسیار زیاد است، ولی از طرفی هیدروژن به صورت انفجاری واکنش می دهد از همین جهت بسیار خطرناک است و از طرفی بسیار هزینه بر است.

ایده ۴: استفاده از پنل‌های خورشیدی به عنوان سایبان

گاهی ایده­های خیلی ساده می­تواند یک طرح به ظاهر بدون توجیه اقتصادی را توجیه پذیر کند. به نحوه‌ی استفاده از پنل‌های خورشیدی در جهت کاهش تبخیر آب توجه کنید:

نصب پنل­های خورشیدی جهت کاهش تبخیر آب.

نصب پنل­های خورشیدی جهت کاهش تبخیر آب.

شما هم اگر در این زمینه ایده‌ای دارید که دوست دارید نقد شود و یا به ایده‌های مطرح شده در بالا نقدی دارید، می‌توانید در بحث مربوط به توسعه‌ی روش‌هایی برای ذخیره انرژی پاک در سایت پادپُرس مطرح کنید.


سدهای هیدروالکتریک یکی از مهمترین اشکال تولید انرژی در جهان هستند. اغلب مهندسان احداث سدهای بزرگ را نشانه‌ی پیشرفت می‌دانند، در حالیکه شواهد و قراین بیانگر این واقعیت است که حتی کشورهای پیشرفته نیز در این زمینه در حال تغییر نگرش هستند. ساخت یک سد بزرگ مستلزم هزینه‌های کلان اقتصادی است، ضمن آنکه نباید فراموش کرد سدها مسببین اصلی تغییر زیستگاه‌های آبی و اکوسیستم‌های کناررودخانه‌ای هستند. پژوهشگران دانشگاه آکسفورد در تحقیقات گسترده خود بر روی ۲۴۵ سد بزرگ بدین جمع‌بندی رسیده‌اند که کشورهای در حال توسعه با تاکید بر ساخت سدهای بزرگتر هیدروالکتریک بجای آنکه امید به برداشت سرمایه را بکارند، اقتصادهای آسیب‌پذیر و شکننده خود را در بدهی غرق می‌کنند. ارزیابی اثرات زیست‌محیطی یکی از بهترین راهکارها و ملاک‌های تصمیم‌گیری و قضاوت در این زمینه است. از آنجایی که پروژه‌های سدسازی بزرگ در کشور ما نیز تجارب متعددی را رقم زده‌اند لذا بر آن شدیم تا این مساله را با دقت بیشتر دنبال کرده و اطلاعاتی را از وضعیت جهان و ایران ارائه نماییم. آنچه در ادامه می خوانید، شرحی مختصر در این زمینه است. 

ایالات متحده، کشوری که دیگر سد نمی‌سازد

در سال ۲۰۰۲ موسسه غیرانتفاعی «جان هینز» (John Heinz) که در واقع یک مرکز علمی، اقتصادی و زیست‌محیطی است؛ کتابی را با عنوان «حذف سد، علم و تصمیم‌گیری» چاپ کرد که در آن به نکات جالبی اشاره شده است. نویسنده در مقدمه این کتاب می‌نویسد: «سدها متداول و رو به گسترش‌ترین نماد کنترل مستقیم انسان بر شبکه‌های آبی طبیعی اعم از نهرها و رودخانه‌ها هستند. ساخت، نگهداری، بهره‌برداری و حذف بالقوه آن‌ها از جمله مناقشه‌برانگیزترین مسایل علمی و تصمیم‌گیری‌هایی است که تاکنون در عرصه مدیریت رودخانه‌ها انجام شده است.

ایالات متحده بسیاری از سدهای خود را جمع‌آوری کرده است

ایالات متحده بسیاری از سدهای خود را جمع‌آوری کرده است

تا همین اواخر ساخت و تجهیز سدها روشی مدیریتی بود که در ایالات متحده آمریکا بشدت از آن حمایت می‌شد. رودخانه‌های کشور آمریکا در مجموع جزو کنترل‌شده‌ترین سیستمهای هیدرولوژیک در ابعاد خود در کل جهان هستند. این کشور امروز (۲۰۰۲ م.) توانایی این را دارد که کل میزان روانآب سالانه‌اش را در پشت بیشتر از ۷۶ هزار سد نگهداری کند. اما واقعیت این است که تغییرات زیست‌محیطی حاصل از این سدها بیشتر از ۶۰۰ هزار مایل از مساحت کل آمریکا را تحت‌تاثیر قرار داده. سدها شرایط را در پایین‌دست بشدت تغییر داده‌اند، این تغییر به حدی جدی است که امروز اکوسیستمی در هیچ نقطه از این کشور نیست که به نوعی متاثر از پروژه سدسازی نباشد. سدها مسببین اصلی تغییر زیستگاه‌های آبی و اکوسیستم‌های کناررودخانه‌ای هستند. این تاثیرات در کنار سایرتغییرات ناشی از فعالیتهای انسانی به حدی رسیده که به تازگی بسیاری اعم از متخصصان و حتی دولتمردان آن هم به شکل گسترده چاره را در گزینه حذف سدها جستجو می‌کنند.»

رودخانه‌های کشور آمریکا در مجموع جزو کنترل‌شده‌ترین سیستمهای هیدرولوژیک در ابعاد خود در کل جهان هستند. این کشور تا سال ۲۰۰۲ کل میزان روانآب سالانه‌اش را در پشت بیشتر از ۷۶ هزار سد نگهداری می‌کرد اما بیشتر از ده سال است که پروژه‌ای تحت عنوان حذف سدهای زیان‌آور در این کشور اجرایی شده است.

 سدهای هیدروالکتریک می‌توانند برای اقتصادهای نوظهور زیان‌آور باشند

در آگوست سال ۲۰۱۴ روزنامه گاردین در مقاله‌ای علمی تحقیقی موضوع جالبی را عنوان کرد: «سدهای هیدروالکتریک بیشتر از آنکه برای اقتصادهای نوظهور خوب باشند، زیان‌آور هستند.» نویسنده این مقاله در توضیح این مساله نوشت: «سدهای بزرگ در کشورهای در حال توسعه از نظر اقتصادی مناسب رشد و ترقی نیستند. در حقیقت کشورهای در حال توسعه با تاکید بر ساخت سدهای بزرگتر هیدروالکتریک بجای آنکه امید به برداشت سرمایه را بکارند، اقتصادهای آسیب‌پذیر و شکننده خود را در بدهی غرق می‌کنند.» این مقاله ضمناً به یکی از تازه‌ترین تحقیقات دانشگاه آکسفورد اشاره کرده و می‌نویسد: «پژوهشگران دانشگاه آکسفورد بر روی ۲۴۵ سد بزرگ که از سال ۱۹۳۴ میلادی به بعد ساخته شده، تحقیقی انجام داده‌ و گزارشی از تاثیرات منفی ساخت این پروژه‌های عظیم منتشر ساخته‌اند. یافته‌ها حاکی از آن است که سدهای بزرگ که متوسط هزینه‌‌ ساخت‌شان اغلب بالغ بر ۹۰ درصد است، از جمله هزینه‌برترین زیرساخت‌ها در جهان هستند.

نمایی از سد آکالپادا در هند. سدها برخلاف انتظار می‌توانند برای اقتصادهای نوظهور خطرناک باشند

نمایی از سد آکالپادا در هند. سدها برخلاف انتظار می‌توانند برای اقتصادهای نوظهور خطرناک باشند

جالب اینجاست که تا این‌جای معادله نه‌تنها تاثیرات منفی ساخت سدها بر جوامع انسانی و محیط‌زیست بلکه حتی تاثیرات تورم و بدهی نیز محاسبه نشده است. پژوهشگران این پروژه تحقیقاتی می‌گویند که قریب نیمی از سدهایی که مورد مطالعه قرار داده‌اند، از مشکل هزینه مازاد رنج می‌برند یعنی ابعاد آنها به حدی بزرگ تعریف شده که در اصل سرمایه را می‌بلعند. یک نمونه از این سدها، «سد ایتایپو» (Itaipu Dam) برزیل است که در دهه ۷۰ میلادی ساخته شده. این سد در ظرف بیش از سه دهه یک هزینه غیرقابل برگشت بیش از ۲۴۰ درصدی را بر مردم این کشور تحمیل کرد. اصل مشکل اینجاست که میزان برق تولیدی این سد هیچگاه نتوانست هزینه‌ای را که برای ساخت آن خرج شد، جبران نماید. این در حالی است که برزیل هنوز بر ساخت سدهای پرهزینه تاکید دارد. تازه‌ترین نمونه آن نیز پروژه مناقشه‌برانگیز سدسازی بلو مونته (Belo Monte Hidroeléctrica proyecta) است. نتیجه برخی مطالعات موید این واقعیت است که شاید این پروژه حتی به مرحله افتتاح نیز نرسد. این در حالی است که کشورهای چین، اندونزی و پاکستان نیز در زمینه سدسازی رویکردی مشابه دارند.»

مطالعات پژوهشگران دانشگاه آکسفورد موید این واقعیت است که سدهای هیدروالکتریک بیش از آنکه برای اقتصادهای نوظهور خوب باشند، زیان‌آور هستند.

مدت زمان ساخت یک چالش بزرگ

شواهد امر نشان می‌دهد که ساخت سدهای بزرگ به طور متوسط ۸.۶ سال و در اکثر موارد نیز بیش از ۱۰ سال زمان می‌برد. پژوهشگران دانشگاه آکسفورد بدین جمع‌بندی رسیده‌اند که این مدت زمان طولانی باعث می‌شود که اغلب سدهای بزرگ نتوانند در حل بحرانهای فوری انرژی کارآیی لازم را از خودشان نشان دهند. علاوه بر این نباید فراموش کرد که پروژه‌های سدسازی بزرگ در برابر میزان نوسان ارزش رایج پولی در طول زمان، تورم زیاد، تنش‌های اجتماعی و نوسان در میزان آب در دسترس بشدت آسیب‌پذیر هستند. بعنوان مثال یک نمونه از این تجارب ناموفق در «سد کائینجی» (Kainji Dam) نیجریه و بواسطه تخمین نادرست میزان آب در دسترس رقم خورد. همین برآورد نادرست سبب شد که این سد بیش از ۷۰ درصد از ظرفیت تولیدی خود را به ناگاه از دست دهد. همه اینها در حالی است که این سد دردسرساز کماکان نسبت به خشکسالی و سیل بسیار آسیب‌پذیر است و این مساله به طور مستمر هزینه‌های اقتصادی را بر این کشور تحمیل می‌کند.

 ساخت سدهای بزرگ به طور متوسط ۸ و در اکثر موارد بیش از ۱۰ سال زمان می‌برد

ساخت سدهای بزرگ به طور متوسط ۸ و در اکثر موارد بیش از ۱۰ سال زمان می‌برد

معضلات سدسازی از دید پروفسور علی یخکشی

خبرنگار دی‌جی‌کالا مگ در خلال گفتگو با پروفسور علی یخکشی فارغ‌التحصیل رشته سیاست و مدیریت منابع طبیعی از دانشگاه ژرژ آگوست گوتین (Georg-August-Universität Göttingen) آلمان و نخستین پایه‌گذار رشته دانشگاهی محیط‌زیست در ایران از ایشان درباره تاثیرات زیست‌محیطی پروژه‌های سدسازی پرسید. ایشان در پاسخ گفتند: «در سال ۱۳۸۶ نیز در یک مصاحبه رادیویی از بنده و یک نفر دیگر از اساتید در مورد سدسازی سوال شد. آن استاد محترم در آن‌زمان فرمودند که اتفاقاً سدسازی از نظر من خیلی هم خوب و کار منطقی است. توجیهی که ایشان برای حرف خود داشتند این بود که همانطور که خانم‌ها در یخچال مواد غذایی را ذخیره می‌کنند، ما نیز باید آب‌ها را پشت سد ذخیره کنیم. همانطور که در آن‌زمان به ایشان گفتم، امروز نیز حرفم را تکرار می‌کنم: علم هیدرولوژی ثابت کرده که در هر سد پشت دریاچه ۱۰ درصد از آب تبخیر می‌شود، یعنی اگر ما ۱۰ سد هم حجم داشته باشیم، در هر سال به اندازه یک دریاچه پشت سد آب از دست می‌دهیم چرا که این آب تبخیر می‌شود. سدها نه‌تنها آب رودخانه‌ها، دریاچه‌ها و تالاب‌ها را می‌گیرند بلکه حتی  باعث افت سطح آب زیرزمینی هم می‌شوند.

از پروفسور علی یخکشی به عنوان پدر دانش محیط‌ زیست ایران هم یاد می‌شود

از پروفسور علی یخکشی به عنوان پدر دانش محیط‌ زیست ایران هم یاد می‌شود

در مناطقی که ما شاهد سدسازی در ابعاد وسیع هستیم، پوشش گیاهی با ریشه کم‌عمق رشد نمی‌کند و زمین رفته‌رفته عریان می‌شود و در نهایت هم مجال برای فرسایش اعم از بادی و آبی مهیا می‌شود. مجموع این عوامل دست به دست هم می‌دهد و باعث می‌شود که باغدار و کشاورز هر کدام به نوبه خود چاه‌های عمیق‌تر در زمین‌هایشان حفر می‌کنند و بالطبع سطح آب زیرزمینی را باز هم پایین‌تر می‌برند. نتیجه اینکار هم که امروز کم و بیش بر همه مشخص است: بیابان‌زایی و شکل‌گیری چشمه‌های گرد و غبار. اینکه ما سد را در جایی بزنیم که ارزیابی زیست‌محیطی نشده یا اگر هم ارزیابی شده صرفاً به منظور توجیه بوده، حتماً مشکل‌ساز خواهد بود. اگر سدی روی گسل زده شود، احتمال وقوع زلزله را هم به دنبال خواهد داشت و متاسفانه شاهد این حرفها را در زلزله آذربایجان شرقی دیدیم.»

علم هیدرولوژی ثابت کرده که در هر سد پشت دریاچه ۱۰ درصد از آب تبخیر می‌شود یعنی اگر ما ۱۰ سد هم حجم داشته باشیم، در هر سال به اندازه یک دریاچه پشت سد آب از دست می‌دهیم.

چرا پروژه‌های سدسازی مستلزم ارزیابی زیست‌محیطی هستند؟

احداث سدهای بزرگ اثرات اقتصادی، اجتماعی و زیست‌محیطی زیادی را به دنبال دارد و به همین منظور ارزیابی زیست‌محیطی آنها اجتناب‌ناپذیر است:

  • یک پروژه سدسازی می‌تواند باعث از بین رفتن زیستگاه‌های طبیعی و گونه‌های گیاهی و جانوری شود.
  • احتمال از دست رفتن زمین‌های کشاورزی وجود دارد.
  • در خلال پروژه سدسازی تمام تاسیسات زیربنایی موجود اعم از خطوط راه‌‌آهن، ساختمانها و جاده‌ها در محل مخزن سد تخریب خواهند شد.
  • بالا آمدن سطح آب زیرزمینی در نواحی پیرامونی می‌تواند منجر به بروز مشکلات مربوط به زهکشی شود.
  • تاثیرات منفی زیبایی‌شناختی محتمل است.
  • یک پروژه سدسازی می‌تواند در پایین‌دست تغییراتی مانند تغییر در رژیم جریان آب، انتقال رسوبات، تغییر کیفیت آب و شکل هندسی آبراهه‌ها را به دنبال داشته باشد.
  • در برخی از پروژه‌ها زیانهای وارده به مردم و خسارات زیست‌محیطی بسیار زیاد است.

سدسازی و محیط‌زیست در ایران

ماجرای ساخت سد گتوند خوزستان و چالش تپه نمکی گچساران شاید یکی از نام‌آشناترین تاثیرات سدسازی در سال‌های اخیر باشد. پروژه‌ای که هدف از آن تولید انرژی برق آبی به میزان ۴.۵۰۰ گیگاوات در سال عنوان شد اما به واسطه نزدیکی به تپه نمکی موسوم به گچساران عملاً با مشکلات جدی مواجه شد. متاسفانه اتخاذ تدابیری نظیر ساخت دیوار حائل موسوم به تپه رسی نیز نتوانست مانع انحلال نمک شود، گزارشها حاکی است که میزان نمک حل شده در پایین‌ترین عمق دریاچه پشت سد اکنون به رقمی نزدیک به ۳۰۰ گرم در هر لیتر رسیده. این معضلی است که نه‌تنها اکوسیستم و زمین‌های زراعی پایین‌دست را متاثر می‌سازد بلکه حتی می‌تواند برای توربین‌های سد نیز بشدت مشکل‌آفرین باشد.

نفوذ نمک به آب پشت سد گتوند، منجر به شوری آن شده و رود کارون را در شرف یک فاجعه‌ی زیست محیطی قرار داده است

نفوذ نمک به آب پشت سد گتوند، منجر به شوری آن شده و رود کارون را در شرف یک فاجعه‌ی زیست محیطی قرار داده است

سد شفارود استان گیلان یکی دیگر از پروژه‌های سدسازی است که با انتقادهای جدی از جانب کارشناسان محیط‌زیست مواجه شده است. مدیرکل دفتر ارزیابی سازمان حفاظت محیط‌زیست در مصاحبه با خبرگزاری مهر به تاریخ ۲۴ فروردین ۱۳۹۴ از مخالفت این سازمان با ساخت سد شفارود به دلیل تخریب بیش از ۱۷۵ هکتار از جنگلهای هیرکانی خبر داد. حمید جلالوندی در گفتگو با خبرگزاری مهر گفت: «وزارت نیرو نیز در راستای توضیحات و مشکلاتی که این سد با شرایط فعلی برای عرصه های طبیعی و زیست محیطی منطقه ایجاد می‌کند، اعلام آمادگی کرده تا امکان‌سنجی کرده و گزینه های فنی جدید برای اصلاح ساختار این سد را بررسی کند.» آقای جلالوندی افزود: «تنها تامین آب شرب و کشاورزی با رعایت ملاحظات زیست‌محیطی به همراه اصلاح ساختار سد می‌تواند مشکلات را به حداقل برساند در حالیکه تامین آب مورد نیاز برای صنعت آن هم از طریق نیروگاه بالادست به هیچ‌عنوان با موازین زیست‌محیطی در این منطقه سازگار نیست.» منطقه اکولوژیکی جنگلهای هیرکانی به طول تقریبی ۸۰۰ کیلومتر و عرض متوسط ۲۷ کیلومتر، از آستارا در شمال‌غربی دریاچه خزر آغاز و تا منطقه گلی‌داغی واقع در منتهی‌الیه شرقی امتداد پیدا می‌کند. این منطقه که از آن تحت عنوان یک منطقه اکولوژیکی خاص یاد می‌شود، در حقیقت بازمانده جنگل‌های پهن‌برگ دوران سوم زمین‌شناسی است که عمر متوسط آن را بیشتر از یک میلیون سال تخمین زده‌اند.

یکی دیگر از موارد قابل‌تامل در این عرصه پروژه سدسازی دره خشک گلمندره در جنوب پارک ملی گلستان است

مجموع نگرانی‌های کارشناسان محیط‌زیست در این‌مورد بیشتر به دلیل تجاربی است که در گذشته رقم خورده‌. بعنوان مثال بررسی‌ها نشان می‌دهد که عدم رعایت حقابه دریاچه ارومیه یکی از دلایل وقوع این بحران زیست‌محیطی است و این مساله‌ای است که در مقیاس متفاوت می‌تواند در سایر اکوسیستم‌ها نیز رقم بخورد. طرح حفاظت از تالابهای ایران در گزارشی که به سال ۱۳۹۲ منتشر ساخت و در آن شرایط پایه دریاچه ارومیه را تشریح کرد، متذکر شده است که ساخت و بهره‌برداری بیش از ۲۹ سد در حوضه آبریز دریاچه ارومیه با ظرفیت ۱۷۱۲ میلیون مترمکعب به انضمام ۱۶ طرح سدسازی در دست اجرا و ۱۷ طرح سدسازی در دست مطالعه به ترتیب با ظرفیت‌های ۱۵۰۰ و ۶۵۷ میلیون مترمکعب در همین حوضه در دستورکار قرار دارد. در این گزارش همچنین آمده: «طی چند دهه اخیر، پروژه‌های متعدد توسعه و بهره‌برداری منابع آب مبتنی بر احداث سد و کنترل جریان‌های سیلابی اجرا شده است و همزمان کشاورزان نیز با احداث چاه‌های کم‌عمق تا عمیق، بهره‌برداری از ذخایر آب زیرزمینی را توسعه داده‌اند. مجموع این موارد به معنای تاثیرات مخرب هم بر روی تالاب و هم بر روی دریاچه است.»


منبع: theguardian, mehrnews, گزارش «تشریح شرایط پایه دریاچه ارومیه»، گردآوری و تدوین: مهندس احمد لطفی، انتشارات دریچه نو، زمستان ۱۳۹۲, Full

Report of Dam Removal, Science and Decision Making, Published by the Heinz center, Washington DC, 2002





«استودیو زاد» و «استودیو چلنج» با یکدیگر همکاری کرده و طراحی برج مسکونی ونداد را به عهده گرفتند. این برج 40 هزار مترمربعی با استراتژی استفاده از انرژی سبز و احداث ساختمانی که حس یک شهر کوچک را به ساکنان خود بدهد طراحی‌شده است.

بیایید بپذیریم که در کشور ما «معماری» جایگاهی ندارد و چه حاکمیت و چه مردم اهمیت چندانی برای معماری قائل نیستند. حتی بیشتر پروژه‌های ساختمانی خصوصی هم بویی از خلاقیت، ذوق و هنر معماری نبرده‌اند؛ صرفاً ساختمان‌هایی شبیه به هم هستند که به نظر می‌آید شابلون زده‌شده‌اند، آن‌هم از یک شابلون بی‌ریخت! بااین‌حال در میان هزاران پروژه ساختمانی که هرروز به بهره‌برداری می‌رسند، گاهی مواردی پیدا می‌شوند که ما را امیدوار می‌کنند. برج ونداد مشهد از جمله آنهاست.

برج ونداد مشهد

ساختمان هایی که نه‌تنها زیبا و چشم‌نواز هستند، بلکه با آخرین و مدرن‌ترین متدهای معماری جهان ساخته‌شده و قابل قیاس با نمونه‌های درجه‌یک جهانی هستند. برج ونداد مشهد از جمله این ساختمان‌ها است که البته قرار است به‌زودی به بهره‌برداری برسد.


«استودیو زاد» و «استودیو چلنج» با یکدیگر همکاری کرده و طراحی برج مسکونی ونداد را به عهده گرفتند. این برج 40 هزار مترمربعی با استراتژی استفاده از انرژی سبز و احداث ساختمانی که حس یک شهر کوچک را به ساکنان خود بدهد طراحی‌شده است. شکل متمایز این ساختمان که بر اساس فلسفه «طراحی تهی» شکل‌گرفته است، نتیجه تأکید به ایجاد فضای سبز است که باعث افزایش تعامل میان ساکنان می‌شود.


معماران این اثر درباره آن گفته‌اند: «برج اکولوژیک مشهد به سفارش یک انبوه‌ساز سرمایه‌دار مشهدی طراحی شد که اخیراً به دلیل استفاده از استراتژی استفاده از انرژی غیرفعال سبز در ساختمان‌های خود موردتوجه قرارگرفته است. با توجه به اصالت سفارش‌دهنده که به یک شهر کوچک می‌رسید، وی تأکید داشت که برج اکولوژیک ونداد باید عناصری در خود داشته باشد که نمایانگر سبک زندگی در یک شهر کوچک باشد».



معماران این پروژه بیان داشته‌اند که با تحلیل مشکلات گسترده برنامه‌ریزی شهری و معماری که زندگی مدرن شهری را مستقیماً تحت تأثیر قرار می‌دهند، این طرح تلاش می‌کند تا ویژگی‌هایی پایدارتر، حامی محیط‌زیست و گسترش‌دهنده سبک زندگی شهری را شناسایی کرده و هدف قرار دهد، ویژگی‌هایی که در زندگی غیرشهری گذشته و کودکی ما به‌صورت ذاتی وجود داشت.


امیدواریم بازهم شاهد چنین طرح‌های مبتکرانه و زیبا که درنهایت موجب زیباتر شدن جلوه شهرها می‌شوند باشیم. شهرهای ما بیش از هر چیزی نیاز به ساختمان‌ها و بناهایی دارند که به آن‌ها هویت داده و به چشم‌نوازتر شدن آن‌ها کمک کنند. آیا سفارش‌دهندگان دولتی که تعداد پروژه‌های آن‌ها بسیار بیش‌تر است، به‌سوی این‌گونه معماری‌ها می‌روند، یا همچون گذشته به تخریب روانی شهرنشینان ‌همت می‌گمارند؟

طرح پیشنهادی عجیب شرکت معماری Clouds AO برای ساخت برجی معلق از یک سیارک

شرکت معماری Clouds AO از طرح عجیبی برای ساخت یک برج معلق از یک سیارک رونمایی کرد. کانسپت این شرکت برج آنالما نام دارد. به گفته Clouds AO،  امکان متصل کردن یک برج از سیارکی که در مدار زمین ثابت قرار دارد، وجود دارد.  در این طرح کابل‌های قدرتمندی برج را به سیارک متصل خواهند کرد. به‌این‌ترتیب، برج آنالما درحالی‌که سیارک در مدار زمین گردش می‌کند، از این کابل‌ها معلق خواهد بود. با توجه به ارتفاع برج از سطح زمین، این سازه هر ۲۴ ساعت یک دور به دور زمین می‌چرخد و از فراز اغلب شهرهای بزرگ نیمکره شمالی و جنوبی عبور می‌کند و دوباره به محل سابق خود بازمی‌گردد. برای خروج از ساختمان هم نیاز به چتر نجات خواهد بود.

برج آنالما به بخش‌های مختلفی تقسیم خواهد شد. احتمالا یک‌سوم برج را فضای تجاری و باقی آن مسکونی خواهد بود. اندازه و شکل پنجره‌ها با توجه به تغییرات فشار هوا و درجه حرارت بین طبقه تغییر خواهد کرد. پنجره‌های فوقانی برج که با توجه به انحنای زمین، زمان بیشتری دارای نور آفتاب خواهند بود، برای مقابله با افزایش فشار هوا، دارای نمایی کروی خواهند بود.

طرح پیشنهادی عجیب شرکت معماری Clouds AO برای ساخت برجی معلق از یک سیارک

برق برج از طریق پنل های خورشیدی و آب آن از تراکم ابرها و باران تأمین می‌شود. طراحان برج آنالما بر این باورند که هزینه بسیار بالای احداث برج، از طریق قیمت‌گذاری بالا واحدها جبران می‌شود. شرکت معماری Clouds AO اعلام کرده: “با توجه به اینکه اکنون در برج‌های مسکونی قیمت فروش هر واحد برحسب ارتفاع طبقات افزایش می‌یابد، برج آنالما رکورد قیمت برج‌های مسکونی را به خود اختصاص خواهد داد و این می‌تواند، هزینه‌های بالای ساخت‌وساز برج را جبران کند.”

برنامه مأموریت بازیابی و بهره‌برداری سیارک ناسا این است که تا سال ۲۰۲۱، یک سیارک کوچک را به دام انداخته و آن را در مداری بالا نزدیک ماه جای دهد، به‌گونه‌ای که فضانوردان بتوانند به‌سوی آن رفته و سطحش را بررسی نمایند

برنامه مأموریت بازیابی و بهره‌برداری سیارک ناسا این است که تا سال ۲۰۲۱، یک سیارک کوچک را به دام انداخته و آن را در مداری بالا نزدیک ماه جای دهد، به‌گونه‌ای که فضانوردان بتوانند به‌سوی آن رفته و سطحش را بررسی نمایند

شرکت معماری Clouds AO همچنین با اشاره به طرح آژانس فضایی اروپا برای استخراج از معادن سیارک‌های نزدیک به زمین و مأموریت بازیابی و بهره‌برداری از سیارک ناسا، به برخی که این طرح را فراتر از قلمرو واقعیت دانسته‌اند، اطمینان داده؛ چنین طرحی قابل‌اجرا است.

طرح کلبه اسکیمویی شرکت معماری Clouds AO و شرکت معماری اکتشافات فضایی(SEArch). این سازه شفاف متشکل از پوسته یخی تودرتو باهدف استفاده از آب مایع مریخ در دماهای پایین است.این سازه دارای یک پوسته بیرونی،گنبد داخلی و باغ هیدروپونیک(کشاورزی بدون خاک) در محوطه جلوی سازه است که غذا و اکسیژن را برای ساکنانش فراهم می‌کند.همچنین استفاده از یخ این مزیت را دارد که امکان عبور نور طبیعی به سازه را فراهم می‌کند و درعین‌حال از ساکنانش در برابر تابش تشعشات خورشیدی و کهکشانی محافظت می‌کند

طرح کلبه اسکیمویی شرکت معماری Clouds AO و شرکت معماری اکتشافات فضایی(SEArch). این سازه شفاف متشکل از پوسته یخی تودرتو باهدف استفاده از آب مایع مریخ در دماهای پایین است.این سازه دارای یک پوسته بیرونی،گنبد داخلی و باغ هیدروپونیک(کشاورزی بدون خاک) در محوطه جلوی سازه است که غذا و اکسیژن را برای ساکنانش فراهم می‌کند.همچنین استفاده از یخ این مزیت را دارد که امکان عبور نور طبیعی به سازه را فراهم می‌کند و درعین‌حال از ساکنانش در برابر تابش تشعشات خورشیدی و کهکشانی محافظت می‌کند

درواقع، شرکت معماری Clouds AO با پروژه‌های اکتشافات فضایی بیگانه نیست، این شرکت معماری پیش‌ازاین با کانسپت کلبه اسکیمویی، برنده جایزه ۲۵ هزار دلاری طراحی زیستگاه مریخی ناسا، شده بود.


.



یکی از زیباترین ضربات کاشته‌ای که در طول عمرم دیده‌ام، ضربه کاشته روبرتو کارلوس در سال ۱۹۹۷ به فابیان بارتز-دروازه‌بان فرانسه- بود. هر فصل ما ضربات کاشته زیبای زیادی می‌بینیم، کاشته‌های بکهام هم زیبا بودند، اما به سختی می‌توانم ضربه کاشته‌ای به یاد بیاورم که به زیبایی ضربه کاشته روبرتو کارلوس با آن کات خارج پا باشد.


7-16-2015 6-12-42 PM


اما بیایید این گل و نیز سایر گل‌های حاصل ضربات کات‌دار را بخواهیم از دید علمی بررسی کنیم.

به آزمایشی دیگر توجه کنید:

توپ بسکتبالی را از بالای یک ارتفاع، رها کنید، توپ مستقیم پایین می‌آید.

اما دفعه دیگر توپ را در حین رها کردن، با حرکت دورانی به سمت عقب رها کنید (اسپین به سمت پشت بدهید.)، در کمال تعجب، توپ به طرز قابل ملاحظه‌ای به جلوتر رانده می‌شود و فاصله زیادی از پای دیوار می‌گیرد.

ز قابل ملاحظه‌ای به جلوتر رانده می‌شود و فاصله زیادی از پای دیوار می‌گیرد.

7-16-2015 5-56-08 PM

در این زمینه می‌توانید، این ویدئو را ببینید.

اگر دقت کرده باشید، بازیکنان فوتبال، وقتی خطایی به سود تیمشان گرفته می‌شود، برای اینکه توپ را قدری جلوتر از نقطه وتاقعی خطا بیاورند و بازی را شروع کنند، در حین رها کردن توپ، به آن قدری اسپین رو به عقب می‌دهند، با این کار آنها می‌خواهند تظاهر کنند که قصد دارند، توپ را درست در نقطه خطا بکارند و قصد جلو آوردنش را ندهند، اما همین اسپین، باعث می‌شود، توپ یکی دو متر جلوتر برود!

هانریش گوستاو مگنوس در ۲ می ۱۸۰۲ در آلمان متولد شد.فعالیت وی بیشتر در زمینه شیمی بود، اما فعالیت‌هایی در زمینه فیزیک نیز داشت، او یکی از اعضا دانشگاه برلین بود و محبوبیتش به دلیل تدریس آزمایشگاهی‌اش بود اما عمده شهرت وی مربوط به نظریه اثر مگنوس بود.

7-16-2015 5-57-19 PM

هر چند پیش از او نیوتون نیز از این پدیده سخن گفته بود ، اما به نام مگنوس شهرت یافت!

اثر مگنوس مربوط به اجسامی است که چرخش داشته باشند و در هوا باشند وبا مقاومت هوا روبه رو باشند.

7-16-2015 6-01-43 PM

در پدیده یا اثر مگنوس یک جسم چرخان در حال پرواز در محیطی سیال، گردابی از آن سیال را در اطراف خود به وجود می آورد و در نتیجه نیرویی عمود بر خط سیر خود و مجزا از جهت چرخشش را تجربه می‌کند و به دلیل وجود لایه گردابی سیال سرعت سیال در یک طرف از طرف دیگر بیشتر است زیرا از یک طرف کم و به طرف دیگر افزوده می‌شود و بر اساس قانون برنولی در جایی که سرعت بیشتر باشد فشار سیال کم ودر جایی که سرعت کمتر باشد فشار سیال بیشتر است و در نتیجه دو منطقه کم فشار و پرفشار به وجود می‌آید: در مناطق کم فشار جهت چرخش جسم وفشار هوا موافق‌اند، در مناطق پر فشار جهت چرخش جسم وفشار هوا مخالف است.

اگر یک توپ را به عنوان یک جسم چرخان در حال پرواز در نظر بگیریم اگر به سمت چپ ضربه بزنیم توپ موافق حرکت عقربه‌های ساعت حرکت خواهد کرد.

اثر مگنوس در ورزش، در ساخت هواپیما،ساخت اجسام پرنده، نجوم و … کاربرد دارد. به عنوان مثال در زدن ضربه های پیچی در تنیس روی میز، ضربه کات در فوتبال، زدن ضربه اسلایس در گلف، ضربات پیچ بیس بال ،در ضربات پرتابی در کریکت نقش به سزایی دارد. در ساخت بال‌های هواپیما به این اثر توجه بسیار میشود وبه حالت آیرودینامیکی هواپیما نیز کمک می‌کند.

7-16-2015 5-57-55 PM

7-16-2015 5-58-24 PM




پنجشنبه 23 آذر 1396

یک کنجکاوی ساده در محوطه دانشگاه ماینس آلمان

نویسنده: ادمین   طبقه بندی: هایلایت، 

مجله همشهری دانستنیها - اشکان خسروپور: دکتر داریوش دانشور فرهود، از نخستین کسانی است که دانش ژنتیک را به ایران آورد و نقشه ژنتیک اقوام ایرانی را تهیه کرد. سرنوشت یکی از اولین متخصصان ژنتیک ایران را یک کنجکاوی ساده در محوطه دانشگاه ماینس آلمان تغییر داد. جوان بیست ساله ای ها که سال ها تحت تعلیم آموزه های پدر نسبت به همه چیز کنجکاوی به خرج می داد، یک روز که مثل تمام شاگردان دانشکده شان از ناهار بر می گشت، در محوطه دانشگاه به یک ساختمان نیمه خالی برخورد که هر روز از کنارش می گذشتند، اما کمتر کسی به آن توجه می کرد. رشته های انسان شناسی و ِژنتیک تازه در آلمان پاگرفته بودند و کمتر کسی تمایل داشت با این دنیای ناشناخته آشنا شود و ریسک یک تخصص تازه را بپذیرد. داریوش دانشور فرهود اما این طور نبود. همین ساختمان نیمه جان که آن روزها کمتر از 10 نفر در آن تحصیل می کردند، باعث شد او در بازگشت به ایران، رشته جدیدی را پایه گذاری کند. دکتر فرهود می گوید محیط در تربیت او تاثیر بسیاری داشته، اما تاثیر نهایی را کلمه «چرا» در زندگی او گذاشته است.
 
«پدرِ مادرم پزشک و رییس اداره بهداری تنکابن بود. جد مادری ام پزشک دربار ناصرالدین شاه و عمویم نیز پزشک بود. از سوی دیگر، پدرم یک دبیر ادبیات توانمند بود. خوبی اش این بود که از همه چیز ذره ای می دانست و از همه مهم تر این که، بسیار مهربان بود. از همان زمانی که سه یا چهار سال داشتم، دستم را می گرفت، مرا به گردش می برد و از همه چیز برایم حرف می زد؛ از ایران، فردوسی، شاهنامه و مسائل علمی و دیدنی. آدم روشنفکری بود. او همیشه مرا تشویق می کرد که درباره پدیده های مهم سوال بپرسم و به این راحتی ها قانع نشوم. او می گفت، باید درباره همه چیز «چرا» بگویم. توصیه مهم دیگرش که همیشه آن را به یاد دارم هم این بود که، کسی اگر درِ مطب تو را زد، حق نداری ناامید او را برگردانی.»
 
مردی «دی.ان.ای»های ایران 
 
داریوش فرهود چندماهه بود که به خاطر شغل جدید پدر یعنی «ریاست اداره فرهنگ آبادان» به جنوب کشور رفتند و در شهر کوچک «هفت گرد» ساکن شدند. او سال اول ابتدایی را در هفت گرد گذراند و بعد تا پنجم ابتدایی به شهر نفت خیز مسجد سلیمان رفت. یازده ساله بود که به تهران برگشتند. ششم ابتدایی را در مدرسه رازی در خیابان گمرک گذراند و از اول دبیرستان به مدرسه رهنما رفت. «پدرم مدیر دبیرستان رهنما بود. او در مدرسه به طرز متفاوتی با من رفتار می کرد، طوری که کسی متوجه نمی شد من پسرش هستم. در مدرسه به شدت سختگیر اما در عین حال مهربان بود. در مدرسه من آقای داریوش بودم و در خانه، باز به جلد پسر بابا در می آمدم.» داریوش کلاس های دهم و یازدهم را به دارالفنون رفت و از کلاس دوازدهم تا پایان فارغ التحصیلی، در دبیرستان البرز ماند. «این روزها همه این مدارس مرا از خودشان می دانند. یک جا باید برای نواختن زنگ مدرسه بروم و در جایی دیگر من را به عنوان سخنران و مهمان دعوت می کنند. تمام آن دبیرستان ها هنوز هم هستند.»

هیچ وقت معدلم 20 نشد.
 
در تمام سال های تحصیل، داریوش دانشور فرهود یک دانش آموز معمولی بود که سعی می کرد در تمام رشته ها چیزی را یاد بگیرد. «هیچ وقت معدلم 20 نشد. شاید آن روزها زیاد هم باهوش به نظر نمی رسیدم چون  تمام نمره هایم عالی نبودند. گاهی در یک درس نمره پایین تری می آوردم، اما در عوض، در درسی دیگر نمره ام «بیست مثبت» می شد که یک درجه از 20 بالاتر بود. به اصطلاح امروز، هوش هیجانی بیشتری داشتم. این که در چه درسی نمره بهتر بیاورم به معلمم بستگی داشت. بعدها به این نتیجه رسیدم که انگار به طور ناخودآگاه سعی می کردم در تمام زمینه ها کارکنم. این اخلاق را هنوز هم دارم.
 
به شاگردانم می گویم من اقیانوسی به عمق یک سانتی متر هستم. فارغ از رشته خودم، از هر چیز دیگری، حتی خیاطی و نوازندگی نکاتی می دانم. داریوش جوان دیپلم که گرفت راهی آلمان شد تا در رشته پزشکی تحصیل کند. در میان این همه رشته، شهر و کشور او دانشگاه ماینس در آلمان را انتخاب کرده بود چون: «به ایران نزدیک تر بود. ضمن این که از نظر فرهنگی به کشور ما نزدیک تر بود. آلمانی ها و ایرانی ها به خاطر موضوع های ریشه ای و ژنتیکی احساس خوبی نسبت به یکدیگر داشتند. هنوز هم این طور است و آلمان ها طور دیگری روی ما حساب می کنند.»
 
مردی «دی.ان.ای»های ایران 
 
چند سال اول به آموختن زبان آلمانی و یاد گرفتن درس های عمومی پزشکی گذشت. او مثل همه دانشجویان ایرانی همدوره اش قبل و بعد از وقت ناهار از رو به روی یک ساختمان نسبتا تازه می گذشت؛ بنایی در محوطه دانشگاه که کمتر کسی به آن توجه یا رفت و آمد داشت. «یک بار به فکرم رسید، به آن جا بروم و ببینم چه خبر است. روی یک تابلو نوشته بودند: «انسان شناسی». داخل که شدم دیدم درباره مردم شناسی در رده های مختلف حرف می زنند و ژنتیک یکی از شاخه های مورد بحثشان است. آن ها چند سال پیش به ایران آمده بودند و در زمینه قشقایی ها کار کرده بودند. بعدتر دیدم که در آلمان خیلی ها پزشکی، ژنتیک، انسان شناسی و روانشناسی را با هم می خوانند که در کارشان پیشرفت کنند. به همین خاطر من هم وارد بحثشان شدم و بعد از مدتی تبدیل به دانشجویی شده بودم که همزمان در چند رشته مشغول تحصیل بود.»

عبور از ناکامی ها
 
داریوش فرهود برخلاف کلیشه ای که ممکن است در ذهن بسیاری باشد، مدرک دکترایش را راحت به دست نیاورد و حتی در دوره ای نمره های نه چندان خوبی هم نصیبش شد. تفاوت او با کسانی که موفق نمی شوند، این بود که از چنین اتفاقی درس گرفت و برای آینده اش برنامه ریخت. کسی که باعث برنامه ریزی و تغییر آینده او شده بود، فقط می خواست چند روزی حال او را بهتر کند، اما در نهایت سرنوشتش را با برنامه ریزی گره زد. «سال 1961 (1340) در آلمان یک سری آزمون دادم و در آن ها ناکام شدم. امتحان های مهمی بودند که نتوانستم نمره کافی در آن ها به دست بیاورم. خیلی کسل شدم، به دوستی که در انگلستان داشتم زنگ زدم و درد دل کردم.
 
او که دید وضعم خراب است و روحیه ندارم، گفت چند روزی بیا خانه من، با هم گردش می کنیم و هوایت عوض می شود. با این خیال که چند روز هوایم عوض می شود، سراغ او رفتم، اما با رسیدن به ایستگاه مقصد جا خوردم. به جای خودش یک دوست را فرستاده بود که می گفت دوستم بیمار است. در نتیجه به جای این که بیرون برویم، در خانه مشغول مریض‌داری شده بودم. یکی از همین روزها، کنار پنجره نشستم و یک کاغذ برداشتم و برای خودم یک برنامه ریختم. این برنامه یک زمان بندی نسبتا دقیق هم داشت. خیلی دقیق گفته بودم که در چه زمانی، چه درس هایی را بر می دارم و دقیقا چه زمانی، با چه مدرکی فارغ التحصیل می شوم.»
 
او در نهایت، همین برنامه را دنبال کرد و دست آخر دقیقا در ماه می سال 1972 (1351) یعنی موعد مقرری که تعیین کرده بود، به ایران برگشت. «شاید الان فکر کنید، پیروی از یک برنامه کاغذی برای دانشجویی مثل من که کار دیگری به جز درس خواندن نداشت و در کشوری اقامت کرده بود که ثبات داشت، کار چندان دشواری هم نبوده. منکر نمی شوم که کشور آلمان جای خوبی بود و امکانات داشت، اما پیروی از این برنامه هم ساده به نظر نمی رسید. آن زمان درگیری در دنیا کمتر بود، اما به هر حال من به عنوان یک انسان مشکلاتی داشتم که می توانستند جلوی پیشرفتم را بگیرند. مثل همه آدم ها گاهی عاشق می شدم، به سختی می خوردم یا هزار دل مشغولی برایم پیش می آمد. با وجود این، سعی کردم از دست اندازها عبور کرده و به مقصد برسم.»
 
مردی «دی.ان.ای»های ایران 
 
تهیه نقشه ژنتیک ایرانیان
 
مدارج تخصصی ای که دکتر فرهود در آلمان گذرانده بود، باعث شدند حتی پیش از حضورش در ایران برای حضور او در کشور شرایطی را فراهم کنند. او هم برنامه های مختلفی برای بررسی وضعیت مردم ایران از نظر ژنتیکی طراحی کرده بود و آن ها را بعد از حضورش در کشور به اجرا گذاشت. «بخش مهمی از کارهای ما در همان آغاز، نقشه برداری ژنتیکی از مردم کشور، جمعیت های مختلف و گروه های گوناگون ایرانی بود. ایرانیان را بنا به نژاد، موقعیت جغرافیایی و حتی دین و مذهبشان جدا کردیم و از هر کدام نمونه های مختلفی دریافت کردیم. تکمیل شدن این نقشه ها می توانست به ما نشان بدهد که چه بیماری هایی در کدام گروه های سنی و جمعیتی بیشتر هستند. اقوام گوناگون، عشایر یا حتی پیروان ادیان مختلف را با هم مقایسه کردیم. نتیجه این کند و کاوها در نهایت به انتشار حدود 220 مقاله علمی منجر شد که نقشه ژن ایرانیان را به تصویر می کشید.»
 
دکتر داریوش فرهود تحت یک سیستم آموزشی خاص و منظم دوران دکترایش را گذرانده بود و همین باعث شد از همان آغاز ورود به ایران، در فکر نظم دادن به طرز فکر و کار پزشکان ایران باشد. «خیلی ها هنوز هم به اشتباه فکر می کنند که کار ما فقط ویزیت بیماران و طبابت است. گاهی هم باید عمل جراحی انجام بدهیم، اما اصلا این طور نیست. پزشک همزمان مسئول سلامت بدن، روح و روان و حتی رفاه اجتماعی بیمار است. یک مسئله اجتماعی مثل کرایه خانه به من مربوط است، چون اگر کرایه بالا برود، بیمار من مریض تر می شود و حالش بهتر نخواهد شد. او اگر استرس داشته باشد، بارداری برایش دشوار است. من به عنوان یک پزشک باید بتوانم از تمام این مسائل سر دربیاورم و همه آن ها برایم مهم باشند. نسخه پیچیدن که کار دشواری نیست. مهم این است که حال بیماران خوب شود.»
 
او با همین نگاه همراه همکارانش در فرهنگستان علوم پزشکی ایران درِ شاخه ای از علوم را به روی دانشجویان گشوده که سعی می کند به همه حوزه ها تا حدی اشراف داشته باشد. «عنوان این بخش «ان بی ایکس» است که مخفف نانوتکنولوژی و ژنتیک، فناوری اطلاعات، علوم شناختی و جامعه شناسی است. با این نگاه، دانشجو خوب متوجه می شود که باید برمسائل مختلف اشراف داشته باشد. متاسفانه دانشجوی امروزی ممکن است در مسائل تخصصی و پیشرفته از من هم اطلاعات بیشتری داشته باشد اما از بقیه مسائل اطلاعات کمی داشته باشد، ما باید به دانشجوهایمان اشراف اطلاعاتی بدهیم. کسی موفق است که بینش داشته باشد و بتواند همه چیز را با هم بسنجد وگرنه اطلاعات را که کامپیوتر هم می تواند ذخیره و بازیابی کند.»
 
مردی «دی.ان.ای»های ایران 
دکتر فرهود بعد از بازنشستگی هنوز بیشتر از 12 ساعت کار می کند و چند پروژه مختلف را رهبری می کند  
 
در جست و جوی ماندگاری
 
داریوش فرهود بعد از یک ناکامی تلخ در امتحانات دانشگاه برنامه مفصلی برای خودش چید، آن را با دقت دنبال کرد و در نهایت توانست در سی و چهار سالگی با دو مدرک دکترا در رشته های پزشکی و انسان شناسی به ایران برگردد. او در رشته روان شناسی هم واحدهایی را گذرانده بود اما برای این که از برنامه زمان بندی ده ساله عقب نماند، درس هایش را نیمه رها کرد و به ایران بازگشت. زمانی که به کشور برگشت، علم ژنتیک چندان شناخته شده نبود و او یک سیستم جدید را از نو پایه گذاری کرد. دکتر فرهود در طول سال های گذشته تحقیقات بسیاری در حوزه ژنتیک ایرانیان انجام داده است. او بر همین اساس نگرانی های زیادی نسبت به احتمال تغییر ژن ایرانی ها در آینده نزدیک دارد و می گوید:
 
«بخشی از ژن ها از پدر و مادر در بدو تولد به ارث می رسند، اما برخی دیگر، زمینه ای در وجود فرد دارند که اگر شرایط مهیا شود، چراغ آن ژن روشن می شود و در رفتار و زندگی فرد بروز پیدا می کند. این پدیده که به نام «اپی ژنتیک» می شناسیم، باعث می شود خصوصیاتی در ماه به وجود بیایند که تا پیش از آن وجود نداشته اند. این خصوصیات را جامعه، رفتار دیگران، وضعیت آب و هوا و خیلی چیزهای دیگر روی ما باقی می گذارند.» مثال ملموس تر دکتر فرهود از «اپی ژنتیک» به زندگی جانوران بر می گردد. «شاید از خودتان پرسیده باشید جانوران چطور یاد می گیرند که با چه شیوه ای و در کجا لانه بسازند. ممکن است بگویید از مادر و پدرشان یاد گرفته اند، اما جوجه های ماشینی که مادر و پدر ندارند چطور؟ آن ها از کجا یاد گرفته اند؟ جواب این است: همه موجودات زنده به مرور از اطرافشان تاثیر گرفته اند و یک کار مشخص را آموخته اند. طی سال های دراز و نسل های مختلف این رفتار وارد ژنشان و تبدیل به بخشی از شخصیت آن ها شده که در طول نسل های بعدی هم انتقال پیدا می کند.»

کشف اطلاعات از شعر
 
یکی از نکته های خاصی که دکتر فرهود می گوید بیشتر از آن که صرفا به حوزه ژنتیک مربوط باشد، ارتباط هایی با دنیای ادبیات پیدا می کند و به علاقه خاص او به دنیای شعر بر می گردد. او که در طول سال های گذشته، تحقیقات مفصلی روی کتاب های پزشکی و حتی اشعار سرایندگان قدیمی ایرانی انجام داده می گوید: «به نظر می رسد که فردوسی و سعدی بیشتر از دیگران روی موضوعی شبیه ژنتیک مانور داده باشند، مثلا فردوسی می گوید: «نشان از دو سو دارد این نیک پی/ ز افراسیاب و ز کاووس پی» یا سعدی که می گوید: «عاقبت گرگ زاده، گرگ شود/ گرچه با آدمی بزرگ شود.» این ابیات همان قانون وراثت را نشان می دهند و این که ژن در طول نسل ها منتقل می شود. شاید گفته شود که چنین حرف هایی پشتوانه علمی ندارند چنان که وقتی ما می بینیم چهره نوزاد به پدر و مادرش شبیه است، نیازی به دانستن علم خاصی نداریم و می توانیم این را به طور شهودی نیز  متوجه شویم. این حرف را قبول دارم ولی آنچه پژوهش های من و همکارانم در سال های اخیر نشان داده اند و چند سال پیش نیز آن را منتشر کردیم، نشان می دهد، حکمای ایرانی احتمالا از تاثیر محیط بر افراد نیز باخبر بوده اند فقط طرز بیانشان با آنچه امروز گفته می شود، متفاوت بود.»
 
مردی «دی.ان.ای»های ایران 
 
حفظ نکنید!
 
دکتر فرهود دقیقا 30 سال بعد از اردیبهشت ماه 1351 که وارد ایران شد، حکم بازنشستگی اش را گرفت. «افراد برای رسیدن از درجه دانشیاری به استادی باید 100 امتیاز به دست بیاورند. این امتیاز به کیفیت تدریس، پژوهش های انجام شده، مقالات و... بر می گردد. به دست آوردن امتیاز کامل کار دشواری است و برخی از استادها مدتی طول می کشد تا آن را به دست بیاورند. من روزی که بازنشسته شدم 565 امتیاز داشتم که در نهایت 480 امتیاز آن به طور قطعی پذیرفته شد.» دکتر فرهود بعد از بازنشستگی، هنوز هم مشغول کار است. روزی بیشتر از 12 ساعت کار می کند و همزمان چند پروژه مختلف را سرپرستی و هدایت می کند. «به تازگی مشغول طراحی چند مجله بین المللی هستم که در ایران کارهایش انجام می شود، اما قطعا مجلات بی نظیری در سطح بین المللی خواهندبود. این مجله ها عموما به زبان انگلیسی منتشر خواهندشد و به جز دانش ژنتیک به حوزه های دیگر دانش نیز می پردازند. امیدوارم تا ماه ژانویه سال 2018 (دی 1396) اولین نمونه از این مجله خاص و مدرن منتشر شود.»
 
او تمام این کارها را انجام می دهد تا به قول خودش بتواند «ماندگار» بشود؛ «مدت ها پیش یکی از شاگردانم گفته بود، کاش می توانستیم فرزندانی سختکوش و توانمند مثل شما بار بیاوریم. به او یادآور شدم، کسانی که شاگردان خوب من هستند، وقتی رفتار مرا می بینند و از من الگو می گیرند، بعد از مدتی سخت کوشی و مهربانی در وجودشان رشد می کند. من تمام این کارها را انجام می دهم تا در آینده ماندگار شوم. منظورم همایشی که چند سالی است به بعضی چهره ها مدال می دهد، نیست. من دوست دارم نغمه ای باشم که مردم به یاد بسپارند و الگو قرار بدهند.» دکتر فرهود همیشه یک توصیه مهم برای شاگردانش و حالا برای خوانندگان هم دارد: «حفظ کردن یک عبارت، جمله، کتاب یا محتویات کلاس مهم نیست. ما نباید به کسی که چیزی را حفظ می کند، جایزه بدهیم. پاداش متعلق به کسی است که کنجکاو است. بگذارید یک مثال ساده بزنم. همه ما مسلمان ها قرآن خوانده ایم. تماممان هم آن را با عبارت «بسم الله الرحمن الرحیم» شروع کرده ایم. این که عبارت یا حتی دیگر آیه های کتاب مقدس قرآن را حفظ باشیم، کافی نیست. ما باید روی صفات خوب خدا مثل «رحمان» و «رحیم» تمرکز و تکیه کنیم. اگر به جمله قرآن عمل کنی برنده ای، نه این که مدام حرفش را بزنی.»

تایم لاین روزانه
 
 
مردی «دی.ان.ای»های ایران 
دکتر فرهود می گوید کار می کند چون مردم به او نیاز دارند
 
بازنشسته پرکار
 
دکتر فرهود به گفته خودش این روزها یکی از پرکارترین اوقات زندگی اش را می گذراند. بعد از بازنشستگی معمولا خیلی ها از کار دست می کشند، اما او برعکس، از این دوران به بعد خیلی پرکارتر شده است. او از این اتفاق اصلا ناراضی نیست و به نظرش این که یک نفر در سن و سال او زیاد کار کند، یک رخداد طبیعی است. «آدم ها در دو مرحله زندگیشان باید زیاد کار کنند. یکی در زمان جوانی که انرژی و توان زیادی وجود دارد، فرد باید کار کند و اعتماد به نفس و تجربه بیندوزد و دیگری در دوران کهنسالی که باید این تجربه را در اختیار دیگران بگذارد. من به کارکردن نیازی ندارم، ولی به عنوان یک پزشک متعلق به خودم نیستم. مردم کشورم به من و تخصصم نیاز دارند. به همین دلیل من باید کار کنم، تا پیش از آن که به قول سعدی از تو نیاید هیچ کار». دکتر فرهود به همین دلیل هر روز از ساعت 5 و 30 دقیقه صبح تا حدود هشت شب سر کار است. ساعت های کاری او بیشتر به تحقیق، طبابت، سردبیری مجلات تخصصی و نظارت بر مجموعه کتاب های «ایران فرهنگی» می گذرد.

تایم لاین حرفه ای
 
یک کتابچه پر از عنوان علمی
 
دکتر داریوش دانشور فرهود در طول سال های گذشته سمت های متعددی را تجربه کرده و در جایگاه های علمی گوناگونی قرار داشته است. نوشتن تمام این عناوین به یک کتابچه جداگانه نیاز دارد، اما بد نیست چند عنوان از زندگی او را با هم مرور کنیم.

1336: ورود به آلمان برای تحصیل در رشته پزشکی
1348: دریافت دکترای پزشکی از دانشگاه ارلانگن آلمان
1351: دریافت دکترای ژنتیک انسانی از دانشگاه ماینس آلمان
1354: راه اندازی گروه ژنتیک انسانی دانشکده بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران
از 1355 تا امروز: عضو کمیته اخلاق ژنتیک پزشکی در سازمان بهداشت جهانی
از 1375 تا امروز: عضو فرهنگستان علوم پزشکی ایران

یک تجربه
 
 مردی «دی.ان.ای»های ایران
 
دکتر فرهود معتقد است، دو ابزار زندگی روزمره جلوی «تفکر» را می گیرند./ تلویزیون و اینترنت ندارم
 
«شاید برای جوان ها عجیب به نظر برسد، ولی من موبایل ندارم و تلویزیون را هم سال هاست  کنار گذاشته ام. همیشه با خودم فکر کرده ام، موبایل به چه دردی می خورد؟ واقعا هیچ دردی. وقتی هر جا می رویم، یک دستگاه تلفن معمولی هست، وجود یک وسیله اضافه به جز این که ذهن آدم را مشوش کند و جلوی فکر کردن آدم را بگیرد، فایده ای ندارد. برخوردم با اینترنت هم این طور است، می دانید چرا؟ در موبایل و اینترنت شما به فکرکردن نیازی ندارید. هر چیزی را اراده کنید، با چند کلیک جلویتان ظاهر می شود. چنین سیستمی در نهایت امکان تفکر و تخیل را از انسان می گیرد. جنبه های خوبی هم دارد، اما نباید به هر چیزی عادت کرد. ممکن است روزی یک یا دو بار به موبایل نیاز داشته باشم که از فرد دیگری خواهش می کنم برایم شماره بگیرد.
 
تلویزیون هم جزء دستگاه های ممنوع خانه ماست. دلیلش را می دانید؟ تلویزیون در تمام دنیا یک وسیله سرگرم کننده اشتباه است. گیرم در تلویزیون خودمان، سرگرمی های جنسی و مخرب به شیوه های خارجی وجود نداشته باشد، با وجود این باز هم چیز جذاب و مفیدی وجود ندارد که بتوانیم تماشایش کنیم. در تلویزیون کارهای تکراری و صحنه های به دردنخور به شما عرضه می شوند که جلوی فکرکردنتان را می گیرند و فقط سرگرمتان می کنند. گاهی با خودم فکر می کنم آدم برای این که 10 دقیقه اطلاعات مفید به دست بیاورد، باید چهار تا پنج ساعت پای تلویزیون بنشیند. با این حساب، چرا باید چنین کاری کرد؟ با همه این ها من از اطلاعات روز دنیا عقب نیستم. هرچه بخواهم در روزنامه و مجلات- ایرانی و خارجی هست- اگر هم به اطلاعات جزیی یا فوری نیاز داشته باشم، به عزیزانی که در دفترم کار می کنند، می گویم تا آن را از اینترنت برایم جست و جو کنند. ولی خودم این کار را نمی کنم، چون کار من فکر کردن است.»

یک نکته
 
دکتر فرهود می گوید استفاده نادرست از علم مخرب است/ژنتیک معجزه نمی کند
 
«این روزها حرف هایی زده می شود درباره این که با علم ژنتیک می توان تغییراتی در افراد به وجود آورد و آن ها را مطابق میل پدر و مادرشان یا هر کس دیگری تغییر داد. برای مثال آدم ها می توانند قدبلند یا چشم آبی باشند یا هر خصوصیت دیگری در ژنشان فعال شود. چنین چیزی هنوز روی انسان عملی نشده و من امیدوارم هیچ وقت هم چنین اتفاقی نیفتد چون از نظر اخلاقی کار درستی نیست. با این کار، نظم طبیعت به هم می خورد. فکرش را بکنید اگر آدم ها از مسیر طبیعی زاد و ولد منحرف شوند، چه می شود. کشوری که پول بیشتر یا توانایی علمی گسترده تری داشته باشد، یک سری انسان سفارشی و با ویژگی هایی از پیش تعیین شده، می سازد و بر دیگران پیروز می شود؛ با این کار توازن در آن جامعه به هم می خورد. به همین خاطر، امیدوارم در راه پیشرفت علم به افراط کشیده نشویم.»

هفته نامه همشهری جوان - اشکان خسروپور: آکی هیتو پیرترین امپراتور جهان و تنها عضو خانواده سلطنتی ژاپن است که داوطلبانه کناره گیری کرده اما او صاحب رکوردهای بزرگ دیگری هم هست. امپراتور ژاپن روز 30 آوریل 2019 رسما از قدرت کناره گیری می کند. این بخشی از متن کوتاهی است که «شینزو آبه» نخست وزیر ژاپن چند روز پیش در نطق تلویزیونی اش خواند. با پایان این سخنرانی، امپراتور «آکی هیتو» بزرگ ترین امپراتور جهان و تنها کسی که نامش هنوز هم در جهان با لقب «امپراتور» همراه می شود، به طور داوطلبانه از قدرت کنار می کشد.
 
دلیل این کار، وضعیت نابسامان جسمی مرد هشتاد و سه ساله عنوان شده اما دلیلش هر چه باشد، یک رکورد دیگر به مجموعه کلکسیون های او اضافه می کند. مردی که با لقب «صلح در سراسر جهان» تاج امپراتوری را سرش گذاشت، باعث و بانی اتفاق های بزرگ و عجیبی در کشورش شده است. سال هاست او یک عنوان غیررسمی و تشریفاتی را یدک می کشد اما برای مردم کشورش آن قدر عزیز بوده که به خاطر کناره گیری داوطلبانه او اشک ریخته اند. مرد شماره یک ژاپن این بار هم سنت شکنی کرده است. اگر بقیه امپراتورها را مرگ از اریکه قدرت به زیر می کشید، او خودش داوطلبانه این کار را کرده است.
 
آکی هیتو، پیرترین امپراتور جهان 
 
یک مقام تشریفاتی، ضدتلویزیون
 
ژاپن و امپراتورش یک رکورد بزرگ هم به ثبت رسانده اند. خانواده امپراتور آکی هیتو، طولانی ترین نظام سلطنتی در تاریخ جهان را بنیان گذاشته اند. سیستم سلطنتی از 2700 سال پیش در ژاپن برقرار است و قدرت در همین خاندان دست به دست می چرخد، البته درباره تمام امپراتورهای ژاپن اطلاعات دقیقی وجود ندارد. به خصوص وقتی زمان بیش از اندازه- مثلا تا سال 600 پیش از میلاد مسیح- عقب می رود، کمتر کسی می داند که امپراتورها دقیقا چه کسانی بوده اند و در چه تاریخی حکمرانی کرده اند. البته این روزها امپراتور قدرت چندانی ندارد و بیشتر یک مقام تشریفاتی است. فرمان کشور در دست نخست وزیر است. اوست که وزیر انتخاب می کند، هوای مجلس شورا را دارد و در برنامه های رسمی یا دیدارهای سیاسی شرکت می کند. جایگاه امپراتور آن قدر تشریفاتی است که وقتی امپراتور- مثلا به خاطر یک فاجعه یا اتفاق بزرگ ملی- سخنرانی می کند و در جعبه جادو ظاهر می شود، از حضور او به عنوان «یک رخداد بزرگ تاریخی» یاد می شود.
 
 آکی هیتو، پیرترین امپراتور جهان

او وقتی پیام استعفایش را از تلویزیون خواند، در بیست و نهمین دوره سلطنت بود اما در تمام این مدت فقط یک بار دیگر جلوی دوربین رفته بود. در کل تاریخ امپراتوری ژاپن این هم سومین باری است که یک امپراتور جلوی دوربین رسانه ها یا میکروفون رادیو قرار گرفته است. نوبت قبلی که امپراتور حاضر شده بود جلوی دوربین سخنرانی کند، زمان زلزله و سونامی بزرگ ژاپن بود که به خاطر فاجعه مرکز اتمی «فوکوشیما» در سال 2011 میلادی یک سخنران پرطمطراق ایراد کرد تا درد مردم را کمتر کند. در آن فاجعه 20 هزار نفر کشته یا مفقود شده بودند که این آمار با توجه به آسیب دیدگان کم ژاپنی در فاجعه های بزرگ قابل توجه بود. هنگام پخش این سخنرانی همسر امپراتور کنار او ایستاده بود تا به مردم قوت قلب بدهد. آن ها بعدتر به محل فاجعه هم رفتند و همه چیز را از نزدیک بررسی کردند.
بار دیگری که امپراتور سخنرانی کرد، بعد از مرگ پدرش در ماه آگوست 1945 میلادی (حوالی شهریور 1324 خورشیدی) بود، البته آن زمان، حضور تلویزیون هنوز در جهان جدی نبود و ولیعهد جوان هم متن تسلیت ملت را در رادیو خواند و البته برای دشمنان خط و نشان کشید که کشور بدون صاحب نمانده و در مقابل هرگونه تجاوز احتمالی که شبیه  جنگ جهانی باشد، محکم می ایستد.
 
او عاشق ماهی هاست
 
آکی هیتو، پیرترین امپراتور جهان 
 
امپراتور آکی هیتو آدمی عجیب با سلیقه خاص خودش است. برخلاف بقیه امپراتورها که کارشان کشورگشایی یا توجه به دغدغه های سیاسی بود، او همه چیز را عملا به نخست وزیر تحویل داده و خودش مشغول کارهای سرگرم کننده و ماجراجویانه شده است، البته چون به عنوان «یک مقام محبوب» به شکل عجیبی مورد توجه مردم کشورش است و حرکات او را زیر نظر دارند، سعی می کند کارهای جالب و ماجراجویانه اش کمی سمت و سوی فرهنگ سازی هم داشته باشد. «هیروهیتو» برادر بزرگ تر امپراتور یکی از خاص ترین و مهم ترین کلکسیون ها در حوزه جانوران آبزی در تمام جهان را در اختیار دارد. او در این باره کلی کتاب و مقاله نوشته است. خود امپراتور هم یک کلکسیون جالب از ماهی های ژلاتینی دارد و وقت های آزادش را به مطالعه درباره همین «گلدفیش»ها می گذراند. شاید باورش دشوار باشد اما جناب امپراتور بیش از سیاست، اهل دنیای ماهی هاست و تا به حال، 38 مقاله علمی و مفصل درباره ماهی ها نوشته است. یکی از هیجان انگیزترین اتفاق های عمر امپراتور احتمالا این باشد که یک زیست شناس ژاپنی گونه ای جدید از ماهی های «گوبی» را به نام او زده است. اسم این ماهی، به خاطر قدردانی از پیرترین امپراتور ژاپن «اکسیر آکی هیتو» است. آقای امپراتور تنها حکمرانی نیست که عاشق حیوانات است اما تفاوت او با دیگران این است که از این جانوران در محیطی کالا طبیعی و بکر نگهداری می کند. او بخش هایی از قصرش در توکیو را بکر نگه داشته تا حیوانات احساس غریبی نکنند.

امپراتور تابوشکن
 
امپراتور ژاپنی یکی از سنت شکن های بزرگ تاریخ کشورش بود. اولین تابوی شکسته شده توسط او به جریان ازدواجش بر می گردد. به طور سنتی در ژاپن- و خیلی کشورهای دیگر که نظام سلطنتی دارند- شاه یا فرمانروا در حد یک الهه یا خدا جدی گرفته می شود؛ به طوری که سرپیچی از فرمان او بدترین مجازات ها را به دنبال دارد. با همین نگاه، ازدواج امپراتور با یک شهروند عادی خارج از سیستم سلطنتی غیرممکن دانسته می شود، چون کمترین بدی اش این است که «خون امپراتور» را کثیف می کند، با همه این حرف ها، آقای آکی هیتو تنها امپراتور تاریخ ژاپن بود که حرف دلش گوش داد. او روزی که در زمین تنیس مشغول ورزش بود، عاشق دختری شد که همان حوالی مشغول ورزش بود. بعد هم با او ازدواج کرد. تا پیش از او همه امپراتورهای ژاپن یک زن اصلی داشتند و حرمسرایی هم در کاخ شان برقرار بود اما او گفت، خدا یکی، عشق یکی. خلاصه این که کل سیستم ژاپنی ها را تغییر داد.
 
آکی هیتو، پیرترین امپراتور جهان 

اما این همه ماجرا نبود. امپراتور بعد از ازدواجش در دهه 1950 میلادی تغییرات گسترده ای در کشور صورت داد. از جمله این که، برای زنان، به طور ویژه ای ارزش قائل شد و آن ها را وارد حلقه قدرت کرد. او این کار را از زنان خاندان سلطنتی شروع کرد و وقتی تابو شکسته شد، به مرور دیگران را هم وارد سیستم سیاسی کشور کرد، البته پیش از او حکمران های زن در ژاپن وجود داشته اند اما تعدادشان آن قدر زیاد نبود که جدی گرفته شوند. اگر قدرتی هم داشتند، همه چیز به پای «خون امپراتوری»شان گذاشته می شد و مردم عادی- به خصوص زنان طبقه متوسط و پایین دست- حتی در فکرشان هم نمی گنجید که در مملکت کاره ای شوند. یکی از کارهای جالب آقای امپراتور بخشیدن قدرت ولیعهدی به زنان است. او بارها وصیت کرده که اگر به هر دلیلی کسی از دنیا رفت، زنان باکفایت می توانند جایش را بگیرند. آخرین بار در سال 2005 میلادی این حرف بر زبان امپراتور آمد و تبدیل به قانون- یعنی لازم الاجرا- شد.

سال تحویل ژاپنی
 
گاهشماری ژاپن ویژگی های خاص خودش را دارد. به جز تقویم میلادی که در سیستم اداری و برای ارتباط با جهان کاربرد دارد، مردم این کشور یک سیستم گاهشماری خاص خودشان را هم دارند. در این گاه شماری همه چیز با امپراتور و خصوصیات آن تعریف می شود؛ مثلا سال 2016 میلادی در تقویم ژاپنی «بیست و هشتمین سالگرد تاج گذاری امپراتور آکی هیتو» نامیده می شود. اگر همه چیز را با همین شیوه و از دیدی ژاپنی ها نگاه کنیم، امسال آخرین سال خواهدبود که با نام امپراتور آکی هیتو گره خورده و از سال جدید، همه چیز نو می شود؛ یک جور سال تحویل ژاپنی، البته این تحویل سال در سنت ژاپنی معمولا زمانی رخ می داد که امپراتور از دنیا می رفت. اما این بار امپراتور سنت شکن با کنار رفتنش، تقویم را تغییر می دهد. تغییر تقویم از زمان تاج گذاری امپراتور جدید رخ می دهد؛ مثلا پدر امپراتور فعلی ژاپن که در دوران جنگ جهانی دوم از دنیا رفت، «تابش آفتاب» نام داشت و پسرش با لقب «صلح سراسری» به قدرت رسید؛ لقبی که تا مدتی روی تقویم هم گذاشته شده بود. ژاپنی ها این روزها از تقویم خورشیدی استفاده می کنند اما تا سال 1873 همه چیز با حرکت ماه سنجیده می شد که آن هم سوغات چینی ها بود. از حدود 150 سال پیش، امپراتور «میجی» که در دوران «مدرنیزاسیون» قدرت را در دست گرفته بود، بیشتر عناصر غیرملی از جمله تقویم قمری چینی را مردود دانست و همه را مجبور کرد از سیستم جدید استفاده کنند. این روزها، گاهشماری قمری باستانی تقریبا استفاده نمی شود، مگر وقت هایی که به خاطر گل روی مهاجران چینی و بقیه چشم بادامی ها، سال نوی چینی هم برگزار می شود.
 
آکی هیتو، پیرترین امپراتور جهان 
دیدارهای امپراتور کاملا فرمالیته و تشریفاتی ست و تاثیری در سرنوشت سیاسی و اقتصادی ژاپن ندارد، فقط یکجور احترام است. 
 
چشم بادامی در شالیزار
 
 آکی هیتو، پیرترین امپراتور جهان
 
امپراتور ژاپن عاشق برنجکاری و کارگری است. او دست کم در ظاهر خودش را عاشق کارگری نشان می دهد تا به مردمش بگوید، کار عار نیست. عده زیادی به عشق او شغل های سخت را انتخاب می کنند.

مجله همشهری دانستنیها - خشایار مریدپور: اسم شرکت خودروسازی بنز بیش از یک قرن است با فناوری پیشرفته، قیمت و کیفیت بالا عجین شده است. بنابراین جای تعجب نیست که پیشرفته ترین، بزرگ ترین و گران قیمت ترین استادیوم ورزشی جهان هم نام این برند قدیمی آلمانی را یدک می کشد. این استادیوم چند منظوره که تابستان امسال در شهر آتلانتای ایالات متحده افتتاح شد، مدرن ترین و مجهزترین در نوع خود محسوب می شود.

البته شرکت بنز تنها حامی مالی این مجموعه است و غیر از نام و لوگوی بزرگ آن روی ورودی استادیوم، نقش دیگری از آن در این ورزشگاه عظیم دیده نمی شود اما درست مثل محصولات بنز، فناوری های پیشرفته به کار رف5ته در طراحی و ساخت این مجموعه عظیم ورزشی آن را یک سر و گردن بالاتر از تمام استادیوم های ساخته شده تاکنون قرار می دهد. در ادامه نگاهی داریم به ویژگی های منحصر به فرد و فناوری های پیشرفته ای که در طراحی و ساخت این سازه عظیم به کار رفته است و آن را نماینده سازه های ورزشی آینده کرده است.

ورزشگاه ترین ها

طراحی و ساخت این ورزشگاه حدود 9 سال به طول انجامید و با هزینه تمام شده 1.6 میلیارد دلار، گران قیمت ترین استادیوم ورزشی جهان به شمار می آید. این سازه چند منظوره قرار است علاوه بر میزبانی بازی های دو تیم Falcons و United شهر آتلانتا، شاهد برگزاری انواع کنسرت ها و همایش ها هم باشد. شاید شاخص ترین بخش استادیوم را باید سقف متحرک عظیم و هشت تکه آن دانست که به لطف سیستم های مکانیکی در کمتر از دوازده دقیقه مثل دیافراگم دوربین جمع یا باز می شود. هر کدام از این قطعات هشتگانه حدود 500 تن وزن دارند و قسمت متحرک سقف فضایی به وسعت هفت هکتار را پوشش می دهد. اما این تمام ماجرا نیست و نگین انگشتری استادیوم مرسدس بنز درست زیر همین سقف متحرک پنهان شده است.
 
پیشرفته ترین استادیوم جهان چه ویژگی هایی دارد؟ 

یک نمایشگر ویدئویی حلقه ای 360 درجه به ارتفاع 18 متر و مساحت حدود 5850 متر مربع که دور تا دور قسمت داخلی سقف متحرک را در بر گرفته است و بزرگ ترین صفحه نمایش LED جهان محسوب می شود. این نمایشگر عظیم به تمام تماشاگران امکان می دهد بهترین دید ممکن را داشته باشند و هیچ کدام از جزئیات بازی را از دست ندهند. همچنین 3000 نمایشگر ویدئویی در سراسر استادیوم، وظیفه نمایش همه چیز از منوی فروشگاه ها تا نمایش بازی را برای هواداران بر عهده خواهند داشت.

نمایشگرهای ویدئویی سراسر مجموعه با سیستم IPTV (تلویزیون اینترنتی) کار می کنند و سیستم کنترل مرکزی قادر به تعیین محتوی نمایش داده شده در هر یک از آنها خواهد بود. بسته به رویداد در حال برگزاری، این ورزشگاه عظیم پذیرای تعداد متفاوتی از هواداران خواهد بود که از 43 تا 76 هزار نفر متغیر است. همه این ویژگی ها باعث شده است این استادیوم برای برگزاری چندین رویداد بزرگ ورزشی در سال های آینده در نظر گرفته شود و در صورتی که میزبانی جام جهانی 2026 به آمریکا برسد، احتمالا میزبان فینال این رقابت ها خواهد بود.

ستاره ای برای آینده

یکی از نکاتی که از ابتدا در طراحی و ساخت این مجموعه مورد توجه قرار گرفت، طراحی هوشمند به منظور بهینه سازی مصرف آب و انرژی و همچنین ایجاد کمترین فشار بر محیط زیست بوده است. بالاترین استانداردها در زمینه استفاده از انرژی ها و منابع تجدیدپذیر در طراحی و ساخت این ورزشگاه لحاظ شده است و بخشی از قیمت نجومی ساخت آن هم به همین موضوع باز می گردد. در نتیجه استادیوم مرسدس بنز در کنار کسب عنوان گران قیمت ترین مجموعه ورزشی جهان، موفق به کسب بالاترین استانداردها در زمینه طراحی بهینه سازگار با محیط زیست هم شده است که امکان ذخیره سازی آب باران و استفاده
مجدد از آن را در داخل مجموعه فراهم می کند.
 
پیشرفته ترین استادیوم جهان چه ویژگی هایی دارد؟ 

مخزن آب اصلی مورد نیاز برای سیستم تهویه حدود چهار میلیون لیتر ظرفیت دارد و در کنار آن یک مخزن کمکی با حجم 2.5 میلیون لیتر آب تصفیه شده را برای آبیاری فضای سبز تامین می کند. همچنین حدود 4000 صفحه خورشیدی نصب شده روی سقف و سازه این ورزشگاه با تولید سالانه 1.6 میلیون کیلووات – ساعت انرژی تجدیدپذیر می تواند الکتریسیته مورد نیاز برای برگزاری بیش از 10 بازی تیم فوتبال آمریکایی Falcons یا 13 بازی تیم فوتبال United را تامین کند. در نتیجه این تدابیر، ورزشگاه مرسدس بنز نسبت به سازه های مشابه تا 30 درصد انرژی کمتری مصرف می کند. همچنین مصرف آب این استادیوم هم تا 48 درصد کمتر از حداقل های تعیین شده توسط استانداردها خواهد بود.

زیرساخت های حمل و نقل مجموعه نیز شامل شبکه ای از مسیرهای اختصاصی برای دوچرخه و عابران پیاده در کنار مراکز دسترسی به حمل و نقل عمومی است. همچنین 48 ایستگاه شارژ خودروهای الکتریکی در محوطه مجموعه در نظر گرفته شده که نشان دهنده آینده نگری طراحان این استادیوم است. در آینده ای نزدیک حتما شاهد استفاده گسترده از خودروهای تمام الکتریکی خواهیم بود و داشتن امکان پذیرایی از این دست خودروها جزء قابلیت هایی است که باعث می شود این استادیوم را متعلق به آینده بدانیم. در نهایت باید به پارکینگ اصلی با ظرفیت 21000 خودرو اشاره کنیم که فضای کافی برای پارک خودروها را در رویدادهای بزرگ فراهم می کند.

هوشمندتر از همیشه

پایش مجموعه ای به این عظمت و با این حد از فناوری های پیچیده و پیشرفته نیاز به زیرساخت های ارتباطی قدرتمند و فناوری پیشرفته مدیریت خودکار دارد. شرکت IBM با تجهیز این استادیوم به آخرین فناوری های ارتباطی و مدیریتی به هوشمندتر شدن آن کمک کرده است. استادیوم مرسدس بنز نخستین مجموعه ورزشی است که به فناوری شبکه نوری منفعل (PON) تجهیز می شود. این ساختار ارتباطی شامل یک شبکه پیشرفته فیبر نوری می شود که قادر به اتصال سریع و مطمئن Wi-Fi، نمایشگرها و تمامی تجهیزات دیجیتال به شبکه در هر شرایط و در کنار مصرف کمتر انرژی خواهد بود. این شبکه شامل بیش از 1800
نقطه دسترسی بی سیم خواهد بود و برای تامین نیازهای 75000 تماشاگر این مجموعه طراحی شده است.
 
 پیشرفته ترین استادیوم جهان چه ویژگی هایی دارد؟

استفاده از این فناوری در کنار افزایش سرعت و کیفیت اتصال اینترنت کاربران منجر به کاهش قابل ملاحظه مصرف انرژی و خنک کاری لازم در کل مجموعه استادیوم می شود. این موضوع همچنین باعث تولید کمتر آلاینده ها و در نتیجه سازگاری بیشتر این مجموعه با محیط زیست خواهد شد. همچنین ظرفیت و توانایی قابل ملاحظه این شبکه به تمامی تماشاگران امکان می دهد با سرعت بالا به اینترنت متصل شوند و در حین بازی، تجربه خود را در شبکه های اجتماعی به اشتراک بگذارند. در واقع این شبکه که حدود 80 گیگابایت بر ثانیه ظرفیت دارد، می تواند پهنای باند لازم برای پخش آنلاین ویدئو توسط تمامی 76000 تماشاگر را به صورت همزمان تامین کند.

همچنین مهمان های ویژه از 190 سوئیت اختصاصی زیرمجموعه استفاده خواهند کرد. در این مجموعه همچنین یک مرکز فناوری وجود دارد که حاوی دیتاسنتر و تمامی تجهیزات لازم برای استفاده عملیاتی از سیستم های استادیوم است. در قلب این مجموعه، یک مرکز کنترل عملیات شبکه وجود دارد که تمامی سیستم ها را به صورت یکپارچه کنترل می کند و از صحت و کیفیت عملکرد آنها اطمینان حاصل می کند. همچنین برای نخستین بار، یک مرکز مجهز تولید تلویزیونی در داخل مجموعه تعبیه شده که در نوع خود بی نظیر است و با استفاده از بیش از 20 دوربین با کیفیت تصویر 4K، وظیفه تولید محتوا را برای تماشاگران آینده بر عهده خواهد داشت.

خداحافظی با بلیت های کاغذی

شاید برای شما هم جالب باشد که حتی در کشوری مثل آمریکا هم بازار سیاه فروش بلیت و مشکلات ناشی از آن وجود دارد. راه حل به کار گرفته شده در استادیوم جدید مرسدس بنز برای این مشکل، تماشاگران را از حمل بلیت های کاغذی بی نیاز و مشکلاتی مثل گم کردن بلیت یا ایجاد بازار سیاه بلیت های تقلبی را برای همیشه مرتفع می کند. برای این استادیوم 140 ورودی مغناطیسی هوشمند در نظر گرفته شده که تماشاگران تنها باید از آنها عبور کنند تا بلیت الکترونیکی آنها به تایید برسد. البته امکان فروش مجدد یا انتقال اعتبار بلیت ها از طریق اینترنت کماکان وجود خواهد داشت، اما دیگر به هیچ وجه خبری از بلیت های کاغذی نخواهد بود.

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic