برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)


تو حق نداری امروزی عاشق من باشی!!!!!

امروزی ها
اهل سرعت اند
امروزی ها
تلفن را که برمی دارند عاشق صدای پشت خط می شوند
امروزی ها
در کسری از ثانیه از حال معشوقه شان با خبر می شوند


مث اجدادمان مـــــــــــــــــــــــــرا دوست بدار
که سرعتی نبود.......آرام رخنه می کرد .........بی هیچ دردی!
که برای جواب نامه ام فرصت داشتی... سختی می کشیدی
که فرصت دل تنگی را جاده ها به ما می داد


این را معادله های نانوشته ی عاشقی ثابت کرده اند:
هرچیزی آسان و سریع باشد
آســـــــــــــــــــــــان و ســــــــــــــــــــریع هم از دست می رود

برای عشقمان دعا کن که قدیمی باشد که کهنه عاشق یکدیگر شویم

سه شنبه 15 آذر 1390

تصادفی:

نویسنده: ایمان سریری   


تصادفی:

دو نفر تنبل بانک میزنند !

اولی به دومی میگه: خب بیا بشمریم.

دومی میگه: حوصله داری فردا رادیو میگه


بخند شاید شبیه داستان های تنبلی خودت باشه

لبخند كه زد



توی چال گونه اش افتادم



پای دلم گیر کرد
..!



و من


عاشق شدم ...

Avazak_ir-Love246.jpg

سه شنبه 15 آذر 1390

تمامی ناباروری‌ها قابل درمانند

نویسنده: ایمان سریری   طبقه بندی: مهارتهای زناشویی، 

ناباروری

رئیس نخستین و تنها مركز خصوصی درمان ناباروری شمال شرق كشور گفت: تقریبا تمام‌ ناباروری‌ها قابل درمان هستند.‌

مهناز منصوری افزود: در حال حاضر تمام‌ ناباروری‌ها با روش‌های مختلف قابل درمان هستند.

وی ادامه داد: به ‌طور كلی بین 10 تا 15 درصد زوجین جوان دچار ناباروری هستند.

وی با بیان اینكه ناباروری علل مختلفی دارد، تصریح كرد: بین 40 تا 45 درصد علل ناباروری مربوط به مردان، 40 درصد مربوط به زنان و بین 10 تا 15 درصد نازایی‌ها علت مشخصی ندارند.

این پزشك متخصص درمان ناباروری گفت: اختلال در تخمك‌گذاری، اختلال در رحم، اختلال در هورمون‌های زنانه، علل مقاربتی، مشكل در تولید اسپرم، نارسایی در عملكرد اسپرم، تماس با مواد شیمیایی و اشعه‌ها و تبعات سلاح‌های شیمیایی از جمله علل و عوامل موثر در ناباروری هستند.

وی با بیان اینكه استرس در ناتوانی جنسی، نحوه مقاربت و به دنبال آن برخی از ناباروری‌ها دخالت دارد،افزود: با كمال تاسف در كشور ما بسیاری از زوجین به دلیل شرم و حیای زیاد از طرح موضوع خودداری كرده و به دنبال درمان آن نیستند.

منصوری با اشاره به روش‌های درمان ناباروری گفت: برخی از ناباروری‌ها از طریق روش‌های دارویی و یا تشخیص و درمان اختلالات فیزیكی دستگاه تناسلی و ادراری زن و یا مرد معالجه می‌شوند.

وی اضافه كرد: اگر نازایی به‌واسطه روش‌های یادشده درمان نشود، از روش‌های كمك باروری مانند IUI، IVF، ICSI، اهدای تخمك، اهدای جنین و رحم جایگزینی استفاده می‌شود كه كاربرد هر یك از این روش‌ها بسته به‌علل ناباروری و شرایط مربوطه دارد.

به گفته وی، در روش‌های پیشرفته مانند IVF و ICSI (میكرواینجكشن) اسپرم به وسیله روش‌های پیشرفته به داخل تخمك تزریق می شود و لقاح در آزمایشگاه انجام می گردد و پس از تكمیل، جنین به رحم مادر منتقل می‌شود، اما در IUI كه روش ساده‌ای است اسپرم گرفته شده در شرایط خاصی در داخل رحم گذاشته می‌شود.

ivf

منصوری عنوان داشت: zift، gift ، Zona hatching و IVM سایر روش‌های نوین و پیشرفته درمان ناباروری هستند كه از طرق آزمایشگاهی و تغییرات مختلف ‌روی تخمك و یا اسپرم، نازایی معالجه می‌شود كه خوشبختانه تمامی این روش‌ها اكنون در مشهد برای زوجین نابارور قابل دستیابی است.

این پزشك متخصص زنان و نازایی، موفقیت روش‌های كمك باروری در ایجاد حاملگی را حدود 38 درصد عنوان كرد و افزود:

پس از حاملگی ممكن است مسائل مختلفی باعث سقط جنین شود و بدین ترتیب موفقیت كاربرد این روش‌ها تا تولد فرزند حدود 25 تا 28 درصد است.

وی طول درمان روش‌های كمك باروری را بین دو سیكل قاعدگی، یعنی حدود دو تا سه ماه عنوان كرد.

وی استفاده از روش‌های كمك باروری در این مركز طی سال گذشته را حدود یك هزار و 500 مورد ذكر كرد و افزود: نزدیک به یك هزار و 200 مورد از این تعداد، IVF بوده است.

رئیس مركز ناباروری مشهد زیر پوشش بیمه نبودن خدمات ناباروری را از مشكلات مهم ذكر كرد و افزود: هزینه‌های درمان‌های كمك باروری بالاست و این در حالی است كه تا پیش از تاسیس مركز ناباروری در مشهد، بسیاری از بیماران به یزد و تهران مراجعه می‌كردند و به سبب مدت طولانی درمان، اقامت و رفت وآمدهای مربوطه، هزینه‌های درمانی برای زوجین خیلی بیشتر تمام می‌شد.


سه شنبه 15 آذر 1390

10 روش بین ‌المللی لاغر شدن

نویسنده: ایمان سریری   طبقه بندی: آسیب های اجتماعی، 


10 روش بین ‌المللی لاغر شدن

نوشیدنی، آفریقایی

همه آن هایی که اضافه وزن دارند و به سلامت خودشان اهمیت می ‌دهند؛ احتمالا با یک قصه پُرغصه دست به ‌گریبان هستند: رژیمی برای کاهش وزن! اگر این قصه، غصه شما هم هست؛ بد نیست با این مطلب، همراه شوید و سری بزنید به گوشه و کنار دنیا تا ببینید در کشورهای 10 گانه ‌ای که در این مقاله به آن ها اشاره شده، استفاده از چه روش‌ هایی برای کاهش وزن، شایع ‌تر است.

1- آفریقایی‌ ها چای و دم‌ کرده گیاهان را می ‌نوشند

اهالی آفریقای جنوبی علاقه فراوانی به نوشیدن چای، چای سبز، دم‌ کرده انواع گیاهان و نوعی چای به نام " روی ‌باس " دارند. آن ها این نوشیدنی ‌ها را معمولا بدون شیرین ‌کننده ‌های مصنوعی می ‌نوشند و با این کار کمترین کالری را نسبت به نوشیدن قهوه شیرین یا چای همراه با قند و شکر دریافت می ‌کنند. آفریقایی ‌ها به خوبی می ‌دانند که در مواجهه با استرس باید یک دم‌ کرده گیاهی بخورند، نه مقدار زیادی خوراکی پُرکالری. آن ها همچنین همیشه به پیام گرسنگی مغزشان توجه نمی ‌کنند و اعتقاد دارند که اکثر اوقات پیام گرسنگی در اثر کمبود آب بدن از سوی مغز صادر می ‌شود؛ بنابراین به جای غذا خوردن، یک لیوان چای یا دم ‌کرده گیاهان را می‌ نوشند.

2- فرانسوی ‌ها پشت میز شام می ‌نشینند و با هم گپ می ‌زنند

فرانسوی ‌ها به دور هم بودن اعضای خانواده برای صرف شام، اهمیت زیادی می ‌دهند. 92 درصد از خانواده ‌های فرانسوی در کنار هم شام می‌ خورند و این آمار، در مقابل 28 درصد خانواده‌ های آمریکایی که هنگام صرف غذا دور هم جمع می ‌شوند، بسیار چشم‌ گیر است. فرد پسکاتور، متخصص تغذیه می ‌گوید: " دور هم غذا خوردن یکی از مهم‌ ترین اتفاق ‌های روزانه در فرانسه است که سبب می‌ شود افراد هنگام صرف غذا حوادثی را که طی روز برای ‌شان رخ داده تعریف کنند و منحرف شدن ذهن از غذا خوردن باعث ایجاد وقفه در صرف غذا شده و آهسته ‌تر غذا خوردن سبب کاهش حجم غذا و زودتر سیر شدن می ‌شود."

3- مکزیکی‌ ها یک عصرانه مفصل‌ می‌ خورند و یک شام سبک

معمولا در همه جای دنیا، سه وعده اصلی غذا شامل صبحانه، ناهار و شام است اما مکزیکی ‌ها به جای شام، یک عصرانه مفصل حدود ساعت 4 بعدازظهر می‌ خورند. آن ها اعتقاد دارند که خوردن عصرانه کامل باعث اجتناب آن ها از صرف وعده شام می‌ شود یا شام آن ها را بسیار سبک می ‌کند و در نتیجه، گرسنگی هنگام صبح به سراغ ‌شان می ‌آید و آن ها را مجبور به خوردن یک صبحانه کامل و مغذی می‌ کند. مکزیکی ‌ها می‌ گویند کالری روزانه کسب شده از طریق صبحانه، ناهار و عصرانه تا شب هنگام و وقت خواب می ‌سوزد و این طوری آن ها دیگر با مشکلات چاقی و اضافه وزن روبه ‌رو نمی ‌شوند.

4- سوییسی ‌ها روزانه یک ظرف میوزلی می ‌خورند

میوزلی ترکیبی از جوی دوسر بوداده و یک نوع میوه(معمولا سیب) است، به علاوه کمی از انواع مغزها و کشمش. سوییسی ‌ها یک ظرف از این معجون را هر روز به عنوان صبحانه صرف می ‌کنند تا به سالم ‌تر ماندن و کنترل وزن ‌شان کمک کنند. فیبر موجود در میوزلی باعث می ‌شود که این غذا به آهستگی در بدن هضم شود و در نتیجه فرد برای مدت طولانی ‌تری سیر بماند. اگر قصد دارید که شما هم این صبحانه مغذی و خوش ‌مزه را در منزل تهیه و صرف کنید، هرگز بیشتر از 14 گرم شکر به آن اضافه نکنید.

صبحانه

5- آلمانی‌ ها صبحانه را جدی می ‌گیرند

75 درصد از آلمانی ‌ها بدون خوردن صبحانه از خانه خارج نمی‌ شوند. این طور هم نیست که هر روز تخم‌ مرغ نیمرو بخورند و کلی چربی و کالری به درون رگ ‌های‌ شان بفرستند. آن ها کمی زودتر از خواب برمی‌ خیزند. یک لیوان آب میوه طبیعی و تازه می ‌گیرند و به همراه مقداری نان سبوس ‌دار آن را میل می ‌کنند. شاید تصور خیلی از افراد باشد که با حذف یک وعده غذایی مانند صبحانه می ‌توانند سریع ‌تر و راحت ‌تر لاغر شوند اما اعتقاد پژوهشگران انگلیسی این است که نخوردن صبحانه و گرسنه ماندن سبب تحریک افراد نسبت به خوردن خوراکی ‌های پُرکالری قبل از وعده ناهار می‌ شود. حذف این وعده غذایی مساوی است با نخوردن مواد غذایی مفید و مصرف خوراکی ‌های پُرکالری و چاق‌ کننده.

6- لهستانی‌ ها غذاهای خانگی را جایگزین غذاهای رستورانی می ‌کنند

تنها 5 درصد از لهستانی ‌ها وقت خود را صرف غذا خوردن در بیرون از منزل می‌ کنند. مردم لهستان به خوبی دریافته‌ اند که مصرف نکردن غذاهای خانگی یعنی خوردن هر چه کمتر از مواد غذایی سالم و استفاده هر چه بیشتر از غذاهای چرب و پُرکالری رستوران‌ ها و در نتیجه، چاقی های بیش از اندازه. اعتقاد لهستانی‌ ها این است که با تهیه غذاهای خانگی علاوه بر سلامت، می ‌توان پول بیشتری هم ذخیره کرد.

7- تایلندی‌ ها غذاهای تند و پُرادویه می ‌خورند

غذاهای تایلندی مانند غذاهای هندی از جمله تندترین و پُرادویه ‌ترین غذاهای دنیا هستند و همین موضوع را می ‌توان علتی برای چاق نشدن مردم تایلند دانست. فلفل باعث افزایش سوخت و ساز در بدن می‌ شود و غذاهای پُرادویه سبب می ‌شوند تا فرد آهسته ‌تر غذا بخورد و در نتیجه زودتر احساس سیری کند، بنابراین درست کردن غذاهای پُرادویه می ‌تواند راه کار مناسبی برای لاغر شدن به حساب آید.

8- برزیلی‌ ها نان و حبوبات می ‌خورند

یکی از عادات مردم برزیل این است که به همراه تمام وعده‌ های غذایی ‌شان مقداری نان میل کنند. نان جزو منابع غذایی کربوهیدرات ‌ها بوده و به علت دیر هضم شدن سبب می ‌شود که فرد به مدت طولانی‌ تری سیر بماند. همچنین مصرف مقدار کمی از این ماده غذایی سبب زودتر سیر شدن افراد هم می ‌شود و تحقیقات جدید هم ثابت کرده ‌اند که 14 درصد از افرادی که همراه غذای‌ شان مقداری نان یا حبوبات می ‌خورند در مقایسه با سایرین كمتر به چاقی و اضافه وزن مبتلا می ‌شوند.

ساندویچ

9- انگلیسی ‌ها ساندویچ‌ های کوچک می‌ خورند

یکی از رازهای لاغر بودن اغلب انگلیسی‌ ها این است که آن ها همیشه وقتی به رستوران می ‌روند، کوچک ‌ترین و کم‌ کالری ‌ترین ساندویچ را سفارش می ‌دهند. ساندویچ ‌های چندلایه به همراه پنیر و سُس اضافه، جایی در فهرست خوراکی اغلب انگلیسی‌ها ندارد.

10- نروژی‌ ها در تعطیلات ورزش می ‌کنند

این یک سُنت ریشه ‌دار و عادت قدیمی در بین نروژی ‌ها است که تمام روزهای تعطیل کل اعضای خانواده از پیر و جوان در کنار یکدیگر جمع می ‌شوند و با هم از خانه بیرون می ‌زنند و تمام روزشان را با فعالیت‌ های ورزشی مختلف از پیاده ‌روی گرفته تا فوتبال، هاکی و اسکی پُر می‌ کنند. درست برعکس آمریکایی ‌ها که ترجیح می ‌دهند روزهای تعطیل جلوی تلویزیون لم بدهند و فوتبال تماشا کنند و هله‌ هول

سه شنبه 15 آذر 1390

چرا مردها زن ها را دوست دارند ؟

نویسنده: ایمان سریری   طبقه بندی: مهارتهای زناشویی، 



ـ چون همیشه احساس می کنند جوانند ، حتی وقتی پیر می شوند .
ـ چون هر وقت کودکی را می بینند لبخند می زنند .
ـ چون در همسرداری به گونه ای رفتار می کنند که ذهن هیچ غریبه ای به آن راه ندارد .
ـ چون همه ی توان خود را برای داشتن خانه ای زیبا و تمیز به کار می گیرند و هرگز برای کاری که انجام می دهند توقع تشکر ندارند .
ـ چون هر آنچه که در زندگی خصوصی افراد مشهور اتفاق می افتد را جدی می گیرند .
ـ چون سراغ مسائل غیراخلاقی نمی روند .
ـ چون نسبت به زجری که برای زیباتر شدن تحمل می کنند شکایتی نمی کنند . حتی هنگام استفاده از وسایل خطرناک در سالن های ورزشی
ـ چون آنها ترجیح می دهند سالاد بخورند .
ـ چون فقط عاشق پیش غذاهای متنوع و رنگارنگ هستند .
ـ چون برای حل مشکلات ، روشهای خاص خودشان را دارند ؛ روش هایی که ما هرگز درک نمی کنیم و همین ما را دیوانه می کند .
ـ چون دقیقاً وقتی دیگر خیلی دوستمان ندارند ، با ترحم به ما می گویند : " دوستت دارم " ؛ تا ما متوجه بی علاقگی آنها نشویم .
ـ چون وقتی می خواهند در مورد ظاهرشان چیزی بپرسند ترجیح می دهند این سوال را از خانمی بپرسند و خلاصه با این مدل سوالات ما را عذاب نمی دهند .
ـ چون گاهی از چیزهایی شکایت می کنند که ما هم آن را احساس می کنیم مثل سرما یا دردهای رماتیسمی ، به این ترتیب ما می فهمیم که آنها هم مثل ما آدم هستند !
ـ چون داستان های عاشقانه می نویسند .
ـ چون ساعتها وقت خود را با فکر کردن در مورد اینکه چگونه می توانند با دیگران سر صحبت را باز کنند ، تلف نمی کنند .
ـ چون در حالی که ارتش ما به کشورهای دیگر حمله می کند ، آنها هم محکم و بی منطق می جنگند و سعی می کنند همه ی سوسکهای دنیا را تا آخرین دانه نابود کنند . 

سه شنبه 15 آذر 1390

چطور بهترین شوهر دنیا باشیم‌؟

نویسنده: ایمان سریری   طبقه بندی: مهارتهای زناشویی، 




جدی گرفتن ده توصیه ساده، شما را به بهترین شوهر دنیا برای همسرتان تبدیل می‌كند. جدی گرفتن ده توصیه ساده، شما را به بهترین شوهر دنیا برای همسرتان تبدیل می‌كند. اگر شما هم از آن دسته آقایانی هستید که خود را در کار و مشکلات روزانه غرق کرده‌اید‌، بهتر است چند دقیقه‌ای دست از سر قبض‌های پرداخت نشده آب‌، برق و گاز‌....و قسط‌های عقب مانده شهریه بچه‌ها بردارید‌ و فقط با برداشتن 10 گام ناقابل‌، مثل همیشه برای همسرتان بهترین شوهر دنیا باشید‌:
گام 1. خانم‌ها مقدم‌اند ! برای یک بار هم که شده دنیا را از چشم همسرتان ببینید‌.
شاید تا به حال اصلاً به این موضوع توجه نکرده باشید که ممکن است خدای نکرده علایق و خواسته‌های خانم‌تان با علایق شما کاملاً متفاوت باشد‌! اما حالا وقتش شده که به قول معروف‌، چشم‌هایتان را بشویید و جور دیگر ببینید‌.
گام 2. خواباندن بچه‌ها هم لذتی دارد‌، امتحان کن د هفته‌ای یکبار به همسرتان مرخصی بدهید و وظیفه خواباندن بچه‌ها را شما به عهده بگیرید‌، تا حداقل خانم‌تان یک ساعت سرو صدای بچه‌ها را فراموش کرده و با خیال راحت این وقت را برای خواندن کتاب‌، انجام کارهای شخصی عقب‌افتاده و یا حتی برای گشت زدن در اینترنت اختصاص دهد‌. مطمئن باشید با این کار دعای خیر همسرتان همیشه پشت سر شما خواهد بود‌.
گام 3. عذرخواهی هم کلمه مفیدی است ! در این یک مورد با شما همدردی می‌کنیم‌، چون به همان اندازه که عذرخواهی از طرف مقابل ساده به نظر می‌آید‌، احتمالاً به همان اندازه هم برایتان سخت‌ترین کار روی زمین خواهد بود‌. اگر تا به حال متوجه شده باشید ازدواج شباهت زیادی به مسابقه دوی ماراتن دارد‌، چر ؟ از این جهت که هر چقدر در بگو‌مگوهای خانوادگی زود از کوره در بروید‌، زودتر از پا می‌افتید و ادامه زندگی زناشویی برای شما سخت‌تر و خسته‌کننده‌تر می‌شود . اما فقط کافیست یکبار هم که شده با قضیه جور دیگری برخورد کنید‌، رفتار آرام و متانت‌آمیز بهترین مسکن برای آرام کردن موقتی تنش‌های رفتاری است‌، اما اگر احیاناً شما مقصر بودید‌، می‌توانید تنها با به زبان آوردن یک عذرخواهی ساده پرچم صلح را به همسرتان نشان داده و اجازه ندهید دلخوری پیش آمده بزرگ و بزرگتر شود‌.
گام 4. از همسرتان برای اینکه شما را تحمل می‌کند تشکر کن د شاید حتی خواندن این گام هم به مذاقتان خوش نیاید‌، چه رسد به عمل کردن به آن‌. اما منظور ما این نیست که در مقابل همسرتان بنشینید و در حالی که لیستی از اشتباهات خود تهیه کرده‌اید‌، مورد به مورد را شرح داده و به‌خاطر آنها عذرخواهی کنید‌ نه‌! مسلماً برای هر مردی پیش آمده که قول و قرارهایش را فراموش نماید یا با دیدن دوستان خود آن‌چنان زمان و مکان را گم کند که ساعت‌ها همسرش را چشم انتظار نگه دارد‌. اما همین اندازه که به او بگویید زندگی کردن با شما چندان هم کار ساده‌ای نیست و به‌خاطر صبر و تحمل همسرتان از او تشکر کنید‌، کفایت می‌کند .
گام 5. کمی ‌و فقط کمی ‌از ریخت و پاش‌های خودتان را جمع کنید باور کنید آسمان به زمین نمی‌آید اگر استکان چای قند پهلوی آخر شب‌، یا لیوان چایی صبحانه خود را از کف اتاق و یا از روی میز صبحانه به سینک ظرفشویی انتقال دهید‌. از ما به شما نصیحت‌، تحقیقات نشان داده استکان چای یکی از معضلات زندگی مشترک و عامل بسیاری از جدایی‌ها بوده‌!
گام 6. برای با هم بودن زمان بگذارید شما هم از آن دسته افرادی هستید که با شنیدن نام دوران نامزدی به یاد شام‌های خاطره انگیزی می‌افتید که در یک رستوران دنج خورده‌اید‌؟ چه اشکالی دارد اگر حتی با وجود داشتن دو فرزند برای گذاشتن قرارمدارهای این‌چنینی باز هم زمانی را معین کنید‌؟! می‌توانید بچه‌ها را نزد یکی از دوستان خود بگذارید و مثل آن روزها فقط برای با هم بودن شام را بیرون از خانه صرف کنید.‌
گام 7. آراسته و خوش تیپ باشید سعی کنید همیشه به آراستگی و مرتب بودن ظاهر خود اهمیت دهید‌. این برای خانم‌ها نکته مهمی‌ است‌.
گام 8. شما هم به تمدد اعصاب نیاز دار د گاهی وقت‌ها شرایطی را ایجاد کنید که برای چند ساعتی کمی‌ از محیط خانواده و مسئولیت‌های خود فاصله بگیرید‌. مثلاً با دوستانتان به کوه بروید و یا به ورزش‌های مورد علاقه‌تان بپردازید تا شادی و نشاط و آرامش باعث تجدید نیروی از دست رفته‌تان شده ‌و وقتی به خانه بر‌می‌گردید‌، به مردی ایده‌آل برای زندگی تبدیل شده باشید‌.
گام 9. مسئولیت تصمیمات خود را شخصاً به عهده بگیر د هیچ وقت و در هیچ شرایطی از پذیرش عواقب تصمیمات خود شانه خالی نکنید‌. اگر شما به هر دلیلی نمی‌توانید دعوت پدر و مادر‌تان را برای مهمانی شب جمعه قبول کنید‌، خودتان گوشی تلفن را برداشته و به آنها اطلاع دهید‌. هیچ وقت مسئولیت چنین کاری را به گردن همسرتان نیندازید‌ .
گام 10. فراموش نکنید روزی شما هم فرهاد کوه‌کن بودید یادتان می‌آید قبل از ازدواج چقدر به رفتارها و حرکات خود توجه داشتید و چقدر سعی می‌کردید با پرستیژ و تاثیرگذار باشید‌؟! اما احتمالاً دیگر مدت‌هاست که خبری از آن فرهاد کوه‌کن نیست و او هم در میان روزمره‌گی هر روزه‌تان گم شده . اما هنوز هم دیر نشده از همین امروز هر کاری که می‌توانید برای گرم کردن آتش زندگی‌تان انجام دهید‌، کاری کنید تا مثل گذشته همسرتان را تحت تاثیر قرار دهید و از بودن در کنار یکدیگر راضی باشید

سه شنبه 15 آذر 1390

نیازهای مردان

نویسنده: ایمان سریری   



توجه به انتظارات ، خواسته ها و نیازهای یكدیگر
حفظ رابطه ای كه شكل می گیرد نیازمند تلاشی مداوم و مستمر از سوی هر دو طرف می باشد. یكی از اصلی ترین پایه های نگهدارنده رابطه ، توجه به نیازها ، انتظارات و خواسته های طرف مقابل است. اطلاع از نیازهای طرف مقابل ، در هر رابطه ، خصوصاً در زندگی زناشویی به ما امكان می دهد بتوانیم از بسیاری سوءتفاهم ها و مشاجرات ناخواسته در زندگی روزمره خود بكاهیم. به عنوان مثال نیازهای مردان را در محیط خانواده می توان به دو بخش اساسی تقسیم كرد:
1 - نیازهای عاطفی
شاید بتوان ازدواج را به سپرده گذاری در یك بانك تشبیه كرد. یكی از مقاصد هر یك از ما برای افتتاح حساب و یا افزایش موجودی ، حق برداشت از آن است . بسیار طبیعی می نماید كه در روابط عاطفی نیز داد و ستدی وجود داشته و دریافت و پرداختی در كار باشد. هر یك از ما همانقدر كه در روابط عاطفی خود با اطرافیان ، خصوصاً در محیط منزل و در ارتباط با همسر محبت پرداخت می كنیم، انتظار دریافت هم داریم. پس الزامی است كه به منظور ایجاد توازن عاطفی در زندگی مشترك و جلوگیری از احساس زیان در یك طرف ، از نیازهای اصلی یكدیگر مطلع باشیم.
اما نیازهای عاطفی مردان چه هستند؟
مقبولیت : از مهمترین نیازهای عاطفی مردان مقبول بودن و مورد پذیرش قرار گرفتن است. تمام مردان نیازمند آن هستند تا به آنها اثبات شود كه در محیط خانواده ، خواستنی هستند نه به خاطر شغل ، درآمد و یا مقام و موقعیت اجتماعی ، كه تماماً صوری و موقتی هستند بلكه فقط به خاطر وجود خودشان .
اعتماد :
از دیگر نیازهای اساسی مردان ، مورد اعتماد بودن است. اگر مردی در محیط خانواده با این احساس ناخوشایند روبرو شود كه همسر نسبت به او اعتماد و اطمینان لازم و كافی را ( در هر زمینه ) ندارد، احساس بی كفایتی ، عدم اعتماد به نفس و ناخشنودی بر وجود او مستولی شده ، احساس می كند حامی خوبی برای خانواده اش نیست. حتی تصور این كه زن ، شوهرش را بی لیاقت و بی كفایت بداند و در موقعیت های دشوار و یا حتی معمول زندگی ، آن طور كه باید او را تكیه گاه قرار ندهد برای مرد به منزله مرگ عاطفی است. اگر برداشت زن از مرد با توانایی ها ، امكانات و استعدادهای او بی تعصب و واقع بینانه باشد و توقعات و انتظارات خود را بر مبنای واقعیت تنظیم كند، احساس عدم امنیت و اطمینان و یا بی لیاقتی را به شوهر و محیط خانواده خود منتقل نمی كند. چطور ممكن است فرزندان ، پدر را مظهر قدرت و تكیه گاه خود بپندارند در حالی كه مادر با حركات خواسته یا ناخواسته خود ، اقتدار و كفایت را از شوهر خود سلب می كند؟ چه خوب است به جای تنزل جایگاه مرد در خانواده به منزلت اصلی و واقعی او بیندیشیم و آن را به شریك زندگی خود هدیه كنیم تا با احساس امنیت بیشتر، بر تلاش خود برای درك خانواده و ارتقاء كیفیت و كمیت ارتباطات و بهبود وضعیت رفتاری و اخلاقی خود بیفزایند. فرزندان نیز با اطمینان به قدرت فكری و توانایی های پدر ، خود را در جامعه تنها و بی یاور و بدون پشتیبان تصور نمی كنند. احساس بی پشتوانگی فرزندان سبب می شود تا دیدگاهی منفی از دنیا ، افراد و موقعیت ها در ذهن آنان شكل بگیرد. برای فرزند مهم است پدرش را مظهر قدرت و قهرمان تصور كند. علاوه بر این هر مردی در اعماق وجود خود می خواهد در نظر خانواده اش قهرمانی ارزشمند باشد. پهلوانی كه در هر شرایطی مورد اطمینان خانواده قرار داشته ، به عنوان الگویی از دانش و چاره اندیشی ، حلاّل مشكلات خانواده و اطرافیان است.تشویق : تشویق نیز یكی دیگر از نیازهای مردان است. هر مردی برای امیدوار بودن به زندگی ، به تشویق همسر خود نیازمند است. تشویق و قدرشناسی از زحمات و تلاشهای مرد، احساس ارزشمندی و رضایت را به او هدیه می كند. تحسینِ ویژگیهای منحصر به فرد ، استعدادها، خلق و خو ، توانایی و مقاومت مرد ، احساس امنیت را به او هدیه می كند. همه ما قبول داریم رفتاری كه مورد تشویق قرار گیرد تكرار خواهد شد. پس بیایید به جای آن كه عیوب طرف مقابل را به رخ او بكشیم و یا نقصان و ناتوانایی های او را به طور مداوم به خودش ( و یا در جمع ) یادآور شویم، اعمال نیكو، نقاط قوت و توانایی هایش را این بار نه فقط در خلوت ، كه در جمع نیز متذكر شویم تا رفتار نامناسب به شیوه ای ضمنی و غیر مستقیم كاهش یابد.
2 - نیازهای اخلاقی :
علاوه بر نیازهای ذكر شده، مردان نیازهای دیگری نیز دارند كه بد نیست از آنها به عنوان نیازهای اخلاقی یاد كنیم. خلق خوش و نیكوی خانم منزل یكی از پایه های نگهدارنده و حتی شاید بتوان ادعا كرد اصلی ترین ستون زندگی مشترك محسوب می شود. زنانی كه ناخواسته در محیط منزل و در مقابل شوهرانشان پرخاشگری می كنند خوب است متوجه این نكته باشند كه اگر گلایه ای از شوهران خود دارند ، با لحنی آرام و با كلماتی مناسب و بدون توهین به شخصیت شوهر ، آن را مطرح كنند. از طرفی مردان نیز از این زاویه به قضیه بنگرند كه پرخاشگری در زن ، نتیجه احساس عدم امنیت عاطفی و روانی در اوست. چه خوب می شد اگر هر دو طرف به جای آنكه مثل كوه ، تنها صوت را انعكاس داده و فریاد بكشند ، علت رفتار پرخاشگرانه را جویا شوند .
اما اگر از همدیگر شكایت یا انتقادی داشتیم چطور یا چگونه بیان كنیم؟
قبل از هرچیز از قضاوت عجولانه بپرهیزید. قبل از اقدام به هر عمل یا هر گونه صحبت خوب است بدانیم واقعاً چه پیش آمده است . با دیدگاهی منطقی و واقع بینانه ، ابعاد گوناگون قضیه را بررسی كرده ، از سوء تفاهم پیشگیری كنیم. دیدن از دریچه چشم دیگری به معنای درك عواطف ، احساسات ، اندیشه ها و افكار اوست. بدان گونه كه پیشینه ی فرهنگی ، تربیتی و خانوادگی او ، طی سالیان متمادی به او آموخته است.
اگر واقعاً بتوانیم در قضاوت ها ، نه تنها خود ، بلكه دیگران را نیز در نظر بگیریم زندگی بسیار زیباتر از آن چیزی می شود كه انتظار داریم.
نكته ی بعدی رعایت احترام خود و طرف مقابل در تمام شئون زندگی حتی طرح شكایت هاست. اگر از عملكرد و نوع كاركرد همدیگر انتقاد كنیم بسیار بهتر از آن است كه با به كارگیری الفاظ تند و توهین آمیز، شخصیت یكدیگر را آماج حمله قرار داده، احساس تنفر نسبت به خودمان را در ذهن طرف مقابل شكل داده، شدت بخشیم. گاه دیده می شود برخی افراد برای اثبات نظر خود و یا فرو نشاندن خشم ناشی از پیشامدی ( كه البته طرف مقابل را مسبب آن وضعیت می دانند) در انتقادها و یا سخنان خود از واژه هایی استفاده می كنند كه مطمئن هستند طرف مقابل را می آزارد و یا حداقل خشم او را برمی انگیزد. بیایید فكر كنیم. با این عمل چه چیزی به اثبات می رسد. كدام وضعیت بهبود می یابد؟ چه نتیجه ای از چنین رفتاری عایدمان می شود؟ آیا غیر از این است كه یك آدم خشمگین و عصبی تبدیل به دو نفر می شود؟
اگر تصور می كنیم مردی به لحاظ مادی امكاناتی را كه انتظار داشته ایم فراهم نكرده و یا آن گونه كه باید در جهت رفاه معنوی خانواده نكوشیده است، حق داریم او را با دیگران ،خصوصاً افراد معینی كه حساسیت او را برمی انگیزد، مقایسه كنیم ؟ آیا چنین مقایسه ای تحقیر آشكار او نیست؟ آیا انتظار داریم همه به شیوه ای یكسان عمل كنند؟ آیا می پسندیم خودمان نیز مورد قیاس قرار گیریم؟ نتیجه مقایسه ، احساس حقارت ، كمبود، عدم اعتماد به نفس و خشم است و چگونه می توان در تمام طول زندگی با كسی زیر یك سقف زندگی كرد كه هر لحظه برای شما یادآور احساسات منفی و خاطرات تلخ و نامطلوب است؟
بیایید مشكلات را به هم ربط ندهیم. اگر مشكلی پیش آمده ، در همان زمان و مكان خودش ، به رفع آن مبادرت ورزیده و یك مورد را به تمام وقایع زندگی مرتبط نكنیم.
در غیر این صورت یك مشكل كوچك آنقدر دامنه دار می شود كه كنترل عواقب ناشی از آن كاری دشوار خواهد بود. قرار نیست یك سوء تفاهم كوچك یا اشتباه ناچیزی كه از یكی از طرفین یا بستگان او سر زده در هر موقعیت یا هر مشاجره یا اختلاف نظر ( برای گرفتن امتیاز بیشتر از طرف مقابل ) تكرار شود! در چنین موقعیتی نه تنها برای مشكلِ زمان حال چاره ای اندیشیده نشده و نتیجه ای از بحث موجود حاصل نمی شود بلكه زخمهای كهنه سر باز می كنند و فرصت التیام دست نمی دهد. علاوه بر این كه موردی نیز برای ادامه مشاجره و شدت یافتن آن پیدا می شود. این مسیر طولانی مطمئناً هدف اصلی ما را در نتیجه گیری تأمین نمی كند.با تغییر در صحبت كردن و یا حتی تغییر عبارات ساده به روابطی بسیار مطلوب تر، صمیمانه تر و خوشایندتر دست می یابیم. گاهی اوقات تغییر الگوی رفتاری در زندگی الزامی به نظر می رسد. استفاده از عبارات و كلمات و نوع بیان ، یا تغییر در سبك گفتاری به ما امكان می دهد از موقعیت های استرس زا دوری گزیده ، شرایط را به شكلی مطلوب به سمت آرامش و رفاه خانواده سوق دهیم. زبان خوش چیزی نیست جز رعایت احترام طرف مقابل و به كارگیری الفاظ و عباراتی كه كمترین میزان تنش را مابین طرفین ایجاد كرده و بهترین نتیجه را به بار می آورد. و تمام اینها مبیّن یك شیوه ارتباطی است: "ارتباط بدون سرزنش " .

سه شنبه 15 آذر 1390

چهار روش برای گفتن دوستت دارم

نویسنده: ایمان سریری   طبقه بندی: مهارتهای زناشویی، 


گفتن "دوستت دارم" معمولاً برای افراد بسیاری دشوار بوده و نیازمند یک زمان مناسب است؛ اما حتماً لازم نیست که عبارت "دوستت دارم" را بر زبان بیاورید تا طرف مقابل متوجه احساسات درونی شما بشود. هر چند این عبارت می تواند گویای احساسات بدیهی باشد، اما می توان از راههای دیگر نیز عشق را اظهار نمود، که چه بسا میتواند تاثیرگذار تر بوده و رابطه را بیش از پیش شاداب، سرزنده و سالم نگه دارد.
راههای ساده ای وجود دارند که می توانند بدون اینکه حرفی به زبان بیاورید، به همسرتان ثابت کنید که دوستش دارید. و علاوه بر همه این موارد: آیا شما در بوسیدن تبحر دارید یا خیر؟
1- تایید کرده، تشکر کنید و قدردان باشید
یکی از خصلت های طبیعی هر انسانی این است که به دنبال تایید از طرف کسانی است که دوستشان می‌دارد.
به همین دلیل کاملاً معقول می باشد که تا جایی که می توانید تلاش کنید تا مطمئن شوید که شریک زندگیتان می داند که تا چه اندازه او را دوست می دارید و برایش ارزش و احترام قائل هستید. در میان گذاشتن این امر که چه احساسی نسبت به همسرتان دارید، اصلاً نیازی به صرف وقت آنچنانی ندارد. اگر هم احساس می کنید که او در حال حاضر می داند که شما چه احساسی نسبت به او دارید، بد نیست گاه و بی گاه یادآوری های کوچکی داشته باشید تا او هم بیشتر ترغیب به عشق ورزی نسبت به شما شود.
همه ما دوست داریم تا به خاطر کارهایی که انجام می دهیم، مورد تایید و پذیرش سایرین قرار بگیریم. حال چه این کار تامین مالی خانواده باشد، چه پرورش مناسب فرزندان باشد، نحوه انجام کارهای فردی، نحوه نگاه ما به مسائل مختلف، و یا سایر موفقیت هایی که در زندگی بدست می آوریم.
بنابراین اگر دائماً بخواهید نقد کنید و فقط جنبه های منفی شریک زندگی خود را ببینید، گفتن "دوستت دارم" نمی تواند کاری را از پیش ببرد. در حقیقت با این کار بدتر ارزش خود را زایل کرده و به راحتی او می تواند متوجه شود که حرف هایتان از ته دل نخواهد بود.
متاسفانه بیشتر ما چنین کاری را انجام می دهیم. در قدم اول ابتدا باید آسیب هایی را که به طرف مقابل وارد آورده اید را شناسایی کنید و سعی کنید تا انتقادهایتان آزار و اذیتی را به طرف مقابل وارد نسازد. باید راه نبرد خود را به درستی انتخاب کنید و با شیوه های مسالمت آمیز از او انتقاد کنید. به جای اینکه تمام توجه خود را بر روی اشتباهات و عیوب طرف مقابل متمرکز نمایید، باید سعی کنید در مسائلی که او توانایی بیشتری دارد را تایید، و تصویب کرده و از او قدردانی نمایید. به عنوان مثال زمانیکه همسرتان مثلاً با بیرون بردن زباله ها قصد دارد تا به نوعی، عشق و محبت خود را به شما نشان دهد و یا روغن ماشین شما را تعویض می نماید، یادتان نرود که از عباراتی به این شرح استفاده کنید.: "مرسی از اینکه.....را انجام دای" و یا "از تو سپاسگزاری می کنم که....." و یا "من تو را تحسین می کنم که........" سعی کنید محدوده استفاده از این کلمات و عبارات را افزایش دهید.
2- کاری کنید که احساس کند شماره یک است
سرسپردگی و تعهد اساس یک رابطه را تشکیل می دهد به ویژه در روابط خانوادگی.
هر چند در یک زندگی مشترک زن و شوهر مسائل مربوط به روابط زناشویی خود را باید در اولویت کارهای خود قرار دهند، اما هیچ شکی وجود ندارد که هر یک از افراد کارهای بسیار زیاد دیگری نیز برای انجام دادن در دست دارند. شغل، فرزندان، دوستان، سایر افراد فامیل و قوم و خویش و سایر مسئولیت های اجتماعی معمولاً وقت بسیار زیادی را از شما گرفته و اجازه نمی دهند آنطور که باید و شاید به مسائل زناشویی توجه کنید. با انجام سایر کارها به راحتی توجه تان می تواند از زندگی گرفته شده و زمانی هم که بچه ها را به زندگی مشترک اضافه کنیم، دیگر صحنه دشوار تر از هر زمان خواهد شد. شرکای زندگی، به ویژه مادرها زمانیکه بچه دار می شوند، فکر می کنند که تنها الزامی که در زندگی دارند چیزی نیست جز مراقبت و نگهداری از فرزندانشان. تحت این شرایط طرف دیگر زندگی مشترک به کنار زده می شود.
می بایست به این مطلب توجه داشته باشید که همسرتان هم مانند سایر التزام هایی که در زندگی دارید، پر اهمیت است و باید مانند سایر مسائل به او توجه کنید. و این امر میسر نخواهد شد مگر با صرف وقت و مهر و علاقه. تنها گفتن "دوستت دارم" کاری را از پیش نمی برد و کافی هم نیست. این امر نیازمند عمل کردن از جانب شما می باشد. باید سعی کنید که وقتی را برای همسر خود در نظر گرفته و در آن زمان توجه و تمرکز خود را به طور کامل در اختیار او قرار دهید. به نیازهای او بی توجهی نکنید و به خاطر مسائل جزئی با سایر خواست های او مخالفت نکنید. به خاطر اشتباهاتی که انجام می دهد، او را اینگونه تنبیه نکنید که وقتتان را با او صرف نکنید. اگر تصمیم بگیرید که هر شب با دوستانتان بیرون بروید، این امر به هیچ وجه به او ثابت نمی کند که شما دوستش می دارید و قصد دارید وقت بیشتری را با او صرف کنید. این بر عهده شماست که یک تعادل مناسب میان کارهایتان برقرار کنید.
3- کارهای کوچک خیلی به چشم می آیند
با ملاحظه بودن و ابتکار عمل به خرج دادن برای وارد کردن شادی به زندگی یکی دیگر از راهکارهای ساده ای است که می تواند "دوستت دارم" را به طرف مقابل اثبات کند.
مهربانی و توجه، به ویژه زمانیکه فردی بوده و نشئت گرفته از صمیمیت موجود میان دو نفر باشد، نشان می دهد که شما برای طرف مقابل ارزش قائل هستید. سعی کنید تا جایی که می توانید به خواست ها و نیازهای همسرتان با روی باز برخورد کنید و پیش از آنکه چیزی را از شما درخواست کند، نیازهایش رامرتفع سازید.
با به یاد آوردن رویدادهای مهم زندگی، سعی کنید که همیشه یک قدم جلوتر باشید. سعی کنید نیازهای او را پیش از آنکه آنها را ابراز کند، پیش بینی نموده و او را در کارهایش کمک وهمراهی نمایید.
به عنوان مثال اگر قرار بوده در محل کار در مورد مسئله ی مهمی سخنرانی کند، دست پیش بگیرید و به او زنگ بزنید تا ببیند نتیجه کارش چطور شده. کاری را که از شما درخواست نکرده برایش انجام دهید. منتظر نباشید تا از شما درخواست کند تا شانه هایش را پس از یک روز سخت کاری بمالید. پیش از اینکه فرصت مطرح کردن این درخواست را پیدا کند، شما باید آنرا انجام داده باشید. یاد بگیرید که شنونده خوبی باشید، حتی اگر در مورد چیزی صحبت می کرد که برای شما اصلاً اهمیتی نداشت. و سعی کنید که نصیحت های غیر معقول را برای خودتان نگه دارید.
4- همه چیز او باشید
چه در دوران نامزدی به سر می برید، چه ازدواج کرده اید، موقعیتتان خیلی مهم تر از عنوانی است که بر روی شما گذاشته اند. شما باید دوست، معشوقه و محرم اسرار او باشید.
سعی کنید که همه این نقش ها را به طور 100% انجام دهید. دوستی باشید که شاد و صادق است. معشوقه ای باشید که پراحساس و صمیمی است و و محرم اسراری باشید که قابل اعتماد است. باید یک گوش شنوا برای او باشید و فردی باشید که هر موقع خواست، بتواند به شما تکیه کند.
در صورت داشتن همسر، اگر بتوانید یک مادر متعهد باشید، او متوجه می شود که به اندازه کافی دوستش دارید که از بچه هایی که با هم آنها را به وجود آورده اید مراقبت و نگهداری کنید.
اگر بخواهید همه چیز او باشید، باید تلاش کنید و زمان و انرژی صرف نمایید؛ اما این تلاش های شما بیش از گفتن هر گونه "دوستت دارمی" به او اثبات میکند که دوستش می دارید.
زمانیکه چنین شیوه های متفاوت گفتن دوستت دارم را در زندگی روزانه خود تمرین می کنید، مطمئن باشید که پاسخ مثبتی را از سوی شریکتان دریافت خواهید کرد و حتی چه بسا او واکنش های بهتری در مقابل شما انجام خواهد داد.
خوب بنابراین همین حالا دست به کار شوید و به شریک زندگیتان ثابت کنید که چقدر او را دوست می دارید

سه شنبه 15 آذر 1390

اینم نکته ایه

نویسنده: ایمان سریری   

سه شنبه 15 آذر 1390

درس‌ هایی برای زندگی

نویسنده: ایمان سریری   


کاش وقتی هجده سالم بود کسی این مسائل را به من میگفت!

امروز داشتم در کافی ‌شاپ مورد علاقه ‌ام کتابی می‌خواندم که یک جوان 18 ساله کنارم نشست و گفت، "کتاب خوبیه، نه؟" و از آنجا بود که شروع کردیم به حرف زدن.
گفت که چند هفته دیگر از دبیرستان فارغ‌التحصیل می‌شود و بعد می‌خواهد بلافاصله از پاییز دانشگاهش را شروع کند. گفت، "اما نمی‌دانم می‌خواهم با زندگیم چه بکنم. الان فقط دارم با جریان پیش می‌روم."
و بعد، با اشتیاق و با چشمانی صادق شروع کرد از من سوال کردن:
* "تو چکار می‌کنی، شغلت چیه؟"
* "کی و چطور تصمیم گرفتی که این کار را انتخاب کنی؟"
* "چرا این را انتخاب کردی؟ چرا کارهای دیگر نکردی؟"
* "چیزی بوده که دوست داشته باشی جور دیگه‌ای انجامش می‌دادی؟"
و ....
سوال هایش را تاجایی که می‌توانستم جواب دادم و سعی کردم با توجه به وقتی که داشتم خوب نصیحتش کنم. و بعد از یک ساعتی حرف زدن، از من تشکر کرد و رفت.
در راه برگشت به خانه متوجه شدم که بحثی که با آن جوان داشتم برای خودم بسیار نوستالژیک بود. او 10 سال پیش من را به یادم آورد. به خاطر همین دوباره به سوال‌های او فکر کردم و به چیزهایی فکر کردم که امروز افسوس می‌خورم یک نفر وقتی 18 سالم بود به من می‌گفت.
بعد آن را یک قدم جلوتر بردم و به همه چیزهایی فکر کردم که اگه می‌توانستم زمان را به عقب و به 18 سالگیم برگردانم دوست داشتم به خودم بگویم و خودم را نصیحت کنم.
بعد از نوشیدن چند فنجان قهوه و چند ساعت فکر کردن، این 18 چیز به ذهنم رسید:

1. خودتان را به اشتباه کردن متعهد کنید. اشتباهات به شما درس‌های مهمی یاد می‌دهد. بزرگترین اشتباهی که می‌توانید مرتکب شوید این است که هیچ کار نکنید چون می‌ترسید که اشتباه کنید. تردید نکنید—به خودتان شک نکنید. مهم این نیست که فرصتی برایتان پیش بیاید یا نه، مهم این است که ریسک کنید. هیچوقت 100% مطمئن نخواهید بود که خوب پیش می‌رود اما نمی‌توانید هم 100% مطمئن باشید که هیچ کار نکردن خوب است! و مهم نیست که نتیجه چه شود، همیشه همانطور که باید تمام می‌شود. یا موفق می‌شوید یا از آن درس می‌گیرید که هر دو آن به نفعتان است. یادتان باشد اگر هیچوقت دست به عمل نزنید، همیشه همان جایی که هستید باقی خواهید ماند.

2. کار سختی که دوست دارید را پیدا کنید. اگر می‌توانستم به خودم در 18 سالگی نصیحتی بکنم این بود که انتخاب شغلم را براساس ایده‌ ها، اهداف و توصیه‌های دیگران پایه‌ریزی نکنم. به خودم می‌گفتم رشته ‌ای را به این دلیل انتخاب نکنم که رشته‌ پرطرفداری است یا آنهایی که از آن فارغ‌التحصیل می‌شوند پول بیشتری در می‌آورند. به خودم می‌گفتم که بهترین انتخاب شغلی برای من بر یک نکته مهم و اساسی متکی است: کار سختی که از انجام آن لذت ببرم. تا زمانیکه با خودتان صادق باشید و علایق و ارزش‌هایتان را دنبال کنید، می‌توانید با این عشق به موفقیت برسید. و مهمتر اینکه دوست ندارید چندین سال دیگر متوجه شوید که روز و شبتان را به شغلی می‌گذرانید که هیچ علاقه‌ای به آن ندارید. پس اگر متوجه شدید که از هر ثانیه انجام هر کار سختی بالاترین لذت را می‌برید، دست از آن نکشید. چراکه وقتی روی علایقتان تمرکز کنید، کار سخت دیگر سخت نخواهد بود.

3. هر روز برای خودتان وقت، انرژی و پول هزینه کنید.وقتی برای خودتان خرج کنید، هیچوقت نمی‌بازید و به مرور زمان قسمت‌های ناراحت ‌کننده زندگیتان را تغییر خواهید داد. شما محصول چیزهایی هستید که می‌دانید. هرچه وقت، انرژی و پول بیشتری برای دست یافتن به علم و دانش برای خودتان هزینه کنید، کنترل بیشتری روی زندگیتان پیدا خواهید کرد.

4. هرازگاهی ایده ‌ها و فرصت‌های جدید را امتحان کنید.ترس طبیعی شما از شکست باعث می‌شود نخواهید چیزهای جدید را امتحان کنید. اما باید این ترس‌ها را کنار بگذارید زیرا داستان زندگی شما از این تجریبات کوچک و خاص ساخته می‌شود. و هرچه تجربیات شما خاص‌تر باشد، داستان زندگیتان جالب‌تر خواهد شد. پس تاجایی که می‌توانید تجربیات جدید به دست آورید و حتماً آن را با دیگران هم درمیان بگذارید.

5. وقتی مهارت‌های کاریتان را ارتقاء می‌دهید، روی کمتر، بیشتر تمرکز کنید. مثلاً ورزش کاراته را در نظر بگیرید، کمربند مشکلی خیلی هیجان ‌انگیزتر از کمربند قهوه ‌ای به نظر می‌رسد. اما آیا کمربند قهوه ‌ای هیجان ‌انگیزتر از کمربند قرمز نیست؟ شاید برای خیلی‌ها اینطور نباشد. یادتان باشد جامعه متخصصین را تا اوج بالا می‌برد. این تلاش و زحمت است که اهمیت دارد اما به این شرط که در جهت‌های مختلف پراکنده نشود. پس تمرکزتان را روی یاد گرفتن کارهای کمتر و استاد شدن در آنها باریکتر کنید.

6. آدم‌ها نمی‌توانند فکر بخوانند، به آنها بگویید که چه فکری می‌کنید. آدم‌ها هیچوقت نمی‌فهمند چه احساسی دارید مگر اینکه به آنها بگویید. رئیستان؟ بله، او نمی‌داند که آرزوی ترفیع دارید چون به او نگفته ‌اید. دختر زیبایی که دوستش دارید اما چون خجالت می‌کشید تابحال با او حرف نزده‌اید؟ بله، درست حدس زدید؛ بخاطر این روزش را در اختیارتان قرار نمی‌دهد که شما هم روزتان را در اختیار او قرار نداده ‌اید. در زندگی، باید با دیگران ارتباط برقرار کنید. باید دهانتان را باز کرده و با آنها صحبت کنید. باید به آدم‌ها بگویید که به چه فکر می‌کنید، به همین سادگی!

7. زود تصمیم بگیرید و زود وارد عمل شوید.اگر شما وارد عمل نشوید یا فرصت‌های جدید را امتحان نکنید، یک نفر دیگر اینکار را خواهد کرد. با نشستن و فکر کردن درمورد آن نمی‌توانید چیزی را تغییر دهید یا پیشرفت کنید. یادتان باشد، بین اینکه بدانید چطور کاری را انجام دهید و واقعاً آن را انجام دهید تفاوت زیادی وجود دارد. علم بدون عمل بی‌فایده است.

8. تغییر را قبول کرده و در آغوش بکشید. یک موقعیت بد باشد یا خوب، تغییر می‌کند. روی این می‌توانید حساب کنید. پس تغییر را در آغوش بکشید و بدانید که تغییر به دلیلی رخ می‌دهد. شاید همیشه اول کار ساده و واضح نباشد اما در آخر ارزشش را خواهد داشت.

9. درمورد اینکه دیگران درموردتان چه فکری می‌کنند نگران نباشید. در اکثر مواقع اینکه بقیه چه فکری درمورد شما می‌کنند اهمیتی ندارد. وقتی من 18 سالم بود، نظر همکلاسی هایم تاثیر زیادی در تصمیماتم داشت. و گاهی اوقات آنها من را از ایده‌ ها و اهدافی که شدیداً باورشان داشتم، دور می‌کردند. الان می‌فهمم این روش زندگی واقعاً احمقانه بود مخصوصاً وقتی می‌فهمم که تقریباً همه این افراد که ایده ‌هایشان برایم خیلی مهم بود دیگر بخشی از زندگی من نیستند. به جز وقتی که می‌خواهید یک تاثیر اولیه عمیق روی کسی بگذارید (مثلاً در یک مصاحبه شغلی، اولین قرار ملاقات اولیه و از این قبیل)، اجازه ندهید ایده ‌های دیگران سر راهتان قرار گیرد. اینکه آنها چه فکر می‌کنند و درموردتان چه می‌گویند اصلاً اهمیتی ندارد. آنچه مهم است این است که خودتان درمورد خود چه فکر می‌کنید.

10. همیشه با خودتان و دیگران صادق باشید. صادق زندگی کردن باعث آرامش فکر است و آرامش‌ فکر واقعاً ‌قیمتی.
11. در دانشگاه با آدم‌های زیادی درمورد کارتان حرف بزنید. رئیس‌ها، همکاران، پروفسورها و اساتید دانشگاه، همکلاسی‌ها، بقیه دانشجویان خارج از دایره اجتماعی شما، استادیارها، دوستان دوستانتان، همه! اما چرا؟ این یعنی شبکه ‌سازی حرفه‌ای. من از وقتی از دانشگاه فارغ‌التحصیل شدم، برای سه کارفرما کار کرده‌ام اما فقط با کارفرمای اول مصاحبه کردم. دو نفر بعدی قبل از اینکه حتی یک مصاحبه رسمی انجام دهم، بنابر توصیه یک مدیر (کسی که چندین سال شبکه حرفه ‌ای من بود) به من کار پیشنهاد کردند. وقتی کارفرماها می‌خواهند کسی را استخدام کنند، اولین کاری که می‌کنند این است که از کسانیکه می‌شناسند می‌پرسند که کسی را می‌شناسند که به درد آن مقام بخورد یا نه. اگر این شبکه حرفه‌ای را زود بسازید، خودتان را خوب جا خواهید انداخت. به مرور زمان، با افراد جدیدی در شبکه حرفه‌ ایتان آشنا می‌شوید و حرف می‌زنید و این افراد فرصت‌های تازه‌ای در اختیارتان قرار خواهند داد.

12. هر روز حداقل 10 دقیقه در سکوت بنشینید. از این زمان برای فکر کردن، نقشه کشیدن، برنامه ریختن و خیالپردازی استفاده کنید. تفکر خلاق در سکوت و تنهایی اتفاق می‌افتد. در سکوت می توانید افکارتان را بشنوید، به عمق وجودتان دست پیدا کنید و روی قدم منطقی بعدی زندگیتان تمرکز کنید.

13. زیاد سوال بپرسید. بزرگترین ماجراجویی ممکن، توانایی سوال کردن است. گاهی ‌اوقات در این فرایند، خودِ جستجو مهم‌تر از پاسخ‌هاست. پاسخ‌ها از دیگران، از جهان علم و تاریخ و از بینش و خرد عمیق درون خودتان سرچشمه می‌گیرند. این پاسخ‌ها اگر نتوانید سوالات درست را بپرسید هیچ‌وقت به ظاهر نمی‌آیند. درنتیجه، عمل ساده سوال کردن و پرسیدن سوالات درست، پاسخ اصلی است.

14. منابعی که در اختیار دارید را کاوش کنید.آدم‌های سالم وقتی یک فرد علیل را می‌بیند که نشانه ‌هایی از شادی احساسی بروز می‌دهد، تعجب می‌کنند. چطور کسی که چنین وضعیت فیزیکی محدودی دارد می‌تواند اینقدر شاد باشد؟ پاسخ در این است که چطور از منابعی که در اختیار دارند استفاده می‌کنند. استیو واندر نمی‌توانست ببیند، به همین دلیل از حس شنوایی خود برای موسیقی استفاده کرد و الان 25 جایزه بین ‌المللی از آنِ اوست.

15. پایین ‌تر از سطح معیشتتان زندگی کنید.یک زندگی راحت داشته باشید، نه یک زندگی تظاهری. برای تحت ‌تاثیر قرار دادن دیگران خرج اضافی نکنید. طوری زندگی نکنید که خودتان را گول بزنید که ثروت با اموال مادی سنجیده می‌شود. پولتان را عاقلانه مدیریت کنید تا پولتان شما را مدیریت نکند.

16. به دیگران احترام بگذارید و به آن‌ها حسی خوب منتقل کنید. در زندگی و کار، اینکه چقدر حرف می‌زنید مهم نیست، اینکه چطور باعث می‌شوید دیگران شاد شوند اهمیت دارد. به بزرگترها و کوچکترهایتان و همه آدم‌هایی که شایسته احترامند احترام بگذارید. با همه با همان سطح احترامی که با پدربزرگتان برخورد می‌کنید و با همان میزان صبری که برای برادر کوچکترتان صرف می‌کنید رفتار کنید.

17. در هر کاری بهترین باشید. اگر قرار نیست کاری را درست انجام دهید اصلاً چه دلیلی دارد آن را انجام دهید. در کار و در تفریحاتتان بهترین باشید. برای خودتان یک اعتبار ایجاد کنید، اعتبار انجام فوق ‌العاده هر کار.

18. کسی باشید که برای آن زاده شده‌اید.باید از قلبتان پیروی کنید و کسی شوید که قرار بوده بشوید. بعضی از ما زاده شده‌اید که موسیقیدان شویم. بعضی از ما شاعر به دنیا آمده‌ایم و بعضی دیگر به دنیا آمده‌ایم که تجارت کنیم. هرکاری که تصمیم می‌گیرید دنبال کنید را باید در همه نسوخ بدنتان حس کنید. زندگیتان برای برآوردن آمال و آرزوهای دیگران تلف نکنید.

اما از اینها گذشته، هرکجا که توانستید بخندید، هرکجا که باید عذرخواهی کنید و چیزی را که نمی‌توانید تغییرش دهید، رها کنید. زندگی کوتاه اما اعجاب‌انگیز است. از آن لذت ببرید.

سه شنبه 15 آذر 1390

خوشمان آمد

نویسنده: ایمان سریری   


مردی که خالق مرگبارترین هنر روی کره زمین است!!

مرگبارترین هنر جهان!!
لوک جِرام مرگبارترین هنر جهان را می‌سازد. موضوعات او چیزهایی هستند که برای هزاران میلیون نفر از آدمیان در طول تاریخ باعث رنج و درد شده اند. آنها مسری و در هرجایی هستند. اما حالا آنها را به چه زیبایی در این عکسها خواهید دید!

 

هنرمند لوک جرام
- متولد استرود در انگلیس و اکنون با همسرش شلینا و دو فرزندش مایا و نیکو
- او در سنین خردسالی دچار ناتوانی در دیدن رنگ‌ها‌ (کوررنگی) شد
- این موضوع فکری دائمی ‌در مورد چگونی ادراک بشر را در سر او انداخته، ‌هم به خاطر طبیعت خاص و هم محدودیت‌ها‌ی مادرزادی‌اش
در بریستول زندگی می‌کند.
- هدف او این بود که کشش بین زیبایی مخرب یک ویروس و و تاثیر ویرانگرش بر روی بدن انسان را کشف کند


مرگبارترین هنر جهان چگونه خلق شد؟
- همکاران: اندرو دیویدسون ویروس شناس دانشگاه بریستول، شیشه گرانی با نام کیم جورج، برایان جونز و
نورمن ویتچ
- او از تصاویر میکروسکوپی با روزولوشن بالا الهام می‌گیرد و با تحمل ساعت‌ها‌ سختی مجسمه‌ها‌ی شیشه ای دقیقی از ویروس‌ها‌ و باکتری‌ها‌یی مثل HIV, E. coli, SARS و H1N1 می‌سازد.
- کارهای تحقیقی او 5 سال زمان برد.
- جرم و همکارانش ژن‌ها‌ی شیشه ای را خلق می‌کنند و بعد آنها را با دقت روی پایه قرار می‌دهند
- شما با دیدن این مجسمه‌ها‌ی سه بعدی دید متفاوتی نسبت به ویروس‌ها‌یی پیدا می‌کنید که در عکس‌ها‌ی تخت دیده نمی‌شود. اینها اشکال سه بعدی ویروس هستند و از روی عکس‌ها‌یی که با میکروسکوپ الکترونی گرفته شده ساخته شده اند. هدف از ساخت این اشکال هندسی نشان دادن جزئیات دقیق است؛ چراکه عکس‌ها‌ی علمی‌تصویر متفاوتی از ویروس‌ها‌ نشانمان می‌دهند. نمایش سه بعدی اینها دیدی متفاوت و جالب به ما می‌دهد.

سه شنبه 15 آذر 1390

به قول عمو قناد:الهی الهی

نویسنده: ایمان سریری   

اگرچه اظهارات همکارم مستندات آماری داشته، اما من با نظر او مخالفم. داده‌های اداره آمار کار آمریکا که به تازگی منتشر شده، نشان می‌دهد تا ژانویه 2012 میانگین زمانی که کارمندان حق‌الزحمه‌ای یا ثابت در یک شرکت کار کرده‌اند تنها 6/4 سال بوده که آمار حیرت انگیزی است.
از سوی دیگر، سایت Monster.com تغییر مداوم شغل را یک معضل دانسته و دلایل وقوع و البته راهکارهایی را برای مقابله با آن ارائه داده است:
• شغل شما خیلی سخت است. متنفر بودن از هر چالشی، خصوصیتی نیست که بسیاری از کارفرمایان از آن راضی باشند. اگر شغل شما خیلی سخت است، هر کاری که لازم است انجام دهید تا آن را سر و سامان دهید. درخواست برنامه‌های آموزشی بیشتری کنید یا در کلاس‌هایی شرکت کنید که مهارت هایتان را افزایش می‌دهد. موقعیتتان را پایین نیاورید و یا از تلاش کردن کنار نکشید.
• خسته شده‌اید. در حالی که ملالت (و عدم وجود یک چالش) می‌تواند مانعی جدی برای توسعه حرفه‌ای شما باشد، اما بهانه‌ای نیست که آن شغل را رها کنید. حداقل تا زمانی که گزینه‌های دیگری را در شرکتتان امتحان نکرده‌اید، از این کار اجتناب کنید. اگر فقط اراده کنید، کارهای زیادی هست که می‌توانید انجام دهید.

• نمی‌توانید با افراد ارتباط برقرار کنید. این مساله تا حدی به فرهنگ سازمانی بستگی دارد؛ اما اگر فردی هستید که مرتب شغلتان را به دلیل اینکه نتوانسته‌اید با همکاران یا رییستان ارتباط خوب برقرار کنید، عوض کرده‌اید، بهتر است کمی رفتارهای خودتان را مورد بررسی قرار دهید. به این فکر کنید که تنها مخرج‌مشترک این معادله، خودتان هستید. بنابراین، به جای اینکه هر وقت کدورتی پیش آمد، شغلتان را عوض کنید، به این فکر کنید که چه کاری انجام داده‌اید تا به این اختلاف دامن زده باشید.
• فقط برای پول شغلتان را عوض می‌کنید. تغییر مداوم شغل، فقط به هدف کسب درآمد بیشتر اشتباه بزرگی است. اگر افزایش حقوق تنها انگیزه تغییر شغلی است، در بلند مدت به احساس نارضایتی می‌رسید.
به عنوان فردی که کسب و کاری را مالکیت می‌کند، انگیزه زیادی دارم که کارمندان با استعداد را نگه دارم. اما به عنوان یک کارمند، معتقدم افراد اگر به جای این که مرتب تغییر شغل بدهند، در یک شغل ثابت بمانند، می‌توانند چه از نظر مالی و چه مهارتی پیشرفت بهتری داشته باشند.‌ایده کلی و فلسفه «کار بی عیب و نقص» می‌تواند چشم شما را بر روی فرصت‌های بزرگ تر برای بزرگ تر کردن موقعیتی که دارید، ببندد. بنابراین با احترام به فرضیات قبلی که همکاران ارائه کرده‌اند، فهرست تازه‌ای را تحت عنوان 10 دلیل مناسب برای باقی ماندن در یک شرکت به مدت 10 سال یا بیشتر معرفی می‌کنم:
1) ارشد بودن. اگر مدت زمان زیادی در یک شرکت بمانید، به تدریج ارتقای شغلی می‌یابید و به موقعیت ارشدی در آن شرکت می‌رسید. اما اگر مرتب به شرکت‌های جدید بروید، مجبورید برای به دست آوردن یک نقش قوی تر و مهم تر برای خودتان، بجنگید.
2) فرصت‌های مدیریتی. همراه با ارتقای شغلی، فرصت مدیریت کردن بر دیگر افراد و آموزش دادن به کارمندان جدید برای شما فراهم می‌شود. موفقیت شما توانایی هایتان را افزایش می‌دهد – یعنی حس وظیفه‌شناسی و پیروی را در اعضای تیم زیر دست شما به وجود می‌آورد – و شما را به مدیری تبدیل می‌کند که به طور طبیعی از سوی تیم حمایت می‌شوید. اما اگر به شرکت تازه‌ای بروید و ناگهان حکم ارتقای شغلی به شما بدهند، دایم باید از توانایی هایتان برای حفظ آن موقعیت دفاع کنید.
3) ثبات کاری. اگر همیشه نگران این هستید که سال آینده کجا کار می‌کنید، طرح ریزی برنامه‌های بلند مدت کار سختی خواهد بود. کمی ثبات در شغل و محیط کاری به شما کمک می‌کند با استرس‌هایی که بقیه عمرتان هم به طور حتم اتفاق می‌افتند، به طور موثرتری روبه‌رو شوید و آنها را برطرف کنید.
4) پایین آمدن هزینه مسکن و برخورداری از بیمه بازنشستگی ثابت. کسانی که مرتب شغل خود را تغییر می‌دهند، هزینه‌های زیادی را برای تغییر مسکن و بیمه بازنشستگی می‌پردازند. هر تغییر شغلی که نیاز به تغییر محل زندگی شما داشته باشد، هزینه‌های انجام معامله را نیز به همراه دارد. نظم پرداخت بیمه‌های بازنشستگی نیز به واسطه تغییر مداوم شغل دچار اختلال می‌شود و در آن وقفه‌هایی به وجود می‌آید؛ بنابراین با اینکه کارمندان فکر می‌کنند اگر به شرکت جدیدی بروند از مزایا و افزایش حقوق برخوردار خواهند شد، اما در بلند مدت، کارمندانی که کار ثابت داشته‌اند و حق بیمه بازنشستگی خود را به طور دائم پرداخت کرده‌اند، شرایط بهتری خواهند داشت.
5) مزایای بیشتر. بسیاری از شرکت‌ها برای کارمندان قدیمی خود مزایای ویژه در نظر می‌گیرند و به طور مثال، ساعات استفاده از مرخصی را برای آنان افزایش می‌دهند. در این صورت می‌توانید وقت بیشتری را کنار خانواده صرف کنید و اهداف سبک زندگی خود را با داشتن زمان بیشتر تحقق بخشید.
6) اصلاح خود. اگر دیگران فرصت داشته باشند در طول زمان بیشتری شما را بشناسند، می‌توانید از مشورت‌ها و نصیحت‌های آنان بهره ببرید و آنها می‌توانند نقاط کوری را به شما نشان دهند که هیچ گاه خودتان به آن توجه نمی کردید. به علاوه اگر در جای ثابتی کار کنید، می‌توانید ضعف‌های خودتان را بفهمید و آنها را برطرف کنید و مسائلی را که آزارتان می‌دهد، مورد بررسی قرار دهید. اما اگر تغییر شغل بدهید، به ضعف‌های خودتان پی نمی برید، بلکه همیشه از همکاران و رییس سابقتان اظهار نارضایتی می‌کنید.
7) قابلیت اعتماد و اطمینان. اگر توانایی این را داشته باشید که برای 10 سال در یک شغل ثابت بمانید، نشان دهنده این است که می‌توانید از پس کارهای زیادی به درستی برآیید. افراد برای این قابلیت‌هایی که دارید، احترام قائل خواهند شد و به شما اطمینان می‌کنند.
8) انعطاف‌پذیری. بیشتر افرادی که به مدت یک دهه یا بیشتر در یک شرکت می‌مانند، از طریق نقش‌های مختلف و چالش انگیزی که بر عهده می‌گیرند، پیشرفت می‌کنند. آنها وظایف گوناگونی را در شرکت امتحان می‌کنند تا حوزه تمایلات کاری خود را مشخص کنند. فرق بین تغییر مکان در داخل یک شرکت با تغییر مکان بین شرکت‌های مختلف این است که اگر در یک شرکت بمانید و پیشرفت کنید، موقعیت و مزایای خود را حفظ می‌کنید و در عین حال آزاد هستید تا تجربه‌های جدید را هم امتحان کنید.
9) پشتکار و استقامت. بعد از مشاهده بی عدالتی‌ها یا چالش‌های جدی در یک شرکت، آسان ترین کار این است که از آن شرکت بیرون بیایید، اما اگر استقامت به خرج دهید، راه حل‌های درست برای حل مشکلات پیدا کنید، آسیب‌ها را اصلاح کنید و نقش فعالی در تغییر یک شرایط نامناسب داشته باشید، شخصیت پرقدرت تری از خودتان به نمایش گذاشته‌اید. (البته اگر واقعا محیط کاری مسموم و غیرقابل تحمل دارید، بهتر است هر چه زودتر آن را ترک کنید).
10) دخالت در آینده شرکت. می‌توانید بر هدایت شرکتتان در طول سال‌ها تاثیر مثبتی بگذارید. وقتی در همه شرایط خوب و بد در کنار شرکت بوده‌اید، این کار از موضع تجربه و دانش شما در طول چند سال صورت خواهد گرفت.
این مساله در مورد شرکت ما صدق می‌کند و به خصوص در مورد فرصتی که اکنون با آن روبه‌رو هستیم، درست است. تیم ما نقش بسیار مستقیمی در خرید مجدد سهام شرکت از سرمایه‌گذار قبلی داشته است؛ بنابراین فرآیندی پیش رو داریم که طی آن قصد داریم به بسیاری از کارمندانمان سهام واگذار کنیم. در این صورت، هم کارمندان و هم مدیریت با هم در مالکیت شرکت سهیم هستند. به علاوه، کارمندان ما این حق را به دست می‌آورند که در رشد آینده شرکت مشارکت داشته باشند و در پیشبرد اهداف تولیدی و تکنولوژی محور فعلی و آینده شرکت کمک کنند. طرح‌های اعطای پاداش ما که همه افراد شرکت در هر سطحی را شامل می‌شود، بر اساس مبنای حق الزحمه‌ای است. این برنامه برای آنها حیاتی است و نقش مهمی نیز در موفقیت ما داشته، به طوری که رشد سالانه شرکت از سال 2007 به طور مداوم نزدیک به 60 درصد بوده است. این کار باعث می‌شود هر کس در شرکت به فکر روش‌هایی برای درآمدزایی باشد و نیازمند این است که همه ما صرفه‌جویی را رعایت کنیم. در اصل، کارمندان قادرند خودشان مثل کارآفرینانی باشند که در هر سطحی از شرکت دخالت دارند، بدون اینکه با ریسک یا زیان راه اندازی کسب‌وکار تازه‌ای برای خودشان مواجه باشند.

مترجم: مریم رضایی   منبع: Forbes

منبع:  دنیای اقتصاد


اگر فضیلتی ندارید ، سعی کنید وانمود کنید دارید.

                                                                                       (شکسپیر)

این درحالی است که بسیاری در زمان مرگ وی معتقد بودند که شرکت اپل بعد از جابز نمی‌تواند روند موفقیت‌های گذشته‌اش را حفظ و تکرار کند. جدیدترین گزارش سالانه موسسه تحقیقات برند Interbrand تایید کرد که شرکت اپل همچنان ارزشمندترین شرکت دنیای تکنولوژی است.
این گزارش که سیزدهمین گزارش سالانه این موسسه درباره با ارزشترین برندهای جهان است، دیگر نام‌های آشنای دنیای تکنولوژی را هم با خودش دارد. هر چند کوکاکولا همچنان رتبه اول را به‌عنوان ارزشمندترین برند جهان برای خودش حفظ کرده است، اما اپل با فروش چشمگیرش در بازارهای توسعه‌یافته و در حال توسعه رتبه دوم را در اختیار دارد و به عنوان ارزشمندترین برند دنیای تکنولوژی شناخته می‌شود.
گوگل با رشد 26 درصدی ارزش برندش امسال بالاخره توانسته برای اولین‌بار رقیب قدیمی و بزرگش مایکروسافت را پشت سر بگذارد و در نهایت فهرست ارزشمندترین برندهای جهان 2012 امسال یک میهمان تازه وارد از دنیای تکنولوژی دارد؛ فیس‌بوک با ورودش به بازار بورس که سومین عرضه سهام اولیه بزرگ در تاریخ آمریکا بوده است، حالا وارد فهرست باارزش‌ترین برندهای جهان هم شده است.
بررسی و تحلیل برندها
Interbrand در واقع بزرگترین شرکت تحقیقات برند در جهان است که هر سال به بررسی و معرفی ارزشمندترین برندهای جهان در قالب یک فهرست صدتایی می‌پردازد.
این شرکت برندهای برتر جهان را با معیارهای مختلفی مانند میزان فروش و درآمد، رشد تجارت در یک سال گذشته، مقبولیت در میان کاربران و مصرف‌کنندگان و... می‌سنجد. در این میان اما این بررسی سه عامل کلیدی و مهم را تحلیل می‌کند که این عوامل عبارتند از: عملکرد مالی محصولات یا خدمات تحت این برندها، نقشی که این برندها در تحت تاثیر قرار دادن انتخاب خریداران و مصرف‌کنندگان دارند و بالاخره قدرت این برندها برای ایجاد قیمت مرجع و یک درآمد امن و تضمینی برای شرکت.

فیس‌بوک تازه وارد
فهرست برترین برندهای امسال هم مانند هر سال تازه واردهایی دارد که با ثبت رکورد رشد در یک سال گذشته یا اتفاقی مانند ورود به بازار بورس توانسته‌اند وارد این فهرست معتبر شوند. در میان برندهای تازه وارد امسال مانند Prada، Ralph Lauren، Kia و Pampers، نام Facebook جالب توجه است. بزرگ‌ترین و محبوب‌ترین شبکه اجتماعی جهان حالا در اولین حضورش در فهرست صد برند ارزشمند جهان، رتبه شصت و نهم را به خودش اختصاص داده است.
ورود فیس‌بوک به بازار سهام و بورس باعث شد تا کارشناسان شرکت Interbrand برای اولین بار تصمیم به بررسی و تحلیل وضعیت تجاری و مالی این شبکه اجتماعی بزرگ بگیرند.
با این همه اما صرف‌نظر از ورودی جنجالی و تاریخی فیس‌بوک که در واقع بزرگ‌ترین ورود یک شرکت اینترنتی به بازار بورس را رقم زد، رشد این شرکت در سال‌های اخیر و مدل تجاری آن، Facebook را به عنوان یک برند بزرگ در میان مردم دنیا به خصوص در بازارهای در حال توسعه مطرح کرد تا در نهایت امسال وارد فهرست برترین و ارزشمندترین برندهای جهان شود. ارزش برند Facebook در حال حاضر برابر 5 میلیارد و 421 میلیون دلار است.

برندهایی با بیشترین رشد سالانه
در فهرست امسال ارزشمندترین برندهای جهان پنج برند بیشترین رشد را به خودشان اختصاص داده‌اند که از میان آنها چهار برند مربوط به صنعت تکنولوژی هستند. حالا برندهای Apple، Amazon، Samsung و Oracle بیشترین رشد سالانه ارزش برند خودشان را به ثبت رسانده‌اند تا نشان دهند که صنعت تکنولوژی معمولا بیشترین سرعت رشد را در میان بخش‌ها و صنایع دیگر در اختیار دارد.
Apple با رشد سالانه 129 درصدی بیشترین رشد سالانه این برندها را به خودش اختصاص داده است. با وجود درگذشت مدیرعامل محبوب این شرکت در سال گذشته میلادی و پیش‌بینی‌هایی درباره احتمال سقوط این شرکت یا قطع وابستگی‌های احساسی کاربرانش، حالا این شرکت همچنان روزهای اوج خودش را سپری می‌کند. این موضوع با عرضه رسمی گوشی آی‌فون 5 در روزهای اخیر به خوبی مشهود است. با وجود افزایش فضای رقابتی Apple با شرکت‌های بزرگی مانند Google و Samsung، این شرکت همچنان تعهدش برای حفاظت از برند Apple و البته دارایی‌های معنوی را نشان داده و ثابت کرده است. همین تعهد باعث شده است که درآمد فصل دوم امسال این شرکت امسال به 35 میلیارد دلار و سود خالص آن به 8/8 میلیارد دلار برسد.
Amazon با معرفی و عرضه تبلت‌های جدید Kindle Touch و Kindle Fire خودش در 175 کشور جهان توانست محبوبیت زیادی در میان کاربران و مصرف‌کنندگان به‌دست بیاورد. این محبوبیت حالا تبلت‌های Kindle را به رقیبی جدی برای iPad شرکت Apple تبدیل کرده است تا جایی که در حال حاضر Kindle Fire دومین تبلت پرفروش بازار جهانی به حساب می‌آید. Samsung هم که به عنوان پرفروش‌ترین تولیدکننده موبایل‌های هوشمند جهان در سال 2011 به حساب می‌آید، رشد سالانه 40 درصدی را برای ارزش برند خودش به ثبت رسانده است. این شرکت با معرفی و عرضه دو گوشی Galaxy SIII و Galaxy Note توانسته توجه کاربران و کارشناسان بازار را حسابی جلب کند. صرف نظر از دعوای قانونی با Apple، این شرکت در حال حاضر سهم 6/32 درصدی از بازار کشور کره را در اختیار دارد. شرکت نرم‌افزاری بزرگ Oracle هم در یک سال اخیر و با گسترش فعالیت‌هایش در زمینه‌های مختلف توانسته است تا در یک سال اخیر ارزش برندش را تا 28 درصد افزایش بدهد و با دو پله صعود، رتبه هجدهم جدول را به خودش اختصاص بدهد. این شرکت همچنان به خریدهای استراتژیک خودش از میان شرکت‌ها و استارت آپ‌های کوچک ادامه می‌دهد تا قابلیت‌ها و فعالیت‌هایش به ویژه در زمینه رایانش ابری را بیشتر از گذشته ارتقا بدهد. رشد ارزش برند این شرکت در یک سال گذشته نشان می‌دهد که استراتژی‌های Oracle به خوبی مصرف‌کنندگان و البته سرمایه‌گذاران این شرکت را تحت تاثیر قرار داده است.


ادامه رهبری برندهای تکنولوژی
برندهای تکنولوژی همچنان حضور پر‌رنگ خودشان در فهرست ارزشمندترین برندهای جهان را ادامه داده و آن را تثبیت می‌کنند.حضور چهار برند بزرگ و مشهور تکنولوژی در میان پنج برند ارزشمند جهان یعنی Apple ،IBM، Google و Microsoft گواه خوبی برای این موضوع است. همچنین برندهای تکنولوژی پنج جایگاه از ده برند ارزشمند جهان را در این فهرست در اختیار دارند. نکته جالب توجه این است که برندهای ارزشمند و بزرگ دنیای تکنولوژی در فهرست صدتایی امسال، بیشترین میزان رشد سالانه را در اختیار دارند تا علاوه بر ایفای نقش یک الگوی تمام عیار برای شرکت‌های دیگر، تضمینی باشند برای حضور دوباره این برندها در فهرست‌های آینده از ارزشمندترین برندهای جهان.

منبع:  دنیای اقتصاد

:هشت خصلت آقایون که خانوم ها مخفیانه دوست دارند

خیلی سخت است که بتوان بر طبق خصوصیات اخلاقی که جنس مخالف آنها را میپسندد رفتار کرد. معمولاً هنگامیکه زمان قرارهای ملاقات فرا می رسد، خانم ها از هر نظر به خودشان می رسند، اما در مقابل آقایون همان چهره خسته و عرق کرده باشگاه را ترجیح می دهند. نکته مهمی که آقایون نباید هیچ گاه از نظر خود دور کنند این است که خانم ها همیشه آنطور که وانمود می کنند، نیستند و هیچ گاه حقیقت چیزهایی را که دوست دارند در همسر خود ببینند را به زبان نمی آورند. شاید برخی از خانم ها نسبت به بعضی از خصوصیات اخلاقی همسرشان دل خوشی نداشته باشند و همیشه از او ایراد بگیرند و به او غر بزنند؛ اما بد نیست که در این قسمت از برخی خصوصیاتی که می تواند یک خانم را همواره علاقمند به شوهرش نگه دارد نیز چیزهایی بدانیم. شاید خانم ظاهراً از تعدادی از رفتارهای بخصوص آقا رضایت نداشته باشد، اما واقعیت این است که او در باطن خود، از زور خوشحالی در حال انفجار میباشد. تعجب آور است؟!

این مقاله را بخوانید تا ببینید کدامیک از رفتارهای "مردانه" تان حس علاقه همسرتان را بر می انگیزد و برای تغییر آنها مجددا فکر کنید.

1- مرد مردها

هر چند خانم ها ادعا می کنند که از مردهای مرتب و تمیز و شیک پوش خوششان می آید، اما گاهی اوقات اگر با لباس های ورزشی کج و کوله جلوی آنها ظاهر شوید، غذا را بدون رعایت آداب ویژه بخورید، و در کوچه فوتبال بازی کنید، شاید به نظر خانم ها خیلی جذاب تر هم جلوه کنید. او بدش نمی آید که هر چند وقت یکبار برای نجاتش تلاش کنید، و یا اگر از عهده تعمیر برخی وسایل بر می آیید این کار را انجام دهید، و یا حتی با دوستان خود گپ بزنید.

یک خانم با یک آقا قرار نمی گذارد تا بر سر این موضوع که کدامشان کفش ها و یا موهای شیک تری دارند با او به رقابت بپردازد؛ بلکه این تفاوت های موجود میان شما دو نفر است که منجر به اتصال هر چه بیشتر شما به هم می شود. البته نباید فراموش کنید که زمانیکه برای مشاهده تئاتر و یا صرف شام به بیرون می روید، او از شما انتظار دارد که لباسهای مناسب و آراسته ای به تن کنید، اما در عین حال باید در نظر داشته باشید که در بقیه ساعات بیشتر از حس مردانگی شما لذت می برد - هر چند این امکان وجود دارد که هرگز به این موضوع اعتراف نکند- همیشه لازم نیست شیک ترین لباس ها را به تن کنید و درهای مختلف را پیش از او برایش باز کنید، فقط کافی است که آروغ های بعد از نوشیدنی را در زمان مناسب و هنگامیکه با دوستانتان هستید بزنید.

2- نه گفتن

شما باید تصمیماتی که به ذهنتان را می رسد را انجام دهید و بر طبق آنچه عقلتان به شما دستور می دهد، عمل کنید؛ حتی اگر این کار سبب عصبانی شدن خانم شود. آقایون تصور می کنند که دخترخانم ها به دنبال نامزدهایی می گردند که او را بتوانند روی یک انگشت خود بچرخانند و هر چه که می گویند انجام دهد. اگر بخواهید همیشه مطابق آنچه به شما دیکته می شود، عمل کنید، دیری نخواهد گذشت که رابطه تان کسل کننده و ملال آور می شود. خانم ها به دنبال مردی هستند که چیزی برای ارائه کردن در دست داشته باشد و بتواند عقاید و ملاحظات شخصی خود را در بحث ها وارد کند. آنها به دنبال مردی هستند که شخصیت منحصر بفردی داشته باشد. اگر تمام زندگی یک مرد را تنها "همسرش" تشکیل دهد، آنگاه دیگر چیزهای زیادی برای گفتن ندارد و برایش سورپرایزهای زیادی باقی نمی ماند که بتواند در مواقع ضروری آنها را رو کند.

حتی اگر همسر شما از آن دست خانم هایی باشد که دوست دارند قدرت و کنترل خانواده را بدست بگیرند، باز هم بدش نمی آید که گه گاه با شما قدرت آزمایی و جدلی برابر داشته باشد. بنابراین اگر تا به حال تصور می کردید که باید کنترل تمام امور را به دست او بسپارید، بهتر است از این به بعد دست از این کار بردارید؛ به منظور حفظ رابطه و نگه داشتن او حتماً نباید خودتان را به یک خدمتکار خانگی دست آموز تبدیل کنید.

3- داشتن شهوت جنسی شدید


کاملاً روشن است که اگر یک رابطه، تنها به برقراری روابط جنسی محدود شود، طرف مقابل احساس می کند که مورد سوء استفاده قرار می گیرد؛ اما از سوی دیگر باید این امر را نیز در نظر گرفت که یک خانم زمانیکه می بیند شوهرش در مقابل او کنترل خود را از دست میدهد و ابزار علاقه می کند انگار دنیا را به وی داده اند. اگر همسر شما شاغل است و شب هنگام پس از یک روز سخت کاری و سرو کله زدن با ارباب رجوع و همکاران او را در خانه می بینید هیچ چیز جز معاشقه نمی تواند او را خوشحال کند؛ این امر سبب می شود که او خودش را در راس تمام شادی های جهان قرار دهد. اگر او شغل حساس و با ارزشی دارد و در سمت مهمی قرار دارد، بهتر است شما شروع کننده ارتباط جنسی باشید. این امر به او اجازه می دهد که با خیال راحت از رابطه خود لذت ببرد.

4- مستقل بودن

شاید همیشه خانم ها به این دلیل که همسرشان ادعا می کنند سرشان بیش از اندازه شلوغ است، به آنها توجه کافی مبذول نمی دارند، وقت زیادی را در محل کار خود سپری می کنند و یا با دوست های خود خوش گذرانی می کنند، ناراحت می شوند. باید توجه داشت باشید که اگر می خواهید همسرتان در کنارتان باقی بماند، باید مانند یک پرنسس با او رفتار کنید؛ اما از طرف دیگر، همواره در نظر داشته باشید که اگر سرگرمی، تفریح و کارهای دیگری برای انجام دادن نداشته باشید، ممکن است خانم احساس کند که در حال خفه شدن در رابطه است. همان اندازه که شما در رابطه نیاز به فضا دارید، خانم ها نیز از آزادی خود لذت می برند و شدیداً به آن محتاج هستند. یک مرد مستقل و متکی به نفس در نظر خانم ها از جذابیت بیشتری برخوردار می باشد. یک مرد محتاج و بدون آرزو های بزرگ، برای بیشتر خانم ها هیچ گونه جذابیتی ندارد. بنابراین شما مجاز هستید که با دوستان مختلف خود قرار ملاقات بگذارید و شغل و سرگرمی مخصوص به خودتان را داشته باشید.

5- حسود بودن

حسادت یکی از احساسات قوی به شمار می رود. هر چند انسان ها نمی توانند میزان دقیق حسادت خود را کنترل نمایند، اما مقدار کمی حسد، آن هم به طور گاه گاه و اتفاقی، به راحتی می تواند حس جاذبه شما را در نظر او افزایش دهد. اگر شما نسبت به مردهایی که با اوصحبت می کنند، هیچ گونه عکس العملی از خود نشان ندهید، او تصور می کند که به هیچ وجه برایش ارزش قائل نیستید، به همین دلیل به دنبال کسی می رود که این خلا را برایش پر کند. اگر او در مورد یک همکار مذکر خیلی صمیمی و یا مربی اش بازخواست نمایید، شاید در ظاهر به شما غر بزند، اما در باطن لبخندی بر لب هایش نقش خواهد بست. توجه: زمانیکه نوبت به حسادت می رسد، مقدار کمی از آن می تواند مثمر ثمر واقع شود، پس در خرج کردن آن به شدت صرفه جویی کنید. از قدرت فوق العاده آن با خبر شوید: او می تواند عاشق مردی شود که نسبت به دارایی های شخصی او حساس بوده و از آنها محافظت کند.

6- آسیب پذیری گاه به گاه

هر انسانی دوست دارد که احساس کند دیگران به وجود او نیازمند هستند و از آنجایی که کمتر اتفاق می افتد یک خانم بتواند از شوهر خود محافظت کند، بد نیست که به او اجازه دهید این کار را از طریق روش های دیگر به شما اثبات کند. برای مثال بد نیست که به او اجازه دهید تا به شما گوشزذ کند نیاز به جوراب های بیشتری دارید، یا اینکه همیشه یادتان می رود رخت ها را به خشک شویی ببرید، و برای بستن کروات خود به کمک او احتیاج دارید.

شاید احمقانه به نظر برسد اما گاهی اوقات همین موارد ساده و پیش پا افتاده سبب می شود که او احساس بهتری نسبت به خودش پیدا کند و بیش از پیش جذب شما شود. البته این امر بدان معنا نیست که سعی کنید از او برای خود یک مادر بسازید - هر چند او از این کار بدش نمی آید - اما این امر شاید جزء آخرین چیزهایی باشد که او انتظارش را از شما دارد؛ فقط زمانیکه نیاز به کمک داشتید و احساس می کردید که او می تواند به شما کمک کند، از او درخواست همکاری کنید. با این کار بدون شک به او احساس قدرت، سودمند واقع شدن، و مهم بودن دست خواهد داد. اغلب مردها تصور می کنند که برای کشاندن خانم ها به سمت خود باید از خودشان یک قهرمان دست نیافتنی بسازند، اما این امر صحت ندارد. مقداری نیازمندی و کمک خواستن سبب می شود که شما در نظر او تا حدی آسیب پذیر جلوه کنید، و در چنین موقعیتی تمام خانم ها حاضر ایستاده اند تا به داخل رابطه شما آمده و به شما کمک کنند.

7- پنهان کردن احساسات

شاید او همیشه اعتراض می کند که چرا نباید بداند که شما در حال فکر کردن به چه موضوعی هستید. شاید دوست داشته باشد بداند که در طول روز و در محل کار برای ما چه اتفاقاتی رخ داده، شاید همیشه از شما بخواهد تا در مورد همه چیز با او صحبت کنید، و به اصطلاح سفره دلتان را برای او باز کنید تا بتواند به عمیق ترین نقطه از احساساتتان دسترسی پیدا کند. شما می دانید که خانم ها با دوست های دختر در مورد جزییات تمام مسائل به خصوص در مورد نگرانی های خود، صحبت می کنند. به همین دلیل اگر بخواهید تمام احساست خود را در مقابل او بازگو کنید، خیلی راحت می تواند به شما نمره دهد.

در برخی مواقع اگر کمی از او دوری کنید و خود را کمی اسرار آمیز جلوه دهید، او علاقه بیشتری به شما پیدا خواهد کرد. نکته جالب اینجاست که خودش به شخصه برای پیدا کردن حقیقت تلاش می کند. خانم ها لذت می برند تا بدون اینکه شما به آنها چیزی بگویید، خودشان بتوانند از اسرار شما سر در بیاورند. شاید آنقدرها هم که شما تصور می کنید از این کار متنفر نباشد.

8- سرتاپای او را وارسی کنید

خانم ها به اندازه آقایون دوست دارند که دیگران آنها را به خاطر توانایی های ذهنی و عملی شان تحسین کنند، و زمانیکه کاری را درست انجام دادند مورد تشویق قرار بگیرند؛ آنها در چنین حالتی انتظار ترفیع رتبه و تشویقی نیز دارند. اگر یک خانم با حالت جذابی صحبت میکند دلش می خواهد مورد توجه قرار بگیرد. البته این امر به شرایط و کسانیکه به او توجه می کنند هم بستگی دارد.

اما زمانیکه نوبت به مردی می رسد که خانم دوستش می دارد، با کمال میل به او اجازه می دهد که کلیه متعلقاتش را چک کند. خانم ها هم مانند آقایون از تعریف و تمجید لذت می برند. اگر به او توجه کنید او واقعا خوشحال می شود و این خوشحالی شما را به هر کجا که بخواهید خواهد رساند.

همیشه بهترین رفتارهایتان را رو نکنید

هر چند خانم ها در بیشتر موارد، زمانی که غر زدن هایشان را شروع می کنند کاملاً جدی هستند، (به ویژه زمانیکه آشغال غذاهای خود را روی میز بگذارید و یا جوراب هایتان را برندارید) اما باید این امر را هم در نظر داشته باشید که اگر بخواهید همیشه با او موفقت کنید و مطابق خواسته هایش رفتار کنید، او دلش برای خود واقعی شما تنگ خواهد شد.

این دست رفتارها به دو قسمت تقسیم می شوند: آنهایی که خود واقعی شما را نمایان می سازند و آن دسته ای که شما را به او نشان می دهند. از آنجایی که ما کاملاً واقف هستیم که خانم ها نیازمند توجه هستند و همین توجه باعث جذب خانمها به آقایون می شود، این احتمال وجود دارد که برخی رفتارهای منحصر بفرد شما باعث شود تا گل لبخند را بر روی لب های او بنشاند و در وجود او جذابیت بیشتری نسبت به شما ایجاد نماید. بنابراین هیچ گاه نباید به ظاهر صحبت های او توجه کنید؛ در بیشتر مواقع او شما را فقط به خاطر وجود خودتان دوست می دارد

دوشنبه 14 آذر 1390

مرد یخی ایران

نویسنده: ایمان سریری   


مهران بیگلریان 32 ساله عضو امداد و نجات علم کوه از اهالی کلاردشت توانایی شنا در دمای زیر صفر دارد.
     













یه دوست دخترم (شما بخونین نامزد
) نداریم دستشو بگیریم با هم زیر بارون قدم بزنیم
یه دوست دخترم نداریم با ما که هست نیششو برای این و اون باز نکنه

یه دوست دخترم نداریم بیاد همشهری جوان رو باز کنه جلومون بگه ببین درباره بی کاری جوونا نوشتن بعد در اثر غلیان احساسات همدیگرو بغل کنیم به یاد بی کاری زار زار گریه کنیم ما هم دلی از عزا دراریم
یه دوست دخترم نداریم مردم بگن اینا چقد به هم میان
یه دوست دخترم نداریم دستشو بگیریم با هم بریم یه جایی که هیچکی پیدامون نکنه
یه دوست دخترم نداریم به مثابه افق وسیعی رو به آینده باشه برامون
یه دوست دخترم نداریم هوا که سرد میشه گرمای عشقش گرممون کنه یخ نزنیم
یه دوست دخترم نداریم تب کنیم شاید پرستارمون بشه!
یه دوست دخترم نداریم بهش روز دختر رو تبریک بگیم!!!!

یه دوست دخترم نداریم پارتیمون باشه تو این ادارات دولتی و ملحقاتشون
یه دوست دخترم نداریم بره وبلاگ فلانی برامون بسازه

یه دوست دخترم نداریم ما رو با پدر و مادرش آشنا کنه اونام با روی باز ازمون استقبال کنن
یه دوست دخترم نداریم در وبلاگو تخته کنیم بریم پی زندگیمون
یه دوست دخترم نداریم دوست دختر کسی نبوده باشه ( غیر ممکن ترین ممکن)
یه دوست دخترم نداریم یه کم دید متفاوت داشته باشه بیاد خواستگاریمون
یه دوست دخترم نداریم بهش اس ام اس بدیم بره اینجا به خلیج فارس رای بده
یه دوست دخترم نداریم نفر اول کنکور بشه،بهش بگیم تو از زندگی چی فهمیدی به جز درس خوندن؟هان؟

یه دوست دخترم نداریم رو صورتش اسید بریزیم از قصاص بگذره باشگاه راه اهن براش مراسم بگیره

یه دوست دخترم نداریم دماغش عملی باشه هی مسخرش کنیم بهش بگیم عملی دماغ عملی

یه دوست دخترم نداریم دهاتی باشه مسخرش کنیم!
یه دوست دخترم نداریم تو آب بازی شوخی شوخی غرقش کنیم
یه دوست دخترم نداریم،خل باشه فکر کنه عاقله.
یه دوست دخترم نداریم رو صورتش اسید بپاشیم اونم تو اتاق عمل از قصاص بگذره بلکه یه کم معروف شیم
یه دوست دخترم نداریم باهاش عکس بندازیم تهدیدش کنیم عکساتو پخش میکنم!
یه دوست دخترم نداریم زنگ بزنه مرجع تقلیدش بپرسه ... با دوست پسر روزه رو باطل میکنه یا نه
یه دوست دخترم نداریم این تابستونیه جا اینکه هی زل بزنیم به در و دیفال باهاش بریم بیرون به گشت و گذار
یه دوست دخترم نداریم ایجاد انگیزه کنه برای فرار از خونه !
یه دوست دخترم نداریم مخشو بزنیم، برامون غذا درست کنه
یه دوست دخترم نداریم پیجمون رو تو فیسبوک لایک کنه !
یه دوست دخترم نداریم اینترنت وایرلس داشته باشه ، هر روز خونه‌ش پلاس شیم
یه دوست دخترم نداریم پدرمون کنه بعدم بیاد روزمونو تبریک بگه
یه دوست دخترم نداریم از این افاده‌ای‌ها، روزی پنج بار بزنیمش تا آدم شه
یه دوست دخترم نداریم ببینیم قیمت گل رز چنده؟
یه دوست دخترم نداریم با هم بریم پارک گشت بگیردمون بعد وایسیم به عالم و ادم فحش بدیم
یه دوست دخترم ندارم که ندارم،شما چی هستید واقعا؟اینجا نشستین رنج نامه یه مَردو نگا می کنین؟نه واقعا جوانمردی مرده!

 

نارنجی: استیو جابز، لری پیچ، بیل گیتس و… همه اینها افراد موفق و هوشمند در دنیای فناوری به حساب می آیند. تا به حال به این موضوع فکر کرده اید که این افراد چگونه فکر کرده اند و چطور توانسته اند به موفقیت شان برسند؟

شاید شما هم جزو کسانی باشید که علاقمند هستند پا به درون این دنیای بزرگ برای رقابت و پیشرفت بگذارید. اگر چنین است بد نیست با ۱۲ فرمول مهم برای پیشرفت در این مسیر آشنا شوید.

انرژی تان را در جای درست مصرف کنید:
از قانون ۸۰/۲۰ استفاده کنید. باید هشتاد درصد از انرژی تان را روی ۲۰ درصد کارهای مهم تر صرف کنید. فراموش نکنید که شما نمی توانید به همه چیز و همه کار برسید و مهم این است که درست انتخاب کنید.

مهم ترین کارها و اهداف را در زندگی تان مشخص کنید و هشتاد درصد از وقت و انرژی تان را به آن اختصاص دهید.

افراد باهوش خودشان را در مقابل تفکرات متفاوت قرار می دهند:
این مهم است که خودتان را در مقابل تفکرات و عقاید مخالف خودتان قرار بدهید. سعی کنید با کسانی ارتباط داشته باشید که تفکرات و ایده های شما را به چالش می کشند و با آنها مخالفت می کنند. این موضوع سبب می شود که اشکلات کار خودتان را بهتر پیدا کنید و تفکر منطقی تری داشته باشید.

ایده داشتن و عمل کردن: تفاوت از زمین تا آسمان
داشتن فکر خوب و ایده های زیاد شاید سخت نباشد. اما تمام آنها زمانی ارزش دارند که به آنها عمل کنید. رویا پردازی به تنهایی ارزش زیادی ندارد و کار شما وقتی ارزشمند است که به آنها عمل کنید. در طرف دیگر باید بدانید که هر ایده ای طول عمر خودش را دارد. اگر دیر برای اجرایش بجنبید ممکن است تاریخ مصرف اش گذشته باشد.

ایده های خام نیاز به پخته شدن دارند:
هیچ وقت دنبال ایده ای که ناگهانی به ذهن تان رسیده، نروید. کمی زمان بگذارید و روی آن فکر کنید. بسیاری از ایده های ناگهانی که در ابتدا طلایی به نظر میرسند، با ساعاتی تفکر به نظر خنده دار و غیر منطقی می آیند. هر ایده ای را باید تحت بررسی قرار بدهید و نکاتمثبت و منفی اش را بررسی کنید. اگر در نهایت نتیجه مثبت بود آن وقت می توانید دنبالش بروید.

افراد باهوش با افراد باهوش می چرخند!
اگر می خواهید خوب فکر کنید سعی کنید در ارتباطات اجتماعی تان با افرادی زندگی کنید و سروکار داشته باشید که آنها هم خوب فکر می کنند و انسان های باهوش به شمار می آیند. کمک آنها سبب می شود که شما هم ایده ها و تفکرات بهتری را پرورش بدهید.

این جمله معروف را شنیده اید که «هر انسانی را می توان از روی دوستش شناخت؟» واقعیت این است که اطرافیان روی فکر کردن شما تاثیر می گذارند بنابراین آنها را با دقت انتخاب کنید.

عقاید عمومی را قبول نداشته باشید:
اگر عموم مردم چیزی را قبول داشته باشند دلیل نمی شود که شما هم آن را قبول کنید. در بسیاری از موارد اکثرا مردم موردی را بدون فکر کردن قبول می کنند چون افراد زیادی آن عقیده را قبول دارند. (که آن هم نتیجه فکر نکردن است) بسیاری از ایده های نو و محصولات با قبول نکردن تفکرات عامه به موفقیت رسیده اند. بنابراین در مورد هر ایده و عقیده ای خودتان فکر کنید و به تفکرات عامه توجه نداشته باشید.

برای اینکه متفاوت فکر کنید کارهای متفاوت انجام بدهید:
روش های متفاوتی برای انجام کارهایتان امتحان کنید. با افراد جدیدی آشنا شوید و کتاب های مختلفی بخوانید. حتی کتاب هایی که ممکن است به نظرتان خسته کننده بیایند. نکته در اینجا است که خودتان را در برابر جریان ایده ها و تفکرات مختلف قرار بدهید تا یک بعدی فکر نکنید.

ایده های شما همیشه درست نیست:
نباید این تفکر را داشته باشید که همیشه درست فکر می کنید و کار درست را انجام می دهید. برای نظرات دیگران هم ارزش قایل شوید و سعی کنید از اشتباه هایتان درس بگیرید. همه ما در زندگی مرتکب اشتباه های زیادی می شویم.

برای روزتان برنامه ریزی کنید:
افراد زیادی برای هر روزشان برنامه ریزی می کنند. اما افراد باهوش برای روز، هفته، ماه و آینده طولانی مدت شان برنامه مشخص دارند. کسی که دارای هدف و برنامه است هیچ کاری را بدون دلیل انجام نمی دهد. آنها حتی در مهمانی و تفریح هم به دنبال یادگیری و نزدیک شدن به هدف هایشان هستند.

«انجام میدهم» و «می توانم» افعال شما هستند
افراد خلاق خودشان را صرف ایده ها می کنند آنها از سختی کشیدن لذت می برند. از شکست ترسی ندارند و سعی می کنند با دیگر افراد خلاق ارتباط داشته باشند. می توان روی حرف آنها حساب کرد و منفی فکر نمی کنند. از نظر آنها مشکلات به راحتی قابل حل شدن است. هنری فورد جمله مشهوری دارد که می گوید: «انجام دادن هیچ کاری واقعا سخت نیست. اگر آن را به قطعات کوچکتر تقسیم کنی»
افراد خوشبین واقع گرا نیستند:
اگر ذاتا انسان خوشبینی باشید باید مراقب خودتان باشید. اگر فکر کنید که همه چیز به خوبی و درستی پیش میرود کاملا در اشتباه اید و وقتی متوجه می شوید که اتفاق های جبران ناپذیری افتاده است.

داشتن یک دیدگاه واقع گرا سبب می شود که هر چه سریع تر مشکلات را پیدا کنید و برای رفع آنها بکوشید. برا اینکه انسان واقع گرایی باشید باید ۱-واقعیت ها را قبول کنید ۲-به سختی تلاش کنید ۳-به مزایا و معایب هر چیزی فکر کنید ۴-به بدترین حالت ممکن در هر کاری فکر کنید و برایش برنامه ریزی کنید و نهایت ۵-بر اساس منابع موجود و واقعیت ها فکر کنید و برنامه ریزی کنید.

دوشنبه 14 آذر 1390

داستان خواندنی “ویولونیست”

نویسنده: ایمان سریری   

در یکی از روزهای سرد ماه  و در یکی از محلات فقیرنشین در شهر واشنگتن دی.سی صبح زود که مردم آن منطقه که اکثرا یا کارگر معدن بودند و یا صاحب مشاغل سیاه از خانه هایشان بیرون زدند تا یک روز پر از رنج و مشقت دیگر را آغاز کنند٬ زنان و مردانی که تفریح و لذت در زندگیشان نامفهوم بود و به قول معروف آنها زندگی نمیکردند بلکه به اجبار زنده بودند تا ریاضت بکشند که نمیرندآن روز نیز آن مردم بینوا در حالی که خیلی هایشان کارگر روزمزد بودند و نمی دانستند آیا امشب هم با چند دلار به خانه بازمیگردند و یا باید با دست خالی به خانه های نکبت زده شان بروند و از فرزندانشان خجالت بکشند خود را برای روزی مشقت بار آماده می کردند که ناگهان صدای ویولن زیبایی از گوشه یک خرابه به گوش رسید آوای ویولن آنقدر زیبا و مسحور کننده بود که پای آن مردم فقیر از رفتن باز ماند اکثرا آنها  با اینکه می دانستند اگر دیر برسند جریمه می شوند بدون توجه به این مشکل در آن خرابه که اندازه یک سالن کنسرت بود جمع شدند و حدود دو ساعت و نیم با گوش دادن به آن آهنگهای زیبا و استثنایی اشک ریختند خندیدند به خاطراتشان فکر کردند

سرانجام نیز ویولونیست خیابانی که مردی ۳۵ ساله بود کارش تمام شد ویولن خود را برداشت و آماده رفتن شد اما در همین حال و احوال تشویق بی امان مردم  همه آنها را به صف کرد و به همگی که حدود ۳۰۰ نفر بودند نفری ۵ دلار داد و سپس درحالیکه برای آنان بوسه می فرستاد سوار تاکسی شد و رفت تا مردمان فقیر از فردا  این ماجرا را همچون افسانه به دوستانشان بگویند اما در آن روز هیچکس نفهمید ویولونیست ۳۵ ساله کسی نیست جز جاشوا بل یکی از بهترین موسیقی دانان جهان که ۳ روز قبل بلیت کنسرتش هرکدام ۱۰۰ دلار به فروش رفته بود فردای آن روز جاشوا به یکی از دوستانش که از این موضوع با خبر شده بود گفت من فرزند فقرم آن روز وقتی در کنسرت فقط مردم ثروتمند را دیدم از خودم خجالت کشیدم که فقیران را از یاد برده ام
به همین خاطر به آن محله فقیرنشین رفتم و همان کنسرت دو ساعت و نیمه را تکرار کردم بعد هم وقتی یادم آمد اکثر آنها به خاطر من باید جریمه شوند  تمام پولی را که از کنسرت نصیبم شده بود را میان آنها تقسیم کردم و چقدر هم لذت بردم


چاد فل ( Chad Fell ) در دبیرستان دبل اسپرینگ در وینستون کانتی (Winston County) در آمریکا توانست یک حباب آدامس به قطر ۵۰٫۸ بدون کمک از دستانش باد کند. و نام خود را در کتاب گینس ثبت کند.

حباب آدامسی

دوشنبه 14 آذر 1390

مجهزترین دانشگاه ایران

نویسنده: ایمان سریری   

d8e02641-edf4-452d-9692-c7276b471180.jpg

به گزارش  باشگاه خبرنگاران، توسعه آموزش عالی و ایجاد امکانات و تجهیزات لازم برای دانشگاه‌ها در جهت تسهیل فرآیند تحصیل برای دانشجویان یکی از اهدافی است که جمهوری اسلامی ایران با پیگیری آن توانسته است به یکی از قطبهای علمی منطقه تبدیل شود.

دانشگاه سیستان و بلوچستان بعنوان دانشگاه مادر در منطقه جنوب شرق شناخته شده است. این دانشگاه که در منطقه محروم سیستان و بلوچستان قرار دارد یکی از مجهزترین دانشگاههای کشور محسوب می‌شود.


دانشگاه سیستان و بلوچستان دارای هیأت امناء مستقل، هیأت ممیزه مستقل می باشد و از نظر تشكیلاتی در ردیف دانشگاههای الف و توسعه یافته كشور قرار دارد.


این دانشگاه دارای 22 دانشكده، حدود نوزده هزاردانشجو و دانش آموز، 340 رشته گرایش در مقاطع مختلف كه از این تعداد  139  رشته گرایش در مقطع كارشناسی ارشد، 24  رشته گرایش در مقطع دكتری می باشد.


توجه شما را به تعدادی از عکس‌های این دانشگاه جلب می کنیم.

 

4b59c451-8188-4baf-b649-cc387ab23ea1.jpg

 

c0e653bf-f0b2-4b85-bb1e-c4151ebfd4d0.jpg

 

b3b334d8-78b6-4cd2-a22b-1b9ef6f8c90f.jpg

 

aa49c8ff-5be2-4ade-a8b3-10108cc849c3.jpg

 

e524cc3f-3db5-410f-abbe-595ed642008d.jpg

 

5d7f9b4e-3f8c-4a18-b66e-0f91f4c399a1.jpg

 

8cd747c0-d0f5-4d95-8270-2f668be79c81.jpg

 

6d62b296-183b-46ac-88b3-a64d23469370.jpg

 

65af65cb-ff17-4811-b0db-48b01bd6479c.jpg

 

79427cc3-78c2-4e99-8142-052f8828200e.jpg

 

5dfb527f-35b8-4b79-8ae9-b551fd5065ac.jpg

دوشنبه 14 آذر 1390

رتبه یک مسابقات نقاشی خیابانی

نویسنده: ایمان سریری   

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :