برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

ایلان ماسک جزئیات طرح بزرگ استعمار مریخ را به صورت آنلاین منتشر کرد

احتمالا همه دوستداران فضا و نجوم با ایلان ماسک و طرح مشهورش برای استعمار مریخ آشنا باشند. ماسک مدت‌ هاست، ایده استعمار مریخ را در سر می‌پروراند. ایلان ماسک کارآفرین و تکنولوژیست مشهور سیلیکون ولی، کسی که به تبدیل کردن شور و شوقش به شرکت‌های رویایی مشهور است؛ در چند دهه اخیر به‌ عنوان یکی از نوآوران برتر ایالات‌متحده آمریکا مطرح شده است. این سوپر میلیاردر مشهور بنیان‌گذار شرکت‌های پی پال، تسلا موتورز سازنده خودروهای الکتریکی و اسپیس ایکس شرکت فضایی سازنده موشک و فضاپیما است.

ایلان ماسک اعلام کرده، می‌خواهد طی چند سال آینده یک میلیون نفر را با هزینه‌ای کمتر از ۲۰۰ هزار دلار در مریخ ساکن کند. سپتامبر سال گذشته بود که او اهدافش را در شصت و هفتمین کنفرانس بین‌المللی فضانوردی گوادالاخارا، مکزیک تشریح کرد. اکنون ماسک جزئیات طرح بزرگ استعمار مریخ را به صورت آنلاین منتشر کرده است.

ایلان ماسک می‌ گوید، شرکت اسپیس ایکس را در سال ۲۰۰۲، مشخصا برای کمک به تبدیل انسان به “گونه‌ای چند سیاره‌ای” تأسیس کرده است. هدف این شرکت فضایی خصوصی، ساخت کلان‌شهری در مریخ با استفاده از ناوگانی از فضاپیماها و موشک‌ها به نام سیستم حمل ‌و نقل بین سیاره ای (ITS) است.

از آنچه از برنامه هر چه می‌خواهی از من بپرس” (Ask Me Anything, AMA)” ایلان ماسک در شبکه اجتماعی ردیت در سپتامبر گذشته می‌دانیم، در خلال این طرح یک میلیون نفر در زمانی در قرن حاضر در چهار مرحله مهم به مریخ فرستاده می‌شوند؛ مراحلی که به ترتیب عبارتند از: دیده بانی از زمین کره مریخ، ساخت و ایجاد کارخانه تولید سوخت، ارسال چند پیشگام و در نهایت ارسال گروهی انسان. ایلان ماسک جزئیات این طرح را با عنوان “تبدیل انسان به گونه ای چند سیاره ای”  در وب سایت New Space منتشر کرده است.

به گفته اسکات هوبارد، سردبیر ارشد وب سایت New Space: “به عقیده من، انتشار این مقاله نه تنها فرصتی برای جامعه فضایی فراهم کرده تا از چشم انداز اسپیس ایکس با وجود تمام متن ها و نمودارهایش آگاه شوند، بلکه یک مرجع آرشیوی ارزشمند برای تحقیقات و برنامه‌ریزی‌های آینده محسوب می‌شود.”

در این مقاله ۱۵ صفحه‌ای، ماسک دلیل اینکه چرا مریخ انتخاب اول اوست را توضیح می‌دهد. او استدلال می‌کند که مریخ با توجه به نزدیکی به زمین و همچنین شباهتش به سیاره ما، بهترین گزینه است. او همچنین پیشنهادهایی برای کاهش هزینه فعلی با نرخ ۵ میلیون درصد که برای هر فرد، ۱۰ میلیارد دلار محاسبه شده به رقم مقرون به صرفه ۲۰۰ هزار دلار داده است. ماسک تخمین می‌زند، با استفاده از روش ‌های متداول، هزینه سفر هر فرد به مریخ ۱۰ میلیارد دلار خواهد بود، او می‌خواهد این رقم را تا ۲۰۰ هزار دلار کاهش دهد. ماسک می‌ گوید، می‌خواهد در نهایت، هزینه هر سفر مریخ را به ۱۰۰ هزار دلار کاهش دهد. میزان قابل‌ توجهی از این هزینه‌ها به خاطر استفاده از قطعات قابل‌استفاده مجدد، کاهش خواهد یافت.

ایلان ماسک پیش از این در مورد سفر به مریخ، گفته بود: “این چیزی نیست که ممکن است به نظر برسد، بلکه چیزی است که ما قصد داریم، این طور به نظر برسد"


ایلان ماسک پیش از این در مورد سفر به مریخ، گفته بود:
 “این چیزی نیست که ممکن است به نظر برسد،
 بلکه چیزی است که ما قصد داریم، این طور به نظر برسد”

اسپیس ایکس می خواهد، کپسول فضایی بدون سرنشین رِد دراگون را سال ۲۰۱۸ و پس از آن در سال های آینده انسان را به مریخ خواهد بفرستد. برای این سفر، اسپیس ایکس پیش ‌از این با موفقیت موتور موشک رپتور را مورد آزمایش قرار داده است. رپتور، موتوری با سوخت متان است که می‌تواند، قوی‌تر از موتور هر موشک دیگری باشد. رپتور قادر به دستیابی به نیروی پرتابی در حدود ۶۸۰ هزار پوند، بیش از سه برابر موشک فالکون ۹ است.

موتورهای رپتور برای سیستم سیستم حمل‌ونقل بین سیاره ای، فضاپیمایی که قادر به حمل ۱۰۰ تن (انسان یا محموله) است، مناسب خواهد بود. این فضاپیما برای بلند شدن به نیروی تراست (رانش) ۲۸.۷۳۰.۰۰۰ پوندی نیاز دارد، به ‌این ‌ترتیب، ۴۴۰ موتور رپتور برای این فضاپیما موردنیاز خواهد بود. هنگامی‌که این فضاپیما سوخت‌گیری مجدد را در مدار(زمین) انجام دهد، دو آرایه خورشیدی را مورد استفاده قرار خواهد داد که قادر به تولید ۲۰۰ کیلووات نیرو خواهند بود.

همچنین همانطور که به خوبی می‌دانیم؛ طرح ماسک برای سفر به مریخ به شدت به استفاده از موشک‌های قابل استفاده مجدد متکی است، چیزی که در نهایت علاوه بر کاهش هزینه‌های سفر می‌تواند، زمان‌بندی برای سفر انسان به مریخ را هم به جلو بیندازد. اما حتی با وجود استفاده از موشک‌های قابل استفاده مجدد، هزینه فرستادن انسان برای زندگی در مریخ بسیار بیشتر از ۲۰۰ هزار دلار خواهد بود. الا اتکینز، استادی از دانشکده مهندسی هوافضا دانشگاه میشیگان در این مورد تردید دارد، به خصوص اینکه ماموریت آینده مریخ شامل، اسکان انسان در مریخ هم است.

گوین شاتول، رئیس و مدیر ارشد عملیات شرکت خصوصی فضایی اسپیس ایکس می گوید:”فقط برای آنالیز اساسی موشک‌ها و گرانش و همچنین ارزیابی هزینه‌ها برای استقرار انسان در مریخ، ۲۰۰ هزار دلار خیلی بلندپروازانه است. اما در این مورد مصلحتی در میان است، در واقع اگر اسپیس ایکس اعلام کند، هزینه سفر به مریخ؛ یک میلیون دلار خواهد بود، چه تعدادی از طرح شرکت استقبال می‌کنند؟”

قیمت‌گذاری ۲۰۰ هزار دلاری مردم را امیدوار نگه می دارد. به گفته اتکینز، برخی علاقه‌مندان مریخ ممکن است، احساس کنند، می‌توانند با  ۲۰ تا ۳۰ سال پس انداز، هزینه بلیط مریخ را تهیه کنند. او توضیح می‌دهد:” فکر می‌کنم، اسپیس ایکس کاری که برای حمایت مردم آمریکا نیاز دارد را انجام می‌دهد. در واقع آن‌ها می‌خواهند کنگره را برای تامین بودجه شرکت هایی مانند اسپیس ایکس تحت فشار قرار دهند. بنابراین اگر آن‌ها (اسپیس ایکس) اعلام کنند، فقط میلیاردرها می‌توانند به مریخ بروند، نمایندگان کنگره که باید به رای دهندگان غیر میلیارد پاسخگو باشند و قطعا نمی‌توانند بودجه بالایی را به اسپیس ایکس اختصاص دهند.”

اتکینز از هزینه دیگری علاوه بر هزینه مالی سفر به مریخ صحبت می‌کند: هزینه زندگی. او می‌گوید: “خطر سفر به فضا بسیار بالا است، تصور نمی‌کنم، مردم واقعا متوجه خطرهای این سفر باشند.”

بنیان‌گذار شرکت اسپیس ایکس در خلال سخنرانی‌اش در این کنفرانس بین‌المللی فضانوردی در مکزیک گفت بوده که دو راه پیش روی انسان است، ماندن در زمین و تسلیم انقراض شدن، و یا استعمار سیارات دیگر

بنیان‌گذار شرکت اسپیس ایکس در خلال سخنرانی‌اش در این کنفرانس بین‌المللی فضانوردی
در مکزیک گفت بوده که دو راه پیش روی انسان است،
ماندن در زمین و تسلیم انقراض شدن، و یا استعمار سیارات دیگر

ایلان ماسک، سپتامبر گذشته در گوادالاخارا به هوادارانش هشدار داده بود، برای مُردن در راه رویای خود آماده باشند، خصوصا در اولین ماموریت. او به مخاطبانش در کنفرانس گفته بود:”خطر مرگ بالا خواهد بود. اساسا باید بپرسیم، آیا آماده مُردن هستید؟ اگر با این مشکلی ندارید، یک کاندیدای سفر (به مریخ) محسوب می‌شوید. احتمال مرگ در اولین ماموریت بسیار بالا خواهد بود.”

ایلان ماسک در مقاله خود در مورد نحوه کارکرد سیستم حمل و نقل بین سیاره ای، زمان‌بندی احتمالی و همچنین برنامه آینده (پس از استقرار در مریخ) توضیحاتی داده است.

با وجودی که ماسک در مورد زمان‌بندی سفر به مریخ محتاط است، او شرح داده است که اگر همه چیز طبق برنامه پیش برود، احتمالا اولین پرواز به سوی سیاره سرخ در سال ۲۰۳۳ انجام خواهد شد. پس از این، بعد از ۵ تا ۱۰ دهه آینده، مجموعه‌ای از مأموریت‌هایی که از تجهیزات قابل استفاده مجدد بهره می‌برند، یک میلیون نفر را به مریخ خواهند رساند. البته اگر همه این برنامه‌ها تا حدی دور از دسترس بودند، ماسک احتمالا در مقاله خود به این مسائل هم می‌پرداخت.

ماسک در مقاله خود نوشته: “اسپیس ایکس در سال ۲۰۰۲، تنها شرکتی با ایده‌ها و تئوریها بود. فکر می کردم، شاید ۱۰ درصد شانس انجام هر کاری را داشته باشیم-حتی فرستادن یک موشک به مدار- تا اینکه فضایی فراتر از آن و مریخ را به عنوان هدف لحاظ کنیم.”

اما بین استفاده از یک موشک قابل استفاده مجدد در مدار پایین زمین و ساختن تمدنی جدید در سیاره ای ناسازگار با شرایطی دشوار، دنیایی تفاوت وجود دارد. این حتی با وجود پیشرفت‌های زیاد (شرکت) است. البته جزئیاتی که ایلان ماسک شرح داده، تا حد زیادی خلاهای این مسائل را پر می‌کند، اما هنوز هم مسائلی هستند که نیاز به پاسخ دارند.

با ۹ موتور سوخت متان، کپسول فضایی رد دراگون شرکت به مراتب از هر موشکی فعلی قوی‌تر خواهد بود. فضاپیمایی که در نهایت قادر به سفر به سیاره سرخ و حمل محموله‌ای به وزن ۱۰۰ تن خواهد بود
با ۹ موتور سوخت متان،
کپسول فضایی رد دراگون شرکت به مراتب از هر موشکی فعلی قوی‌تر خواهد بود.
فضاپیمایی که در نهایت قادر به سفر به سیاره سرخ و حمل محموله‌ای به وزن ۱۰۰ تن خواهد بود.

جان لاگسدون، متخصص سیاست هوافضایی سال گذشته به بیزنس اینسایدر، گفته بود: “ماسک مقادیر تحقیقات و فعالیت‌های مناسب مورد نیاز را به حداقل می‌رساند. در طرح‌های فضاپیماها، نمی‌بینیم که صدها نفر در یک زمان آماده سفر به مریخ باشند.”

چیز دیگر اینکه، تمامی این جزئیات براساس دانسته‌های کنونی ماست. تحقیقاتی که به تازگی انجام شده نشان می دهد، تاثیر تشعشعات کیهانی ممکن است، دو برابر چیزی باشد که پیش از این تصور می‌کردیم. بر اساس مطالعه‌ای که دو هفته قبل منتشر شد، خطر ابتلا به سرطان فضانوردان دو برابر بیش از چیزی است که پیش از این تصور می‌کردیم. بر اساس مدل‌سازی‌های جدید دانشمندان، پرتوهای کیهانی می‌تواند اثر تخریبی روی سلول‌های سالم داشته باشد.

دانشمندان می‌گویند که سلول‌های بدن که در اثر در برخورد با ذرات باردار بسیار پر انرژی یا همان پرتوهای کیهانی آسیب دیده و جهش پیدا کرده‌اند، می‌توانند سلول‌هایی که مستقیما تحت تأثیر اشعه‌های فضایی قرار نگرفته‌اند را در خطر قرار دهند. اکنون دانشمندان می‌گویند، مسافران مریخ با مسئله دیگری هم مواجه هستند. محققان می‌گوید، در معرض تشعشعات کهکشانی قرار گرفتن، می‌تواند هسته سلول‌ها را نابود کند و همچنین موجب جهش سلولی شود که می‌تواند منجر به ابتلا به سرطان شود .به‌خوبی می‌دانیم که سلول‌های آسیب دیده، سیگنال‌هایی را به سلول‌های سالم اطراف می‌فرستند و احتمالا ریز محیط سلولی را تغییر می‌دهند. به نظر می‌رسد که این سیگنال‌ها سلول‌های سالم را تغییر داده که موجب تشکیل تومور و یا سرطان می‌شوند.

دانشمندان هنوز دقیقا در مورد خطرات بعد از آن اطمینان ندارند، اما در این زمینه تحقیقاتی در جریان است. این یکی از دلایلی است که اسکات کِلی فضانورد ناسا، تقریبا یک سال را در فضا گذراند تا تأثیر بیشتر اثرات اقامت بلندمدت در فضا را مشخص کنند. تحقیقات دوقلوهای ناسا رطانهم‌اکنون در حال یکپارچه‌سازی نتایج است.اطلاعات بیشتر در این زمینه هم به وسیله کاوشگر کریاسیتی به دست آمد که از نوامبر سال ۲۰۱۱ تا اوت سال ۲۰۱۲، سفر هشت ماه ای را به سوی سیاره سرخ انجام داد. دانشمندان دریافتند که تجهیزات این کاوشگر تا هزار برابر بیشتر از زمین در معرض تشعشعات قرارگرفته‌اند.

محققان پیش از این دریافته بودند که قرار گرفتن در معرض پرتوهای کیهانی می‌تواند منجر به ضایعات مغزی در فضانوردان شود. محققان می‌گویند، محیط فضا خطرات منحصر به فردی برای فضانوردان دارد. قرار گرفتن در معرض این ذرات، می‌تواند منجر به طیف وسیعی از عوارض بالقوه دستگاه عصبی مرکزی همچون، نقص حافظه، اضطراب، افسردگی و اختلال در تصمیم‌گیری شود که می‌تواند در طول سفر رخ  دهد و تا مدت‌ها پس از سفر فضایی تداوم داشته باشد. بسیاری از این عواقب نامطلوب شناختی، ممکن است در طول زندگی به پیشرفت خود ادامه دهد.

اسپیس ایکس قصد دارد، کپسول فضایی بدون سرنشین رِد دراگون را در سال ۲۰۱۸ به مریخ بفرستد و به مرور کپسول های فضایی دیگری به ماموریت مریخ اضافه کند

اسپیس ایکس قصد دارد،
کپسول فضایی بدون سرنشین رِد دراگون را در سال ۲۰۱۸ به مریخ بفرستد و به مرور کپسول های فضایی دیگری به ماموریت مریخ اضافه کند

البته درحالی‌که مشکلاتی از قبیل زوال عقل به ماه‌ها زمان برای بروز احتیاج دارند، زمان موردنیاز برای مأموریت مریخ می‌تواند، برای پیشرفت این اختلالات کافی باشد. بااین‌وجود، خدمه ایستگاه فضایی بین‌المللی که به مدت طولانی مشغول به فعالیت در فضا بوده‌اند، با چنین مشکلی مواجه نشده‌اند. البته این افراد با همان سطح بمباران پرتوهای کیهانی برخورد نکرده‌اند، چراکه در مدار زمین هنوز هم تحت پوشش لایه محافظ زمین مگنتوسفر هستند. چند ماه قبل هم، نتایج مطالعه‌ای نشان داده بود، سفرهای فراتر از سپر مغناطیسی زمین می‌تواند، موجب به خطر افتادن سلامت قلب و عروق فضانوردان شود.

هم‌اکنون می‌دانیم که محافظت از پرتوهای کیهانی برای سالم رسیدن به مریخ و زندگی در سطح آن، اهمیت بسیار زیادی دارد. اما واضح است که حفاظت‌های بیشتری مورد نیاز است و همچنین چگونگی مهندسی روش‌های مقابله با این خطرات، نقش مهمی در مأموریت‌های آینده فضایی ایفا می‌کند.

به جز این، همچنین امکان وقوع یک فاجعه ناگهانی مانند آپولو ۱۳ و یا تراژدی‌هایی همچون شاتل فضایی کلمبیا و چلنجر هم مطرح است. همچنین مطالعه دیگری که اخیرا انجام شده نشان می‌دهد، حجم ماده خاکستری مغز فضانوردان (چیزی که مسئول ادراک حسی، احساسات و دیگر وظایف مهم است) در نتیجه پروازهای فضایی کوتاه و بلند مدت دچار نوسان می‌شود. دانشمندان هنوز مشغول بررسی تأثیر این نوسانات بر سلامتی فضانوردان هستند. اما در همین حال به خوبی به اثبات رسیده، سپری کردن زمانی طولانی خارج از زمین، موجب از دست دادن چگالی استخوان، ماهیچه، تغییرات بینایی می‌شود و همچنین در این بین تأثیر مخرب تشعشعات کیهانی وجود دارد.

ایلان ماسک پس ‌از این پرتاب تاریخی فالکون ۹ در تله کنفرانسی، به خبرنگاران گفت:”حداقل نیاز به کاهش ۱۰۰ برابری و حتی شاید ۱۰۰۰ برابری، هزینه‌های سفر به مریخ وجود دارد و قابلیت استفاده مجدد برای این هدف نیاز کاملا بنیادی محسوب می‌شود. فکر می‌کنم، این (قابلیت) به‌خوبی نشان می‌دهد، امکان رسیدن به مریخ وجود دارد. امیدوارم مردم دیگر ساخت تمدنی در مریخ را به‌مانند هدفی واقعی تلقی کنند.

ایلان ماسک پس ‌از این پرتاب تاریخی فالکون ۹ در تله کنفرانسی، به خبرنگاران گفت:
”حداقل نیاز به کاهش ۱۰۰ برابری و حتی شاید ۱۰۰۰ برابری، هزینه‌های سفر به مریخ وجود دارد و قابلیت استفاده مجدد برای این هدف نیاز کاملا بنیادی محسوب می‌شود. فکر می‌کنم،
 این (قابلیت) به‌خوبی نشان می‌دهد، امکان رسیدن به مریخ وجود دارد. امیدوارم مردم دیگر ساخت تمدنی در مریخ را به‌مانند هدفی واقعی تلقی کنند.

هنوز مشخص نیست، اسپیس ایکس چه برنامه‌ای برای آماده کردن گردشگران فضایی برای سفر (احتمالا بدون بازگشت) به مریخ و مقابله با پیامدهای منفی بسیار زیاد سفر فضایی دارد؛ اما ایلان ماسک فرضیه تأثیرات منفی فضا بر بدن انسان را مضحک می‌داند. او به گیزمودو گفته بود: “سپری کردن زمانی زیاد در فضای عمیق و یا مدار زمین، به مراتب از بودن در مریخ بدتر است.”

اتکینز می گوید: “فضانوردان در هر حال باید این کار را انجام دهند، چراکه آنها کاوشگران هستند و کار خود را ارزشمند می‌دانند. اما اگر واقعا می‌خواهیم مردم را به صورت تصادفی از خیابان انتخاب کنیم و به فضا (سفری که انتظار دارند از آن زنده بازگردند) اعزام کنیم؛ نیاز است در این مورد واقع گرا باشیم و احتمال زنده بازگشتن از چنین سفری بسیار کم است.”

البته اینکه همسایه نزدیک ما چه شگفتی‌های دیگری را در خود پنهان کرده هم مسئله دیگری است. البته ایلان ماسک برداشت‌های کلی خود را در پاراگراف اول مقاله‌اش به وضوح بیان کرده است.  او نوشته: “با صحبت در مورد طرح مریخِ اسپیس ایکس، می‌خواهم (سفر و زندگی) در مریخ را ممکن سازم، همچون چیزی که می‌توانیم در طول زندگی خود به آن دست یابیم.”

لاگسدون هم با این نظر ماسک موافق است، او می‌گوید: “او چشم‌اندازی را بنا نهاده، یک چشم انداز لزوما نباید بی نقص و منسجم باشد.”

چه این مقاله یک رؤیایی توخالی باشد و یا شروع یک اتفاق بزرگ، باید با هوبارد موافق باشیم که این (مقاله) سندی تاریخی است.


برای یکی از مهمترین اختراعات سیلیکون ولی باید سپاسگزار زنی به نام Avideh Zakhor باشیم، در این مصاحبه جذاب با خالق Google Earth و Street View آشنا می‌شوید.

قبل از اینکه گوگل ارث و گوگل استریت ویو کل جهان را به ما نشان دهند، آویده زاخور خالق Google Earth و تیمش یا با کامیونی پُر از سنسور در اطراف برکلی چرخ می‌زدند و یا سوار بر هلیکوپتری در حال عکسبرداری هوایی و نقشه برداری از شهر بصورت سه‌بُعدی بودند!

داستان زندگی آویده زاخور خالق Google Earth

Avideh Zakhor به مدت 30 سال استاد دانشگاه برکلی در دانشکده علوم کامپیوتری و مهندسی الکترونیک بود؛ سپس با استفاده از نتیجه تحقیقات خود استارتاپ Indoor Reality را تاسیس کرد.

این استارتاپ بعد از مدتی به گوگل فروخته شد که اطلاعاتی در مورد قیمت فروش آن وجود ندارد! گوگل نوآوری‌های Avideh Zakhor را به Google Earth و Street View تبدیل و از آن برای ارتقا گوگل مپس استفاده کرد و در نهایت منجر به ساخت خودروهای خودران شد.

خالق Google Earth

اما قبل از همه این اتفاقات باید داستان دختری را بازگو کنیم که در ایران زندگی می‌کرد و بعد از انقلاب، ایران را به مقصد انگلیس ترک نمود. سپس در Caltech، دانشگاه صنعتی کالیفرنیا و بعد از آن در MIT برای کسب دکترای مهندسی الکترونیک ادامه تحصیل داد.

آویده زاخور امروز 53 ساله است و بعنوان مدیر عامل Indoor Reality، استاد مهندسی الکترونیک دانشگاه برکلی  و مسئول بخش مهندسی الکترونیکی کوالکام و همچنین همکار در بنیاد Hertz مشغول به کار می‌باشد، او متاهل است و یک فرزند پسر دارد.

امروز، این کارآفرین و استاد علوم کامپیوتری و مهندسی الکترونیک دانشگاه برکلی در مرکز دو نقطه جنجالی قرار گرفته است، او یک زن در دنیای تکنولوژی است و یک مهاجر.

خالق Google Earth یعنی آویده، عمیقا به هر دو موضوع فکر کرده است و در نهایت تصمیم گرفته هوش و انرژی خود را از مسائل دنیای بیرون به درون انتقال دهد.

خالق Google Earth

Avideh Zakhor بنیانگذار Indoor Reality برای ساخت نقشه‌هایی از فضای داخلی ساختمان است. او راه حلی برای کمک به مسیریابی پهپادهای تحویل آمازون ارائه کرده و با ساخت نقشه‌های داخلی از ساختمان‌ها، در حال کار بر روی تورهای مجازی برای بخش املاک است.

Avideh Zakhor در مصاحبه‌ای درباره استارتاپ و تکنولوژی انقلابی که بنیانگذاری و ابداع کرده و همچنین تجربه خود بعنوان یک زن در دنیای تکنولوژی سخن می‌گوید.

به دنبال حل چه مشکلی بودید که موفق به اختراع تکنولوژی شکل دهنده Google Earth شدید؟

من واقعا به مُدلسازی سه‎بُعدی شهرها علاقه‌مند بودم و با قرار دادن سنسورهایی در بالای خودروها و رانندگی کردن در فضای شهر، امکان ساخت مدل‌های سه‎بُعدی از ساختمان‌ها و اجسام فراهم شد.

در حقیقت قصد داشتیم یک مدل سه‎بُعدی کامل از یک ساختمان 4 در 4 در برکلی بسازیم. DARPA (بازوی تحقیقاتی پنتاگون) در مورد این پروژه شنید و سپس گوگل آن را خریداری کرد.

خالق Google Earth

در آن زمان احساس کردم گوگل کمپانی خوبی است، آنها آتشفشانی از پول داشتند و می‌توانستند با منابع کافی که در اختیار داشتند از تمام کره زمین نقشه‌های سه‎بُعدی تهیه کنند.

ما یک شیوه سریع و خودکار برای ساخت مدل‌های سه‎بُعدی از شهرها داشتیم و این یکی از عناصر کلیدی شکل دهنده Google Earth بود.

وقتی از گوگل مپس استفاده می‌کنید، امکان تغییر وضعیت از دید ماهواره‌ای به دید خیابانی را خواهید داشت و Google Earth همه این موارد را با هم ترکیب و بصورت یکجا ارائه داد.

کاربردهای اصلی Indoor Reality چیست؟ 

با استفاده از این تکنولوژی کمپانی‌هایی همچون آمازون می‎‌توانند از پهپادها برای تحویل بسته‌های خود به بیرون ساختمان‌های بزرگ استفاده کنند؛ سپس به ربات‌هایی نیاز خواهد بود که این بسته‌ها را به داخل ساختمان تحویل دهند و به همین دلیل به نقشه‌های داخلی نیاز است.

برای استفاده از واقعیت مجازی و واقعیت افزوده در فضای داخلی ساختمان‌ها نیاز به نقشه برداری داخلی است. معماران به مدل‌هایی به نام as-built نیاز دارند که در روند ساخت یک ساختمان از تمام زوایا تهیه می‌شود اما 80 تا 90 درصد ساختمان‌های آمریکا فاقد این نقشه‌های معماری دقیق هستند.

نقشه داخلی یا واقعیت داخلی کاربردهای زیادی در بخش املاک خواهد داشت و امکان بازدید از املاک و ساختمان‌های مختلف را بدون نیاز به حضور در محل و بصورت مجازی فراهم می‌کند. ممیزی انرژی در ساختمان یکی دیگر از کاربردهای این تکنولوژی است.

پیشنهاد آویده پوشیدن یک کوله پشتی مجهز به سنسورهای مختلف و راه رفتن در تمام زوایای ساختمان بوده است و بعد از آن نقشه داخلی ساختمان را خواهید داشت.

در مورد نبود برابری‌های جنسیتی در فضای تکنولوژی چه فکر می‌کنید؟

این مشکل واقعا جدی است، در این کشور نیاز به دانشمندان و مهندسان و متخصصان ریاضی، علوم و تکنولوژی بیشتری دارد، اگر زنان در این بخش‌ها فعالیت نکنند نیمی از جمعیت متخصص حذف خواهند شد. این شغل‌ها درآمدهای بالایی دارند.

وقتی در دانشگاه Caltech تحصیل می‌کردم، در بیشتر کلاس‌ها فقط یک زن حاضر می‌شد و آن‌هم من بودم. وقتی دیر می‌کردم استاد از دانشجویان پسر دیگر می‌پرسید، اون خانومه کجاس؟ و این موضوع برای من واقعا آزار‌دهنده بود چون آن‌را یک توهین تلقی می‌کردم.

خالق Google Earth

اگر بتوانیم از همان کودکی دختران خود را به علوم، تکنولوژی، ریاضیات و مهندسی علاقه‌مند کنیم شاید مشکل کمبود متخصصان زن در دنیای تکنولوژی حل شود.

محصولاتی که ما می‎‌سازیم قرار است توسط همه افراد استفاده شوند. اگر گروهی از 20 تا 35 طراح مرد داشته باشید که محصولی را طراحی می‌کنند، در نهایت محصولی را ارائه خواهند داد که بخش بزرگی از جمعیت در روند تولید آن در نظر گرفته نشده است.

شاید مشکل اینجاست که سبک مدیریت زنان کمی متفاوت از مردان است.

چگونه می‌توان زنان بیشتری را به دنیای تکنولوژی وارد کرد؟

این کار باید از مدارس ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان شروع شود. دختران در دوران ابتدایی و راهنمایی به علوم و ریاضیات علاقه‌مند هستند اما وقتی وارد دبیرستان می‌شوند این علاقه بصورت ناگهانی از بین رفته و کاهش می‌یابد.

خالق Google Earth

شاید معلم‌های دبیرستان آنطور که باید از دانش‌آموزان دختر پشتیبانی نمی‌کنند، اگر علاقه به ریاضیات و علوم در همان دوران دبیرستان نیز حفظ شود؛ شاید این کاهش متخصصان زن در مراحل بعدی رخ ندهد.

دیدگاه شما در مورد متخصصان خارجی ماهر در صنعت تکنولوژی چیست؟

مهاجران ماهر و حرفه‌ای برای اقتصاد کشوری همچون آمریکا حیاتی هستند. آنها شرکت‌هایی را بنیانگذاری کرده، مالیات می‌دهند و نقش‌های مهمی ایفا می‌کنند.

خالق Google Earth

کشورهای اصلی این مهاجران هزینه زیادی صرف آموزش آنها کرده‌اند و محدود کردن این مهاجران هم از نظر اقتصادی و هم از هر جنبه دیگری که فکرش را بکنید، یک اشتباه بزرگ است.

صنعت تکنولوژی نیازمند استعدادهای خارجی است. ای کاش سیاست‌های شفاف‌تری در مورد مهاجران وجود داشت و این تصور وجود نداشت که همه آنها در یک سبد جای می‌گیرند.

خالق Google Earth از زندگی شخصی خود می‌گوید

Avideh می‌گوید یک تابستان به عنوان نجات غریق در سواحل ولز جنوبی مشغول به کار بودم. علاقه زیادی به فیلم‌های خارجی دارم و احتمالا اگر قرار می‌شد شغل دیگری داشته باشم یک منتقد فیلم می‌شدم!

خالق Google Earth

علاقه زیادی به دوچرخه سواری دارم و چهار تا پنج بار در هفته دوچرخه سواری می‌کنم و تا به حال تصادف‌های وحشتناکی داشته‌ام، در طول چهار ماه، دو بار به دلیل مصدومیت در بیمارستان بستری شدم.

جالب است بدانید تاکنون بارها به دلیل شکستگی‌های استخوانی مختلف در مقاطع مختلف راهی بیمارستان شده‌ام!!

شاید سال‌ها پیش ایران را ترک کرده باشم اما همچنان عاشق موسیقی ایرانی هستم و 1400 ترانه ایرانی بر روی آیپاد خود دارم. Avideh می‌گوید: طرفدار پر و پا قرص همه اخبار هستم.


ژاپن در جستجوی راهکارهای صرفه جویی در مصرف انرژی


ژاپن کشوری فاقد منابع سوخت فسیلی است، اما مصرف انرژی زیادی دارد. ژاپنی‌ها را می توان در مصرف بی‌رویه‌ی انرژی، خصوصاً برق سرآمدی در نوع خود توصیف کرد اما این کشور بعد از فاجعه‌ی سونامی و زلزله در فوکوشیما طرح‌های نوینی برای خودکفایی و کاهش مصرف انرژی دارد. آیا ژاپن می‌تواند از طریق مشارکت اجتماعی مصرف برق خود را کاهش دهد؟

در دانشگاه “میجی گاکوئین” (Meiji Gakuin) ، خانم پروفسور “کیکو تاناکا” (Keiko Tanaka) کلاس‌هایی را اداره می‌کند که تنها نیمی از لامپ‌های آن روشن است. کلاس‌هایی که تاکید کمتری بر استفاده از کامپیوتر و سایر وسایل برقی دارند. پروفسور تاناکا این روزها بیشتر از گچ و تخته سیاه استفاده می‌کند. زمین‌لرزه 9 ریشتری ژاپن در تاریخ جمعه 11 ماه مارس سال 2011 ( 20 اسفندماه سال 1389 ) که سونامی را نیز بدنبال داشت، بدون‌تردید تاثیر بسزایی در تغییر الگوی مصرف شهروندانی نظیر پروفسور تاناکا داشته است. سونامی و زمین لرزه‌ای که در نزدیکی شهر “سندایی” (Sendaii) در استان “میاگی” (Miyagi) به وقوع پیوست و شرق شبه جزیره “اوشیکا” (Oshika)  ناحیه “توهوکو” (Tohoku)  را نیز تحت‌تاثیر قرار داد، شاید یکی از فاجعه‌بارترین‌ها در نوع خود بود چرا که تبعات آتی آن کماکان مشکلات عمده‌ای را در سیستم برق‌رسانی ژاپن ایجاد کرده است.

هرچند که این مشکلات تا حد زیادی مرتفع شده اما متخصصانی همچون پروفسور تاناکا باور دارند که نه‌تنها دانشگاهیان بلکه سایر مردم عادی نیز وظیفه دارند تا برای رفع نیازهای جامعه خود، مسئولیت حفاظت از انرژی و صرفه‌جویی هرچه بیشتر را برعهده بگیرند. ژاپن کشوری است که بالاجبار 84 درصد انرژی مصرفی خود را وارد می‌کند. نخستین رآکتور هسته‌ای تجاری در اواسط سال 1966 (1345 ه.ش.) در ژاپن شروع به فعالیت کرد. پیش از حادثه فوکوشیما بیش از 50 رآکتور مسئولیت تولید 30 درصد از برق این کشور را برعهده داشتند و قرار بود که این میزان تا سال 2017 به حدود 40 درصد ارتقاء پیدا کند اما بعد از فوکوشیما شرایط به نحوی غیرقابل باور تغییر کرد، چنانچه در حال حاضر تنها نیمی از این برآورد عملی شده است. البته کماکان انتظار می‌رود که انرژی هسته‌ای بتواند نقشی موثر در تامین سوخت این کشور ایفاء نماید.

ژاپنی‌های پرمصرف

پروفسور تاناکا چندی پیش در مصاحبه با بخش خبری مجله‌ی نشنال جئوگرافیک چنین گفت: «ژاپن کشوری است که در آن دختران 18 ساله تنها برای بالا رفتن از یک طبقه از پله‌برقی استفاده می‌کنند. ژاپن کشوری است که توالت‌های فرنگی‌اش با سیستمهای مخصوص، گرم نگه داشته می‌شوند. کشوری که در آن از صداسازهای الکتریکی پرمصرف جهت پوشش دادن سایر اصوات نامطلوب استفاده می‌شود. به معنای واقعی کلمه می‌توان گفت که ژاپنی‌ها به زندگی راحت و استفاده از وسایلی که هزینه‌های بسیار بالای انرژی را به همراه دارند، عادت کرده‌اند و این مساله آینده درخشانی را به تصویر نمی‌کشد.» حادثه‌ی نیروگاه هسته‌ای “فوکوشیما دائیچی” (Fukushima Daiichi) و آسیبی که سونامی و زلزله به سایر زیرساختهای ژاپن وارد ساخت، بعدها به دقت مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. هزینه‌ی خسارات شاید یکی از بیشترین مواردی بود که زیر ذره‌بین و نگاههای موشکافانه مسئولین ژاپنی قرار گرفت. بیشتر تاکیدات نیز بر مساله تامین برق بوده و هست چرا که بنا بر گزارشات نیروگاه فوکوشیما نقش عمده‌ای در تامین برق ژاپن داشته است. آژانس بین‌المللی انرژی بارها در گزارشات متعدد اعلام کرده که ژاپن احتمالاً یکی از کشورهاییست که در آینده با کمبود جدی برق مواجه خواهد بود مگر آنکه الگوی مصرف خود را هرچه سریعتر تغییر دهد. درست است که این مساله تاکنون از طریق مدیریت حل شده اما متخصصان باور دارند که کمبود برق در ژاپن را باید جدی گرفت.

japanenergy1

نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما در زمین‌لرزه‌ی سال ۲۰۱۱ خسارات جبران‌ناپذیری دید و مشکلات زیست‌محیطی زیادی ایجاد کرد

ژاپن ظرف 3 سال و نیم گذشته تمام تلاش خود را بکار بسته تا با تعمیر زیرساختهای آسیب‌دیده و افزایش صادرات گاز طبیعی مایع (LNG) مشکل را مدیریت کند اما کارشناسان آژانس بین‌المللی انرژی کماکان باور دارند که بحران می‌تواند دیر یا زود گریبان ژاپن را بگیرد. لازم به ذکر است که تا قبل از ماه مارس سال 2011 (قبل از وقوع سونامی و زلزله) نیروگاه‌های هسته‌ای ژاپن در حدود یک سوم برق این کشور را تامین می‌کرد. ژاپنی‌ها در خلال یک برنامه بلندمدت تصمیم دارند تا سال 2050 م. به میزان 54 درصد و تا سال 2100 م. بالغ بر 90 درصد از تولید گاز دی‌اکسیدکربن خود بکاهند و این یعنی عزم دولت برای کاهش مصرف انرژی‌های غیرقابل‌تجدید عملاً جدی است. در فوریه امسال نخست وزیر ژاپن رسماً اعلام کرد که 80 درصد نفت و 20 درصد گاز طبیعی مصرفی این کشور از خلیج‌فارس و تنگه هرمز می‌آید. در ماه آوریل نیز دولت مجدد اعلام کرد که درصدد است تا سال 2030 م. حدود 60 درصد انرژی مصرفی خود را از طریق انرژی هسته‌ای تامین نماید و برای تحقق این منظور مشارکت مردمی و کاهش در مصرف انرژی را بالاخص در برهه کنونی از ضروریات می‌داند.

اغلب مردم ژاپن به زندگی راحت و استفاده از وسایلی که هزینه¬های بسیار بالای انرژی را به همراه دارد، عادت کرده‌اند

پیش به‌سوی انرژی‌های تجدیدپذیر

نخست وزیر ژاپن خاطر نشان ساخته که ژاپن بایستی در برنامه بلندمدت خود بالاجبار به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر برود. هدف دولت ژاپن این است که تا سال 2020 انرژی 10 میلیون منزل مسکونی را از طریق انرژی خورشیدی تامین نماید. ژاپن هیچ منبع سوخت فسیلی ندارد و به همین دلیل اغلب در ماه‌های جولای و آگوست (تیر و مرداد) یعنی زمانی که دستگاه‌های تهویه مطبوع هوا بیشترین فشار را بر شبکه برق‌رسانی وارد می‌کنند؛ با یک مشکل حاد مواجه می‌شود و آن‌هم تامین برق شهروندان است. متخصصان می‌گویند که شهروندان ژاپنی هر چقدر که در مصرف برق صرفه‌جویی کنند، باز هم کم است. چندین سال است که دولت تاکید دارد تا ژاپنی‌ها حداقل در فصل تابستان 15 الی 25 درصد در مصرف برق صرفه‌جویی کنند اما این مساله قطعاً بدون همت شهروندانی نظیر پروفسور تاناکا میسر نخواهد شد. آژانس بین‌المللی انرژی می‌گوید که ژاپن برای برداشتن گامهای مثبت بایستی به دقت مبانی همچون کارآیی انرژی و معیارهای حفاظتی را برای مردم تشریح نماید.

تعهد دولت به اجرای دستورالعمل‌های یک کمپین زیست‌محیطی

با توجه به بحران مصرف برق در فصل تابستان، دولت ژاپن درصدد برآمد تا بالاخره تعهد اجرای دستاوردهای کمپین “کولبیز” (Cool Biz) را برعهده بگیرد. کمپین کولبیز، کمپینی بود که در سال 2005 (1384 ه.ش.) وزیر محیط‌زیست ژاپن آقای “یوریکو کویکه” (Yuriko Koike)  آن را به منظور کاهش مصرف برق در ژاپن راه‌اندازی کرد. دولت ژاپن در راستای تعهد به اجرای دستاوردهای این کمپین زیست‌محیطی از ادارات خواسته که درجه حرارت محیط‌های کاری خود را در حد 28 درجه سانتیگراد ثابت نگه دارند. این در حالی است که درجه حرارت هوا در تابستان‌های توکیو از مرز 30 درجه سانتیگراد می‌گذرد و به این شرایط بایستی رطوبت ملموس هوا را هم اضافه کرد. دولت ژاپن می‌گوید که خوشبختانه تاکنون کارمندان ادارات برای پیروی از این دستورالعمل‌ها از خود علاقه نشان داده‌اند. جالب است که حتی وزیر اقتصاد ژاپن اعلام کرده زیرمجموعه تحت مدیریت وی قصد دارد تا در زمینه صرفه‌جویی در مصرف انرژی برای سایر ارگانهای دولتی الگو باشد.

کاهش استفاده از پرینترها، دستگاه‌های کپی، غیرفعال کردن درب‌های اتوماتیک، کاهش شمار آسانسورهایی که بی‌وقفه در ساختمان‌های مختلف در حال سرویس‌دهی هستند و در نهایت تغییر زمانهای کاری از برنامه‌های پیشنهادی وزیر اقتصاد بوده که ظاهراً با استقبال مواجه شده است. با این وجود برخی از روشهای حمایتی جهت صرفه‌جویی در مصرف انرژی کماکان ناکام مانده‌اند . “تارو کونو” (Taro Kono)  یکی از نمایندگان پارلمان ملی ژاپن می‌گوید که وی تلاش زیادی کرده تا صاحبان مشاغل را بیش از پیش به استفاده از وسایل ارتباطی دوربرد تشویق نماید؛ اما نتیجه‌ی اینکار مثبت نبوده چرا که برای اکثر مدیران و صاحبان مشاغل حضور فیزیکی کارمندان در محیط کار و دیدن اینکه آنها واقعاً چه کاری انجام می‌دهند، مهم است. در حقیقت حتی در دنیای مدرن امروز و در کشوری پیشرفته همچون ژاپن نیز تمایل چندانی به دست کشیدن از شیوه‌های قدیمی مدیریتی و پذیرفتن شیوه‌های مدیریت از راه دور وجود ندارد.

japangreenenergy2

در یک دهه‌ی اخیر دولت ژاپن از مردن خواسته به صورت جدی در مصرف انرژی صرفه‌جویی کنند

بر اساس داده‌های “موسسه منابع جهانی” (World Resources Institute) که به طور گسترده‌ای گرایشات جامعه جهانی را بررسی می‌کند، مصرف انرژی ژاپن به ازای هر واحد از تولید ناخالص داخلی (GDP) حدوداً 20 درصد پایین‌تر از متوسط جهانی و حتی 30 درصد کمتر از آمریکا است. “آژانس منابع طبیعی و انرژی ژاپن” (ANRE) تخمین زده است که در طی 30 سال گذشته ژاپن توانسته کارآیی انرژی خود را 37 درصد بهبود بخشد و این رقم در نوع خود بیانگر همت والای یک جامعه در صرفه‌جویی است. آژانس بین‌المللی انرژی در گزارشی تحت عنوان “تعجیل در صرفه‌جویی مصرف برق در ژاپن” عنوان کرده که هنوز مشخص نیست مشاغل کوچک و متوسط ژاپن تا چه حد می‌توانند میزان مصرف داوطلبانه خود از انرژی الکتریکی را کاهش دهند اما ظاهراً مردم در این کشور تمایل به تغییر در شیوه‌ی مصرف دارند. این آژانس گفته که بسیاری از معیارهای صرفه¬جویی در مصرف انرژی در برخی شرکت‌ها مستلزم تغییر ساعت کاری آنها به بعدازظهرها و حتی روزهای تعطیل است و این موضوعی است که تایید جمعی را طلب می‌کند چرا که در این شرایط حتی برنامه کاری بسیاری از والدین نیز به طور قطع تغییر خواهد کرد.

طی 30 سال گذشته ژاپن توانسته کارآیی انرژی خود را 37 درصد ارتقاء بخشد  اما به گفته‌ی متخصصان هنوز تا رسیدن به مقصود نهایی راهی طولانی در پیش است

برنامه‌های جایگزین

شواهد حاکی از آن است که دامنه‌ی معضل کمبود برق در ژاپن به واسطه نیازهای فراوان و بلندمدت رو به گسترش است اما در حال حاضر یک مساله دیگر نیز موجب نگرانی شده است. سابق بر این نیروگاههای هسته‌ای ژاپن بر اساس یک برنامه مشخص هر 13 ماه یک بار تحت نظارت و کنترل سیاستمداران منطقه مربوطه و متخصصین قرار می‌گرفتند و در نهایت با تایید آنها استارت مجدد کار زده می‌شد. تایید این استارت‌های مجدد معمولاً یک امر معمول بوده اما از فاجعه فوکوشیما به بعد این برنامه کلاً دستخوش تغییر و تاخیر شده است. نتیجه این تاخیر حتی می‌تواند بیشتر از آسیب‌هایی باشد که زمین‌لرزه به ژاپن وارد کرده. درحال حاضر تعداد قابل ملاحظه‌ای از نیروگاه هسته‌ای ژاپن غیرفعال هستند. متخصصان انرژی می‌گویند که اگر این نیروگاهها هرچه سریعتر فعال نشوند، ممکن است که یک زنجیره بهم پیوسته دچار اختلال گردد. فاجعه فوکوشیما تاثیر بسزایی در زمینه دستیابی سریع به منابع جایگزین انرژی را در ژاپن داشت. از آنجایی که این کشور منابع ژئوترمال غنی دارد لذا برنامه‌های متعددی نیز در دستور کار است. ژاپن با داشتن نزدیک به 200 آتشفشان و حدوداً 28000 چشمه آب گرم توانایی تولید 80000 مگاوات برق را دارا است و این میزان می‌تواند نیمی از نیازهای برق کشور را تامین نماید. علاوه بر این در سال 2009 (1388 ه.ش.) مطلبی در آکادمی ملی علوم ژاپن چاپ شد مبنی بر اینکه منابع بادی این کشور می‌تواند نیمی دیگر از نیاز برقی را مرتفع سازد.

japangreenenergy3

ژاپن برنامه‌های زیادی را برای استفاده از انرژی زمین‌گرمایی در دست اجرا دارد

200 آتشفشان و 28 هزار چشمه‌ی آب گرم ژاپن، به راحتی قادر به تولید 80 هزار مگاوات برق هستند. این میزان می‌تواند نیمی از نیازهای برق این کشور را تامین کند

از سوی دیگر ژاپنی‌ها به شدت درصدد جستجوی راهی برای ارتقاء سیستم بهره‌برداری از پتانسیل انرژی خورشیدی هستند و این خود یک دلیل دیگر است که باعث شده نه‌تنها توجه دولت بلکه حتی توجه مردم عادی جامعه نیز به سمت کاهش مصرف انرژی و تلاش در راستای همگامی با دولت بیشتر شود. هم‌اکنون بسیاری از شهروندان در ژاپن مدعی شده‌اند که می‌خواهند تا میزان سلول‌های فتوولتائیک خورشیدی را خصوصاً در پشت بام‎هایشان افزایش دهند. این‎همه در حالی صورت می‌گیرد که در سال 2010 (1389 ه.ش.)، سلول‎های خورشیدی تنها 3500 مگاوات برق را در ژاپن تولید می‌کردند اما اکنون ژاپن درصدد است تا در خلال یک برنامه بلندمدت و تا سال 2030م. این رقم را به 53000 مگاوات ارتقاء بخشد.

علاوه بر هدف دولت مبنی بر تولید انرژی 10 میلیون خانه تا سال 2020 ، این کشور پانل‎های خورشیدی کافی را هم در اختیار دارد تا انرژی 18 میلیون خانه را تا سال 2030 تامین نماید. یکی از شهروندان ژاپنی که در این زمینه به همیاری دولت آمده، “ماسا یوشی سون” (Masayoshi Son) بنیانگزار کمپانی صوتی و تصویری “سافت بانک موبایل” (Softbank Mobile) و ثروتمندترین مرد ژاپن است. این سرمایه¬گذار قصد دارد تا با صرف میلیون‌ها دلار هزینه شخصی خود یک تحقیق اساسی در زمینه انرژی‌های تجدیدپذیر انجام دهد. تاکنون از 47 ایالت ژاپن، دو سوم پذیرفته‌اند که در این تحقیق مشارکت داشته باشند. به گفته متخصصان مهمترین گام را در تحقق این اهداف بلندمدت اعضاء جامعه برخواهند داشت چرا که این تنها مشارکت مردمی است که می‌تواند اهدافی تا چنین حد بلندپروازانه را به واقعیت نزدیک کند.

japangreenenergy4

بسیاری از مردم ژاپن قصد دارند که از پنل‌های خورشیدی روی بام خانه‌های خود استفاده کنند

در سال 2010 سلولهای خورشیدی تنها 3500 مگاوات برق را در ژاپن تولید می‌کردند. این کشور قصد دارد تا سال 2030 این رقم را تا 53 هزار مگاوات افزایش دهد

مشارکت اجتماعی زمینه‌ساز گام‎های بزرگ

“اندرو د ویت” (Andrew D. Wit) استاد اقتصاد عمومی “دانشگاه ریکیو” (Rikkyo University) توکیو که در زمینه وضعیت مصرف انرژی در کشورهای مختلف مطالعات زیادی انجام داده، می‌گوید: «به طور قطع منابع جایگزین جهت استفاده از انرژیهای پاک در ژاپن فراوان است. شاید این حرف به نظر جنبه ایده‌آلیستی داشته باشد اما من مطمئن هستم که ژاپن توانایی آن را دارد که از تمامی این مشکلات و محدودیت‌ها برای دستیابی به انرژی‌های تجدیدپذیر استفاده کند چرا که جامعه ژاپنی به‌شدت خواهان همگامی با دولت است.» آقای د ویت به این موضوع هم اشراف دارد که استفاده از انرژی هسته‌ای و فواید آن مساله‌ای نیست که بتوان به راحتی آن را نادیده گرفت. وی می‌گوید: «در زمینه استفاده از انرژیهای پاک هنوز هم بحث و سخن فراوان است. برخی معتقدند در مناطقی که انرژی بادی را مورد بهره‌برداری قرار می‌دهند، صدا خیلی زیاد است و برخی نیز می‌گویند پره‌های مخصوص آسیابهای بادی پرندگان را می‌کشند و … . به هرحال هنوز چالش‌های بسیاری در عرصه استفاده از انرژیهای پاک وجود دارد که می‌تواند با همدلی مردم مرتفع شود.»

japangreenenergy5

جمع‌‌بندی

مساله تامین انرژی آینده ژاپن هنوز هم در پرده ابهام است و سوالات بسیاری در این زمینه وجود دارد اما در حال حاضر ذهن اغلب شهروندان بر مساله صرفه‌جویی و کاهش مصرف متمرکز شده است. “کازوتو تسوچیا” (Kazuto Tsuchiya) دانشجوی دانشگاه کالیفرنیای جنوبی که تابستان را با خانواده خود در ایالت “سوزوکا” (Suzuka) واقع در مرکز ژاپن می‌گذراند، می‌گوید که بستگانش تصمیم داشته‌اند که برای تابستان یک دستگاه خنک‌کننده هوا ابتیاع نمایند اما به خاطر شرایط این تصمیم را به بعد موکول کرده‌اند. وی در خاتمه یادآور شد که ما ژاپنی‌ها تصمیم گرفته¬ایم که حتی اگر لازم شد، گرمای تابستان را با بادبزن‌های سنتی ژاپن تحمل کنیم اما در مصرف برق صرفه‌جویی کنیم. او به چشم خود شاهد این است که همشهریانش نه‌تنها مساله حفاظت از انرژی را جدی گرفته‌اند بلکه حتی می‌توان گفت که مشتاقانه آن را پذیرفته‌اند. به نظر می‌رسد که ژاپنی‌ها این جمله که ” ما چاره‌ای نداریم، پس مجبوریم که شرایط را بپذیریم” بسیار جدی گرفته‌اند.

فرناز حیدری

منبع: NationalGeographic, WorldNuclear, Indexmundi



چه کسی انتظار دارد پسربچه کوچکی که بنا بر مصلحت پدر بعد از گذراندن دوره دبستان به کار در مزرعه گماشته شده، روزی این چنین در دنیا بدرخشد؟

داستان موفقیت هنری فورد، موسس شرکت اتومبیل سازی فورد

سیبی که روی سر فورد خورد

پدر چندان بی رحم نبود. اقتضای زندگی فقیرانه هنری ایجاب می کرد که او به جای صرف هزینه در تحصیل به کارهای سخت مزرعه بپردازد اما مزرعه پایان رویاهای فورد نبود. او از همان کودکی با تکه های فلز و آهنی که پیدا می کرد چیزهایی را می ساخت اما سیبی که نیوتن را متحول کرد، در هنری فورد به گونه ای دیگر متجلی شد.

هنری فورد در خاطرات خود می گوید: «اولین باری که یک لکوموتیو را از نزدیک دیدم هنوز به خاطر دارم. در واقع آشنایی من با دنیای اتومبیل از همین اتفاق شروع شد. چند سال بعد از این اتفاق با تلاش و سعی فراوان توانستم نمونه ای از آن لکوموتیو را تهیه کنم اما ذهن من همچنان به فکر ساختن وسیله نقلیه ای بود که بتواند جاده ها را با سرعت پشت سر بگذارد.»

جدایی از پدر

پدر برای تشویق کارهای خلاقانه پسر کارگاه کوچکی را برایش ساخته بود اما میل و اشتیاق هنری از این فراتر رفت. او تصمیم گرفت در یک کارگاه موتورسازی آموزش ببیند اما این تصمیم هنری مخالفت شدید پدر را به دنبال داشت زیرا جدایی از پسر به معنای از دست داد بزرگترین کمک و دستیار بود اما هنری 17 ساله تصمیمش را گرفت و بعد از 3 سال توانست مهارت نسبی در زمینه فنون مکانیک به دست بیاورد.

داستان موفقیت هنری فورد، موسس شرکت اتومبیل سازی فورد

فورد متفاوت فکر می کرد

آن روزها اختلاف نظر زیادی بر سر استفاده از بنزین به عنوان سوخت ماشین ها بود. فرضیه استفاده از بنزین برای تامین سوخت ماشین مضحک تر از چیزی بود که جنبه واقعیت پیدا کند. هنری فورد تحصیلات دانشگاهی نداشت اما با مطالعه نشریات علمی و پیگیری مباحث علمی و فنی در خصوص مکانیک چیزی از یک فارغ التحصیل رشته مکانیک کم نداشت. در سال 1892 زمانی که هنری فورد 29 سال بیشتر نداشت، ساخت اولین موتور بنزینی اتومبیل را به پایان رساند.

از اولین تلنگری که بعد از دیدن لکوموتیو در او زده شده بود، درست 17 سال می گذشت. هنری فورد 17 سال بی وقفه و مصرانه دنبال تحقق رویای خود بود. فورد حدود یک سال اتومبیل خود را در زمینه های مختلف تحت آزمایش قرار داد و در نهایت توانست آن را به قیمت 200 دلار بفروشد اما بعد از این موفقیت دست از تلاش نکشید.

به خاطر پول دست از رویایش برنداشت

هنری فورد قبل از اختراع اولین موتور بنزینی اتومبیل در یک شرکت به عنوان سرمکانیک مشغول به کار بود. بعد از این اتفاق، روسای شرکت به او پیشنهاد سمت بالاتر و حقوق بیشتری را دادند اما محوریت فعالیت های آن شرکت بر پایه برق بود.

پذیرفتن پیشنهاد، یعنی فراموشی رویای موتورهای بنزینی. شاید این موقعیت برای خیلی از افراد به وجود بیاید و اغلب افراد با فراموشی رویای خود ترجیح می دهند جایگاهی را در اختیار داشته باشند که آنها را تامین کند. با همین توجیه ساده رویاها به دست فراموشی سپرده می شود اما هنری فورد از آن گروه از افراد نبود. او می گوید: «برای اینکه تحت فرمان کسی نباشم دست از کار کشیدم.»

استعفا از کار

هنری فورد بعد از جدایی از شرکت هیچ پولی در بساط نداشت. توجیه کردن اسپانسرها برای تولید انبوه اتومبیل کار سختی بود. کسی اهل خطر نبود. با این حال چند سرمایه گذار با دل و جرأت بالاخره موافقت کردند در این پروژه بزرگ با هنری فورد همکاری کنند. کارخانه فورد در سال تنها می توانست 6 تا 7 اتومبیل تولید کند. او به کیفیت کار فکر می کرد اما شرکای او به فروش و سود بیشتر؛ همین اختلافات باعث استعفای فورد شد.

داستان موفقیت هنری فورد، موسس شرکت اتومبیل سازی فورد

مسابقه ای که فورد را نجات داد

فورد بعد از استعفا عقب نشینی نکرد. او برای نشان دادن قدرت اتومبیل های تولیدی خود در یک مسابقه اتومبیلرانی شرکت کرد و با اختلاف نیم مایل برنده مسابقه شد. این پیروزی به مردم فهماند سریع ترین اتومبیل ها متعلق به تولیدات فورد است.

بعد از این اتفاق، فورد شرکت موتور فورد را تاسیس کرد. او هم مدیرعامل بود، هم سرپرست کارگاه و هم سرمکانیک. برخلاف دیگر تولیدکنندگان که سنگینی خودرو را نشانه با ارزش تر بودن آن می دانستند، فورد اولین اتومبیل سبک وزن خود را به نام «مدل A» ساخت که علاوه بر شیک بودن، سریع و کم مصرف بود. او در اولین سال تولید کارخانه توانست 1708 دستگاه اتومبیل بفروشد.

وقتی اوضاع فورد سکه شد

کارخانه اتومبیل سازی فورد هر سال رشد قابل توجهی داشت. بعد از گذشت 5 سال حدود 1908 نفر در کارخانه او مشغول به کار بودند. اوج کار فورد به آنجا رسیده بود که روزانه 100 اتومبیل تولید می کردند. شرکای او بیم آن را داشتند که کارخانه دچار ورشکستگی شود. جواب فورد به آنها این بود: «امیدوارم روزی بتوانم روزانه هزار اتومبیل روانه بازار کنم.»

پدر روبات های صنعتی

برخلاف تصور مطبوعات که ورشکستگی کارخانه فورد را قطعی می دانستند، فورد گوشش به این حرف ها بدهکار نبود. او برای تولید بیشتر، اولین مجموعه بزرگ صنعتی را راه انداخت. در واقع او با راه اندازی سیستم خط تولید مکانیزه نام «پدر روبات های صنعتی» را از آن خود کرد.

فور توانست کارخانجات اتومبیل سازی را در کشورهای مختلف تاسیس کند. تولیدات کارخانه فورد دیگر به مرز 4 هزار اتومبیل در سال رسید و حتی بعد از مرگ او نیز متوقف نشد. او در خاطرات خود می گوید: «به عقیده من هر کسی که روی کره زمین درباره چیزی آگاهی کامل داشته باشد دیگر کاری را ناممکن نخواهد شمرد.»

 رادیو برای بسیاری از بچه‌ها در کشور زامبیا در جنوب آفریقا نقش مدرسه را بازی می‌کند. حتی معلم‌ها ‌نیز از طریق رادیو آموزش می‌بینند.


مدرسه جایی میان مزارع ذرت قرار دارد و کلاس درس هم به کلاس معمولی شباهت ندارد. تخته سیاه هم به درختی تنومند تکیه داده شده‌است و از میز‌ و‌ صندلی هم خبری نیست. ۵۲ دانش‌آموز مدرسه به جای نیمکت روی سنگ‌ می‌نشینند.
کلاس درس زیر آسمان آبی برگزار می‌شود. یک رادیوی پلاستیکی که با انرژی خورشید کار می‌کند، درست کنار بچه‌ها روی زمین، زیر آفتاب داغ قراردارد. معلم هر روز فرکانس رادیو را تنظیم می‌کند‌ و ‌آن را خوب زیر نورخورشید قرار می‌دهد.
معلم‌ها نیز همزمان آموزش می‌بینند
دقیقا چند دقیقه مانده به ۱۰ صبح برنامه درسی دانش‌آموزان کلاس دوم شروع می‌شود: "توجه! درس هم‌اکنون شروع می‌شود".
به مدت ۳۵ دقیقه، فردی از طریق رادیو به معلم دستورالعمل‌های دقیق می‌دهد. به طورمثال گوینده رادیو به معلم می‌گوید: «روی تخته سیاه حرف "ب" را بنویسید.» و یا اینکه «از یکی از دانش‌آموزان بخواهید پای تخته بیاید.» شاید این راهنمایی‌ها پیش پا افتاده به نظر بیایند اما برای معلم مدرسه‌ی "نشیمونیا استمون" کمک بزرگی است.
در مناطق روستایی زامبیا معلم‌های تحصیل کرده نایاب هستند. بسیاری از آنها هیچ تحصیلاتی ندارند. حتی آقای استمون، معلم ۳۲ ساله مدرسه هم تحصیلات آموزگاری ندارد: «من درس نخوانده‌ام اما می‌خواهم برای بچه‌های مدرسه شرایطی بهتر از زندگی خودم فراهم کنم.»
آستریدا، یکی از دانش‌آموزان مدرسه که هیچ کلاس درس دیگری را نمی‌شناسد، می‌گوید: «من با خوشحالی به مدرسه می‌آیم چون ما از طریق رادیو خواندن و نوشتن یاد می‌گیریم و علاوه بر ‌این اینجا به ما نهارهم می‌دهند.» او می‌گوید که می‌خواهد در آینده خودش هم معلم بشود.


رادیو همه مناطق را در ‌بر ‌می‌گیرد
بسیاری از بچه‌های زامبیا در مناطق دور‌افتاده‌ای زندگی می‌کنند و کیلومتر‌ها از مدرسه فاصله دارند. البته مسافت‌های کیلومتری از مدرسه تنها مشکل نیست، بلکه راه مدرسه برای دانش‌آموزان، به‌ویژه دختربچه‌ها بسیار خطرناک است.
در‌ گذشته نه تنها برخی از دانش‌آموزان ربوده شده‌اند، بلکه شماری از آنها نیز مورد تجاوز قرار گرفته‌اند.
یک کشیش کاتولیک، "پدر کلی"، ۱۸ مدرسه رادیویی را در این منطقه مدیریت می‌کند.
در سال ۲۰۰۰ وزارت آموزش ‌و ‌پرورش زامبیا، پروژه مدرسه رادیویی را آغاز کرد. البته بخش عمده‌ی هزینه‌های این پروژه از طریق کمک‌های سازمان غیر‌دولتی کاتولیک "کمک به کودکان" در آلمان تامین می‌شود.
شاید به نظر بیاید که یک برنامه ضبط شده بر روی سی‌دی یا نوارکاست دقیقا همین فایده را داشته باشد اما با برنامه رادیویی که زمان مشخصی دارد، معلم‌ها خود را موظف به برگزاری کلاس در زمان معین شده می‌بینند، زیرا برنامه پخش شده تکرار نمی‌شود. این بخشی از اصول برنامه است.
پدر کلی معتقد است، دانش‌آموزان مدارس رادیویی به همان خوبی دانش‌آموزان در مدارس معمولی یا حتی بهتر از آنها از پس امتحانات برمی‌آیند.

کلاس‌های انگلیسی، ریاضی، کشاورزی
یکی از درس‌های مهم که بچه‌های کلاس دوم یاد می‌گیرند کشاورزی پایدار است. به طور مثال، با بازی و آهنگ‌هایی که از رادیو پخش می‌شود، دانش‌آموزان می‌آموزند چگونه بذر را در خاک بکارند و آبیاری کنند.
بیشتر مردم منطقه شیخونی از دامداری و کشاورزی زندگی خود را تامین می‌کنند، اما خاک نامناسب و کمبود بارندگی عمدتا باعث خشک شدن محصولات می‌شود.
آنها در مدرسه رادیویی طی سه سال یاد می‌گیرند که شیوه درست کاشت نهال درخت و سبزیجات چگونه است. آستریدا می‌گوید: «من می‌توانم به پدربزرگ و مادربزرگم نشان بدهم چه چیزهایی یاد گرفته‌ام و به آنها کمک کنم.»

کشور زامبیا
کشور زامبیا تا سال ۱۹۶۴ مستعمره بریتانیا بود و در این سال به استقلال رسید. این کشور دارای نظام سیاسی جمهوری است. زامبیا حدود ۱۵ میلیون جمعیت دارد، پایتخت آن شهر لوساکا است و مردمش به زبان انگلیسی صحبت می‌کنند.

بیشتر کارخانه‌های خودروسازی در سراسر جهان از روبات‌ها بهره می‌برند؛ اما شرکت ایتالیایی لامبورگینی مسیر متفاوتی را در پیش گرفته است. با ما همراه باشید تا سری به این کارخانه شگفت‌انگیز بزنیم.

شرکت لامبورگینی به دلیل زبان طراحی پیشرفته‌ و فناوری اتومبیل‌هایی که اثر هنری محسوب می‌شوند، در سراسر جهان معروف است. با این حال این شرکت محبوب در ساخت اتومبیل‌های خود از مهارت‌های انسانی استفاده می‌کند. به کارخانه لامبورگینی واقع در شهر سانتاگاتا بولونیزه ایتالیا سر زدیم تا ببینیم چگونه یک لامبورگینی ساخته می‌شود.


خانواده لامبورگینی
کارمندان لامبورگینی از ساعت ۸ صبح تا ۵ عصر و از دوشنبه تا جمعه کار می‌کنند. کارخانه فیبر کربن لامبورگینی به منظور همگامی با تقاضای بالا در سه شیفت کار می‌کند. کارمندان این شرکت به راحتی قابل‌شناسایی هستند؛ زیرا یک لباس فرم مشکی لامبورگینی به تن دارند که نشان می‌دهد در کدام بخش کارخانه کار می‌کنند.
شرکت لامبورگینی به تمام کارمندان خود در این کارخانه آموزش می‌دهد و زمانی که کارمندان یک مهارت را یاد گرفتند، تشویق می‌شوند تا مهارت‌های دیگر را نیز بیاموزند. زمانی که کارمندی به اندازه کافی در کارخانه لامبورگینی وقت سپری کند تا حدی که بتواند تمام بخش‌های کارخانه را بشناسد، می‌تواند به عنوان راننده آزمایشی لامبورگینی کار کند.

نهایت دقت در انجام کارها با دست

جذاب‌ترین بخش این کارخانه این است که ببینید تمام اتومبیل‌ها توسط دست مونتاژ می‌شوند. در واقع تنها دو روبات در کل کارخانه به چشم می‌خورد، یک دستگاه که بدنه خالی را در خط مونتاژ می‌گذارد و یک دستگاه چرخنده که اتومبیل‌ها را در صورت نیاز سروته می‌کند. در نتیجه کارخانه لامبورگینی بیشتر از چیزی که فکرش را بکنید، ساکت است.
بدنه و پنل‌های بدنه از قبل رنگ شده و در بسته‌بندی‌های پلاستیکی به کارخانه می‌آیند. اتومبیل اوراکان (Huracán ) در شرکت آئودی در آلمان رنگ می‌شود؛ زیرا در ساخت آن بیشتر از آلومینیوم استفاده شده تا فیبر کربن. اتومبیل اونتادور (Aventador ) نیز توسط یک شرکت ایتالیایی به نام Imperiale  رنگ می‌شود که برای رنگ کردن هر اتومبیل یک نفر را تعیین می‌کند تا رنگ یکدست درآید. اولین کار پس از باز کردن بسته‌بندی بدنه و پنل‌ها، نصب پوشش‌های ضخیم روی آن‌ها است تا از ایجاد خراش روی رنگ جلوگیری شود.
از آغاز تا پایان، اتومبیل اونتادور حدود ۹۰ دقیقه در ۱۲ ایستگاه مختلف طی می‌کند. این در حالی است که اتومبیل اوراکان حدود ۴۰ دقیقه در ۲۳ ایستگاه سپری می‌کند. هر اتومبیل در یک خط مونتاژ مجزا ساخته می‌شود و یک صفحه‌نمایش که بالای هر ایستگاه نصب شده، نشان می‌دهد اتومبیل چه مدت‌زمانی آنجا بوده است. این کار باعث می‌شود کارمندان زمان خود را مؤثرتر مدیریت کنند.
کارخانه لامبورگینی بخش ریخته‌گری ندارد، در نتیجه موتورهای ۱۰ و ۱۲ سیلندری که در اتومبیل‌ها به کار می‌روند، توسط تأمین‌کنندگانی خارج از کارخانه ساخته شده و به کارخانه ارسال می‌شوند. یک بخش تودوزی تمام بخش‌های داخل کابین از جمله صندلی‌ها، بالش‌های زانو و پنل‌های در را می‌سازد. یک اتاقک خاص وجود دارد که می‌تواند چند شرایط نوری مختلف را چند بار تست کند تا مطمئن شود پنل‌های پوشیده از چرم که کنار یکدیگر قرار می‌گیرند، بدون در نظر گرفتن میزان نوری که وجود دارد، یک رنگ هستند. بخش‌های داخل کابین پس از عبور از این تست، به بخش مونتاژ ارسال می‌شوند.
زمانی که اتومبیلی تکمیل شود، بایستی از سه دور تست نهایی رد شود. تست اول با استفاده از لیزرها و دوربین‌ها انجام می‌شود که هم‌ترازی تمام بخش‌ها را با دقت بررسی می‌کنند. تست دوم قرار دادن اتومبیل روی یک تردمیل به مدت ۴۰ دقیقه و با حداکثر سرعت ۱۸۰ کیلومتر در ساعت است تا مطمئن شوند تمام اجزا به خوبی کار می‌کنند. در نهایت تست سوم یک تست رانندگی ۲۰ الی ۳۰ مایلی است که در جاده‌های عمومی انجام می‌شود.
اگرچه این روند تست رانندگی از سال ۱۹۶۳ در جاده‌های اطراف کارخانه انجام می‌شود؛ اما ساکنین منطقه هر بار که این اتومبیل‌ها را می‌بینند، شگفت‌زده می‌شوند.


























«اول اینکه در شروع کار هیچ پولی نداشتیم، دوم اینکه چیزی از فناوری سر در نمی آوردیم و سوم اینکه هرگز برای کارمان برنامه ریزی نکرده بودیم.» مرد جوان وقتی روزهای اول کسب و کارش، برای سخنرانی به دانشگاه هاروارد دعوت شد، درباره واقعیت های حرفه ای اش راست گفت. هرچند حرف های او به مذاق خیلی از اساتید دانشگاه خوش نیامد.

آنها صحبت های «جک ما» کارآفرین چینی را برای دانشجوها دلسردکننده می دانستند، اما واقعیت درست همانی بود که او می گفت. جک ما با همه ضعف هایی که خودش به آن واقف بود، آستین بالا زد و اولین سایت تجارت الکترونیکی چین را راه انداخت. سایتی با نام عجیب «علی بابا» که در مدتی کم به موفقیتی چشمگیر رسید. حالا ارزش سهام علی بابا از فیس بوک و آمازون پیش افتاده و صاحبش مرد اول آسیا شده. رسیدن به این افتخار برای علی بابا و جک ما آسان نبود. آنها از روز اول، راه سختی را با هم شروع کردند.

«ما یون» درس نخوان با «علی بابا» ترکاند!

1- زمانی که فقط کمونیست ها بودند


جک ما، قهرمان داستان علی بابای امروزی است. او با نام چینی «ما یون» در 15 اکتبر 1964 در شهر هانگژو چین به دنیا آمد. در دورانی که ترس و وحشت سراسر چین را فرا گرفته بود. کمونیست ها به سرکردگی مائو سر کار بودند و کل دنیا یک جورهایی با آنها سر جنگ داشت. پدربرزگ جک، از افسران حزب ناسیونالیست بود، حزبی که در مقابل کمونیست ها شکست خورده بودند. همین هم باعث شد خانواده «ما» همیشه در سختی باشند. آنها در آن دوران و با داشتن سه فرزند قادر نبودند خرج خودشان را در بیاورند. به همین خاطر، پسرک ناچار به دستفروشی رو آورد و از همان ابتدا یک کودک کار شد.

«ما یون» درس نخوان با «علی بابا» ترکاند!

2- بچه ناسازگار، درس خوان نبود


نه در مدرسه سر سازگاری با کسی داشت نه در دانشگاه. دوران مدرسه که تماما به زد و خورد با بقیه گذشت. خودش در کتاب علی بابا (نوشته «مارتا اوری») می گوید: «هیچ وقت از کسی ترس نداشتم. هیچ وقت از بچه هایی که بزرگ تر از من بودند، نمی ترسیدم. برای همین دائم با آنها گلاویز بودم.» او عاشق جیرجیرک ها بود، البته بیشتر از کندن بال های آنها لذت می برد. ما یون می توانست با شنیدن صدای جیرجیرک ها، اندازه و سن و سال شان را حدس بزند. این بزرگ ترین استعداد پسرک در دوران تحصیل بود!

«ما یون» درس نخوان با «علی بابا» ترکاند!

3- جک ما متولد می شود


زندگی ما یون، با سفر ریچارد نیکسون رئیس جمهور وقت آمریکا به شهر هانگژو در 1972 میلادی تغییر کرد. با آمدن نیکسون هانگژو که در نزدیکی شانگهای قرار داشت، ناگهان پر از گردشگر شد. پسرک فقیر این وسط سرگرمی خوبی برای خودش راه انداخت. او صبح زود به هتل ها می رفت و گردشگرها را برای گشت زدن به دور شهر می برد، تنها با یک امید؛ اینکه از آنها زبان انگلیسی یاد بگیرد. اسم جک را هم یکی از همین گردشگرهای خارجی روی او گذاشت. یون از همان سال یکدفعه به «جک ما» تبدیل شد.

«ما یون» درس نخوان با «علی بابا» ترکاند!

4- نان توی درس خواندن است

جک ما در چین کمونیستی نه پول داشت نه رابطه. با این حساب تنها راه خوشبختی اش را مثل دیگران در رفتن به دانشگاه می دید. هرچند برای رسیدن به دانشگاه دلخواهش آن قدر هم بااستعداد نبود و مهارت زیادی از خودش نشان ناد. او دو بار در امتحان ورودی دانشگاه شرکت کرد و حتی بار دوم هم با نمره ای بدتر از دفعه اول رد شد، اما بالاخره از پس امتحان سوم برآمد و توانست در سال 1984 به موسسه آموزش مربی هانگژو وارد شود.

جک در رشته زبان انگلیسی تحصیل می کرد، در حالی که هم دستفروش بود، هم راننده یک سه چرخه و هم معلم زبان بچه ها. اما این وسط هنوز یک چیزی روی اعصابش می رفت؛ درآمد پایین. با ماهی 12 دلار، چرخ زندگی جک هیچ جوره نمی چرخید. می گویند او حتی می خواست در «کی اف سی» مشغول کار شود، اما نتوانست؛ چون قدش کوتاه تر از استاندارد بود.

«ما یون» درس نخوان با «علی بابا» ترکاند!

5- دنیای عجیب اینترنت

جک اولین کسب و کارش را در 1994 راه انداخت. او با تعدادی از معلم های بازنشسته زبان، انجمنی تشکیل داد که به مردم خدمات ترجمه و آموزش زبان ارائه می دادند. این موسسه هنوز هم در هانگژو برقرار است و مرد اول علی بابا با آن همکاری دارد، اما داستان قهرمان علی بابا از زمانی اوج می گیرد که او پایش به آمریکا می رسد.

جک قصه ما، یک سال بعد از تاسیس موسسه اش از طرف سازمان ارتباطات چین به سیاتل رفت و در آنجا برای اولین بار با اینترنت آشنا شد. اولین کلمه ای که در اینترنت جست و جو کرد، واژه «خرس» بود. دیدن پاندای چینی آنقدر سر کیفش آورد که به فکر تاسیس یک صفحه تجارت الکترونیکی چینی با کمک همسر و دوستانش افتاد. او در آن سال، سایت chinapage.com را راه اندازی کرد. سایتی که فقط فهرستی از شرکت های فعال تجاری ارائه می داد.

«ما یون» درس نخوان با «علی بابا» ترکاند!

6- جمع دوستان از راه رسیدند

ما پنج سال تمام در اینترنت چرخید تا اینکه دست آخر به رویایش رسید؛ داشتن سایتی همپای آمازون، برای توسعه خرید و فروش الکترونیکی در چین، او یک روز پاییزی در سال 1999، همسر و 17 نفر از دوستان و همکلاسی هایش را به آپارتمانی در هانگژو دعوت کرد و به آنها گفت باید از این به بعد چین را فراموش کنند و به فکر رقابت با کمپانی های بزرگ آمریکایی در «سیلیکون ولی» باشند. خیلی ها در جمع آن روز فکر کردند جک ما دیوانه شده، اما نتیجه کار همه را حیرت زده کرد. او در همان سال سرمایه ای بیش از پنج میلیون دلار به دست آورد که تنها ظرف یک سال بعد، به رقمی حدود 20 میلیون دلار رسید.

7- فتح فوربس

سال بعد کار و بار آقای چشم بادامی آن قدر گرفته بود که به عنوان یک کارآفرین موفق روی جلد مجله اقتصادی مشهور فوربس رفت. این اولین باری بود که تصویر یک چینی در صفحه اول مجله مشهور قرار می گرفت. یک سال بعد جک ما تصمیم به راه اندازی سایت دیگری گرفت.

«ما یون» درس نخوان با «علی بابا» ترکاند!

سایتی به اسم «تائوبائو»، رقیبت اصلی eBay. می گویند روزی که فکر «تائوبائو» به سر جک افتاد، همه را مجبور کرد برعکس رودست های شان بایستند تا انرژی به مغزشان برسد!

8- حراجی تائوبائو راه افتاد


موسس شرکت علی بابا معتقد بود در محیط اینترنت، همه باید بتوانند معاملات خود را بسیار راحت تر از قبل انجام دهند. به عقیده بسیاری از افراد شاید نتوانند از وب سایت های الکترونیکی استفاده کنند یا علم و مهارت آن را نداشته باشند بنابراین طراحی بسیار ساده و هوشمندانه سایت، می توانست فضای مناسبی برای تجارت بسازد. جک می خواست کاری کند تا همه افراد حتی بدون داشتن تخصصی در تجارت اینترنتی، از قابلیت های شرکت های دیجیتالی استفاده کنند. او در سال 2003، سایت تائوبائو را به همین منظور به راه انداخت. آن قدر که دیگر ebay در چین فراموش شد. علی بابا و تائوبائو همه چین را در مدتی کوتاه به نام خودشان کرده بودند.

9- یاهو خبردار شد

علی بابا دیگر آن قدر مشهور شده بود که یاهو بخواهد در آن سرمایه گذاری کلانی بکند. در سال 2005، یاهوی چین یک میلیارد دلار در علی بابا سرمایه گذاری کرد و نزدیک به 40 درصد سهام آن را به دست آورد. این مساله برای علی بابا جهش بزرگی بود. آنها برای شکست ebay خیز برداشته بودند و یاهو کمک مهم و موثری محسوب می شد. البته یاهو هم این وسط حسابی سود برد و بعدها از فروش سهام علی بابا، ده میلیارد دلار به جیب زد.

همکاری یاهو و علی بابا در آن زمان بزرگ ترین خرید مالکیت یک کسب و کار در تاریخ چین به شمار می آمد. البته رابطه یاهو و علی بابا خیلی هم به درازا نکشید. وقتی بازار علی بابا به رشدی چند برابری رسید، جک ما تازه متوجه شد چه بخش بزرگی از شرکتش را به ارزانی به آمریکایی های موبور فروخته است. خیلی ها معتقد بودند اگر جک ما کمتر از یک سال صبر می کرد، می توانست همان سهم را به چندین برابر قیمت به یاهو بفروشد.

«ما یون» درس نخوان با «علی بابا» ترکاند!

10- علی بابا در بورس هنگ کنگ


برای اولین بار سهام علی بابا عمومی شد. آنها در سال 2007 دامنه اینترنتی Alibaba.com را در هنگ کنگ عمومی کردند و با حضوری قدرتمند پا به بورس گذاشتند. چند سال وضع به همین منوال بود تا اینکه در سال 2012، علی بابا دوباره خصوصی شد. بعد هم از بورس هنگ کنگ بیرون کشید و به وال استریت رفت. آن زمان ارزش سهام علی بابا در هنگ کنگ، به 1.6 میلیارد دلار می رسید. رقمی که باعث شد علی بابا و زیرمجموعه هایش، باارزش ترین شرکت اینترنتی چین معرفی شوند.

11- سود روی سود می آمد


2008، سال خوشی علی بابا بود. حالا از زیرمجموعه ها، مال و منال خوبی به گروه می رسید و تائوبائو گردش مالی قابل توجهی داشت. سود 16دلاری برای هر تراکنش تائوبائو، مبلغ خیره کننده ای بود که با نگاهی به جمعیت بالای چینی ها و علاقه آنها به خرید از تائوبائو، سود کلانی را نصیب شرکت علی بابا می کرد. در همین سال بود که علی بابا یکی دیگر از زیرمجموعه های خودش به نام Tmall را معرفی کرد. یک سایت دگیر برای چینی ها، که خرید و فروش از هر جای دنیا را برای شان راحت می کرد.

«ما یون» درس نخوان با «علی بابا» ترکاند!

12- علی بابا جهانی می شود


علی بابا با Tmall نشان داد که قصد تصرف بازارهای جهانی را دارد. این سایت روی فروش برندهای معروف دنیا تمرکز داشت و همین یک دهن کجی بزرگ به آمریکایی هایی بود که با حیرت به پیشرفت علی بابا نگاه می کردند و البته هرازگاهی با نقد روش جک ما، منتظر شکست بزرگ او بودند، اما جاک ما و دارودسته اش نه فقط شکست نخوردند که هر روز زیرمجموعه ای تازه به راه انداختند.

حالا زیرمجموعه های علی بابا زیاد شده اند. AliExpress به خرید و فروش های کوچک تر اختصاص دارد و تائوبائو (Taobao) مثل eBay محلی برای حراج کالاست؛ Tmall برندهای معتبر را عرضه می کند و Juhasuan برای عرضه خواروبار تاسیس شده. حتی علی بابا با الگوبرداری از شرکت PayPal، سیستم پرداخت مخصوص خودش را هم ایجاد کرده و اسمش را AliPay گذاشته. راه افتادن سایت Alimama در کنار علی بابا، یکی از بامزه بازی های جک ما در فضای مجازی است که البته فروش خوبی هم دارد!

13- جک راه خودش را داشت


سایت علی بابا هزاران کسب و کار مختلف را به همراه محصولات شان، معرفی و از این طریق میان خریدار و فروشنده ارتباط برقرار می کند. فروشندگان می توانند مشخصات و آگهی محصولات خود را در سایت بگذارند تا سایت به خریداران معرفی شان کند. فرض کنید شما خریدارید و می خواهید در این سایت درباره محصول مورد نظرتان آگهی بدهید.

با مراجعه به علی بابا و ثبت آگهی مورد نظر، بسیاری از تامین کنندگان و تولیدکنندگان این محصول، آن را می بینند؛ چرا که این آگهی علاوه بر وب سایت علی بابا، از طریق موتورهای جست و جو هم قابل دسترسی است. آگهی شما برای اشخاصی که در زمینه این درخواست فعالیت دارند، ارسال می شود. آنها هم پیام هایی برای تان می فرستند که در آن به قیمت، شرایط خرید، کاتالوگ ها و... اشاره شده است. حالا شما می توانید از بین این پیام ها بهترین ها را انتخاب کنید و با فروشندگانش ارتباط برقرار کنید.

«ما یون» درس نخوان با «علی بابا» ترکاند!

14- راه های پول درآوردن زیادند


خیلی ها هنوز به علی بابا ایراد می گیرند و آنرا کپی هوشمندانه ای از آمازون می دانند. اما داستان اینجاست که علی بابا برخلاف آمازون، خودش کالا را به مصرف کننده نهایی نمی رساند. بلکه تنها به عنوان بازار بزرگی برای عرضه کالاهای تجاری کمپانی های بزرگ عمل می کند و فقط یک جور دلال و روابط بین مصرف کننده و تولیدکننده است. علی بابا سود خودش را از طریق قرار دادن آگهی های «وابسته به جست و جو با استفاده از لغات کلیدی» مثل گوگل یا دریافت حق کمیسیون به دست می آورد. البته علی بابا یک منبع درآمد دیگر هم دارد و آن فروش حق عضویت ویژه، سرویس های پردازش ابری و دسترسی به اطلاعات است.

«ما یون» درس نخوان با «علی بابا» ترکاند!

15- آقای خاص


خیلی ها نیمی از جذابیت علی بابا را ناشی از موسس آن می دانند. مردی که با داشتن عنوان پولدارترین مرد آسیا و نفر سی و سوم دنیا در این عرصه روزهایی از سال لباس های عجیب می پوشید و بی خیال ژست مدیرعاملی اش، جلوی کارمندان نمایش های کمدی بازی می کرد. جک ما عاشق کنگ فو است و هرازگاهی در دفترش شمه هایی از مهارتش را به رخ می کشید. کارمندان علی بابا هر روز منتظر یک حرکت بامزه از رئیس شان بودند. البته جک برای اطرافیان خود، غیر از سرگرمی درس های زیادی داشت.

«ما یون» درس نخوان با «علی بابا» ترکاند!

16- و علی بابا بازار را ترکاند!


این سایت در اولین عرضه سهام خودش در بورس نیویورک 100 میلیون سهم را در مدت 20 دقیقه فروخت و در کمتر از 10 ساعت، 21 میلیارد دلار به دست آورد. تمام رسانه های آمریکایی در دو سه ساعت اول با شگفتی فراوان از این پدیده اقتصادی حرف می زدند. این کمپانی توانست پس از رونمایی، در هر دقیقه بیش از 100 میلیون سهم به فروش برساند که در نوع خود یک رکورد به شمار می رفت. ارزش هر سهم علی بابا به 93 دلار رسید و ارزش کل سهامش به 231 میلیارد دلار نزدیک شد. رقمی خیلی بیشتر از سهام فیس بوک در بازار بورس نیویورک!

«ما یون» درس نخوان با «علی بابا» ترکاند!

•    کنجد، کنجد، باز شو!


جک درباره اسم علی بابا هم توضیح مشهوری دارد: یک روز در سانفرانسیسکو در کافی شاپ نشسته بودم و به اسم علی بابا فکر می کردم. وقتی گارسون آمد از او پرسیدم علی بابا را می شناسی؟ گفت بله. پرسیدم در موردش چه می دانی؟ گفت علی بابا و چهل دزد. من گفتم بله. خودش است. شخصی که رمز ورود به یک غار پر از جواهرات را می دانست و آن را مرتبا باز می کرد. به خیابان رفتم و از عابران که از ملیت های مختلفی مثل هندی، آلمانی، چینی، ژاپنی و.... بودند، همین سوال را کردم. همه آنها درباره علی بابا چیزهایی می دانستند؛ کنجد! کنجد! بازشو!...»

«ما یون» درس نخوان با «علی بابا» ترکاند!

علی بابا به روایت اعداد

845,26 نفر:
تعداد کارمندان علی بابا

279 میلیون:
تعداد تقریبی خریداران فعال

8.5 میلیون: تعداد فروشنده های فعال سالانه

12.7 میلیارد: تعداد تقریبی سفارش های ثبت شده سالانه در بازار علی بابا

5 میلیارد:
تعداد تقریبی سفارش های تحویلی مغازه داران چینی از طریق سایت علی بابا

287 میلیون: رکورد سفارش های ثبت شده در سایت

270 میلیارد:
ارزش کالاهای خریداری شده از فروشندگان در سایت علی بابا

19.7 درصد: سهم تراکنش های انجام شده از طریق گوشی های همراه در سایت علی بابا

«ما یون» درس نخوان با «علی بابا» ترکاند!

52: تعداد متوسط خریدهای سالانه یک خریدار فعال در علی بابا

9.3 میلیارد دلار: رکورد فروش علی بابا در یک روز (یازدهم دسامبر 2014). 42.6 درصد خریدها از طریق گوشی های همراه بود

17.3 درصد: سهم علی بابا از بازار تبلیغات اینترنتی چین

50 درصد: سهم سایت علی پِی در تراکنش های مالی بازار چین

منبع: مجله همشهری دانستنیها - لیدا هادی:

یکشنبه 10 خرداد 1394

موفق ترین استارت آپ های 2015

نویسنده: Laura   طبقه بندی: فکر اقتصادی، کارآفرینی ، 

روزنامه دنیای اقتصاد: سال ۲۰۱۵ سال مهمی برای صنعت تکنولوژی است و در این سال شاهد شکوفایی بسیاری از استارت‏آپ خواهیم بود که طی ماه‏های اخیر شکل گرفته‏ اند و سروصدایی هم ایجاد کرده‌اند. به همین دلیل تصمیم گرفته‏ ایم نگاهی به برخی از مهم‌ترین استارت‏آپ‏ های این روزها بیندازیم.

  Hungryroot ؛ تبدیل سبزیجات به یک بشقاب پاستا

موفق‏ترین استارت‏ آپ‏های ۲۰۱۵

معرفی : Ben McKean که پیش از این یکی از مدیران شرکت Groupon بوده Hungryroot را با هدف ارائه یک بشقاب پاستای سبزیجات راه‏اندازی کرده است. غذاهای ارائه شده توسط این استارت‏آپ ۸۰ درصد سبزیجات و ۲۰ درصد پروتئین است. (نودل‏ها هم از سبزیجات تهیه می‏شوند) این استارت‏آپ در ماه نخست راه‏اندازی خود ۱۰هزار غذا فروخته است.

سرمایه‏گذاری : ۲ میلیون دلار توسط Lerer Hippeau Ventures, Crosslink Capital, Brooklyn Bridge Ventures, KarpReilly

سایت :  www.hungryroot.com
 

پریسکوپ؛ پخش آنلاین تصویر

موفق‏ترین استارت‏ آپ‏های ۲۰۱۵

معرفی: در ماه مارس توییتر  سرویس پریسکوپ را راه‏اندازی کرد که در واقع یک اپلیکیشن برای پخش مستقیم ویدئو توسط کاربران است. کاربران به طور آنلاین می‏توانند برای ویدئوهای پخش شده کامنت بگذارند، ضمن اینکه ویدئوهای آنلاین پخش شده می‏توانند آرشیو شده و  بعدا هم قابل دیدن باشند.

سرمایه‏گذاری : اعلام نشده است

وب سایت : periscopeapp.tv


Gogoro ؛ اسکوتر تسلا

موفق‏ترین استارت‏ آپ‏های ۲۰۱۵

معرفی: هر چند Gogoro امسال معرفی شد، اما این پروژه از سال ۲۰۱۱ به طور مخفیانه مشغول به کار بود. این محصول امسال در نمایشگاه لاس‏وگاس عرضه شد که یک اسکوتر هوشمند برقی بدون نیاز به شارژ کردن است. این دستگاه در واقع با باتری‏های قابل تعویض کار می‏کند که در نقاط مختلف شهرهای بزرگ به رانندگان ارائه می‏شود. این اسکوتر در واقع بسیار مناسب مسیرهای کوتاه است و سرعت آن به ۶۰ مایل در ساعت می‏رسد و با آن می‏توان مسافتی معادل ۱۰۰ مایل را با یک شارژ پیمود. این دستگاه همچنین به سیستم‏های رایانش ابری و تلفن همراه نیز متصل می‏شود.

سرمایه‏گذاری: ۳۰۰ میلیون دلار سرمایه‌گذاری توسط دکتر Tin و Cher Wang  از اچ‌تی‌سی

وب سایت: www.gogoro.com
 

  با Ride می‏توان ارزان‏تر ، ساده‏تر و بهتر سفر کرد

موفق‏ترین استارت‏ آپ‏های ۲۰۱۵

تعریف: Oscar Salazar به همراه بنیان‌گذاران Uber Garrett Camp and Travis Kalanick استارت‏آپ Ride را اوایل امسال راه‏اندازی کردند. هدف این استارت آپ یک سفر مقرون به صرفه از نقطه ای به نقطه دیگر و به خصوص در جایی است که سیستم حمل و نقل عمومی ندارد. با استفاده از این اپلیکیشن افراد می‏توانند از خودروهای یکدیگر برای طی کردن یک مسیر استفاده کنند.

سرمایه‏گذاری: اعلام نشده است.

وب سایت: www.ride.com
 

Honor ؛ مراقبت از والدین

موفق‏ترین استارت‏ آپ‏های ۲۰۱۵

معرفی : این استارت‏آپ با هدف مراقبت از والدین یا کسانی که در خانه هستند و نیاز به مراقبت دارند ایجاد شده است. افراد حرفه‏ای سرویس‏های مختلفی از قبیل نظافت منزل، یادآوری مراقبت‏های پزشکی، حمل و نقل افراد مسن و… توسط  متخصصانی که این استارت‏آپ آنها را استخدام کرده انجام می‏شود و فرد سفارش‌دهنده می‏تواند گزارش حضور مراقبت یا پرستار را روی اپلیکیشن موبایل خود مشاهده کند. هزینه حضور در منزل از حداقل ۱۵ دلار در ساعت شروع می‏شود.

سرمایه‏گذاری: ۲۰ میلیون دلار توسط Kevin Colleran, Slow Ventures, Homebrew, Jessica Alba, Jeremy Stoppelman, Max Levchin, Kapor Capital, Andreessen Horowitz

وب سایت : www.joinhonor.com
 

Eero ؛ یک راهکار برای اختلال وای‌فای

موفق‏ترین استارت‏ آپ‏های ۲۰۱۵

معرفی: اختلال در وای‌فای یا نداشتن آنتن کافی چیزی است که همه ما در محل کار یا آپارتمانمان با آن روبه‌رو هستیم این چیزی است که Eero سعی در حل کردن آن دارد. با استفاده از Eero می‌توان یک شبکه وای‌فای را توسعه داد. دستگاه‏های Eero با استفاده از بلوتوث و یک ارتباط رادیویی داخلی به هم متصل می‏شوند و قادر به قدرتمندکردن سیگنال وای‌فای هستند. یک دستگاه Eero 125 دلار قیمت دارد و ۳ دستگاه آن ۲۹۹ دلار است.

سرمایه‏گذاری : ۵ میلیون دلار توسط AME Cloud Ventures, Initialized Capital, Great Oaks Venture Capital, Homebrew, Menlo Ventures

سایت : www.eero.com
 

Jet ؛ استارت آپی که می‏خواهد جای آمازون را بگیرد

موفق‏ترین استارت‏ آپ‏های ۲۰۱۵

تعریف: Marc Lore مدیرعامل Quidsi روی این استارت‏آپ عجیب و غریب کار کرده و هدف آن تبدیل شدن به یک آمازون است. امسال  Jet شاهد سرمایه‏گذاری‏های جدیدی از سوی غول تجارت الکترونیکی چینی یعنی علی‏بابا بوده است. ایده این استارت‏آپ این است که تمام قیمت‏ها حدود ۱۰ تا ۱۵ درصد پایین‏تر از هر جای دیگر از جمله خود آمازون است . با این کاهش قیمت Jet مدل عضویتی شبیه فروشگاه Costco در پیش گرفته که کاربران سالانه ۵۰ دلار برای خرید از این فروشگاه می‏پردازند.

سرمایه‏گذاری : ۲۲۵ میلیون دلار توسط avid Spector, Primary Venture Partners, MentorTech Ventures, Bain Capital Ventures, Accel Partners, New Enterprise Associates, Silicon Valley Bank,

وب سایت: jet.com
 

M.Gemi ؛ تجارت کفش

موفق‏ترین استارت‏ آپ‏های ۲۰۱۵

معرفی: این استارت‏آپ توسط Ben Fischman بنیان‌گذاری شده که صاحب سایت Ruelala هم هست. M.Gemi می‏خواهد کفش‏های زیبای دوخت دست ایتالیایی را به قیمت مناسب به افراد بیشتری در سراسر جهان بفروشد. قیمت این کفش‏ها بین ۵۰۰ تا ۲۰۰۰ دلار هستند اما M.Gemi آنها را به طور مستقیم از یک کارخانه کوچک ایتالیایی به قیمت ۹۸ تا ۳۰۰ دلار برای علاقه‏مندانش می‏فرستند. این استارت‏آپ رکورد سرعت ایجاد یک بیزینس راهم شکسته است. از زمانی که این ایده به آغاز فروش منتهی شد بین ۶۰ تا ۹۰ روز طول کشید.

سرمایه‏گذاری: ۱۴ میلیون دلار توسط Breakaway Innovation Group, Forerunner Ventures, General Catalyst Partners

وب سایت: www.mgemi.com
 

Meerkat؛ پخش مستقیم ویدئو

موفق‏ترین استارت‏ آپ‏های ۲۰۱۵

معرفی: شاید چیزی که باعث شد توییتر پریسکوپ را بخرد همین استارت‏آپ Meerkat بود که اوایل سال جاری میلادی سروصدای زیادی به پا کرد. اتصال به توییتر و پخش آنلاین و زنده ویدئو توسط کاربران ویژگی این اپلیکیشن است. به گفته تک‏کرانچ Meerkat هم اکنون ۳۰۰ هزار کاربر دارد. این اپلیکیشن به دلیل نوع عملکرد نیاز مستقیمی به کار با توییتر دارد، اما توییتر دقیقا از روزی که پریسکوپ را خرید دسترسی Meerkat را به منابع خود کاهش داد، هر چند هر دو اپلیکیشن هم اکنون در جایگاه یکسانی - از نظر کاربران - قرار دارند.

سرمایه‏گذاری: 2/ 18 میلیون دلار توسط Raine Ventures, CAA Ventures, Vayner/ RSE, WME, Chad Hurley, David Tisch, Ooga Labs, Aleph, Entree Capital, DreamIt Ventures, Gigi Levy, Ron Gura, Eyal Gura, PLUS Ventures, Jared Leto, Universal Music Group,

وب سایت : meerkatapp.co
 

Vive و آرایشگاه

موفق‏ترین استارت‏ آپ‏های ۲۰۱۵

معرفی: با پرداخت ۹۹ دلار در ماه این استارت‏آپ اجازه می‏دهد به هر سالن آرایش در شهر سری بزنید و از خدمات آنها استفاده کنید. Alanna Gregory که بنیان‌گذار این استارت‏آپ است آن را برای این ایجاد کرد که همواره زمان زیادی را صرف پیدا کردن آرایشگاه می‏کرد. دلیل اصلی این بود که بسیاری از سالن های آرایش از هفته‏ها قبل رزرود بودند. Vive کار خود را از شهر نیویورک آغاز کرده است.

سرمایه‏گذاری: نامشخص

وب سایت : vive.co

یکشنبه 20 اردیبهشت 1394

کارآفرینی دیجیتالی به شیوه علی بابا

نویسنده: Laura   طبقه بندی: فکر اقتصادی، کارآفرینی ، 


 

شاید کم تر نوعی از کارآفرینی را در دنیای پیرامون سراغ داشته باشیم که اثربخشی، فراگیری و تنوع فعالیتی به اندازه کارآفرینی الکترونیکی در اختیار داشته باشد.

مزیت رقابتی این نوع کارآفرینی در سه اصل : سادگی در استارت کار، کم هزینه بودن و ارزش افزوده فوق العاده خلاصه می شود. بسیاری از پورتال های قوی و معتبر وب مثل یاهو و آمازون، در ابتدا درنهایت سادگی استارت زدند. با هزینه کم اما با خلاقیت و درک بالای بنیانگذارانشان از نیازهای کاربران وب. ارزش افزوده فوق العاده ای که ثمره تداوم فعالیت در حوزه کسب و کار الکترونیکی است، آن چنان زیاد است که امروزه بر اساس آمارهای نشریه فورچون، روز به روز بر تعداد میلیاردرهای کارآفرین دیجیتالی افزوده می شود. یکی از این میلیاردرها، آقای جک ما، بنیانگذار سایت مشهور علی بابا دات کام است که شاید برای ایرانیان خیلی شناخته شده نباشد.
 
کارآفرینی دیجیتالی به شیوه علی بابا !

این که چرا اسم این پایگاه علی بابا است خیلی مهم نیست ! مهم آن است که شیوه این سایت باعث شده است تا کشور چین را با پورتال مشهور علی بابا در دنیا بشناسند و این سایت، به عنوان جاده ابریشم دیجیتالی این کشور در دهکده جهانی وب، معرفی شود. قیمت هر سهم علی بابا در NYSE که با نماد BABA شناخته می شود در اوریل 2015 میلادی به بیش از 80 دلار رسید. این سایت امروزه در قالب یک هولدینگ بین المللی اداره می شود و به عنوان نماینده یاهو در چین نیز شناخته می شود. خددمات تجاری که علی بابا در رده های مختلف به مشتریان حقیقی و حقوقی خود ارائه میکند از خلاقیت و نوآوری های گسترده ای در مدل های تجاری و کسب و کار در فضای وب تبعیت می کند و این رمز موفقیت علی بابا در دو دهه اخیر می باشد. در سال 2014 تنها در کشور چین، این سایت بیش از 9 میلیارد دلار خدمات را عرضه کرده است. پرتال Taobao که همانند ebay.com فعالیت میکند، نقش زیادی در توسعه حراجی آنلاین در آسیا داشته است که در سال 2013 بیش از 1 تریلیون یوآن چین درامد داشته است.  علی بابا نیز مانند آمازون به سمت و سوی راه اندازی سایت های مکمل و گسترده در عرصه های مختلف روی آورده است که این زمینه ها توانسته است مخاطبان زیادی را برای این پرتال چینی بین المللی فراهم کند.
 
کارآفرینی دیجیتالی به شیوه علی بابا !

 درباره جک ما

جک ما، در نوامبر 1964 در چین متولد شد. وی موفق شد در سن سی و پنج سالگی، یکی از مشهورترین سایت های اطلاع رسانی تجاری اینترنت را طراحی و ارائه کند و میلیون ها دلار از این طریق، در آمد کسب کنند.

کارآفرینی الکترونیکی آقای ما، امروزه هزاران نفر را در سراسر جهان به کاری مولد و پر سود مشغول کرده است. نیاز سنجی خوب بازار، ایجاد فرصت های تجاری الکترونیکی متنوع و مبتنی بر نهاده های تجارت الکترونیکی قوی و ارائه نوآوری هایی در اطلاع رسانی بازرگانی خارجی در وب، باعث رونق بخشی به فعالیت های کارآفرینی آقای Ma گردید. یکی از برجسته ترین نکاتی که در موفقیت کارآفرینی دیجیتالی آقای Ma مشهود است، اهتمام مجموعه علی بابا، در ایجاد یک محیط تعاملی قوی هوشمند، بین خریدار و فروشنده کالا و خدمات به طور کاملا حرفه ای است که شاخصی در فعالیت های این سایت در مقایسه با پایگاه هایی مانند www.europages.com می باشد.

 سایت alibaba یکی از بزرگترین سایت های حراج و تجارت اینترنتی است  که بیشتر در زمینه business 2 business فعالیت دارد. مقر آن در چین واقع شده و در حال حاضر سود خوبی از فعالیت هایش کسب می کند. این پرتال از سال 1999 میلادی تا کنون خدمات گسترده تجاری و بازاریابی را به میلیون ها مخاطب خود در اقصی نقاط جهان ارائه کرده است.  جک ما، بنیانگذار این سایت اینترنتی، از معروف ترین شخصیت های آسیایی فعال در زمینه اینترنت است و به تازگی تصمیمات جدیدی جهت گسترش خدمات سایت alibaba در نظر گرفته است. به گفته وی در ۱۰ سال آینده یکی از سه شرکت برتر اینترنتی دنیا چینی خواهد بود و alibaba سعی دارد تا این افتخار را نصیب خود کند.

بازار چین به علت جمعیت 1 میلیارد نفری که دارد معمولا شرکت های چینی را با سوددهی بالا مواجه می سازد. سایت alibaba نیز با بیش از 12 میلیون نفر عضو رقابت شدیدی با دیگر سایت های تجاری دنیا به خصوص eBay دارد.

هم اکنون موتور جست وجوی گوگل و سایت تجاری eBay بزرگترین رقیبان جهانی برای سایت alibaba هستند اما همکاری alibaba و یاهو از سال ۲۰۰۵ قدرت فزاینده ای به فعالیت های این سایت چینی تزریق کرده است. یاهو برای همکاری با این سایت، در سال 2006، یک میلیارد دلار پرداخت و ۴۵ درصد از سهام آن را خریداری کرد. رشد اینترنت در چین و استفاده روزافزون مردم از خدمات سایت های مختلف، این کشور را بعد از آمریکا به دومین کاربر بزرگ اینترنت تبدیل کرده است. از جمله برنامه های جک ما برای سایت alibaba ایجاد تغییرات در آن جهت راحت تر استفاده کردن عامه مردم است.

به گفته وی اکثر مردم چین به دلیل ناآشنا بودن با فضای سایت های اینترنتی از استفاده آن خودداری می کنند اما اگر خدمات سایت ها در فضایی ساده ارائه شوند مطمئنا موجب ترغیب کاربران خواهد شد. این پایگاه امکانات فوق العاده گسترده ای را به وارکنندگان و صادر کنندگان محصولات و خدمات در سراسر جهان ارائه می دهد که این امر باعث شهرت و اثربخشی فعالیت های این دایرکتوری بزرگ آنلاین در وب شده است. شعار : " ستارگان جهان، این جا جمع هستند"، رفتار سازمانی alibaba در شاهراه جهانی اطلاع رسانی را نمایان می کند.

مرکز اصلی شرکت alibaba، در منطقه هانگزو، در جنوب شرقی چین است و بیش از شانزده نمایندگی در این کشور در اختیار دارد. هنگ کنگ، امریکا و اروپا، دفاتر اصلی این شرکت را تشکیل می دهند. آقای جک ما، بنیانگذار این پایگاه اینترنتی عظیم تجاری به شمار می رود. بیش از نیم میلیون نفر هر روز از این پایگاه دیدن می کنند. سایت alibaba در سال 1999 میلادی راه اندازی شد و توانست ظرف هشت سال، یعنی تا سال 2007 میلادی، تعداد کارکنان خود را از هجده نفر به بیش از سه هزار و پانصد نفر افزایش دهد.مجله Forbes، alibaba را در سال 2000 میلادی، برترین سایت B2B وب معرفی کرد. در یک دهه اخیر، علی بابا دات کام جوایز زیادی را در عرصه فناوری و خلاقیت دیجیتالی کسب کرده است.
 
کارآفرینی دیجیتالی به شیوه علی بابا !

تا سال 2001، این پایگاه توانست بیش از یک میلیون خریدار ثبت شده را به خود اختصاص دهد و این رقم تا کنون به دوازده میلیون کاربر افزایش یافته است.در سال 2003، گروه alibaba موفق شد سایت حراجی آنلاین Taobao.com را راه اندازی کند که رفتار عملکردی مشابه سایت ebay.com در اختیار داشت.به دلیل تنوع فعالیت های تجاری و اطلاع رسانی گسترده سایت alibaba و نیاز سنجی و فرصت سازی بهینه این پایگاه در امر معرفی کالا و محصولات به خریداران جهانی، مجله فوربس در اکتبر سال 2004، این پایگاه را در لیست برترین سایت های سال معرفی کرد. در اکتبر سال 2005، شرکت یاهو، یک میلیارد دلار در گروه alibaba سرمایه گذاری کرد و نمایندگی رسمی یاهو در کشور چین را به این گروه اعطا کرد.

جک ما، بنیانگذار alibaba، درباره این مساله که چرا وی، نمایندگی شرکت یاهو را به جای شرکت گوگل در چین اختیار کرد اظهار داشت که یاهو، فقط یک تکنولوژی نیست و فرصتی ایده آل برای معرفی گسترده امکانات alibaba در میان کاربران اینترنت است.این کار باعث افزایش ضریب نفوذ یاهو در کشور اینترنت باز چین و ارتقای حوزه فعالیت تجاری alibaba در جهان وب شد. آقای David Wei از فوریه 2006 میلادی تا کنون، رئیس پایگاه alibaba می باشد.

بیش از دویست هزار شرکت در سراسر جهان، از خدمات اطلاع رسانی و بازاریابی و معرفی محصولات و خدمات ثبت شده در سایت alibaba استفاده می کنند. مجله کارآفرینان، بنیانگذار این پایگاه را یکی از کارآفرینان دیجیتالی جهان می داند. برای اطلاعات بیش تر به www.enterpreneur.com مراجعه کنید. اکنون، SOFTBANK ژاپن، قریب به یک سوم سهام این گروه دیجیتالی را در اختیار دارد. وبلاگ اختصاصی بنیانگذار alibabaa در نشانی : http://jackma.blog.sohu.com قرار دارد.

درس های کارآفرینی آقای Ma

1-ایده ها و رویاهای خود را پرورش دهید. حتی اگر الان، سرمایه گذاری برای عملی کردن آن ها در دسترس نباشد.

2-تسلیم شرایط محیطی و مکانی نشوید. دنیای دیجیتال، محصور شدنی نیست.

3-افراد و دوستان خوبی برای خود پیدا کنید و به مشتریانتان عشق بورزید. سعی کنید زیاد یادبگیرید.

4-من در سال 2000 گفتم اگر نه خرگوش در دنیا وجود داشته باشد، اگر بخواهید یکی از آن ها را شکار کنید، کافی است به یکی از آن ها خوب فکر کنید و بر روی گرفتن آن تمرکز کنید! تاکتیک خود را تغییر دهید، خرگوش را تغییر ندهید!

5-فرصت های زیادی پیش روی است، همه را نمی توان به دست آورد، اگر یک فرصت خوب را به دست آورید کافی است. مسیر رشد را پله پله طی کنید.

6-یکی از دلایل عمده ای که باعث می شود، افراد فعال در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات، در ایجاد یک محیط کارآفرین و بستر سازی یک کسب و کار آنلاین، با شکست و موفقیت های بسیار ضعیف رو به رو شوند، آن است که آن ها، ICT را خوب می شناسند، اما نحوه عرضه آن در محیط کسب و کار را نمی دانند و مشتریان، از کسب و کار آن ها استقبال نمی کنند. این گفته آقای Ma را می توان دلیلی بر اهمیت درک فضای غیر دیجیتالی و گواهی بر ضرورت آموزش مسائل کسب و کار غیر دیجیتالی به کارآفرینان دیجیتال دانست.

گروه پایگاه های علی بابا

مجموعه پایگاه های سایت علی بابا در ادامه معرفی شده است.

1.    www.alibaba.com

2.    http://china.alibaba.com

3.    http://japan.alibaba.com

4.    www.taobao.com

5.    www.alipay.com

6.    www.yahoo.com.cn

7.    www.koubei.com

8.    www.alisoft.com

درس های علی بابا

1-    خلاقیت دیجیتالی حتی باید در نام domain  پرتال هم مشهود باشد.

2-    علی بابا دات کام می گوید از مسیرهای شناخته شده و معمولی برای همه فاصله بگیرید تا متمایز بشوید.

3-    علی بابا دات کام میگوید هر اندازه بیشتر محتوا تولید کنید و بهتر مدیریت کنید، موفق تر می شوید.

4-    علی بابا دات کام می گوید واسطه بودن در یک فعالیت تجاری در فضای وب، خلاقیت فرصت آفرین است.

5-    علی بابا دات کام می گوید که بزرگ شدن، ابتدا از ایده های کوچک خلاقانه آغاز می شود.

6-    علی بابا دات کام می گوید که تعریف چشم انداز و ماموریت برای یک سایت موفق و خلاق ضروری است.

7-    علی بابا دات کام همان طور که در سلسله مقالات قبلی اشاره کردیم، شیوه های تعاملی مطلوب را برای ارتباط با مخاطبان و فعالان تجاری خود در دستور کار دارد.

8-    علی بابا دات کام نمونه موفق از یک طراحی سایت تعاملی، مالتی مدیا و هوشمندانه در فضای پر رقابت است.

9-    علی بابا دات کام می گوید برای بزرگ شدن، باید با بزرگان حرفه خود نیز تعامل کنید و بزرگان را به جمع خود وارد کنید. این اصل کسب و کار در فضای مجازی است.

10-   به نظر شما رنگ نارنجی برند علی بابا حرفی برای گفتن ندارد؟ رنگ برند آمازون دات کام چطور؟









سه شنبه 8 اردیبهشت 1394

داستان موفقیت شنل، برند لوکس جهانی

نویسنده: Laura   طبقه بندی: فکر اقتصادی، کارآفرینی ، 

مجله موفقیت - مریم اردکانی:

راحتی و ظرافت

«گابریل شَنِل» که بعدها به «کوکو شنل» معروف شد. در سال 1883 میلادی در شهر «سومور» فراسنه در خانواده ای فقیر به دنیا آمد. او در 12 سالگی مادرش را از دست داد و به یک صومعه سپرده شد. گابریل بعدها برای گذران زندگی به خیاطی روی آورد و در همین سال ها بود که به «کوکو» معروف شد. در آن دوران، اکثر لباس های زنانه پیراهن های بلند دنباله دار تنگ و ناراحت بودند و او که این لباس ها را برای زنان مناسب نمی دانست، تصمیم گرفت لباس هایی را طراحی کند که ضمن راحت و لوکس بودن، از ظرافت هنری نیز برخوردار باشند.

شنل نخستین فروشگاه خود را در سال 1910 میلادی در پاریس افتتاح کرد. کلاه هایی با نان «شنل مُدز» اولین محصول این فروشگاه بودند که معروف ترین بازیگران زن فرانسه خیلی زود به طرفداران سرسخت این کلاه ها تبدیل شدند و طرح های ساده و ظریف شنل نیز به سرعت در پاریس محبوبیت پیدا کردند.

CHANEL انقلابی در پوشاک زنان

در سال 1913 میلادی و هم زمان با افتتاح شعبه جدید شنل در فرانسه، مجموعه لباس های سبک اسپرت آن نیز با بازار معرفی شد و در همان زمان به موفقیت دست یافت. این مجموعه لباس ها تحولی در نوع و ماهیت رابطه زنان با اندام و سبک زندگی شان بود.

شماره پنج؛ محبوب همه دوران


نخستین خانه طراحی لباس شنل، در سال 1919 میلادی در فرانسه راه اندازی شد و در سال 1921 میلادی، نخستین عطر این برند با نام «شنل شماره 5» عرضه شد. تولید این عطر که یکی از نمادهای اصلی نام تجاری شنل محسوب می شود، همچنان ادامه دارد و دولت فرانسه اعلام کرده است که هر دقیقه دو بطری از این عطر که به عقیده برخی افراد، «نماد ناب زنانگی» است، به فروش می رسد. سال 1924 میلادی، خط تولید محصولات آرایشی و بهداشتی شنل آغاز به کار کرد و در همین سال ها بود که شنل طراحی لباس های چندین نمایش معروف را نیز برعهده گرفت.

او در سفرهای خود به اسکاتلند با «تویید» TWEED،  پارچه ای که در لباس های مردانه مورد استفاده قرار می گرفت، آشنا شد و با آن لباس های زنانه ای را تولید کرد که بعدها تبدیل به یکی از نمادهای شنل شد.

CHANEL انقلابی در پوشاک زنان

زیبا و مجلل همچون خودروهای فورد


شنل در سال 1926 میلادی با ارائه پیراهن های مشکی صنعت مد لباس بانوان را متحول کرد. این ییراهن ها چنان زیبا، نوآورانه و شیک بودند که مجله «ووگ» آن ها را با ماشین های مجلل فورد مقایسه کرد. در سال 1931 میلادی، شنل طراحی لباس ستاره های زن هالیوود را برعهده گرفت.

سال 1935 میلادی اوج شهرت و موفقیت شنل است؛ اما 10 سال بعد و با شروع جنگ جهانی دوم، روند رو به رشد موفقیت های این برند متوقف و بسیاری از شعب آن تعطیل شدند که البته گابریل شنل 9 سال بعد و در 71 سالگی شعب تعطیل شده را مجددا بازگشایی کرد و هم زمان دومین تحویل را در صنعت مد رقم زد. کیف های چرمی سبک و محکم شنل با زنجیرهای طلایی کوتاه، یکی از طرح های خلاقانه این برند بود که به شدت مورد استقبال زنان قرار گرفت.

CHANEL انقلابی در پوشاک زنان

خود باشید تا زیبا شوید


سال 1971 میلادی پایان زندگی بنیان گذار شرکت تجاری شنل بود و از سال 1983 تاکنون که آغاز زمامداری «کارل لگرفلد» در این شرکت است، این برند با تولید محصولات جدیدی مانند عطرهای مردانه، ساعت و جواهرات همچنان به فعالیت خود ادامه می شود. شنل بر این باور است که زیبایی لحظه ای آغزا یم شود که فرد تصمیم می گیرد خود باشد؛ پس هنگامی که تصمیم می گیرید خودتان باشید و خود را باور کند، زیبا می شوید. شنل به زیبایی ناب و اصیل اعتقاد دارد و آن را با اعتماد به نفس پیوند می زند.

امروزه، فروشگاه های شنل که یکی از تاثیرگذارترین نام های تجاری تاریخ است، در بیش از 129 کشور در سراسر جهان محصولات لوکس، راحت، خلاقانه، زیبا، ظریف و هنرمندانه را به علاقه مندان عرضه می کنند.

جمعه 21 فروردین 1394

روزی که پارکینگ سکوی موفقیت شد.

نویسنده: Laura   طبقه بندی: فکر اقتصادی، کارآفرینی ، 



تصور کنید مدیر یک شرکت بزرگ تجاری هستید و دفتر کار شما در طبقه یازدهم یک ساختمان بلندمرتبه قرار دارد. حال چنانچه آسانسورهای ساختمان برای چند ساعت از مدار خارج شوند و این اتفاق؛ همزمان با یک جلسه سرنوشت ساز برای شرکت شما باشد، چه خواهید کرد؟
راه حل های متنوعی در برابر شما قرار ندارد. اولین پیشنهاد استفاده از پله ها خواهد بود؟! یا شاید ترجیح می دهید جلسه را به زمان دیگری موکول کنید؟
همانطور که پیش تر نیز گفته ایم شرایط برگزاری نشست های مهم تجاری ارزشی برابر با محتوای آن جلسه ها دارند. مواردی چون محل برگزاری جلسه از چیدمان و دکوراسیون گرفته تا روش پذیرایی در جلب نظر مخاطبان کسب و کار شما اهمیت بسیار بالایی دارد.
از این رو استفاده از پله در پرسشی که مطرح کرده ایم نمی تواند گزینه مقبولی باشد. تصور کنید شخصی که برای جلسه به شرکت شما می آید ناچار باشد  200 پله را طی کند تا به محل برگزاری نشست برسد! از سوی دیگر تغییر زمان جلسه نیز آثار روانی جالبی آنهم در اولین برخورد بدنبال نخواهد داشت و حتی در برخی شرایط غیر ممکن است.

اما چاره چیست؟ بهتر است برای حل مشکل  به روش "مایکل جی" مدیر یکی از شرکت های بزرگ فعال در حوزه واردات از کشور آمریکا اشاره ای داشته باشیم. زمانی که آقای جی خود را برای یکی از مهم ترین و سرنوشت سازترین قرارهای تجاری دوران کاری آماده می کرد، ناگهان از خرابی آسانسورهای ساختمان شرکت به دلیل نقص فنی در سیستم برق مطلع شد. جی در وضعیت بسیار بدی قرار گرفته بود از طرفی امکان استفاده از راه پله را نداشت زیرا میهمانان خارجی وی مجبور به طی 250 پله می شدند و از طرف دیگر؛ تغییر زمان برگزاری جلسه نیز به دلیل نوع زمانبندی برنامه کاری -میهمانانی که از کشور دیگر آمده بودند-غیر ممکن بود.

 اما مایکل جی به هیچ عنوان حاضر نبود تا بزرگترین شانس زندگی خود را از دست دهد. از این رو جی به یکی از مهمترین فاکتورهای لازم در زمینه مدیریت متوسل شد و آن چیزی جز ابتکار و خلاقیت نبود. بارها بر لزوم توجه مدیران به پرورش استعدادهایی چون ابتکار، خلاقیت و نوآوری در کسب و کار، تاکید داشته و گفته ایم که این توانایی ها در مواقع حساس و بحرانی نتایجی جادویی از خود بر جای می گذارند.

به هر ترتیب "جی" تصمیم گرفت تا جلسه را در پارکینگ ساختمان شرکت برگزار کند! آقای مدیر طی 3 ساعت مانده به زمان جلسه به نیروهای خود دستور داد تا بخشی مناسب از پارکینگ را که کمتر در مسیر حرکت خودروها قرار داشت، آماده کنند. سپس انتقال مبلمان با استخدام چند کارگر قدرتمند انجام شد. وسایل پذیرایی نیز به آن بخش از پارکینگ منتقل شد. چند آباژور نیز برای نورپردازی محیط در نظر گرفته شد.

جی فرشی بسیار نفیس را نیز زیر میز جلسه و صندلی ها قرار داد و فضایی جالب در پارکینگ ایجاد شد. میز جلسه زیر یکی از هواکش های اصلی جانمایی شد و هوا نیز چندان بد به نظر نمی رسید. به هرترتیب مهمانان وارد پارکینگ شرکت شدند و آقای جی با فروتنی تمام بی نظیرترین عذرخواهی تمام دوران زندگی اش را به نمایش گذاشت و بدین ترتیب علت برگزاری جلسه در پارکینگ توضیح داده شد. میهمانان که  از حرکت و تصمیم میزبان خود حیرت زده شده بودند به سمت چیدمان ابتکاری آقای جی حرکت کردند.

این جلسه در بهترین شکل ممکن برگزار شد و طی جلسه آقای جی به دلیل تعهد خود نسبت به برگزاری نشست مورد تحسین قرار گرفت. نکته جالب آنکه در پایان جلسه میهمانان خواستار طی مسیر پله ها و مشاهده دفتر اصلی شرکت شدند که این حرکت در واقع سپاسی بود به ابتکار و خلاقیت مدیر شرکت. در نهایت میهمانان وارد دفتر شده و چند دقیقه ای را با میزبان خود به گفتگوهای غیرکاری پرداختند و سپس با رضایت کامل دفتر را به سمت فرودگاه ترک کردند.

تجربه آقای جی و تصمیم عجیبی که وی گرفت در واقع آموزه ای برای مدیران و صاحبان کسب و کار محسوب می شود. بی شک هرگونه اقدام دیگری از جانب مایکل جی برابر با از دست رفتن یک فرصت تجاری استثنایی برای وی بود، اما شاهد هستید که توانایی های یک مدیر فقط اتکا به مفاهیم آکادمیک و گروهی از اصول ثابت نیست. مدیریت علمی است جاری و پویا که هر لحظه و هر ذره آن می تواند شاهد ماجراجویی ها و خلاقیت های مختص به شما باشد.
مازیار دانیالی-

ام بی ای نیوز- مرضیه فروتن: هنگام راه اندازی یك كسب و كار به نكات فراوانی باید توجه كرد. چشم پوشی از چند چیز مهم در مراحل اولیه كار آسانی است و البته یك تصمیم اشتباه می تواند منجر به تحمیل هزینه های بیشتری به شما بشود. راه های زیادی برای صرفه جویی در تخصیص هزینه و در نتیجه نیل به موفقیت در یك كسب و كار جدید وجود دارد.

استراتژی های دیجیتال زیر به شما در زمینه صرفه جویی اقتصادی، بهبود مسیر حركتتان و در نتیجه نیل به اهداف خود قطعا كمك خواهد كرد. به علاوه، انجام یك سری تحقیقات هنگام انتخاب یك برنامه كاربردی منجر به بهترین تصمیم گیری برای كسب و كارتان می شود.

پنج استراتژی دیجیتال ضرروی برای شركت های نوپا كدامند؟

1. بازاریابی تان را برون سپاری کنید

بازاریابی البته عنصری حیاتی از هر كسب و كار موفقی به شمار می رود. در دنیای امروز بخش عمده بازاریابی از طریق آنلاین صورت می گیرد. در دنیای اینترنت مصرف كنندگان اغلب اوقات برای اولین بار با موضوع كسب و كار آشنا می شوند. اما به عنوان یك كسب و كار جدید، شما شاید بودجه كافی برای استخدام یك تیم بازاریابی را نداشته باشید. در حال حاضر گزینه ها و منابع برون سپاری شده زیادی وجود دارند كه می توان آن ها را در وبسایت هایی نظیر "Elance" یا "Get a Freelancer" یافت.

در آن جا شما می توانید با استخدام افراد مجرب و حرفه ای، طراح گرافیك، متخصصان ورود داده های اطلاعاتی و غیره، از آن ها بخواهید تا به طراحی یك وبسایت، درآوردن محتوای یك وبلاگ، انتشار خبر یا ارسال ایمیل های بازاریابی بپردازند. شما همچنین می توانید یك سری افراد را جهت راه اندازی كمپین های بازاریابی در رسانه های اجتماعی برای خود به خدمت بگیرید.

2. IT را از بیرون تامین كنید

درست مثل یك تیم یا متخصص بازاریابی، شما نیاز به یك متخصص تمام وقت IT نیز دارید. یك بار دیگر می توانید برای استخدام چنین فردی به منابع بیرونی مراجعه كنید و از افراد حرفه ای و شركت های برطرف كننده مشكل در این زمینه كمك بگیرید. این نیروها می توانند در مواردی نظیر شبكه كامپیوتری، نرم افزار آنتی ویروس و دیگر جنبه های مرتبط با عملیات IT به شما یاری برسانند. فقط شركت مشهور و مطمئنی را پیدا كنید كه قادر به خدمت رسانی در همه مواقع باشد. به این ترتیب امكان تداوم روند انجام یك سری عملیات های تجاری در صورت بروز یك مشكل جدی در شبكه شما وجود دارد.

3. از سیستم كامپیوتری cloud استفاده كنید

Cloud راهی عالی برای ذخیره سازی و به اشتراك گذاری اطلاعات با دیگران و صرفه جویی در وقت بدون اجبار به ارسال ایمیل یا فكس برای سایرین و انتظار كشیدن برای دریافت آن ها به شمار می رود. با ذخیره سازی اسناد و دیگر داده های اطلاعاتی در سیستم cloud، همه با كسب اجازه می توانند به آسانی در صورت لزوم و در هر زمان با استفاده از PC یا گوشی موبایل خود از هر جا، ضمن دسترسی به اسنادشان، به مرور و ویراش آن ها بپردازند.

به این ترتیب ضمن صرفه جویی در زمان و علاوه بر بهبود میزان بهره وری، گزینه ای عالی برای انجام كار تیمی بر روی یك پروژه و ایجاد امكان دسترسی برای همه به فایل ها در یك موقعیت مكانی مناسب به وجود خواهد آمد.

4. به سراغ یك سیستم تلفنی مبتنی بر Cloud بروید

یكی از راه های متعدد صرفه جویی در هزینه از همان آغاز، همراه با بهبود بهره وری كلی، رفتن به سراغ یك سیستم تلفنی بر اساس cloud است. بسیاری از كارآفرینان و صاحبان كسب و كارهای كوچك اغلب اوقات در ابتدا از سیستم های تلفنی كسب و كار خود غافل می شوند و به سراغ ارزان ترین راه ممكن از نگاه خود می روند.

این یك اشتباه بزرگ است زیرا حتی یك سیستم تلفنی كسب و كار ارزان قیمت و سنتی نیز احتمالا بیشتر از یك سیستم تلفنی مبتنی بر cloud به طور ماهانه برای شما هزینه در پی خواهد داشت. یك سیستم تلفنی دفتری بر اساس cloud نظیر "Switch" یك گزینه عالی است كه امكانات گسترده ای به علاوه یك مسئول پذیرش مجازی را عرضه می كند. به این ترتیب شما هیچ نوع تماس تلفنی خاصی را از دست نخواهید داد.

پنج استراتژی دیجیتال ضرروی برای شركت های نوپا كدامند؟

5. از نرم افزارهای گوگل و ابزار های تجزیه و تحلیل آن استفاده كنید

شاید به همه برنامه های كاربردی گوگل احتیاج نداشته باشید، اما حتما در آن جا می توانید ابزار های مفید فراوانی، از تقویم گرفته تا ابزارهای ویژه به اشتراك گذاری اسناد تا مدیریت پروژه و غیره را پیدا كنید.

علاوه بر این، Google Analytics می تواند اطلاعات زیادی درباره كسب و كار و دورنمای حضورتان در دنیای اینترنت را ارائه دهد. در ادامه انجام این كار به اصلاح بهتر وبسایت و دیگر محتواها، افزایش ترافیك آن، رشد درآمدها و توسعه پایگاه مشتریانتان كمك خواهد كرد.

دوشنبه 17 فروردین 1394

شعار نایک، فقط انجام بده.

نویسنده: Laura   طبقه بندی: فکر اقتصادی، کارآفرینی ، 

ام بی ای نیوز - ترجمه ماهرخ شجاعی: شعار نایک JUST DO IT "فقط انجام بده" مسلما بهترین شعار قرن بیستم است. این شعار از تمامی موانع اجتماعی و سنی افراد گذشته است و موفقیت را برای نایک به ارمغان آورده و توانسته است مصرف کنندگان را متقاعد کند که آنها می توانند حتی فقط با پوشیدن محصولات این برند موفق باشند.

مانند تمامی شعارهای بزرگ، این شعار هم ساده و هم به یاد ماندنی است. همچنین وعده چیزی بیشتر از معنای تحت اللفظی شعار را می دهد. در واقع به مردم اجازه می دهد آن را هر طور که دوست دارند تفسیر کنند و با این کار، ارتباط شخصی با برند برقرار کنند.

شعار نایک

اگر به عنوان یک ناظر این جمله را بررسی کنیم: "فقط انجام بده" جمله ای دستوری، بی تاب، مغرور و کمی بی ادب است. در واقع از آن دسته جملات مرسومی که مصرف کنندگان عادت به شنیدن آن را داشته باشند، نیست.

جالب اینجاست که آقای "فیل نایت"، از بنیانگذاران نایک، اعتقاد زیادی به تبلیغات نداشت . اما با شروع رقابت با "ریباک" که روند رو به رشد بسیار بالایی در اواسط هشتاد میلادی داشت، او شروع به همکاری با یک آژانس تبلیغاتی کوچک به نام "وایدن و کندی" در پورتلند، اورگان کرد.

و آنجا بود که این شعار افسانه ای به لطف "دن وایدن" از موسسان آن آژانس تبلیغاتی بوجود آمد.

وایدن نگران این بود که شش تبلیغ اولیه کمپین که به موضوعات مختلف و ورزش های مختلف پرداخته است، هیچ پیام واحدی را به مخاطب نمی دهند. او از جایی که اصلا ارتباطی به این موضوع و ورزش نداشت، الهام گرفت و این شعار را برای نایک تعریف کرد. در واقع این جمله ی الهام بخش، از آن "گری گیلمور" قاتل 2 نفر بود که در سال 1977 در ایالت یوتا اعدام شد. آخرین جمله معروف او این بود :" انجام بدید".

یازده سال بعد، وایدن این کلمات را کمی تغییر داد و شعار را درست کرد. سال ها بعد گفت : "ساختن این شعار کار بسیار ساده ای بود."

در واقع، این شعار با استراتژی نایک برای ایجاد یک نقطه تفاوت بین خود و ریباک بسیار همسو بود. تمرکز ریباک بر روی شور و شوق ایروبیک بود اما نایک بدون در نظر گرفتن سن، جنس و میزان آمادگی جسمانی و تناسب اندام، همه مردم را مخاطب قرار داد و با این شعار باعث شد که مخاطبان، این برند را بیش از یک لباس ورزشی و در سطح مد ببینند.

با کمپین "فقط انجام بده" نایک درصد سهم خود از کسب و کار کفش ورزشی در آمریکای شمالی از 18 درصد به 43 درصد بین سال های 1988 و 1998 افزایش داد.

اولین اکران آگهی تجاری تلویزیونی "فقط انجام بده" در اول ژوئیه 1988 صورت گرفت. در این آگهی "والت استاک" هشتاد ساله در حال ورزش روزانه خود، پیاده روی هفده مایلی از روی پل گلدن گیت، نشان داده شد.

نایک در حال حاضر بزرگترین شرکت لباس ورزشی در جهان، با 25 میلیارد دلار درآمد و هفده درصد از سهم بازار است.

دوشنبه 17 فروردین 1394

داستان موفقیت نوتلا

نویسنده: Laura   طبقه بندی: فکر اقتصادی، کارآفرینی ، 

پول‌نیوز، مازیار دانیالی: تولید نوتلا در بیش از16 کارخانه از ایتالیا، آلمان، بلژیک، استرالیا، کانادا و برزیل گرفته تا هند، روسیه، آمریکا، ترکیه، آرژانتین، اکوادور و پورتوریکو؛ این محصول را به "قهرمان صبحانه" جهان مبدل کرده است.

روزهای گرسنگی پس از پایان جنگ جهانی دوم، دوران بسیار سختی برای ساکنان اروپا ایجاد کرده بود. کشورها و اداره کنندگان آنها همچنان درگیر مسائل مربوط به این رویداد تلخ بودند و شهروندان باید تاوان آن را با از دست دادن عزیزان، آوارگی و گرسنگی می پرداختند.

در چنین شرایطی یک نانوای جوان ایتالیایی که تبحری خاص در پخت انواع شیرینی داشت ایده ای را در ذهن خود پرورش می داد که در آینده زمینه ساز یکی از خوش طعم ترین های سفره صبحانه در تمام جهان شد. پیِترو فررو مقدار کمی از شکلات را با نسبت به مراتب بیشتر پودر فندق -و چند افزودنی دیگر دارای اهمیت کمتر- مخلوط کرده و فرمولی را ایجاد کرد که علاوه بر طعم عالی، از انرژی بالایی نیز برخوردار بود.

موفقیت با طعم شکلات

راز موفقیت پیترو را علاوه بر طعم خاص باید در همین ایده ترکیبی وی برای تهیه کرم شکلات فندقی جستجو کرد زیرا در آن روزها شکلات بسیار گران قیمت و حتی لوکس بود و هر کسی قدرت خرید آن را نداشت اما ترکیب میزان کمی از شکلات با حجم بیشتری از فندق، ایده ای بی نظیر برای خانواده فررو محسوب می شد.

موفقیت با طعم شکلات

 ایده فررو و شکلات های خوشمزه فندقی هر روز مشتریان بیشتری داشت و همین ترکیب استثائی داستان موفقیت این خانواده ایتالیایی را شکل داد. فررو بزرگ طی 5 سال از آغاز فعالیت خود (از 1946 تا 1951) فعالیت خود را توسعه داد و محصول شکلاتی خوشمزه خود را با نام "سوپر کرم" روانه بازار کرد.

موفقیت با طعم شکلات

ظاهرا پیترو تنها فرد خلاق و فعال خانواده فررو نبود، پس از فریرو بزرگ نوبت به میکله رسید، کسی که از سال ها همراهی پدر آموزه های فراوانی را اندوخته و آماده آن بود تا مسیر موفقیت و طعم شکلات فندقی را کاملا برهم منطبق کند.

در رابطه با میکله فررو می گویند او بیش از آنکه همانند پدرش یک نانوا و شیرینی پز باشد؛ یک تاجر به دنیا آمده بود و این همان چیزی است که خانواده فررو بدان نیاز داشتند. میکله در سال 1963 دست به تغییراتی اساسی در تجارت خانوادگی فرروها زد. اولین کار، شناسایی نامی جذاب تر و البته اختصاصی تر برای محصول تولیدی بود. در این زمان نام آشنای "نوتلا" با توافق تمامی اعضای خانواده فررو بوجود آمد.

نوتلا به نوعی ترکیبی از Nuts به معنای آجیل و پسوند رایج ایتالیایی ella -همانطور که در واژه های آشنایی مانند موتزارلا (نوعی پنیر) و کارملا (در ایتالیایی به معنی نوعی شیرینی) استفاده می شود- بود.

میکله که اصول تجارت را به خوبی می دانست تمام توان خود را روی بازاریابی نام جدید و محصول تولیدی متمرکز کرد. وی در یکی ازنوشته های آن زمان خود آورده است: زمان آن بود تا تمام اروپا طعم استثنایی محصول خانوادگی فررو را بچشند.

اولین شیشه(ظرف نگهداری) کرم شکلات فندقی در 20 آوریل سال1964 از خط تولید کارخانه فررو در شهر البا (ایتالیا) خارج شد. به لطف مدیریت و چشم اندازهای میکله، نوتلا با آن شیشه های دوست داشتنی خود، در میان خانواده های اروپایی جایگاه ویژه ای بدست آورد. اما این برای تحقق رویاهای میکله کافی نبود، نام انتخابی به سرعت وجهه ای بین المللی به این محصول بخشید و شیشه های نوتلا راهی بازارهای بین المللی شدند.

موفقیت با طعم شکلات

چند دهه مدیریت میکله بر مجموعه فررو، نتایج درخشانی را بدنبال داشت. تولید نوتلا در بیش از16 کارخانه از ایتالیا، آلمان، بلژیک، استرالیا، کانادا و برزیل گرفته تا هند، روسیه، آمریکا، ترکیه، آرژانتین، اکوادور و پورتوریکو؛ این محصول را به قهرمان صبحانه جهان مبدل کرده است. هم اکنون شرکت فررو مالک زیربرندهای مهمی مانند کیندر و روچر است.

میکله فررو و مسیری که وی در راه موفقیت و ثبات کمپانی بزرگی چون فررو طی کرد، نمونه ای ارزشمند در دنیای اقتصاد و مدیریت به شمار می رود. میکله همانند پدرش فردی متین و آرام بود. روزنامه نگاران و نویسندگان دنیای تجارت بارها وی رابه عنوان فردی صادق در حوزه کسب و کار توصیف کرده اند. میکله پیوسته ضمن اشاره به روزهای دردناک جنگ جهانی و دوران سخت پس از آن؛ شرایط روز(گرسنگی و گرانی شکلات) را عامل اصلی ایجاد خلاقیت تولید فرمول اختصاصی خانواده فررو می دانست و هیچگاه آن را کاملا منحصر به ذهن و هوش پدرش ندانسته است. کارمندان نوتلا در تمام دوران، میکله را مدیری دلسوز و همیشه در دسترس توصیف کرده اند. میکله فررو اهمیت ویژه ای برای تبلیغات و بازاریابی محصولات قائل بود. نوتلا در دوران میکله یکی از قویترین مجموعه های تبلیغاتی و بازاریابی را در اختیار داشت و اهمیت این بخش برای مدیران گروه فررو همواره نتایج مثبتی را بدنبال داشته است.

موفقیت با طعم شکلات

موفقیت با طعم شکلات

رویترز درباره وی می نویسد: میکله همواره براساس اصول اخلاقی عمل می کرد. در سال 1957 میلادی به پست مدیر اجرایی منصوب شد و 40 سال در این پست بود. حتی زمانی که اداره شرکت را به دو فرزندش واگذار کرد باز هم با هلیکوپتر به شرکت می آمد.

حجم کلی معاملات گروه فررو در سال 2014 بیش از 8 میلیارد یورو اعلام شده است. این گروه تجاری بیش از 30 هزار نیرو در اختیار دارد. مجله معروف فوربز در گزارشی مجموع ثروت فررو را 20 میلیارد یورو اعلام کرده که ثروتمندترین گروه تجاری در ایتالیا محسوب می شود.

و اکنون؛ نکاتی خواندنی درباره نوتلا:

- در سال حدود 365 میلیون کیلو کرم شکلات نوتلا در جهان مصرف می شود.

- نوتلا از یک شهر کوچک(البا) در شمال ایتالیا به قهرمان صبحانه جهان مبدل شد.

- نوتلا در 160 کشور جهان مصرف می شود.

- گروه فررو سالانه بیش از 25 درصد مجموع فندق تولیدی جهان را خریداری می کند.

- برای یک شیشه 750 گرمی نوتلا برابر با 97 عدد فندق مصرف می شود. برای شیشه 400 گرمی 52 عدد فندق استفاده می شود.

- هر 100 گرم کرم شکلات نوتلا 544 کیلوکالری انرژی دارد.

-  هیتلر و جنگ جهانی عامل اصلی اعتیاد جهان به نوتلا هستند!

- هر 2.5 ثانیه یک شیشه نوتلا در سطح جهان به فروش می رسد.

 هر سال پنجم فوریه به عنوان روز جهانی نوتلا نامگذاری شده است.

- کل نوتلا های فروش رفته طی یکسال، می توانند بیش از 1000 زمین فوتبال را بپوشانند.

- میکله فررو پس از مرگ سرمایه 25 میلیارد یورویی و امپراتوری فررو را برجای گذاشت.

 
موفقیت با طعم شکلات

موفقیت با طعم شکلات


شرط می بندم بسیاری از موفقیت ها و پیشرفت های زندگی تان وقتی تحقق پیدا کرده که از ته دل عصبانی شدید و به جای انتقام تصمیم گرفته اید قوی تر شوید. صحبت از حسی می کنم که بعد از یک تلخ کامی یا شکست سراغتان می آید، حسی که شما را ترغیب می کند تا به قدری موفق شوید که دیگر حس بازندگی نداشته باشید، حسی که مثلا بعد از شکسته شدن دلتان شما را مصمم می کند تا در کنکور رتبه دورقمی بیاورید یا حسابی لاغر کنید، حسی که ناشی از خشم است، اما آثار مثبتی دارد.

در مورد خودم مطمئنم که اگر در یک مقطعی از زندگی مورد سوءاستفاده و تمسخر قرار نمی گرفتم، هرگز جرقه لازم برای دنبال کردن هدف و آرزویم را پیدا نمی کردم. اگرچه اهداف و موفقیت هایم اصلا شاید  چشم گیر نباشد، اما به سبب همین جرقه به وجود آمده، من با این نظریه به شدت موافقم که مشکلات و چالش های شخصی می تواند به پیشرفت های بزرگی منتهی شود. من برای حقانیت این نظریه در تیم خودم اسلون ویلیامز را دارم. ویلیامز یکی از موفق ترین متخصصان «دنیای پزشکی جایگزین» شناخته می شود و در زمینه زندگی، موفقیت و روابط بین افراد مشاور مشهوری به حساب می آید.

چیزی به نام ژن موفقیت وجود ندارد. باور کنید آدم های موفق اطرافتان جَداندرجَد موفق و مشهور نبوده اند.

بسیاری از مشاهیر در مبارزه با مشکلات شخصی خود بوده که راه مبارزه و پیروزی را آموخته اند. بعضی هایشان هم برای جبران کاستی های شخصیتی راه موفقیت را در پیش گرفته اند.

آن ها در مدرسه مسخره می شدند


رانلف فینس، بزرگ ترین ماجراجو و جست و جوگر زنده جهان در 70 سالگی هنوز آزار و تمسخر هم کلاسی هایش در مدرسه شبانه روزی درجه یک بریتانیا را از خاطر نبرده است. این تمسخرهای بی رحمانه او را تا مرز خودکشی رساند، اما این نویسنده و کوه نورد از همان روزها استقامت را یاد گرفت و بعدها رکورددار استقامت شد.

انتقام از شکست

ویلیامز، همان متخصص و مشاور معروف، می گوید: «کسانی که در مدرسه مورد اذیت و تمسخر قرار می گیرند، یا باید نقش قربانی را بازی کنند یا در وجود خود قدرتی ایجاد کنند که قلدربازی دانش آموزان بدجنس در آن هابی اثر باشد.»

اولین رئیس جمهور سیاه پوست آمریکا هم وقتی دانش آموز بوده، از این تیپ قلدبازی ها در امان نبوده: «با این که بزرگ شده ایم، بسیاری به یاد داریم که چه حسی داشت وقتی در راهروها یا حیاط مدرسه سر به سرمان می گذاشتند و پیله کردن به ما تفریحشان حساب می شود. باید اعتراف کنم به خاطر گوش های گنده و اسم عجیبم من هم در امان نبودم و از این ماجرا قسر در نمی رفتم.» شاید اگر قلدرهای مدرسه اوباما می دانستند او روزی رئیس جمهورشان می شود، نیششان را می بستند.

ترکه قلدربازی در مدرسه به تن مایک فلپس، تام کروز، کریستین بیل، استیون اسپیلبرگ، تایگر وود، شاهزاده هری (پسر کوچک چارلز) و دانیل رادکلیف بازیگر نقش هری پاتر هم خورده است.

وسواسی بخواهی داریم


مجری تلویزیون، تاجر و سرمایه گذار میلیاردر، دانلد ترامپ 68 ساله که پای ثابت فهرست پول دارهای مجله «فوربس» است، یک وسواسی شناخته شده است. این بت تجارت فوبیای میکروب داشت و هنوز هم از دست دادن یا حتی زدن دکمه آسانسور پرهیز می کند.

نیکولا تسلا مخترع، مهندس برق و مکانیک صربی الاصل وسواس جبری داشت و به عدد سه که می رسید، وسواسش بیشتر می شد و اعمال و تشریفات وسواسی انجام می داد.

انتقام از شکست

چارلز داروین لکنت زبان و وسواس را یک جا داشت. وسواس داروین در 28 سالگی امان او را بریده بود و ناتوانش کرده بود، اما نتوانست او را از نوشتن کتاب تحول آفرین «خاستگاه گونه ها» باز دارد.

ویلیامز معتقد است: «کسانی که می توانند اختلال وسواس اجباری خود را مهار کنند، معمولا در زمره افراد کمال گرا قرار می گیرند که متوجه نکات و جزئیاتی می شوند که بقیه به آن توجه ندارند. اگر در فضای آکادمیک باشند، احتمال این که متوجه اشتباهات املایی شوند و غلط های دستور زبانی را بهتر از بقیه پیدا کنند، زیاد است. افراد دارای «شخصیت وسواسی» زبان بدن و تن صدای اطرافیان را به خوبی درک می کنند و با هوشیاری علایم تمیزناپذیری را پیدا می کنند که به آن ها در معاملات و تجارت مزیت می دهد.»

دیوید بکهام به وسواس نظم مبتلاست. او دیوانه وار درگیر مرتب کردن و سازماندهی به وسایلش است. وقتی نوبت قرار دادن وسایلش کنار هم و تاکردن لباس ها در کمد و کشو یا قرار دادن خوراکی ها در یخچال می شود، وسواس فکری- عملی او خودنمایی می کند. قهرمانی او در فوتبال این نقایصش را جبران و از او یک برنده درست کرده است.

آلبرت انیشتین هم کمالگرا بود و شخصیتی وسواسی داشت. او در کودکی خیلی دیر شروع به صحبت کرد، برای همین عده ای تصور می کردند او دارای «لالی انتخابی» است، اما بعد از این که زبان باز کرد، برای صحبت کردن ابتدا عبارات را با خودش تکرار و بعد آن را بلند و یک جا بیان می کرد. برای این ویژگی عجیب واژه «نارسایی انیشتین» ابداع شده که به کودکانی نسبت داده می شود که دیر زبان باز می کنند، ولی دارای هوش بالا هستند و افرادی پیشرفته و سرشناس می شوند.

افسرده اش را سراغ داریم

مشکل لئونارد کوهن شاعر، خواننده و ترانه سرای موفق کانادایی، افسردگی بود. خودش در مصاحبه ای با گاردین در مورد مشکلش توضیح می دهد: «من از افسردگی ای حرف می زدم که در تمام پس زمینه های زندگی ام وجود داشت. افسردگی همراه با اضطراب و غم. احساسی که باعث می شد فکر کنی هیچ چیزی درست پیش نمی رود. احساسی از غیرقابل دسترس بودن همه لذت ها و این که همه چیز به سقوط منتهی خواهدشد. اما بسیار خوشحالم که آن را پشت سر گذاشتم. با بودن در معابد بودایی و کمک های معلم پیرم خوشبختانه به آرامی این افسردگی از میان رفت.» درون مایه بیشتر آهنگ های مشهور کوهن غم و اندوه است.

انتقام از شکست

وقتی از گذشته تاریک و روزهای سخت پشت سر گذاشته شده صحبت کنیم، نمی توانیم اپرا وینفری را از قلم بیندازیم. این مجری سیاهپوست که حالا پا به دهه هفتم زندگی اش گذاشته، در کودکی مورد آزاد و سوءاستفاده جنسی قرار گرفته است، از خانه فراری شده و در پی آزارهای جنسی در 14 سالگی باردار می شود، ولی نوزاد نارسش که پسر بوده، مرده به دنیا می آید.

مرگ فرزند در زندگی اش ضربه دردناک دیگری بودف اما این بار با خودش عهد می کند که زندگی اش را عوض کند. در سال 1973 او اولین مجری اخبار سیاه پوست در کشورش شد، سپس برنده چند جایزه امی می شود و بعد از نوشتن چندین کتاب پشت سر هم سراغ شوی تلویزیونی می رود. او بانفوذترین زن در جهان شناخته شده است و چنان نفوذی در میان مردم آمریکا دارد که حمایتش می تواند سرنوشت سگ کتاب یا رئیس جمهور را عوض کند. ثروتمندترین آمریکایی آفریقایی تبار است و شوی تلویزیونی «اپرا» محبوب ترین در نوع خودش است.

ویلیامز با مطالعه، تحقیقات به این نتیجه رسیده است که افراد با گذشته دشوار و پرمصیبت می توانند عزت نفس بالاتری پیدا کنند و نمره بالاتری در تست هوش و یادگیری داشته باشند.احتمال این که به سمت موقعیت های کارآفرینی و معاملات پرریسک کشیده شوند و برخلاف هنجارهای اجتماعی حرکت کنند، بالاست. مهارت آن ها در تفکر جانبی و چیرهایی که آن ها به مرور آموخته اند، آن ها را نسبت به بقیه برتری می دهد.

بچه وسطی ها هم موفق می شوند


باور عمومی بر این است که فرزندان وسط، کسانی که بعد از اولین و قبل از آخرین فرزند خانواده به دنیا آمده اند، دست کم گرفته می شوند و مورد کم لطفی قرار می گیرند. یکی از موفق ترین انسان های عصر حاضر بیل  گیتس است که از نظر هرکسی نابغه به حساب می آید، اما چون فرزند وسطی بوده، ابتدا والدینش او را نابغه به حساب نمی آوردند.

ویلیامز می گوید: «بچه های وسط اراده و توازنی دارند که هنر سازگاری و مدارا را برایشان آسان می کند. آن ها عاطفی هستند و شرایط را درک می کنند و واکنش ها را دقیق قضاوت می کنند. وقتی کودک هستند، در صبوری مهارت پیدا می کنند و هر آدم موفقی قبول دارد که رمز موفقیت صبر است.»

زمین خورده داریم


استیو جابز شش ماه بعد از ورودش به کالج اخراج شد و 18 ماه در خوابگاه دوستش روی زمین می خوابید، مدتی بی خانمان بود، قوطی نوشابه جمع می کرد و با غذا معاوضه می کرد و هفته ای یک بار غذای مجانی از معبد «هیل کریشنا» دریافت می کرد.

انتقام از شکست

ویلیامز: «انگیزه درونی به راحتی می تواند فرد را ترغیب کند تا بیش از توانایی ای که تصورش را داشته، عمل کند. این همان ذهنیتی است که آن ها را قادر می سازد تا به نتایج چشم گیر دست پیدا کنند. اگر شما چنین اراده قدرتمندی برای تعیین سرنوشتتان داشته باشید که شما را به حرکت فراتر از حد توانایی هایتان ترغیب کند، می توانید به آرزوهایتان برسید و یک برنده شوید، حتی اگر از ابتدا استعداد ذاتی لازم را نداشته باشید.»

کارتن خواب؟ خوبشو داریم!

پدر و مادر چارلی چاپلین وقتی او سه ساله بود، از هم جدا شدند و بعد از مرگ زودهنگام پدرش، مادر چاپلین در یک بیمارستان روانی بستری شد و این پسربچه که هنوز 10 سالش هم نشده بود، باید با برادرش چرخ زندگی را می چرخاند.

انتقام از شکست

می دانم از اسمش خسته شده اید، اما «ویلیامز» می گوید: «معمولا تجربیات شدیدی مثل بی خانمان شدن به شخص می آموزد که در هر شرایطی باید زندگی کند و خودشان را با اوضاع وفق دهد. افرادی که زمان سختی را پشت سر گذاشته اند، خیلی مشتاق هستند که زندگی بهتری برای خود درست کنند، به خود، خانواده خود و شکست خورده های دیگر کمک کنند. انگیزه این افراد آن ها را به جلو هل می دهد، در حالی که کسی که هرچیزی خواسته برایش مهیا بوده، کمتر به دنبال موفقیت می دود.»

تنبل کلاس می خواهید؟ داریم!

ریچارد برنسون، سرمایه گذار بریتانیایی، کارآفرین و بنیان گذار «شرکت های ویرجین» از کودکی «خوانش پریشی» داشت و در مدرسه هم درس و نمراتش اصلا جالب نبود. در آخرین روزی که در مدرسه حاضر شد، استادش گفت که در آینده یا سر از زندان در می آوری یا روزی یک مولتی میلیاردر خواهی شد.

می خواهم یادآوری کنم که وینستون چرچیل هم لکنت زبان داشت، اما بالاخره با تمرین بر آن غلبه کرد.

انتقام از شکست

اسلون ویلیامز در این باره می گوید: «وقتی از بچگی به تو می گویند به درد کاری نمی خوری، همیشه باید بین دو گزینه انتخاب کنی؛ یا با خودت به این نتیجه برسی که  استعدادی نهفته داری که در سطح فهم معلم ها و بقیه نیست، یا تسلیم حرف معلمت شوی. افرادی که در مدرسه ضعیف بودند و در بزرگ سالی موفق عمل کردند، درون خودشان اعتماد به نفس تزلزل ناپذیری ایجاد کرده اند. چنین اعتماد به نفس محکمی در آینده به راحتی و با طردشدگی و شکست آسیب نمی بیند.

این اشخاص به تلاششان برای رسیدن به نتیجه دل خواه ادامه می دهند و شکست های متوالی را به جان می خرند و بارها و بارها تلاش می کنند تا بالاخره به هدف مطلوب برسند.»

دوقطبی هم داریم!

ناپلئون بناپارت، بتهوون، وینست ون گوگ، الویس پریسلی، ویرجینیا ولف، ادگار آلن پو، همینگوی، سید برت (عضو اصلی گروه پینک فلوید) و کرت کوبین... اصلا ارتباط محکمی بین دو قطبی بودن و خلاق بودن وجود دارد این را من نمی گویم، باز هم ویلیامز می گوید: «بسیاری از هنرمندان، نویسندگان و شعرا از بیماری های روانی به خصوص اختلال دوقطبی رنج می برده اند. افراد دوقطبی وقتی در دوره خوشی هستند، اعتماد به نفس، شور و اشتیاق، تفکرجانبی، پرکاری و انبساط خاطری بالا دارند و البته این حالت موقتی است و بعد از چند روز دوباره افسردگی فرا می رسد. اما پیش از آن که دوره افسردگی سراغ این افراد بیاید، حالت سرخوشی آن ها را به سمت پیشرفت و نزدیک شدن به هدف سوق می دهد. دوقطبی ها ذهنشان را به روی ایده ها باز می کنند و آن ها را عملی می کنند، ریسک پذیری شان در فضای خلاقیت و تولید پول بالا می رود.»

انتقام از شکست

هفته نامه چلچراغ - سپیده نیری

نظام اقتصادی سوئیس یكی از با ثبات ترین نظام های اقتصادی جهان است. سیاست های امنیت مالی دراز مدت و رموز بانكداری ، سوئیس را تبدیل به مأمن امنی برای سرمایه گذاران كرده است. این سیاست روند اقتصادی ای بوجود آورده كه به طور روزافزون نیازمند جریان ثابت سرمایه گذاری بیگانگان است.

به این خاطر كه سوئیس كشوری كوچك است و تخصص كاری بالایی دارد ، تجارت ، كلید معیشت اقتصادی سوئیس است . اگر چه درآمد سرانه اش بالاترین مقدار جهانی را دارد ، اما استاندارد زندگی توسط نظام حمایتی مورد فشار است . نظامی كه دستمزد ها و قیمت های مشابه را افزایش داده است . در قرن بیستم ، سوئیس به خاطر ذخایر مالی قابل توجه ، یكی از ثروتمندترین كشورهای اروپایی بود.

نظام اقتصادی و سیستم بانکداری کشور سوئیس

تجارت


تجارت ، رمز موفقیت سوئیس است . كشور به واردات و صادرات وابسته است . از طریق صادرات درآمد بدست می آورد و از طریق واردات محصولات و مواد اولیه . با وجود مخالف های بسیار با خط مشی دقیق طرفداران صنایع داخلی بویژه كشاورزی ، سوئیس تجارت و سیاست های سرمایه گذاری آزاد دارد . سیستم تجاری جامع و سیستم قوانین بانكی ، از سوئیس مكانی ساخت كه همه آن را مطمئن ترین جای دنیا برای سرمایه گذاری می دانند.

فرانك سوئیس یكی از مطمئن ترین پول های رایج دنیاست . این كشور به خاطر استانداردهای بالای بانكداری و خدمات مالی معروف است . بخش های ماشین آلات ، فلزات ، الكترونیك و شیمیاییش به خاطر دقت و كیفیت بسیار معروف است.

همه اینها با هم ، بیش از نیمی از سرمایه های صادرات سوئیس را به خود اختصاص داده اند . تقریباً 60 % از كشور خود كفایی دارد و تنها 5/7 % از وارداتش از U.S است . سوئیس مقام هجدهم مهمترین تجارتهای جهانی U.S را به خود اختصاص داده است . نظام اقتصادی سوئیس نیمی از درآمدهای خود را از طریق صادرات صنایع بدست می آورد و حدود 70 % از این صادرات به سمت بازارهای EU است .

نظام اقتصادی و سیستم بانکداری کشور سوئیس

سیاست حمایت از صنایع كشاورزی


تقریباً سوئیس محافظ صنایع كشاورزی كشورش است . عوارض گمركی بالا و سوبسیدهای داخلی گران ، همه و همه دست به دست هم می دهند تا این كشور را از نظر كشاورزی تا حد بسیار زیادی خودكفا باشد . طبق نظام همكاری و پیشرفت اقتصادی (OECD ) ، سوئیس در حال حاضر به صنعت كشاورزیش سوبسیدهای بالای 70 % می دهد . كشاورزی داخلی ، تمام وقت كارگران را به خود اختصاص می دهد . كارگرانی كه می توانند در جاهای دیگر مشغول به كار شوند و همچون سپری مانع واردات كارگران شوند . هزینه های زندگی در سوئیس بالاست . نه تنها در مواد غذایی بلكه در اجاره ها هم شاهد این امر هستیم . بنابراین همین امر باعث شده است كه انسانها زمین را بگیرند و كشاورزی راه بیاندازند .

نظام اقتصادی و سیستم بانکداری کشور سوئیس

جهانگردی


سوئیس تأسیسات جهانگردی بسیار پیشرفته ای دارد و همین امر باعث شده است كه بازار خوبی برای جهانگردی محسوب شود . البته خدمات و تجهیزات جهانگردی نیز نقش به سزایی به عهده دارند . جهانگردی یكی از مهمترین صادرات U.S به سوئیس است و هر ساله حدود 5/1 میلیارد از اقتصاد سوئیس را در بر می گیرد .

نظام اقتصادی و سیستم بانکداری کشور سوئیس

نیروی كار


ویژگی نظام اقتصادی سوئیس ، دارا بودن نیروی كار متبحر و صلح طلب است . یك چهارم از كارگران كشور تمام وقت اتحادیه تشكیل داده اند. روابط مدیران و كارگران بسیار دوستانه است . هر دو طرف سعی دارند اختلافات را بر طرف كنند . امروزه حدود 600 قرارداد معامله ای مشترك در سوئیس وجود دارد و بدون اینكه مشكل خاصی به وجود آورد مدام هم تمدید می شود .

نظام اقتصادی و سیستم بانکداری کشور سوئیس

نمایی کلی از اقتصاد کشور سوئیس


معرفی واحد پول: واحد پول کشور سوئیس، فرانک سوئیس (SFR) معادل 100 راپن یا 100، سانتیم است که هر 25/1 فرانک معادل 1 دلار می باشد.

همچنین فرانک این کشور با پشتوانه ای در حدود @ (چهل درصد) اندوخته های طلا با نرخ تورم صفر، از معتبرترین واحدهای پول دنیا می باشد.

تجارت:


تجارت کلید معیشت اقتصادی و یکی از عوامل موفقیت سوئیس می باشد.

این کشور به واردات و صادرات وابسته است. از طریق صادرات، درآمد بدست می آورد و از طریق واردات محصولات و مواد اولیه.

صادرات سوئیس سالانه 142 و وارداتش 132 میلیارد فرانک است.

تجارت خارجی این کشور که برپایه سیاست های تجاری و سرمایه گذاری آزاد بنا شده عمدتاً با دول همسایه و آمریکا است. تجارت خارجی با کشورهایی نظیر ایران در درجه چندم اهمیت برای سوئیس قرار دارند بطوریکه در حال حاضر سوئیس حدود 100 میلیون یورو واردات از ایران دارد، اما صادرات سوئیس به ایران 3 برابر واردات آن است، طبق آمار موجود صادرات سوئیس به ایران در سال 2004، 328 میلیون یورو ارزیابی شده است که این میزان در چند سال اخیر نیز کاهش داشته است.

نظام اقتصادی و سیستم بانکداری کشور سوئیس

عمده محصولات صادراتی سوئیس ساعت، منسوجات و اشیا لوکس می باشد و محصولات وارداتی به کشور سوئیس بیشتر شامل مواد شیمایی، نفت خام، ماشین آلات، وسائط نقلیه و موتوری و قالی می باشد. طبق آمار سال 2006، 5/59% صادرات به کشورهای اتحادیه اروپا و 1/81% واردات نیز از همین کشورها صورت گرفته است.

سوئیس کشوری کوچک است که هیچگونه منابع طبیعی نداشته و اقتصادش به میزان زیادی به دیگر کشورها وابسته است که بطور روزافزون نیازمند جریان ثابت سرمایه گذاری بیگانگان می باشد. با وجود نبود منابع طبیعی باید به این نکته نیز اشاره کرد که این کشور دارای تخصص کاری بالایی است (دارا بدون نیروی کار متخصص و صلح طلب)

همچنین می توان عنوان کرد که بیشترین مبادلات تجاری سوئیس با کشورهای آلمان، فرانسه، ایتالیا، هلند و آمریکا صورت می گیرد.

میزان تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه:

میزان تولید ناخالص ملی در کشور سوئیس در سال 1978 حدود 9/59 میلیارد دلار بوده (درآمد سرانه 9439) که 47% آن از صنایع، 7% از کشاورزی F از تجارت و خدمات بدست می آید.

نرخ سالانه رشد تولید ناخالص ملی حدود %1/0 می باشد.

درآمد بودجه ملی در سال 1979 در حدود 2/8 میلیارد دلار و هزینه های آن معادل 6/9 میلیارد دلار بوده است.

در حال حاضر تولید ناخالص داخلی 360 میلیارد دلار و درآمد سرانه در آن کشور 39 هزار دلار (در برخی منابع رقمی بین 39 تا 48 هزار دلار) می باشد.

بنابراین مشخص است که کشور سوئیس دارای یکی از بالاترین میزان درآمد سرانه در جهان می باشد. دولت این کشور سالیانه حدود 4 میلیارد دلار را به منظور پرداخت حقوق بیکاری هزینه می کند.!!!

نظام اقتصادی و سیستم بانکداری کشور سوئیس

نتیجه گیری:


بطور کلی می توان اذعان کرد که نظام اقتصادی سوئیس یکی از باثبات ترین نظام های اقتصادی در جهان است. سیاست های امنیت مالی دراز مدت این کشور را تبدیل به مأمن امنی برای سرمایه گذاران کرده است. در پایان ذکر این نکته ضروری است که اقتصاد سوئیس بر مبنای فعالیت های متنوع صنعتی، تجاری و سیستم اقتصاد بازار آزاد استوار است. بانکداری در سوئیس یکی از مهمترین بخش های این کشور محسوب می شود. شرکت های بیمه نیز سهم زیادی در اقتصاد سوئیس دارند، همچنین صنعت توریسم دیگر بخش مهم اقتصادی این کشور است که سالانه 5/1 میلیارد دلار از اقتصاد سوئیس را در بر می گیرد.

سیستم بانکداری در کشور سوئیس

1-نمایی کلی از بانک های سوئیس:

بانکداری در سوئیس بسیار پیشرفته است این کشور حدود 400 بانک دارد و بطور کلی 5 هزار (5000) مؤسسه بانکی و مالی در سوئیس فعالیت می نمایند. از چند بانک بسیار بزرگ گرفته تا بانک های کوچکی که تنها در خدمت چند مشتری خاص یا یک انجمن است.

همچنین تعدادی از این بانک ها دفاتر یا نمایندگی هایی در کشورهای خارجی نیز دارند.

کشور سوئیس انواع خدمات مالی داخلی و خارجی را ارائه می دهد. مجموع سرمایه در بانک های سوئیس در سال 2003، 2237 میلیارد فرانک بوده است.

2- معرفی 2 بانک بین المللی در سوئیس:

در بانک بسیار بزرگ این کشور UBS و Credit Suisse نام دارند که با استفاده از یک شبکه گسترده در سوئیس و اکثر مراکز بین المللی، بیش از 50 درصد سپرده های بانکی سوئیس را در اختیار دارند.

نظام اقتصادی و سیستم بانکداری کشور سوئیس

بانک UBS، بیش از صد سال قدمت دارد و از سال 1989 به اسم کنونی اش تغییر نام دارد باید UBS را بعنوان معتبرترین بانک سوئیس در نظر گرفت.

بانک Credit Suisse را باید به عنوان دومین بانک معتبر و جهانی سوئیس در نظرگرفت. این بانک حدود 154 سال پیش توسط یک سیاستمدار و اقتصاد دان سوئیسی به نام آلفرد اشر (Alfred Escher) در سال 1856 پایه گذاری شد.

در پایان این بخش باید به این نکته اشاره کرد که قدمت بانک Credit و سابقه تاریخی آن بیش از بانک UBS است.

حاشیه ای در رابطه با بانک UBS

شاید خالی از لطف نباشد که بدانید در سالی که گذشت (2010- 2009) طبق اطلاعات و آمار فاش شده درباره میزان حقوق چند تن از مدیران ارشد بانک UBS که مبلغی حدود 2 تا 6 میلیون فرانک در ماه است، اعتراضاتی بوجود آمد، این در حالیست که مردم عادی این کشور سالیانه از درآمدی بین 40 تا 60 هزار فرانک برخوردارند.

3- نگاهی دقیق تر به علل موفقیت بانک های سوئیس:

با توجه به مطلبی که ذکر شد مشخص می شود که بانک های سوئیس در ارائه برنامه و طرح های خاص به منظور مدیریت امور مالی مشتریان خود، حسن سابقه تاریخی و اعتبار جهانی دارند اما پرسشی که مطرح می شود اینست که اعتبار جهانی بانک های سوئیس از چه راهی بدست آمده است؟

در پاسخ باید گفت که در سوئیس سیستم بانکداری محرمانه (Secret Banking) وجود دارد. که همین امر علت سرازیر شدن این حجم عظیم پول به بانک ها و مؤسسات مالی سوئیس است و باید اذعان کرد که سیستم تجاری جامع و سیستم قوانین بانکی از سوئیس مکانی ساخت که همه آن را مطمئن ترین مکان برای سرمایه گذاری می دانند و این کشور بخاطر رعایت استانداردهای بالای بانکداری و خدمات مالی الگویی برای دیگر کشورها شده است.

نظام اقتصادی و سیستم بانکداری کشور سوئیس

همچنین از دیدگاه کارشناسی بزرگترین و اصلی ترین سرمایه هر بانک در حدود میزان اعتمادی است که جامعه نسبت به بانک دارد. درخشش بانک جهانی کشور کوچک سوئیس در اروپا نیز شاهد گویایی برای اثبات این مدعاست. آنچه که در یک قرن گذشته بیش از همه به سوئیسی ها ثروت، عزت و اعتبار بخشیده همان اعتماد خدشه ناپذیری است که بانک های سوئیس به عنوان امین ثروت و سپرده های نقدی میلیون ها شخص حقیقی و حقوقی از ملیت ها و کشورهای مختلف بدست آورده اند.

بطوریکه حتی وقوع دو جنگ ویرانگر جهانی که منشاء آغاز هر دوی آنها کشور آلمان در همسایگی سوئیس بود نه خللی در سیاست بی طرفی سوئیسی ها ایجاد کرد و نه لطمه ای به حس اعتماد عمومی نسبت به بانک های این کشور وارد ساخت.

نمایی از فرهنگ مدیریتی حاکم بر نظام اقتصادی و بانکداری در سوئیس

بانک های سوئیس، سرمایه بزرگ جلب اعتماد عمومی را از برکت داشتن مدیران بزرگ، هوشمند و شجاع و حمایت همه جانبه و خلل ناپذیر دولت های خود در طول دهه های اخیر کسب کرده اند. حمایتی که با رفتن یک دولت و آمدن دولتی دیگر کمترین وقفه و تغییری در آن ایجاد نشده، بطوریکه می توان گفت سوئیسی ها در یک قرن گذشته حساب بانک و بانکداری خود را از تمامی مناسبات و جزر و مدهای سیاسی و جابجایی قدرت در دولت های خود جدا کرده اند که یکی از وجوه بارز این رویکرد استراتژیک را باید در استقلال بانک مرکزی آن کشور جستجو کنیم.

همچنین علاوه بر حس اعتماد عمومی که قبلاً بدان اشاره شد، فرهنگ مدیریتی حاکم بر نظام بانکی سوئیس نقش بسزایی در ثبات سیستم بانکی این کشور دارد.

نظام اقتصادی و سیستم بانکداری کشور سوئیس

درسی برای مدیران امروز و آینده

فرهنگ مدیریتی حاکم بر بانک های سوئیس به شیوه ایست که آن را از اتکا به فرد و افراد جدا کرده و قائم به ذات بار آورده است.

این متد مدیریتی است که ما امروز آن را به ندرت در سازمان های دولتی و بنگاههای اقتصادی بخش خصوصی کشور خود مشاهده می کنیم.

یکی از مهمترین نکاتی که مدیران باید مورد توجه قرار دهند، ضرورت رصد کردن دائمی شواهد و قرائنی است که در افق های دور دست خبر از وقوع حوادث سهمگین می دهند و پیش دستی خردمندانه بر آن حوادث یکی از بزرگترین نیازهای مدیریتی به خصوص برای مدیران است که می خواهند در محیط هایی آکنده از چالش های گوناگون، بنگاههای اقتصادی تحت مدیریت خود را با افتخارات و موفقیت های بزرگ و جهانی روبر سازند.

بطور مثال می توان به بحران اقتصادی چند سال اخیر جهان اشاره کرد که برخی شرکت های بزرگ با پشتوانه قوی مالی و مدیریت دور اندیش خود توانستند تا حدودی از دریای توفانی بحران اقتصادی عبور کرده و خود را به ساحل امن و آرامی برسانند.

آشنایی مختصر با سیستم بانکداری محرمانه (Secret Banking)


یکی دیگر از رموز موفقیت سیستم بانکداری کشور سوئیس که ارتباط تنگاتنگی با ایجاد حس اعتماد عمومی دارد، اعتبار تاریخی این کشور برای سرّی بودن نظام بانکی اش است قوانین حاکم در این کشور به بانک ها این اجازه را می دهد که از دادن هر گونه اطلاعات در مورد مشتریان صاحب نام خود نیز امتناع ورزند، دولت سوئیس حتی تحت فشار شدید اتحادیه اروپا نیز حاضر نشده است بانکداری محرمانه خود را کنار بگذارد، مگر در شرایطی خاص از قبیل مواردی که یک مشتری درگیر قاچاق مواد مخدر شده باشد.

نظام اقتصادی و سیستم بانکداری کشور سوئیس

مشکلی که در این رابطه وجود دارد آنست که بسیاری از افراد، از گوشه و کنار جهان به شکل محرمانه در بانک های سوئیس سرمایه گذاری کرده و پس از چندی از دنیا رفته اند و کسی نمی داند که وی در سوئیس دارای سرمایه است، جز بانک مرکزی دولتی سوئیس.

لازم بذکر است که این سبک از بانکدارای از سال 1930 آغاز شد و هنوز هم با قوت بسیار ادامه دارد.

بانکداران سوئیس می گویند که آنها اطلاعات و مشخصات افرادی که در سوئیس حساب دارند را به هیچ کس نمی دهند، دلیل این مسئله نیز آنست که بانکداران سوئیسی، بانک های خود را محل امنی جهت جذب سرمایه معرفی می کنند و به همین علت کشور سوئیس حدود 35% سرمایه های خصوصی و حقوقی در جهان را داراست و گرداننده بخش اعظم سیستم مالی بین المللی است.

سخن آخر:

در نهایت می توان رموز موفقیت سیستم بانکداری کشور سوئیس و یا بطور کلی نظام اقتصادی این کشور را در دانش به روز اقتصادی و اعمال آن در بخش مدیریت، بکارگیری شیوه های مختلف مدیریت علمی و ایجاد حس اعتماد بین افکار عمومی در سطح جهانی که ناشی از فرهنگ صلح طلبانه مردم این کشور است خلاصه کرد.
منبع: وبسایت محمد اورکی

سه شنبه 14 بهمن 1393

ایلان ماسک یک ثروتمند معمولی نیست.

نویسنده: Laura   طبقه بندی: فکر اقتصادی، کارآفرینی ، 

بازنشستگی در 32 سالگی شاید یک رویای دست نیافتنی برای عده زیادی باشد اما ایلان ماسک به این آرزو جامعه عمل پوشانده.  با فروش Paypal به وبسایت Ebay، وی موفق شد 180 میلیون دلار پول نقد را به حساب هایش واریز کند؛ پولی که تضمین می کرد او دیگر لازم نیست فقط برای گذران زندگی کار کند.

ولی زندگی در رفاه و لذت نمی توانست برای او راضی کننده باشد. قهرمانان دوران کودکی اش را به یاد می آورد که همیشه در کمیک بوک ها جهان را نجات می دادند. او تصمیم گرفت یکی دیگر از همین ابرقهرمان ها باشد؛ مردی استثنایی که منجی دنیا شده و آن را تبدیل به جای بهتری برای زندگی می کند.

مرد آهنی و فضایی، ولی واقعی!

«من مثل آنها قدرت های افسانه ای و اندامی نیرومند نداشتم؛ اما به نظرم توانایی های دیگری داشتم که می توانست به من در هدفم کمک کند.» از همین جا بود که ماجراهای «مرد آهنی» از فیلم های هالیوودی خارج شد و به دنیای واقعیت آمد.

ایلان ماسک برای عده زیادی یادآور ماجراهای تونی استارک است. سرمایه دار و کارآفرینی که به کمک ثروت و اختراعاش تبدیل به یکی از همان ابرقهرمان ها شد. او به سادگی نشان داد که می توان ساده شروع کرد و پیچیده ترین مسائل را هم حل کرد. او جسارت تغییر و حرکت در مسیرهای مختلف را داشت و سرمایه اش را فقط صرف خوش گذرانی نکرد. رویاهای کودکی اش را جدی گرفت و برای واقعی شدن آنها تلاش کرد.

ماسک برخلاف جریان اصلی دره سیلیکون که بیشتر بر مسائل نرم افزاری تعلق دارد، بر دنیای فیزیکی تکیه کرده. پروژه های جدید و متفاوتی را حمایت کرده و برنامه های هیجان انگیزی دارد؛ برنامه هایی که به ثمر نشستن یکی از آنها هم برای تغییر چهره سیاره زمین کافی است.

«من اسم این کارها را احمقانه های دوست داشتنی گذاشته ام.» کارهای احمقانه ای که او را ثروتمند و جهان اطراف را تبدیل به جایی ساده و زیباتر می کند. به نظر که معامله منصفانه ای می رسد.

1- ZIP2 (نقطه پرش)

اگر این پروژه موفق نمی شد شاید مسیر زندگی ایلان تغییر می کرد. ZIP2 سکوی پرش ایلان ماسک بود. به عنوان یک نابغه جوان او به خوبی آینده را مشاهده می کرد. آینده ای که در اینترنت رقم زده می شد. سال 1995 بود و ZIP2 یک نرم افزار اینترنتی بود که به موسسات مطبوعاتی کمک می کرد تا راهنماهای شهری دقیق تر و کامل تری را منتشر کنند. ایلان این پروژه را با همراهی برادرش کیمبال انجام می داد و آنها موفقیت های بزرگی را در این راه به دست آوردند.

مرد آهنی و فضایی، ولی واقعی!

بزرگترین کار آنها امضای قرارداد با موسساتی مثل نیویورک تایمز و شیکاگو تریبون بود. به اعتبار این موسسات بود که پروژه ZIP2 رشد کرد و تبدیل به یکی از ابزارهای پولساز اوایل ظهور اینترنت شد.

آنها رقبا را به سادگی حذف کردند و تبدیل به بازیگر اصلی این بخش از بازار شده بودند. موفقیت هایی که از چشم سایرین پنهان نمانده بود. سرانجام شرکت Compaq طی توافقی با مبلغ 307 میلیون دلار ZIP2 را خرید. 34 میلیون دلار هم به صورت سهام به آنها ارائه شد. معامله ای که در سال 1999 انجام شد و به ایلان ماسک کمک کرد تا 22 میلیون دلار پول به دست بیاورد.

«این اولین موفقیت واقعی من بود و لذتی وصف نشدنی داشت. به کمک این معامله و پولی که به دست آوردیم، سایر اتفاقات بزرگ هم امکانپذیر شد.» او قدم اول را به درستی برداشته بود و حالا دیگر می توانست رویاپردازی را آغاز کند.



2- Paypal (سرویس مالی راحت طلبان)


شاید اگر ایلان به ندای راحت طلب درونش گوش می داد حالا دیگر خبری از پروژه های بعدی اش نبود ولی جاه طلبی های ایلان ماسک با 22 میلیون دلار اغنا شدنی نبود. برای همین او خیلی زود دست به کار شد و ایده دیگری را امتحان کرد.

در ماه مارچ 1999 بود که پروژه بعدی ماسک آغاز شد. سایت X.com اولین تلاش او برای ایجاد کسب و کاری جدید بود. پروژه X.com سرویسی مالی بود و خدمات پرداخت ایمیلی را هم انجام می داد. یک سال بعد آنها با کمپانی Confinity ادغام شدند و پایه های اولیه Paypal را بنا نهادند.

مرد آهنی و فضایی، ولی واقعی!

ایلان و همکارانش به خوبی موفق شدند تا برند X.com را با Paypal ادغام کرده و ساختاری قدرتمند را برای این شرکت درست کنند. تلاش های ایلان ماسک و بازاریابی ویروسی اش نقش مهمی در رشد کردن X.com داشت. فقط سه سال بعد و در اکتبر 2003 بود که مجموعه Ebay برای خرید Paypal به توافق رسید. یک میلیارد و پانصد میلیون دلار رقم این قرارداد بود و اهمیت Paypal در آینده اینترنت را نشان می داد.

ماسک با در اختیار داشتن 12 درصد سهام Paypal بزرگترن سهامدار این مجموعه بود و 165 میلیون دلار از این معامله به دست آورد. موفقیت ایلان در به وجود آوردن و رشد Paypal نشان داد که ایده های او مثل جرقه نیست و نگرش متفاوتش به مسائل در نهایت منجر به سودآوری چشمگیری خواهد شد. سودآوری و موفقیتی که در پروژه های ZPI2 و Paypal به خوبی دیده شدند.



3- SpaceX (روی ماه زندگی کن)


فقط چند ماه بعد از فروش Paypal او سومین پروژه اش را آغاز کرد. ژوئن 2002 در تاریخ صنعت هوا و فضا روز بسیار مهمی بود. روزی که ایلان ماسک با تاسیس کمپانی SpaceX تصمیم گرفت تغییر بزرگی در این عرصه ایجاد کند. سازمان هایی مثل ناسا و آژانس های فضایی در اروپا، چین و روسیه هر کدام مشکلات مالی و ساختاری مختلفی داشتند. هزینه های سرسام آور پروژه های فضایی روند پیشرفت و اکتشافات فضایی را کند کرده بود. با این وجود ایلان دست از تلاش برنداشت.

مرد آهنی و فضایی، ولی واقعی!

«همه به من می گفتند دیوانه شده ام ولی من از کودکی به فضا علاقه داشتم. چه فرصتی بهتر از این؟» بعد از فرود انسان بر روی ماه در سال 1969 بسیاری امیدوار به پیشرفت های فضایی شگفت آوری در سال های آینده بودند. آرتور سی کلارک پیش بینی کرده بود که تا سال 2001 انسان ها در سطح مریخ به زندگی می پردازند اما هیچکدام از این اتفاقات رخ نداد.

«این واقعا غم انگیز است. با تکنولوژی و تجربه های کمتر موق به فتح ماه شدیم. حالا چرا نتوانیم دوباره به همانجا برویم و زندگی جدیدی تشکیل بدهیم؟» هزینه های تحقیقات فضایی SpaceX بسیار بالا بود و 7 سال بعد به بازدهی عملی رسید ولی ایلان ماسک ناامید نشد.

بسیاری عقیده داشتند که پروژه های فضایی فقط با سازماندهی دولتی قادر به انجام است ولی قراردادهای اخیر شرکت SpaceX با ناسا نشان می دهد که توانایی های این شرکت در بالاترین سطوح ثابت شده است. در غیر اینصورت دلیلی نداشت که ناسا چیزی حدود 2.6 میلیارد دلار برای پروژه های آینده اش به این شرکت بپردازد.



4- Tesla (خودروی برقی وارد می شود)


دیگر روند اتفاقات بزرگ و مهم آغاز شده بود. پروژه Tesla یکی دیگر از همین اتفاقات مهم بود. ایلان ماسک یکی از پنج نفری بود که در سال 2003 این مجموعه را تاسیس کردند. به کمک ارتباطاتی که ماسک در سال های گذشته جمع کرده بود، آنها به سرعت سرمایه های لازم برای شروع کار را فراهم آوردند.

«ایده اصلی تسلا بسیار ساده اس. تولید خودروهای برقی که بدون آلوده کردن زمین، ما را جابجا کنند.»

مرد آهنی و فضایی، ولی واقعی!

تسلا مثل دیگر پروژه های ایلان ماسک بلندپروازانه و جالب توجه است. پروژه ای که البته بارها به مشکل خورد تا سرانجام رنگ موفقیت را به خود دید. بحران مالی سال 2008 باعث شد تا ایلان ماسک خودش شخصا وارد امور اجرایی شده و مدیریت مجموعه را در دست بگیرد. او با تزریق 75 میلیون دلار از سرمایه های شخصی اش ریسک بزرگتری را هم تقبل کرد. خطرپذیری عظیمی که حالا پس از شش سال کاملا موفق به نظر می رسد.

تسلا حدودا به 30 کشور خودروی برقی فروخته و توجه شرکت های بزرگی مثل تویوتا را هم به خودش جلب کرده. ارزش کلی این مجموعه در حدود 18 میلیارد دلار است و ماسک نزدیک به 32 درصد سهام آن را در اختیار دارد. هر چند که مثل استیو جابز فقید در سال حقوقی یک دلاری دریافت می کند و سایر دریافت های مالی اش فقط به صورت پاداش است.

«مردم به ما می گفتند که در زمان کنونی حتی فورد و جنرال موتورز هم در فروش اتومبیل مشکل دارند. شما حالا می خواهید ماشین های برقی و تازه به آنها بفروشید؟ شاید کار ما کمی دیوانگی بود اما نتیجه را دیگر خودتان می بینید.»

تسلا شاید مثل رقبای بنزینی اش آمار فروش میلیونی نداشته باشد اما آینده را در اختیار دارد و این یعنی اعتبار بیشتر برای نگرش ایلان ماسک و شرکت تسلا. شرکتی که مثل همان دانشمند بزرگ یکی از پیشروترین مجموعه های فناوری در سال های اخیر بوده است.



5- SolarCity (به زمین عشق بورز)


دغدغه های محیط زیستی ایلان ماسک چیز تازه ای نیست. برای همین وقتی پروژه شهر خورشیدی اعلام شد، کسی تعجب نکرد: «شاید این کارهای من برای همه تکراری شده باشد اما من عقیده ای ساده دارم. کره زمین باید حفظ شود و نباید آن را آلوده کنیم. انرژی خورشیدی هم یکی از بهترین راه ها برای کمتر وابسته شدن ما به سوخت های فسیلی و آلودگی بیشتر این اکوسیستم است.»

البته ایلان به طور مستقیم در مدیریت این مجموعه دخالت نمی کند و کار را به خواهرزاده هایش واگذار کرده اما همکاری SolarCity با Tesla نشان داد که ماسک علاقه زیادی به هم افزایی مجموعه های تحت نظارتش دارد.

مرد آهنی و فضایی، ولی واقعی!

طبق آخرین آمار سال 2013 مجموعه پنل های خورشیدی این شرکت چیزی نزدیک به 4500 مگاوات انرژی الکتریکی تولید می کردند.

SolarCity با حجم عظیم فعالیت هایش تبدیل به دومین مجموعه بزرگ تولیدکننده انرژی در آمریکا شده. از هاوایی تا نیویورک و تگزاس، پنل های مختلفی برای تولید انرژی خورشیدی توسط این شرکت تعبیه شده. حتی گوگل هم 280 میلیون دلار در این پروژه سرمایه گذاری کرده و نگاه خاصی به آن دارد؛ پروژه ای که حالا بیشتر از چهار هزار نفر کارمند دارد و برنامه هایی برای گسترش حضورش در سایر کشورها را هم تدارک دیده. شاید این پروژه مثل Tesla و SpaceX عجیب و چشمگیر نباشد اما بی تردید نقش مهمی در افزایش کیفیت انسان ها ایفا خواهد کرد.

منبع: مجله همشهری جوان
شهریار نوبهار








اولین آگهی که در امریکا در روزنامه چاپ شد، به سال 1704 برمی‌گردد؛ این آگهی برای فروش یک خانه در لانگ‌آیلند بود.  از آن زمان به بعد، صنعت تبلیغات دستخوش تحولات بزرگی قرار گرفت.در طول زمان، آگهی‌ها و کمپین‌های تبلیغاتی بسیاری را دیده‌ایم که نه تنها ما را متقاعد به خرید یک محصول یا خدمت کرده‌اند،  بلکه در شیوه‌ی برقراری ارتباطات و تعاملات ما با یکدیگر نیز تاثیر گذاشته‌اند، از لذت نوشیدن قهوه گرفته تا نوع لباسی که در محل کار می‌پوشیم، یا فیلم‌هایی که در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذاریم.

در اینجا به بررسی تبلیغاتی که فرهنگ دنیا را تغییر دادند، می‌پردازیم:

سال 1907:آب پرتقال Sunkist

در اوایل دهه 1900،  تولید کنندگان پرتقال در کالیفرنیا یک مشکل بزرگ داشتند: برداشت پرتقال بیش از میزان خرید مشتریان بود.

آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

بنابراین در سال 1907، "بنیاد پرورش‌دهندگان و دلالان میوه کالیفرنیا" به دیدن آلبرت لاسکر، بنیانگذار تبلیغات مدرن و مالک آژانس تبلیغاتی Lord & Thomas رفتنند تا چاره‌ای برای حل مشکل آنها بیندیشد.

آلبرت لاسکر به آنها پیشنهاد برندسازی مجدد داد و اینکه نام برند خود را از "بنیاد پرورش‌دهندگان و دلالان میوه کالیفرنیا"  به Sunkist تغییر دهند. مهم‌ترین کمک او به آنها استفاده جدید از میوه بود: آبمیوه.

پس از آن بود که Sunkist به مردم آموزش می‌داد چگونه آب پرتقال بگیرند و از این طریق به همراه میوه به آنها آبمیوه‌گیری هم می‌فروخت. امروزه این محصول بخش جدانشدنی وعده صبحانه در سراسر جهان است.

سال 1947: الماس همیشگی است

De Beers (د بیرز) رسم هدیه دادنِ انگشتر الماس هنگام خواستگاری را رواج داد.

آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

شرکت د بیرز، بزرگ‌ترین استخراج‌کننده و پخش‌کننده الماس در سراسر جهان است. در سال 1938، دبیرز، معادن الماس و شرکتهای تولیدی سنگهای قیمتی در فروش سنگهای با ارزش خود دچار مشکل شدند.  فروش برای دو دهه کاهش یافته بود، اما پس از آن رکورد بزرگی در فروش الماس ثبت شد. تعداد کمی از مردم خواستار اجناسی بودند که فقط متعلق به قشر ثروتمند جامعه بود.

بنابراین این شرکت از آژانس تبلیغاتی N.W. Ayer  کمک خواست تا در پیدا کردن راهی برای فروش الماس برای مردم سطح متوسط جامعه به آنها کمک کند.

  Ayerدر سال 1947 این شعار را پیشنهاد داد: "A Diamond Is Forever ". او و همکارانش از انتخاب این شعار تبلیغاتی خیلی هیجانزده نبودند، اما سال بعد از همین شعار برای راه‌اندازی کمپینی با همین نام استفاده کردند. این کمپین بلافاصله توجه مردم آمریکا را به خود جلب کرد، و آنها خیلی زود باور کردند که جواهر نماد عشق ابدی است، نه فقط یک جنس لوکس و گرانقیمت.
از سال 1984 شعار تبلیغاتی "الماس همیشگی است"در تمام آگهی‌های دبیرز دیده می‌شد، و Ad Age آن را بهترین شعار قرن بیستم نامید.

سال 1952: به خودتان استراحت بدهید و قهوه بنوشید

در اواسط دهه 1950، شرکت Pan American Coffee با جمله‌ی " به خودتان استراحت بدهید و قهوه بنوشید"، کارگران را تشویق به خوردن یک عصرانه‌ی آرامش‌بخش کرد.

آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

Pan American Coffee، یک شرکت خصوصی پیشرو در تولید قهوه است و از سال 1960 فعالیت خود را آغاز کرده است.

تاثیرگذاری این تبلیغ به حدی بود که استراحت تبدیل به چیزی شد که اکثر کارگران آرزوی داشتن آن را در حین کار داشتند. در سال 1964، اتحادیه کارگران اتومبیل امریکا، مدیران خود را تهدید کردند درصورتیکه زمان استراحت در حین کار در قراردادشان ثبت نشود، اعتصاب خواهند کرد.

1959: Think Small (کوچک بیندیش)

در دهه 1950 اتومبیل‌های بزرگ، با موتورهای پر قدرت و با ظاهری شیک و پر زرق و برق مورد علاقه‌ی مردم بودند. در زمانی که خودروسازان آمریکایی از شکوه و قدرت صنعت هواپیماسازی الهام می‌گرفتند، مدل "بیتل" فولکس واگن سر‌و‌صدای زیادی به راه انداخت.

آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

کمپین "Think Small" فولکس واگن که توسط آژانس تبلیغاتی Doyle Dane Bernbach ساخته شد، انقلابی را در نحوه‌ی حرف زدن شرکتها با مشتریان به وجود آورد وصدای نارضایتی رو به رشد مردم را در ده‌ی 1950 به تصویر کشید.

کدامیک از تولید کنندگان ماشین با خوشحالی نقص محصول خود را تبدیل به یکی از ویژیگهای منحصر به فرد آن می‌کنند؟ فولکس واگن روی کاربرد اتومبیلهای کوچک و بادوام‌تر در آگهیهای تبیلغاتی خود تمرکز کرد و هدف خود را از انتشار این آگهی ابزاری برای فروش بیشتر اذعان کرد.
این در حالی بود که رقبای فولکس واگن با آب و تاب ویژگیهای باور نکردنی محصولات خود را تبلیغ می‌کردند.

1964: گل مینا

در سال 1964، لیندون جانسون لیتون پس از پایان دوره‌ی جان اف کندی در دور بعدی انتخابات مقابل بری گلدواتر با اختلاف بالا پیروز شد.

آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

آگهی گل مینا تنها یک بار از سوی کمپین انتخاباتی جانسون در تلویزیون نشان داده شد، اما تاثیر بسزایی در پیروزی وی در انتخابات داشت.

گلدواتر، رقیب لیندون جانسون که طرفدار عملیات نظامی خشونت‌آمیز بود پیشنهاد استفاده از سلاح هسته‌ای را داده بود.

جانسون توانست با انتشار یک آگهی تبلیغاتی پیروز انتخابات شود. مبارزه انتخاباتی او با نام  "آگهی گل مینا" شناخته شد. در این آگهی تبلیغاتی یک دختر بچه با چهره‌ای معصوم، در حال بازی کردن با یک گل است که سرش را بلند می‌کند و یک ابر سیاه را که ناشی از بمب اتمی است، می‌بیند. سپس صدای جانسون شنیده می‌شود که خطاب به دختربچه می گوید:

«بردن یا باختن! می‌توانیم دنیا را طوری بسازیم که همه‌ی انسانها بتوانند با آرامش در آن زندگی کنند، و یا برعکس در تاریکی زندگی کنند. ما باید همدیگر را دوست داشته باشیم، در غیر این صورت محکوم به مرگ هستیم. »

نتیجه: جانسون موفق شد با یک لغزش کوچک از سوی رقیبش پیروز انتخابات امریکا شود.  و این آگهی تبدیل به بخشی از فرهنگ آمریکایی تبدیل شد.

سال 1984: تبلیغ مسابقات سوپربول اپل در سال 1984

اپل در سال  1984 با استفاده از یک آگهی خیره‌کننده از رایانه شخصی مکینتاش خود در طول بازیهای سوپر بول رونمایی کرد و ادعا کرد که بر خلاف دیدگاه مدینه فاسده(dystopian ) جورج اورول، سال 1984زمانی است که مردم از تکنولوژی به عنوان یک ابزار انقلابی برای بیان هویت خود استفاده می‌کنند.

آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

در این تبلیغ که ریدلی اسکات کارگردانی آن را بر عهده داشت،  یک زن در سالنی که افراد بسیاری با لباس‌هایی شبیه به هم در حال تماشای سخنرانی رهبر خود در یک نمایشگر بزرگ هستند، می‌دود و پتکی را به صفحه نمایش بزرگ سالن پرتاب می‌کند.

در این تبلیغ آن فرد به نوعی از آزادی اشاره می‌کند که رایانه‌های شخصی برای کاربران به ارمغان می‌آورد و رهبران فناوری را ترغیب می‌کند تا کامپیوتر را یک ابزار خلاقیت ببینند.

1988: فقط انجامش بده

نایک در اولین آگهی تبلیغاتی "فقط انجامش بده" ، والت استاک 80 ساله را نشان داد که با حالتی خسته در حال پیاده‌روی روزانه‌اش در پل گلدن گیت می‌باشد.

آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

پیام این آگهی بسیار ساده بود و نیازی به توضیح بیشتری نداشت.

شعار نایک در حال حاضر 26 ساله است و در طی این سالها تلاش کرده مردم را متقاعد کند که  آنها هم اگر بخواهند می‌توانند ورزشکار باشند. تنها کاری که باید بکنند این است که یک جفت کفش ورزشی بخرند و ورزش را شروع کنند.

سال 1992: راهنمای خرید لباس غیررسمی در محل کار

لوی استراوس، بنیانگذار شرکت تولید شلوار جین لیوایز ، مفهوم "لباس غیررسمی در محل کار" را برای امریکایی‌ها تعریف کرد.

آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

نحوه‌ی لباس پوشیدن امریکایی‌ها در محیط کار از دهه 1950 دستخوش تغییراتی شد. اما این شکل از لباس پوشیدن پس از مدتی و در دهه 1980 راه خودش را به صنایع دیگر نیز باز کرد. در آن زمان کارمندان می‌توانستند یک روز در هفته با لباسی راحت و غیررسمی سر کار بروند. وضع کنندگان این قانون معتقد بودند که این کار باعث می‌شود عملکرد کارمندان پربازده‌تر شود و روحیه بهتری در محیط کاری داشته باشند.

اما بسیاری از شرکتها زمانی که می‌دیدند برخی کارمندان با ظاهری ناآراسته و شلواری پاره پوره در محیط کاری حاضر می‌شوند، از تصمیم خود و اعمال چنین قانونی پشیمان شدند.

در همین زمان بود که شرکت تولیدی پوشاک لوی‌اشتراوس فرصت را برای کسب‌و‌کار مناسب دید. این شرکت در سال 1992، یک کمپین تبلیغاتی گسترده راه انداخت و کاتالوگی را با عنوان "راهنمای خرید لباس غیررسمی در محیط کار" برای مدیران منابع انسانی شرکتهای مختلف در سراسر کشور ارسال کرد. لیوایز در این کاتالوگ پوشاک و البسه‌ی جین مناسب برای محیط‌های کاری را به تصویر کشیده بود.

در اوایل دهه 90 بود که  شرکتهای مختلف بسیاری برای مشاوره و یا خرید البسه کاری از لیوایز با این شرکت تماس می گرفتند. لیوایز در سال 1995 فروش بی‌سابقه‌ی 6.2 میلیارد دلاری را تجربه کرد.

سال 2012: ردبول استراتوس

فلیکس باومگارتنر در اکتبر ۲۰۱۲ طی پروژه‌ای به نام "ردبول استراتوس" با کپسولی متصل به یک بالون هلیمی، بر فراز شهر رازول ایالت نیومکزیکو در ایالات متحده امریکا بالا رفت و از ارتفاع ۳۹٬۰۴۵ متری زمین به سوی زمین پرید.

آگهی‌های تبلیغاتی که دنیا را تغییر داد (ناقص)

باومگارتنر نخستین چتربازی است که با سقوط آزاد و بدون هیچ وسیله‌ای، دیوار صوتی را شکست و رکورد مرتفع‌ترین و سریع‌ترین پرش با چتر دنیا را به نام خود ثبت کرد. هشت میلیون نفر به صورت زنده این رویداد هیجان‌انگیز را تماشا می‌کردند.

این حرکت باعث ورود عرصه‌ی جدیدی به تاریخ تبیلغات شد: اینبار آگهیهای بازرگانی میان برنامه و یا رویداد خاصی پخش نشد و برنامه را قطع نکرد، بلکه خود تبلیغ یک رویداد خیلی مهم بود.

منبع: مجله درگی










این روزها مردم امارات، در حال سپری کردن جشن های استقلال کشور خود هستند؛ کشوری که در 43 سالی که از استقلالش گذشته، توانسته است بیش از بسیاری از ممالک دارای تاریخ و تمدن و وسعت، بدرخشد و سری در میان سرها داشته باشد.

سرزمینی که امروز به نام "امارات متحده عربی" شناخته می شود، یک قرن پیش، موطن بادیه نشیانی بود که به سختی روزگار می گذراندند. قحطی دهه های 1930 و 1940 میلادی  عرصه را چنان بر مردمان آن دیار تنگ کرد که چاره ای جز سرخ کردن و خوردن ملخ های پرشمار بیابان نداشتند.

با این حال، مردم آن سرزمین، خود را محکوم به گم شدن در میان توفان های شن و محو شدن در تاریخ ندانستند. آنها تصمیم گرفتند خاک را به طلا تبدیل کنند و بی هیچ مبالغه ای این کار را کردند و از این رو ، پر بیراه نیست به مردم این سرزمین و حاکمان دوراندیش آن لقب کیمیاگر داد.

درس های بزرگ امارات

اما راز پیشرفت امارات و به ویژه شهر دوبی چیست و چه درس هایی در آن برای ملت های تشنه پیشرفت وجود دارد؟ چگونه است که مردمان زیادی در نقاط مختلف دنیا که بسیار بیشتر از اماراتی ها امکانات دارند و البته همانند آنها مشتاق رشد و توسعه هستند، هنوز اندر خم یک کوچه اند و مردم این کشور کوچک توانسته اند در کمتر از نیم قرن، از چادر نشینی به قصر نشینی برسند و از شتر سواری به مالکیت یکی از برترین خطوط هوایی جهان؟!

با مطالعه در تاریخ امارات، می توان گفت که همسایه های جنوبی، خود را به چند اصل برتری بخش آراستند و گوی سبقت را ربودند:درس های بزرگ امارات

1 - هدفمندی، ایمان به ساختن و تلاش واقعی:  «محمد بن راشد آل مكتوم» نخست وزیر دولت امارات و حاكم دبی کتابی دارد به نام " نگرش من" ؛ خاطره ای جالب از او را در این کتاب که به 30 سالگی شیخ مربوط می شود، بخوانید: « در دهه 1980 ، اجلاسی متشکل از برخی مقامات عربی برگزار شده بود. همه درباره جنگ ایران و عراق و بحران فلسطین صحبت می کردند و من ، خواستم فضا را عوض کنم. بنابراین رو به مقامات حاضر در اجلاس کردم و گفتم که چرا به جای این بحث ها، فکری به حال توسعه منطقه نمی کنیم و مثلاً چرا سعی نمی کنیم دوبی را به شهری توریستی تبدیل کنیم که از سراسر دنیا به سویش بیایند؟
واکنش مقامات عربی جالب بود؛ یکی شان که وزیر بود، پاسخ داد: آخر دوبی چه دارد که بتوان آن را به جاذبه توریستی تبدیل کرد؟ چیزی جز صحرای برهوت و خورشید سوزان و شرجی دریا و شن های داغ؟ »

شاید هر کس دیگری جز شیخ محمد بود، با خود می اندیشید که عجب سخن یاوه ای گفتم! راست می گویند، شهر و کشور من چه جاذبه ای برای گردشگران دارد؟
اما شیخ، آن کنایه را نادیده گرفت و حتی به موتور محرکی برای خودش تبدیل کرد تا با عمل به گفته اش ، جواب آن وزیر طعنه گو را بدهد. او به کشورش بازگشت و در حالی که صدای وزیر در گوشش می پیچید که دوبی چه جاذبه ای دارد، با خود گفت: "جاذبه را باید ساخت." و بدین ترتیب، گام های زیربنایی را برداشت، شرکت هواپیمایی امارات را تأسیس کرد، به جذب سرمایه گذاری های خارجی پرداخت، در دادن امتیازات به سرمایه گذاران، خساست به خرج نداد و دوبی را به بهشت سرمایه گذاران تبدیل کرد، هتل ها یکی پس از دیگری ساخته شدند و آن صحرای برهوت، به زمینی گران قیمت تبدیل شد که تاجران برای متر مترش ، با یکدیگر چانه می زدند، مراکز خرید را به مدرن ترین شکل ممکن ساخت، کوشید تفریحاتی که توریست ها به دنبال آن هستند را در بهترین کیفیت فراهم کند و ... سال ها بعد، آن وزیر عربی که سخنان شیخ محمد را مسخره کرده بود، برای گذراندن ایام تعطیلات خود به همراه خانواده به دوبی رفت.

هفت درس بزرگ امارات
پیست اسکی سرپوشیده دوبی در سرزمینی که برف نمی بارد!

2 - آنچه برای تجارت خوب است برای دهکده خوب است: این شعار حاکمان دوبی بود، زمانی که این شهر، دهکده ای بیش نبود. دوبی و بخش وسیعی از امارات در حاشیه دریا قرار داشتند و مردمانش می کوشیدند با تجارت دریایی روزگار بگذرانند، تجارتی که چندان هم پر رونق نبود.

با این حال، آنان فارغ از شعار زدگی و تعصبات قبیله ای، برای تجارت ارزش بسیاری قائل بودند. این روحیه نسل به نسل منتقل شد و اینک بخش عمده ای از درآمد امارات و مخصوصاً دوبی، نه از فروش منابع زیر زمینی یا تولید کالاهای صنعتی یا کشت محصولات کشاورزی که از تجارت است.

درس های بزرگ امارات

زمانی که اعلام شد میزان صادرات امارات به ایران از مرز 10 میلیارد دلار گذشته است، کسانی که سرشان در حساب و کتاب بود، دانستند که اماراتی ها، سود هنگفت ناشی از این تجارت را به این خاطر کسب کرده اند که قواعد تحارت را بسیار خوب بلدند.
دیروز ، آنچه برای تجارت خوب بود، برای "دهکده" هم خوب است و امروز ، اماراتی ها بر این باورند آنچه برای تجارت خوب است ، برای "کشور" هم خوب است.

3 - تساهل با خارجی ها و داخلی ها: مردم عرب، عمدتاً مردمانی مهمان دوست هستند. اماراتی ها، این سنت دیرین عربی را به اقتصاد گردشگری هم گره زدند. بدین ترتیب، گردشگران سراسر جهان بی هیچ واهمه ای راهی این کشور و مشخصاً دوبی شدند تا در جایی که هیچ کس درباره مذهب و ملیت شان نمی پرسد و سلیقه ای بر ایشان تحمیل نمی کند، مورد احترام واقع شوند.
این فرهنگ نهادینه شده، باعث شد در سال گذشته میلادی، شهر دوبی بتواند به تنهایی بیش از 11 میلیون توریست را به خود جذب کند و مدیران این شهر در حال برنامه ریزی برای رساندن این تعداد به 20 میلیون توریست در سال 2020 هستند.


درس های بزرگ امارات

این سهل گیری، فقط در قبال خارجیانی که از امارات دیدن می کنند لحاظ نمی شود بلکه در درون جامعه امارات نیز چنین وضعیتی حاکم است، چنانچه شیخ محمد می گوید: میان دین و مدرنیسم و یا میان دین مان و آنچه تمدن سالم ارائه می كند، هیچ نوع تناقضی نمی بینیم. از این رو هرگز برای دنیایمان از دین مان هزینه نمی كنیم زیرا در این صورت هم دین مان را از دست خواهیم داد و هم دنیایمان را!

4 - ما بیگانه ستیز نیستیم: اگر امارات همه مختصات توسعه را داشت ولی مردم و حاکمانش به شدت بیگانه ستیز بودند، بی هیچ تردیدی، پیشرفت امروزین نصیب این کشور نمی شد.
زمانی که اماراتی ها خواستند بندر دوبی را که در گذر دهه ها و قرن ها، گل اندود شده بود را لایروبی کنند و پولی نداشتند، از ثروتمندان دیگر کشورها - عمدتاً از کویتی ها - کمک خواستند.

تا 1984 ، پروازهای دوبی را شرکت هواپیمایی "گلف ایر" انجام می داد. این شرکت متعلق به بحرین،ابوظبی،عمان و قطر بود. در این سال، گلف ایر تصمیم گرفت تعداد پروازهایش به دوبی را کاهش دهد. شیخ محمد مذاکرات بسیاری برای افزایش پروازها گرفت اما مدیران گلف ایر زیر بار نرفتند.

درس های بزرگ امارات
درس های بزرگ امارات

شیخ تصمیم به راه اندازی یک شرکت هواپیمایی مستقل گرفت اما امارات نوپا ، متخصصان مجربی که از عهده این کار برآیند در اختیار نداشت. شیخ می توانست سال ها منتظر بماند تا شاید افرادی از امارات بزرگ شوند، درس بخوانند، صنعت هواپیمایی یاد بگیرند، جذب کشورهای خارجی نشوند و بعد، اگر شرایط مهیا بود، یک شرکت هواپیمایی برای امارات تأسیس کنند.

او اما یک خلبان کارکشته بریتانیایی به نام "فلاناگان" که سابقه مدیریت در هواپیمایی بریتانیا را داشت مأمور راه اندازی شرکت هواپیمایی امارات کرد و 10میلیون دلار سرمایه اولیه این کار را در اختیار وی قرار داد.

کارها که کمی پیش رفت، فلاگان، چهار هواپیما اجاره کرد و در 1990 هنگامی که "امارات" به 21 شهر پرواز داشت، شروع به خرید هواپیمای مدرن کرد و نهایتاً هواپیمایی امارات، به یکی از مشتری های بزرگ تولید کنندگان هواپیما تبدیل شد و توانست با فرودگاه مدرنی که در این سال ها ایجاد کرده است به هاب منطقه تبدیل شود و به همه نقاط دنیا پرواز کند.

طبق اعلام  مرکز آمار و تحقیقات فرودگاه‌های امارات در همین سپتامبر گذشته، بیش از شش میلیون و 600 هزار مسافر از طریق فرودگاه بین‌المللی دوبی جابجا شدند و تعداد پروازهای این فرودگاه نیز در ماه، به 31 هزار و 214 پرواز رسید.

اگر در 1984 ، مقامات اماراتی می گفتند که فلاناگان یک خارجی است و نمی توان به او اعتماد کرد و دست روی دست می گذاشتند تا شاید دل مدیران گلف ایر به رحم آید و چند پرواز بیشتر به دوبی اختصاص دهند، قطعاً امروز امارات صاحب یکی از معتبرترین برندهای صنعت حمل و نقل هوایی دنیا نبود.

5 - تا ریسک نکنید موفق نمی شوید: انسان های موفق، ریسک های بزرگ هم داشته اند و این ، درباره امارات هم صدق می کند. شیخ های اماراتی، می توانستند مانند بسیاری از شیوخ دیگر، پول های خود را در بانک های خارجی پس انداز کنند و روزگار به خوشی بگذرانند اما آنها ریسک کردند و خطر را پذیرفتند.
زمانی که شیخ راشد تصمیم گرفت بندر جبل علی را احداث کند، وال استریت ژورنال در مقاله ای سرزنش آلود، این کار را بیهوده دانست و عقده گشایی نامید ولی اکنون هیچ کس نمی تواند نقش این بندر را در اقتصاد منطقه و امارات نادیده بگیرد.

درس های بزرگ امارات


درس های بزرگ امارات

درس های بزرگ امارات

درس های بزرگ امارات

درس های بزرگ امارات

6 - تمرکز بر امور مهم و وانهادن امور جزئی: در این باره به یک جمله از شیخ محمد بسنده می کنیم: اگر بپرسید كه چگونه در دبی توانستیم، همه این دستاوردها را با این سرعت ركوردی محقق سازیم، خواهم گفت كه ما به هیچ كس اجازه ندادیم كه ما را غرق در ریزه كاری های جزئی كند زیرا اساس توسعه درست، همان نگرش است كه جزئیاتِ كوچك آن، اهداف بزرگش را محو نمی كند.

7 - مردم ما مهم هستند: در توسعه امارات، یک اصل اساسی دیگر نیز وجود دارد که رد پایش را می توان در همه امور دید و آن این که هر تصمیمی که گرفته می شود باید در نهایت به نفع شهروندان اماراتی باشد. مثلاً مهم ترین شرط سرمایه گذاری خارجی در امارات این است که صاحب سرمایه خارجی، با یک شهروند اماراتی شراکت کند. بدین ترتیب، سرمایه گذاری خارجی همان گونه که برای کلیت کشور سودمند است، برای فرد فرد شهروندان نیز سودآوری شخصی دارد.

بی تردید، امارات نیز همانند سایر کشورهای دنیا، عاری از عیب و نقص نیست و برخی اختلافات بین امارات و همسایگانی مانند ایران نیز در جای خود محل بررسی و تأمل دارد ولی در کنار همه این مسائل، عقل سلیم حکم می کند که ضمن محترم شمردن پیشرفت های همسایه، متواضعانه درس آموز نیز باشیم که اگر درس نگیریم، عبرت می شویم.

عصرایران ؛ جعفرمحمدی - 

منابع:
- دوبی سریع ترین شهر جهان ؛ نوشته جیم کرین ؛ ترجمه هرمز همایون پور ؛ نشر نی 1391
- نگرش من و چالش های برتری ، نوشته شیخ محمد بن راشد آل مکتوم ؛ ترجمه: مسلم زمانی ؛ نشر قلمکده 1390

سه شنبه 6 آبان 1393

هیات مدیره موفق

نویسنده: Laura   طبقه بندی: فکر اقتصادی، کارآفرینی ، 

یکی از شاخص‌های رقابت‌پذیری اقتصاد کشورها، میزان «اثربخشی هیات‌مدیره‌‌ها» سازمان‌ها و شرکت‌ها در آنها است. در آخرین گزارش منتشر شده در سال 2014 توسط مجمع جهانی اقتصاد، رتبه کشور ایران از میان 148 کشور مورد بررسی با سه پله سقوط نسبت به سال 2013 برابر با 122 گزارش شده است.

کسب این رتبه می‌تواند نشان‌دهنده نیاز به بهبود در شایستگی‌ها و توانمندی‌های مدیریتی در اعضای هیات‌مدیره‌‌ها، بهبود در شیوه‌های هماهنگی، تصمیم‌گیری و نظارت در این سطح باشد. پیش از این نیز در همین ستون به روش هایی برای ارتقای کارآمدی جلسات هیات‌مدیره اشاره شده است. این نوشتار ابزار کاربردی تکمیلی برای افزایش اثربخشی هیات‌مدیره‌‌ها را ارائه می‌کند:

ابزار ایجاد هیات‌مدیره‌ای موفق
معرفی ابزار

به‌طور یقین یکی از راه حل‌های اساسی برای داشتن هیات‌مدیره‌ای موفق، وجود اعضای تاثیرگذار و شایسته در آن است. جلسات هیات‌مدیره نامناسب محصول حضور اعضایی غیرموثر یا فاقد توانمندی و شایستگی است. اما چه چیزهایی عملکرد یک هیات‌مدیره را بهبود می‌بخشد؟

1. قضاوت: قضاوت یکی از مهم‌ترین وظایف اعضای هیات‌مدیره شرکت‌ها است. یک عضو هیات‌مدیره با قضاوت یکطرفه و بدون مطالعه می‌تواند سازمان را با مشکلات بزرگی مواجه و شرکت را با شرایط منفی و دشواری روبه‌رو کند. در جلسات هیات‌مدیره در مورد موضوعات مهمی چون استراتژی‌های آتی، جذب و استخدام، فرصت‌های تامین مالی، مشکلات حقوقی و... بحث و گفت‌وگو می‌شود. وقتی هر یک از اعضای هیات‌مدیره از تجربه و توانایی لازم برای قضاوت مناسب برخوردار باشد، می‌توان پیش‌بینی تاثیرگذاری مناسب در هیات‌مدیره داشت.

2. زمینه مرتبط: یک عضو هیات‌مدیره باید بتواند در یکی از زمینه‌های مرتبط زیر به هیات‌مدیره خدمت ارائه کند:

• ایفای نقش تخصصی با کسب‌وکار: یکی از چالش‌های مهم در هیات‌مدیره‌‌ها، ناآشنا بودن اعضا با کسب‌وکار سازمان است. هر چقدر اعضای هیات‌مدیره با جزئیات کسب‌وکار آشنایی بیشتری داشته باشند، می‌توانند تصمیمات بهتری برای هیات‌مدیره اتخاذ کنند. در صورتی که این ویژگی در اعضای هیات‌مدیره شما وجود ندارد، بهترین راه‌حل ارائه آموزش‌های فشرده، بازدید و بهینه‌کاوی است.

• ایفای نقش اجرایی در هیات‌مدیره: بهتر است هر یک از اعضای هیات‌مدیره بر اساس توانمندی، علاقه و تجربه قبلی، نقشی اجرایی در هیات‌مدیره بر عهده بگیرد. برای مثال هدایت و راهبری توسعه محصولات، بازاریابی، فروش، امور مالی و دیگر موارد می‌تواند به هریک از اعضای هیات‌مدیره تفویض شود.

3. خرد: برای داشتن بهترین و مناسب‌ترین قضاوت، خرد(wisdom)، اساسی ترین الزام برای تصمیم‌گیری‌های مهم و تفکر استراتژیک در مورد آینده سازمان است. توجه داشته باشید که در اختیار داشتن خرد و قدرت قضاوت نتیجه تجارب فراوان در شرایط سخت، موفقیت‌ها و شکست‌ها و هوش قوی است. شاید یکی از بزرگ‌ترین چالش‌ها در هیات‌مدیره‌‌های شرکت‌ها، فقدان عقلانیت، دانش و تجربه کافی در اعضا باشد.

4. انگیزش و علاقه: کار اعضای هیات‌مدیره، جزو مشاغل سخت است. برای یک عضو هیات‌مدیره ممکن است تعداد زیادی جلسه در نظر گرفته شود، وظایف و مسوولیت‌های سنگینی وجود دارد، نیاز به وقت گذاشتن برای امور منزل وجود دارد، باید تصمیماتی دشوار گرفته شود و ممکن است در بسیاری از مواقع با افراد مختلف چالش و درگیری به‌وجود آید. به عنوان عضوی از اعضای هیات‌مدیره نیاز است که همیشه شما به‌صورت کاملا فعالانه و باانگیزه در جلسات حضور یابید و منافع شرکت را در نظر بگیرید. به عنوان عضو هیات‌مدیره باید به‌طور مستقیم در معرض فعالیت‌ها باشید و تنها از راه دور نظاره‌گر نباشید.

5. سبک رهبری سازمانی: سازگاری سبک و شیوه رهبری اعضای هیات‌مدیره با یکدیگر مهم است. البته این به معنای موافقت دائمی و همیشگی اعضا با همدیگر نیست. اعضای هیات‌مدیره باید نسبت به هم دارای روابط مشخص و شفافی باشند و توانایی همکاری و تعامل اثربخش با یکدیگر را داشته باشند.

6. ایفای نقش مربی، مشاور و ترویج‌دهنده: نقش اعضای هیات‌مدیره به غیر از موارد اجرایی که بر عهده دارند، ایفای نقش مربی و مشاور برای مدیران اجرایی سازمان است. اعضای هیات‌مدیره باید توانایی راهنمایی و مشورت با بدنه اجرایی سازمان را داشته باشند. اعضای هیات‌مدیره در ایفای این نقش باید شنوندگان خوبی برای مدیران باشند. علاوه‌بر این، برای ترویج و توسعه رویکردها و تصمیمات هیات‌مدیره، بهترین افراد اعضای هیات‌مدیره هستند که با ایفای نقش مناسب خود، اعضای سازمان را برای همراهی و مشارکت آماده سازند.

7. شجاعت و شهامت: یکی دیگر از ویژگی‌های مهمی که برای اعضای هیات‌مدیره یک الزام به نظر می‌رسد، داشتن شجاعت و شهامت در مواجهه با مسائل پیش روی سازمان است. در بسیاری از موارد به دلیل عدم توانایی و قاطعیت اعضای هیات‌مدیره در گفتن واژه «نه!» به یک پیشنهاد، شرکت یا سازمان با مسائل جدی روبه‌رو می‌شود. هر چند مصلحت‌اندیشی، ملاحظه و مدارا کردن گاه لازم است، اما یک عضو هیات‌مدیره موفق برای ادامه بقای سازمان با شجاعت و شهامت نظر خود را بیان می‌کند. به‌طور یقین ویژگی‌های دیگری نیز برای ایجاد یک هیات‌مدیره قوی و اثربخش وجود دارد. اما برای بهبود بخشیدن به وضعیت اعضای هیات‌مدیره؛ بهتر است ابتدا از اندازه‌گیری وضعیت موجود آنها شروع و سپس برای هریک از اعضا برنامه توسعه فردی تهیه کنید.
روزنامه  دنیای اقتصاد

ترجمه سید محمد اعظمی نژاد








پیشنهاد انتقال یک میلیون نفر به مریخ برای نجات نسل بشر

















مدیر یک شرکت فضایی در آمریکا گفت به دنبال انتقال یک میلیون نفر به مریخ است تا نسل بشر حفظ شود.

"الون ماسک" کارآفرین و میلیاردر آمریکایی ادامه داد: قصد دارم به سرعت وضعیت فعلی سفر انسان ها به مریخ را تغییر دهم. ما به شدت نیازمند انتقال یک میلیون نفر به مریخ هستیم تا تمدن انسانی ادامه یابد.

"اسپیس اکس" یکی از شرکت های متعلق به الون ماسک است. این شرکت به تازگی به همراه شرکت بوئینگ آمریکا قراردادی را با آژانس فضایی ناسا برای ساخت سفینه انتقال فضانوردان از زمین به فضا امضا کرد.

ماسک مدیر عامل شرکت های "سبیس اکس"، "تیسلا موتورز" و "سولار سیتی" در مصاحبه با مجله Aeon گفت: معتقدم انسان ها نیاز جدی به انتقال به بیش از یک سیاره دیگر هستند تا در صورت بروز فاجعه در زمین، موجودیت انسان حفظ شود.

با این حال این نظرات وی با بدبینی شدیدی روبه رو شده اما احتمالا این ایده عملی خواهد شد. براساس نظر کارشناسان، تهدیداتی شامل تغییرات آب و هوا و سقوط شهاب سنگ، جامعه انسانی در کره زمین را در معرض نابودی قرار داده است.

او درباره اینکه انسان ها برای انتقال به مریخ به چه چیزهایی نیاز دارند هم گفت: اگر ما 100 نفر را در یک مرحله به مریخ منتقل کنیم یعنی ما نیازمند 10 هزار سفر به مریخ هستیم تا یک میلیون نفر به این سیاره منتقل شوند.

ما همچنین نیازمند کالاهای بسیاری هستیم که باید آنها را به مریخ منتقل کنیم تا این انسان ها بتوانند زندگی کنند. انتقال این کالاها نیز بسیار پرخرج است زیرا ما نیازمند 10 پرواز باری در کنار یک پرواز انسانی به مریخ هستیم. یعنی ما باید 100 هزار سفر باری هم در کار 10 هزار سفر انسانی به مریخ داشته باشیم.

این برای نخستین بار نیست که موسک درباره مریخ و انتقال انسان ها به این سیاره صحبت می کند. او در کنفرانس "AllThingsD's 2013" هم گفت: انسان یا باید در دیگر سیاره ها هم منتقل شود یا اینکه ریسک کنیم و با خطر انقراض روبه رو شویم. انقرض سرنوشتی است که نمی توان از ان فرار کرد زیرا ما روز به روز بیش از پیش در معرض این موضوع قرار داریم.

الون ماسک (Elon Musk) متولد 1971، کارآفرین و مدیر شرکت های بزرگی در آمریکاست. او 4.5 میلیارد دلار ثروت دارد. در سایت ویکی پدیا وی با عنوان مهندس، مخترع و شخص نامی تجارت در صنایع پیشرفته آمریکا معرفی شده است.

او بنیانگذار شرکت‌هایی همچون تسلا موتورز، پی‌پال (PayPal) (که اکنون به ای‌بی تعلق دارد) و اسپیس‌اکس (SpaceX) است.  
این کارآفرین معتقد است بشر باید در سه حوزه اینترنت، انرژی پاک و فضا بیش از پیش تحقیق و سرمایه گذاری کند.

الون ماسک کیست؟


هفته نامه تجارت فردا هم درباره الون ماسک نوشت: او در پورتوریال آفریقای جنوبی متولد شده است. مادر وی کانادایی و پدرش تبعه آفریقای جنوبی بود. او اولین کامپیوتر را در کودکی از پدرش هدیه گرفت و با تلاش و ممارست بسیار موفق شد کار با کامپیوتر و نوشتن برنامه‌های کامپیوتری را بیاموزد. در 12سالگی اولین نرم‌افزار تجاری توسط الون ماسک وارد بازار شد که در آن زمان با قیمتی معادل 500 دلار آمریکا به فروش رسید. نام این نرم‌افزار blastar بود که یک بازی کامپیوتری فضایی بود.

پیشنهاد انتقال یک میلیون نفر به مریخ برای نجات نسل بشر

او در 17سالگی خانه پدری را ترک کرد و با بهره‌گیری از پشتوانه مالی خانوادگی و تشویق‌های پدرش به تنهایی سفری را به آمریکا و کانادا انجام داد تا از نزدیک با دنیای بزرگ علم کامپیوتر در آن کشورهای صنعتی آشنا شود.

پدر او با وجود محدودیت‌های زیادی که در آفریقای جنوبی برای سفر افراد زیر 18سال وجود داشت همواره فرزندانش را به استقلال و سفر کردن به کشورهای دیگر تشویق می‌کرد به همین دلیل الون و خواهر و برادرش قبل از سن 18سالگی سفرهای مستقل زیادی کرده بودند و با فرهنگ مناطق زیادی از دنیا آشنا بودند.

در سن 18سالگی الون بخش‌های زیادی از آفریقا و اروپا را دیده بود و سفرهایی به کشورهای خاورمیانه و خاور دور و چین و آمریکا و کانادا کرده بود.

بالاخره بعد از دیدن کشورهای مختلف و آشنایی با اصول و زیر‌ساخت‌های اقتصادی و صنعتی و سیاسی مناطق متفاوت دنیا تصمیم گرفت به آمریکا مهاجرت کند و در سال 1992 بعد از گذشت دو سال از تحصیل رشته اقتصاد در دانشگاه کویینز کانادا به آمریکا رفت و مدرک لیسانس رشته اقتصاد را از مدرسه وارتون دانشگاه پنسیلوانیا گرفت و به دنبال آن لیسانس رشته فیزیک را از مدرسه علم و هنر دانشگاه پنسیلوانیا دریافت کرد. در این کشور الون جوان اقدام به مطالعه و تحقیق در حوزه‌های مختلف کرد و بعد از شناسایی ضعف‌های موجود در علم روز دنیا به عرصه‌هایی روی آورد که به زعم وی توسعه لازم را پیدا نکرده بود.

حوزه‌هایی از قبیل علوم فضایی که سبب شد او شرکت اسپیس ایکس را بنیان نهد و ضمن ایجاد فرصت شغلی برای شمار زیادی از ساکنان آمریکا زمینه تحقیقات بیشتر در حوزه هوا و فضا را فراهم کند.

الون بعد از اتمام تحصیل در مقطع کارشناسی به سیلیکون ولی کالیفرنیا رفت تا تحصیلات خود را در مقطع دکترای فیزیک در دانشگاه استنفورد ادامه دهد ولی موفق نشد این مقطع را به پایان برساند. او با مطالعات زیادی که در مورد افراد نوآوری از قبیل توماس ادیسون و نیکلا تسلا و... انجام داده بود و با توجه به پیش‌زمینه دانشگاهی‌اش در رشته فیزیک سه حوزه را به عنوان حوزه‌هایی که دنیای آینده به آنها نیاز دارد ولی هم‌اکنون توسعه چندانی پیدا نکرده است و باید مطالعات بیشتری در آن زمینه‌ها انجام بشود انتخاب کرد. این حوزه‌ها عبارت بودند از اینترنت، انرژی پاک و در نهایت فضا.

او در یکی از سخنرانی‌های خود گفت: «مشکل اصلی دنیای امروزی ضعف در این سه حوزه است و ما باید هر چه سریع‌تر در این حوزه‌ها سرمایه‌گذاری کنیم و پژوهش‌های تازه‌ای انجام دهیم.»

سال‌ها تلاش وی در عرصه‌های مختلف علمی و پژوهشی سبب شد او به عنوان یکی از برترین افراد نوآور و کارآفرین در آمریکا معرفی شود و ده‌ها جایزه به پاس همین نوآوری‌هایش دریافت کند. او در سال 2007 میلادی به عنوان خلاق‌ترین فرد سال انتخاب شد و در سال 2012 توانست جایزه سلطنتی نوآوری و کارآفرینی دولت آمریکا را از آن خود کند. همچنین او دکترای افتخاری طراحی را از دانشگاه هنر و طراحی آمریکا دریافت کرده است و دانشگاه سوری انگلستان هم دکترای افتخاری مهندسی هوا و فضا را به او تقدیم کرده است.

اما این فرد خلاق که هم‌اکنون ثروتی بالغ بر 5/4 میلیارد دلار آمریکا دارد و ریاست چندین شرکت برجسته و بزرگ آمریکایی را بر عهده دارد بارزترین ویژگی خود را اعتیاد به کار زیاد می‌داند و می‌گوید: «من معمولاً صد ساعت در هفته برای توسعه شرکت‌های تسلاموتورز و اسپیس ایکس سرمایه‌گذاری می‌کنم.»

او در سال 2000 میلادی با جاستین ماسک همسر اولش آشنا شد. جاستین که یک نویسنده مشهور کانادایی است در دوران تحصیل الون در دانشگاه کویینز کانادا به تحصیل در زمینه ادبیات و فن نوشتار انگلیسی مشغول بود. آنها پنج فرزند دارند. الون و جاستین در سال 2008 میلادی خبر از جدایی خود دادند و الون دوباره ازدواج کرده است.

روز ششم ماه اکتبر سال ۱۹۹۷ میلادی، در خلال مصاحبه‌ای از «مایکل دل» مدیر عامل شرکت «دِل» سؤال شد، به نظر وی، بهترین راه برای کمک به شرکت اپل (که در آن زمان با مشکلات بسیاری دست و پنجه نرم می‌کرد) برای برون رفت از وضعیت فعلی چیست؟ پاسخ «دل» به این سؤال جوابی کوتاه بود، که خیلی زود در دنیای فناوری به یکی از جملات قصار معروف تبدیل شد: «اگه دست من باشه، در اپل رو تخته می‌کنم و تا وضع بدتر نشده، پول سهامدارای بدبخت رو بهشون بر می‌گردونم.»

گذر زمان، برای آن دسته از وفاداران شرکت اپل، عیار واقعی صحبت‌های طعنه‌آمیز «مایکل دل» را مشخص کرد و زمان زیادی طول نکشید، تا اپل دوباره تحت رهبری استیو جابز، با محصولاتی مانند آی‌مک و آی‌پاد، یکه‌تازیِ بازار دیجیتال را در محبوبیت و منحصربفرد بودن، در دست گیرد. سخنان «دل» در مورد اپل، پس از افزایش شگفت‌انگیز ارزش سهام اپل در پی معرفی محصولات جدید این شرکت، دیگر بیش‌تر یادآور لطیفه‌ی بی‌مزه‌ای بود که تاریخ مصرفش خیلی وقت است که گذشته است.

شاید اکنون که تقریباً نزدیک به بیست‌سال از اظهارنظر «مایکل دل» سپری شده و در گذر تاریخ، تمامی واقعیات، از پرده برون افتاده‌اند، کار سختی نباشد تا مدیر عامل «دل» را به خاطر کوته‌بینی‌اش، دست انداخت. اما این اظهارنظرها در زمان خودش، برای شخص استیو جابز نه تنها شوخی و مسخره تلقی نمی‌شد، بلکه انگیزه‌ی مهم و اساسی بود تا تجدید قوایی کند و در میدان رقابت، نشان دهد که درخت اپلِ استیو جابز، درختی نیست که از این بادها بلرزد و قد خم کند. در کتاب زندگی‌نامه‌ی استیوجابز، «والتر ایساکسون» اشاره می‌کند که پس از انتشار اظهارنظر «مایکل دل»، جابز چگونه به دلسوزی‌های مدیر عامل شرکت «دل» برای اپل با نوشتن ایمیلی پاسخ داده است:«مدیر عامل می‌بایست که در اظهارنظرهایش، قدری تشخص به خرج دهد، اما به نظر می‌رسد شما، چندان ارزشی برای این قبیل حرف‌ها، قائل نیستید.»

جابز، تنها به ارسال یک جواب خشک و خالی برای «مایکل دل» قناعت نکرد و حدود یک ماه بعد، این بار در جریان رخداد رونمایی از اولین فروشگاه آنلاین اپل در سال ۱۹۹۸ میلادی، در حضور مخاطبان و رسانه‌های عمومی بار دیگر مدیرعامل «دل» را خطاب قرار داد که: «من تا حدی حال مایکل رو درک می‌کنم، به هر حال از حق نگذریم، شرکت «دل» از جمله بنیان‌گذرای فروشگاه‌های آنلاین بوده و واقعاً کارای قابل توجهی هم تو این حوزه انجام داده، خب سخته که ببینی اپل با ورود به بحث تجارت آنلاین، استانداردهای تازه‌ای رو برای این بخش، معرفی می‌کنی و «دل» رو از تخت فرمانرواییش به زیر می‌کشه، پس فکر کنم منصفانه باشه که همین جا اعلام کنیم که ما در شرکت اپل، مایکلِ عزیز، با محصول جدیدمون، با فروشگاه تازمون و با تلقی نویی که از تولید در فضای مجازی داریم، خدمت شما هم خواهیم رسید، رفیق!»

steve+jobs+michael+dell

اگر چه که در پاسخ دندان‌شکنانه‌ی استیو جابز کمی عصبانیت هم وجود دارد، اما نباید فراموش کرد، برای جابز، تمام این‌ها بهانه‌ای است تا روحیه‌ی رقابت‌جویی را در میان اعضای تیم خود بالا ببرد و در عمل، از تهدیدها برای خود و شرکتش، فرصت‌ها بسازد.

تاریخ هم فراز و فرودهای خودش را دارد، جالب است که چند سال پیش، «مایکل دل» هم از غلظت اظهار نظرهایش، عقب‌نشینی کرد و تلاش کرد تا به کمک تراشیدن عذر و بهانه‌هایی، منظور خود را به واقعیت موجود در این چند سال، نزدیک‌تر جلوه دهد: «منظور من در آن مصاحبه این بود که من به عنوان مدیر عامل شرکت «دل» نمی‌توانم در مورد وضعیت شرکت‌های دیگر، تصمیم بگیرم و راهکار ارائه دهم، پس هر موقع، از من در مورد شرکت‌های دیگر سؤال شود، پاسخ من به آن، فکر شده و خیلی جدی نخواهد بود.»

حداقل می‌توان این احترام را برای «مایکل دل» قایل شد، که در اظهارنظرش در مورد مشکلات شرکت اپل صادق بوده است، چرا که وی در سال ۲۰۱۳ میلادی، به عنوان مدیر کمپانی «دل» تصمیم گرفت، این شرکت، را به سهامی خاص تبدیل کند و پول سهامداران «بدبخت» را به آن‌ها برگرداند.

داستان یک رقابت

  • هندوستان  ادعای مدیریت جهانی ندارد ولی  کاری کرد که آرزوی هر ملتی در جهان است. فضاپیمای mangalyaan هندی در اولین تلاش برای پرتاب   در مدار مریخ قرار گرفت .پروژه در نوامبر ۲۰۱۳ کلید خورد ( مقایسه کنید با مسکن مهر ! )

هند2

  • نکته مهم سخنرانی تبریک  نخست وزیر هند، مودی ،  این بود : ما  با ۷۴ میلیون دلار یعنی هزینه یک فیلم هالیوودی( gravity)  این افتخار جهانی را ثبت کردیم. یادمان باشد هند از بزرگترین تولیدکنندگان فولاد ، تراشه و فناوری it و خدمات پزشکی دنیا میباشد. بدون حسابداران هندی ، خدمات مالی  بخش خصوصی در ایالات متحده فشل میماند و بزرگترین و موفق ترین جامعه علمی و بیزینسی در دو قاره آمریکا و اروپا را کامیونیتی هندی تشکیل میدهد از بس دقیق و حواس جمع کار میکنند.
  • پروفسور عبدالقادر پاکستانی به اشاره کنایه آمیز به فساد و بی بندوباری اداری امارت اسلامی پاکستان چنین گفت : هزینه ایجاد یک ایستگاه مترو در لاهور به مراتب بیشتر از کل هزینه ارسال فضاپیمای هندوستان به مریخ است

هند

در عکس فوق زنان و مردان دانشمند سازمان هوایی و فضایی هند در کنار هم بزرگترین دستاورد علمی هندوستان را جشن میگیرند ، فقط یک نگاه آلوده ، در این شادی ،اختلاط میبیند.  و دوستان ارزشی شهرداری تهران که ایده جداسازی کارمندان خانم از مدیران مرد را دادند ، لطفا ببینند و دقت کنند برای کاهش فساد اداری و افزایش بهره وری سازمانی نسخه های اشتباه ندهند.

منبع: دکترعلیرضا شیری- خانه توانگری طوبی

وقتی که مدیر بازاریابی شرکت جنرال موتورز شدم، جف ایملت، رئیس شرکت دستور داد بخش بازاریابی به قدری پرجنب‌و‌جوش و پویا شود که رشد سازمانی با خود به همراه بیاورد. اما خیلی زود متوجه شدیم که بازاریابی تنها تمرکز بر تبلیغات و پیام‌‌رسانی نیست. در موقعیتی منحصربه‌فرد قرار داشتیم تا نظرات و تیم‌های کاریمان را یکپارچه کنیم و از دنیای بیرونی بینش و الهام بیشتری کسب کنیم. بنابراین تصمیم گرفتیم در مسیر گسترده‌تری برای بازاریابی مبارزه کنیم. بهترین مسیر برای رشد سازمانی، ادامه نوآوری‌هایی بود که جنرال موتورز را همه به این ویژگی می‌شناسند.

 ما در امر بازاریابی، تلاش کردیم تا به نوآوری‌ها قدرت را بیفزاییم و تمام تلاش خود را برای تولید محصولات خلاقانه و با ارزش به‌کار بسته‌ایم. حال با بیش از یک دهه تلاش و تجربه می‌توان پیشرفت‌هایمان را با دیگران به اشتراک بگذاریم. همان‌طور که در جنرال موتورز آزمایش و ثابت شده است، می‌توان این فرمول را برای بازاریابان دیگری که به دنبال ایجاد ارزش و خلاقیت در کسب‌وکارشان هستند، اجرایی کرد.


 به مکان‌های جدید بروید
بازاریابان جنرال‌موتورز باید کاشف بوده و به دنبال جاهای جدید باشند و همچنین درک خود را از نیازهای مردم در سراسر جهان باید افزایش دهند. موارد مذکور برای جنرال موتورز در بسیاری از صنایع تاییده شده هستند، به‌ویژه در صنعت بهداشت و درمان. اینکه برای پزشکانی که در سطوح بالای جهانی آموزش دیده‌اند محصولات پیشرفته تولید کنیم موضوع بسیار مهمی است. اما اگر بخواهیم در بازار رقابتی جهان که به سرعت در حال رشد است حضور داشته باشیم باید دانست که در بسیاری از نقاط تامین‌کننده‌های قدرت متناوب هستند و متخصصان پزشکی که با بیماران رابطه دارند عمدتا ماماها و پزشکان عمومی هستند که آموزش‌های در سطح پایینی دیده‌اند.

برای مثال، جنرال موتورز در حال حاضر دستگاه‌های سونوگرافی را ارائه می‌دهد که قابل‌حمل و آنقدر با دوام هستند که می‌توان به سادگی به هرجایی منتقل شوند. استفاده از این دستگاه به سادگی یک خاموش-روشن کردن است؛ چراغ‌های سبز و قرمز به عنوان نمایشگر عمل می‌کنند. به این ترتیب خانم‌های باردار در مکان‌های دوردست نیز خدمات بهتری دریافت می‌کنند. برای جنرال موتورز ارزش در اینجا به پایان نمی‌رسد. وقتی که بازاریابان درک این مطلب را داشته باشند که دنیا در چه مسیری قرار دارد، درک بدیعی که از ارزش مصرف کننده به‌دست می‌آورند و چگونگی انتقال این ارزش می‌تواند در تمام قسمت‌های شرکت مد نظر قرار گیرد. 


 بازار را به سرعت شکل دهید

نوآوری‌های بسیار خوب- آنهایی که دنیا را تغییر می‌دهند- قبل از اینکه مورد قبول واقع شوند باید توضیح داده شوند. برای مثال اخیرا این سوال را مقابل بازاریابان شرکت قرار دادم: وقتی میلیون‌ها دستگاه آنلاین می‌شوند و شروع به ایجاد ارتباط می‌کنند چه اتفاقی می‌افتد؟ همان‌طور که وارد دوران اینترنت صنعتی می‌شویم، بازاریابان باید برای مردم عادی و مشتری‌های تجاری توضیح دهند که چگونه این واقعیت نوین، نتایج و کاربردهای مختلفی را به همراه خواهد داشت. به‌طور هم‌زمان، قدرت‌ ما می‌تواند شرکت را به سمتی سوق دهد که بهترین درک را از احتمالات ارتباط فناوری صنعتی، تحلیل‌ها و تجربه‌های کاربران داشته باشد.

 از آنجا که این موضوع یکی از انواع نوآوری‌های موفق‌ محسوب می‌شود، یکی از شعارهای ما در بازاریابی به اشتراک گذاشتن ایده‌ها قبل از به اشتراک گذاری بازار است. باید از طریق «Ecomagination» (تعهد جنرال موتورز به ایجاد راه‌حل‌های نوآورانه برای چالش‌های امروز درحالی که به سمت رشد اقتصادی حرکت می‌کنیم) به این هدف می‌رسیدیم و اخیرا با نوآوری‌های جنرال موتورز در تولید تجهیزات پیشرفته به این امر رسیده‌ایم. امروز دیگر از طریق تعریف کردن این داستان‌ها در تمام رسانه‌ها و با استفاده از روش‌های مختلف از داده‌های متنوع گرفته تا رسانه‌های اجتماعی به یک کارخانه محتوا تبدیل شده‌ایم، از طریق تعریف داستان‌های خوب و به‌وسیله ارتباط با کسانی که به این داستان‌ها علاقه مشترک دارند بازاری را شکل می‌دهیم که در آن پیشنهادهای جنرال موتورز قادر خواهند بود ارزش را منتقل کنند. ما منتظر نیازهای مشتریان امروز و آینده خود هستیم و آن را توصیف خواهیم کرد؛ مدت‌ها قبل از آنکه مصرف‌کنندگان از ما درخواست راه‌حل کنند، بازاریابی نوآورانه ما پاسخ آنها را داده است. 


 کسب‌وکار و مدل‌های جدید ارائه کنید
بخشی از دستورالعمل بازاریابی در جنرال موتورز یافتن راه‌هایی جدید برای گسترش نوآوری رو به پیشرفت است. این رویکرد در تولید تجهیزات فوق پیشرفته در جنرال موتورز کاملا قابل مشاهده است.


 دیگران را هم دعوت کنید
 ما نمی‌خواهیم در جنرال موتورز، تمام مشکلات را به‌تنهایی حل کنیم. همکاری راهی به سوی سرعت و کیفیت است. به همین دلیل است که با سایت رقابت داده‌های کاگل Kaggle، پلت‌فرم مهندسی ابری GrabCAD و کارخانه Quirky همکاری می‌کنیم. ما محصولات بسیاری را از طریق مخترعان Quirky‌ به بازار معرفی کرده‌ایم. این فرصت‌ها از بازاریابی‌های ساده‌ای آغاز شده‌اند که از مردم پرسیده می‌شود:‌ آیا برای ایجاد همکاری‌های معنی‌دار جدید تمایل دارید؟ آیا معمولا جاها و چیزهای جدید را تجربه می‌کنید؟ از بین بردن موانع میان نوآوران جنرال موتورز و بازاریابان خارج از کارخانه دامنه خلاقیت ما را گسترده‌تر کرده و این تنها یکی از راه‌هایی است که ما با بازار رقابت می‌کنیم.اگر به زمانی که ادیسون زنده بود برگردیم، تنها تعدادی دانشمند وجود داشتند که تلاش می‌کردند دستگاهی را اختراع کنند که دائما در حال حرکت باشد.

امروز اما وقتی یک واحد بازاریابی به نوآوری‌هایی که انجام می‌شوند سوخت‌ می‌رساند، چنین احساسی به وجود می‌آید. بازاریابی همراه با پویایی دائمی- نوعی بازاریابی که محصولات شرکت را به بازارها متصل می‌کند و در راه ایجاد این ارتباطات انرژی جدیدی تولید می‌کند- معجزه کوچکی است که می‌توان به آن دست یافت و برای شرکتی که آینده آن به نوآوری وابسته است، می‌تواند تنها راه پیش رو باشد.


کمپانی بین المللی تولید ساعت یا به اختصار "آی دبلیو سی" یکی از برجسته ترین برندهای دنیای ساعت از کشور سوئیس است. مقر اصلی این کمپانی در شهر شفوزان(سوئیس) قرار دارد. نکته قابل توجه در رابطه آی دبلیو سی آن است که برند مذکور تنها تولیدکننده بزرگ سوئیسی است که در شرق این کشور حضور دارد و این در شرایطی است که اکثر تولیدکنندگان بزرگ ساعت سوئیس در غرب این کشور حضور دارند. تاریخ آغاز فعالیت این برند مشهور به سال 1868 باز می گردد.

 در آن سال فلورنتین آریوستو جونز مهندس برجسته آمریکایی پایه آی دبلیوسی در آمریکا را بنا نهاد. با توجه به ظرفیت های سوئیس به عنوان صاحب سبک در تولید ساعت، پس از مدتی تصمیم به اجاره ملکی برای تولید ساعت در این کشور گرفت. در فاصله اندکی وی توانست تصمیم خود را عملی کند و آی دبلیو سی در سوئیس را راه اندازی کرد.

تنها یکسال پس از فروش محصولات تولیدی، جونز فوت کرد و پسرش مدیریت کارگاه وی را بر عهده گرفت که عملکرد کاملا موفقی داشت. طی دوران، تغییرات متعددی در مدیریت این برند مشهور ایجاد شد اما هیچگاه کیفیت "افتخار شفوزان" تغییر نکرد و همچنان نام خود را به عنوان یکی از بهترین های دنیای ساعت حفظ کرد.

آی دبلیو سی؛ افتخار شفوزان

آی دبلیو سی؛ افتخار شفوزان

آی دبلیو سی؛ افتخار شفوزان

آی دبلیو سی؛ افتخار شفوزان

آی دبلیو سی؛ افتخار شفوزان

هم اکنون آی دبلیو سی مدل های مختلفی را تولید و روانه بازار می کند که هر کدام دارای ویژگی های خاص خود و از بهترین مواد اولیه تهیه می شوند. این مجموعه، انتشاراتی را نیز در حوزه فعالیت خود دارد که در سه زبان آلمانی، فرانسه و انگلیسی منتشر می شود و از جمله برجسته ترین ژورنال های دنیای ساعت محسوب می شود.

آی دبلیو سی؛ افتخار شفوزان

آقای ریچارد جان یک کتاب و یک سخنرانی کوتاه و جالب دارد در مورد ۸ راز موفقیت.

خلاصه ای از سخنرانی TEDاش :

1) مشتاق باش

Do it for LOVE, Not MONEY

کار را برای پول انجام ندید با عشق انجام بدین پول خودش میاد.

۲) کار کن

Hard WORK, nothing comes easy

به طوری جدی و سخت کار کن، هیچ چیز آسان به دست نمیاد ولی در عوض کلی بهت خوش می گذره!

۳) (تو کارت) خوب باش!

To be Successfull, get damn good!

برای اینکه موفق باشی،‌باید حسابی تو کارت خوب(عالی) باشی. هیچ جادویی توش نیست، فقط تمرین، تمرین و تمرین

۴) تمرکز کن

focus your self on one thing

همه‌ی کاری که باید بکنی اینه که روی یک چیز تمرکز کنی!

۵) (خودتو) هل بده

 

Push Yourself

خودتو هل بده، جسمی و روحی؛

Free Your Self From Shyness & Self-doubt


باید خودتو از خجالت و تردید رها کنی. راستی اگه کم آوردی مامانا هل دهنده های عالیی هستن :)

۶) خدمات بده

Serve

شما نمی تونید برای پولدار شدن به خودتون خدمات بدین

 

Serving Others something of Valueباید چیز ارزشمندی را به دیگران ارائه بدهید

۷) ایده بده

Ideas, I had an idea

خلق ایده اصلا جادویی نیست

Create A new Idea

  • گوش بدین
  • مشاهده کنید
  • جدی باشید
  • سوال بپرسید
  • مسئله رو حل کنید
  • ایجاد ارتباط کنید

۸) سمج باش

Persist

سماجت اولین دلیل موفقیت است

Persist against Failure & CRAP


در مقابل شکست سمج (مقاوم) باشید همینطور در مقابل مزخرفات: انتقاد (بدرد نخور)،‌ طرد شدن،‌ احمق‌ها و فشارها

منبع:چگونه موفق باشیم؟ (۸ راز موفقیت)


توماس ادیسون یک فیل را با برق کشت تا خطر فناوری رقیب را نشان دهد. نایک به دنبال یک مزیت در مقابل ریبوک قراردادی را با مایکل جردن امضاء کرد و شرکت راه آهن مرکزی پسفیک، در 24 ساعت 10 مایل خط آهن را ساخت تا بتواند پولش را که در غیر این صورت به او نمی‌دادند بگیرد.

رقابت رقبا داستان‌های بزرگ را می‌سازد و بزرگترین رقابا بزرگترین داستان‌ها را می‌سازند.

بزرگترین رقبای کسب‌ و کاری در طول تاریخ

جنگ‌های به یادماندنی کسب‌وکارها جهان را تغییر داده اند. ما نمی‌توانیم زندگی بدون تلفن همراه و یا اینترنت را تصور کنیم، اما اگر شرکت کوچک MCI شرکت بسیار بزرگ AT&T را به چالش نکشیده بود، انقلاب ارتباطی به این صورت اتفاق نمی‌افتاد. استیو جابز و بیل گیتس 35 سال برای اثبات دیدگاههای کاملا متفاوت خود درمورد کامپیوتر جنگیدند. اگر ایرباس و بوئینگ هرروز 40 سال گذشته را در حال رقابت باهم نبودند، اقتصاد جهانی که بدون سفرهای هوایی ممکن نبود، نمی‌توانست سرعت و امکانات کنونی را داشته باشد.

رقابت شدید و  قدرتمند می‌تواند چشم‌ها را کور کند و گمراه‌کننده باشد. زمانی که کوکاکولا و پپسی مشغول رقابت و رصد ثانیه به ثانیه هم بودند یک ایده بسیار جدید را از یاد بردند و در نتیجه امروزه پرفروشترین نوشیدنی انرژی‌زا در سوپرمارکت‌های ایالات متحده ساخته هیچ‌کدام از این دو شرکت نیست (بلکه ردبول است). جنرال موتورز و فورد آنقدر بر یکدیگر چشم داشتند تا یک روز تویوتا عمده سود آنان را ازآن خود کرد.

چیزی که بیش از همه از این داستان‌ها بدست می‌آید، قدرت محض انسان در هر کدام از این داستانهاست. تنها یک رمان نویس شجاع می‌تواند افسانه قرارگیری برادر در مقابل برادر در آدیداس و پوما را تصور کند.

1.    پپسی و کوکاکولا (Pepsi vs. Coca cola)

نبرد بین کوکاکولا و پپسی بزرگترین رقابت در طول تاریخ سرمایه‌داری بوده است. رقابت آن‌ها فراتر از زمان، مکان و فرهنگ است. این رقابت رستوران‌ها، روسای جمهور و ملت‌ها را از هم جدا کرده است. در سال 1886 یک شیمی‌دان در آتلانتا، کوکاکولا را به عنوان نوشیدنی خوش‌طمع و "معجونی برای اختلالات روانی و فیزیکی" معرفی کرد و پپسی هفت سال بعد از آن بوجود آمد.

بزرگترین رقبای کسب‌ و کاری در طول تاریخ

در سال 1979 برای اولین بار در تاریخ این رقابتها، فروش پپسی از کوکاکولا در سوپرمارکتها پیشی گرفت. اما این جریان دوامی نداشت و در سال 1996، مجله فورچون اعلام کرد که جنگ کوکاکولا و پپسی به پایان رسیده است. در حال حاضر دو نوشابه مورد علاقه در امریکا نوشابه معمولی و رژیمی کوکاکولا می‌باشند.

برنده: کوکاکولا

2.    فورد و جنرال موتورز (Ford vs. GM)

فورد در سال 1903 بوجود آمد و جنرال موتوز 9 سال پس از آن، و بعد از آن 101 سال است که این دو کمپانی در حال ستیز با یکدیگر هستند. دفاتر مرکزی آن‌ها فقط 11 مایل باهم فاصله دارد و آن‌ها هر روز در انبارهای خرده‌فروشان باهم روبرو می‌شوند و هردو راههایی برای از بین بردن اثر محصولات جدید دیگری دارند.

3.    توماس ادیسون و نیکلا تسلا (Thomas Edison vs. Nikola Tesla)

حتی جهنم خشم مربی‌ای را که تحقیر شده است ندارد.

در سال 1884 مخترع مشهور جهان توماس ادیسون یک مهندس جوان بااستعداد صربستانی به نام نیکولا تسلا را به دفتر خود در نیویورک به گرمی پذیرفت. تسلا سال‌ها در دفتر پاریس ادیسون در بخش جریان مستقیم الکتریکی مشغول به کار بود. در آن زمان دستگاه جریان مستقیم ادیسون برترین دستگاه موجود بود. اما تسلا شیوه جدیدی را کشف کرد که از جریان متناوب که بر خلاف جریان مستقیم می‌توانست مقادیر قابل توجهی انرژی را به مسافت‌های طولانی انتقال دهد. به گفته تسلا، ادیسون ایده‌های او را به بهانه اینکه اتلاف وقت هستند رد می‌کرد.

تسلا چندین محصول برای ادیسون طراحی کرد و انتظار دریافت 50هزار دلار پاداش که به او وعده داده شده بود را داشت( حدود 1 میلیون دلار امروز ). اما وقتی که تسلا برای گرفتن پاداشش در بهار سال 1885 پیش ادیسون رفت به او گفت که این فقط یک شوخی بوده است و تسلا استفاء داد.

بزرگترین رقبای کسب‌ و کاری در طول تاریخ

او به صورت خودجوش به ثبت اختراعاتش پرداخت و توانست توجه جرج وستینگهاوس غول صنعتی پیتسبورگ را به خود جلب کند. وستینگهاوس بی‌سروصدا در حال توسعه نیروگاه‌های برق با استفاده از جریان متناوب بود و زمانی که از فناوری تسلا آگاه شد، حق امتیاز آن را گرفت، و قدرت کسب‌وکار شرکت وستینگهاوس را در اخیار این مخترع قرار داد و جنگ آغاز شد.

وقتی ادیسون شنید که وستینگهاوس وارد کسب و کار برق شده است، او را مسخره کرد. اما طولی نکشید که ادیسون با اعتراضات عمومی بسیاری برای بی‌اعتبار کردن برق جریان متناوب مواجه شد. ادیسون برای اینکه دیدگاه خود را ثابت کند، سگ، گاو، اسب و حتی یک فیل را به برق وصل کرد و سپس نام خود را به عنوان کسی که از جریان متناوب در اولین صندلی الکتریکی استفاده کرده است، ثبت کرد. این اعدام که در اوت سال 1890 در آبرن نیویورک صورت گرفت، هشت دقیقه به طول انجامید و پس از دوبار تلاش نتیجه داد- که امر بسیار وحشتناکی بود.

وستینگهاوس با خونسردی در این مورد گفت " می‌توانستند این کار را به راحتی با تبر انجام دهند".
در نهایت تکنولوژی جریان متناوب تسلا برنده جنگ شد، اما رقابت این مخترعان به یکی از بزرگترین جنگ‌های شرکت‌های بزرگ در تاریخ آمریکا تبدیل شد. ادغام ادیسون جنرال الکتریک و تامسون هوستون در سال 1892 جی ای را بوجود آورد که قدم به قدم با وستینگهاوس پیش رفت. مدت‌ها پس از مرگ ادیسون و تسلا دشمنی آن‌ها همچنان ادامه داشت تا زمانی که در سال 1980 ، جی ای مدیر عامل درستی را انتخاب کرد ( جک ولش ) اما وستینگهاوس چهار انتخاب اشتباه پی در پی داشت. در اواخر دهه 1990،  جی ای باارزشترین شرکت جهان بود. اندازه وستینگهاوس کنونی کمتر از یک دهم جی ای است.

برنده: نیکولا تسلا

4.    نایک و ریبوک (Nike vs. Reebok)

نبرد بین نایک و ریبوک بیش از سه دهه به طول انجامیده است و فرهنگ حضور ورزشکاران مشهور در تبلیغات را ایجاد کرده است.

در ابتدا این دو بسیار متفاوت بودند: فیل نایت، ستاره سابق دانشگاه اورگان و دانشجوی ام‌بی‌ای دانشگاه استنفورد ، شغل حسابداری خود را ترک کرد و یک شرکت برای واردات کفش‌های دو به ایالات متحده تاسیس کرد که آن را به نام الهه یونانی پیروزی یعنی نایک نامگذاری کرد. پاول فایرمن درسش در دانشگاه بوستون را ترک کرد تا کسب و کار خانوادگی کالاهای ورزشی را به دست بگیرد. او حق تولید کفشهای ورزشی بریتانیایی در آمریکای شمالی را بدست آورد. ریباک که یک خط تولید کفشهای زنانه چرم سفید برای ایروبیک بود از نام یک بز کوهی گرفته شد، و با تبدیل شدن دو به یک علاقه ملی گسترش بسیاری یافت. فایرمن شرکت مادر را در سال 1984 خریداری کرد.

نایک به شدت بروی مشتریان مرد و بازار آن‌ها تمرکز کرده بود، در نتیجه بازار کفشهای ورزشی زنان را از دست داد. ریبوک در سال 1987 از نایک پیشی گرفت، هرچند که اخیرا تلاش می‌کند که به آن برسد.

در نهایت نایک با امضای قرارداد با مایکل جردن که به برجسته‌ترین ورزشکار تبدیل شد انرژی خود را باز یافت. نایک نه تنها یک قهرمان ورزشی بلکه یک سخنگوی مناسب برای برنامه تلویزیونی که با مخاطبان ارتباط داشته باشد نیز به دست آورد. با پشتیبانی مایکل جردن و محبوبیت گسترده برند ایر جردن، نایک به اوج رسید. ( فروش نهایی ایرجردن بیش از 1 میلیارد دلار در سال است.)
ریبوک با حضور شکیل اونیل، که در ملاقاتی با نایک لباسی را که لوگوی ریبوک بسیار بزرگ بروی آن نوشته شده بود، پاسخ داد.

بزرگترین رقبای کسب‌ و کاری در طول تاریخ

در بازی های المپیک 1992، مایکل جردن در حرکت بسیار بحث برانگیزی آرم ریبوک را که بر روی گرمکن‌های تیم بود را با پرچم آمریکا پوشاند. این حرکت بسیار خوشایند آقای نایت بود زیرا اخیرا 25هزار دلار بابت دفاع از تانیا هاردینگ پرداخته بود که متهم بود به نانسی کریگن که ورزشگار ریبوک بود با قصد قبلی حمله کرده است.

نایک به استخدام محبوب‌ترین ورزشکاران ادامه داد، از جمله آندره آقاسی، پیت سمپراس، و بعدها تایگر وودز ، که ریبوک را در مقایسه با آن بسیار ناتوان نشان می‌داد. در سال 2005، آدیداس، ریبوک را خرید، اما این شرکت جدید ترکیب شده نیز هنوز هم در مقابل نیروی عظیم منهدم کننده نایک بسیار ضعیف است.

برنده: نایک

5.    بیل گیتس و استیو جابز (Bill Gates vs. Steve Jobs)

بیل گیتس و استیو جابز به اندازه اختلاف شب و روز متفاوت بودند، اما اشتراکات زیادی نیز داشتند و این احتمالا تلخی این رقابت را توجیح می‌کند. میوه دشمنی آن‌ها چه بوده است؟ ایجاد رایانه‌های شخصی.

اول تفاوت‌ها: گیتس یک بچه طبقه متوسط به بالا بود که به دانشگاه هاروارد رفت. اما جابز در خانواده‌ای متوسط به پایین بزرگ شد و در بسیاری از کلاس‌های خود در دانشگاه رید نیز حضور نداشت. گیتس دستورالعمل‌های محصولات اولیه مایکروسافت را به صورت بسیار فنی خودش نوشت. اما جابز که بازاریاب متولد شده بود،با اتکا بر همکارش استیو وزنیاک توانست اولین کامپیوتر اپل را بوجود آورد. گیتس همیشه سرگروه درس‌خوان‌ها بود. اما جابز از همان آغاز مودب و فهمیده بود. گیتس مقیاس و اهرم‌بندی می‌دانست؛ جابز سبک و پیام را بلد بود. ( نقش جابز که شخصیت بسیار کاریزماتیک‌تری داشت، توسط نوآ ویلی و اشتون کوچر بازی شده است. ) گیتس و جابز به دو قطب مخالف انقلاب به سرعت در حال رشد کامپیوتر تبدیل شدند.

بزرگترین رقبای کسب‌ و کاری در طول تاریخ

بالاتر از آن، این رقیبان کسب و کار را بلد بودند، بدون هیچ‌گونه آموزش رسمی از ترازنامه و صورت سود و زیان و غیره. در واقع، هیچ‌کدام از دانشگاه فارغ التحصیل نشدند. با این حال هر دو به صورت عجیبی در درآوردن پول و چگونگی استفاده آن در رقابت باهوش بودند.

در دو دهه اول رقابت باتوجه به افزایش استفاده از ویندوز  به عنوان سیستم عامل پیش‌فرض در جهان، گیتس جلوتر بود.اما در نهایت در سال 1997 جابز از سرمایه گذاری 150میلیون دلاری گیتس هنگامی که اپل با مرگ دست و پنجه نرم می‌کرد استقبال کرد. اما جابز در طول 15 سال گذشته از عمر خود بروی قسمت ماورای کامپیوتر شخصی بازار یعنی پخش موسیقی، گوشیهای هوشمند، و تبلت مسلط بوده است.

جابز مشکل اساسی مایکروسافت را فقدان ذوق و سلیقه می‌دانست و گیتس اپل را که یکی از بزرگترین دستاوردهای جابز  است با جمله "بد نیست" توصیف می‌کند. آن‌ها سال‌ها قبل از مرگ جابز باهم روابط دوستانه‌ای داشتند. آن دو که برای مدت طولانی باهم جنگیده بودند بهتر از هر کس دیگری می‌دانستند که دیگری چه موفقیتی بدست آورده است.

برنده: استیو جابز

6.    بوئینگ و ایرباس (Boeing vs. Airbus)

این داستان فقط در مورد هواپیما نیست. صنعت 160 میلیاردی حمل و نقل هوایی اگر از غرور ملی بگذریم برای اقتصاد ملی و مشاغل هزاران نفر ضرروری و اساسی است.

بزرگترین رقبای کسب‌ و کاری در طول تاریخ

در ابتدا بوئینگ بر بازار مسلط بود، اما ایرباس که یک شرکت تابعه از غول دفاع فرانسوی آلمانی EADS است در سال 2003 پیشی گرفت. از آن زمان به بعد تنشهای سیاسی بسیار زیاد شد و هردو طرف به انتشار بیانیه و نوشته‌هایی در مورد خلاف و غیرقانونی بودن کارهای دیگری پرداختند.

هر دو طرف از این کارها هدف دارند. یک نشت خبری در سال 2011 یک نامه شخصی را از جورج بوش به ملک عبدالله پادشاه عربستان سعودی نشان می‌دهد که از او درخواست خرید جت بوئینگ را داشت. و ایرباس میلیاردها دلار یارانه دریافت کرد.

7.    مک‌دونالد و برگرکینگ (McDonald vs. Burger King)

ری کراک بنیانگذار شرکت مک‌دونالد شدت رقابت در کسب‌وکار فست‌فود را در گفته‌ای در مورد رقیبان خود نشان داد: " اگر آنها درحال غرق شدن باشند خودم آنها به زیر آب هل می‌دهم". در صنعت فست‌فود، هیچ دو برندی به اندازه مک‌دونالد و برگرکینگ بر سر وفاداری مشتریان جنگ نداشته‌اند. این رقابت به اواسط قرن 20 زمانی که هر دو شرکت در صحنه ملی ظاهر شدند و بر سر قلمرو و فرانشیز می‌جنگیدند آغاز شد.

کسب‌وکار برگر درمورد خوردن و شکم است، در نتیجه راههای بسیاری برای نوآوری وجود دارد. بنابراین کپی کردن ایدههای رقبا حرکتی همیشگی و استاندارد است. برای مثال ساندویچ بیگ‌مک مک‌دونالد در سال 1968 برای پرخورها ایجاد شد. برگرکینگ زمانی که دید نمی‌تواند با همبرگر 15سنتی مک‌دونالد رقابت کند تصمیم گرفت برگر بزرگتری را به قیمت 37 سنت بفروشد.

بزرگترین رقبای کسب‌ و کاری در طول تاریخ

اما در سال 1982 برگرکینگ پس ازپخش کمپین تبلیغاتی که ادعا می‌کرد مشتریان ساندویچ‌های بزرگ مک‌دونالد و وندی را ترجیح می‌دهند جنگ تمام عیار را اعلام کرد. هر دو فست‌فود زنجیره‌ای برای تبلیغات نادرست و گمراه‌کننده تحت پیگرد قانونی قرار گرفتند. برگرکینگ در سال 1997به دوران طلایی خود بازگشت، این بار با شعار "طعمی بهتر از مک‌دونالد" و مک‌دونالد دوباره با کمپین تبلیغاتی خود عقب ماند.

این رقابت داغ با رفت و آمد زیاد مدیران و مالکان سرد شد و به مک‌دونالد در پیشی گرفتن کمک کرد. در سال 2011، برای اولین بار در تاریخ، وندی از برگرکینگ پیشی گرفت و در رتبه دوم فروش برگر قرار گرفت. اندرو اسمیت که مدرس تاریخ غذا در دانشگاه است می‌گوید:"در آمریکا مک‌دونالد برنده است". اما برگرکینگ نیز هنوز از رقابت خارج نشده است: در ماه فوریه این فست‌فود زنجیره‌ای وارد آخرین نبرد فست‌فودی یعنی جنگهای قهوه شد و اعلام کرد یک خط تولید از نوشیدنیهای دارای قهوه را در یک همکاری با استارباکس که بهترین نام تجاری قهوه در سیاتل است را آغاز کرده است.

برنده: مک‌دونالد

8.    ونیز و ژنو (Venice vs. Genoa)

ایتالیا که اقتصادی دریایی و بندری دارد بسیاری از واژگان آشنای دنیای کسب و کار را ابداع کرده است. یک از این اولین‌ مفاهیم معافیت‌های مالیاتی بود. ونیز و ژنو دوران فئودالی را از سرگذراندند زیرا زمین مورد نیاز برای تولید مازاد را نداشتند، ونیز در میان یک مرداب است و ژنو در میان کوه‌ها قرار گرفته است. اما آنها در نقطه بسیار خوبی برای تجارت قرار گرفته‌اند. آنها با فرستادن نیروهای دریایی خود به کشورها برای دفع مهاجمان، موفق به کسب امتیازات ویژه برای تجارت بدون پرداخت تعرفه شدند.

در اواخر قرن دوازدهم، این شرایط باعث پیشرفت و رونق شگفت‌آور آن‌ها شد که باعث افزایش دشمنی بین آن‌ها نیز گردید. برای ایجاد درآمد به منظور ساختن و آماده کردن کشتی، خدمه و بار، تاجران ایده فروش سهام در پروژههای خود را ایجاد کردند. برای از بین بردن ریسک آن نیز بیمه دریایی اختراع شد.

تقاضای کشتی موجب توسعه بزرگترین کارخانه اروپا قبل از انقلاب صنعتی در آرسنال ونیز شد. تولیدکنندگان انبوه در یک خط مونتاژ با استفاده از قطعات استاندارد کشتی‌ها را می‌ساختند- گفته می‌شود که آنها می‌توانستند در یک روز یک کشتی بادبانی را بسازند. ( حتی دانته در کتاب اینفرنو می‌گوید که این کشتی‌ها جواهرتراشی نیز می‌شدند).

در نهایت، برای اینکه سوابق به طور روشن حفظ شود، اختراع بسیار خوبی ایجاد شد: سیستم حسابداری دوبل. گوته در گفته‌ای مشهور می‌گوید " حسابداری دوبل یکی از زیباترین اکتشافات روح انسان است". بدون مفاهیم بدهکار و بستانکار و ترازنامه، سرمایه‌داری مدرن هرگز ممکن نبود.

برنده: ونیز

9.    اچ‌پی و آی‌بی‌ام (HP vs. IBM)

پیروزی هیولت پاکارد بر آی‌بی‌ام کاملا شیرین نبوده است. در سال 2006 هیولت پاکارد در درآمد از آی‌بی‌ام پیشی گرفت، چیزی که تاکنون نیز آن را حفظ کرده است. اما درآمد تنها معیار موفقیت نیست. از اولین روزهای تکنولوژی اطلاعات این دو  قطب متضاد بوده‌اند.

بزرگترین رقبای کسب‌ و کاری در طول تاریخ

اچ‌پی تا به حال مدیران اجرائی بیشتری در یک دهه از زمان پایان سلطنت خانواده واتسون داشته است. آی‌بی‌ام برنامه‌های پنج ساله دارد در حالی که اچ‌پی به حرکتهای تهاجمی علاقه دارد.

برنده: آی بی ام

منبع: مجله درگی

جمعه 14 شهریور 1393

برندهای برتر

نویسنده: Laura   طبقه بندی: فکر اقتصادی، کارآفرینی ، 

کی از برندهای نوپا که طی سالیان اخیر عملکردی مطلوب در حوزه ساعت و ارائه محصولات لوکس داشته «ولبرِی» نام دارد. این برند در سال 2009 از تعامل طراحی ایتالیایی و مهندسی فرانسوی شکل گرفته است.

تعامل طراحی ایتالیایی و مهندسی فرانسوی

بنا بر یک رسم دیرین، نام ساعت با کشور سوییس همراه و دلنشین است، به ویژه اگر صحبت از برندهای لوکس و صاحب نام در این حوزه باشد، حرف اول و آخر را سوییسی ها و تولیدات خاص آنها می زند اما چند سالی است که حرکتی آرام و البته پیوسته در دنیای ساعت جریان دارد تا معادلات موجود را کمی دچار تغییر و تحول کند، هر چند که مسیری طولانی پیش رو قرار دارد.

یکی از برندهای نوپا که طی سالیان اخیر عملکردی مطلوب در حوزه ساعت و ارائه محصولات لوکس داشته «ولبرِی» نام دارد. به گزارش پول نیوز، این برنددر سال 2009 از تعامل طارحی ایتالیایی و مهندسی فرانسوی شکل گرفته است.

تعامل طراحی ایتالیایی و مهندسی فرانسوی

ولبری حاصل تلاش دو انسان پرشور و علاقه مند به دنیای ساعت است و بهانه ای بوده تا این دو تمام تجربیات و آرمان های خود را در تولید یک محصول لوکس و بی نقص به اشتراک بگذارند.

کوم دو ولبری در سال 1980 در شهر پاریس (فرانسه) متولد شد و از همان سال های کودکی علاقه خود را به مکانیک، خودرو و هواپیما نشان داد. پس از دریافت دیپلم به کشور سوییس رفت تا در دانشگاه پلی تکنیک فدرال لوزان به ادامه تحصیل در حوزه مورد علاقه خود بپردازد.

تعامل طراحی ایتالیایی و مهندسی فرانسوی

لوزان مکنی برای بروز استعدادهای ولبری بود. او با نمره عالی از دانشکده مهندسی فارغ التحصیل شد و شانس حضور در مجموعه کارتیه را به دست آورد. در آنجا بود که ولبری با دنیای ساعت و عالی ترین سطح تولید این وسیله محبوب بیشتر آشنایی یافت.

اما این موفقیت ها برای ولبری کافی نبود و پس از مدتی به آمریکا رفت تا مهارت های خود را در دانشگاه هاروارد تکمیل کند. در این زمان بود که ولبری خود را برای تحقق رویاهایش آماده تر یافته و تصمیم بر راه اندازی برند شخصی در دنیای ساعت گرفت.

نخستین اقدام ولابری برای راه اندازی برندی که بتواند در میدان رقابت جهانی حضور داشته باشد، تشکیل یک تیم قدرتمند بود. از این رو وی تلاش کرد تا همکاری خود را با اولگا کورسینی را به عنوان یک طراح نامدار و شریکی مناسب آغاز کند.

تعامل طراحی ایتالیایی و مهندسی فرانسوی

ولبری و کورسینی تیمی بسیار موفق را تشکیل داده و این دو در کنار یکدیگر حرکت به سمت راه اندازی برند «ولبری» را آغاز کردند. اولگا کورسینی متولد 1979 در شهر فلورانس (ایتالیا) است.

وی تحصیلات تخصصی خود را در حوزه طراحی جواهرات به پایان رسانده و سابقه همکاری جدی با برندهای مطرح جهان مد همچون بولگاری و گوچی را داشته است. طراحی متفاوت، مهندسی دقیق و استفاده از بهترین مواد اولیه، «ولبرِی» را به سمت حضور در میان برترین های جهان ساعت سوق می دهد.



گروه چینی علی‌بابا قرار است در ماه آینده میلادی سهام خود را به صورت عمومی در بازار نیویورک عرضه کند. در این صورت رقابت بین این دو شرکت بیشتر از پیش خواهد شد.

گروه علی‌بابا در چین، به مرور زمان کم‌کم به تهدیدی بزرگ برای فروشگاه اینترنتی آمازون تبدیل می‌شود.

گروه علی‌بابا یک گروه بازرگانی خصوصی است که توسط گروه هانگژو در سال 1999 تأسیس شد.

گروه علی‌بابا در واقع یک پورتال تجارت الکترونیک است که برای معاملات تجاری و خرید آنلاین در چین فعالیت می‌کند.

علاوه بر این علی‌بابا یک موتور جستجوی اقلام و کالا نیز بوده که خدمات پردازش ابری را نیز ارائه می‌کند. در سال 2012 دو تا از پورتال‌های علی‌بابا شاهد فروش 1.1 تریلیون یوان (170 میلیارد دلار) بوده‌اند که از رقبای خود یعنی eBay و آمازون درمجموع نیز بیشتر بوده است.

این غول بزرگ تجارت الکترونیک که مقر کنونی آن در چین است انتظار می‌رود که در اواخر ماه آینده میلادی سهام خود را به‌صورت عمومی باارزش بیش از 150 میلیارد دلار وارد بورس کند.

در حال حاضر حدود 80 درصد از معاملات تجاری و بازرگانی آنلاین در چین از طریق وب‌سایت گروه علی‌بابا انجام می‌شود و این آمار روز به روز در حال افزایش است. با این حال درآمد علی‌بابا در مقایسه با رقیب آمریکایی خود یعنی آمازون به مراتب کمتر است.

در ادامه مطلب به مقایسه این دو رقیب بزرگ در بازار تجارت و خرید و فروش الکترونیکی در قالب اینفوگراف خواهیم پرداخت.



علی‌بابا پیروز می‌شود یا آمازون؟/رقابت غول‌های دنیای تجارت الکترونیک

شرکت «ایکیا» یکی از بزرگترین شرکت های خصوصی در دنیاست که در 37 کشور جهان بیش از 300 شعبه دارد و 120 هزار کارمند استخدام کرده است. درآمد سالانه این شرکت بیش از 28 میلیارد دلار برآورد شده است. موسس این شرکت «اینگوار کامپراد» (Ingvar Komprad) هشتاد و هشت ساله، بازرگان و کارآفرین سوئدی است.

مطلب پیش رو، خلاصه ای از مجموعه تلاش های این فرد است که کار خود را از پنج سالگی و با فروش کبریت با دوچرخه آغاز کرد و هم اکنون در زمره ثروتمندترین انسان های جهان قرار گرفته است.

«اینگوار کامپراد» در 30 مارچ سال 1926 در یک منطقه روستایی دیده به جهان گشود. «مزرعه اینگوار» در «المتارید» (Elmatryd) واقع در استان «اسمالاند» سوئد قرار داشت. پدربزرگ و مادربزرگ پدری وی آلمانی بودند اما همراه با خانواده به سوئد مهاجرت کرده بودند.

این شخص، کار تجارت را از همان دوران کودکی آغاز کرد؛ یعنی او با دوچرخه به همسایه ها کبریت می فروخت. در آن زمان او با خودش فکر کرد که می تواند کبریت ها را به تعداد زیاد و یکجا از استکهلم بخرد و سپس دانه دانه آنها را با قیمت پایین تر بفروشد که در این صورت سود خوبی نصیبش می شد.

او این کار را به فروش ماهی، تزئینات درخت کریسمس، بذر گیاهان و بعدها خودکار و مداد گسترش داد؛ حتی خودش می گوید که در مدرسه نیز به فکر فروش مداد و خودکار به همکلاسی هایش بود و از این راه نیز پول خوبی کسب می کرد.

اینگوار کامپراد، خالق شگفتی های ساده

در سال 1943 در حالی که هفده ساله بود و به خوبی شرایط بازار آن روز را درک می کرد، فروشگاه کوچکی تاسیس کرد؛ سپس در سال 1948، تجارتش را گسترش داد و مبلمان و لوازم منزل را نیز به خط فروش خود اضافه کرد. تجارت او بیشتر بر پایه سفارش های پستی بود. تقاضا برای محصولاتی از قبیل تختخواب، صندلی و میزهای «ایکیا» که همه با برچسب منحصر به فرد «خودتان سرِهم کنید» عرضه می شدند، سبب شد تا «ایکیا» به بزرگترین خرده فروش اسباب و اثاثیه منزل تبدیل شود.

واژه اختصاری «ایکیا» از اولین حروف نام و نام خانوادگی او به همراه اولین حرف واژه «المتارید»، نام زادگاهش، و نیز «آگونارید»، روستای نزدیک زادگاهش، گرفته شده است.

این شرکت در ابتدا محصولاتی چون خودکار، کیف پول، قاب عکس، رومیزی و ساعت می فروخت؛ سپس در دهه 1960 فروشگاهی در نروژ و دانمارک تاسیس کرد تا برای اولین بار کسب و کارش را خارج از سوئد گسترش داده باشد.

در سال 1974 این شرکت برای اولین بار به فروش مبلمان خانگی پرداخت و در همین سال بود که «اینگوار کامپراد» کسب و کار خود را از مرز قاره ها عبور داد و تا استرالیا هم پیش رفت. این روند ادامه داشت تا اینکه در سال 1987 به بازارهای آمریکا و انگلیس هم وارد شد و آنقدر ادامه داد تا امروز حدود 300 شعبه در 36 کشور دنیا برند «ایکیا» را عرضه می کنند. در سال مالی 2012، درآمد این شرکت به 36.7 میلیارد دلار و سود آن به 4.2 میلیارد دلار رسید.

در ژوئن سال 2013، اینگوار کامپراد از مدیریت عملیاتی «ایکیا» در سوئد استعفا داد و پسر کوچکترش، ماتیاس کامپراد، مدیریت این شرکت را برعهده گرفت. ماتیاس نیز به تازگی در سمت مدیر مستقیم شرکت مشغول به کار است. کامپراد در متن استعفانامه خود چنین نوشت: «اکنون زمان مناسبی فرا رسیده است که ریاست گروه «ایکیا» را رها کنم. با این کار، یک گام بزرگ دیگر در راستای تغییر نسل برمی داریم؛ تغییری که تا چند سال آینده شاهد آن خواهیم بود.»

می گویند وقتی کامپراد برای کارکنان «ایکیا» در شعب مختلف سخنرانی می کند، همواره مدیریت را در قالب مثال به دیگران ارائه می دهد و راهکارهای مدیریتی خودش را به عنوان یک مثال زنده به آنها منتقل می کند. در هواپیما همیشه در قسمت اکونومی یا ارزان ترین قسمت می نشیند و اگر بخواهد با قطار به مسافرت برود، حتما کوپه درجه دو را انتخاب می کند؛ او هیچ وقت ساکن هتل های گران قیمت نمی شود و نگرش حاکم بر شرکت که همان سادگی است، در تمام زندگی اش سایه افکنده است.

او همیشه به کارمندان شرکتش توصیه می کند که از پشت و روی یک کاغذ سفید برای نوشتن استفاده کنند. هر چای کیسه ای را چند بار در آب جوش قرار می دهد و می گوید وقتی به رستوران می رود، نمک و فلفل های بسته بندی شده در کاغذ را برمی دارد تا بعد از آنها استفاده کند؛ ضمنا می گویند هر وقت بخواهد یک وعده غذای ارزان قیمت بخورد، حتما سری به «ایکیا» می زند.

معروف است که خرید تمام کاغذهای رنگی و کادوهای کریسمس را به زمان حراج قبل از کریسمس موکول می کند. این شرکت همچنان آوازه اش را در زمینه کنترل قیمت، گسترش های عملیاتی و توسعه مداوم کالاها حفظ کرده است تا جایی که از سال 2000 تا سال 2010 توانست قیمت کالاهایش را به طور متوسط 2 تا 3 درصد پایین تر بیاورد.

او در یکی از کتاب هایش، فلسفه اجتماعی خود را بدین ترتیب شرح می دهد: «فقط به خاطر هزینه های بالا نیست که من و خانواده ام از اقامت در هتل های بسیار لوکس و مجلل دوری می کنیم. ما نیازی به اتومبیل های مدل بالا، عناوین دهن پر کن یا دیگر نشان های تشخص نداریم. ما تنها به توانمندی و قدرت اراده مان متکی هستیم!»

او هم اکنون یک ویلا در سوییس، یک بنگاه معاملات املاک در سوئد و یک باغ انگور بزرگ در «پراوانس» فرانسه دارد؛ علاوه بر این، کامپراد سال های متمادی است که سوار یک پورشه مدل پایین می شود.

شعار «ایکیا» این است: «سادگی»، «کارایی»، «زیبایی». محصولات این شرکت به واسطه ارزانی و کیفیت خوب و مناسب آن شهرت جهانی دارند. کامیراد معتقد است که هدف شرکت تنها ارتقای کیفیت زندگی مردم نیست؛ بلکه تعالی بخشیدن به خود مردم است. اینکه مردم بتوانند خودشان مبلمان را سر هم کنند، کفایت و عزت نفس را به آنها هدیه می دهد.

بسته بندی محصولات این شرکت همگی به صورت بسته بندی مسطح هستند؛ یعنی نیاز به مونتاژ شدن و سر هم کردن دارند. این موضوع سبب می شود تا هزینه های حمل و نقل کاهش پیدا کند و هزینه های انبارداری کم شود.

اینگوار کامپراد، خالق شگفتی های ساده

طراحی محصولات «ایکیا» یکی دیگر از مزایای محصولات این شرکت است. این شرکت با داشتن طراحان بسیار زبده و خلاق، محصولاتی را طراحی می کند که بیشترین سازگاری را با نیازهای مشتریان داشته و به تمامی جزییات آنها فکر شده باشد؛ بدین ترتیب، «ایکیا» مدل کسب و کار قدیمی و سنتی را دگرگون کرد. صاحب نظران در کتاب «راز موفقیت ایکیا»، تفاوت میان کار «ایکیا» با دیگر شرکت های سنتی را در این موارد می دانند:

- در صنعت مبلمان، طراحی ها بسیار سنتی بود؛ اما «ایکیا» یک سبک بسیار نو و مدرن ارائه کرده است.

- این شرکت زمانی راحتی و آسایش کل اعضای خانواده از جمله کودکان را در نظر گرفت که دیگر کارخانه ها فقط به سالمندان می اندیشیدند.

- مبلمان ها در فروشگاه های کوچک عرضه می شدند ولی «ایکیا» یک فروشگاه بزرگ را همراه با دیگر لوازم منزل به این کار اختصاص داد.

- مبلمان ها فقط در مراکز شهر عرضه می شدند؛ اما «ایکیا» فروشگاهی بزرگ در خارج از شهر است که حتی هزینه ای برای پارکینگ از بازدیدکنندگان دریافت نمی کند.

- این برند، مدل سلف سرویس را ارائه کرد؛ در حالی که قبلا چنین مدلی وجود نداشت.

- شرکت های دیگر در زمینه مبلمان، کالاهای خود را از طریق آگهی و تبلیغات به دیگران معرفی می کردند اما «ایکیا» از طریق چاپ و توزیع کاتالوگ کالاهای خود در درب منازل متقاضیان، اقدام به بازاریابی و معرفی خود می کند.

اکثر فعالان صنعت مبلمان، محصولات آماده و مونتاژ شده ای را ارائه می دهند اما همانطور که پیش تر نیز اشاره شد، «ایکیا» مبلمان را به شکل قطعه قطعه و بسته بندی مسطح ارائه می دهد و خود خریدار آن را مونتاژ می کند. ایده این کار در سال 1956 و زمانی در ذهن اینگوار جرقه زد که یکی از کارگرانش برای آنکه بتواند میز یکی از مشتریان را در صندوق عقب اتومبیل جای بدهد، پایه آن را بیرون آورد تا دوباره خودش در خانه جا بیندازد.

منبع: مجله سیب سبز

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :