برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

برای نخستین بار در تاریخ سفرهای فضایی، مشعل بازی‌های المپیک زمستانی 2014 در یک پیاده‌روی فضایی توسط دو کیهان نورد روس مستقر در خارج از ایستگاه فضایی بین‌المللی (ISS) حمل شد.

این مشعل در تاریخ هفتم فوریه (18 بهمن) برای روشن کردن مشعل اصلی استادیوم سوچی مورد استفاده قرار خواهد گرفت.























































عکس هایی از معادن زیبای نمک در نقاط مختلف جهان.
مجموعه ای از زیباترین معادن نمک در نقاط مختلف دنیا را می بینیم. / خبرآنلاین
منطقه آتشفشانی دالول در اتیوپی که واقعا منحصربفرد است


کوزکو در پرو و 3 هزار استخر تولید نمک


پرو و معدن نمک ماراس ، تولید نمک به تمدن قبل از اینکاها می رسد


منطقه آتشفشانی دالول در اتیوپی که واقعا منحصربفرد است


آبشار نمکی در نمکون در کلمبیا


معادن نمک آتاکاما در بیابان شمالی شیلی


معدن نمک در آسه در رملینگن در آلمان


معدن نمک ویلیژکا در لهستان


معدن ریو دامپیر در هدلند در پرث


داناکیل در اتیوپی و گله شتری که در تصویر دیده می شود


نمکون، توریستی ترین منطقه نمکی در کلمبیا و قلب زیبای نمکی وسط آن

تلفیقی از فرهنگ های ایتالیایی، فرانسوی و آلمانی با اندکی از هویت نیرومند سوئیسی، باعث می شود که بخواهید به این مقصد جذاب و شگفت انگیز گردشگری سفر کنید. این کشور اروپایی بخاطر شهرهای زیبا، تفریح اسکی و مناظر چشم نواز کوهستان هایش معروف است. هایدی را تصور کنید که در مراتع کوه های آلپ می دود. با ما همراه باشید تا زیباترین مکان های سوئیس را به شما معرفی کنیم...



لوسرن و دریاچه لوسرن (Lucerne and Lake Lucerne)

لوسرن شهری در سوئیس است که پر از میادین سنتی، بناهای تاریخی، نماهای رنگ شده و خیابان های باریک و پر از فروشگاه های کالاهای سنتی است. این شهر بخاطر پل های قرون وسطایی که به خوبی محافظت شده اند نیز معروف است که یکی از آنها قدمتی تا سال 1333 دارد. حتماً از دریاچه لوسرن هم بازدید کنید. این دریاچه، دریاچه ای بزرگ و با شکلی عجیب است که در میان کوه های سر به فلک کشیده قرار گرفته است و اغلب آن را به آبدره های مشهور نروژ تشبیه می کنند.




پارک ملی سوئیس (Swiss National Park)

سوئیس فقط یک پارک ملی دارد، ولی این پارک بسیار منحصر بفرد است. پارک ملی سوئیس بخشی از ذخیره زیست کره یونسکو است و پر از چشم اندازهای زیبا، حیات وحش و 80 کیلومتر مسیری است که بازدیدکنندگان می توانند از طریق این مسیر محیط زیست آلپی محافظت شده را مشاهده کنند. رودهای فیروزه ای وحشی و خروشان، قله های پرشکوه و جنگل های انبوه آلپ مکان هایی هستند که باید انتظار دیدنشان را داشته باشید.




قصر شیلون (Chateau de Chillon)

دریاچه ژنو یکی از زیباترین و معروف ترین دریاچه های دنیا است و اگر می خواهید مانند قصه های پریان، یکی از زیباترین مناظر قصرهای کنار آب را مشاهده کنید، به قصر شیلون بروید. این قصر که در واقع قلعه ای قرون وسطایی است، کنار دریاچه ژنو و روی جزیره ای صخره ای قرار گرفته است و چشم اندازهای شگفت انگیزی هم بیرون و هم در درون قلعه دارد. بیش از هزار سال تاریخ را بصورت دست نخورده ای می توان در این قلعه مشاهده کرد و ساختمان آن به نقاشی های هنرمندان و آثار نویسندگان متعددی همچون ژان ژاک روسو و لرد بایرون الهام بخشیده است. خودتان باید آن را ببینید تا دلیلش را متوجه شوید.




زرمات و ماترهورن (Zermatt and the Matterhorn)

زرمات یک دهکده آلپی بدون خودرو است که هم بخاطر زیبایی کارت پستالی اش معروف است و هم بخاطر نزدیک بودنش به ماترهورن محبوب است. شیب های تند این کوه معروف زمانی کوهنوردان را می ترساند. پس از اولین تلاش موفق در سال 1865 و فتح آن، کوهنوردان شجاع و جسور زیادی توانستند به این قله برسند. این ناحیه یکی از زیباترین جاذبه های سوئیس محسوب می شود و البته این چشم انداز زیبا قیمتی هم دارد: اقامت در زرمات یکی از گرانترین اقامت ها در این کشور محسوب می شود.




اپنزل (Appenzell)

این ناحیه زیبا در سوئیس، مکانی است که فرهنگ سنتی سوئیس هنوز زنده است. فقط 66 مایل مربع مساحت دارد، ولی پر از فرهنگ غنی است که در کشورهای دیگر آن را نمی یابید. این ناحیه در میان کوهستان های اطراف محصور شده و دهکده های خوش منظره روی تپه ها مانند نقطه هایی دیده می شوند و موسیقی بومی و رقص سنتی هنوز هم در این منطقه رواج دارد. حتماً پنیر اپنزلر که یکی از خوشمزه ترین پنیرهای دنیاست را باید بچشید!




شهر قدیمی برن (Bern Old Town)

شهرهای زیبای زیادی در سوئیس وجود دارد، ولی خیابان ها و کوچه های قرون وسطایی شهر قدیم برن، عنوان میراث جهانی یونسکو را بدست آورده اند. در این شهر قدیمی زمان به آهستگی سپری می شود و بومی ها اصلاً عجله ای برای انجام کارهایشان ندارند. در این شهر شما شاهد راهروهای سرپوشیده، آبنماهای جادویی، کوچه های سنگفرش شده و معماری سنتی خواهید بود که همه اینها در میان تپه ها و یخرود Aare قرار گرفته اند.




ونگن (Wengen)

ونگن نمونه ای کامل از یک دهکده آلپی است که کلبه های چوبی سنتی در شیب های دره لوتربرونن قرار گرفته اند. در این دهکده هیچ خودرویی وجود ندارد و با انواع و اقسام هتل هایی که در آن وجود دارد، تقریباً یک گردشگاه محسوب می شود. در زمستان ارتفاعات بالا و مناظر دل انگیز آن، جمعیت اسکی بازان را به خود جذب می کند و در این وقت سال آنقدر اسکی باز به این دهکده می آید که جمعیتش ده برابر می شود.




دریاچه اوسکینِن (Lake Oeschinen)

این دریاچه بکر از یخ های آب شده کوه های اطراف آب می خورد. منطقه ای زیبا و آرام که طبیعت دوستان می توانند در آن شنا کنند، کوه نوردی کنند و قایق رانی کنند. محیط اطراف این دریاچه هم بخاطر گیاهان و حیوانات – ارکیده، کوشاد، گل یخ و گوسفندان و گاوهای در حال چرا، معروف است.




اینترلاکن (Interlaken)

اینترلاکن شهری بین دو دریاچه آلپی است. خود این شهر جایی در لیست ما ندارد، ولی محیط پیرامون آن بسیار زیباست و ارزش بازدید را دارد. اینترلاکن در کوهپایه های زیباترین کوه های رشته کوه آلپ در کل سوئیس واقع شده است. مناظر آن نفس گیر است و کوه های اطراف پر از آبشار، دریاچه های یخی و مراتع سرسبز و انبوه آلپی است.




برینز (Brienz)

برینز یک دهکده سنتی واقع در وسط کوه های سر به فلک کشیده و درست در ساحل دریاچه نیلگون برینز است. به اینترلاکن نزدیک است و برای بازدید جای خوبی است. برای تجربه کمی رمانس به برونگاس (Brunngasse) سری بزنید که زمانی عنوان زیباترین خیابان اروپا را از آن خود کرده بود. در این منطقه اکثر خانه ها چوبی هستند و قدمت آنها به قرن هجدهم می رسد.

در استان چونگ چینگ چین، تیمی از غارنوردان متخصص و عکاسان به کاوش شبکه غار عظیمی که به نام “اِر وانگ دونگ” شناخته می شود، پرداخته اند.این مکان تا پیش از این توسط معدنکاران نیترات مورد استفاده قرار می گرفته، اما به طور کامل بررسی و کاوش درباره آن صورت نگرفته است.
یکی از نکات جالب توجه درباره اِر وانگ دونگ دارا بودن سامانه آب و هوایی داخلی مختص به خود بوده که موجب شگفتی کارشناسان شده است. در حقیقت، فضای این غار به اندازه ای بزرگ است که امکان تشکیل ابر و مه در آن وجود دارد. بر همین اساس، یکی از غارهای این مکان که اندازه آن برابر با ۵۱ هزار متر مربع است به نام “تالار نردبان ابری” شناخته می شود.

سه شنبه 21 آبان 1392

غار دست

نویسنده: نرگس فاضلی شکیب   طبقه بندی: وقایع و تصاویر تاریخی جذاب، گردشگری، 

"غار دست "در ریو واقع در استان کروز آرژانتین است . این غار 30هزار سال قدمت دارد و غاری استثنایی در زمینه هنر است . این نقاشی ها توسط جوامع شکارچی که حدود 9 تا 13 هزار سال پیش در این غار زندگی می کردند کشیده شده است. آنها از استخوانها چیزی شبیه به اسپری رنگ درست کرده بودند و برای کشیدن این نقاشی ها دور دست های خود را رنگ کرده اند ، از آنجایی که بیشتر این تصاویر مربوط به دست چپ است معلوم می شود کسانی که این نقاشی ها را کشیده اند راست دست بودند .


















تصاویر یکی از زیباترین باغ ها را می بینید که 400 سال است به یک شکل نگهداری می شود
این باغ در منطقه لیک دیستریک انگلستان واقع شده و نام آن لونژ هال است. این باغ بزرگترین و قدیمی ترین باغ تزئینی در جهان است که از زمان ملکه ویکتوریا در سال 1694 تاکنون با کمترین تغییر نگهداری می شود.
این باغ دارای بیش از یک صد درخت تزیین شده است که توسط 4 باغبان نگهداری می شود و هرساله تزیین و پیرایش درختان برای حفظ آنها به شکل اولیه شش ماه به طول می انجامد
تصاویر شکل فعلی وگذشته این باغ را از دیلی میل و سایت ویژه این باغ می بینید.



جان اسپایس، عکاس استرالیایی، بیش از 30 سال از عمر خود را صرف بررسی 85 غار در سراسر جهان کرده است و به اکتشافاتی مانند مقبره های باستانی و صدها خفاش که در یک غار تاریک زندگی می یافته
است

















کره خاکی که ما روی آن زندگی می کنیم سراسر از شگفتی است: جنگل ها، بیابان ها، یخ ها و دریاها. این ها همه مناظری هستند که هرکدام به تنهایی سرشار از زیبایی های خیره کننده ای هستند اما در این کره پر از شگفتی مکان هایی وجود دارند که با دیدنشان فکر می کنیم از جهانی دیگر وارد زندگی ما شده اند و متعلق به زمین نیستند.


صخره های موجی شکل در آمریکا:


صخره های موجی شکل با رنگ های متنوع و قوس و خمیدگی های منحصربفرد که دانشمندان عمر آن ها را بالغ بر ۱۹۰ میلیون سال تخمین زده اند.این صخره های منحصربفرد بخشی از بیابان صخره ای قرمز رنگی هستند که از دره های تنگ تشکیل شده است. صخره ها از جنس ماسه سنگ هستند و در ایالت متحده آمریکا در نزدیکی مرز آریزونا و یوتا واقع شده اند و دلیل تشکیل شان هم باران های مکرر و وزش بادهاست.

گودال عمیق آبی در Belize:


این گودال در مرکز آمریکای لاتین واقع شده و عمقش ۱۲۴ متر است. گودال بلیز در اواخر عصر یخبندان و در زمانی که سطح دریا بسیار پایین بوده با تجمع مرجان ها در طول زمانی بسیار طولانی بوجود آمده است.اکوسیستم این حفره مورد توجه بسیاری از دانشمندان و محققان قرار گرفته و البته گروه بسیار زیادی از ماجراجویان هم به این منطقه راهی شده اند که به همین دلیل این حفره آبی بزرگ به عنوان یکی از مقاصد برتر زیر آبی جهان شناخته می شود.

مجسمه سنگی فیل در ایالت نوادا آمریکا:




این کوه سنگی که تداعی گر پیکر یک فیل عظیم الجثه با خرطوم بلند است در پارک دره آتش در ایالت نوادا واقع شده و بر اثر گذر زمان تغییر شکل داده است.

دریاچه صورتی در استرالیا:




در قلب استرالیا دریاچه ای قرار دارد که رنگ آن کاملا صورتی ست. این دریاچه صورتی این روزها به یکی از عجیب ترین نقاط زمین تبدیل شده است و دانشمندان علت رنگ آن را وجود نوع خاصی جلبک در کف دریاچه می دانند.

دره مرگ در ایالت کالیفرنیا آمریکا:




سطح این دره بسیار هموار است و البته سنگ هایی نیز در آن وجود دارند که گاهی وزن آنها به ۳۰۰ کیلوگرم هم می رسد. نکته شگفت انگیز این است که این سنگ ها ثابت نیستند و با وجود وزن زیادشان به دلیل نامشخصی همیشه در کف دره در حرکتند!


منطقه Waiotapu در نیوزلند:




این منطقه میزبان یکی از عجیب ترین نقاط روی زمین است. جایی که استخرهای آبگرم در رنگ های مختلف وجود دارند. این استخرهای طبیعی که معروف به استخر شامپاین هستند قدمتشان به ۹۰۰ سال می رسد.درجه حرارت این استخرها تا ۷۴ درجه سانتی گراد هم می رسد و بخار آب جوش و حباب های سوزان و گاز دی اکسید کربن از سطح آنها خارج می شود. این استخرهای رنگانگ به علت وجود موادی مانند طلا، نقره، مس و آرسنیک به این رنگ ها در آمده اند.


سنگ های تخم مرغی نیوزلند:




این سنگ ها که در اندازه های بسیار بزرگ قرار دارند در دوره های پیشین در کف دریا بوده اند که البته به علت تغییرات شرایط زمین به شکل مرموزی خود را تا لبه کناری ساحل رسانده اند.

برج های Tufa در دریاچه Mono:



این منظره شگفت انگیز در کالیفرنیا مشاهده می شود و بر اثر واکنش های شیمیایی در دریاچه مونو شکل می گیرند. جنس برج های توفا از سنگ آهک است.

استخر سنگ زرد در پارک ملی آمریکا:



این پارک یکی از مراکز شگفت انگیز دنیاست که موارد خاص در آن زیاد دیده می شود. یکی از این موارد استخرهای آبی هستند که در رنگ های مختلف قرار دارند و دلیل اصلی آن نیز وجود جلبک ها و باکتری های متفاوت در آن است.

کاشاکاتووتنت در نیومکزیکو:




Kasha-katuwe tent جاییست که در آن صخره های قلمی فرسایش یافته ای وجود دارند که از گدازه های آتشفشانی طی ۶ تا ۷ میلیون سال تشکیل شده اند. درحالیکه صخره های تشکیل شده از نظر شکل مشابهند به لحاظ ارتفاع متفاوت هستند و تا ۳۰ متر هم می رسند.

بیابان سفید مصر:


اینجا اقامتگاه صخره های گچی بزرگیست که به دلیل وزیدن طوفان های شنی مکرر در این منطقه بوجود آمده اند. این بیابان بی حاصل با شکل های صخره ای عجیبش بیشتر شبیه منطقه ای روی کره ماه است تا بیابان.

روز مهر و ماه مهر و جشن فرخ مهرگان
مهر بیفزای ای نگار مهر چهر مهربان

بیست

مهرگان را شاید بتوان بزرگترین و ژرف‏ترین دستاورد فرهنگی ایرانیان باستان دانست. گرچه این جشن امروزه آنطور که باید در میان ایرانیان جایگاهی ندارد و در برابر نوروز بسیار مهجور است، اما در محافل تاریخی و در میان فرهنگ شناسان از اهمیت ویژه‏ای برخوردار است. صدها محقق و دانشمند از سراسر جهان با نوشتن هزاران مقاله، کتاب و رساله تحقیقی به آن پرداخته‏ اند.

بیست

به جرأت می‏توان گفت که تا کنون در مورد هیچ موضوع فرهنگی ایرانی به اندازه مهرگان تحقیق نشده، اما آنچه امروز از جامعه ایران و ایرانیان سراسر جهان می‏بینیم فراموشی و عدم آگاهی از این میراث کهن فرهنگی است. مهرگان را میتوان از زوایای مختلف بررسی کرد که در این مقاله می‏کوشیم پاره‏ای از ویژگی‏های طبیعی، اسطوره‏ای و دینی این جشن را مورد کنکاش قرار دهیم.

در روزگار هخامنشیان ایرانیان ساکن جنوب غربی فلات ایران، سال را به دو فصل تقسیم می‏کردند. زمستان بزرگ و تابستان بزرگ. در این راستا روز اول مهر که همزمان بود با آغاز پائیز و پایان فصل برداشت محصولات کشاورزی، مهرگان نامیده می‏شد. امروزه جشن خرمن که نشانی از این سنت کهن ایرانی است هنوز در گوشه و کنار دنیا دیده می‏شود، که از آن جمله می‏توان جشن خرمن در آلمان را مثال آورد. این جشن همراه با پایان برداشت محصول، همراه با نوشیدن آبجو برگزار می‏گردد همچنان که در ایران باستان این جشن با نوشیدن هوم (مشروب مقدس و مست کننده) همراه بوده است.

بیست


جشن مهرگان همانگونه که گفته شد در زمان هخامنشیان و شاید هم تا پایان دوره اشکانیان در روز اول مهر ماه برگزار می‏شد اما در دوره ساسانیان با افزایش قدرت مغان زرتشتی این جشن به مهر روز از ماه مهر زرتشتی برابر با شانزدهمین روز از هفتمین ماه زرتشتی و مطابق دهمین روز از مهر ماه خورشیدی منتقل گردیده، امروزه زرتشتیان در سراسر جهان مهرگان را در روز مهر از ماه مهر زرتشتی جشن می‏گیرند.

مهرگان به مانند نوروز، خوان یا سفره‏ای مخصوص به خود دارد. در این سفره که معمولأ بر پارچه‏ای به‏رنگ ارغوانی گسترده شده گلهای همیشه شکفته در کنار چند شاخه از درخت گز قرار می‏گیرد. سپس میوه‏های سرخ‏رنگ پائیزی همچون انگور، سیب، سنجد، انار و ترنج، در کنار خشکبارهائی چون انجیر، بادام، پسته، فندق، گردو، کنار، زالزالک، ازگیل، خرما، نخود‏چی و تخمه‏های بوداده چیده می‏شود. سپس مهمانان در حالیکه عمدتأ لباسهای ارغوانی به تن دارند ضمن روشن نمودن شمع، همراه با نوشیدن هوم تا صبحدم بهمراه موسیقی به رقص و پایکوبی می‏پردازند.

بیست

از دیگر سنن مهرگان نان مخصوص این جشن است. مهرگان نیز همچون نوروز که سبزی‏پلو به عنوان غذای سنتی آن مصرف می‏شود، نانی مخصوص به خود دارد که در طبخ آن از هفت غله گوناگون شامل گندم، جو، برنج، نخود، عدس، ماش و ارزن استفاده می‏شود.

در باره چگونگی پیدایش مهرگان دیدگاه‏های متفاوتی وجود دارد. اما آنچه مسلم است انتساب مهرگان به میترا، خدای باستانی اقوام هندواروپایی است. میترا که در روزگاران پیش از زرتشت، خدای خورشید، عدالت، عهد و پیمان و جنگ بود، پس از ظهور زرتشت ضمن حفظ مسئولیت به ایزد ناظر بر عهد و پیمان و عدالت تنزل مقام یافت. ولی همچنان در میان آریائیها و بویژه زرتشتیان از احترام خاصی برخوردار بود.

این ایزد(بغ) یا فرشته پس از ظهور زرتشت، روزی از روزهای ماه را به خود اختصاص داد و همچنین نام هفتمین ماه از ماه‏های زرتشتی منتسب به این ایزد است. در زمان ساسانیان با الهام از این فرشته، مهرگان نزد زرتشتیان اکرام دینی بیشتری یافت و اگر در گذشته صرفأ یک جشن طبیعی بود در این دوره بار مذهبی نیز به آن اضافه گردید

بیست

تأثیر این ایزد آریائی مرزهای جغرافیائی و دینی را در نوردید و نشان‏های بسیاری از خود در دیگر ادیان بر جای گذاشت. برای نمونه فرانس کومون پدر میترا شناسناسی نوین معتقد است شمار زیادی از مسیحیان، پیش از عیسی مسیح پیرو میترائیسم(آئین مهر) بودند که پس از پذیرش مسیحیت نیز همچنان سعی داشتند مراسم سنتی میترائی خود را بر پا دارند و چون برخی از مسیحیان این سنتها را آئین جاهلی و خرافی به جا مانده از دوران بربریت می‏دانستند، لذا به این سنتها رنگ و لعاب مسیحی داده برای نمونه روز تولد میترا را به روز تولد عیسی بدل کرده، روز کریسمس خواندند و با تغییراتی جزئی معابد میترایی را کلیساهای مسیحی نامیدند.

روایات تاریخی به یادگار مانده در باره جشن ویژه میترا(مهرگان) فردوسی در شاهنامه جشن مهرگان را منسوب به فریدون می‏داند. فریدون پس از پیروزی بر ضحاک در مهرگان تاجگذاری کرده و پادشاهی خود را آغاز مینماید.

فریدون چو شد بر جهان کامکار
ندانست جز خویشتن شهریار
به رسم کیان تاج و تخت مهی
بیاراست با کاخ شاهنشهی
به روز خجسته سر مهرماه
به سر بر نهاد آن کیانی کلاه

ابوریحان بیرونی در “التفهیم†در مورد مهرگان می گوید:
مهرگاه، شانزدهم روز است از مهرماه و نامش مهر، اندرین روز فریدون ظفر یافت بر بیوراسب جادو که معروف است به ضحاک، و به کوه دماوند باز داشت. و روزها که سپس مهرگان است همه جستند به کردار آنچه که از پس نوروز بود.

وی همچنین در “اآثارلباقیه†از قول سلمان فارسی میگوید:
ما در عهد زرتشتی بودن می‏گفتیم خداوند برای زینت بندگان خود یاقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بیرون آورد و فضل این دو روز بر روزهای دیگر مانند فضل یاقوت و زبرجد است بر دیگر جواهرات

بیست


مبارک بادتان یاران، که جشن مهرگان آمد
مبارک بادتان جشنی، کز عهد باستان آمد
چنان «هرمز فروردین»، شُکوه مهرگانی بین
که روز «مهر و ماه مهر»، جهانی شادمان آمد


اگر از عشق لبریزی، جهان پیر پاییزی
چنان ایام فروردین، به کام جان جوان آمد
بهاران گر بخندد گل، برقصد لاله با سنبل
کنون بنگر که هر داری، زِ باری سر گران آمد
بِه و سیبُ و انار اینک، زِ رنگین میوه‌ها، هر یک
چنان انگور زرینش، همه مینو نشان آمد
زِ هر سویی، «سرودی» خوش نوای چنگ و «رودی» خوش
سُرور و شُورِ بی‌پایان، زِ «جشن مهرگان» آمد


نگارا یاد دیرین کن، می اَندر جامِ زرین کن
که جشن مهرگانی با، شکوهی بی‌کران آمد
گواه عشق پاک ما،‌ پس از دادار بی‌همتا
سروش و رشن و مهر ایزد، ستوده ایزدان آمد
در آیین وَهِ یزدان، وفا بر عهد و هر پیمان
بُود مِهر اهورایی، که مِهرش؛ پاسبان آمد
میان زشت و زیبایی، میان عشق و رسوایی
شکوه فَر مَزدایی، از آن نیکوان آمد
نوید صبح پیروزی، امید روز بهروزی
به دل بِشکستگانِ شب، زِ مهر مهربان آمد

بیست


فُرو شد ظلم ضحاکی، به چاه ظلمت و خواری
فُروغ و فَرِ فریدون، بر اوج آسمان آمد
ز کاوه مرد آهنگر، دِرفش کاویانی فر
شکست اهرمن بنگر، که در بندی گران آمد
به پاس مهرگان آید، زِ هر آتشکده یک‌سر
نوای زند وافان و سُرود موبدان آمد
به بزمِ شاد دلداران، به یاد پیرِ می‌خواران
سَبوی می، گشوده سر، پُر از خون رَزان آمد
ز نوشانوش پی‌درپی، ز گرمی بخش جامِ می
رُخ پیمانه پیمایان، به رنگ ارغوان آمد


ز مهرای مهر مه‌رویان، به آهنگ خوش یاران
به شادی خیز و دست افشان، که فرخ مهرگان آمد
خوش این عشق و خوش این ایمان، خوش این آیین جاویدان
همیشه این‌چنین بادا، که جشنی جاودان آمد

دستین اسپارکز یک عکاس محبوب در استرالیاست که این عکس های پانوراما از طبیعت استرالیا را گرفته است. در این عکس ها مناظر زیبای اطراف استرالیا به نمایش گذاشته شده اند، برای گرفتن هر کدام از این عکس ها پژوهش زیادی انجام شده تا بهترین زاویه و نور در آن ها منعکس شود.دستین تاکنون برنده جایزه های زیادی در سطح بین المللی شده است، توانایی او بیشتر به خاطر عکاسی از طبیعت و زیبایی های آن می باشد.









روستای پالنگان رمان نانوشته و سرزمین ناشناخته‌ای است که برمی‌گردد به دل تاریخ. به زمان شاهان سامانی و صفویه، خاندان کلهر و اردلان‌ها، روزهایی که به تاریخ پیوسته اما آثار آن هرچند کم رنگ، اما هنوز انسان را به خود پیوند می‌دهد.

، اینجا نه مانند شمال نامدار است و نه مثل پایتخت پر اتفاق. ساده و صمیمی به رنگ مردمان بی‌پیرایه‌اش و همین دلیل خوبی برای سفر کردن و رفتن به دل مردمانش است.

روستای پالنگان در دهستان ژاوه‌رود، غرب کامیاران در دره تنگی‌ور در استان کردستان است. این روستا به گواه اهل فن قدمتی به درازی قبل از اسلام دارد. روستایی پلکانی که تا کنون چندین بار ویران شده و بار دیگر بنا شده است.

روستای فعلی با بیش از یک‌هزار نفر جمعیت در 2 کیلومتری پالنگان قدیم بنا شده و بیش از 500 سال قدمت دارد.

این روستا یکی از هفت روستای گردشگری استان کردستان است و چشمه‌ها و آبشارهای زیبا و دیدنیش به تنهایی می‌تواند بهانه‌ای برای سفر کردن به این دیار ناشناخته باشد.

روستایی با معماری ویژه پله‌کانی که همانند دیگر روستاهای پله‌کانی ایران مانند ماسوله، زنوزق و گایکان چشم‌انداز منحصر به فردی دارد.

ساکنین برای وجه تسمیه نام روستای پانگان دو معنی قائلند. نخست پالنگان در ابتدا پلنگان بوده به معنی زیستگاه پلنگ و دیگر آن که پال در زبان کردی و محلی به معنی تکیه دادن است.
قلعه پالنگان محل سکونت امرای کلهر

قلعه پالنگان از جمله آثار تاریخی و دیدنی این روستای تاریخی است که در فاصله 800 متری جنوب شرقی دره تنگی‌ور و در محل چشمه‌های پرآب قرار گرفته و هنوز آثار و بقایای اتاق‌ها، آتشکده‌ها و پل‌های قدیمی آن پابرجاست.

آثار و یادمان‌های برجای مانده از این قلعه شامل یک لنگه دروازه از یک تخته سنگ بزرگ و پل‌های ساخته شده بر روی رودخانه قدمت تاریخی پالنگان را به خوبی بیان می‌کند.

چنانچه در تحفه ناصری آمده است: "این قلعه مدت‌ها محل سکونت امرای کلهر بوده است که بعدها خاندان مشهور اردلان آن را جزو قلمرو و متصرفات خود قرار داد و بر استحکامات آن افزوده و بناهای رفیع از مسجد و دکان‌ها و غیره بر آن می افزایند".
از چگونگی و تاریخ ساخت قلعه پالنگان اطلاعی در دست نیست اما وجود آن قبل از حکمرانی، اردلان‌ها و حتی امرای کلهر مسلم است. در دوران حکومت اردلان‌ها بر کردستان چند قلعه موجود بوده است که در فصلی خاص مورد استفاده حکام وقت قرار گرفته‌اند، قلعه پالنگان در بهار میهماندار حکومتیان بوده است.

بر اساس شواهد این قلعه از زمان خسروخان اردلان در 594 هجری شمسی به تصرف خاندان اردلان درآمده و در سال 1066 هجری شمسی پس از حدود 472 سال میهمان‌داری حکام اردلان ویران می‌شود.
رودخانه تنگی‌ور

رودخانه خروشان تنگی‌ور که بخش اعظم آب خود را از چشمه‌ها که در فاصله 700 تا 800 متری جنوب شرقی آبادی قرار دارند تأمین می‌کند از میان آبادی می‌گذرد آن را به دو قسمت تقسیم کرده است. آب گوارا و خوش طعم این رودخانه بعد از گذر از آبادی در حدود 120 متری غرب پالنگان به رودخانه پرآب سیروان می‌پیوندد.

به واسطه خصوصیات آب رودخانه تنگی‌ور و این چشمه‌ها، بزرگ‌ترین مجتمع‌های پرورش ماهی در کنار این روستا ساخته شده است که بیشتر گردشگران را به سمت خود جذب می‌کند.

بافت سنتی پالنگان چشم‌انداز زیبایی دارد به گونه‌ای که رودخانه تنگی‌ور روستا را به دو قسمت تقسیم کرده است. خانه‌های پلکانی به صورت خشک‌چین الگو گرفته از دیگر روستاهای پلکانی کردستان در منطقه اورامانات بنا شده است.

مردمان این روستا بهار و تابستان را در «هوار» سپری می‌کنند. در هوار مردمان روستا به دامداری و کشاورزی مشغول می‌شوند تا اینکه آذوقه یک سال زندگی را تامین نمایند.




در موزه باستان‌شناسی و مردم‌شناسی دانشگاه پنسیلوانیا یکی از مشهوترین عکس‌ها مشهور به دو عاشق ایرانی است. عکس شمار ۹۷۴۸۲ این موزه هنوز هم یکی از تصاویر منحصر به فردی است که هر روز نظر خیلی‌ها را به خود جلب می‌کند؛ عشاق ایرانی،۸۰۰ سال پیش از میلاد مسیح.
سال ۱۳۵۱ باستان‌شناسانی که در تپه‌ حسنلو مشغول حفاری بودند خودشان هم چیزی را می‌دیدند باور نمی‌کردند. تیم مشترت تحقیقاتی ایران و ‌آمریکا به سرپرستی دکتر رابرت اچ دایسون ا مشغول تحقیقات در این تپه باستانی بودند که قبری را پیدا کردند. در قبری با قدمت حدود ۳ هزار سال اسکلت دو نفر در آغوش یکدیگر پیدا شد. در قبر به جز تخته سنگی که در بالای سر شخص سمت چپ قرار دارد هیچ شی دیگری وجود نداشت و از آن زمان آنها لقب «عشاق» را گرفتند.
از سال ۲۰۰۵ در موزه دانشگاه پنسلوانیا تیمی مشغول به فعالیت تنها برای انتشار نتیجه تحقیقات و گزارش‌های حفاری در تپه حسنلو هستند؛ تپه‌ای باستانی که قدمت آن به ۶ تا ۸ هزار قبل از میلاد می‌رسد. با‌گذشت سالها، در موزه دانشگاه پنسلوانیا تصویر عشاق ایرانی یکی از موارد مورد توجه است.

حسنلو؛ تپه‌ای پر از رمز و راز
تپهٔ حسنلو در ۷ کیلومتری شهر نقده قرار دارد. در 85 كیلومتری جنوب ارومیه در كنار جاده‌ای كه از ارومیه به نقده و اشنویه می‌رسد به فاصله ۳ کیلومتر از سمت چپ جاده این تپه نسبتاً بلند خودنمایی می‌کند.
تپه‌های باستانی زیادی پیرامون تپه حسنلو را فرا گرفته‌اند که نشان می‌دهد اقوام ساکن در حسنلو با اقوام ساکن در تپه‌های اطرافش از یک تیره بوده و با هم داد و ستد و رابطه داشته‌اند.



در سال ۱۳۳۴ هیات مشترک ایران و آمریکا به ریاست پروفسور رابرت دایسون در تپه حسنلو مشغول کاوش شدند. هر چند اکنون در دنیا «عشاق ایرانی» را بسیار می‌شناسند اما مشهورترین اثر باستانی یافت شده در این محل جام طلای حسنلو است که به عصر آهن تعلق داشته و در موزه ایران باستان نگهداری می شود. ۲۳ فروردین ماه سال ۱۳۳۷ هیئت مشترک ایران و آمریکا ضمن حفاری در این تپه موفق به کشف جام بزرگ طلای حسنلو شد. این جام در آغوش انسانی جای داشت که بر زمین افتاده بود و بر پشت او خنجری فرو کرده بودند. نقوش این جام متنوع بوده و دارای ارزش هنری بسیاری است.


جام استثنایی
جام طلای حسنلو یک اثر باستانی کم‌نظیر به حساب می‌آید که قدمتی قدمتی ۳۲۰۰ ساله دارد و احتمالا نقش مهمی در شکل‌گیری هنر دوره بعدی یعنی دوره مادها داشته‌است.
این اثر ۲۱ سانتی متر بلندی، ۲۵ سانتی متر قطر و ۹۵۰ گرم وزن دارد. بر روی جام نقش خدایگان سه گانه: خدای زمین، خدای آب و خدای خورشید حک شده‌است. نقش پهلوانی که با هیولا می‌جنگد، الهه‌ای ایستاده روی دو قوچ، نقش بدن انسان بر پشت یک پرنده و مطابقت صحنه‌ها با یک حماسه حوری از نقش‌های موجود بر روی این جام است. سازمان میراث فرهنگی برای اولین بار آن را در سال ۱۳۷۷ به نمایش عمومی گذاشت. این جام در زیر اسکلت یک مرد پیدا شد و به همین خاطر ، ضربه خورده و کج شده است. کارشناسان بر این باورند که این مرد با در دست داشتن جام در حال فرار از دست سپاه مهاجمان بوده، و چون در حال فرار جانش را از دست داده جام در زیر فشار بدنش ضربه خورده و کج شده است.


تیم ایران و آمریکا
دایسون که درجه دکترای خود را در سال ۱۹۶۶ از دانشگاه هاروارد گرفت اعتقاد دارد که ده دوره متمایز سکونت در تپه حسنلو وجود داشته است که قدیمی‌ترین آن حداقل به ۶ هزار سال قبل از میلاد بازمی‌گردد. مهمترین دوره سکونت در حسنلو همان دوره چهارم است. کلیه ساختمانهای یافت شده در حسنلو که از سنگ ساخته شده‌اند متعلق به دوره چهارم سکونت در حسنلو است. هیات مشترک ایران و آمریکا توانست اتاقهای متعددی با سالن‌های بزرگ در مرکز تپه کشف کند و دیوار دفاعی قلعه نظامی و دژ محکم این شهر را از زیر خاک بیرون آورد.




جام برنزی مربوط به هزارهٔ یکم پیش از میلاد کشف شده در حسنلو

در اتاق بزرگی که بنام ترانشه w ۲۹ در سال ۱۳۴۹ حفاری شد استخوانهای ۱۱ اسکلت بهم خورده و درهم و برهم وجود داشت. وضعیت و موقعیت قرار گرفتن اسکلتها روی زمین، مرگ غیرطبیعی آنها را کاملاً ثابت می‌کرد. در میان این اسکلت‌ها ۴ اسکلت بچه وجود داشت. مسیر افتادن اسکلتها با هم فرق داشت و دفن هیچکدام جهت معین و منظمی نداشت و به نظر می‌رسد که هنگام مرگ، آنها با دستپاچگی و در حین فرار به زمین افتاده و مرده‌اند. یکی از آثار یافت شده اسکلت یک زن است که دستش را به سوی کودکی دراز کرده تافرزندش را به آغوش بکشد اما مرگ به او مهلت نداده است. به عقیده باستان‌شناسان عاطفه مادری مانع آن شده بود که کودکش را بگذارد و خودش فرار کند. به احتمال بسیار قوی این اتاقها را آتش زده‌اند و هنگام ریزش تیرها و فرود آمدن سقفها ساکنین آنها با وحشت پا به فرار گذاشته‌اند ولی نتوانستند موفق شوند.



رابرت دایسون در زمان کشف جام زرین حسنلو

از سال 1980 شهر آلمریا در جنوب اسپانیا پایگاهی برای گلخانه ها محسوب
میشود. در هیچ جای دنیا این تعداد گلخانه در کنار هم نخواهید یافت. در این
منطقه 26 هزار متری روزانه چندین تن انواع سبزیجات و میوه مانند خیار ،
فلفل ، گوجه فرنگی و … تولید شده و به سراسر اروپا صادر میشود. سالانه
1.5 میلیون دلار سود نصیب کشاورزان این منطقه میشود. جالب اینجاست که که 35
سال قبل این منطقه یک تکه کویر خشک بوده و شاید کمتر کسی فکر میکرد بخش
بزرگی از میوه ها و سبزیجات اروپا را در آینده تامین کند. میزان بارش
سالانه در این منطقه تنها 200 میلیمتر در سال است و در طول سال دمای آن به
بیش از 45 درجه سانتیگراد میرسد.

جزایر سوکوترا مجمع‌الجزایری است که در اقیانوس هند، میان دو قارهٔ آسیا و آفریقا و در دهانهٔ خلیج عدن قرار دارد. این جزایر از آن کشور یمن است.
گمان می‌رود نام سوکوترا از واژهٔ سانسکریتی دویپا ساخادراوا به معنای جزیرهٔ شادکامی گرفته شده باشد. جزایر سوکوترا، زیست‌بومی بسته‌است، به همین دلیل گونه‌های جانوری و گیاهی منحصر به فردی دارد. نزدیک به یک سوم جانداران این جزایر، تنها در همانجا یافت می‌شوند. گونه‌ای درخت که به خون اژدها نامی است، در این منطقه فراوان دیده می‌شود.

















یکی از اختراعات بزرگ بشریت اختراع آسیاب های آبی بود. ولی امروزه کمتر آسیاب آبی باقی مانده را میتوان مشاهده کرد. یکی از بزرگترین آسیاب های بادی موجود که هنوز قابل دیدن است در روستای لکسی در ایرلند قرار گرفته است. تصاویری از این آسیاب آبی غولپیکر را در این آلبوم تاپ ناپ مشاهده میکنید.












دریاچه ارومیه در تابستان تفرجگاه مردم بسیاری از شهرهای شمال غرب کشور بود، در خطر نابودی قرار دارد. مردم برای شنا در آنجا که آب آن در عمیق ترین قسمت ها تا زانو می رسد، باید مسافت زیادی را در دریاچه پیاده روی کنند.



































پنجشنبه 24 مرداد 1392

پرتقال

نویسنده: نرگس فاضلی شکیب   طبقه بندی: وقایع و تصاویر تاریخی جذاب، گردشگری، 

کشور پرتغال با شهرهای مدرن و شیک و خط ساحلی شگفت انگیزش، وارد دوره جدیدی می شود. اگر به پرتغال سفر می کنید مکان های زیبای زیر را فراموش نکنید و حتماً از آنها بازدید کنید:

لیسبون (Lisbon)


لیسبون پایتخت کشور پرتغال شروع خوبی برای گردشگری است. نیمی از شهرت پایتخت های اروپا را همین شهر دارد و از لحاظ زیبایی و جاذبه هم چیزی کم ندارد. بیشتر جاذبه آن به تاریخ عمیق آن برمی گردد و از این لحاظ دومین شهر پس از آتن است. این شهر ترکیب زیبایی از قدیم و جدید است و ویژگی های باستانی جالبی نیز دارد. فروشگاه های آن همیشه شلوغ هستند. در این شهر از کلیساهای گوتیک، کافه های تاریخی، ترامواهای قدیمی و خطوط باریک کوچه پس کوچه های دوست داشتنی لیسبون دیدن کنید و رستوران ها و کافی شاپ ها را نیز امتحان کنید. این شهر روی یک سری تپه ساخته شده است و این یعنی شما در هر مکانی شاهد مناظر زیبا خواهید بود.





سینترا (Sintra)


شکارگاه محبوب لرد بایرون همین دهکده استثنائی است که پر از ساختمان های رنگی و معماری نفس گیر است. کاخ ها، برج ها و قصرهای رمانتیک و جنگلی انبوه و مه آلود همه بخشی از زیبایی این دهکده هستند. ساختمان ها و بناهای تاریخی و خانه های اربابی با محوطه های وسیع و ویژگی های دکوراتیو جالب هم از دیگر جاذبه های آن هستند.





پورتو (Porto)

شهر زیبای پورتو با دیوارهای قرن چهاردهمی، خیابان های بادگیر قرون وسطایی، خانه های رنگارنگ، برج ناقوس و کاشی های تزئینی چیزهای زیادی برای گردشگران دارد. زیر تاق های قصر ربیرا بنشینید و قاشق شناور بر رود را تماشا کنید. اغلب خانه ها در این منطقه تراس هایی با منظره آبهای آرام دارند. این مکان که میراث جهانی یونسکو نامیده شده است، ترکیبی از جذابیت دنیای باستان و فرهنگ و تمدن نوین است.





دره دورو (Douro Valley)


رود دورو از میان اسپانیا و پرتغال عبور می کند. این رود قبلاً رود خروشانی بود، ولی ساخت 8 سد بر روی آن روح ناآرامش را رام کرد و حالا رود آرامی است. زیبایی این منطقه محدود به آبهای آرام آن نیست، بلکه در اطراف آن تپه ها و زمین هایی از شکوفه های بادام وجود دارد و این منطقه واقعاً مکان زیبایی در کل دنیاست. این ناحیه در کل دست نخورده است و جاده ها از میان کوه ها می گذرند و قایق های تفریحی در آبها شناورند. دره دورو بخاطر تهیه و عرضه انگور به شرکت های پورت معروف است. در واقع انواع نام های مشهور را در تاکستان های روی تپه ها می توان دید.




اوبیدوس (Obidos)


این دهکده مستحکم در میان دژها، دهکده ای باستانی در استان استرمادورا است. در قرن سیزدهم، ایزابل ملکه پرتغال مسحور و شیفته دهکده اوبیدوس شده بود و از همسرش پادشاه دنیس اول خواست که این دهکده را به او هدیه دهد. این آغاز سنتی بود که شاهان پرتغالی این دهکده خوش منظره را برای ملکه های خود می خریدند و این رسم قرن ها ادامه یافت. اگر از این دهکده دیدن کنید متوجه می شوید چرا ملکه ایزابل عاشقش شد.





کاسکیس (Cascais)

کاسکیس که یک دهکده ماهیگیری کوچک بود حالا تبدیل به گردشگاه ساحلی شیکی شده است که بخاطر سواحل باشکوه، شور شبانه، ورزش های آبی و گردش های ماجراجویانه اش محبوب است. هنرمندان، نویسندگان و صنعتگران بخاطر مناظر بدیع این دهکده علاقه فراوانی به آن دارند. یکی دیگر از جاذبه های این دهکده اسکله جدیدی است که در آن ساخته شده و قایق های تفریحی در کنار آن پهلو می گیرند.





پریا دا مارینا (Praia da Marinha)


بخاطر نزدیک بودن این منطقه به منطقه توریستی الگارو، بسیاری این منطقه را نادیده می گیرند. ولی این منطقه حتماً ارزش بازدید را دارد زیرا یکی از زیباترین سواحل را در پرتغال دارد و در میان 100 ساحل برتر دنیا طبقه بندی شده است. آبهای آن برای زیرآبی رفتن و بخاطر صخره های عجیبش هم محبوب است.





ماروائو (Marvao)


ماروائو یک دهکده کوهستانی قرون وسطایی زیبا در النتجو است و هنوز هم دیوارهای قرن سیزدهمی آن باقی است. خیابان های زیبای آن در میان دیوارهای دور دهکده، ماروائو را تبدیل به مکان زیبایی برای بازدید کرده اند. همانطور که می توانید مجسم کنید، مناظر این دهکده را نمی توان نادیده گرفت.





سالما (Salema)


سالما که در فاصله 3 ساعت از جنوب پایتخت قرار دارد، در نزدیکی کیپ ساگرس واقع شده و یک ساحل آرام و زیبا دارد. این دهکده زیبا هنوز از دست غارت توریسم دست نخورده مانده است و چند مکان برای غذا خوردن، بازارهای سنتی و یک خیابان اصلی کوچک و خانه های سفید و زیبا دارد. این دهکده ماهیگیری آرام بین کوه های پرشیب و ساحل شنی باشکوهی واقع شده است.





اوورا (Evora)


اوورا یک شهر پرتغالی در شهرداری اوورا است. این دهکده تاریخی که به زیبایی حفظ شده است، به عنوان میراث جهانی یونسکو ثبت شده است و وقتی که از آن دیدن کنید خیلی زود دلیلش را متوجه می شوید. این دهکده محل تمپلو رومانو 2000 ساله است که یک آبراه قرن شانزدهمی است که می توان تا 5 مایل پیاده آن را دنبال کرد و همچنین کاپلا دا اوسوس – سردابه ای شوم – در این دهکده قرار دارد که اسکلت های کامل بیش از 5000 سکنه اوورا در آن به نمایش درآمده است.

پنجشنبه 10 مرداد 1392

مراغه

نویسنده: نرگس فاضلی شکیب   طبقه بندی: وقایع و تصاویر تاریخی جذاب، گردشگری، 




شهرستان مراغه در جنوب استان آذربایجان شرقی در دامنه جنوب و جنوب غربی رشته کوه سهند واقع شده و بزرگترین شهر این استان پس از تبریز محسوب می شود. شهری که به دلیل برخورداری از پیشینه غنی تاریخی و فرهنگی، اثار متعددی از دوران های مختلف تاریخی را در خود جای داده و بافت تاریخی آن جزو ده شهر تاریخی و فرهنگی کشور است.

مراغه در مشرق دریاچه ارومیه، بر دامنه جنوبی كوه سهند قرار گرفته است. بنا بر تحقیق آنوبانینی نام مراغه در اصل ماراوا، مراوا و ماداوا بوده که جایگاه مادها معنی می دهد. موقعیت منطقه ای مراغه طوری است كه از شمال به شهر تبریز و ارتفاعات كوه های سهند و از شرق به شهرستان هشترود و از سمت مغرب به دریاچه ارومیه و از جنوب به شهرستان میاندوآب محدود است.

فاصله مراغه–تبریز از طریق جاده آسفالته 130 کیلومتر و اختلاف ساعت این شهر با تهران 21 دقیقه و 30 ثانیه است. این شهر علاوه بر جاده آسفالته، از طریق خط آهن به تبریز و تهران و از طریق خط هوایی به تهران متصل می شود. به طور كلی مراغه از دو ناحیه كوهستانی و جلگه ای تشكیل یافته و از لحاظ آب و هوا، معتدل (متمایل به سرد) و نسبتا مرطوب است.
اگر مسافر مراغه باشید می توانید گشت و گذار در اطراف این شهر را با دیدن این جاذبه ها تکمیل کنید:

گنبد غفاریه


گنبد زیبای غفاریه که با آغاز سفر های تابستانی مورد بازدید بیش تر مسافران تابستانی در مراغه قرار گرفته ، بنای چهار گوش آجری است که هر چهار زاویه آن با ستونهایی دارای نقش لوزی ساخته شده اند، این گنبد در دوره ایلخانان و در فاصله بین سال های 725 تا 728هجری ساخته شده است .

گنبد غفاریه توسط حاکم وقت مراغه به نام امیر شمس الدین قرا سنقر الچر کسی منصوری ساخته شده و هدف از ساخت آن جلب رضایت ایلخان سلطان ابو سعید بهادر خان بوده ، لیکن ابو سعید به خاطر خوشنودی ممالک مصر دستور قتل امیر شمس الدین را در خفا صادر کرده و پس از آن وی را در سردابه این گنبد دفن می کنند .

معبد مهر ورجوی


معبد مهر ورجوی یکی از چهار معبد مهری شناخته شده در کشور و یکی از قدیمی ترین آثار معماری استان است. این اثر بوسیله عوامل انسانی در دل صخره های سنگی کنده شده و دارای فضاهای تودرتو در زمین بوده وبطور کامل کاوش نشده است و بخشهایی از آن در زیر خانه های ساکنین محل در فاصله نسبتا زیادی از آن قرار گرفته و تعدادی از آنها در سالهای اخیر آزاد شده است.

رصد خانه مراغه


رصد خانه مراغه نخستین وزیباترین بنای ایلخانی است که یک سال پس از انتخاب مراغه به عنوان پایتخت هلا کوخان در سال 657هجری قمری بوسیله خواجه نصیر الدین طوسی ساخته شد که بنابر تحقیقات، احداث این رصد خانه حدود دوازده سال طول کشیده است.

این محل تا سالها الگوی ساخت رصد خانه های بزرگی بوده است .الغ بیک پور براساس طرح این رصدخانه، رصدخانه ای را در سمرقند بنیان نهاد و هم چنین فومن جی منجم چینی نیز با ابهام از این مجموعه رصد خانه ای را در چین ایجاد کرد.

معبد مهر ورجوی یکی از چهار معبد مهری شناخته شده در کشور و یکی از قدیمی ترین آثار معماری استان است. این اثر بوسیله عوامل انسانی در دل صخره های سنگی کنده شده و دارای فضاهای تودرتو در زمین بوده وبطور کامل کاوش نشده است

برج مدور


برج مدور گنبدی استوانه ای است که برروی اره سنگی در دوطبقه بنا گردیده و تاریخ آن مطابق کتیبه موجود در بنا 563هجری قمری است.

از ویژگی های خاص این بنا علاوه بر آجر چینی زیبای ضلع بیرونی، سردر ورودی آن است که با تزیینات تخمیری پرکاری زینت یافته و با تلفیق کاشی و آجر نمای قابل توجهی پدید آمده و قسمت داخلی برج دوازده ضلعی بوده که تزئینات گچی آن به مرور از بین رفته است.

گنبد كبود


گنبد کبود كه به مقبره مادر هولاكو نیز معروف می باشد در حدود 10 متری برج مدور واقع است. در این برج، كتیبه ای كه تاریخ بنای آن را معلوم نماید وجود ندارد ولی كارشناسان آن را مربوط به دوره سلجوقی دانسته و تاریخ بنای آن را به سال پانصد و نود و سه نسبت می دهند.

عده ای نیز به علت انتساب برج به مادر هلاكو آن را متعلق به دوره مغول می دانند ولی به عقیده "آندره گدار" تاریخ بنای برج باید مربوط به قبل از هلاكو باشد.

گنبد سرخ


گنبد سرخ یکی از قدیمی ترین بناهای موجود در مراغه است که در قسمت جنوب غربی شهر قرار دارد. نام بانی بنا و تاریخ احداث آنرا می توان از كتیبه جبهه شمالی و نام سازنده آن را از كتیبه غربی ملاحظه نمود. آنچه از این كتیبه ها برداشت می گردد این است که بنای گنبد سرخ در سال542 هجری قمری به دستور عبدالعزیز بن محمود بن سعد یدیم و به وسیله بنی بكر محمد بن بندان بن محسن معمار ساخته شده است.

موزه مراغه


موزه مراغه در کنار مقبره اوحدی قرار دارد؛ که عنوان موزه تخصصی ایلخانی را به خود اختصاص داده است. شهر مراغه در دوره ایلخانیان مغول، مقر حکومتی و پایتخت آنان بوده است. اشیاء موجود در این موزه شامل ظروف سفالی، سکه، کتاب، ظروف مفرغی و... مربوط به دوران اسلامی است.

پارچه‌های زری‌دوزی شده، ابریشم و مخمل‌های رنگین با آویزهایی از سکه‌های قدیمی و یراق‌های پهن در کنار دامن‌هایی پر چین با نقش و نگارهایی حک شده با منجوق و پولک در کنار هم می‌شود لباس زنانی از جنس طبیعت. زنانی که روزشان را با طلوع آفتاب شروع می‌کنند و در دل طبیعت در دامان گل‌ها آن را به سر می‌رسانند. این گزارش نگاهی است به همین لباس‌ها، به دامن و می‌نا و لچک زنان عشایر.



کرور‌کرور چین...

لباس زنان عشایر ترکیبی است از سرپوش، تن‌پوش و پاپوش. مهم‌ترین بخش تن‌پوش آنها پیراهنی است به نام «جوه» که با دامن یا تونبان قری ترکیب می‌شود. «جوه» پیراهنی آستین بلند، مچ دار و پر نقش و نگار است. نقش و نگارش را هم از طبیعت وام می‌گیرد. در قسمت پیش سینه چاکدار آن 3 دکمه دوخته شده و بالاتنه و دامنش صاف و بدون چین است و بلندی آن هم تا زیر زانو می‌رسد. کالبد جوه یا همان پیراهن پر نقش و نگار زنان عشایر روی 6 نوار عمودی بنا شده که 3 تای آن جلو و 3 تای دیگر پشت پیراهن جا می‌‌گیرند. گشادی پایین پیراهن هم به عهده 2 مثلث شکافداری است که در دو سوی این نوارها قرار می‌گیرند. زنان عشایر، جوه را روی دامنی می‌پوشند با کرور کرور چین. چین‌هایی پر زرق و برق و پر از رنگ. خودشان به آن می‌گویند، «تنبون قری». این تنبون که محلی‌ها به آن شلوار قری هم می‌گویند نیم‌تنه پایین بدن را می‌پوشاند. جوه هم برای به تصویر کشیدن بهتر چین‌های تنبون و راحتی در راه رفتن در 2 طرفش، 2 چاک بلند دارد كه هر کدام به اندازه 20 سانتی‌متر است. تنبون را از پارچه‌ای به طول 5 تا 12 متر می‌دوزند به این قاعده: 2 سر عرضی این پارچه را به هم می‌رسانند و آن را با یک درز می‌دوزند. در بالا بند تنبون از لیفه رد می‌شود که هم فراخی پارچه را دور کمر جمع می‌کند و هم پارچه تنبون را چین‌دار می‌کند. در پایین هم تزئین‌هایی مثل نوار دوزی یا پارچه‌های پلیسه اضافه می‌شود.اما زنان عشایر به همین بسنده نمی‌کنند آنها برای مشخص شدن رقص، چین‌های تنبون و مهم‌تر از آن راحتی در راه رفتن «پاکش» به پا می‌کنند. پاکش هم شلواری تنگ است درست مثل جوراب‌های ساپورت امروزی خودمان!

از کجا بخریم؟

دوزنده اصلی لباس‌های زنان عشایر خود زنان ایلیاتی هستند که بنا به سلیقه شخصی و مهارتی که نسل به نسل به آنها می‌رسد پارچه‌ها را کنار هم می‌چینند و جوه و تنبون هزار رنگ می‌دوزند. اما اگر شما هم هوس پوشیدن دامن‌های پرچین به سرتان زد می‌توانید به خیابان ویلا و فروشگاه صنایع دستی این خیابان سر بزنید و طرح و نقش لباسی را که می‌خواهید انتخاب کنید. فروشگاه صنایع دستی ایرانیان در مرکز خرید صفویه هم فروشگاه دیگری است که شما را به مقصودتان می‌رساند. اما قیمت‌ها! نوع و میزان پارچه‌ای که در هر لباس به کار می‌رود تعیین‌کننده اصلی قیمت آن است. پارچه‌ لباس‌هایی که در این فروشگاه‌ها به چشم می‌خورد معمولا از ساتن، ابریشم و حریر هستند و قیمت آنها بسته به نوع و مقدار پارچه مصرفی از 130 هزار تومان شروع می‌شود و به 180 هزار تومان هم می‌رسد. البته در این فروشگاه دست شما برای ساختن ترکیب دلخواه‌تان باز است شما می‌توانید رنگ جوه را خودتان انتخاب كرده و‌ آن را با تنبون دلخواه خودتان ترکیب کنید. حتی می‌توانید سایز مورد نظرتان را هم سفارش بدهید. در مورد انتخاب پارچه‌ها می‌توانید دخالت کنید اما یادتان باشد به کار گرفتن پارچه‌های مرغوب‌تر قیمت لباس‌های محلی را به 300 تا 350 هزار تومان هم می‌رساند!



همنشینی می‌نا و لچک

پوشش سر زنان عشایر ترکیبی است از می‌نا و لچک که آن را به سبک و سیاق خاص خودش روی سر می‌بندند. می‌نا روسری‌ای از جنس حریر با ابعاد زیاد و به شکل مستطیل است.
لچک هم کلاه مانندی است که روی سر و قسمتی از می‌نا قرار می‌گیرد. قسمت جلوی لچک یک نوار مخمل دارد معمولا به رنگ سبز یا اناری. 40 سانتی‌متر طول دارد و 12 سانتی‌متر عرض. این نوار روی سر و گوش‌ها را می‌پوشاند و تا پشت گردن هم می‌رسد. معمولا لایه درونی نوار با پارچه‌ای از جنس دیگر آستر دوزی می‌شود و لبه بیرونی آن هم با قطعات کوچک شیشه‌ای مثل منجوق و... به شکل گل‌ تزئین می‌شود. به 2 گوشه آزاد لچک( بالاتر از گوش‌ها) 2 بند دوخته می‌شود که زیر چانه گره می‌خورند و لچک را روی سر ثابت نگه می‌دارند. یک بند بلند شبیه تسبیح به نام بند «سوزن» که پر از مهره‌های رنگی و سکه‌های قدیمی و گاه قیمتی است كه هم برای زیبایی بیشتر با 2 سنجاق قفلی کوچک به 2 گوشه لچک وصل می‌شود و سوزنی‌ها آویزان باقی می‌مانند... اما «می‌نا»، می‌نا توری است به طول 2 تا 5 متر و به عرض یک متر و از یک پارچه سبک مثل حریر. زنان عشایر بیشتر پارچه‌های نایلونی و کم و بیش شفاف آن هم با رنگ‌های زنده را برای می‌نا انتخاب می‌کنند. برای اینکه می‌نا را روی سر و در جای مناسبش قرار دهند آن را با وسایلی مثل سنجاق و .... در جهت طول به پشت لچک می‌بندند. گوشه تور از جلو می‌گذرد، شانه را می‌پوشاند و از زیر گلو رد می‌شود تا سینه را پنهان کند و در سوی دیگر لچک به کمک سنجاق‌های زینتی ثابت می‌شود. می‌نا در حقیقت دور صورت را قاب می‌کند بدون آنکه آن را پنهان کند. قسمت بلند آن هم همانطور آزاد و مواج در پشت سر می‌ماند... غالبا زن‌های بختیاری دسته کلید خودشان را به انتهای گوشه « می‌نا» می‌بندند یا اینکه پول خودشان را در گوشه این می‌نا می‌گذارند و گره می‌زنند که روی سینه آویزان می‌شود و در موقع آشپری، برای اینکه می‌نا مزاحم کارشان نباشد، آن را یا روی دوش می‌اندازند یا اینکه به دور گردن می‌پیچانند. گاهی هم یک نوار باریک به عرض نیم سانت و طول یک متر را لوله می‌کنند دور سر روی لچک و می‌نا قرار می‌دهند و 2 گوشه آن را پشت سر گره می‌زنند. اضافه آن را هم به صورت آزاد پشت گردن رها می‌کنند. به این نوار «کولوکی» یا لافه می‌گویند. کولوکی می‌نا و لچک را روی سرشان ثابت نگه ‌می‌دارد.

باید شاد باشد!

قانون اول در انتخاب جوه رنگ آن است. جوه از هر جنس و پارچه‌ای که باشد باید رنگش شاد باشد مگر در مراسم عزاداری. اصلا انتخاب رنگ در لباس زنان عشایر خودش رسم و رسوم و اهمیت خاصی دارد. سرخ یا همان قرمز خودمان تنها رنگ ثابت در لباس آنهاست که هیچ وقت عوض نمی‌شود؛ این رنگ از رنگ سرخ و شاد گل‌های زاگرس می‌آید.ممکن است طرح و نقش لباس زنان عشایر نسبت به شرایط زندگی عوض شود اما رنگ آن برگرفته از طبیعت، همیشه شاد است. زنان و دختران عشایر را هم از همین رنگ‌ لباس‌شان می‌توان از یکدیگر تشخیص داد. اصلا همین رنگ است که بدون هیچ سؤالی به ببینده می‌گوید پوشنده آن چند ساله است. دختران نوجوان و حتی کودکان بیشتر از رنگ‌های شاد و پررنگ مثل سبز، زرد، قرمز، نارنجی و.... و حجم کمتر پارچه استفاده می‌کنند اما دخترها هرچه جوان‌تر می‌شوند رنگ‌ها هم روشن‌تر و حجم پارچه‌ای که استفاده می‌شود هم بیشتر می‌شود. آرام آرام که سن بالاتر می‌رود رنگ‌های تیره البته در کنار ترکیب‌های رنگی به این لباس‌های پر چین و خم راه پیدا می‌کند. از این روست که رنگ‌هایی مثل سبز یشمی، سرمه‌ای گاهی هم خاکستری فقط در زمینه لباس‌های بانوانی که پا به سن گذاشته‌اند دیده می‌شود.



این دامن‌های بلند...

تن‌پوش زنان عشایر متناسب با شرایط فصلی، موقعیت اجتماعی و اقتصادی آنها تعریف می‌شود. گشادی و آزادی این تن‌پوش‌ها که در غالب دامن‌های بلند و پرچین ظاهر می‌شود همه با در نظر گرفتن فعالیت‌های گوناگونی که زنان ایلیاتی و عشایر در طول روز انجام می‌دهند طراحی شده است. گشادی و سادگی جوه و حتی چاک‌های بلند 2 گوشه آن هم دقیقا با همین هدف طراحی شده. همسو شدن با شرایط اقلیمی هم در گوشه‌گوشه این طراحی‌ها نمود دارد مثلا تن‌پوش‌های اقوام ساکن در نواحی گرم و خشک و معتدل همه به گونه‌ای طراحی شده که هوا در آنها جریان دارد. آستین پیراهن و پایین شلوار آنها ساده است و مچ ندارند اما درست در نقطه مقابل اقوام ساکن مناطق سرد قرار دارند تن‌پوش‌های این گروه همه طوری طراحی شده که از ورود و نفوذ هوا زیر لباس جلوگیری کند.

رنگ‌هایی از دل طبیعت

زنان عشایر رنگ پوش‌شان را از رنگ‌های ناب طبیعت می‌گیرند. در لباس آنها، رنگ‌های طبیعی و متناسب با شرایط مکانی و زمانی استفاده می‌شود. زنان عشایر برای هر کدام از این رنگ‌ها تعبیر خاص خودشان را دارند مثلا رنگ قرمز یا به تعبیری سرخ که پای ثابت لباس زنان ایلیاتی است، حس شور و هیجان را در آنها زنده می‌کند، رنگ سبز برای آنها نماد طبیعت و باروری است و حس آرامش را در آنها زنده می‌کند. رنگ آبی آسمانی رنگ دیگری است که در لباس زنان عشایر و به خصوص می‌نای آنها بسیار دیده می‌شود. عشایر معتقدند، این رنگ رنگ سلامت است و دردها را تسکین می‌دهد...

راز لباس‌ها چیست؟

هر کدام از چین و شکن‌های لباس زنان عشایر نه تنها در راستای زیبایی پوشش بلکه با هدف هرچه کاربردی‌تر بودن آن طراحی شده است. مثلا بیرون ماندن گوش‌های زنان عشایر از زیر لچک و مینا از این روست که صدا نقش اصلی را در زندگی عشایری بازی می‌کند و همین ایجاب می‌کند تا زنان عشایر برای شنیدن صداهای کوهستان، گله، حرکت حیوانات وحشی و... گوش‌‌های‌شان را بیرون از پوشش سر یا همان روسری قرار دهند یا سکه‌هایی که برای زینت سرپوش‌های زنان عشایر مورد استفاده قرار می‌گیرد علاوه بر جنبه زیبایی، نشان‌دهنده موقعیت و پایگاه اجتماعی افراد هم هستند ضمن اینکه یکی از راه‌های حفظ نقدینگی اموال خانواده هم به شمار می‌رود.

روستایی توریستی در هلند است که هیچ جاده ای ندارد و تمام حمل نقل ان با استفاده از راه های ابی امکان پذیر است.اطراف این روستا رادر یاچه های کوچک و بزرگ پوشانده اند که زیبایی ان را دو چندان می کند..







تصاویر زیبا و دیدنی از دریاچه بایکال را در فصل زمستان مشاهده میکنید. دریاچه بایکال دریاچهای است در جنوب سیبری در کشور روسیه، میان استان ایرکوتسک و بوریاتیا. این دریاچه از سایتهای میراث جهانی اعلام شدهاست. بایکال قدیمیترین و عمیقترین دریاچهٔ آب شیرین جهان در روسیه قرار دارد. از آنجایی که این دریاچه خیلی قدیمی و دور افتادهاست، دارای جانورانی است که فقط در این دریاچه یافت میشود این جانوران شامل تعداد زیادی از بیمهرگان، چندین گونه از ماهیها و فک آب شیرین دریاچه بایکال میباشند فک آب شیرین بایکال تنها فک آب شیرین جهان است و دائماً در آب شیرین زندگی میکند دانشمندان بر این عقیده هستند که خوکهای آبی این دریاچه در زمانهای قدیم از اقیانوس شمالی (شمالگان) آمده و بعد از سفر به سمت بالای رودخانه، به این دریاچه رسیدهاند.
دریاچه بایکال بزرگترین منبع آب شیرین جهان به شمار میآید. تقریباً ۲۰ درصد تمام آب شیرین روی کره زمین در این دریاچه قرار دارد. این دریاچه ۳۱۵۰۰ کیلومتر مربع پهناوری دارد.










aksbaz.ir

aksbaz.ir


aksbaz.ir



aksbaz.ir

aksbaz.ir


aksbaz.ir














کشف شهر تاریخی در کامبوج به کمک لیزرهای هواپیما


محققان دانشگاهی در انگلیس با استفاده از لیزرهای هوایی موفق به کشف بقایای یک شهر تاریخی در کامبوج شدند.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، محققان دانشگاهی در انگلیس با استفاده از دستگاه‌ لیزر نصب شده روی یک هواپیما موفق به کشف بقایای یک شهر تاریخی در مجاورت تاریخی مشهور «آنگکر» در کامبوج شدند.


به گزارش خبرگزاری فرانسه‌، این شهر تاریخی که همانند آنگکر به امپراتوران خُمر تعلق داشته و در متون تاریخی به کرات از آن یاد شده، در نزدیکی شهر تاریخی «سیم ریپ» قرار دارد که تا ساعاتی دیگر همراه شهر «پنوم‌پن» میزبان سی‌وهفتمین اجلاس سالانه‌ کمیته میراث جهانی سازمان یونسکو خواهد بود.

شهر تاریخی "آنگکر" که مجموعه معابد آنگکر وات با قدمتی در حدود هشت قرن به عنوان میراثی از امپراتوران خمر در آن واقع شده، یکی از مجموعه‌های تاریخی ارزشمند جهان است و در سال 1992 به عنوان تنها محوطه‌ تاریخی کامبوج در فهرست میراث جهانی سازمان یونسکو به ثبت رسید.

این شهر تاریخی که از آن به عنوان بزرگترین منطقه‌ی شهری تاریخی جهان نام برده می‌شود، بین قرن‌های نهم تا چهاردهم میلادی پایه‌گذاری شده است. آنگکر از سال‌ها پیش یکی از محوطه‌های تاریخی مورد علاقه‌ی باستان‌شناسان بوده است.


جیسون هاکس، که در زمینه عکسبرداری هوایی کار می کند، در یک هلی کوپتر آ اس ۳۵۵ بر فراز لندن پرواز کرده و عکس هایی از این شهر را گرفته است.


در این عکس او با گرفتن عکسی از چرخ و فلک بزرگ لندن، به نام چشم لندن که از جمله نمادهای این شهر است، باغ تازه ساز “جوبیلی” را نیز در در زمینه عکس قرار داده است.


جنب و جوش بازار در “بریک لین” و “خیابان اسکلاتر” در قلب لندن در این عکس به تصویر کشیده شده است.


بلندترین آسمانخراش غرب اروپا به نام “شارد” در اوایل سال جاری میلادی افتتاح شد. در طبقه ۷۲، در ارتفاع ۲۴۳ متری، سکویی برای رصد منظره شهر قرار دارد.


افتتاح آسمانخراش شارد، با نمایش لیزر و انداختن نور روی برج و عمارت های معروف لندن همراه بود.


در عکس مرکز مسابقات المپیک ۲۰۱۲ یعنی پارک المپیک در منطقه استراتفورد در شرق لندن دیده می شود. اکنون قرار است از این منطقه برای مقاصد دیگری استفاده شود.


در بخشی از پارک المپیک قرار است بیش از دو هزار و ۸۰۰ خانه بنا شود.


کار ساخت و ساز در آسمانخراش “واکی تاکی” در خیابان فنچرچ همچنان در جریان است و قرار است عملیات ساخت آن در سال ۲۰۱۴ تکمیل شود.


پروژه احداث خط آهن که شرق و غرب لندن را به هم وصل می کند نیز در جریان است و قرار است در سال ۲۰۱۸ به اتمام برسد.

در طراحی جدید ایستگاه معروف کینگز کراس لندن، این بام که توسط “مک اسلان و شرکا” طراحی شده خودنمایی می کند.

منطقه آیل او داگز (Isle of Dogs) در شرق لندن.

قصر باکینگهام در انتهای خیابانی موسوم به “مال” و پارک سنت جیمز در قسمت جلوی تصویر به چشم می خورد. کمی دورتر هم هاید پارک دیده می شود.


ساختمان موسوم به “تاور” در منطقه واکسهال مشرف است به محله “ناین المز” که ناحیه ای عمدتا صنعتی است.


فرودگاه “سیتی” لندن.


جیسون هاکس این عکس ها را در مدت دو ماه گرفته است.

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic