برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

یکشنبه 27 اردیبهشت 1394

از رویا تا واقعیت پیوند سر انسان

نویسنده: Laura   طبقه بندی: اطلاعات علمی ساده و خلاصه، 

در ماه های اخیر، ادعای جراح ایتالیایی مبنی بر پیوند سر انسان نه تنها با واکنش های مختلفی روبرو شده بلکه بسیاری از جراحان بین المللی از این پروژه با عنوان یک «پیوندی خیالی» یاد کرده اند.

از رویا تا واقعیت پیوند سر انسان

پیوند عضو را می توان یکی از راه حل های جدید علم پزشکی برای نجات جان انسان ها دانست. از میان اندام هایی که پیوند زده می‌ شوند، می توان قلب، کبد، قرنیه، کلیه و ... را نام برد.

اما مدتی است خبر پیوند سر یک انسان به انسان دیگر(Head transplant) با حواشی بسیاری روبرو شده است. «سرجیو کاناورو» مدیر گروه مدولاسیون عصبی پیشرفته در تورین ایتالیا مدعی شده که اولین پیوند سر دنیا را انجام خواهد داد. وی معتقد است با استفاده از این روش می توان به نجات جان انسان ها پرداخت. برای مثال، سر فردی که به واسطه بیماری لاعلاج یا بیماری تحلیل عضلانی و عصبی یا سرطان و .... در حال مرگ است را می توان به بدن یک بیمار مرگ مغزی پیوند زد.

در سال ۱۹۷۰ میلادی، اولین پیوند سر میمون در حالی در کلیولند امریکا انجام شد که نخاع میمون هرگز به بدن جدید پیوند نخورده و به همین دلیل میمون فلج مانده و پس از ۹ روز، سیستم ایمنی میمون پیوند را پس زده و محکوم به مرگ شد.

این پیوند رویایی در حالی از سوی این جراح ایتالیایی مطرح شده که جراحان بین المللی از این پیوند با عنوان یک پیوند خیالی یا یک توهم یاد می کنند. برای مثال، دکتر «چاد گوردون»، استاد جراحی پلاستیک و اعصاب دانشگاه امریکایی «جانز هاپکینز» معتقد است، هیچ راه حلی برای پیوند مغز و نخاع وجود ندارد که پس از آن حرکات حسی یا بدن به درستی انجام شوند. وی در ادامه می گوید:« شاید این رویا را بتوان در صد یا صد و پنجاه سال آینده محقق کرد اما دور از انتظار است که تا سال ۲۰۱۷ میلادی بتوان به چنین پیوندی دست یافت. «ریچارد برچنز» مدیر مرکز تحقیقات بیماری‌ های فلج کننده در ایندیانای آمریکا نیز نظر «چاد گوردون» را تایید کرده است.

از رویا تا واقعیت پیوند سر انسان

وی در رابطه با این عمل جراحی می گوید:«در این جراحی سر فردی که دچار مرگ مغزی شده اما بدنش سالم است با سر فردی دیگر که دچار ضایعه نخاعی شده، جابه جا می شود. دکتر کاناورو مدعی است، مراحل اولیه این پیوند مانند پیوند نخاعی و بازداشتن سیستم ایمنی بدن برای عدم رد پیوند انجام شده و این عمل جراحی را تا سال ۲۰۱۷ میلادی انجام خواهد داد.

مراحل جراحی به این شکل است که سر فرد گیرنده و بدن فرد دهنده در ابتدای جراحی سرد و تا مدت زمانی که سلول‌ ها می‌ توانند کمبود اکسیژن را تحمل کنند، افزایش می یابد. سپس بافت های اطراف گردن جدا شده و عروق خونی اصلی با استفاده از لوله‌ هایی ظریف به یکدیگر متصل می‌شوند. سپس نخاع فرد دهنده‌ پیوند قطع شده و سر او را روی بدن فرد گیرنده قرار می‌ دهند، پس از آن نخاع با ماده‌ای به نام «پلی اتیلن گلیکول» که مثل چسب عمل می‌ کند به نخاع بدن جدید متصل می شود.

در نهایت، عضلات بخیه شده و فرد حدود چهار هفته در اغمای مصنوعی نگه داشته می‌ شود تا در مدتی که بافت ها ترمیم می‌ شوند تکان نخورد. در این مدت اعصاب و نخاع با شوک‌ های الکتریکی منظم و خفیف تحریک می‌ شوند زیرا این کار باعث می‌ شود تا پیوندها و ارتباطات عصبی جدید بین سر و بدن تقویت شوند. اما بزرگترین مشکل را می توان در اتصال نخاع به مغز دانست.

ادعای دکتر کاناورو در حالی است که یک مرد روسی که از یک بیماری کشنده رنج می برد با انجام این عمل توسط کاناوارو موافقت کرده است. وی از یک بیماری ژنتیکی سخت رنج می برد که رشد عضلانی وی از دوران کودکی متوقف شده است. اکنون «والری اسپریدونوف» اولین بیماری خواهد بود که پیوند سر را انجام خواهد داد. انجام این عمل جراحی در حالی از ابهام است که بسیاری از پزشکان و جراحان بین المللی انجام پیوند سر را غیر اخلاقی می دانند.

کاناورو طرح جراحی پیوند سر انسان را در کنفرانس آکادمی جراحان پیوندی و اعصاب آمریکا (AANOS) که در ماه ژوئن در شهر مریلند برگزار می شود، ارائه خواهد کرد.

از رویا تا واقعیت پیوند سر انسان

جراحی پیوند سر خبرساز جراح ایتالیایی در حالی است که مدتی پیش نیز خبری مبنی بر انجام اولین جراحی پیوند سر انسان در شهر ژوهانسبورگ، آفریقای جنوبی منتشر شده بود. در این خبر آمده بود : «فردی که مبتلا به سرطان استخوان بود، پس از جراحی دشوار ۱۹ ساعته سرش از بدنش جدا و به بدن دیگر پیوند زده شد تا بیمار از سرطان نجات پیدا کند.»










یکشنبه 27 اردیبهشت 1394

بدون عینک، آفتابی نشوید.

نویسنده: Laura   طبقه بندی: اطلاعات علمی ساده و خلاصه، 

همشهری آنلاین - الهام مرادی: خیلی‌ها که فکر می‌کنند استفاده از عینک دودی مختص طبقه خاصی از جامعه است یا نشانه سانتی‌مانتالیسم محسوب می‌شود، از آن استقبال نمی‌کردند.

بدون عینک آفتابی نشوید

اما این سكه روی دیگری هم دارد یعنی با یك عینك آفتابی مناسب می‌توان جلوی بسیاری از آسیب‌های چشم را گرفت. حتی خیلی‌ها به دستور پزشكان، ملزم به استفاده از عینك دودی هستند. هر چند استفاده از عینك آفتابی مختص فصل خاصی از سال نیست اما تجربه نشان داده كه با آغاز فصل گرما اشتیاق مردم برای خرید این كالا بیشتر می‌شود. یادمان باشد همانقدر كه عینك آفتابی می‌تواند برای محافظت از چشم‌مان مفید باشد، همانقدر هم یك عینك آفتابی غیراستاندارد و نامناسب می‌تواند به چشم ضرر بزند.

    مشخصات عینك استاندارد چیست؟

آن دسته عینك‌های آفتابی‌، استاندارد به شمار می‌روند كه حداكثر حفاظت از چشم را انجام دهند. عدسی عینك‌هایی استاندارد هستند كه بتوانند بیش از ۹۵درصد از اشعه «یو وی» یا‌‌ همان فرابنفش را جذب كنند. میزان تعیین یو وی‌دار بودن عینك تنها از راه دستگاه یو وی‌متر امكان‌پذیر است. اگر دستگاه عدد ۴۰۰ را نشان دهد می‌توانید به استاندارد بودن عینك‌تان مطمئن باشید. پس یادتان باشد از فروشنده بخواهید عینك‌تان را با دستگاه یو وی‌متر آزمایش كند، حتی اگر قیمت عینك بالا و به‌اصطلاح مارك‌دار باشد. بیشتر عینك‌های آفتابی ارزان‌قیمت كه معمولاً در فروشگاه‌های غیرمعتبر یا حتی كنار خیابان‌ها فروخته می‌شوند، به‌علت عدم‌جذب اشعه فرابنفش تأثیر بسیار منفی روی چشم‌ها می‌گذراند. یعنی نه‌تنها مفید نیست بلكه ضرر هم می‌زند.

    همیشه می‌توانیم عینك آفتابی بزنیم؟

لازم است تا چند نكته باریك‌تر از مو را هم درخصوص تهیه یك عینك استاندارد یادآوری كنیم. اول اینكه حتماً طی روز برای خرید عینك اقدام كنید تا تأثیر عدسی و رنگ را در نور طبیعی آفتاب بسنجید. هرگز از عینك‌فروشی‌ها و فروشگاه‌های نامعتبر عینك نخرید. اگر فروشگاهی دستگاه یو وی‌سنج نداشت، بهتر است به جای دیگری مراجعه كنید. هنگام استفاده از یووی‌سنج به عدد ۴۰۰ توجه كنید و اگر همین عدد را نشان داد از فروشنده بخواهید تا عینك دیگری را برایتان تست كند تا از عملكرد درست دستگاه مطمئن شوید. از عینك آفتابی تنها طی روز و در معرض نور آفتاب استفاده كنید چرا كه استفاده از آن در شرایط دیگر به چشم آسیب می‌رساند. وقتی عینك به چشمتان نیست، آن را در قوطی مخصوص بگذارید تا شیشه‌های آن خط و خشدار نشود.

    كدام رنگ عینك آفتابی مضر است؟

بعضی‌ها عادت دارند تا رنگ عینك آفتابی‌شان را با تیپ و لباسشان مطابقت بدهند و به‌اصطلاح «ست» كنند اما رنگ عدسی عینك‌های آفتابی در نوع كاری كه شما انجام می‌دهید تأثیرگذار است. به‌طور كلی عینك‌هایی با رنگ دودی و قهوه‌ای كمرنگ برای هر نوع مصرفی، به‌ویژه رانندگی ایده‌آل به‌شمار می‌روند. عینك‌های دودی بدون تأثیر گذاشتن روی رنگ اجسام تنها میزان نور آنها را كاهش می‌دهند. عدسی‌های سبز رنگ بخشی از طیف رنگ آبی را كاهش داده و درخشندگی سطوح را كاهش می‌دهد. عدسی‌های زرد یا كهربایی رنگ برای محیط‌هایی كه شفافیت بالایی دارند یا فعالیت‌های ورزشی مناسب‌ترند. در مقابل، عدسی عینك‌های آفتابی آبی یا بنفش برای استفاده در هیچ شرایطی استاندارد نیستند و كنتراست رنگ محیط را از بین می‌برند. این رنگ‌ها بیشتر به تبعیت از مد ساخته می‌شوند.

    عینك آفتابی بزرگ باشد یا كوچك؟

تعریف كلی برای استاندارد بودن اندازه یك عینك آفتابی این است كه سطح دور چشم را كاملاً پوشش بدهد و از رسیدن نور به آن جلوگیری كند. عینك‌هایی كه عدسی كوچكی دارند تنها بخشی از چشم را می‌پوشانند و حفاظت كامل ایجاد نمی‌كنند. از طرفی عینك‌هایی كه عدسی بزرگی دارند هم ممكن است روی گونه‌ها و بینی سنگینی كنند یا دسته‌های پهن آنها زاویه دید را كاهش بدهند. همچنین باید یك رابطه منطقی میان اندازه عدسی و قطر دسته و فریم وجود داشته باشد. تعیین نوع فریم عینك هم تا حدود زیادی سلیقه‌ای است اما یادتان باشد فریم‌های كائوچویی انعطاف بالاتری دارند، امكان شكستن‌شان كمتر است و راحت‌تر روی صورت می‌نشینند. شاید تنها مزیت فریم‌های فلزی این باشد كه درصورت شكسته شدن قابل تعمیر هستند. این روز‌ها تنوع عینك‌های فریم كائوچویی نسبت به فریم‌های فلزی بیشتر است.

    كسانی كه عینك طبی می‌زنند چه كنند؟

عدسی عینك‌های معمولی قابل فتوكروم شدن، رنگی شدن و پلوریزه شدن هستند و می‌توانند از چشم مراقبت كنند. یك راهكار دیگر هم استفاده از عینك‌های آفتابی است كه روی عدسی عینك‌های طبی قرار می‌گیرد.به‌هر حال كسانی كه عینك طبی می‌زنند هم باید از چشمانشان در برابر تابش نور آفتاب مراقبت كنند به‌ویژه بیمارانی كه عمل لیزیك روی چشمشان انجام داده‌اند حتماً باید از این نوع عینك‌ها استفاده كنند. درواقع عینك‌های آفتابی باعث كاهش ضررها به هنگام تابش شدید نور آفتاب می‌شود. یادتان باشد وقتی كه یك شخص از عینك آفتابی استفاده می‌كند، عدسی چشم او بیش از حد معمولی باز می‌شود و اگر عدسی عینك استاندارد نباشد، اشعه‌های مضر را به‌صورت مستقیم وارد چشم می‌كند. یعنی ضرر عینك نزدن از زدن عینك‌های تقلبی و غیراستاندارد كمتر است.

    عینك آفتابی بزنیم یا نه؟

نور خورشید به‌دلیل طیف اشعه‌های فرابنفش می‌تواند بر چشم و پوست انسان‌ها تأثیر منفی داشته باشد و در درازمدت بیماری‌هایی را برایشان ایجاد كند. البته بخش قابل توجهی از اشعه‌های مضر خورشید به واسطه لایه ازون جذب می‌شود اما با نازك‌تر شدن این لایه و عدم‌جذب اشعه فرابنفش به‌صورت كامل، حفاظت از چشم‌هایمان ضروری می‌شود. عینك‌های آفتابی استاندارد احتمال بروز بیماری‌های چشمی همچون آب مروارید را تا حدود زیادی كاهش می‌دهد. همچنین استفاده از این كالا، در سلامتی و شادابی پوست صورت، به‌ویژه در ناحیه اطراف چشم‌ها مؤثر است.

    توصیه‌های عینكی

شاید هنوز خیلی‌ها به ضـــرورت استــــفاده از عینك‌های آفتابی پی‌نبرده باشند. تقریباً یك‌سوم كسانی هم كه برای خرید عینك آفتابی اقدام می‌كنند دقیقاً نمی‌دانند چه نوع عینكی برایشان مناسب است. این نكته‌های كوچك را هم در زمینه یك عینك آفتابی استاندارد به‌خاطر داشته باشید.

عدسی مهم است: آنچه باعث تفاوت قیمت در میان برندهای شناخته شده عینك با عینك‌هایی با قیمت ارزان است، اصول ساخت اولیه‌ عدسی عینك است كه در آنها رعایت شده است كه شامل انحنای نرمال و نداشتن اعوجاج در عدسی است. وقتی انحنای عینك زیاد می‌شود تأثیراتی كه از جنبه فیزیكی در شكست نور ایجاد می‌كند، آسیب‌رساننده است.

چهارفصل بزنید: استفاده از عینك آفتابی مختص ایام گرم و آفتابی سال نیست. در فصل زمستان هم برف حدود ۸۰ درصد نور خورشید را منعكس می‌كند. این میزان، 3برابر بیشتر از آب و ۵ برابر از ساحل دریا بیشتر است.

كلاه بگذارید: اگر به هر دلیلی نمی‌خواهید از عینك آفتابی استفاده كنید، می‌توانید در روزهای آفتابی كلاه لبه‌دار روی سرتان بگذارید. لبه كلاه‌ها به واسطه سایه‌ای كه ایجاد می‌كند تا ۵۰ درصد از ورود اشعه‌های مضر به چشم جلوگیری به عمل می‌آورد.

ساعات اوج مصرف: تحقیقات دانشمندان نشان می‌دهد كه بیشتر تأثیرات منفی نور خورشید در میان ساعت ۹ صبح تا ۲ بعدازظهر است كه این میزان در فصول گرم سال تا ۴ بعدازظهر افزایش می‌یابد.

كودكان چشم قشنگ : شاید عده‌ای بر این باور باشند كه تأثیر منفی اشعه فرابنفش تنها روی چشم بزرگسالان واقع می‌شود اما كودكان هم از این قاعده مستثنا نیستند. شركت‌های سازنده عینك‌های آفتابی برای گروه سنی كودكان عینك‌های ویژه و زیبایی را طراحی كرده و روانه بازار ساخته‌اند.

هفته گذشته ، عکاس آماتور لهستانی Bartosz Wojczyński ، با ترکیب ۳۲ هزار تصویر گرفته شده از کره ماه موفق به ایجاد یک عکس رزولوشن بالای ۷۳ گیگابایتی از این قمر شگفت انگیز شد.وی این تصاویر را تنها در ۲۸ دقیقه و از روی بالکن آپارتمان خود به ثبت رساند اما برای چسباندن آنها به هم و تهیه تصویر یکپارچه نهایی زمان زیادی را صرف کرد.اما خب نتیجه کار تصویری فوق العاده زیبا از کره ماه بود که هر بیننده ای را مجذوب خود خواهد کرد.


high-rez-moon-photo-astrophotographybartosz-wojczyński-5

عکاسی از ماه هنری قدیمی است ، جان ویلیام دراپر اولین کسی بود که ۱۷۵ سال پیش با مشقت فروان موفق به ثبت تصویری کامل از ماه شد.کاری که امروز بارتوسز لهستانی تنها با تجهیزاتی ۳۵۰۰ دلاری موفق به انجام آن به بهترین نحو ممکن شده است.بدیهی است که عکس سیاه و سفید گرفته شده توسط ویلیام دراپر را هرگز نمی توان با تصویر دیدنی که بارتوسز به کمک تجهیزات دیجیتالی امروزی به ثبت رسانده است ریال مقایسه کرد.

خب بیش از این شما را منتظر نمی گذاریم.در ادامه این تصاویر شگفت انگیز را مشاهده خواهید کرد ، امیدواریم از آن لذت ببرید.

منبع : boredpanda

عرفان انبار


نتایج بررسی DNA جمجمه‌ های یافت شده در پرو نشان از منشاء غیر انسانی دارد

پیشتر جمجه‌های تغییر فرم یافته‌‌ای کشف شد که نشان از سنت عجیب آن زمان و پروسه‌ی دردناک تغییر شکل جمجمه‌ی کودکان داشت، اما انتشار نتایج بررسی DNA روی جمجمه‌های معروف به پاراکاس در پرو از منشاء غیر انسانی صاحبان آن خبر می‌دهد.

در افسانه‌های یهود از نژادی غول پیکر به نام نفیلیم نام برده شده که از پیوند خدایان و دختران انسان به وجود آمده بودند. حجم جمجمه‌های کشف شده در پرو ۲۵ درصد بزرگ‌تر و تا ۶۰ درصد سنگین‌تر از جمجمه‌ی انسان و فاقد خط جداری بین دو قطعه استخوان در جمجمه‌ی انسان است که نشان می‌دهد شکل غیر عادی آن‌ها از تغییر شکل یافتن در زمان رشد به وجود نیامده است. آیا وجود این نژاد منشاء سنت عجیب تغییر شکل جمجمه در انسان‌ها بوده است؟ نتایج بررسی DNA روی یکی از این جمجمه‌های چند هزار ساله کدهایی را نمایش می‌دهد که به هیچ کدام از موجودات شناخته شده تعلق ندارد. محققان صاحبان این جمجمه‌ها را نوعی موجود شبیه به انسان می‌دانند، تصور اینکه زمانی روی زمین غول‌هایی ۴ متری زندگی می‌کرده‌اند ترسناک به نظر می‌رسد. آیا افسانه‌هایی مانند جنگ جالوت و داوود از حقیقت ریشه می‌گیرد؟

جمجمه‌های پاراکاس

elongated

Paracas شبه جزیره‌ای بیابانی واقع در استان پیسکو در منطقه‌ی اینکاها در ساحل جنوب پرو است. در سال ۱۹۲۸ خولیو تلو باستان شناس مشهور پرویی در این منطقه کشفی شگفت انگیز انجام داد، گورستانی از بقایای شبه انسان‌هایی عجیب با جمجمه‌هایی درازتر از هر نژاد شناخته شده‌ای از بشر. تلو بیشتر از ۳۰۰ جمجمه را کشف کرد، به اعتقاد باستان شناسان قدمت این جمجمه‌ها به سه هزار سال پیش باز می‌گردد. این بقایا به جمجمه‌های پاراکوس مشهور شده‌اند. باستان شناسان تغییر فرم در جمجمه‌های کشف شده در آمریکای جنوبی را ناشی از سنتی شبه مذهبی می‌دانند که طی آن جمجمه‌های کودکان را بین صفحاتی قرار می‌دهند تا اگر فرد زنده بماند جمجمه‌ای دراز پیدا کند.

cranial-deformation-largeبومیان آمریکای جنوبی جمجمه‌ی کودکان را با بستن صفحاتی چوبی تغییر شکل می‌دادند

اما به نظر می‌رسد ممکن است جمجمه‌های پاراکاس بر اثر عوامل بیرونی به این شکل در نیامده باشند، اگرچه وزن و حجم بیشتر آن‌ها نیز نمی‌تواند ناشی از پروسه‌ی بدشکل شدن باشد؛ همچنین به جای دو استخوان آهیانه در انسان، جمجمه‌ی این موجودات تنها از یک استخوان آهیانه تشکیل شده است. این‌ها ویژگی‌هایی هستند که به صورت فیزیکی نمی‌توان بر جمجمه تحمیل کرد.

آیا جمجمه‌ها متعلق به نفیلیم افسانه‌ای است؟

skull-paracas

یافته‌های جدید در مورد این جمجمه‌ها بسیار هیجان انگیز است اما محققان برای نتیجه گیری در مورد منشاء این جمجمه‌ها بسیار محتاط عمل می‌کنند و تا زمانی که تمام شواهد به دست آمده بررسی شود نظر قطعی نمی‌دهند. بررسی mtDNA بر روی نمونه‌ی شماره‌ی 3A از این جمجمه‌ها جهشی را نشان می‌دهد که در هیچ گونه‌ای از انسان‌، پستانداران یا حیوانات دیده نشده است. این نتایج هنوز ناقص است و مراحل زیادی برای بازیابی کامل DNA باید انجام شود، اما قطعات کامل شده نشان می‌دهند که جمجمه‌ها متعلق به موجودی بسیار متفاوت از انسان تبارهای پنیسووا، هومو سپینس یا نئاندرتال‌ها است. پیش از این نیز نتایج بررسی DNA روی نمونه‌ای از موی قرمز رنگ به دست آمده از آن‌ها، ماهیت غیر انسانی یا حداقل نه کاملاً انسانی این موجودات را مطرح کرده بود. بی‌شک به دست آمدن شواهدی از موجودات عجیبی که تنها تا چند هزار سال پیش در کنار انسان‌های امروزی زندگی می‌کرده‌اند از نقاط تاریک زیادی در تاریخ بشر خبر می‌دهد.


یکشنبه 20 اردیبهشت 1394

چشم همه دنیا به این گیاه است.

نویسنده: Laura   طبقه بندی: اطلاعات علمی ساده و خلاصه، 

نوچه: همه‌ی ما با الماس‌ها آشنا هستیم اما نام Pandanus Candelabrm به گوش کمتر کسی خورده است؛ تا پیش از این حتی گیاه‌شناسان نیز چندان اهمیتی به این گیاه نخل‌مانند از غرب آفریقا نمی‌دادند. اما کشف این نکته که P. Candelabrum معمولاً بر سنگ‌هایی می‌روید که احتمالاً حاوی الماس هستند، این گیاه گمنام را به مرکز توجهات تبدیل کرده است. الماس‌ها در فشار و حرارت بسیار بالا در اعماق زمین تشکیل می‌شوند و از طریق کانال‌های موجود در سنگ‌های آذرین کیمبرلایت به سطح می‌آیند به این ترتیب هر جا این سنگ‌های آذرین به چشم می‌خورند، احتمال دارد الماسی نیز در آن ناحیه نهفته باشد.

P. Candelabrum گیاهی که بر معادن الماس می‌روید

    این طور که به نظر می‌رسد این گیاه تنها در خاک روی سنگ‌های کیمبرلایت می‌روید و به این ترتیب شناسایی کانال‌های موجود در این سنگ‌های آذرین را نیز آسان‌تر می‌کند و از آن‌جایی که این کانال‌ها می‌توانند حاوی الماس باشند، به این ترتیب این گیاه نیز به عنوان نشانه‌ای برای ردیابی و شناسایی معادن الماس شناخته شده است.

P. Candelabrum گیاهی که بر معادن الماس می‌روید

اما این نخستین بار نیست که گیاهی محل قرار گرفتن مواد شیمیایی و معادن مختلف را مشخص کرده است و معدنچیان همواره از پوشش گیاهی مناطق مختلف برای یافتن مواد معدنی استفاده کرده‌اند. در آمریکا معادن مس را طریق محل قرار گرفتن شقایق‌های کالیفرنیایی (که به رنگ نارنجی است) شناسایی می‌کنند، همچنین شب‌بو بر معادن سلنیوم، سرو کوهی بر ذخایر اورانیوم و گیاه دم اسبی که بر معادن طلا می‌رویند، به مواد معدنی موجود در خاک عادت کرده و معمولاً حاوی مقادیر زیادی از این مواد معدنی نیز هستند. احتمالاً P. Candelabrum نیز با خاک‌های سرشار از منیزیم، پتاسیم و فسفر موجود در مناطق کیمبرلایت سازگاری پیدا کرده که دست بر قضا حاوی الماس نیز هستند.

سه شنبه 8 اردیبهشت 1394

فرشته دلفین‌های جهان

نویسنده: Laura   طبقه بندی: اطلاعات علمی ساده و خلاصه، 

امتیاز به مطلب 22 نفر

اَنجِل، دلفین پوزه‌بطری زالی (آلبینو) است که به خاطر رنگ صورتی چشم‌نوازش فرشته دلفین‌ها لقب گرفته و هم‌اکنون در موزه نهنگ‌های تای‌ایجی ژاپن زندگی می‌کند.

دلفین‌های پوزه‌بطری معمول‌ترین نوع دلفین‌هایی هستند که در آب‌های آزاد زندگی می‌کنند و رنگ آن‌ها خاکستری است؛ اما در موارد بسیار نادر ممکن است دلفین دچار آلبینیسم شود و رنگ‌دانه‌های پوست فعال نشود (حتی پوستش رنگ‌دانه‌ای نداشته باشد) و دلفین صورتی‌رنگ دیده شود. علاوه بر پوست، چشم و دهان اَنجِل هم صورتی‌رنگ است و جای هیچ شکی در آلبینو بودن آن باقی نگذاشته است.

در حال حاضر، اَنجِل تنها دلفین آلبینویی است که در اسارت نگهداری می‌شود. دلفین‌های آلبینو (زال) بسیار کم دیده شده‌اند و از سال 1962 / 1341 که نخستین دلفین زال دیده شد، فقط 14 گزارش از مشاهده دلفین پوزه‌بطری آلبینو ثبت شده است.

برای مشاهده عکس در ابعاد بزرگ‌تر اینجا را کلیک کنید.

Greg+H+Johnson+Space+Shuttle+Endeavour+Launches

پس از زندگی در فضا زندگی بر روی کره زمین چه طعمی دارد؟اینجا روی زمین مواد غذایی بسیار بهتر از فضا است. همچنین حمام رفتن و دوش گرفتن اینجا بسیار آسان‌تر است اما زمانی که از فضا به زمین برمی‌گردید تمام این‌ها برای شما عجیب و بیگانه می‌شوند. شاید هیچ کس جز یک فضانورد این احساس‌ها را به درستی بیان کند! در ادامه مطلب را به نقل از Garrett Reisman فضانورد آمریکایی بازنشسته دنبال کنید تا به درک بهتری برسید!

اولین چیزی که توجه شما را به خود جلب می‌کند این است که همه چیز واقعاً سنگین به نظر می‌آید. پس از گذشت ۹۵ روز در ایستگاه فضایی بین‌المللی توسط کاوشگر فضایی شاتل به زمین بازگردانده شدم. احساس می‌کردم کلاه خود سنگینی بر سر دارم و یک لنگر کشتی را در دستانم حمل می‌کنم. حتی در هنگام مسواک زدن نیز مسواکم بسیار سنگین به نظر می‌رسید.

موضوع بعدی که جالب خواهد بود سیستم اتاقک شماست که همه چیز در آن آشفته و بی‌نظم شده است. پس از فرود، اگر می‌نشستم به شدت احساس سنگینی می‌کردم و حدوداً پس از ۱۵ دقیقه توانایی بلند شدن را به دست می‌آوردم. این در حالی بود که در اتاقک کاوشگر در فضا توسط وسایل زیادی به کف متصل می‌شدم تا وارونه نشوم.

Garrett-Reisman

همان‌طور که می‌دانید مغز شما به طور قابل توجهی قابلیت وفق پذیری با شرایط دارد. پس از گذشت چند روز در فضا گوش داخلی شما هیچ‌چیز به‌جز سیگنال‌های خش‌دار تولید نمی‌کند و مغز شما پس از تقویت این سیگنال‌ها، آن‌ها را از فیلتر Kalman عبور می‌دهد و به سمت حسگرهای بینایی چشم شما ارسال می‌کند.

تمام این فرآیندها تا زمانی که به زمین بازنگشته‌اید، مفید هستند. به محض رسیدن به زمین شما دوباره به انجام وظایف گوش داخلی خود به طور کامل نیاز خواهید داشت این در حالی است که مغز هنوز از عملیات فیلترینگ خارج نشده است. رفته رفته مغز دوباره قادر به درک محیط خواهد بود اما این کار ممکن است مدتی طول بکشد.

این پروسه برای من سریع اتفاق افتاد. ما دلیل آن را به درستی نمی‌دانیم اما من می‌توانم به شما این‌طور بگویم که فکر می‌کنم افراد کوتاه و چهارشانه نسبت به افراد قدبلند و لاغر زودتر می‌توانند خود را با شرایط وفق دهند. حدوداً پس از یک ساعت من قادر به راه رفتن در اطراف کاوشگر شاتل، در فرودگاه مرکز هوایی کندی بودم. حتی توانستم به اتفاق همراهانم به بوفه بروم و نیمی از یک چیزبرگر و نیمی از نوشیدنی خود را بخورم.

در دومین پروازم با نام STS-132 که تنها دو هفته به طول انجامید، من بار دیگر به همان بوفه رفتم و این بار تمام چیزبرگر و نوشیدنی خود را خوردم؛ بنابراین وقتی افراد از من در مورد تفاوت بین سفرهای فضایی طولانی‌مدت و کوتاه‌مدت سؤال می‌کنند من به آن‌ها چنین پاسخ می‌دهم که تفاوت آن به اندازه نصف یک چیزبرگر و نصف لیوان نوشیدنی است.


گوناگون

gizmodo


جایگیری لوله‌های سوخت جهت انتقال به راکتور هسته‌ای

هسته‌ی اتم بخش بسیار کوچکی است که مقدار فوق العاده‌ای از انرژی را در خود جای داده است، اگر بتوانیم این انرژی را آزاد و مهار کنیم برای سال‌ها انرژی بدون آلودگی در اختیار خواهیم داشت، اما این تمام ماجرا نیست، تکنولوژی هسته‌ای نه تنها در تولید انرژی بلکه در صنایع بسیار حیاتی دیگر نیز کاربرد دارد.
انرژی اتمی یکی از مهمترین منابع تأمین انرژی در کشورهای پیشرفته به شمار می‌آید، در حال حاضر این انرژی ۱۳ درصد از برق دنیا را تأمین می‌کند و بیشتر از ۴۳۰ نیروگاه هسته‌ای در ۳۱ کشور دنیا مشغول به کار هستند. حدود ۱۰۰ نیروگاه هسته‌ای یک پنجم برق ایالات متحده را تأمین می‌کنند که از سال ۲۰۲۹ تا ۲۰۵۰ به تدریج تمام این نیروگاه‌ها بازنشسته خواهند شد، به همین دلیل برنامه ریزی‌هایی برای ساخت ۳۰ نیروگاه جدید در حال انجام گرفتن است اگرچه هیچ کدام به مرحله‌ی ساخت نرسیده‌اند.

nuclearpower

مزایا

  • تولید مقدار زیادی از انرژی بدون آلودگی
  • تولید انرژی پیوسته و قابل دسترس در تمام ساعات
  • نیاز به فضای محدود

معایب

  • خطر انتشار رادیو اکتیو
  • امکان انفجار و ایجاد تراژدی اتمی
  • خطر گسترش تسلیحات اتمی
  • نیاز به هزینه و دانش فنی بالا

استفاده از انرژی هسته‌ای یکی از پر بحث ترین مسائل جهانی در چند دهه‌ی اخیر بوده است. انرژی هسته‌ای بر خلاف دیگر انواع انرژی‌های پاک مانند نور خورشید و باد در تمام ساعات شبانه‌ روز قابل دسترس خواهد بود و علاوه بر آن نسبت به نیروگاه‌های خورشیدی یا بادی فضای کمتری را به خود اختصاص می‌دهد. یکی از بزرگترین ترس‌های بشر از این نیرو به احتمال نشر مواد رادیو اکتیو باز می‌گردد که می‌توانند نتایج وحشتناکی را برای صدها هزار نفر و تا هزاران سال باقی بگذارد. هنوز مخزنی برای انبار کردن تمام زباله‌های رادیواکتیو ایالات متحده وجود ندارد، پیشنهاد شده بود که این مواد را در دل کوه انبار کنند اما آسیب‌پذیری در برابر زلزله آن‌ها را از این کار منصرف کرد. یکی از دلایلی که آمریکا نیروگاه جدیدی ایجاد نمی‌کند همین موضوع است، قبل از راه اندازی نیروگاه جدید باید جایی برای انبار زباله‌های آن پیدا شود. علاوه بر آن هر راکتور هسته‌ای پتانسیل تبدیل شدن به یک فاجعه‌ی هسته‌ای را دارد. هنوز اثرات انفجار نیروگاه هسته‌ای چرنوبیل شوروی در سال ‍۱۹۸۶ از بین نرفته است. یک حادثه، خرابکاری توسط کارمندی ناراضی یا حمله‌ی تروریستی می‌تواند به یک تراژدی ختم شود. اگرچه نیروگاه‌های امروزی نسبت به ۲۰ یا ۳۰ سال پیش ایمنی بسیار بهتری دارند اما باز هم امکان پیش آمدن حادثه در آن‌ها وجود دارد.

c3 reactor tank ringhalsراکتور آب سنگین

اما مسئله‌ی مهمتر خطر گسترش تسلیحات هسته‌ای توسط کشورها و یا گروه‌های تروریستی در زیر نقاب نیروگاه اتمی است. اگر جنگی با استفاده از سلاح‌های اتمی رخ دهد از تکنولوژی و تمدن بشر جز ویرانه‌ای بر جای نخواهد ماند. مهمترین مانع در راه استفاده از انرژی هسته‌ای هزینه است؛ در حالی که سوخت هسته‌ای نسبت به انرژی که به ما می‌دهد نسبتاً ارزان است و آلودگی کمی را بر محیط زیست تحمیل می‌کند اما ساخت تأسیسات اتمی بسیار گران تمام خواهد شد. در دهه‌ی گذشته نیروگاه اتمی جدیدی در ایالات متحده ساخته نشده است بنابراین دقیقاً نمی‌توانیم بگوییم ساخت آن چه هزینه‌ای به دلار خواهد داشت اما با نگاه به روند تورم باید انتظار سه برابر شدن هزینه‌ها نسبت به ۱۰ سال پیش را داشته باشیم. در سال ۲۰۰۳ هزینه‌ی ساخت نیروگاهی جدید ۳ میلیارد دلار برآورد شده بود که این مبلغ در حال حاضر بالغ بر ۹ میلیارد دلار می‌شود، علاوه بر آن رشد تورم در زمان ساخت ساختمان می‌تواند برنامه‌ریزی‌ها را بر هم زده و باعث کنسل شدن قسمت‌هایی از پروژه شود.

مهندسی هسته‌ای چیست؟

کار مهندسان صنایع اتمی بهره برداری از انرژی آزاد شده از واکنش‌های هسته‌ای به نحو مختلف است. این انرژی نه تنها در نیروگاه‌های هسته‌ای بلکه در سیستم محرکه‌ی زیر دریایی‌ها، تجهیزات تشخیصی پزشکی مانند دستگاه‌های MRI و حتی تولید مواد غذایی کاربرد دارد. مهندسی هسته‌ای یکی از تخصصی ترین رشته‌های دانشگاهی به شمار می‌آید.

تاریخچه‌ی مهندسی هسته‌ای

ChicagoPileTeamلئو زیلارد و انریکو فرمی از تیم شیکاگو


مهندسی هسته‌ای در سال ۱۹۳۹ به دنیا معرفی شد، زمانی که دو فیزیکدان آلمانی به نام اوتو هان و فریتز استراسمن توانستند هسته‌ی اورانیوم را بشکافند. در ادامه‌ی این تحقیقات لیزه میتنر فیزیکدان اطریشی الاصل که پس از حمله‌ی هیتلر به سوئد فرار کرده بود متوجه انرژی زیادی شد که از این تقسیم به وجود می‌آید. چندی بعد در نامه‌ای که توسط چند تن از دانشمندان بزرگ آن زمان منجمله آلبرت اینشتاین امضا شده بود امکان دستیابی هیتلر به سلاح هسته‌ای خطر بزرگی برای دنیا دانسته شد و پس از آن آمریکایی‌ها در پروژه‌ی محرمانه‌ی منهتن موفق به ساخت اولین نسل از سلاح هسته‌ای شدند. با بمباران ژاپن توسط پسر کوچک و مرد چاق جنگ جهانی دوم خاتمه یافت. در حقیقت بیشترین مراحل پیشرفت در فناوری اتمی در خلال جنگ جهانی دوم روی داده است. در آن زمان دانشمندان زیادی مشغول کار بر روی این موضوع بودند، اگرچه آن‌ها خود را دانشمندان هسته‌ای نمی‌دانستند اما اولین متخصصان اتمی دنیا بودند. برخی از برجسته‌ترین این افراد عبارتند از:

  • لئو زیلارد محقق پروژه‌ی منهتن که در ساخت اولین راکتور هسته‌ای کمک کرده است
  • انریکو فرمی کسی که اولین واکنش زنجیره‌ای را به دست آورد
  • ارنست لارنس مخترع سیکلوترون، نوعی شتاب دهنده‌ی ذرات
  • رابرت اویهنمایر رهبر تیم ساخت اولین بمب اتمی
  • والتر زین سوپروایزر در ساخت و راه اندازی اولین راکتور تجربی
  • ادوراد تلر از توسعه دهندگان بمب هیدروژنی ایالات متحده
  • آندره ساخاروف توسعه دهنده‌ی بمب هیدورژنی برای اتحاد جماهیر شوروری

پس از جنگ فیزیکدانان به استفاده‌ی صلح آمیز از انرژی هسته‌ای متمایل شدند. ایالات متحده در چندین آزمایشکاه ملی منجمله لوس آلاموس، اوک ریج، لارنس لیورمور و آرگون پژوهش‌های اتمی انجام می‌دادند. این مراکز در درجه‌ی اول برای توسعه، تولید و پشتیبانی از سلاح‌های هسته‌ای آمریکا تاسیس شده بودند اما بسیاری از موضوعات دیگر را نیز پوشش می‌دادند از جمله نسل‌های مختلف انرژی اتمی، دفاع استراتژیک، ابر رایانه‌ها، علوم پیشرفته و توسعه‌ی ارتباط با صنعت. علاوه بر توسعه‌ی سلاح های اتمی نیروهای نظامی به ویژه نیروی دریایی ایالات متحده سهم زیادی در ساخت نیروگاه‌های هسته‌ای نیز دارند. به دستور دریاسالار هیمن ریکوور پدر نیروی دریایی هسته‌ای در سال ۱۹۵۱ اولین زیردریایی هسته‌ای به نام یو اس اس ناتیلوس ساخته شد. تا سه دهه پس از آن ده‌ها فروند زیردریایی هسته‌ای ساخته شدند. علاوه بر این دستاوردها مهندسان هسته‌ای مسبب تعدادی از بدنام‌ترین فجایع دنیا نیز به حساب می‌آیند، مانند فاجعه‌ی هسته‌ای جزیره‌ی تری مایل در پنسیلوانیا و انفجار نیروگاه چرنوبیل در اوکراین و نیروگاه هسته‌ای فوکوشیمای ژاپن، و همچنین بمباران هیروشیما و ناکازاکی توسط بمب اتم.

مهندس هسته‌ای چه می‌کند؟

تعدادی از مهندسان هسته‌ای در نیروگاه‌های اتمی مشغول به کار هستند در حالی که عده‌ای دیگر از تولید کنندگان تجهیزات بیمارستانی، نیروهای نظامی و سازمان‌های نظارتی هستند. مهندس هسته‌ای باید در چندین رشته مهارت کافی داشته باشد از جمله درک دقیق از فیزیک هسته‌ای، شیمی هسته‌ای، ریاضیات و مواد و علومی مشابه. اکثر مهندسان اتمی به سیستم‌های کنترل کامپیوتری (CAD) تسلط دارند و می‌توانند راکتورها و شتاب دهنده‌ها را به صورت نرم‌افزاری شبیه سازی کنند.

چرا دستیابی به سلاح هسته‌ای کار سختی است؟

Fat manfat man

برای دهه‌ها است که انسان از پیش آمدن جنگی هسته‌ای وحشت زده است، تلفات ابتدایی ترین بمب‌های هسته‌ای هیچ گاه فراموش نخواهد شد. عده‌ای سلاح اتمی را عاملی بازدارنده می‌دانند و برای برخی نبرد قدرت با همسایگانشان است. اما کلاهک‌های هسته‌ای در صلح خواهد پوسید؛ صدها موشک قاره‌پیمای استراتژیک سال‌هاست آماده‌ی شلیک هستند. آیا به باشگاه کشورهای دارای سلاح اتمی کشور دیگری اضافه خواهد شد؟ برای رسیدن به جواب این سوال باید بدانیم که دستیابی به سلاح پیشرفته‌ی هسته‌ای چقدر سخت است و چه هزینه و تکنولوژی را لازم دارد؟

قسمت آسان

اطلاعات بسیار زیادی در دنیا پخش شده است که مراحل دستیابی به سلاح هسته‌ای را کاملاً توضیح می‌دهد. این مسأله زمانی علنی شد که ۳ دانشمند هسته‌ای بدون تجربه‌ی قبلی در ساخت سلاح موفق شدند به طراحی مناسبی از یک بمب هسته‌ای دست پیدا کنند. پس از آمریکا، روسیه دومین کشوری است که به بمب اتمی دست پیدا کرده است، بنابراین سؤالی که همیشه مطرح بوده این است که نفر بعدی چه کشوری خواهد بود.

قسمت سخت

با این حال دستیابی به مواد لازم به عنوان سوخت سلاح اتمی بسیار دشوار است. اورانیوم با درجه‌ی تسلیحاتی یا ایزوتوپ U-235 یک فرم بسیار ناپایدار است که در کمتر از یک درصد از سنگ معدن اورانیوم وجود دارد. برای رسیدن به این ایزوتوپ اورانیوم باید تا حداقل ۸۰ درصد غنی سازی شود، اگرچه ۹۰ درصد ترجیح داده می‌شود. از دیگر موانع موجود بر سر راه دستیابی به بمب هسته‌ای ساخت دستگاهی است که بتواند با موفقیت این انفجار را حمایت کند، علاوه بر آن هر موشکی قادر به حمل وزن یک کلاهک هسته‌ای نیست.

غنی سازی اورانیوم

centrifugeسانتریفیوژهای اورانیوم

شیوه‌ی معمول غنی سازی اورانیوم استفاده از فرآیند سانتریفیوژ گازی است. در این فرآیند شکل تبدیل شده‌ی اورانیوم گازی به نام هگزا فلوراید اورانیوم به استوانه‌ای چرخان تزریق می‌شود و با نیروی تولید شده توسط این سیلندر دوار ایزوتوپ U-235 از ایزوتوپ‌های سنگین‌تر U-238 جدا می‌شود. تفاوت اورانیوم ۲۳۵ و ۲۳۸ در آن است که U-235 می‌تواند واکنش زنجیره‌ای شکافت هسته‌ای را تحمل کند. در این واکنش با پرتاپ یک نوترون هسته‌ی اورانیوم از یک ماده‌ی رادیواکتیو به قطعات کوچکتری تقسیم می‌شود. این فرآیند مانند یک زنجیره عمل می‌کند و با کوبیدن نوترون‌ها به دیگر اتم‌ها در زمانی بسیار کوتاه تمام سوخت را مصرف می‌کند و انفجاری عظیم را به وجود می‌آورد.

u235واکنش زنجیره‌ای اورانیوم ۲۳۵

به منظور حفظ واکنش زنجیره‌ای لازم برای انفجار بمب اتم، اتم‌ها باید در حالتی به نام جرم فوق بحرانی نگهداری شوند به طوری که بیشتر از یک نوترون آزاد از هر تقسیم به اتم‌های دیگر برخورد کند. جرم فوق بحرانی در بمب اورانیومی برای جلوگیری از انفجار سریع‌تر از برنامه به صورت جداگانه ذخیره می‌شود و در زمان معین با اتصال این ماده به چاشنی اتمی زنجیره‌ی انفجار آغاز می‌شود. همچنین طراحی بمب باید به گونه‌ی صورت گیرد که قبل از کامل شدن واکنش زنجیره‌ای نیروی انفجار ساختمان بمب را از بین نبرد. مشکل دیگر در ساخت بمب اتمی این واقعیت است که اورانیوم سنگین‌ترین عنصر طبیعی جهان است (دو برابر سنگین‌تر از سرب) و برای کارآمد بودن یک بمب اورانیومی به حداقل ۱۵ کیلوگرم اورانیوم غنی شده احتیاج است. علاوه بر این قسمت‌های دیگر سازه‌ی بمب بسیار سنگین هستند و همین ساخت موشک‌های اتمی دوربرد را سخت می‌کند.

Nagasakibombابر قارچی شکل بر فراز ناکازاکی - پسر کوچک اولین بمب هسته‌ای است که در هیروشیما منفجر شد و با قدرتی برابر ۱۵ هزار تن TNT در چند ثانیه ۱۴۰ هزار نفر را از بین برد

اما پلوتونیوم می‌تواند این مشکل را حل کند، در بمب پلوتونیوم نیاز به مواد بسیار سبک‌تری برای کارآمد بودن است. به عنوان مثال چهار کیلوگرم از پلوتونیوم غنی شده یا پلوتونیوم ۲۳۹ برای ساخت یک بمب هسته‌ای کافی خواهد بود. حتی برخی از دانشمندان می‌گویند فقط یک کیلوگرم از پلوتونیوم ۲۳۹ برای ساخت بمب کافی خواهد بود. در بمب‌های پلوتونیومی، پلوتونیوم غنی شده درون محفظه‌ای توپی شکل که اطراف آن با مواد منفجره احاطه شده قرار می‌گیرد. با ایجاد شوک حاصل از انفجار پلوتونیوم به حالت فوق بحرانی رسیده و یک منبع نوترون جداگانه به عنوان ماشه‌ای این واکنش زنجیره‌ای را در زمان مناسب آغاز می‌کند. به نظر می‌رسد کشورهایی که قابلیت توسعه‌ی بمب اورانیومی را دارند به سمت بمب پلوتونیوم متمایل شده‌اند زیرا این بمب سبک‌تر بوده و برد بسیار بیشتری را نیز خواهد داشت.

مشکلات پلوتونیوم

plutonium-puck

استفاده از پلوتونیوم برای ساخت بمب هسته‌ای دشواری‌های خود را دارد. برای دیوانگانی که می‌خواهند به این سلاح دست یابند نیاز به تأسیسات بسیار پیشرفته شیمیایی برای استخراج و تصفیه و فشرده‌سازی پلوتونیوم و انتقال آن به یک کلاهک هسته‌ای مناسب است. ساخت کلاهک هسته‌ای خود تکنولوژی بسیار پیچیده‌ای را طلب می‌کند همچنین ساخت سازه‌ای قابل اعتماد که بتواند تمام مراحل انفجار به این دقت را در کسری از ثانیه حمایت کند نیز تکنولوژی بسیار پیچیده‌ای را طلب می‌کند.

مشکلات دیگر

Trident C-4 montage

چالش‌های دیگری شامل توسعه‌ی سیستم هدایت گر موشک و سیستم محافظت از موشک در برابر حرارت برای موشک‌هایی که قرار است به فضا رفته و از آن‌جا به اهداف خود برخورد کنند خود مسأله‌ی بسیار بزرگی است. در‌ واقع از رسیدن به غنی سازی مورد نیاز تا تولید سیستم موشکی که امکان استفاده از کلاهک هسته‌ای را داشته باشد راه بسیار زیادی وجود دارد. اما شهامت استفاده از این بمب را فقط دیوانگان دارند، هر کشوری می‌داند که در صورت استفاده از این سلاح کشتار جمعی نه تنها از طرف کشور مقابل، بلکه از طرف تمام جهان هدف حمله قرار خواهد گرفت؛ پس استفاده از سلاح اتمی دسته کمی از خودکشی یک ملت نخواهد داشت و همین فشارها است که باعث می‌شود ‌ژاپن تنها قربانی بمب اتم در دنیا باقی بماند.

چه کسانی بمب اتم دارند؟

Nuclear Missle

مطمئنیم که در حال حاضر ۹ کشور در زرادخانه‌های خود بمب‌های اتمی را انبار کرده‌اند اگرچه از تعداد با اطمینان نمی‌توانیم صحبت کنیم. به نظر می‌رسد چیزی در حدود ۲۲ هزار و ۳۰۰ بمب اتمی در جهان وجود داشته باشد که در حدود ۷ هزارو ۹۰۰ عدد از آن‌ها قابل استفاده هستند. از این تعداد در حدود ۲۰۰۰ بمب اتمی متعلق به آمریکا و روسیه در وضعیت آماده باش قرار داشته و می‌توانند به سرعت پرتاب شوند. به دلایل امنیتی به دست آوردن آمار دقیق در این موارد بسیار سخت است. روسیه، ایالات متحده، فرانسه، چین، انگلستان، اسرائیل، پاکستان، هند و کره‌ی شمالی قدرت‌هایی هستند که سلاح هسته‌ای در اختیار دارند.

nuclear-nations

ایالات متحده، روسیه، انگلستان، فرانسه و چین کشورهایی هستند که توافق نامه‌ی منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (NPT) را پذیرفته‌اند، این توافقنامه کشورهای عضو را از افزایش ذخایر سلاح‌های هسته‌ای منع کرده و استفاده از انرژی صلح آمیز هسته‌ای را حمایت می‌کند. پیش از این کره‌ی شمالی نیز به قرارداد NPT پایبند بود اما در سال ۲۰۰۳ از این قرارداد خارج شده و آزمایش‌های هسته‌ای خود را از سر گرفت. تنها قدرتی که به هیچ کدام از قراردادهای جهانی نپیوسته اسرائیل است، اگرچه آن‌ها وجود بمب اتمی در زرادخانه‌های خود را رد می‌کنند. یک مثال از موفقیت پیمان NPT به آفریقای جنوبی باز می‌گردد. قبلاً این کشور به دنبال دستیابی به سلاح اتمی بود که پس از پیوستن به این قرارداد زرادخانه‌ی هسته‌ای خود را نابود کرد. هزاران کلاهک هسته‌ای در روسیه و آمریکا به عنوان ذخایر غیر فعال نگه داری می‌شوند تا به مرور از مواد شکاف پذیر آن‌ها برای سوخت نیروگاه‌ها استفاده شود.

برنامه‌های هسته‌ای ایران 

Arak Heavy Waterراکتور آب سنگین IR40 اراک

آغاز برنامه‌های هسته‌ای ایران به پیش از انقلاب اسلامی در سال ۱۳۵۷ باز می‌گردد، اما با ساقط شدن خاندان پهلوی و پیش آمدن جنگ تحمیلی همچنین کارشکنی غربی‌ها برای مدت‌ها این برنامه‌ها مسکوت ماند. سرانجام با کنار کشیدن آلمان‌، روس‌ها وارد این برنامه شدند و قرار شد نیروگاه اتمی بوشهر راه اندازی کنند، اما به دلیل تفاوت تکنولوژی روس اتم با تأسیسات قبلی آلمان‌ها میلیون‌ها دلار از بین رفت و ساخت نیروگاه از پایه آغاز شد. به دلیل عدم وجود رقیب، تحریم‌ها و کارشکنی‌ها ساخت این نیروگاه سال‌های زیادی طول کشید. مسئولین ایرانی در دوره‌های مختلف با توجه به تحریم‌ها و کارشکنی غربی‌ها همچنین نقش غیر قابل انکار این تکنولوژی در پیشرفت صنعتی کشور تصمیم به بومی سازی تکنولوژی هسته‌ای گرفتند. در طول سال‌ها دانشمندان هسته‌ای ایرانی از میان محرومیت و محدودیت‌ها توانستند تمام زوایای این علم را بیاموزند و صنایع اتمی کشور به جایی رسید که برای نیازهای علمی و پزشکی داخلی نیازی به دیگران نداشته باشیم. امروزه ایران در میان معدود کشورهایی قرار دارد که تکنولوژی ساخت رادیو داروهای گران قیمت و غنی سازی تجاری را در اختیار دارد و این تکنولوژی راهبردی را فقط با باور به خود و نیروهای درونی کشور به دست آورده است.

ایران همواره دستیابی به انرژی صلح آمیز هسته‌ای را حق خود دانسته و مخالفت کشورهایی که خود بمب اتمی دارند با این برنامه را زیاده خواهی دانسته است. امروز با پیشرفت تکنولوژی هسته‌ای و افزایش نیروهای دفاعی کشور، قدرت‌های بزرگ به جای تهدید به مذاکره و معامله روی آورده‌اند. رسیدن به توافق هسته‌ای با ایران برای ابر قدرت‌ها به‌قدری مهم بوده است که بنا بر گزارش‌ها دستور اوباما برای معلق کردن سامانه‌ی دفاع موشکی دوربرد در شرق اروپا جهت نزدیک شدن به روسیه و همراهی آن‌ها در مسأله‌ی هسته‌ای ایران بوده است. مسئولین ایرانی حرکت در جهت رسیدن به سلاح هسته‌ای را امری غیر عقلانی و انسانی دانسته و از طریق بازرسی‌های سازمان انرژی اتمی صلح آمیز بودن برنامه‌های اتمی کشور را به جهان اثبات کرده‌اند، دانشمندان ایرانی نشان داده‌اند که اگر بخواهند می‌توانند به هر صنعتی دست یابند. قدرت‌های جهانی می‌دانند ایران سلاح اتمی ندارد زیرا به سمت تولید این سلاح حرکت نکرده است.

Bushehrنیروگاه اتمی بوشهر

در گزارش‌های اخیر موسسه‌ی EastWest با توجه به سطح کنونی تکنولوژی کشورمان در غنی سازی اورانیوم و همچنین قدرت پدافند موشکی، آمریکایی‌ها تخمین زده‌اند که اگر ایران بخواهد در یک تا سه سال می‌تواند به بمب اتمی دست پیدا کند، اگرچه به نظر نمی‌رسد برنامه‌ای برای تولید تجهیزات مرتبط با سلاح اتمی در ایران وجود داشته باشد. بنابراین دست یابی ایالات متحده به توافق نامه‌ای با ایران در رابطه با تأسیسات اتمی برای پایان دادن به نگرانی‌ها می‌تواند کافی باشد. تفاوت لحن در برخورد غرب با برنامه‌ی هسته‌ای ایران در طول سال‌های گذشته نشان می‌دهد که ایران قدرت و جایگاه امروز خود را در سطح بین‌الملل مدیون علم و تلاش دانشمندان خود است.

نمک زدایی هسته‌ای

yongwang nuclear sud coreaمجتمع اتمی-نمک زدایی یوانگوانگ کره‌ی جنوبی

با گرمایش بی سابقه‌ی زمین بر اثر آلودگی هوا محققان تخمین میزنند تا یک دهه‌ی دیگر اولین جنگ‌ها بر سر منابع آبی صورت گیرد. ایران در منطقه‌ی نسبتاً خشکی از جهان قرار گرفته و اگر فکری برای این مشکل نشود منابع محدود آبی نمی‌توانند پاسخ‌گوی نیاز روز افزون کشور باشند. خشکسالی‌های اخیر زنگ خطری برای ایران است. نمک زدایی یا شیرین کردن آب دریا یکی از راه‌های حل این مشکل است. دو روش برای این کار وجود دارد، یکی تبخیر آب دریا در فشار اتمسفر پایین و به دست آوردن آب مقطر از آن، و روش جدیدتر به نامز اسمز معکوس که با رد کردن آب تحت فشار از میان لایه‌های همرفتی در چند مرحله آب دریا نمک زدایی می‌شود. اما شیرین کردن آب به هر دو صورت کاری انرژی بر است و استفاده از منابع محدود فسیلی برای این کار غیر عقلانی است. بنابراین در اینجا است که انرژی هسته‌ای می‌تواند راه‌گشا باشد. شیرین کردن آب در کنار راکتورهای هسته‌ای کار جدیدی نیست، بیشتر از ربع قرن است که روسیه و اکراین از این روش استفاده می‌کنند و کشورهای مختلفی مانند هند، پاکستان، کشورهای عربی و آفریقایی و… یا این تکنولوژی را داشته و یا برنامه‌هایی برای اجرای آن دارند.

graph

یکی از اهداف آژانس بین‌المللی انرژی هسته‌ای توسعه‌ی این فرآیند است و در این سند جزئیات زیادی از این تکنولوژی را منتشر کرده است. تحقیقات نشان داده‌اند که راکتورهای متوسط و کوچک همراه با فرآیند نمک زدایی آب بسیار مؤثر بوده و می‌توانند تا ۳ دهه برق و آب شیرین تولید کند. سازمان انرژی اتمی ایران اعلام کرده است که با استفاده از توان داخلی قصد دارد چند نیروگاه اتمی کوچک همراه با واحد تولید آب شیرین راه‌اندازی کند. فقط راه اندازی اولین نیروگاه اتمی و نمک زدایی ایران در کنار خلیج فارس می‌تواند نیاز استان بوشهر به برق و آب را تأمین کند.

در روز ۲۷ مارس سال ۱۹۶۸، هواپیمای میگ-۱۵ یوری گاگارین و مربی پروازش طی یک پرواز تمرینی دچار سانحه شد و سقوط کرد و هردو سرنشین آن کشته شدند.

علت دقیق سانحه روشن نیست، اما بر اساس نتایج پژوهشی که در سال ۱۹۸۶ انجام گرفت، تلاطم ناشی از پس‌سوز موتور جت یک فروند هواپیمای سوخو-۱۱ احتمالاً باعث شده که گاگارین و مربی‌اش کنترل هواپیمایشان را بطور مرگباری از دست بدهند. بدی هوا در روز سانحه نیز مطمئناً در این سقوط بی‌تاثیر نبوده‌است.

الکسی لئونوف، کیهان‌نورد روسی و همکار گاگارین، در کتابش با عنوان «دو روی ماه»نظریه مشابهی در مورد این سانحه ارائه داده است. او در همان روز در نزدیکی محل حادثه درحال پرواز با بالگرد بوده، نقل کرده که «دو صدای غرش مهیب» از دور شنیده‌است. الکسی گزارش پژوهش ۱۹۸۶ را تایید کرده و نتیجه گرفته که هواپیمای دومدر ارتفاع پایین‌تر از حدمجاز در حال پرواز بوده، و «به خاطر بدی هوا، و بدون اطلاع از اینکه بیشتر از ۲۰-۱۰ متر با هواپیمای گاگارین فاصله ندارد، اقدام به شکستن دیوار صوتی کرده است». تلاطم شدید ناشی از این اقدام، هواپیمای گاگارین را بی‌ثبات کرده و به چرخش مرگباری فرستاد. نخستین صدای غرش مهیب ناشی از شکستن دیوار صوتی و دومین صدا ناشی از انفجار هواپیمای گاگارین بوده ‌است. وی فاصله زمانی شنیدن صدای غرش موتور هواپیمای اول و بعد انفجار هواپیمای گاگارین را تنها ۱ تا ۲ ثانیه روایت می‌کند و بر اساس همین نظر معتقد است فاصله دو هواپیما در حدود ۱۰ تا ۱۵ متر می‌بوده است. اما وی مطمئن نیست این تداخل مسیر پروازی سهمی یا عمدی بوده است.

3-27-2015 6-57-44 PM

نظریه جدیدتری نیز در سال ۲۰۰۵ ارائه شده است که برپایهٔ آن دریچه تهویه کابین خلبان سهواً بدست گاگارین و همکارش و یا خلبان پیشین هواپیما باز گذاشته شده‌بوده‌است. بازبودن دریچه باعث بوجود آمدن حالت خفگی ناشی از کمبود اکسیژن شده و خلبانان نتوانسته‌اند کنترل هواپیما را حفظ کنند.

3-27-2015 6-58-31 PM

در سال ۲۰۰۷ پیشنهادی مطرح شد مبنی بر اینکه پژوهش‌های جدیدی در مورد سقوط یوری گاگارین با استفاده از فناوری نوین انجام گیرد. اما دولتمردان روسیه نیاز به انجام پژوهش‌های مجدد را غیرضروری دانستند.

تمامی قطعات جمع‌آوری شده از لاشه میگ-۱۵ یوری گاگارین در محفظه‌های سربسته نگهداری می‌شود و امکان پژوهش روی آنها در آینده وجود دارد.


  به بهانه سالگرد فوت نخستین فضانورد دنیا، نگاهی می‌اندازیم به تاریخ فضانوردی، از روزهایی که انسان فقط سودایش را داشت، تا نخستین سال‌هایی که به این آرزو، تحقق بخشید.

داستان معروف ژول ورن «از زمین به ماه»، در سال ۱۸۶۵ نوشته شده است، نسخه های کتاب این نویسنده علمی معروف فرانسوی هنوز هم در قفسه کتابخانه ها و کتابفروشی ها در سراسر جهان به چشم می‌خورد. قرن‌ها قبل از ژول ‌ورن بشر بفکر دست یافتن بکرات دیگر منظومه شمسی بود. با وجود اینکه عطارد، زهره، مریخ و مشتری و البته ماه موجودیتشان برای انسانهای زمان پیشین کاملا شناخته شده. بود حتی بابلی‌های قدیم در چهار هزار سال پیش حرکت انتقالی زهره را ضبط نموده‌اند ولی بشر در آن زمانها این کرات را ستارگان متحرکی می‌دانستند و ساختمان و خصوصیات فیزیکی آنها سؤالی بود که هر فیلسوفی جواب مخصوصی برای آن داشت.

در آن زمان که بشر هنوز به این حقیقت پی نبرده بود که زمین نیز کره ای مانند مریخ، زهره و غیره است، تصور مسافرت‌های فضایی حتی یک خیال هم نمی‌توانست باشد، بلکه موضوعی کاملا بی‌معنی می‌بود. فیثاغورث در قرن ششم قبل از میلاد برای اولین بار حدس زد که زمین نیز کره‌ای است مانند سایر ستارگان متحرک، وی همچنین معتقد بود که ممکن است ماه نیز مانند زمین عالمی برای خود داشته باشد.

با وجود آنکه در زمان حیات فیثاغورث فیلسوف‌های یونانی با وی هم عقیده نبودند ولی چندی بعد عقاید وی درباره ماه چنان مورد قبول واقع می‌شود که حتی دانشمندان آن زمان به محاسبه و تعیین اندازه ماه و فاصله آن از زمین می‌پردازند. طبیعی به نظر می‌رسد که در چنین زمانی ابتدا بشر به این فکر می‌افتد که آیا ماه هم واقعاً مثل زمین ساکنانی دارد یا خیر؟ و سپس فکر مسافرت به آن کره را درسر می‌پروراند.

تاریخ فضاپیمایی و مسافرتهای کیهانی بشر را می‌توان به سه دوران خیالی و فانتزی، پایه ریزی علمی و تدارک‌های تکنیکی و دوران حقیقی تقسیم نمود.


مسافرت‌های کیهانی، دوران خیالی و فانتزی

اولین داستانی که راجع به یک مسافرت فضایی نوشته شده است توسط لوشن(Lucian) از اهالی Samosata  سوریه در قرن دوم پس از میلاد تحت عنوان «حکایت حقیقی» بوده است. در این داستان زمانی که، لوشن با کشتی خود از ستون‌های هرکول در دریا می‌گذشت، (ستون‌های هرکول محلی است که یونانیان قدیم معتقد بودند هرکس از این محل بگذرد ممکن است مواجه با پیشآمدهای خارق العاده و شگفت‌آور گردد) ناگهان در یک گردباد عظیم دریائی قرار می‌گیرد که آن گردباد او را به ماه می‌رساند.

3-27-2015 7-00-40 PM

در سفر دوم وی با اراده خود به کره ماه می‌رود و برای این منظور خود را مجهز به یک جفت بال مصنوعی می‌سازد و از کوه الیمپوس (Olympus) در تسالی (Theseely)،  سفر خود را به ماه آغاز می‌کند. داستان لوشن درست در زمانی نوشته شد که دانشمندان یونان باستان کره ماه را جسم جامد سماوی مانند خود زمین برای اولین بار می‌دانند و این همزمانی نشان می‌دهد که تصور مسافرت‌های کیهانی با تحولات و پیشرفتهای علم نجوم کاملا وابستگی داشته است.

3-27-2015 7-03-43 PM

در قرن دوم و همچنین قرن‌ها پس از آن تفاوت بین اروناتیک Aeromautics و استروناتیک Astronautics برای بشر شناخته نبود و در آن دوران تصور می‌نمودند هر گاه بتوان یک جفت بال ساخت که انسان با آن به پرواز آید قادر خواهد بود راه ماه را در پیش گیرد و بدان کره مسافرت کند، شاید به همین جهت بوده است که پس از داستان لوشن برای ۱۵ قرن حکایتی از مسافرت‌های کیهانی نمی‌شود و بیشتر بشر علاقه خود را متوجه ساختن بال و تقلید از پرندگان می‌کند.

در سال ۱۶۰۸ با پدید آمدن تحول عظیمی در علم نجوم یعنی اختراع تلسکوپ توسط گالیله -دانشمند ایتالیایی- بار دیگر علاقه بشر به سیارات نمود پیدا کرد.  گالیله توسط تلسکوپ خود نگاه جدیدی به آسمان انداخت و طی مدت کوتاهی منابعی سرشار از اطلاعات در اختیار بشر گذاشت، فقط پس از یکی دو هفته به پستی و بلندی‌های ماه پی‌برد و کاملا ثابت نمود که ماه از جنسی جامد تشکیل شده است.

وی با نگاهی به عالم دور‌تر بعضی از کرات منظومه شمسی را با تلسکوپ خود مشاهده کرد و با این نتیجه رسید که عطارد، زهره ، مریخ، مشتری و زحل در حقیقت با ستارگان تفاوت دارند و آنها کراتی مانند زمین هستند در مورد مشتری گالیله حتی چهار عدد از ماه‌های آن کره را ملاحظه نمود که به دور مشتری در حال گردشند. او مشتری را عالمی با چهار ماه در برابر زمین با یک ماه دانست.

بالاخره بشر در اوایل قرن ۱۷ مجهز به دستگاهی شد که با آن راحت‌تر می‌تواند به سیارات بنگرد، به بعضی از سؤال‌های دیرینه پاسخ دهد، اما در مقابل صدها سؤال جدید در مورد دنیای هر یک از این کرات آسمانی برای انسان ایجاد شد که پاسخ به برخی از آنها، تنها با سفر به آنها ممکن بود.

 بنابراین داستان‌نویسان علمی در دوران خود گالیله شدیداً فکر خود را به مسافرت‌های کیهانی متمرکز ساختند. در همین زمان بود که کتاب «تاریخ حقیقی» لوشن بار دیگر به زبان یونانی منتشر شد و پس از اندکی ترجمه آن به لاتین: انگلیسی و چند زبان دیگر صورت گرفت.

در سال ۱۶۳۴ کتاب «خواب» کپلر -منجم معروف آلمانی – به زبان لاتین به چاپ رسید. در این کتاب کپلر نیز مانند لوشن از تجربیاتی که قهرمان داستانش در سفر به کره ماه کسب نموده است سخن می‌گوید با این تفاوت که کپلر چند سال قبل از نوشتن این داستان قواانین حرکت کرات در منظومه شمسی را به گرد خورشید کشف کرده بود و با در دست بودن تلسکوپ خیلی بیشتر از لوشن به خصوصیات ماه وارد بود. کپلر بر خلاف آنچه لوشن می‌پنداشت کاملا مطلع بود که بین زمین و ماه هوائی وجود ندارد و در ضمن حرکت ماه به دور زمین طوری صورت می‌ گیرد که همیشه نیمه‌ای از ماه بطرف زمین و نیم کره دیگر آن نامرئی است.

کپلر نیز مانند سایر دانشمندان آن زمان بدین عقیده بود که ممکن است ماه دارای اتمسفر بوده و در آن نیز نوعی از حیات وجود داشته باشد. کتاب خواب کپلر را می‌توان اولین داستان فضائی که بر پایه علمی استوار می‌باشد به چاپ آورد، گرچه سیستم‌های پیش برندگی در طرح وی نیز خیالی بوده و نیروی لازمه بطور خارق‌العاده در این مسافرت بوجود آمده است. البته این نکته را باید در نظر داشت که کلپر در زمانی می‌زیست که سحر و جادو بین مردم کاملا رواج داشت و بطوری که آرتور کلارک (Arthur Clarke) در این مورد نوشت، حتی مادر کپلر به احتمال قوی ساحره بوده است! بنابراین دستگاه پیش برندگی خیالی و فانتزی داستان وی را می‌توان اثری از طرز فکر محیط آن زمان بر روی نبوغ این دانشمند بزرگ دانست.

درست همزمان با انتشار کتاب خواب کپلر اولین داستان فضاپیمایی به زبان انگلیسی تحت عنوان «مردی در ماه» توسط فرانسیس گودوین به چاپ رسید. در این داستان دومینگو گنسالس (Domingo Gonsales) توسط کشتی کوچکی که بوسیله قوهای تربیت شده هدایت می‌شد به کره ماه مسافرت می‌کند. مسافرت وی به ماه اتفاقی صورت می‌گیرد چون که گنسالس می‌خواسته فقط در هوا در نزدیکی زمین پرواز کند ولی قوهای راننده وی را طی دوازده روز به کره ماه می‌برند: او در بین راه، تنفس نموده، دچار اشکال نمی‌شود و فقط در موقع دور شدن از زمین احساس بی‌وزنی می‌نماید و در سطح ماه حس می‌کند که جاذبه کمتری روی وی اثر می‌گذارد و به آسانی می‌تواند با نیروی مختصری به ارتفاعات قابل ملاحظه ای پرش کند. البته استفاده از قو و عقاب‌های تربیت شده برای حمل و هدایت هواپیما موضوع جدیدی در آن عصر نبود، بطوری که قرن‌‌ها قبل از آن فردوسی داستان پرواز کیکاووس به هوا را در شاهنامه با اشعار زیبائی تشریح نموده بود.

3-27-2015 7-12-17 PM

در سال ۱۶۴۰ ویلکینز (Wilkins) کتابی تحت عنوان «گفتگویی درباره دنیایی جدید» در انگلستان منتشر نمود و در آن کتاب خصوصیات فیزیکی کره ماه و امکانات حیات در آن کره را تشریح نمود. در این کتاب است که برای اولین بار نامی از موشک برای فرستادن کشتی کیهانی به ماه برده می‌شود. ویلکینز در کتاب خود پیش بینی کرد که در آینده بشر قادر خواهد شد وسایل لازم را تهیه نماید و  به کره ماه مسافرت کند. او در کتابش آنقدر خوشبین بوده است که حتی صحبت از ایجاد مستعمره انگلستان در سطح ماه می‌کند.

به دنباله نوشته ویکلینز در انگلستان دو رمان توسط یک نویسنده فرانسوی پیرامون سفر به ماه و خورشید در سالهای ۱۶۵۷ و ۱۶۶۲ در پاریس انتشار یافت، که در یکی از آنها برگراس Savinleo Gyrano Bergersc نویسنده رمان، صحبت از راکت با استفاده از نیروی عکس‌العمل در پروازهای فضایی کرد و روی همین نکته کتاب برگراس در تاریخ فضاپیمائی داری اهمیت ویژه‌ای است.

با وجود آنکه در قرن ۱۷ اکثر داستان‌نویسان کیهانی صحبت از مسافرت به کره ماه می‌کردند، در سال ۱۶۸۶برنارد دو فانتل Bernard de Fontenelle کتابی در باره نجوم عمومی تحت عنوان «دنیاها» می‌نویسد و ادعا می‌نماید که در کلیه کرات منظومه شمسی موجودات زنده‌ای مطابق با شرایط محیطی در حال زیستن می‌باشند. از طرف دیگر همزمان با انتشارات کتاب فانتل، منجمین وقت پس از مطالعات زیادی آگاه می‌شوند که در اطراف ماه اتمسفر به اندازه کافی وجود ندارد و به احتمال قوی در سطح ماه نیز آب به راحتی بدست نمی‌آید، پس ثابت کردند بر خلاف تصور فانتل در این کره حیات به صورتی که بشر می‌شناسد وجود نخواهد داشت. روی همین اصل بود که در اوایل قرن ۱۸ داستان‌نویسان فضایی خیالات خود را متوجه سایر کرات در منظومه شمسی می‌نمایند و چون به بعد مسافت و مشکلات فراوانی که در راه مسافرت یه این کرات وجود دارد کاملا آگاهی داشتند از مسافرت به زهره، مریخ و مشتری کمتر صحبت کردند بلکه بیشتر امکانات زیستن در آن کرات را جمعی به صورت داستان‌های خیالی و عده‌ای بصورت جدی تر بر مبنای علم نجوم مورد مطالعه قرار دادند. در اواخر همین قرن، یعنی دوران ویکتوریایی، تحولاتی بزرگ که در امور مهندسی و علم فیزیک صورت گرفت، بار دیگر نور امید را در دل بشر روشن کرد و مهندسین وقت بیش از هر زمانی به امکان دسترسی به ماه و کرات دیگر امیدوار شدند.

سال ۱۸۶۵ را در تاریخ فضاپیمائی سال به خصوصی می‌توان محسوب نمود چون در این سال بود که سه نوشته مهم فضانوردی در فرانسه به چاپ رسید: یکی «مسافرت به ماه » توسط الکساندردوما (Alexandre Dumas)، دیگری کتاب معروف «از زمین به ماه» ژول‌ورن و سوم نشریه ا.ابراد (A Eyraud) تحت عنوان «مسافرت به مریخ». نوشته‌های ورن و ایراد دارای اهمیت خاصی می‌باشد، ژول‌‌ورن مطلع بود که برای پرتاب کشتی فضائی‌اش به طرف ماه احتیاج به سرعتی دارد که اثر جاذبه زمین را خنثی نماید و برای منظور وی یک توپ نظامی بزرگ در نظر گرفت.
از طرف دیگر ایراد به اصول صحیحی در سیستم پیش برندگی ماشین پرنده‌اش پی‌برد و آن استفاده از یک موتور عکس‌العمل یعنی موشک بود. کتاب ژول‌ورن از زمان انتشار تا به حال نوشته‌ای بسیار مهم بشمار می‌رود گرچه این کتاب داستانی است فانتزی ولی اکثر نکات آن دارای مبنا و پایه علمی است: مثلا حالت بی‌وزنی یا محل پرتاب سفینه از تمپا Tampa که فقط در فاصله ۱۰۰ مایلی از کیپ کاناوارال در ایالت فلوریدا  واقع بود. درست از همین محل بود که سری مأموریت‌های آپولو انجام شد.

جالب است بدانید که اکثر محاسبات مربوط به سرعت ، زمان و مسیر که در کتاب از زمین به ماه منتشر شده بود، توسط برادر زن ژول‌ورن که در آن موقع پروفسور علم نجوم بود صورت گرفته بود.

8-8-2014 1-44-22 AM

ژول‌ورن قهرمانان داستانش را در کوه ماه پیاده ننمود و شاید علت این امر، آنچه آرتور کلارک گوید باشد: «ورن نتوانست طرح و طریقه‌ای انتخاب کند که بوسیله آن بتوان سه سرنشین سفینه را پس از فرود آمدن در کره ماه به سلامتی به زمین بازگرداند». بنابراین کشتی فضاپیمائی وی پس از انجام یک گردش مداری بدور ماه به زمین بازگشت و در اقیانوس آرام فرود آمد: درست مانند سفینه‌های مرکوری و جمینی یک قرن پس از تاریخ انتشار کتاب ژول‌ورن.

در ماههای آخر سال ۱۸۶۹ و چند ماه اول ۱۸۷۰ مجله ماهیانه اتلانتیک مانتلی Atlamtio Monhly یک سری مقاله تحت عنوان «ماه آجری» توسط ادوارد اورت هیل Edward Everet Hele منتشر ساخت. ماهواره سرنشین دار آجری در مقالات هیل در مداری به دور زمین قرار می‌گیرد تا به کمک آن طول جغرافیائی برای دریانوردان به راحتی مشخص شود، هیل ماهواره خود را از آجر می‌سازد تا در موقع پرتاب و عبور از اتمسفر زمین جدار ماهواره در مقابل حرارت ناشی از اصطکاک ایستادگی کند. هیل به این امید بود که توسط این ماهواره بتواند جان هزاران دریانورد را که به علت اشتباه در محاسبات طول جغرافیائی در اقیانوس‌ها مفقود می‌شدند حفظ کند. با وجود آنکه امکانات مستقر نمودن ماهواره در مدار زمین یک قرن قبل از مقالات هیل توسط سر اسحق نیوتون Sir Isaac Newton پایه گذار علم مکانیک از نظر تئوری کاملا تجزیه و تحلیل شده بود، ولی باز ماه مصنوعی آجری هیل مورد توجه خاص در آن زمان قرار گرفت.

در اواخر قرن نوزدهم با پیشرفتهای سریع در علم مکانیک و مکانیک ‌سیالات بشر کم و بیش به بعضی از اشکالات دیگر که در سرراه مسافرتهای فضائی وجود دارد پی برد و راه حلهایی پیشنهاد کرد. یکی از مطالب، حرکت در جهت عکس جاذبه است که باید برای پرتاب از زمین و حرکت صعودی در جهت عکس نیروی جاذبه زمین پرواز نمود. کردلاسویچ (Kurd Lasswits) آلمانی نویسنده کتاب «روی دو کره» در سال ۱۸۹۷ و دانشمند معروف انگلیسی و اچ جی ولز H.G. wells صاحب کتاب «اولین مرد روی ماه» در سال ۱۹۰۱ طرحهای ضد جاذبه در نوشته های خود پیشنهاد نموده‌اند.
این دو کتاب را می‌توان آخرین نوشته های دوران خیالی در مسافرتهای فضایی به حساب آورد.

گرچه داستانهای فضایی تا قبل از آغاز قرن بیستم بیشتر بصورت فانتزی در تاریخ ضبط شده‌اند ولی انتشار همین حکایات اثر قابل ملاحظه ای بر روی پیشرفتهای تکنیکی صنایع فضائی برای مسافرت به ماه و کرات منظومه شمسی که در قرن بیستم شاهد آنها بوده‌ایم داشته و از طرف دیگر باعث برانگیختن علاقه مردم به چنین مسافرتهایی و برانگیختن حس کنجکاوی انسانها در طول تاریخ در باره کیهان و به خصوص گوشه ای از آن که خود ما در آن زندگی می‌کنیم شده است.


دوران پایه‌ریزی علمی و تدارک‌های تکنیکی:

در قرن بیستم رؤیای دیرینه بشر جامه عمل به خود پوشید و دست بافتن به آسمان از صورت رؤیا بودن به یک واقعیت تبدیل شد.

در ژوئیه ۱۹۶۹ بشر در دریای آرامش به ماه قدم گذاشت و پس از باقی گذاشتن جای پای خود در آن کره به زمین بازگشت. فقط ۱۲ سال قبل از این موفقیت اعجاز آمیز بود که اولین قمر مصنوعی بنام اسپوتیک اول (Smtnik1) در اکتبر ۱۹۵۷ یعنی صدمین سالگرد تولد کنستانتین تسیولکوفسکی (Konstantin Tslolkovsky) در مداری به گرد زمین قرار گرفت.

تسیولکوفسکی  پایه گذار علم استروناتیک یا همان فضانوردی مردی خجول و مانند ادیسون مخترع برق از حس شنوائی محروم بود، وی در روسیه معلم مدرسه‌ای بیش نبود. او در سن ۱۴ سالگی علاقمند به امور فضایی شد و تا سال ۱۹۳۵ که بدرود حیات گفت صدها نشریه درباره پیشبرندگی در فضا و همچنین مسیر فضاپیماها نوشت و اصول فضاپیمائی را با ریاضیات عالی تشریح کرد.
تسیولکوفسکی  در سن شانزده سالگی، روزی در حالی که سخت به فکر ساختمان یک کشتی فضایی بود تصور نمود که او می‌تواند از نیروی گریز از مرکز برای به جلو راندن ماشین خود در فضا استفاده کند. تسیولکوفسکی گفت:

«برای یک لحظه فکر می‌کردم مسئله پیش‌برندگی در فضا را حل نموده‌ام، این موضوع مرا آنقدر تحت تأثیر قرار داد که آن شب را اصلا نمی‌توانستم بخوابم و بجای خواب تمام شب را در خیابان‌های مسکو به قدم زدن و فکر کردن در باره اهمیت این کشفی، به صبح رساندم.» در نزدیکی‌های صبح بود که تسیولکوفسکی جوان به اشتباه خود پی‌می‌برد و به این نتیجه می‌رسد که از نیروی گریز از مرکز نمی‌توان برای این منظور استفاده کرد. چندی بعد در سال ۱۸۹۷ وی اصول پیش‌برندگی در فضا را فرمول بندی کرد و به این نتیجه رسید که تولید نیروی پیش‌برنده توسط موشک تنها راهی است که می‌توان در فضای خلأ از آن استفاه نمود. تسیولکوفسکی در شرایطی دشوار، با نداشتن تسهیلات مالی، با نهایت کوشش پژوهش‌های خود را در کارگاه شخصی ومحقر ادامه داد، بعضی از تحقیقات وی چنان از زمان او جلوتر بود که دانشمندان پس از سالیانی چند به اهمیت آن پی می‌برند. مجموعه کارهای وی Collectsd Works که اکثر آنها جداگانه قبلاً به چاپ رسیده بود، بعدها در مسکو منتشر شد و سپس توسط سازمان ملی فضائی آمریکا به انگلیسی ترجمه شد.

8-14-2014 11-59-23 PM

تسیولکوفسکی  که اثرات علمی‌اش بعد از ۱۹۳۰ در محافل دانشمندان غیر روسی شناخته شد در سال ۱۹۳۵ بدرود حیات گفت. از این ستون پر افتخارتر، حفره ایست بسیار بزرگ در قسمت نامرئی کره ماه که اولین بار توسط سومین سفینه لونا (Luna3) در ششم اکتبر ۱۹۵۹ کشف گردید و از آن بیعد به اسم حفره تسیولکوفسکی نامیده شد.

همزمان با تسیولکوفسکی در آن طرف اقیانوس اطلس فیزیکدان آمریکائی گادارد (Robert Hutchings Goddard) مشغول طرح و آزمایشات موشک‌های شیمیایی بود. گادارد در ایام طفولیت علاقه عجیبی به خواندن رومانهای ژول‌ورن وولز درباره سفرهای کیهانی داشت و خود او در سال ۱۹۰۱ در حالیکه بیش از نوزده سال نداشت مقاله‌ای تحت عنوان «کشتی‌رانی در فضا» نوشت و سپس در سالهای ۱۹۱۳ و ۱۹۱۴ موفق شد  موشکی را در آمریکا بنام خود به ثبت رساند. اختراع گادارد موشکی شیمیایی بود با سوخت جامد  بود و نیروی پیش‌برندگی در آن طبق اصل بقا، در اثر گازهای خروجی از شیپوره موشک تولید می‌شد.

3-27-2015 7-21-08 PM

کشف بعدی وی موشک شیمیائیی با سوخت مایع بود که در آن گاموئین و نیتریک‌اسید مواد سوخت و اکسید کننده آن را تشکیل می‌داد. در سال ۱۹۱۶ گادارد در گزارشی کتبی به انستیتو اسمیت سوئین (Smithacnian Instution) تحت عنوان «شیوه رسیدن به ارتفاعات زیاد» ارائه داشت که روش استفاده از موشک‌های شیمیائی برای پروازهای فضائی و بالاخره رسیدن به ماه را تشریح کرد و برای اجرای این پروژه در خواست بودجه نمود و ۵ هزار دلار برای انجام طرحهای خود دریافت داشت.

در آزمایش‌های اولیه گادارد از سوخت جامد که بصورت پودر تهیه شده بود استفاده کرد و پس از چند سال توجه خود را معطوف به سوخت‌های مایع نمود. او این مرتبه اکسیژن مایع را در حالیکه احتیاج به سردخانه داشت انتخاب کرد تا با گاموئین بسوزد و گازهای تولید شده پس از منبسط شدن در شیپوره موشک پیشرندگی لازم را تولید نماید.
با چنین مواد اکسید کننده و سوخت مایع در شانزدهم مارس ۱۹۲۶ اولین موشک توسط پروفسور گادارد -استاد فیزیک دانشگاه کلارک آمریکا- از مزرعه‌ای که در نزدیکی شهر آبرن (Aubrun) در ایالت ماساچوست قرار گرفته بود به فضا پرتاب شد.
اولین موشک جهان، در اولین پرتاب از ارتفاع ۱۳ متر، بیشتر اوج نگرفت. این موشک مجموعا دو ثانیه پرواز نمود و در طی این مدت به سرعت شصت مایل در ساعترسید. پس از سه سال از تاریخ پرتاب اول، گادارد موشکی بزرگتر و مجهز به وسائل اندازه گیری لازم برای سنجش فشار، درجه حرارت، سرعت و همچنین دوربین عکاسی تهیه و به هوا پرتاب نمود و دراین مرتبه به ارتفاع ۲۸ رسید. پرتاب این موشک آنقدرصدا به پا کرد بود که دیگر پلیس ماساچوست به گادارد اجازه نداد به آزمایشهای پرتابی خود در آن ناحیه ادامه دهد.

8-15-2014 12-07-47 AM

موفقیت موشکهای گادارد باعث شد که بنیاد گوگن‌هیم (Guggenhelm Foundation) برای پیشرفت علم فضانوردی یک بودجه ۵۰ هزار دلاری تحت اختیار بگذارد. سپس گادرد به ایالت مکزیک جدید رفت و کارگاهی در نزدیکی شهر رازول (Roswell) بنا نمود. در نزدیکی کارگاه برج و سکوی پرتابی نیز ساخته شد و از همین سکوی پرتاب بود که یک سال پس از فوت گادارد اولین موشک آمریکائی وی-دو(V-2) راه آسمان را در پیش گرفت.

از سال ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۱ گادارد در رازول با همکاری همسرش که سمت منشی و حسابدار کارگاه را به عهده داشت و چند تکنیسین به تحقیق پیرامون ساختمان موشک‌های سریع السیر ادامه داد طی همین مدت موفق شد اکثر نظریات خود را درباره علم موشک سازی آزمایش و سپس پیاده کند. با وجود آن که بیشترین ارتفاعی که او توانست به آن برسد از ۲۷۰۰ متر تجاوز نکرد، ولی نقشه‌ها و طرح‌های وی در کشتی‌های فضایی که بعداً به ارتفاعات خیلی زیاد رسیدند مورد استفاده قرار گرفت. گادارد در سال ۱۹۴۵ بدرود حیات گفت در حالی که دنیا آن طور که باید اهمیت کار وی را درک ننموده بود. گادرد چند ماه قبل از فوت این عدم توجه را به این طریق بیان می‌کند:

اهمیت موشک‌های شیمیائی با سوخت مایع بیشتر در موشکهای بزرگ و برای مسافت‌های زیاد معلوم می‌شود و در حال حاضر آمریکا به چنین موشکهائی احتیاج ندارد. شاید این عدم درک کافی علت بزرگتری نیز داشته باشد و آن اینست که این دانشمند نابغه سعی داشت بیشتر بطور انفرادی کار کند و اکثر کارها اعم از طراحی، ترسیمی و ساختمان را خود انجام دهد. در کارگاه وی بیش از سه تا چهار تکنسین و همسرش افراد دیگری بکار گماشته نشده بودند، چندین بار سازمان های صلاحیت‌دار صنعتی پیشنهاد همکاری دادند ولی او کمک آنها را قبول ننموده. گادارد در حیات خود فقط جزئی از نتیجه تحقیقات خود را در اختیار عامه قرار داد و در حقیقت همین کناره‌گیری بود که مانع شناسایی کارهای پراهمیت او شد.

اما در سال ۱۹۲۳ در همان زمانی که  گادارد درورجستر آمریکا (Worcestor) سرگرم آزمایش باراکتهای شیمیائی با سوخت جامد بود و در مسکو تسیولکوفسکی مشغولتحقیقات فضایی خودبود، در اروپای باختری تحول بزرگی در تاریخ فضاپیمایی بوقوع پیوست و آن انتشار کتابی تحت عنوان «موشکی در فضای بین کرات» بود که توسط یک معلم ریاضی جوان بنام هرمان ابرت (Hermann Oberth) نوشته و به خرج شخصی انتشار یافته بود.

ابرت در این کتاب چندین تئوری مربوط به مسافرت‌های کیهانی و استفاده از راکتهای شیمیایی را تشریح کرده بود، در حالی که قسمت عمده آن تکرار کارهایی بود که تسیولکوفسکی بیست سال قبل در روسیه منتشر ساخته بود و یا گادارد روی آن آزمایش نموده بود ولی ابرت مستقلا به این نتایج علمی رسیده بود و در مورد بعضی از مطالب نکات جدیدی را تیز مورد مطالعه قرار داده بود.

3-27-2015 7-16-22 PM

پس از انتشار این کتاب بود که ابرت برای اولین بار با تسیولکوفسکی و کارهای وی آشنایی پیدا کرد و از آن به بعد این دو دانشمند امور فضایی رابطه کاملا دوستانه‌ای با یکدیگر برقرار نمودند. از طرف دیگر رابطه ابرت و گادارد آنقدرها گرم نبود. در ماه مه ۱۹۲۲ ابرت از آلمان نامه‌ای به گادارد می‌نویسد و بار اطلاع می‌دهد که در آستانه انتشار نتیجه چندین سال مطالعه و تجسس خود درباره مسائل مربوط به امور فضایی است و از گادارد در خواست می‌کند نسخه‌ای از انتشارات خود را برای او ارسال دارد. در جواب این نامه گادارد نسخه‌ای از گزارشی که سه سال قبل به اسمیتسونیان ارائه داده بود ارسال کرد. یک سال بعد کتاب «موشکی در فضای بین کرات» در اروپا به چاپ رسید که در آن ابرت از گادارد نیز نام برده بود. با اینکه جای تردیدی نیست که ابرت نتایج چاپ شده را مستقلا بدست آورده بود، با وجود آن گادرد کاملا به این امر مشکوک بود و شدت سوء ظن وی در جواب انتقادی که در بولتن جامعه آمریکائی فضائی در مه ۱۹۳۱ انتشار یافت که چرا گادارد نتایج تحقیقات خود را در دسترس عموم نمی‌گذاشت. گادارد نوشته بود: آنقدر از عقاید و پیشنهادات من در خارجه بدون ذکر نامکپی شده که ناگزیر مرا مصمم ساخته از انتشار نتایج تحقیقاتم خودداری نمایم.

در دهه سوم قرن بیستم در آلمان نظریات ابرت پیرامون کشف فضا مورد توجه مردم قرار گرفت و بر اساس کارهای وی کتابی بنام« مسافرت در فضا» توسط ویلی لی (WillY Ley) و دیگری تحت عنوان «پیشبرندگی در فضا» توسط ماکس‌والبر (Max Valier) انتشار یافت. در سال ۱۹۲۵ والتر هوهمن (Walter Honmann) مهندس آلمانی که سخت تحت تأثیر کارهای ابرت قرار گرفته بود اقتصادی‌ترین مسیر برای رسیدن از کره‌ای به کره‌ دیگر را فرمول بندی کرد. با علاقه روزافزون جوانان آلمانی به فضانوردی، ابرت و دوستانش، جامعه آلمانی مهندسین موشک‌سازی را در اواخر سال ۱۹۲۵ افتتاح نمودند.

این جامعه آلمانی فضاپیمایی اولین کانون کیهانی که در تاریخ ثبت شده است نمی‌باشد. بلکه یک سال قبل از افتتاح آن در مسکو کانونی به اسم «سازمان روسی برای مطالعات سفرهای کیهانی» آغاز به کار نمده بود. این سازمان در سال ۱۹۳۰ توسط انقلابیون روسیه متوقف شد و یکسال بعد سازمانی جدید برای پیشبرد مطالعات فضایی و موشک‌سازی به جای آن شروع به کار کرد.

همزمان با فعالیتهای ابرت در آلمان، سازمان منجمین فرانسه یک سخنرانی معروف از اسالت پلتوی (Fsnault – Peltsrie) تحت عنوان « کشف اتمسفرهای بالا و امکان مسافرتهای کیهانی » در سال ۱۹۲۸ منتشر ساخت و در سال بعد همین مقاله کمی مفصل‌تر بصورت یک کتاب به چاپ رسید. پلتری سپس بمنظور پیش بردن فعالیتهای تحقیقاتی فضائی با کمک آندره هیرش (Andre Hiresh) یکی از بانک داران فرانسه یک جایزه سالیانه ۵ هزار فرانکی برای بهترین مکتشف و یا محقق فضائی ترتیب داد که اولین آن نصیب ابرت  شد.

فعالیتهای گروه آلمانی تحت سرپرستی ابرت و والتر هوهمن بزودی مورد توجه مقامات نظامی آلمانی قرار گرفت. پیمان ورسای (Tresty of Versailles) پس از جنگ جهانی اول ساختن اسلحه های سنگین را در آلمان تحریم کرده بود ولی در آن پیمان ذکری از نام موشک نشده بود، روی همین اصل نظامیان آلمانی در سال ۱۹۳۱ یک مرکز موشک در کومرس دورف (Kummersdorf) تحت سرپرستی والتر درن برگر (Walter Dornberger) بنا نمود و اولین مهندس غیر نظامی که در آنجا بکار گرفته شد فن براون ( Von Braun) بود. دیری نگذشت که در مرکز کومرس دروف با استفاده از الکل و اکسیژن مایع، موشکی به وزن ۳۰۰ کیلوگرم ساخته و آن را به ارتفاع دو هزار متری رساند. پس از موفقیت‌های روز افزون این مرکز پروژه های موشک سازی آببمان برتای مسائل امنیتی به مرکزی در جزیره پنه موند ( Peenemundo) در سال ۱۹۳۷ انتقال یافت و ابرت نیز با فن براون در پنه موند همکاری نمود. در همین مرکز موشک‌های وی-دو ( V-2) توسط مهندسین آلمانی طراحی شد و تحت اختیار ارتش آلمان گذاشته شد.

3-27-2015 7-20-34 PM

در روز ششم سپتامبر ۱۹۴۴ بمباران پاریس توسط راکتهای وی-دو شروع شد. دو روز بعد همین موشک ها بسوی لندن پرتاب شدند، ولی دیگر دیر شده بود و این موشک‌های نتوانستند سرنوشت جنگ را عوض کنند.

پس از مارس ۱۹۴۵ و پایان جنگ جهانی دوم پروژه وی-دو (V-2) در آمریکا با همکاری بعضی از مهندسین پنه موند،‌از جمله فن براون دنبال شد. اولین وی-دو در آمریکا از سکوی پرتابی که گادارد درازول بنا نهاده بود کمتر از یک سال پس از مرگ گادارد به سوی آسمان پرتاب شد. پروژه وی-دو در آمریکا تحت سرپرستی فن براون دنبال گردید.

از بین تسیولکوفسکی ، گادارد و ابرت، یعنی سه دانشمند بزرگ و پایه‌ریز مسافرت‌های کیهانی، فقط ابرت بود که عمرش اجازه داد، پروژه آپولو و فتح ماه را ببیند.


مسافرت‌های فضایی: دوران حقیقی

اولین موجود زنده ای که به فضا رفتیک سگ روسی بنام لیکا Laika بود که در روز سوم نوامبر ۱۹۵۷ با سفینه اسپوتنیک دوم سفر خود را آغاز نمود. مطالعه حالات جسمی و روحی لیکا در موقع پرتاب، ورود به مدار زمین و در حالت بی‌وزنی اطلاعات گرانبهایی در اختیار دانشمندان فضایی قرار دارد، این سگ پس از یک هفته در اثر خفگی درگذشت.

3-27-2015 7-24-41 PM

سرانجام روز ۱۲ آوریل ۱۹۶۱ یوری گاگارین – سرگرد نیروی هوائی روسی- با پرواز وستک یک (Vostok 1) در مداری به دور زمین قرار گرفت و نخستین فضانورد تاریخ شد.

سفینه گاگارین ساعت ۹ و ۷ دقیقه به وقت محلی از سکوی پرتاب در کناره دریای خزر به فضا پرتاب شد و پس از یک بار گردش به دور زمین که ۱۰۸ دقیقه بطول انجامید، گاگارین در ناحیه ساراتوف (Saratov) سلامت به زمین بازگشت.

3-27-2015 7-30-09 PM
3-27-2015 7-29-53 PM
3-27-2015 7-29-38 PM
3-27-2015 7-29-17 PM
3-27-2015 7-28-49 PM

روز بیستم فوریه ۱۹۶۷ اولین فضانورد آمریکایی جان گلنJohn H.Glenn  با کپسول دوستی هفت (Frindsship 7)  در طی مدت ۴ ساعت و ۵۶ دقیقه، سه بار دور زمین گشت و سپس در اقیانوس آرام فرود آمد.



فیزیک‌دانان با مدل‌سازی ترمودینامیکی سیستم زمین متوجه شده‌اند استفاده از انرژی‌های تجدیدپذیری مانند باد و موج دریا اثری معادل دو برابر شدن سهم دی‌اکسیدکربن در جو و تشدید گرمایش جهانی خواهد داشت!

مجید جویا: اگر شاهد یک طوفان وحشتناک یا تندباد اقیانوسی بوده باشید، دیگر کار ساده‌ای نخواهد بود باور کردن این که انسان می‌تواند در نیروهای قدرتمند طبیعی که مسبب این صحنه‌های وحشتناک بوده‌اند، تغییری ایجاد کند. ولی این ادعای تحریک برانگیز یک فیزیک‌دان است که به محاسبات خود در این زمینه اطمینان دارد.

به گزارش نیوساینتیست، الکس کلایدن از انستیتوی بیوژئوشیمی مکس پلانک در جنای آلمان در بررسی‌های خود چنین نتیجه گرفته که این فرض اولیه که منابع انرژی مانند باد و موج کاملا تجدیدپذیر هستند، اشتباه است. به گفته وی، در صورتی که مزارع بادی کافی بسازید تا جایگزین سوخت‌های فسیلی شوند، دچار کاهش جدی در انرژی موجود در جو خواهیم شد که از جمله تبعات آن تغییر شدید آب‌وهوا خواهد بود.

کلایدن می‌گوید که تلاش‌ها برای تامین بخش بزرگی از انرژی مورد نیاز ما از طریق باد و امواج، بخش چشمگیری از انرژی قابل استفاده ناشی از تابش خورشید را مصرف خواهد کرد. به عقیده وی، ما در عمل منابع انرژی سبز را خالی خواهیم کرد. استدلال وی بر قوانین ترمودینامیک مبتنی است، که بر اساس آنها، نمی‌توان از تمام انرژی خورشیدی که به زمین می‌رسد برای تولید انرژی مفید برای بشر استفاده کرد. 

هنگامی که انرژی خورشید به اتمسفر ما می‌رسد، قسمتی از آن بادها و امواج اقیانوسی را به حرکت در می‌آورد، آب را از زمین تبخیر می‌کند و آن را به ارتفاعات بالا می‌برد. بخش عمده‌ای از باقیمانده انرژی تبدیل به گرما می‌شود که نمی‌توان از آن استفاده کرد.

در حال حاضر، انسان‌ها تنها یک بخش از 10 هزار بخش مجموع انرژی را که از خورشید به زمین می‌رسد، استفاده می‌کنند، یعنی یک‌صدم درصد! ولی به گفته کلایدن این نسبت نباید ما را اغفال کند. برعکس، ما باید این را در نظر بگیریم که چقدر از انرژی قابل استفاده (که در ترمودینامیک، انرژی «آزاد» نامیده می‌شود) در کل سیستم در دسترس است، و تاثیر خود را بر آن محاسبه کنیم.

کلایدن در مقاله‌ای که در ژورنال تعاملات فلسفی انجمن سلطنتی منشتر شده، حساب کرده که انسان‌ها در حال حاضر 47 تراوات انرژی (هر ترا برابر هزار میلیارد است) مصرف می‌کنند که عمده آن از سوزاندن سوخت‌های فسیلی و کشت گیاهان به دست آمده است. این میزان، تقریبا متناظر با 5 الی 10 درصد از کل انرژی آزاد تولید شده توسط سیستم زمین است.

وی می‌گوید:‌ «تعیین درصد دقیق برای این قسمت، کار ساده‌ای نیست. ولی ما قطعا بیش از تمام فرایندهای زمین‌شناختی از انرژی آزاد استفاده می‌کنیم». به عبارت دیگر، ما در مقابل مجموع زمین‌لرزه‌ها، آتشفشان‌ها و حرکت صفحات زمین‌شناختی، تاثیر بزرگ‌تری بر تعادل انرژی زمین داریم».

هرقدر که این حرف افراطی باشد، ولی باید کاملا جدی گرفته شود. پیتر کاکس که بر روی دینامیک سیستم‌های آب‌وهوایی در دانشگاه اکستر انگلیس تحقیق می‌کند، می‌گوید: «کلایدن در خط مقدم موج جدیدی از تحقیقات قرار دارد که پاداش احتمالی آن خیلی بزرگ خواهد بود، نظریه ترمودینامیکی سیستم زمین که به ما کمک می‌کند تا محدودیت‌های استفاده بشر از منابع در دسترس را درک کنیم. در حقیقت، محاسبات کلایدن معنی ژرفی برای تلاش‌های ما در تغییر منابع تامین انرژی دارد».

از 47 تراوات انرژی‌ای که ما استفاده می‌کنیم، تقریبا 17 تراوات آن از سوزاندن سوخت‌های فسیلی می‌آید. در نتیجه برای جایگزینی آن به ساخت منابع بزرگ انرژی نیاز داریم تا دست کم همین 17 تراوات را تولید کنند و از آنجا که هیچ فناوری‌ای بازده صددرصد ندارد، قسمتی از انرژی آزاد گرفته شده از ژنراتورهای باد و موج، به صورت گرما تلف می‌شوند. در نتیجه با ایجاد مزارع بادی و نیروگاه‌های برق موج‌آبی، ما بخشی از انرژی مفید خورشید را به گرمای غیر قابل استفاده تبدیل می‌کنیم.

کلایدن می‌گوید: «برجا ماندن تاثیرات استفاده مقیاس وسیع از انرژی باد بر جو زمین، اجتناب‌ناپذیر خواهد بود. چون ما تا این حد از انرژی آزاد استفاده می‌کنیم و هر سال هم بر مقدار آن افزوده می‌شود، منابع ذخیره این انرژی را به پایان خواهیم رساند». به گفته وی، احتمالا اولین جایی که این تاثیر، خود را نشان دهد در داخل همان مزارع باد است، جایی که مقدار انرژی مورد انتظار از این تاسیسات عظیم تامین نمی‌شود و دلیل آن، مصرف شدن منابع انرژی زمین است».

کلایدون با استفاده از یک مدل چرخش جهانی، دریافت که در صورت استفاده بی‌رویه از مزارع بادی و مصرف ذخیره انرژی آزاد، مقدار انرژی که می‌توان استحصال آن را از باد انتظار داشت تا 100 برابر کاهش خواهد یافت. حتی در این صورت هم، به طور نظری بدست آوردن 70 تراوات انرژی از آن امکان‌پذیر خواهد ماند، ولی انجام چنین کاری تبعات خیلی جدی در پی خواهد داشت.

در مدل کلایدن، به رغم این که بیرون کشیدن این میزان از انرژی از جو باعث توقف وزش باد نخواهد شد، ولی بارش نزولات آسمانی، اغتشاشات جوی و مقدار پرتوهای خورشید را که به زمین می‌رسند تغییر خواهد داد. دامنه تغییرات قابل قیاس با تغییرات آب‌وهوایی خواهد بود که در اثر دو برابر شدن غلظت دی‌اکسیدکربن در جو ایجاد شود.

مارتن آمباوم، هواشناس از دانشگاه ردینگ انگلیس، می‌گوید: «این دیدگاهی فریبنده و بالقوه بسیار مهم است. میزان مصرف انرژی از سوی بشر هنگامی که با انرژی آزاد تولید شده در زمین مقایسه شود، خیلی زیاد است. اگر ما از منظر انرژی به قضیه نگاه نکنیم، در آن صورت شاید امکان بالقوه مصرف منابع انرژی طبیعی، ما را گمراه کند».

ولی این امر، به هیچ وجه به معنای پایان انرژی‌های تجدیدپذیر نیست. فتوسنتز نیز انرژی آزاد تولید می‌کند، ولی بدون اتلاف گرما. افزایش سهم گیاهان جذب‌کننده نور، (مثلا از «طریق پروژه‌هایی برای سبز کردن بیابان‌ها») می‌تواند به معنی ذخیره بیشتر انرژی‌های آزاد باشد. سلول‌های خورشیدی فتوولتائیک هم می‌توانند مقدار انرژی آزاد بدست آمده از پرتوهای نور خورشید را افزایش دهند، هرچند هنوز موانع جدی بر سر انجام این کار در مقیاس گسترده وجود دارد.

به گفته کلایدن، در هر حالت ما باید در مورد این اصول بنیادین، خیلی بیشتر و روشن‌تر از گذشته فکر کنیم. «ما زمان سختی را خواهیم داشت تا بتوانیم مهندسینی را که بر روی انرژی باد کار می‌کنند قانع کنیم که محدودیت نهایی، این نیست که بازدهی یک توربین بادی چقدر است، بلکه این است که طبیعت می‌تواند چقدر انرژی مفید تولید کند». آنگونه که کلایدن می‌پندارد، این ایده که ما می‌توانیم مقادیر نامحدودی از انرژی‌های تجدیدپذیر را از محیط پیرامون خود استحصال کنیم، به اندازه ایده ماشین حرکت دائم تخیلی است.

آیا برق خورشیدی پاسخ نهایی است؟
صنعت انرژی خورشیدی که به اندازه کافی بزرگ باشد تا بتواند تاثیر واقعی بگذارد، نیاز به سلول‌های خورشیدی ارزان و کارامد خواهد داشت. بدبختانه، خیلی از کارآمدترین سلول‌های خورشیدی امروزی نیاز به عناصر کمیابی مانند ایندیوم و تلوریوم دارند که منابع جهانی آنها در عرض چند دهه به پایان خواهد رسید.

به گفته کاستوری چاپرا از موسسه فناوری هند در دهلی‌نو، برای این که بتوان از فناوری فتوولتائیک در مقیاس گسترده استفاده کرد، باید از عناصر ارزان‌تر و در دسترس‌تری مانند روی و مس استفاده کرد. 

سال گذشته، پژوهشگران آی‌بی‌ام نشان دادند که می‌توان سلول‌های خورشیدی را با استفاده از این عناصر به همراه قلع، گوگرد و عنصر نسبتا کمیاب سلنیوم تولید کنند. این سلول‌های «کَستریت»، در همین مرحله هم کارایی قابل قیاس با سلول‌های خورشیدی موجود در بازار را دارند، و شاید روزی هم بتوان آنها را بدون نیاز به سلنیوم تولید کرد.

ولی حتی اگر در نهایت سلول‌های خورشیدی مانند این، ساخته شده و روانه بازار شوند، باز هم باعث گرمایش زمین می‌شوند. دلیل این امر این است که آنها تنها بخش کوچکی از نوری را که به آنها می‌تابد به برق تبدیل می‌کنند و بخش عمده‌ای نور را جذب و آن را به گرما تبدیل می‌کنند که وارد محیط اطراف می‌شود. از همین رو، شاید انرژی خورشیدی نیاز به سلول‌هایی داشته باشد که نوری را که استفاده نمی‌کند بازتاب دهد.

در حال حاضر از جلبکها به عنوان منبعی مهم و ارزشمند جهت تولید سوخت های زیستی یاد می شود اما آنها کاربردهای دیگری نیز دارند. استفاده به عنوان مکمل های غذایی و حتی عنصری مهم در صنایع تولید لوازم آرایشی از جمله کاربردهای دیگر این ساختارهای طبیعی به شمار می آیند.

در فرآیند پرورش تجاری جلبکها از کودهای شیمیایی نیز استفاده می شود که البته این فرآیند با صرف هزینه های اضافی همراه است. اکنون گروهی از محققان دانشگاه رایس آمریکا راههایی را برای پرورش جلبکها در فاضلاب شهری جستجو می کنند. نکته مهم اینجاست که فاضلاب شهری به طور بالقوه غنی از کودهای شیمیایی ارزان است و از آن گذشته رشد جلبکها در چنین محیطی به تصفیه فاضلاب کمک زیادی می کند.

محققان این دانشگاه زنجیره های مختلفی از جلبک های غنی از روغن را در مخازن روباز حاوی فاضلاب شهری هوستون پرورش می دهند.

آنها دریافته اند رسوبات و لجنی که در چنین فاضلابی وجود دارد حاوی مقادیر قابل توجهی فسفر است که برای رشد و تکثیر و عملکرد هرچه بهتر جلبکها بسیار مثمرثمر است.

محققان دریافتند پس از یک بازه زمانی 14 هفته ای، نه تنها جلبکها همچنان با طراوت هستند بلکه بیش از 90 درصد نیترات و 50 درصد فسفر فاضلاب را مصرف کرده اند که بدین ترتیب فرآیند تصفیه سازی آن به مراتب راحت تر و کم هزینه تر از قبل می شود.


محمود حاج‌زمان: تاکنون فکر کرده‌اید که اگر به جای سوخت‌های متداول، سوخت موشک درون باک خودروی خود بریزید چه اتفاقی می‌افتد؟ جواب این سوال خیلی هیجان‌انگیز است: در صورتی‌که موتور خودرو شما از نوع گازوئیلی باشد، با سوخت موشک هم کار خواهد کرد!

این پاسخی است که مانوئل مارتینز سانچز، استاد هوافضای ام.آی.تی (انستیتو فناوری ماساچوست) به این سوال می‌دهد. استفاده از هیدروژن مایع که سوخت موتورهای اصلی شاتل فضایی است، موتور خودروهای گازوئیلی را به راه خواهد انداخت. تنها مساله این است که باید هیدروژن مایع را در دمای منفی 260 درجه سانتی‌گراد نگهداری کنید. انبار کردن هیدروژن مایع در پارکینگ خانه کار بسیار خطرناکی است، والبته باید مانع یخ زدن موتور ماشین توسط آن شوید.

اما استفاده از RP-1 از هیدروژن مایع هم بهتر است. این سوخت بر پایه نفت سفید که در دهه 1950 / 1330 به عنوان گزینه‌ای کارآمدتر در مقایسه با سوخت بر پایه الکل موشک توسعه یافت؛ نیروی محرکه لازم برای فضاپیماهای سایوز و فالکون-9 را تامین می‌کند. مارتینز سانچز می‌گوید: «RP-1 خویشاوند نزدیک‌تری برای سوخت دیزل است؛ بنابراین استفاده از آن در موتورهای گازوئیلی مشکل خاصی ندارد. تنها مساله این است که RP-1 فراریت کمتر و لزجت بالاتری دارد، بنابراین شاید موتور خودرو در هوای سرد به خوبی کار نکند.»

اما در مجموع، استفاده از RP-1 به دردسرش نمی‌ارزد. سوخت موشک در مقایسه با بنزین کارایی پایین‌تری دارد، و استفاده از آن باعث نمی‌شود که خودروی شما سریع‌تر حرکت کند.

توضیح عکس آغازین مطلب: این تصویر مربوط به آخرین پرتاب ناسا است که طی آن فضاپیمایی به منظور نقشه‌برداری از سطح ماه رهسپار قمر زمین شد. موج احتراق اولیه این موشک، قورباغه‌ای را در نزدیکی دوربین‌های تصویربرداری غافلگیر و آن را چندین متر به هوا پرتاب کرد! (تصویر بزرگ‌تر را در ادامه مشاهده می‌کنید)
سوخت موشک

با گرم شدن فزاینده زمین و پیامدهای تهدیدکننده زیست محیطی آن، امید تازه پژوهشگران به تهیه سوخت زیستی از جلبک‌ها است.

وقتی با پل وودز از میان مزارع سرسبز خارج از وست‌پالم‌بیچ می‌گذشتیم،‌ چشم‌بند بر چشمانم نبسته بود؛ اما طوری نگاهم می‌کرد که انگار به این موضوع فکر کرده است. وودز، مدیرعامل جسور 46 ساله شرکت تازه تاسیس سوخت‌های زیستی با نام الگ‌نول است و اسرار شرکتش را خیلی خیلی جدی می‌گیرد. به غیر از کارمندان رسمی بخش انرژی آمریکا، ‌من اولین فرد غریبه‌ای بودم که از تجهیزات آزمایشگاهی آن‌ها دیدن می‌کردم.

ما وارد یکی از خروجی‌های جاده شدیم و و در میان دیواره‌های گیاهی بی‌نام و نشانی، درست در وسط محوطه‌ای مسطح در بین درختان نخل توقف کردیم. آن‌جا،‌ در واحدی به اندازه نصف یک زمین بسکتبال،‌ جایی بود که وودز خودش را از دنیا مخفی کرده‌ بود. در کنار پنجره‌های پلاستیکی که نور خورشید را به درون می‌تاباندند، ردیف‌های متعددی از لوله‌های سفید‌رنگ قرار داشت که با مایعی به رنگ سبز تیره لجنی پر شده بودند. این مایع، مخلوطی از آب و جلبک ( ارگانیسم گیاه‌مانندی که به نور خورشید و دی‌اکسید کربن نیاز دارد) است.

وودز می‌گوید که وی و شرکایش با مالکیت اختصاصی این نوع جلبک که به سرعت در حال تکثیر است، ‌قصد دارند نوعی سوخت زیستی به دنیا عرضه کنند که نسبت به نفت یا اتانول بدست‌آمده از ذرت، سبزتر و ارزان‌تر باشد. او می‌افزاید:« ما در نهایت می‌خواهیم 20 میلیارد گالن تولید داشته باشیم و در قیمت دست به رقابت بزنیم. ما با بازار فروش، تنها یک سال فاصله داریم.»

چنین پیش‌بینی‌های متهورانه‌ای در صنعت سوخت‌های زیستی کاری معمول و پیش پا افتاده است. اما چنان که در همایش اوج انرژی آینده دنیا، در تاریخ 19 ژانویه در ابوظبی بحث شد، سال 2008 برای کسانی که می‌خواستند سوخت‌های نفتی را با گیاهان جایگزین کنند، سال خوبی نبود.

صنعت اتانول ذرت آمریکا که با یارانه‌های دولتی پر و بال گرفته بود، در سال گذشته سقوط کرد. بدتر این‌که، چنان که تعدادی از مطالعات نشان داده‌اند، اتانول ذرت، جدا از این که بخواهد یک سوخت سبز جایگزین باشد، باعث تورم در قیمت مواد غذایی و ایجاد سطوح بالاتری از گازهای گلخانه‌ای نسبت به سوخت‌های گازوییلی شد، چرا که یارانه‌های سوخت‌های زیستی در واقع تبدیل به مشوقی برای نابودی جنگل‌ها شدند. ناتانائل گرین، از تحلیل‌گران انجمن حمایت از منابع طبیعی در آمریکا می‌گوید:« هر چه که باشند، سوخت‌های زیستی سنتی مانند اتانول یا ‌موتورهای زیستی، ما را به مسیر غلطی می‌کشانند.»

اما رها کردن گزینه سوخت‌های زیستی در حال حاضر کار اشتباهی است. واقعیت این است که خودروها،‌ کامیون‌ها و هواپیماها، عامل انتشار 13 درصد از گازهای گلخانه‌ای هستند (‌البته این نسبت در کشورهای توسعه یافته خیلی بالاتر است) و هیچ راه‌حل فوری برای قطع وابستگی ساکنین زمین به هواپیماهای جت و موتورهای احتراق داخلی برای حمل و نقل و جابجایی وجود ندارد. حتی فناوری‌هایی که چنین نویدی داده‌اند، ‌مانند ماشین‌های برقی، سال‌ها با رسیدن به استفاده عمومی فاصله دارند و علاوه بر آن، نیاز به تغییرات گسترده‌ای در زیرساخت‌های حمل و نقل از جمله جایگاه‌های شارژ و الکتریسیته پاک دارند.

جان دسیکو، مرد اول استراتژی‌های مربوط به خودرو در صندوق حمایت زیست محیطی آمریکا می‌گوید: « مهم‌ترین مساله‌‌ای که می‌توان عنوان کرد، این است که در حال حاضر برای اعلام ناکارآمدی هر گزینه‌ای خیلی زود است. مساله‌ واقعا جدی است.»

خوش‌بختانه کارخانه‌های آمریکا و اروپا در جستجوی راه‌های جایگزینی برای سوخت‌های زیستی گرفته شده از مواد غذایی هستند و در این جستجو از گیاهان آمریکای شمالی گرفته تا جلبک‌های دریایی، ‌به سراغ همه چیز رفته‌اند. هر فناوری تازه‌ای مضراتی دارد و هنوز هیچ‌کدام به طور کامل آماده نیستند. اما در دنیای در حال گرم شدن و با منابع نفتی محدود، ما گزینه‌های کمی برای انتخاب داریم و آن‌ها را دنبال می‌کنیم.

کابرد علم
ذرت و نیشکر اولین محصولاتی بودند که تبدیل به سوخت زیستی شدند،‌ چراکه تخمیر قندهای این گیاهان و تبدیل آن‌ها به اتانول ساده است. اما گیاهان به غیر از قندها و بخش‌های خوراکیشان، ‌قسمت‌های دیگری هم دارند. سلولز را در نظر بگیرید ، مولکول آلی فراوان و سختی که غشای سلولی تمام گیاهان را می‌سازد. طبیعت، برای مثال در معده گاوی که چمن را می‌جود و یا موریانه‌ای که از چوب تغذیه می‌کند، آنزیم‌هایی فراهم آورده که سلولز را به قند تبدیل می‌کنند. اما بنا به نظر لی لیند، در حال حاضر و در مقیاس صنعتی،‌ تبدیل سلولز به شکلی که در تولید سوخت قابل استفاده باشد، ، خیلی گران‌قیمت است. لی لند، مهندس محیط زیست در کالج دارتموث آمریکا و از موسسین ماسکوما، شرکت تازه تاسیسی است که بر روی فناوری‌های سلولزی به عنوان سوخت زیستی آزمایش می‌کنند.

پیشرفت در این زمینه بسیار کند است. با این حال، ‌اکنون شرکت‌های آمریکایی متعددی‌ بر سر تصاحب رتبه اول بازار اتانول سلولزی با هم در رقابتند و در این راه بر کمک اعتبار مالیاتی جدید آمریکا برای بازارهای سوخت‌های زیستی که ارزش آن 1.01 دلار برای هر گالن است، حساب باز کرده‌اند‌. این کمک دولتی به آن‌ها کمک می‌کند تا از عهده مخارج سنگین اولیه برآیند و بدین طریق، سوخت‌های سلولزی را در رقابت سخت‌تری با نفت قرار دهند.

در شرکت ماسکوما، لیند بر یافتن و استفاده از نوعی باکتری تمرکز کرده که می‌تواند سلولز را هضم کند و طی یک مرحله ساده، اتانول را از دهانش استخراج کرد. وی این کار را فرایند زیستی یکی‌شده می‌نامد. این کار، هزینه‌های تولید را به نحوی چشمگیر کاهش می‌دهد و وی معتقد است شرکتش بالاخره می‌تواند حتی بدون یارانه‌های دولتی، اتانول را بسیار ارزان‌تر از گاز تولید کند. شرکت‌های بزرگ نیز به این طرح علاقه‌مند شده‌اند؛ به‌طوری‌که ‌ماسکوما اخیرا قراردادی را با جنرال موتورز برای تولید سوخت سلولزی امضا کرده است. این شرکت در حال برنامه‌ریزی برای راه‌اندازی واحدهای مالی در میشیگان است.

سایرین نیز در تلاش برای پیشرفت در این زمینه‌اند. ورنیوم،‌ یک کارخانه دو ساله واقع در کمبریج،‌ در حال کامل کردن کار روی یک گیاه تزیینی است که برای اولین بار در خاک آمریکا به عمل می‌آید. این گیاه که در لوییزیانا پرورش داده می‌شود،‌ قادر است غالبا از پسماندهای نیشکر، سالانه 1.4 میلیون گالن معادل 5.3 میلیون لیتر اتانول سلولزی تولید کند. ورنیوم امیدوار است مشارکتی که اخیرا با غول انرژی، بی.پی شکل گرفته است،‌ بتواند فرآیند به ثمر رساندن این پروژه را تسریع کند.

کارلو ریوا، مدیر اجرایی این کارخانه می‌گوید: «شما ممکن است کاری را در آزمایشگاه انجام دهید و بسیار عالی و کامل باشد، اما آن چه در دنیای واقعی روی می‌دهد، بسیار متفاوت است. شما مجبورید که با امتحان آن در دنیای واقعی بیاموزید که چه باید کرد.»

اما تعداد شرکت‌هایی که در زمینه شکستن سلولز تجربه عملی زیادی داشته باشند، نسبت به شرکت نووزیمز دانمارک که بزرگ‌ترین تولیدکننده در تولید آنزیم‌های صنعتی است، بسیار اندک است. نووزیمز از قدیم برای اهداف زیستی- صنعتی مانند تصفیه فاضلاب، آنزیم تولید می‌کرده؛ اما در سال‌های اخیر به سوخت‌های زیستی روی آورده است، ابتکاری که در حال حاضر سریع‌ترین رشد را در بازار کاری خود دارد.

این شرکت از شکارچیان آنزیم‌هایی استفاده می‌کند که تمام جهان را گشته‌اند تا بهترین باکتری‌هایی که بتوانند سلولز را هضم کنند، پیدا کنند. کار کثیفی است، توده‌های کود یکی از بهترین مکان‌ها برای این جستجو به حساب می‌آیند! اما وقتی می‌توانید از ابزارهای فناوری زیستی برای تولید آنزیم‌های بهتر در آزمایشگاه استفاده کنید،‌ چرا باید منتظر بمانید که طبیعت آن را به شما بدهد؟

در واحد پژوهش این شرکت واقع در ویویس، دانشمندان نووزیمز در حال بررسی و دست‌کاری ساختار ژنتیکی آنزیم‌های منتخب هستند تا توانایی شکست سلولز را درآن‌ها بالا ببرند، فرایندی که تکامل هدایت‌شده نامیده می‌شود. لارس هانسن،‌ رییس نووزیمز در آمریکای شمالی می‌گوید: «سلولز در برابر شکسته شدن مقاوم است، اما فناوری زیستی برای حل این چالش تکاملی در حال رشد است.»

امیدواری برای فناوری زیستی
حتی این امید وجود دارد که فناوری زیستی بتواند سوخت‌های زیستی بهتری بسازد. یکی از نکات منفی استفاده از اتانول این است که موتور استاندارد خودروهای فعلی برای سوزاندن آن نیاز به تغییر و یا افزودن قطعات جدید دارد. علاوه بر آن، اتانول برای عبور از لوله‌هایی که مواد نفتی را وارد بازار مصرف می‌کنند، بسیار خورنده است. اما شرکت امیریس واقع در امریویل، در حال استفاده از مهندسی ژنتیک برای تولید مخمرهایی است که می‌تواند با طرح‌های مشتری سازگار شود. سوخت‌های تجدید‌پذیری که تمام امتیازات هیدروکربن‌ها را مانند سهولت جابجایی و تراکم بالای انرژی دارا است و زیانی برای طبیعت ندارند.

نیل رنینگر، از موسان این شرکت می‌گوید: «ما چیزی می‌خواهیم که در زیرساخت‌های هستی آینده جای بگیرد.» این شرکت در آبان ماه گذشته، با اجرای طرح آزمایشی این گیاه نشان داد که می‌تواند سالانه 2.4 میلیون گالن (معادل 9 میلیون لیتر) سوخت تجدیدپذیر تولید کند و تا سال 2011، قصد دارد تا 200 میلیون گالن (معادل 900 میلیون لیتر) سوخت به بازار تزریق کند.

اما در این‌جا تنها یک مشکل وجود دارد، طراحان سوخت در شرکت امیریس هنوز به مواد غذایی وابسته‌اند ( این ماده غذایی در حال حاضر، نیشکر است). با این‌که نیشکر در مقایسه با ذرت منبع غنی‌تری برای تولید سوخت است، باز هم جزو محصولات غذایی حساب می‌شود و مشکل بتوان گفت که شرکت امیریس بدون اثر گذاشتن روی منابع غذایی چگونه قادر خواهد بود در واقعیت، فناوری‌اش را گسترش دهد.

جلبک، بهترین جایگزین
اما جایگزینی وجود دارد که ارزان‌تر و فراوان‌تر است و هیچ یک از مضرات محصولات کشاورزی را ندارد و آن جلبک آبی است. حتی برخلاف اتانول سلولزی که به نوعی نیازمند مزرعه برای کشت است،‌ جلبک متنوع باغی در هر جای گرم و آفتابی رشد می‌کند و به جای آب شیرین گران‌بها در آب شور پرورش می‌یابد. علاوه بر همه این‌ها، جلبک از کربن تغذیه می‌کند، آن هم به مقدار زیاد. بنابراین واحدهای رشد و تکثیر جلبک‌ها می‌توانند بالقوه دو کار انجام دهند:‌ هم منبع انرژی تجدیدپذیر باشند و هم برای کربن حاصل از کارخانه‌هایی که با سوخت فسیلی کار می‌کنند، چاره‌ای باشند.

جیسون پیل، مدیرعامل شرکت انرژی کبود می‌گوید:« ما به دنبال محصولی هستیم که زمین و آب را برایمان نگاه دارد و به نسبت دی‌اکسیدکربن تولیدی، انرژی فوق‌العاده‌ای داشته باشد.» شرکت وی که در سن‌دیگو، کالیفرنیا واقع شده؛ یکی از بهترین شرکت‌های نوپا در حوزه سوخت زیستی است.

اما هیچ شرکتی به اندازه الگ‌نول آقای وودز در مورد جلبک سرسخت و کله‌شق نیست. وی این شرکت را در سال 1385 / 2006 تاسیس کرد، اما از سال 1363 / 1984، زمانی که هنوز مشغول به تحصیل بود، به ایده پایه‌ای تاسیس این شرکت رسیده بود و از آن زمان در حال بررسی توانایی‌های با‌لقوه جلبک بوده است.

اکثر کارخانه‌های جلبک، آن را برداشت می‌کنند و با فشرده‌سازی آن، روغنی استخراج می‌کنند که طی فرایندهای بعدی تبدیل به سوخت می‌شود. اما در شرکت الگ‌نول، در فضای بخاری مانند و با فرایندی شبیه تعریق، روغن جلبک را می‌گیرند و به مایع تبدیل می‌کنند. به گفته وودز، سیستم‌های او سالانه می‌توانند تا 6هزار گالن تولید کنند. این مقدار که معادل 700،22 لیتر اتانول به ازای هر جریب زمین است، در مقایسه با 370 گالن (1400 لیتر) به ازای هر جریب اتانول ذرت، رقم بسیار بالاتری است. وودز در آزمایشگاهش در فلوریدا زانو می‌زند و با دست، ضربه‌ای به یکی از مخزن‌های حامل می‌زند. قطره‌های شفاف درون سرپوش می‌چکند. او می‌گوید:« خودش است، ‌این چیزی است که ما اینجا یاد گرفتیم. این کار واقعا جواب می‌دهد.»

وودز به زودی شانس این را خواهد داشت که ایده‌اش را در مقیاس بزرگ آزمایش کند. قرار است که وی همراه با گروهی از شرکا، واحدی بزرگ برای تولید انبوه این محصول در صحرای سونوران واقع در شمال مکزیک راه‌اندازی کند. مکان ساحلی این مرکز، امکان استفاده از آب دریا را برای رشد جلبک فراهم می‌کند و یک کارخانه زغال‌سنگ در آن نزدیکی، دی‌اکسید کربن لازم را برای گردش توربین تولید به این مرکز خواهد فرستاد. اما هنوز هم همه متقاعد نشده‌اند که جلبک یا شرکت الگ‌نول برای تولید آماده است. جان بنمان، از متخصصان سوخت‌های زیستی جلبکی می‌گوید: «من می‌گویم که انتظاری که از آن می‌رود، بیش از واقعیت است.» وی به این نکته اشاره می‌کند که هنوز برای گرفتن دی‌اکسید کربن از کارخانه‌های بزرگ و ارسال آن به واحدهای پرورش جلبک،‌ هیچ راه اقتصادی وجود ندارد.

البته که تقریبا در همه سوخت‌های زیستی پیشرفته، انتظارات فراتر از واقعیت است، همان‌طور که در دنیای انرژی جایگزین نیز چنین است. خبر خوب این است که فناوری تولید سوخت‌های زیستی در حقیقت به سرعت در حال رشد است. اما خبر بد، این است که در حال حاضر، بازار آن نسبت به نفت، بیشتر شبیه یک پروژه علمی نمایشی است. حل این مساله‌ نیاز به سیاست‌های دولتی هوشمندانه‌ای مانند حمایت از سوخت‌ها بر اساس کربنی که از خود به جا می‌گذارند و نه جایی که از آن می‌آیند، دارد. آقای گرین می‌گوید: شاید سوخت‌های زیستی بدترین راه پیش روی ما باشد، اما غیر از آن چاره دیگری نداریم.

تایمز- ترجمه: بهنوش خرم‌روز

سدهای ذخیره دارای دریچه‌هایی هستند که ورودی آن در ارتفاع مشخصی بالاتر از بستر سد قرار دارد و هروقت حجم آب از ظرفیت پیش‌بینی‌شده برای سد فراتر رود، آب اضافه خودبخود از این دریچه‌ها تخلیه می‌شود.

سدهای ذخیره دارای دریچه‌هایی هستند که ورودی آن در ارتفاع مشخصی بالاتر از بستر سد قرار دارد و هروقت حجم آب از ظرفیت پیش‌بینی‌شده برای سد فراتر رود یا به عبارت دیگر، سطح آب به آن ارتفاع برسد (مثلا به هنگام وقوع سیلاب)، آب اضافه خودبخود از این دریچه‌ها تخلیه می‌شود.

در این تصویر نمایی از مراحل تخلیه آب را از طریق یکی از دریچه‌های سد ذخیره لیدی‌باور در آپردرونت، دربی‌شایر انگلستان (یکی از سه سد ذخیره آب در مسیر رودخانه درونت) را می‌بینید. برای مشاهده عکس در ابعاد بزرگ‌تر، اینجا را کلیک کنید.

- سه روز پیش آرایش کم‌نظیر زمین، ماه و خورشید باعث شد قوی‌ترین جزر و مد قرن در سطح زمین اتفاق بیفتد و امواجی بلندتر از 12 متر سواحل نرماندی را در شمال فرانسه فرا بگیرند.

ساعاتی پس از آخرین خورشیدگرفتگی کلی سال 1393 و در روز اول فروردین، ساکنان شمال اروپا شاهد بزرگ‌ترین مد دریا در قرن بیست‌ویک بودند. این اتفاق که اَبَرمَهکِشَند نیز نامیده می‌شود، در بین عموم مردم به «جزرومد قرن» مشهور است و این در حالی است که به گفته دانشمندان این پدیده هر 18.6 سال یک‌بار اتفاق می‌افتد و به عبارت دیگر در هر قرن مردم شاهد 5 یا 6 ابرمهکشند خواهند بود.

به گزارش نشنال‏‌جئوگرافیک، یکی از هیجان‌انگیزترین ابرمهکشندهای امسال در سواحل نرماندی واقع در شمال فرانسه اتفاق افتاد، جایی که هزاران توریست جمع شده بودند تا ببینند چگونه امواج 12 متری آب دریا اطراف صومعه تاریخی مونت سنت‌مایکل را در بر گرفته و این میراث جهانی منتخب یونسکو را به جزیره‌ای در دل اقیانوس بدل می‌کند.

شرح عکس: ابرمهکشند در صومعه مونت سنت مایکل، سواحل نرماندی فرانسه، 21 مارس 2015 / 1 فروردین 1394

جزرومد یا کشند، پدیده‌ای است که به خاطر تفاوت نیروی جاذبه ماه و خورشید بر نقاط مختلف زمین اتفاق می‌افتد. پوسته زمین سخت و جامد است و از آن‎جا که اختلاف جاذبه ماه و خورشید آن‌قدر زیاد نیست که سنگ و خاک را جابجا کند، جزرومد روی خشکی اثر نمی‌گذارد؛ اما آب اقیانوس‌ها در اثر این تفاوت نیروی جاذبه به‌راحتی جابجا می‌شود و به همین دلیل در اقیانوس‌ها و دریاهای آزاد آب از جایی رانده شده (جزر) و به جایی دیگر افزوده می‌شود (مد). به همین دلیل است که جزرومد فقط در آب‎های آزاد اتفاق می‏‎افتد.

شرح عکس: عکسی قدیمی از صومعه مونت سنت مایکل در شرایط معمولی. جاده‌ای که در این تصویر می‏‏‎بینید جاده قدیمی این منطقه است که در تصویر اول زیر آب رفته است. جاده‎‌ای که در عکس اول مشخص شده، جدید است.

به گفته دانشمندان، دو عامل باعث شد جزرومد سه روز پیش به بیشترین مقدار در سال‌های اخیر برسد. نخست این‌که زمین، ماه و خورشید دقیقا روی یک خط قرار گرفتند و این همان عاملی است که باعث شد روز 29 اسفند در شمال اقیانوس اطلس خورشیدگرفتگی اتفاق بیفتد؛ و دوم این‌که ماه در حضیض مداری و کمترین فاصله از زمین قرار داشت و همین باعث افزایش اثر گرانش ماه روی زمین ‌شد. ترکیب این دو عامل بزرگ‌ترین مد دریا را طی سال‌های اخیر به اروپا آورد و متناظر با آن، باعث بیشترین میزان عقب‌نشینی آب از سواحل شرق آمریکا و آسیای مرکزی شد که حدود 6 ساعت با اروپا اختلاف زمانی دارند.

اثر جزرومد در نقاط مختلف زمین متفاوت است و شمال فرانسه و در امتداد کانال انگلیس جزو مناطقی است که سطح جزرومد در آن‌ها بالا است. ابرمهکشند پیشین در روز 10 مارس 1997 / 18 اسفند 1375 اتفاق افتاده بود و ابرمهکشند بعدی در تاریخ 3 مارس 2033 / 11 اسفند 1411 رخ خواهد داد.

سه شنبه 18 فروردین 1394

راهنمای انتخاب عینک مناسب صورت تان

نویسنده: Laura   طبقه بندی: اطلاعات علمی ساده و خلاصه، 


مجله دنیای سلامت - عطیه حشمتی، کارشناس اپتومتری: شکل صورت و شکل فریم: به طور کلی، فریمی که برای فرد انتخاب می شود بایستی دارای خطوطی باشد که آن دسته از سطوح صورت را که از حالت ایده آل فاصله دارد را تعدیل نماید.

راهنمای انتخاب قاب عینک

هفت شکل و تیپ صورت


1-    بیضی: نوع ایده آل شکل صورت به شمار می رود.

2-    مستطیلی: از حالت طبیعی باریک تر و درازتر می باشد و سطوح جانبی صورت نسبت به حالت بیضی، نسبت به یکدیگر موازی هستند.

3-    گرد: نسبت به حالت بیضی، کروی تر می باشد.

4-    مربعی: نسبت به حالت بیضی، جانبین صورت با یکدیگر بیشتر موازی هستند به علاوه صورت کوتاه و پهن تر نیز می باشد.

5-    مثلثی:
قسمت پائینی صورت نسبت به قسمت بالای صورت پهن تر است.

6-    مثلثی وارونه:
که ناحیه پیشانی پهن تر از ناحیه فک است.

7-    لوزی: قسمت مرکزی صورت پهن تر است و در بالا و پائین، صورت به طور قابل توجهی باریک می شود.

تاثیرگذاری در طول صورت

در انتخاب فریم اندازه عمومی و افقی فریم، میزان گردی و یا مربع بودن شکل فریم و رنگ قسمت قدامی فریم اهمیت دارند. بمنظور سادگی بیشتر در بحث شکل های مختلف فریم، می توان آن را در دو مقوله مورد بررسی قرار داد:

راهنمای انتخاب قاب عینک

1- ابعاد فریم و اینکه آیا تاکید بیشتری بر قسمت بالا یا پایین فریم صورت گرفته است مثل فریم های با رنگ گرادیان عمودی و یا در تمامی قسمت های فریم تاکید یکسانی وجود دارد مثل فریم های با رنگ یکنواخت. این ملاحظات در ارتباط با درازا و پهنای صورت قرار می گیرد.

2- چگونگی زاویه دار بودن و میزان گردی شکل فریم که در ارتباط با زاویه ها و میزان گردی صورت و چگونگی خط ابرو قرار می گیرد.

پهنای مناسب برای فریم برابر با پهن ترین قسمت ساختار استخوانی صورت است.

3- به عنوان یک قاعده عمومی، هرچه صورت کشیده تر باشد، عمق فریم نیز باید بیشتر باشد. در این حالت فریم قسمتی از صورت را می پوشاند و به نظر می رسد که کشیدگی صورت کاهش پیدا کرده است.

4- فریم های تیره تر که دارای رنگ یکنواخت هستند نسبت به فریم های گرادیان عمودی به کوتاه نمودن صورت های کشیده بیشتر کمک می کنند. لازم به تذکر است که هر فریمی که توجه شخص نظاره گر را به قسمت بالایی آن جلب نماید، جزء فریم های گرادیان عمودی محسوب می شود، نظیر فریم نخ نایلونی که قسمت بالای آن مشکی رنگ است. این فریم ها در کشیده نمودن صورت های پهن مفید هستند. در این حالت نواحی مرجع در تعیین ارتفاع صورت قسمت تیره بالای فریم و خط چانه صورت خواهند بود و بنابراین این فریم ها صورت را کشیده تر به نظر می رسانند.

هرچه دسته فریم بالاتر قرار گرفته باشد صورت را کشیده تر نشان می دهد و بالعکس. پس برای صورت های کشیده فریم عینکی که بخش انتهایی آن پایین تر قرار گرفته است مفید خواهدبود.

5- در صورت های چاق و فربه، علاوه بر رعایت نکاتی که برای صورت های پهن رعایت می شود بهتر است از فریمی استفاده شود که حضور آن بر روی صورت کمتر نمایان باشد، نظیر فریم های ریملس، نخ نایلونی و یا فلزی نازک. همچنین به اندازه عمودی فریم نیز باید توجه داشت.

راهنمای انتخاب قاب عینک

تاثیرگذاری بر بالانس صورت


در صورت هایی که قسمتی از آن پهن تر از سایر نواحی است می توان با انتخاب فریم مناسب تعادل صورت را دوباره برقرار نمود. مثلا در صورت های مثلثی با قاعده پایین که ناحیه فک پهن تر از پیشنی است ملاحظات زیر را بایستی مدنظر داشت:

صرف استفاده کردن از عینک به دلیل جلب توجه به قسمت بالای صورت بر تعادل صورت می افزاید.
پهنای فریم طبق قاعده کلی بایستی تقریبا برابر با پهنای ناحیه فک باشد.

بهتر است از فریم های بیضی و یا فریم هایی که قسمت پایین آن شیب دار است استفاده گردد، چرا که فریمی که مستطیلی است خط صاف چانه را بیشتر تاکید می کند.

بهتر است فریم، رنگ تیره تری داشته باشد. اگر صورت کشیده است رنگ یکنواخت داشته باشد و اگر صورت کوتاه است در بالای فریم، رنگ تیره تری وجود داشته باشد.

از طرف دیگر در صورت های مثلثی با قاعده بالا فیت فریم مشکل تر است چرا که حضور فریم، توجه را به سمت قسمت پهن صورت متوجه می کند. به منظور کاهش توجه، فریم باید حداقل جلب توجه را داشته باشد. بایستی حداقل پهنا را داشتهب اشد چرا که اگر پهنای آن از پهنای سر بیشتر باشد توجه بیشتری به ناحیه بالای صورت جلب می گردد.

بهتر است ظریف باشد و رنگ ملایمی داشته باشد. فریم های ریملس و یا فلزی نازک با رنگ ملایم گزینه های خوبی می توانند باشند. فریم با شکل گرد می تواند حالت مثلثی صورت را خراب کند. این نوع صورت ظرافت جذابی به صورت ناتوان می دهد و بهتر است فریم انتخابی نیز ظرافت ویژه ای داشته باشد.

راهنمای انتخاب قاب عینک

خطوط فریم


تکرار کردن خطوط صورت بوسیله خطوط فریم، باعث تاکید بر خطوط صورت می شود که می تواند تاثیر مثبت یا منفی بر زیبایی صورت فرد داشته باشد.

قسمت بالایی فریم بایستی شکلی مشابه حالت ابروهای فرد داشته باشد و قسمت پایینی آن پیروی کننده خطوط گونه و فک باشد در غیر اینصورت هارمونی صورت از بین می رود.

بهترین فریم برای مردان طاس فریمی است که ریم بالایی آن در ناحیه ابرو مستقیم باشد، به این دلیل که ریم بالایی قسمتی از ناحیه پیشانی را می پوشاند و بنابراین کمی از ارتفاع زیاد پیشانی می کاهد.

مهمترین کاری که قسمت پایینی فریم می تواند انجام دهد اثر بالابرندگی صورت در اشخاص پیری است که صورت افتاده ای دارند. در صورتی که فریم پایینی نسبت به فریم بالایی توجه بیشتری جلب نماید چینهای پایین رونده موجود در صورت های پیر را کمتر بنظر می رساند. اثر مهم دیگر فریم پایینی پوشاندن چین های زیر پلک در بعضی افراد است که در این حالت می توان از طریق انتخاب فریمی با فریم پایینی ضخیم و تیره این ناحیه را پوشاند.

راهنمای انتخاب قاب عینک

عواملی که در انتخاب رنگ فریم می توانند مدنظر قرار بگیرند


رنگ مو:


1- برای موهای سفید، فریم های با رنگ آبی و قرمز کم رنگ مناسب می باشد.

2- افراد با موهای ضخیم و تیره می توانند از فریم های تیره تر و جذاب تر استفادهنمایند ولی افراد با موهای نازک و روشن بهتر است از فریم های ظریف و با رنگ روشن استفاده کنند چرا که یک عینک تیره و جذاب بر روی صورت فردی با موهای روشن و نازک جلب توجه بسیار بیشتری نسبت به صورت شخصی که دارای موهای تیره و ضخیم است می نماید.

3- در ارائه فریم های فلزی، افراد با موهای بلوند، قهوه ای روشن و قرمز می توانند از فریم طلایی رنگ استفاده کنند و افراد با موهای سفید از فریم نقره ای رنگ. افرادی که دارای رنگ موی تیره یا مشکی هستند از هرکدام از این رنگ ها می توانند استفاده نمایند. برای شخصی که دارای موهای سفید کمی در اوایل میانسالی است، استفاده از فریم نقره ای رنگ تاکید بیشتری بر موهای سفید فرد کرده و وی را مسن تر جلوه می دهد بنابراین در اینگونه افراد استفاده از فریم با رنگ تیره تر توصیه می شود.

چشمان دارای PD زیاد یا کم


در افرادی که چشم های آنها نسبت به پهنای صورت بسیار نزدیکتر به یکدیگر هستند بایستی از فریمی استفاده کنند که توجه کمتری را به قسمت مرکزی فریم جلب نماید پس بهتر است فریمی با پل بی رنگ و نواحی تمپورال مشخص استفاده گردد تا توجه شخص نظاره گر به نواحی تمپورال صورت جلب گردد. بالعکس برای شخصی که چشمانش نسبت به یکدیگر فاصله زیادی دارند، بهترین فریم، فریمی است که دارای پل بینی تیره رنگ و ضخیم می باشد که کمی پایین تر نیز قرار می گیرد.

راهنمای انتخاب قاب عینک

ضخامت فریم


هرچه صورت ظریف تر و کوچک تر باشد، می توان رنگ روشن تری برای فریم انتخاب کرد و بالعکس. همانند رنگ فریم، ضخامت های درشت و بیشتر (heavy) فریم برای صورت های با خصوصیات جدی تر و فریم های با ضخامت کم و نازک (light) برای صورت های لطیف و ظریف تر مناسب است.

مخصوصا کودکان و بانوان دارای صورت های ظریف را می توان با فیت کردن فریم های نازک و ظریف زیباتر جلوه داد اما در صورت فیت فرمی با رنگ تیره و ظاهری درشت تر، در صورت این افراد بسیار کوچک و ضعیف تر به نظر خواهدرسید. هنگامیکه در انتخاب فریم درشت تر یا ظریف تر برای بیمار مردد هستید، همیشه فریم ظریف تر را به وی پیشنهاد دهید.

صورت های بیضی

هر نوع فریم با هر سبکی می توانند استفاده کنند. بهترین فریم برای اینها فریمی است که کمی پهن تر از پهن ترین قسمت صورت باشد. فریم های خیلی باریک یا خیلی پهن تعادل صورت را بهم می زند و مناسب نیستند.

راهنمای انتخاب قاب عینک

صورت های مستطیلی


فریم پهن همراه با اتصال دسته پایین تر در صورت های مستطیلی بهتر است فریم دارای رنگ یکنواخت باشد. دو قاعده کل:

1-    هرچه دسته فریم بالاتر قرار گیرد، صورت را کشیده تر نشان می دهد و هرچه دسته فریم پایین تر قرار گیرد کشیدگی صورت کمتر نمایان می شود.

2-    فریم هایی که قسمت بالایی تیره تری دارند در کشیده نمودن صورت مفیدترند نظیر فریم های نخ نایلونی.

صورت های گرد

فریم باریک و زاویه دار همراه با اتصال دسته بالاتر در صورت های گرد و مربعی بهتر است پل عینک باریک و شفاف باشد تا سبب شود چشم ها درشت تر دیده شوند.

صورت مثلثی

صورت مثلثی با قاعده بالا (فریم با حداقل پهنا با رنگ ملایم)

فریم های ریملس و یا فلزی نازک با رنگ روشن بهترین گزینه هستند. این نوع صورت ظرافت جذابی به صورت بانوان می دهد و بهتر است فریم انتخابی نیز ظریف باشد.

راهنمای انتخاب قاب عینک

صورت مربعی


فریم باریک و موازی با زاویه های صورت. گوشه های عینک کشیده و زاویه دار باشد، در صورتهای مربعی نیز فریم با اتصال دسته بالاتر بهتر است. ترجیحا فریم مربعی نباشد، عرض فریم بیشتر از عمق فریم باشد.

صورت مثلثی قاعده پایین Triangle (فریم پهن با رنگ تیره)

در اینگونه صورت ها صرف استفاده از عینک، بر تعادل صورت می افزاید. بهتر است پهنای فریم تقریبا برابر پهنای ناحیه فک باشد. فریم بیضی یا مربعی مناسب تر است زیرا فریم مستطیلی، خط صاف چانه را بیشتر تاکید می کند.

صورت های لوزی

مانند صورت های مثلثی با قاعده بالا، فریمی که حداقل جلب توجه را داشته باشد.

دنیای ما آنچنان غرق در اسرار و ناشناخته‌هاست که هرچه قواعد جدیدی در آن کشف می‌کنیم با قفل‌های جدیدتر و بیشتری روبرو می‌شویم. این پازل بی‌انتها ذهن دانشمندان بسیاری را از سراسر کره‌ی خاکی به خود مشغول کرده و برخورد دهنده‌ی بزرگ ذرات سرن که بزرگ‌ترین ماشین ساخت بشر است نیز برای کمک به حل معماهای جدید بار دیگر در حال آماده سازی است.

آزمایش‌های جدید در سرن؛ انقلاب در فهم بشر از جهان؟

پس از گذشت دو سال از فعالیت اولیه‌ی هادرون کولایدر بزرگ آزمایشگاه سرن که منجر به کشف ذره‌ی خدا یا بوزون هیگز شد، اکنون زمان آن رسیده که این ماشین عظیم که در کشور سوئیس قرار دارد بار دیگر برای سلسله آزمایش‌های جدیدی که با عنوان «فصل دوم» شناخته شده روشن شود.

ذره خدا، یک ذره بنیادی اولیه فرضی دارای جرم بوده که وجود آن توسط مدل استاندارد فیزیک ذرات پیش‌بینی شده‌ است. مشاهده تجربی این ذره می‌تواند درباره چگونگی جرم‌دار شدن ماده توسط ذرات بنیادی بدون جرم دیگر، توضیح دهد. به طور خاص، بوزون هیگز، می‌تواند دلایلی برای تفاوت‌های بین فوتون که بدون جرم است و بوزون‌های W و Z که نسبتاً پرجرم هستند، ارائه کند. جرم ذرات بنیادی، تفاوت‌های بین الکترومغناطیس (که توسط فوتون‌ها ایجاد می‌شود) و نیروی هسته‌ای ضعیف (که توسط بوزون‌های W و Z ایجاد می‌شود) در ساختار میکروسکوپیک (و به‌طبع ماکروسکوپیک) ماده مؤثر هستند؛ بنابراین، بوزون هیگز یک مؤلفه بسیار مهم در دنیای ماده‌ است.

در تاریخ چهارم ژوئیه ۲۰۱۲ دانشمندان مرکز تحقیقات سرن در سوئیس اعلام کردند که در آزمایش‌های خود ذره «بوزون هیگز» را که «ذره خدا» نیز نامیده می‌شود، مشاهده کرده‌اند. حال با تایید شناسایی این ذره، فیزیک ذرات مدل استاندارد تکمیل شده است؛ اما دانشمندان احتمال وجود ذرات دیگر را به کلی نادیده نگرفته و همچنان بدنبال جنبه‌های احتمالی ناشناخته در این مدل هستند.

پس از کشف ذره‌ی هیگز در سال 2012 که منجر به توضیح این مساله می‌شد که چرا مواد دارای جرم هستند، دانشمندان خود را برای رویارویی با چالش دلهره آور معماهای جدید آماده ساختند. بوزون هیگز در پاسخگویی به موجودیت دنیا آنقدر حائز اهمیت بود که آن را «ذره‌ی خدا» نامیدند.

در میان شاهکارهای متعدد برنامه‌ریزی شده، دانشمندان این مرکز بزرگ تحقیقاتی این بار تلاش خواهند کرد ماده‌ی تاریک را بر روی زمین تولید کنند. تصور می‌شود 95 درصد از جهان بی‌انتهای ما از ماده‌ی سیاه تشکیل شده باشد؛ ماده‌ای که هنوز هم ماهیت دقیق و خصوصیات ویژه‌ی آن بر ما پوشیده است و سرانجام شرایط آزمایشگاهی مطالعه بر روی آن پدید آمده است. در ادامه طی فصل دوم آزمایشات که به لطف برخورد دهنده‌ی بزرگ امکان‌پذیر خواهد شد، دانشمندان این مرکز به دنبال نشانه‌هایی از بُعدهای جدید در فضا و زمان خواهند گشت تا راهی برای جای دادن جاذبه در مدل‌های استاندارد فیزیک ذرات بدست آید؛ مساله‌ای که در حال حاضر یکی از نواقص اصلی دانش ما در فیزیک به شمار می‌رود.

همچنین این احتمال وجود دارد که ذرات کاملا جدیدی در دل ماده کشف شوند که پتانسیل ایجاد انقلاب در درک ما از جهان را دارا خواهند بود.

این آزمایش‌ها نیازمند نیروی بسیار عظیمی خواهد بود. پرتوهای ذرات پروتون ضمن برخورد شدید با یکدیگر موجب ایجاد تصادفی خواهند شد که 13 برابر انرژی یک پشه‌ی در حال پرواز را ایجاد خواهد کرد. بله ممکن است تصور کنید این میزان انرژی چندان زیاد نیست، اما این همین میزان انرژی در واقع درون فضایی فشرده شده که حدود یک تریلیون بار کوچک‌تر از آن حشره است.

پروفسور دیو کارلتون که رهبری یکی از آزمایش‌ها را بر عهده خواهد داشت اعلام کرده که محققان مایل هستند به خصیصه‌های بوزون هیگز بیشتر پی برده و متوجه شوند که آیا نوع دیگری از اینگونه ذرات نیز وجود دارد یا خیر.

پرسش بزرگ دیگری که امیدواریم به نتایجی در خصوص آن دست یابیم این است که جهان تاریک چیست... احتمال خوبی وجود دارد که بالاخره به سرآغاز پی بردن به این مساله رسیده باشیم. اگر ما بتوانیم به ماده‌ی تاریک دسترسی پیدا کنیم، قادر خواهیم بود ذرات آن را بصورت مستقیم تولید کنیم.

پروفسور کارلتون به فرضیه‌ای اشاره می‌کند که بر اساس آن، جاذبه با فهم فعلی ما از فیزیک ذرات ترکیب می‌شود که البته «احتمالا به بُعدهای اضافی فضا زمان نیاز خواهد داشت.»

برخورد دهنده‌ی بزرگ ذرات که به اختصار LHC خوانده می‌شود، در حقیقت یک تونل 27 کیلومتری است که در سراسر آن آهنرباهای قدرتمندی کشیده شده و تا کمتر از منفی 270 درجه سلیسیوس سرد شده است. در اصلاحات جدید این دستگاه عظیم آنچنان ارتقا یافته که آزمایشگاه مرکزی سرن، آن را یک ماشین تقریبا جدید می‌داند.

انتظار می‌رود در ابتدای امر، پرتوهای کم انرژی برای طی کردن مسیر حلقوی موجود ارسال شوند تا فرآیند عملکرد دستگاه در مراتب پیچیده‌تر مورد آزمایش قرار گیرد. انتظار می‌رود برخوردهای پر انرژی حداقل تا دو ماه دیگر صورت نگیرند.

آزمایش‌های جدید در سرن؛ انقلاب در فهم بشر از جهان؟

پروفسور چارلتون از دانشگاه بیرمنگام می‌گوید:

با بازسازی شرایطی نظیر آنچه دقیقا پس از مهبانگ (بیگ‌بنگ) بوجود آمد در آزمایشگاه، انتظار می‌رود به نتایج مهمی در خصوص آنچه در پس این پدیده به وقوع پیوست تا جهان در 13.8 میلیارد سال پیش ایجاد شود دست پیدا کنیم.

البته کسانی که تصور می‌کنند دانشمندان قرار است در سرن یک کلید را فشار داده و یک مهبانگ دیگر بوجود آورند که جهان را تهدید خواهد کرد بهتر است تصورات منفی را از خود دور کنند. این ایده در ابتدای کار برخورد دهنده‌ی بزرگ در کشورهایی نظیر ایالات متحده موجب نگرانی‌هایی شد اما در این میان یک قانون ساده‌ی فیزیک وجود دارد که باید آن را در نظر داشت. پروفسور چارلتون می‌گوید:

یکی از قوانین پایه‌ای این است که شما فراتر از آنچه بعنوان انرژی به سامانه وارد می‌کنید، انرژی دریافت نخواهید کرد. ما قادر به خلق دنیای جدید یا انفجارهایی در حد بیگ‌بنگ نخواهیم بود. چگالی و تراکم انرژی شبیه‌سازی شده به آنچه در ایجاد جهان اولیه وجود داشته شبیه خواهد بود اما ما آن حجم انرژی که در بیگ بنگ اولیه وجود داشته را وارد دستگاه نمی‌کنیم. این آزمایش در حقیقت ذره‌ای بسیار کوچک و ریز از مهبانگ است.

بنابراین آنچه دانشمندان در صدد انجام آن هستند، بازسازی شرایط وقوع انفجار بزرگ است که تصور می‌شود مبدا جهان بوده و جنبه‌های ناشناخته‌ی بسیاری برای ما دارد. امکان مطالعه‌ی تجربی ماده‌ی تاریک می‌تواند پس از کشف بوزون هیگز، از بزرگ‌ترین دستاوردهای فیزیک مدرن به شمار رود.

منبع: زومیت

دوشنبه 17 فروردین 1394

کلاف سردرگم سقوط هواپیما

نویسنده: Laura   طبقه بندی: اطلاعات علمی ساده و خلاصه، 

محمدحسین جهان‌پناه*: پرونده حادثه دل‌خراش پرواز 320 «ژرمن‌وینگز» که به مرگ 150 نفر انجامید همچنان با سؤالاتی فراوان باز است. معمای حادثه هواپیمای آلمانی زمانی پیچیده‌تر می‌شود که انبوهی از پیش‌داوری‌های رسانه‌ای و نظرات عجولانه و غیرمسئولانه مقامات قضایی نیز چاشنی آن می‌شوند.

بریس رابین دادستان فرانسوی مسئول تحقیقات قضایی حادثه، در کمتر از 48 ساعت پس از وقوع سانحه، در اظهارنظری غیرحرفه‌ای سقوط هواپیما را به‌احتمال‌زیاد عمدی دانست و به‌این‌ترتیب خیلی زود کمک‌خلبان 27 ساله هواپیما به مظنون اصلی حادثه بدل شد.

نظریه دادستان در اصل بر پایه صدای ضبط‌شده داخل کابین از جعبه سیاه اول هواپیما و اطلاعات گردآوری‌شده از کنترل ترافیک هوایی استوار بود. این در حالی است که گروه تحقیقات امنیت هوایی فرانسه و آژانس امنیت هوایی اروپا هنوز هیچ نظر رسمی دراین‌باره منتشر نکرده بودند. هم‌چنین حتی تا زمان نگارش این متن، هنوز جعبه سیاه دوم (FDR) - که حاوی اطلاعات فنی پرواز است - یافت نشده و طبیعتاً هر اظهارنظر شتاب‌زده در این زمینه کاملاً غیرمسئولانه شمرده می‌شود.

همان‌گونه که انجمن خلبانان اروپایی در بیانیه خود اشاره کرده، انتشار داده‌های دستگاه ضبط صدای کابین، نقض فاحش مقررات جهانی تحقیقات سوانح هوایی شمرده می‌شود. به‌طورمعمول، تحقیق در مورد علل وقوع حوادث هوایی فرایندی زمان‌بر است؛ به‌طوری‌که حتی اگر جعبه سیاه دوم هواپیما نیز همان روز اول پیدا شده بود، بازهم روزها طول می‌کشید تا گروه تحقیق به تصویر کاملی ازآنچه واقعاً رخ داده است، برسند. شایان‌ذکر است که دادستانی در این پرونده تحقیقات خود را به‌صورت موازی و مستقل از تحقیقات آژانس تحقیقات سوانح هوایی فرانسه (Bea) به‌پیش می‌بَرد.

آیا اگر فرد دیگری در کابین بود این اتفاق نمی‌افتاد؟
اما به فرض درست بودن فرضیه دادستان فرانسوی (که انتشار اخبار مختلف در مورد مشکلات روانشناختی کمک‌خلبان و حتی تحت درمان بودن او به‌دلیل میل به خودکشی، آن‌را تقویت می‌کند)، آیا حضور نفر دوم در کابین می‌توانست جلوی بروز حادثه را بگیرد؟

از سال‌های دور، در ایالات‌متحده قوانین پرواز به این صورت بوده که اگر خلبان یا کمک‌خلبان به هر علتی نیاز به ترک کابین داشته باشند، می‌بایست یکی از خدمه جای او را در کابین پر کند. به‌این‌ترتیب کابین خلبان هیچ‌گاه در اختیار تنها یک نفر رها نمی‌شود؛ اما این دستورالعمل در اروپا و البته دیگر قاره‌ها تا پیش‌ازاین سانحه و البته حادثه MH-370 مالزی، به‌صورت یک دستورالعمل اجباری وجود نداشت.

در اروپا، آژانس‌های امنیت ملی هوایی اختیارات زیادی برای وضع قوانین پروازی ندارند و این EASA یا آژانس امنیت هوایی اروپاست که قوانین یا توصیه‌نامه‌ها را برای شرکت‌های هوایی صادر می‌کند. به‌این‌ترتیب هر شرکت هوایی آزاد است تا دستورالعمل‌های داخلی پروازهای خود را وضع کند!

اما حتی اگر چنین دستورالعملی وجود داشت، آیا ممکن بود بتواند از بروز این سانحه دل‌خراش جلوگیری کند؟ پاسخ اصلاً آسان نیست. در نگاه نخست حضور نفر دوم در کابین قطعاً می‌تواند شانس سقوط عمدی هواپیما یا هر عمل غیرعقلانی دیگری را که ممکن است توسط یکی از دو خلبان رخ دهد کاهش دهد؛ اما هیچ ضمانتی هم دراین‌باره وجود ندارد! به‌عنوان‌مثال، تحقیقات «هیئت ملی ایمنی حمل‌ونقل» آمریکا (NTSB) در مورد سانحه سال 1999 / 1378 پرواز 990 خطوط هوایی مصر که به مرگ 217 نفر انجامید، خلاف این مدعا را نشان می‌دهد. در جریان حادثه فوق، کمک‌خلبان پرواز عامدانه با تغییر تنظیمات ارتفاع پرواز سیستم خلبان خودکار، هواپیمای بوئینگ 767 خود را در وضعیت سقوط به سطح اقیانوس اطلس قرار داد؛ اما حتی پس‌ازآنکه کاپیتان، موفق به در اختیار گرفتن هواپیما شد، تلاش او برای بازگرداندن هواپیما به شرایط متعادل بی‌حاصل ماند و هواپیما درنهایت، سقوط کرد.

شرایط فراوانی را می‌توان تصور کرد که در آن شخص دومی هم که در کابین جای یکی از دو خلبان را گرفته نتواند جلوی بروز سانحه احتمالی را بگیرد. حتی اگر فرض کنیم که این شخص دوم اطلاعات جامع و کاملی هم از پرواز داشته باشد، بازهم شرایط پیچیده‌تر از این حرف‌هاست. فراموش نکنید که این یک فیلم هالیوودی نیست! به‌علاوه، این نکته را هم باید افزود که به‌عنوان‌مثال در آمریکا، خلبان‌ها پس از حوادث 11 سپتامبر، اجازه حمل سلاح کمری را نیز دارند. ضمن آنکه حضور نفری جایگزین در کابین به معنای رفت‌وآمد بیشتر به کابین خلبان، باز بودن بیشتر در کابین و طبیعتاً کاهش امنیت کابین نیز منجر شود.

میراث 11 سپتامبر
پس از وقوع حوادث تروریستی 11 سپتامبر، در ایالات‌متحده و بسیاری از کشورهای اروپایی قوانین سخت‌گیرانه‌ای در مورد قفل‌کردن در ورودی کابین خلبان هواپیما در طول پرواز - برای پیشگیری از هواپیماربایی - وضع شد. به‌این‌ترتیب، درب کابین خلبان جز در صورت لزوم می‌بایست در طول پرواز قفل بماند. بااین‌حال با داشتن یک رمز پشتیبانی، درب کابین خلبان هواپیمای ایرباس 320 همچنان می‌تواند از بیرون هم باز شود. بر اساس قوانین داخلی لوفت‌هانزا، به‌جز خلبان و کمک‌خلبان، خدمه پرواز نیز از این رمز آگاهی دارند. به‌این‌ترتیب، پس از وارد شدن رمز، درب پس از وقفه‌ای 30 ثانیه‌ای باز می‌شود، مگر آنکه با تغییر وضعیت قفل از داخل کابین، از باز شدن درب جلوگیری شود.

دست‌کم 5 سقوط عمدی در 20 سال اخیر
از سال 1994 / 1373 به این سو، دست‌کم چهار حادثه مشابه روی داده‌اند که در آن‌ها خلبان مقصر سقوط بوده و هواپیما را به عمد به زمین یا اقیانوس کوبیده است. این چهار مورد عبارت‌اند از: یک فروند اِی.تی.آر-42 متعلق به نیروی هوایی مراکش در سال 1994 / 1373، یک فروند بوئینگ 737 خطوط هوایی چینی سیلک‌ایر در سال 1997 / 1376، یک فروند بوئینگ 767 خطوط هوایی مصر در سال 1999 / 1378 و یک فروند امبرائر-190 متعلق به خطوط هوایی موزامبیک در سال 2013 / 1392.

به‌علاوه این تصور نیز وجود دارد که پرواز مشهور اِم.اچ-370 خطوط هوایی مالزی که همچنان اثری از آن یافت نشده نیز حاصل اتفاقی مشابه باشد.

از این میان، حادثه ژرمن‌وینگز شباهت زیادی به حادثه امبرائر-190 موزامبیک دارد. خلبان خطوط هوایی موزامبیک زمانی که در کابین تنها بود؛ هنگام پرواز در ارتفاع 38 هزار پایی - مشابه ارتفاع پرواز ایرباس320 ژرمن‌وینگز- بدون مقدمه با تغییر تنظیمات سیستم خلبان خودکار ارتفاع پرواز را به سطحی پایین‌تر از سطح زمین تغییر داد. به‌این‌ترتیب هواپیما با سرعتی زیاد در مسیر پروازی تقریباً مستقیم شروع به کم کردن ارتفاع کرد. در آن حادثه کمک‌خلبان برای استفاده از دست‌شویی، کابین را ترک کرده بود و هواپیما هیچ مشکل مکانیکی نداشت.

البته نظریه سقوط عمدی ایرباس-320 ژرمن‌وینگز فعلاً تنها بر پایه اطلاعات کنترل ترافیک هوایی و CVR (سیستم ضبط صدای داخل کابین) هواپیما استوار است و تا پیدا شدن FDR (سیستم ثبت اطلاعات پروازی یا همان جعبه سیاه اصلی) هواپیما و خواندن اطلاعات آن نمی‌توان از هیچ چیز مطمئن بود!

* روزنامه‌نگار حوزه هوانوردی

دوشنبه 17 فروردین 1394

فیکوس بنجامین

نویسنده: Laura   طبقه بندی: اطلاعات علمی ساده و خلاصه، 

فیکوس بنجامین یا بنجامین انجیری، گونه‌ای گیاه گلدار است که در راسته گل‌سرخ‌سانان قرار دارد. اصالت اصلی این گیاه جنگل‌های استوایی آسیا به ویژه هندوستان است. فیکوس بنجامین یکی از گیاهان آپارتمانی در سازش با محیط مکان‌های سرپوشیده است.

فیکوس بنجامین؛ درختچه زیبای آپارتمانی

این گیاه برگ‌های سبز روشن و بیضی شکل و نوک تیز و شاخه‌های دارای خاصیت ارتجاعی و آویزان دارد. ارتفاع این درختچه در هوای آزاد به ۵ متر می‌رسد. نسبت به کم آبی به خصوص در هوای سرد حساس است و به خزان برگ‌ها مبتلا می‌گردد، نور باید کافی ولی غیر مستقیم باشد.

فیکوس بنجامین را می‌توان از میانه بهار تا اوایل تابستان تکثیر کرد. برای تکثیر قلمه انتهایی ساقه را به طول ۸ تا ۱۰ سانتی متر با قیچی باغبانی جدا کرده و در پودر هورمون ریشه زایی فرو ببرید و تک تک در گلدانی با قطر دهانه ۶ سانتی متر، حاوی کمپوست مخصوص بذر و قلمه قرار می‌دهند و با کیسه پلاستیکی می‌پوشانند.

این در صورتی است که محیط خیلی خشک باشد. افتادن ناگهانی برگ، علامتی برای روبه نابودی رفتن یا و اشکالی در عمل تکثیر است. اگر ریشه دهی سالم و مناسب انجام شد، قلمه‌ها را در گلدانی با قطر دهانه ۱۱ تا ۱۳ سانتیمتر حاوی کمپوست گلدانی با پایه پیت می‌کارند.

بنجامین، یکی از موفق ترین و زیباترین گیاهان آپارتمانی در سازش با محیط مکان های مسقف و از خانواده «موراسه» است. برگ های سبز روشن و بیضی شکل و نوک تیز، شاخه ها دارای خاصیت ارتجاعی و آویزان و مجنون در هوای آزاد ارتفاع آن به 5 متر می رسد.

نسبت به کم آبی به خصوص در هوای سرد حساس است و به خزان برگ ها مبتلا می گردد، نور باید کافی ولی غیر مستقیم باشد واریته های ابلق با برگ های سبز و سفید کرمی در ایران پرورش می یابد.

فیکوس بنجامین؛ درختچه زیبای آپارتمانی

سرزمین اصلی این گیاه جنگل های استوایی قاره ی آسیا خصوصاً هندوستان است.

برگ ها هنگام سبز شدن در جوانی به رنگ سبز روشن بوده و به مرور به رنگ سبز تیره در می آیند. این درختچه زیبا سال ها عمر می کند و برای نگهداری در آپارتمان ها و پاسیوها کاملاً مناسب است.

اسم علمی این گیاهFicus benjamina ، از خانواده Moraceae می‌باشد. این جنس ۸۰۰ گونه از گیاهان خزان کننده و همیشه سبز به شکل درخت، درختچه و بالارونده دارد.

گونه بنجامین، بومی هندوستان بوده و ارتفاع آن در طبیعت حدود ۲ متر است. شاخه ها حالت آبشاری و برگ های آن به شکل بیضوی و نوک تیز می باشند. برگها هنگام جوانی سبز روشن هستند و به مرور به رنگ سبز تیره در می آیند این درخت رسمی بانکوک در تایلند است و میوه های کوچک آن غذای مورد علاقه از برخی از پرندگان مانند فاخته است.

به نور بیشتری احتیاج دارد اما تابش مستقیم نور آفتاب به خصوص از پشت شیشه به برگ ها صدمه وارد می نماید.

حداقل درجه حرارت در زمستان 15 درجه سانتیگراد و در تابستان حداکثر 24 درجه می باشد.

فیکوس بنجامین؛ درختچه زیبای آپارتمانی

آبیاری

آب باید فاقد املاح باشد، استفاده از آب ولرم برای گیاه مطلوب تر است در تابستان حداکثر هفته ای دو بار و در زمستان هر ده روز یک بار آبیاری کافی است.

آبیاری زیاد از حد و باتلاقی شدن خاک، برگها را زرد کرده ومی ریزاند .

فیکوس به نور کم تا متوسط، گرمای زیاد، خاک همیشه خیس ، رطوبت هوای ۵۰ تا ۷۰ درصد و خاک قلیایی احتیاج دارد. کود مورد نیاز این گیاه را می توان ۳ گرم در لیتر، هر دو هفته یکبار، از اواخر زمستان تا مهر، مورد استفاده قرار داد. در هنگام زمستان هر گز نباید کود مصرف کرد.

خاک جنگلی یا مخلوطی از خاک برگ، خاک معمولی و ماسه برای فیکوس مناسب است.

اگر مشاهده کردید برگهای فیکوس، رنگ پریده شدند و لکه های قهوه ای زیر برگها و روی ساقه وجوددارند، با یک حشره کش نفوذی لکه ها را خیس کنید تا هر دو هفته یک بار، گیاه را سمپاشی نمائید تا علایم برطرف گردد. لکه های پهن و آبکی وسیاه روی برگها نشانه بیماری قارچی روی فیکوس است. لکه های موجود را با آب و صابون خیس کنید.

تار عنکبوتی شدن سطح زیر برگها هم حاصل فعالیت کنه قرمز می باشد. با سمپاشی توسط کنه کش و یا حشره کش نفوذی، علایم را بر طرف کنید.

هوای گرم و خشک محیط، می تواند باعث خشکی و شکنندگی برگها شود. اگر هم دیدید برگهای جدید ریز هستند، یا گلدان را بزرگتر کنید یا به تغذیه مصنوعی بپردازید.

فیکوس بنجامین؛ درختچه زیبای آپارتمانی

فیکوس بنجامین را میتوان از اواسط بهار تا اوایل تابستان تکثیر کرد. البته این کار صبر و حوصله فراوان می خواهد. قلمه ای انتهایی ساقه را به طول ۸ تا ۱۰ سانتیمتر با قیچی باغبانی جدا کنید و در پودر هورمون ریشه زایی فرو ببرید و تک تک در گلدانی با قطر دهانه ۶ سانتیمتر، حاوی کمپوست مخصوص بذر و قلمه قرار دهید و با کیسه پلاستیکی بپوشانید. این در صورتی است که محیط خیلی خشک باشد. افتادن ناگهانی برگ، علامتی برای روبه نابودی رفتن یا و اشکالی در عمل تکثیر است. اگر ریشه دهی سالم و مناسب انجام شد، قلمه ها را در گلدانی با قطر دهانه ۱۱ تا ۱۳ سانتیمتر حاوی کمپوست گلدانی با پایه پیت بکارید

شستن برگ‌ها فراموش نشود

اگر بخواهید برگ‌ها همیشه براق باشند ماهی یك‌مرتبه باید برگ‌ها را شست‌وشو داد و این‌كار بوسیله اسپری مخصوص براق كردن برگ‌ها انجام می‌شود.

خاك

بهترین خاك برای این گیاه خاك كمپوست (خاكبرگ) یا كود حیوانی یا خاك لوم است یعنی مخلوطی از شن، رس و مواد آلی (برگ پوسیده).
كود

كود موردنیاز این گیاه را می‌توان ۳ گرم در لیتر، هر 2 هفته یك‌بار، از اواخر زمستان تا مهر، مورد استفاده قرار داد. هنگام زمستان هرگز نباید كود مصرف كرد. برای این گیاه بهتر است از كود كامل استفاده كنید كه معروف است به كودهای NPK كه با مارك‌های مختلفی در بازار وجود دارد.

آنچه باید درباره گیاه بدانید

چون بنجامین نسبت به تغییر عوامل محیطی بسیار حساس است و با كمترین تغییری برگ‌های آن ریزش می‌كند، از چرخاندن و جابه‌جایی گلدان بپرهیزید.

هنگامی كه گیاه تازه خریداری شده را به خانه می‌آورید برخی از برگ‌های آن زرد یا قهوه‌ای می‌شوند؛ انتظار نداشته باشید برگ‌های زرد یا قهوه‌ای یا ریخته، مجددا رشد كنند، در عوض بهتر است مراقبت كنید كه محیط گیاه كاملا مناسب باشد. برگ‌هایی كه از این پس می‌رویند می‌توانند رشدونمو خوبی داشته باشند.

اگر در زمستان هوا سرد شود یا آب سرد به گلدان بدهید معمولا برگ‌های پایینی گیاه به‌تدریج لكه‌دار و از بوته جدا می‌‌شود. به یاد داشته باشید كه آب باید حداقل 15 درجه حرارت داشته باشد.

اگر برگ‌ها سالم و سبز هستند ولی سقوط می‌كنند احتمالا نور كم است،  گلدان را به روشنایی ببرید. كم‌آبی هم موجب این عارضه می‌شود، پس آبیاری را منظم كنید. بعضی مواقع سردشدن ناگهانی اتاق و آبیاری با آب سرد علت ریزش برگ سبز است.

دوشنبه 17 فروردین 1394

انواع مدل های کاناپه

نویسنده: Laura   طبقه بندی: اطلاعات علمی ساده و خلاصه، 

در این مطلب به صورت تصویری انواع مختلف مبل و کاناپه را برایتان معرفی کرده ایم تا علاوه بر آشنایی با آنها بدانید کدامیک برای خانه و دکور خانه شما مناسب است.

چِسترفیلد (Chesterfield)

کاناپه چیه و چند مدل داره؟

چسترفیلد کاناپه ای است که پشتی بلند، دسته های گرد و خمیده و پارچه ای دارد. انواع چرمی آن بسیار تپل هستند. انواع نئوکلاسیک با پارچه پشمی تهیه می شوند. این مبلمان با پارچه های کتان نیز تهیه می شوند. جنس این کاناپه در دوام و طول عمر آن موثر است. طرح چسترفیلد به قرن 19 میلادی بر می گردد و کاملا انگلیسی است.


مدل کوهان‌دار (Camelback)

کاناپه چیه و چند مدل داره؟

طرح اولیه مبلمان camelback نیز برای یک طراح انگلیسی به نام «توماس چیپندال» در قرن 18 میلادی است. این طرح با اینکه بسیار قدیمی است اما در دنیای مدرن امروز نیز همچنان زیبا دیده می شود و طرفدارن بسیاری هم دارد. بیشتر مواقع از جنس کتان ساخته می شود. این کاناپه ها را می توانید با روکش های دست‌دوز تزئین کنید.


مبل راحتی (Slipper)

کاناپه چیه و چند مدل داره؟

این مدل کاناپه از نامش هم مشخص است، کاملا راحت، بدون دسته و کشیده. این مدل ها برای خانه های کوچک مناسب هستند. از این مبل برای همه اتاق های خانه می توانید استفاده کنید.


تاکسیدو (Tuxedo)

کاناپه چیه و چند مدل داره؟

این مبل را نخستین بار توسط «بیلی بالدوین» طراحی شده است. این تیپ کاناپه، پشتی بلند دارد. دسته های آن نیز به اندازه پشتی بلند است. سرتاسر مبل پارچه ای است. این کاناپه برای خانه های مدرن و شیک مناسب است.


نیمکت فرانسوی (French settee)

کاناپه چیه و چند مدل داره؟

این مبل برای مکان های اداری و رسمی بسیار مناسب است. این مبل ها دسته های چوبی تراش خورده و خمیده دارند.


کاناپه سه نفره انگلیسی (English three-seater)

کاناپه چیه و چند مدل داره؟

این مبلمان، دسته های کوتاه  پشتی های بلند دارند. زیر و روی مبل بالشتک قرار دارد و بسیار راحت است. این کاناپه برای استراحت و دراز کشیدن جلوی تلویزیون مناسب است.


چند بخشی (Sectional)

کاناپه چیه و چند مدل داره؟

این مبل طراحی کاملا غیررسمی دارد و بیشتر شبیه طرح های دهه 70 میلادی است. این مبل ها پشتی های کوتاه دارند. کاملا چوبی با روکش های پارچه ای هستند. برای راحتی، کوسن و بالشتک های متعدد دارند و بخش های مختلف آنها از هم قابل جدا شدن است و می توانید در هر شکل و طرحی که می خواهید آنها را بچینید.


knole

کاناپه چیه و چند مدل داره؟

این کاناپه، سوپرکلاسیک و کاملا رسمی است اما راحت است. دسته ها و پشتی ها به یک اندازه بلند هستند و می توانید روی آن دراز بکشید و راحت تلویزیون تماشا کنید.


مدرن (Modern)

کاناپه چیه و چند مدل داره؟

این کاناپه های بیشتر شبیه مجسمه های تزئینی هستند. این طرحی که در عکس می بینید، توسط «ولادیمیر کاگان» طراحی شده است. این مبل را می توانید همانند جزیره در وسط پذیرایی یا نشیمن قرار دهید. البته این تیپ کاناپه ها را باید با انواع آباژور و نورپردازی تزئین کنید.

گروهی از محققان موفق شدند برگی مصنوعی را بسازند که با تقلید فتوسنتز، خوراک یک سلول سوختی را برای تولید الکتریسته فراهم می کند. این اختراع، گامی بلند در تحقق کامل رویای فتوسنتز مصنوعی به شمار می‌رود.

محمود حاج‌زمان: وقتی می‌توان آن‌چه را گیاهان میلیون‌ها سال است انجام می‌دهند تقلید کرد، چرا باید به فکر ابداع راه‌های جدیدی برای تولید انرژی پاک بود؟

به گزارش نیوساینتیست، دنیل نوسرا و همکارانش از موسسه فناوری ماساچوست (MIT) موفق شده‌اند این کار را انجام دهند. آنها ادعا می‌کنند که نخستین برگ مصنوعی کاربردی را ساخته‌اند که فتوسنتز را تقلید می‌کند.

این برگ در حقیقت یک سلول خورشیدی ارزان قیمت به اندازه کارت است که از انرژی نور خورشید برای تولید الکتریسیته استفاده می‌کند تا آب را به اکسیژن و هیدروژن تجزیه کند. با استفاده از اکسیژن و هیدروژن تولید شده به عنوان خوراک یک سلول سوختی، می‌توان در هنگام نیاز الکتریسته تولید کرد.

در سال 2008 / 1387 نوسرا از ترکیبی از کبالت و فسفات برای اندود کردن یک الکترود ارزان‌قیمت اکسید قلع-ایندیوم استفاده کرد تا فرایند تجزیه آب را تسریع کند. سال گذشته نیز این گروه از یک وسیله تجزیه آب ارزان‌تر رونمایی کرد که بر مبنای یک الکترود کبالت و نیکل-بورات کار می‌کرد. برگ مصنوعی آنها که بر اساس همان الکترود کبالت-نیکل ساخته شده است، در آزمایش‌ها توانست بدون کوچکترین کاهشی در تولید، به مدت 45 ساعت به طور پیوسته کار کند.

با استفاده از مواد ارزان و در دسترس، نوسرا امیدوار است نهایتا وسیله‌ای بسازد که قادر باشد انرژی مورد نیاز یک خانه را در دنیای آینده، تنها با استفاده از 4 لیتر آب در روز تامین کند. شرکت وی در کمبریج ماساچوست، Sun Catalytix، تلاش می‌کند فناوری فتوسنتز مصنوعی را به صورت تجارتی درآورد.

حذف دی‌اکسید کربن جو، راه‌حلی بالقوه برای مبارزه با تغییرات آب‌وهوایی است. گروهی از دانشمندان می خواهند بر اساس این ایده، کارخانه‌ای بسازند که مثل یک جاروبرقی شیمیایی دی‌اکسید کربن هوا را می‌مکد.

محمود حاج‌زمان: به دام انداختن هوا و حذف دی‌اکسید کربن از آن، به عنوان یک راه‌حل بالقوه برای مبارزه با تغییرات آب و هوایی به شمار می‌رود. بر خلاف فناوری حذف کربن که در دودکش‌های نیروگاه‌های برق استفاده می‌شود و تنها نرخ رشد دی‌اکسید کربن را کند می‌کند، این فناوری قابلیت کاهش سطح دی‌اکسید کربن جو را دارد.

به گزارش نیوساینتیست، برای ثابت کردن کارایی این فناوری، کریستوفر جونز از موسسه فناوری جورجیا یک جذب‌کننده دی‌اکسید کربن ساخته است که با استفاده از آمین کار می‌کند. آمین‌ها مواد شیمیایی هستند که عمدتا برای اندازه‌گیری میزان حذف کربن در نیروگاه‌های برق استفاده می‌شوند. جونز کشف کرد که این مواد قادرند بدون از دست دادن خاصیت خود، به طور پیوسته دی‌اکسید کربن را از یک محیط گازی استخراج کنند. این ویژگی برای اقتصادی بودن استفاده از این فناوری در مقیاس وسیع بسیار حیاتی است.


آمین‌های مایع که در نیروگاه‌های برق برای حذف کربن استفاده می‌شوند، کربن را درون خود ذخیره می‌کنند. برای اینکه بتوان کربن به دام افتاده در آنها را خارج و مجددا از آنها استفاده کرد، باید با صرف انرژی زیادی آمین‌ها را تا دماهای بسیار بالا گرم کرد. برای حل این مشکل، جونز و گروهش یک کلاس جدید از این مواد را با نام آمینوسیلیس ابرشاخه‌دار خلق کرده‌اند که در آن، آمین بر روی یک لایه متخلخل سیلیس قرار داده می‌شود.

آمین‌های جامد تنها با گرم شدن تا دمای 110 درجه سانتی‌گراد دی‌اکسید کربن را ذخیره شده را آزاد می‌کنند. این دما بسیار کمتر از دمای مورد نیاز محلول‌های آمین است که انرژی مورد نیاز به میزان 75 درصد کاهش می‌دهد. انرژی لازم را می‌توان توسط طیف وسیعی از منابع، مانند انرژی هدر رفته صنایع، یا انرژی‌های تجدیدپذیر همچون انرژی خورشیدی تامین کرد. دی‌اکسید کربن به دست آمده را می‌توان برای تغذیه جلبک‌های دریایی استفاده کرد که به عنوان سوخت‌های زیستی به کار برده می‌شوند.

در حال حاضر جونز مشغول همکاری با شرکت گلوبال ترموستات است تا یک واحد آزمایشی پالایش هوا را در مونت‌کارلو کالیفرنیا راه‌اندازی کنند. این واحد قادر خواهد بود روزانه 2 تن دی‌اکسید کربن را از جو جذب کند. به گفته مسولان شرکت، یک واحد تجاری قادر خواهد بود روزانه یک میلیون تن دی‌اکسید کربن هوا را جذب کند.

شنبه 16 اسفند 1393

معرفی سیستم کنترل بدنه مرسدس بنز

نویسنده: Laura   طبقه بندی: اطلاعات علمی ساده و خلاصه، 


شرکت مرسدس- بنز با ارائه سیستم کنترل بدنه، سطحی جدید و منحصر به فرد از راحتی را در هنگام رانندگی تعریف می کند، سیستم کنترل بدنه خودروهای مرسدس- بنز اولین سیستم تعلیق دارای دید در جهان است.
در اوایل سال 2013 این فن آوری پیشرفته برای اولین بار در خودروهای لوکس کلاس S مرسدس- بنز قرار گرفت و یک سیستم سنسوری بسیار حساس را ارائه داد که مسیر مقابل خودرو را برای مشخص کردن برجستگی ها یا چاله های جاده اسکن کرده و سپس براساس آن میزان تعلیق خودرو را تنظیم می نماید.

زمانی که خودرو در حرکت است سیستم اسکن سطح جاده با استفاده از دوربین استریوی قرار گرفته در پشت شیشه جلوی خودر، تصویری از سطح جاده تشکیل می دهد. این دوربین قادر است تا مسافت 15متری مقابل خودرو را اسکن نماید و ارتفاع برجستگی ها و عمق چاله های جاده را با دقت 3 میلیمتر اندازه گیری کند.


 
سپس اطلاعات اندازه گیری شده به سیستم تعلیق فعال منتقل می شود، بنابراین سیستم مذکور قادر خواهد بود پیشاپیش خود را براساس شرایط جاده تنظیم نماید. سیستم کنترل فعال بدنه (ABC) با حداکثر دقت ممکن میزان تعلیق هر چرخ را به طور جداگانه تنظیم می نماید و در نتیجه ارتعاشات و نوسانات بدنه خودرو ناشی از فرمان دادن ، ترمز کردن و یا افزایش سرعت تقریبا حذف می شوند.
در نهایت سیستم کنترل بدنه بدون در نظر گرفتن سطحی که بر روی آن می رانید قادر است یک سواری لوکس، روان و نرم به شما ارائه دهد.
ستاره ایران

امروزه با توجه به گسترش روزافزون استفاده از اینترنت بی سیم یا همان Fi و وجود روش ها و نرم افزارهای یافتن رمز این شبکه ها، یکی از مشکلاتی که اغلب دارندگان اینترنت بی سیم را دچار نگرانی کرده حفظ امنیت آن است.

آیا کسی از اینترنت شما سرقت می کند؟

آیا کسی بدون اجازه از اینترنت ما استفاده می کند؟ آیا رمز اینترنت ما را پیدا کرده اند؟ و سوال هایی از این نوع احتمالا تا به حال بارها از ذهن هریک از ما گذشته و موجب نگرانی ما شده و دلیل آن هم همان طور که اشاره شده، امنیت کم آن است.

بنابراین یکی از لازمه های داشتن یک اینترنت بی سیم امن، شناخت راه هایی است که از آن طریق بدانیم چه کسانی از اینترنت ما استفاده می کنند و در صورت استفاده غیرمجاز چگونه امنیت اینترنت خود را بالا برده و مانع استفاده از آن شویم.

چه کسانی از اینترنت ما استفاده می کنند؟

یک روش کاملا مطمئن برای پیداکردن افرادی که از اینترنت مودم شما استفاده می کنند (چه بی سیم و چه باسیم)، واردکردن آی پی روتر در مرورگر است.

هرچند بعضی از روترها این اطلعات را به شما نمی دهند که البته تعداد آنها خیلی کم است. برای این کار با وارد کردن IP روتر خود در صفحه مرورگرتان، وارد آن شوید. اگر در این مورد نمی دانید، ابتدا (http://192.168.0.1) را بررسی کنید. اگر کار نکرد، در دفترچه راهنمای مودم به دنبال آن بگردید. گاهی اوقات این اعداد روی خود مودم نوشته شده اند. وقتی IP را وارد کردید، باید نام کاربری و پسورد یا گاهی اوقات فقط پسورد را وارد کنید. چنانچه پسورد را نمی دانید، به دفترچه راهنمای مودم مراجعه کنید و اگر آن را تغییر داده اید اما به یاد نمی آورید، با ISP (شرکت خدمات دهنده اینترنت) خود تماس بگیرید، مطمئنا آنها به شما کمک خواهندکرد.

زمانی که وارد شدید، به دنبال عبارت هایی مانند Attached device یا Device list یا Client list یا چیزهایی شبیه با این ها بگردید. توجه کنید این گزینه احتمالا در زیرشاخه های مختلف و در تب های مختلف پیدا می شود، بنابراین انتظار نداشته باشید خودش را سریع به شما نشان دهد. وقتی آن را پیدا و روی آن کلیک کردید، می توانید فهرستی از IPها و دستگاه هایی را که از اینترنت شما استفاده می کنند یا کرده اند مشاهده کنید.

مشخص است که همه دستگاه ها حتما اسم ندارند و درواقع همیشه مشخص نیست چه رایانه هایی از اینترنت شما استفاده می کنند. منظور این است که نباید انتظار داشت که همیشه در قسمت Host name نام دستگاه ها مشخص باشد.

پس در این مواقع باید چه کرد؟ باید IP دستگاه خودتان را پیدا کنید. برای این کا در منوی استارت CMDو Enter را تایپ کنید و در پنجره باز شده تایپ کنید IPCONFIG و سپس Enter را بزنید. می بینید که در قسمت IPv4address آدرس IP شما نوشته شده است.

وقتی که IP های سارقان را پیدا کردید می توانید آنها را در قسمتی با نام IP filtering (یا مثل این) وارد کنید تا آنها را فیلتر کنید و اجازه دسترسی به آنها را ندهید.

اما به هر حال تغییر IP کار بسیار ساده ای است و نباید از این روش مطمئن بود، پس بهتر است به ادامه این متن هم توجه کنید.

چطور اینترنت بی سیم را امن کنیم؟

تغییر WEP به WPA یا WPA2

ابتدا باید وارد روتر خود شوید. حال به قسمت تغییر تنظیمات Wireless بروید که این مورد معمولا با نام Wireless setting مشاهده می شود. حال Security mode یا Security options را به WPA یا WPA2 تغییر دهید.

اگرچه WPA2 امنیت زیادی دارد، اما ممکن است در بعضی از دستگاه ها کار نکند. اگر بعد از تغییر به WPA2 توانستید با دستگاه های مورد استفاده خودتان به اینترنت متصل شوید که بهتر است از همین Security mode استفاد کنید؛ در غیر این صورت این گزینه را به WAP یا در صورت موجود بودن به WPAWPA تغییر دهید.

SSID خود را مخفی کنید

شما می توانید نام مودم خود را مخفی کنید، در این صورت نام شما دیگر هیچ گاه نمایش داده نمی شود و درواقع خودتان باید به صورت دستی آن را وارد کنید. برای این کار باید به دنبال گزینه ای با نام Hide SSID در تنظیمات Wireless بگردید و آن را تیک بزنید.

آیا کسی از اینترنت شما سرقت می کند؟

MAC filtering

این روش از روش IP filtering که در بالا گفته شد، بسیار بهتر و امن تر است؛ چرا که این یک آدرس منحصر به فرد است. شما می توانید در تنظیمات Wireless به دنبال عبارت MAC filtering بگردید و MAC Address سارقان را در آن وارد کنید.

MAC Address در هنگام نمایش فهرست استفاده کننده ها که در بالا بیان شد وجود دارد. یا اینکه می توانید کاری کنید که فقط دستگاه های خودتان امکان استفاده از Wireless را داشته باشند! مثلا به تصویر زیر نگاه کنید در قسمت Filter action باید تعیین کنیم که با MAC Address های داده شده چه کاری انجام داده شود. اگر روی گزینه Allow کلیک کنیم، باعث می شود این اجازه فقط به آنها داده شود.

منبع: هفته نامه عصر ارتباط

شنبه 16 اسفند 1393

تشخیص تقلبی یا اصل بودن آیفون6

نویسنده: Laura   طبقه بندی: اطلاعات علمی ساده و خلاصه، 

نامه نیوز: بازار ایران پر از گوشی‌های تقلبی از برندهای معروف مانند اپل، سامسونگ، نوکیا، ورتو و غیره است. در این میان برخی از فروشندگان این گوشی‌ها را به‌عنوان گوشی اصلی و با قیمتی نزدیک به گوشی اصلی می‌فروشند و برخی دیگر که منصف‌ ترند در هنگام خرید مشتری را از غیر اصلی بودن گوشی مطلع می‌کنند و با قیمتی مناسب گوشی غیر اصلی را به فروش می‌رسانند.

 عدم اطلاع خریدار و شبیه بودن گوشی با نوع اصلی منجر به متضرر شدن آن‌ها هم از لحاظ مالی و هم در برخی مواقع جانی می‌شود. در این بررسی مقایسه‌ای بین دو گوشی آیفون 6 اصلی و آیفون 6 تقلبی که البته بسیار شبیه به نوع اصلی ساخته شده است و در نگاه اول همه را به‌اشتباه می‌اندازد داریم.
 
 داستان خرید این گوشی غیر اصلی بازمی‌گردد به سفر یکی از دوستانمان به دیار کپی کارها! در واقع دوست ما برای سیاحت به چین می‌رود و سری هم به بازارهای این کشور میزند و در آنجا با دیدن یک گوشی آیفون 6 طلایی که قیمتی مناسب دارد وسوسه می‌شود و اقدام به خرید آن می‌کند. هنگامی‌که به کشور بازمی‌گردد برای نصب نرم افزارها وارد مارکت اپل همان آیتونز می‌شود و در کمال ناباوری با پیغام لطفا اکانت گوگل خود را وارد کنید مواجه می‌شود. در واقع این گوشی یک گوشی تقلبی است که سیستم عامل اندروید دارد و از یک لانچر جهت شبیه سازی ای او اس استفاده می‌کند.
 
البته دوست ما و برخی از خریداران دیگر حق دارند زیرا تا این گوشی را در کنار گوشی اصلی قرار ندهیم متوجه شباهت‌ها و اختلافات این دو نمی‌شویم. ما یک گوشی آیفون 6 اصل را در کنار این گوشی قرار دادیم تا بتوانیم اختلافات این دو را بررسی کنیم.

تشخیص تقلبی یا اصل بودن آیفون 6 +عکس 

 در نگاه اول هنگام گرفتن گوشی‌ها در دست متوجه اختلاف وزنی آن‌ها می‌شویم. در واقع آیفون اصلی سنگین‌تر به نظر می‌رسد. از وزن که بگذریم رنگ بدنه آیفون اصلی پررنگ‌تر است و همچنین صفحه نمایش آیفون اصلی در هنگام خاموش بودن صفحه نمایش سیاهی بیشتری دارد.
 
تشخیص تقلبی یا اصل بودن آیفون 6 +عکس

تشخیص تقلبی یا اصل بودن آیفون 6 +عکس
 
 در پشت گوشی نیز شاهد اختلافاتی در قاب دور لنز دوربین و فلاش بودیم و البته نوشته‌های درج شده در پایین که هم کمرنگ و ناخوانا هستند و هم کمی اختلاف با نمونه اصلی دارند.
 
تشخیص تقلبی یا اصل بودن آیفون 6 +عکس

   در کناره سمت چپ کلید سایلنت بزرگ‌تر از نمونه اصلی طراحی شده است و در کناره سمت راست کمی اختلاف در دریچه سیم کارت و کلید پاور دیده می‌شود.
 
تشخیص تقلبی یا اصل بودن آیفون 6 +عکس

تشخیص تقلبی یا اصل بودن آیفون 6 +عکس

تشخیص تقلبی یا اصل بودن آیفون 6 +عکس
 
   از اختلاف‌های سخت افزاری که بگذریم به سراغ نرم افزار گوشی می‌رویم. در نگاه اول سیستم عامل گوشی بسیار شبیه به آی او اس است اما با روشن شدن هر دو دستگاه در کنار هم اختلافات خنده داری مشاهده می‌شود.
 
تشخیص تقلبی یا اصل بودن آیفون 6 +عکس

تشخیص تقلبی یا اصل بودن آیفون 6 +عکس

در قسمت شماره گیری همان‌طور که در عکس مشاهده می‌شود شماره‌ها بزرگ‌تر هستند و در قسمت کیبورد شاهد یک کیبورد اندرویدی هستیم.
 
   
هنگام فشردن کلید مولتی تسکینگ نمای برنامه‌های در حال اجرا در آیفون اصلی بزرگ‌تر هستند و لیست شماره تماس‌های مورد علاقه در بالا مشاهده می‌شود. نکته دیگر لانچری است که آیکن آن در صفحه موجود است و کاملا مشخص می‌کند که گوشی متفرقه از سیستم عامل اندروید با لانچر ای او اس استفاده می‌کند.
 
تشخیص تقلبی یا اصل بودن آیفون 6 +عکس

تشخیص تقلبی یا اصل بودن آیفون 6 +عکس

کلید مجازی Assistive Touch هم جالب است این کلید کاملا شبیه نسخه اصلی ساخته شده اما گزینه‌های کمتری دارد و برخی از گزینه‌ها مانند گزینه Back و منو در آن دیده می‌شود که در نسخه اصلی این گزینه‌ها وجود ندارند. نکته جالب Siri است که با اجرای آن به محیطی شبیه سیری وارد می‌شوید اما نام آن iris است اگر اتصال به اینترنت داشته باشید می‌توانید با iris مانند سیری کار کنید، اما اشتباهات آن بسیار زیاد است و برخی از جواب‌ها را تکرار می‌کند.
 
تشخیص تقلبی یا اصل بودن آیفون 6 +عکس

 ما کنجکاو شدیم تا ببینیم مانند آیفون اصلی سنسور اثر انگشت این گوشی کار خواهد کرد یا خیر. در کما ناباوری این گزینه مانند آیفون 6 در منوها وجود دارد و حتی تعریف اثر انگشت نیز دقیقا مانند تعریف اثر انگشت آیفون اصلی صورت می‌پذیرد اما بعد از قفل کردن صفحه نمایش با هر انگشتی صفحه باز می‌شود و این گزینه در آیفون غیر اصلی یک گزینه نمایشی است و کار نمی‌کند.

تشخیص تقلبی یا اصل بودن آیفون 6 +عکس  

تشخیص تقلبی یا اصل بودن آیفون 6 +عکس

تشخیص تقلبی یا اصل بودن آیفون 6 +عکس

منوی دوربین نیز دقیقا مانند منوی دوربین آیفون اصلی طراحی شده و گزینه Slo mo در این منو موجود است.
 
تشخیص تقلبی یا اصل بودن آیفون 6 +عکس 
 نتیجه نهایی
 

گوشی آیفون و گوشی‌های پرچم دار از برندهای دیگر که طرح اصلی آن‌ها در بازار موجود هستند قیمت‌های وسوسه انگیزی دارند حتی در برخی از سایت‌ها نیز تبلیغات آن‌ها دیده می‌شود این گوشی‌ها گرچه شباهت زیادی به گوشی اصلی دارند اما باید بدانید که این‌گونه گوشی‌ها فاقد هر گونه استانداردی هستند و اکثریت آن‌ها در کارگاه‌های زیر زمینی چین تولید می‌شوند و هیچ آدرسی از کارگاه و کارخانه تولید کننده آن‌ها موجود نیست. اصلی‌ترین ایراد آن‌ها نداشتن مدار نویز گیر است که منجر به آسیب جدی به مغز در هنگام مکالمه می‌شود و برای سلامتی کاربر خطر جدی ایجاد می‌کنند. پس اگر برای سلامتی خودتان ارزش قائلید به شما توصیه می‌کنیم به هیچ وجه گوشی‌های طرح اصلی را خریداری نکنید حتی اگر قیمت این‌گونه گوشی‌ها بسیار پایین باشد.

شنبه 16 اسفند 1393

حقیقت هایی از زندگی البرت

نویسنده: Laura   طبقه بندی: اطلاعات علمی ساده و خلاصه، 

zoomit.ir - وحید خامسی: آلبرت اینشتاین نابغه‌ای با موهای آشفته،‌ ویولونیستی چیره دست با عاداتی عجیب مثل نپوشیدن جوراب و میز کار به هم ریخته، اما ذهنی پیشگام که با گذشت سال‌ها از مرگش هنوز به عنوان نماد علم نوین محسوب می‌شود، چقدر درباره‌ی زندگی این مرد بزرگ می‌دانید؟ همراه ما باشید.

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

اکثر دوستداران علم با شنیدن نام اینشتاین به یاد نظریه‌ی جنجالی نسبیت و فرمول هم‌ارزی جرم و انرژی (E=mc2) می‌افتند، نظریه‌ای که نگاه انسان به جهان را از فیزیک کلاسیک نیوتنی جدا کرده و کیهان را با قوانینی جدید توضیح می‌دهد. علاوه بر نظریات علمی که او را به یکی از بزرگترین فیزیکدان‌هایی که تاکنون به جهان پاگذاشته تبدیل می‌کند، دیدگاه‌های فلسفی، سیاسی و اعتقادی نام وی را هنوز پس از گذشت حدود ۶ دهه از مرگش در اذهان نگه داشته است. حتی دانشمندی به بزرگی اینشتاین نیز همانند باقی افراد در کنار موفقیت‌ها، اشتباهاتی نیز مرتکب شده است. زندگی وی جنبه‌های مثبت و منفی زیادی دارد که می‌تواند درس‌های بزرگی برای آیندگان در پی داشته باشد. در ادامه نگاهی خواهیم داشت به ۱۰ حقیقت از زندگی این دانشمند بزرگ که شاید نمی‌دانستید.

۱ – اینشتاین دیرتر از کودکان معمولی لب به سخن گشود

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

اینشتاین در سه سالگی

طبق سخنان خود اینشتاین وی تا سه سالگی سخن گفتن را آغاز نکرد و پس از آن نیز تا سن بیشتر از ۷ سالگی به ندرت صحبت می‌کرد، این موضوع در کنار ذهن متمرکز وی در حل مسائل فیزیک، ذائقه‌ی موسیقیایی و بی توجهی به بعضی درس‌های مدرسه و در مقابل توجه به مطالب مورد علاقه باعث شده عده‌ای بر این باور باشند که اینشتاین از سندرم اسپرگر رنج می‌برد. دانشمندان بزرگ دیگری مانند اسحاق نیوتون و ماری کوری نیز احتمالاً به این مشکل مواجه بوده‌اند. توماس سول نویسنده و محقق دانشگاه استنفورد برای توصیف افراد غیر مبتلا به اوتیسم که دیر لب به سخن می‌گشایند اصطلاح سندرم اینشتاین را به کار می‌برد. اینکه چگونه مغز این افراد در بعضی استعدادها سریع‌تر فعال می‌شود و در برخی دیگر آهسته‌تر همچنان نامعلوم باقی‌مانده است. در پایان باید گفت که اینشتاین یک متفکر بصری مادام العمر بود و کمتر وقت خود را به سخن گفتن هدر می‌داد.

۲ – نمرات اینشتاین در مدرسه

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

در دنیای پرهیاهوی امروزی و در عصر اینترنت و رسانه‌ها علاقه‌ی زیادی به برعکس نشان دادن حقایق در مورد افراد موفق و مشهور به وجود آمده است، افکار عمومی به دنبال ناکارآمدی‌ها هستند تا موفقیت افراد بزرگ را وابسته به شانس نشان بدهند. زیاد شنیده‌ایم که افرادی با کنار گذاشتن تحصیلات آکادمیک توانسته‌اند موفقیت‌های بزرگی کسب کنند اما از تلاش‌های شبانه روزی و علم بالای آن افراد چیزی نمی‌دانیم. در مورد آلبرت اینشتاین نیز مشهور است که وی در دوران مدرسه دانش‌آموزی کند ذهن بوده و تا سنین بالا به موفقیتی دست نیافته است اما حقیقت این است که وی در سنین نوجوانی سرآمد درس‌های فیزیک و ریاضی بوده است. او در حالی که ۱۲ سال بیشتر نداشت به مطالعه‌ی دیفرانسیل و انتگرال می‌پرداخت و چگونگی استفاده از حروف یونانی و لاتین را در معادلات می‌دانست. اما شایعه‌ی ضعیف بودن اینشتاین در مدرسه احتمالاً از اینجا می‌آید که یک سال سیستم نمره دهی در محل تحصیل وی معکوس شد و به جای اینکه نمره‌ی A بالاترین نمره محسوب شود بالاترین نمره F شد، و آلبرت جوان بالاترین نمره را کسب کرد. اینشتاین دبیرستان را نیمه کاره رها کرده و در آزمون ورودی انستیتو تکنولوژی فدرال سوئیس شرکت کرد، اگرچه نمرات وی در ریاضی و علوم عالی بود اما به دلیل کسب نمره‌ی پایین در شیمی و زیست شناسی و ادبیات نتوانست وارد این موسسه شود. در نهایت اینشتاین دیپلم را گرفت و سال ۱۸۹۶ در سن ۱۷ سالگی وارد مؤسسه فدرال پلی تکنیک زوریخ شد.

۳ – اینشتاین دختری نامشروع با سرنوشتی نامشخص دارد

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

اینشتاین و همسر اولش میلوا

در مؤسسه‌ی پلی تکنیک زوریخ اینشتاین با میلوا ماریخ صربستانی آشنا شد، او تنها زنی بود که در رشته‌ای که اینشتاین درس می‌خواند پذیرفته شده بود. طی سال‌ها آلبرت ۱۷ ساله و میلوای ۲۱ ساله روابط عاشقانه‌ای پیدا کردند و در نتیجه‌ی آن قبل از ازدواج رسمی در سال ۱۹۰۲ صاحب دختری به نام لیسرل شدند. پس از ادواج نیز آن‌ها صاحب دو فرزند پسر شدند که پسر کوچکتر آن‌ها مبتلا به بیماری اسکیزوفرنی بود. سرانجام سال ۱۹۱۹ پس از پنج سال زندگی جداگانه آلبرت و میلوا به صورت رسمی از هم جدا شدند در حالی که سرنوشت دختر آن‌ها در هاله‌ای از ابهام باقی‌مانده است. دو احتمال در مورد وی گفته می‌شود، یکی آنکه لیسرل به فرزند خواندگی گرفته شده و دیگری اینکه بر اثر ابتلا به تب مخملک در گذشته است.

۴ – اینشتاین زندگی خانوادگی پر هیاهویی داشته است

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

اینشتاین و همسر دومش السا

پس از آنکه در سال ۱۹۱۴ اینشتاین از میلوا ماریچ جدا شد روابط نامشروع متعددی را داشته که یکی از آن‌ها با دختر عمویش السا بود و سرانجام به ازدواج آن‌ها منجر می‌شود، اگرچه گفته می‌شود او حتی قصد ازدواج با دختر السا یعنی دختر خوانده‌ی آینده‌ی خود را نیز داشته است. بعدها در نامه‌ای به السا اینشتاین از علاقه‌ی پدرانه‌ی خود به دخترخوانده‌‌ی کوچک‌اش مارگوت می‌نویسد: به اندازه دختر خودم و یا شاید بیشتر، مارگوت را دوست دارم، و کسی چه می‌داند اگر من پدر او بودم چه بچه بداخلاقی از او پدید می‌آمد! در طول مدت ازدواج با السا اینشتاین خیانت می‌کرد و السا این موضوع را می‌دانست اما به شرطی که سر و صدایی در نیاید اجازه‌ی این کار را می‌داد. آلبرت اینشتاین برای جدا شدن از همسر اولش قول داد در صورت برنده شدن جایزه‌ی نوبل منافع مادی آن را به وی و پسرانشان هدیه بدهد. سال ۱۹۲۱ وی توانست به خاطر تحقیقاتش در مورد اثر فوتوالکتریک جایزه‌ی نوبل را کسب کند و طبق قولی که داده بود منافع مادی آن را به میلوا داد تا زندگی خود و پسرانش را بگدراند.

۵ – اینشتاین سال‌های سختی را پشت سر گذاشته است

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

سال ۱۹۰۵ اینشتاین چهار مقاله منتشر کرد که پایه‌های علم فیزیک را لرزاند و دیدگاه انسان به فضا، زمان، ماده و انرژی را متحول کرده و فیزیک نوین را پایه گذاشت؛ تمام این‌ها در زمانی اتفاق افتاد که او در حال به پایان رساندن دکترا بود و همچنین به عنوان ممتحن در دفتر ثبت اختراع سوئیس کار می‌کرد. پس از فارغ التحصیلی اینشتاین برای تدریس در بسیاری از آکادمی‌های آموزشی پذیرفته شد اما مدرسه به مدسه او را رد کردند زیرا در بخشی از رزومه‌اش با حماقت تمام از توصیه نامه‌ی هاینریش وبر که کلاس‌های زیادی را خراب کرده بود استفاده کرده بود. همین مثال نشان می‌دهد هوش بالا برابر با خردمندی نخواهد بود و انسان‌های باهوش نیز اشتباهاتی مرتکب می‌شوند. اگرچه این پذیرفته نشدن سرانجام باعث شد زمان بیشتری در اختیارش قرار بگیرد و چهار مقاله‌ی خود را جمع‌بندی کرده و در یک مقاله منتشر کند که سرانجام به دریافت جایزه‌ی نوبل منتهی شد.

- با توجه به تولید و انتشار نور اینشتاین توضیح می‌دهد که اثر فوتوالکتریک از تئوری کوانتوم پیروی می‌کند. (همان نظریه‌ای که برنده‌ی جایزه‌ی نوبل می‌شود)

- اینشتاین وجود اتم را با آزمایش از طریق حرکت ذرات معلق ریز در مایعات و تئوری مولکولی جنبشی حرارت اثبات می‌کند.

- الکترودینامیک ذرات متحرک قوانین ریاضی نظریه‌ی نسبیت خاص را اثبات می‌کند.

- آیا اینرسی یک ذره به انرژی درونی آن بستگی دارد؟ اینشتاین توضیح داد که چگونه تئوری نسبیت به هم ارزی جرم و انرژی E=mc2 منجر می‌شود.

۶ – اینشتاین واسط مذاکرات گروگان گیری شده بود

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

اوت ۱۹۱۴: سربازان باواریایی به خط مقدم جنگ فرستاده می‌شوند، بر خلاف بسیاری از همکارانش اینشتاین از جنگ پشتیبانی نکرد و تا آخر عمر صلح طلب باقی ماند

در آلمان آن زمان روحیه‌ی صلح طلب و متعهد در کمک به برقراری آرامش، اینشتاین را در معرض خطرات زیادی قرار می‌داد. او همراه با سه همکارش با جسارت تمام بیانیه‌ای را در مخالفت با نظامی گری امپراتور گونه‌ی آلمان و دخالت آن‌ها در جنگ جهانی اول امضا کردند. این بیانیه پاسخی بود به اعلامیه‌ی مانیفست جهان متمدن که در جهت توجیه حمله به بلژیک بی‌طرف توسط دولت آلمان طرح ریزی شده و نزدیک به ۱۰۰ نفر از روشنفکران برجسته‌ی آلمانی آن را امضا کرده بودند. در حالی که بسیاری از دانشمندان آن زمان از نبوغ خود برای چرخاندن چرخ دنده‌های جنگ استفاده می‌کردند اینشتاین این پیشنهادها را رد می‌کرد. پس از جنگ آلمان شکست‌خورده و بدهکار وارد دوران جدیدی از تحولات اجتماعی به رهبری هیتلر می‌شود. در آن زمان گروهی از دانشجویان رادیکال عده‌ای از استادان دانشگاه را گروگان می‌گیرند، برای برون رفت از این بن‌بست هیچ‌کس راضی به دخالت پلیس نبود بنابراین اینشتاین و نابغه‌ی کوانتوم مکس بورن که هر دو مورد احترام استادان و دانشجویان بودند مامور مذاکره و مهار این وضعیت شدند. سال بعد اینشتاین اعتراف می‌کند که چقدر آن‌ها ساده لوح بودند که هرگز به اینکه ممکن است دانشجویان خودشان بر علیه‌شان برگردند فکر نکرده بودند.

۷ – اینشتاین هیچ‌گاه به خاطر نظریه‌ی نسبیت برنده‌ی جایزه‌ی نوبل نشد

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

از چپ به راست: سینکلرلوئیس، فرانک گلوک، آلبرت اینشتاین و ایروینگ لانگویر. این چهار تن همراه با دیگر مدعوین در جشن صدمین سالگرد تولد آلفرد نوبل در سال ۱۹۳۳ جمع شده بودند.

همانند انقلاب‌های علمی دیگر دستیابی اینشتاین به مفاهیم پیچیده‌ی علمی بدون زحمات دانشمندان پیشین ممکن نبود، نبوغ او در ادامه‌ی زحمات دانشمندانی مانند هانری پوانکره و هندریک لورنتس به جمع‌بندی کلی و حذف اصطکاک بین فیزیک نیوتونی و تئوری نور جیمز کلارک مکسول منتهی شد. در سال ۱۹۱۶ تئوری اینشتاین از نسبیت عام، نسبیت خاص را با به میان آوردن گرانش و شتاب در مفهوم فضا-زمان خمیده کامل کرد. متأسفانه سه سال طول کشید تا یکی از پیش‌بینی‌های کلیدی این اثر اثبات شود. در سال ۱۹۱۹ هنگامی که سرانجام ستاره شناسان خم شدن نور در اثر هوا-فضای خمیده را در خورشید گرفتگی آن سال تأیید کردند اینشتاین یک شبه تبدیل به مشهورترین انسان روی زمین شد، اما سه سال بعد از آن طول کشید تا کمیته‌ی نوبل این قوانین را باور کند و سرانجام سال ۱۹۲۲ نوبل سال ۱۹۲۱ را در رشته‌ی فیزیک به اینشتاین اهدا کردند. این جایزه برای کشف قانون فوتوالکترونیک به وی اهدا شد؛ اثر فوتوالکترونیک اشاره به انتشار ذرات باردار الکترونیکی (یون یا الکترون) از سطح (یا درون) ماده‌ای که تابش الکترومغناطیسی (همانند نور) را جذب می‌کند دارد. زحمات اینشتاین در این سطح به سؤالات گیج کننده‌ای مانند نور یا ذره بودن نور جواب می‌دهد.

۸ – اینشتاین در ساخت نوعی یخچال همکاری کرده است

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

در دهه‌ی ۱۹۲۰ لوازم منزل بسیار خطرناک‌تر از امروز بودند. گاز در لوله‌های یخچال و آرسنیک در رنگ‌ها، بسته بندی و نگهداری را به صنعتی مرگبار تبدیل کرده بود. در آن زمان واژه‌ی یخچال به معنای واقعی به جعبه‌ای چوبی اطلاق میشد که درون آن یخ می‌ریختند تا مواد غذایی را برای مدتی سرد نگه دارد. یخچال‌های الکتریکی گاه و بیگاه با اتصالی برق و یا نشر مواد شیمیایی سرد کننده و فراری مانند متیل کلرید، دی اکسید گوگرد و آمونیاک باعث مسمومیت و صدمه به مالکان می‌شد. حادثه‌ای در سال ۱۹۲۶ باعث شد اینشتاین به کمک فیزیکدان مجارستانی لیو زیلارد در طراحی نوعی جدیدی از یخچال به نام یخچال جاذب برود. لوازم مورد نیاز این یخچال فقط آمونیاک، بوتان، آب و یک منبع حرارتی برای پمپاژ مواد درون لوله‌ها بود. روش کار این یخچال بر این اساس استوار است که مایعات در فشار اتمسفر پایین‌تر دمای جوش کمتری خواهند داشت. بوتان در لوله‌های درون محفظه که فشار اتمسفر پایین‌تری دارد می‌جوشد و گرما را به خود جذب کرده و به بیرون از محفظه انتقال می‌دهد. از آنجا که این یخچال هیچ جزء متحرکی ندارد پس عمر مفید بالایی داشته و فقط در صورتی که بدنه‌ی آن خراب شود از بین می‌رود. با معرفی کلروفلوروکربن‌ها که جایگزین مواد سرد کننده و خطرناک درون یخچال‌ها بودند و ارائه‌ی کمپرسور یخچال اینشتاین رقابت را به یخچال‌های کاراتر واگذار کرد اگرچه مدت‌ها بعد از سال ۱۹۳۰ و با مشخص شدن اثرات خطرناک CFC در لایه‌ی اُزن باز هم علاقه به استفاده از این نوع یخچال مخصوصاً در مناطق دور افتاده و بدون برق افزایش یافت.

۹ – ریاست جمهوری سرزمین‌های اشغالی به اینشتاین پیشنهاد داده شده بود

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

مخالفت صریح اینشتاین با بمب هیدروژنی (H-Bomb) و افزایش رقابت تسلیحاتی میان ایالات متحده و اتحادیه‌ی جماهیر شوروی در سال ۱۹۵۰ مستقیماً از تلویزیون در تمامی دنیای غرب پخش می‌شود.

اگرچه اینشتاین را به عنوان فیزیکدانی بزرگ می‌شناسیم اما دیدگاه‌های سیاسی وی کمتر از دستاوردهای علمی‌اش مورد توجه نبوده است، این جهت گیری‌ها سیاسی نیز همانند دستاوردهای علمی‌اش پیچیده‌تر از آن بوده است که خیلی‌ها متصور می‌شوند. اینشتاین یک صلح طلب مادام العمر بود و فقط یک بار به نفع جنگ فعالیتی انجام داد. در سال ۱۹۳۹ با توجه به بالا گرفتن خطر احتمال دستیابی نازی‌ها به بمب اتمی، فیزیکدان مجارستانی لئو زیلارد نامه‌ای به روزولت نوشت و از وی خواست به واکنش زنجیره‌ای و انرژی هسته‌ای اهمیت بیشتری دهد. زیلارد دانشمند گمنامی بود اما هنگامی که اینشتاین زیر نامه را امضا کرد مسأله شکل دیگری به خود گرفت. همین موضوع بعدها باعث برپایی پروژه‌ی منهتن شد اگرچه اینشتاین در این پروژه شرکت نکرد و بعدها امضای آن نامه را یکی از اشتباهات زندگی خود دانست، اما به هر حال وجود معادله‌ی E=mc2 برای ساخت بمب اتمی ضروری بود. وی با به فروش گذاشتن نسخ خطی تحقیقات خود و کمک به گروه‌های صلح گرا و مخالف جنگ سعی کرد این اشتباه را جبران کند. اینشتاین یهودی الاصل بود، اگرچه او و خانواده‌اش از یهودی‌های لاقید بودند ولی دولت تازه تاسیس اسرائیل از این فرصت برای تأثیر بر افکار عمومی استفاده می‌کرد. در سال ۱۹۵۲ نخست وزیر وقت اسرائیل دیوید بن گوریون به اینشتاین پیشنهاد داد که ریاست جمهوری سرزمین‌های اشغالی را بپذیرد. اینشتاین این پیشنهاد او را مودبانه رد کرد و با استناد به سن بالا و تمرکز مادام العمر بر پژوهش‌های علمی ورود خود را به سیاست نامناسب دانست. سال‌ها پیش از آن اینشتاین اعلام کرده بود که مخالف تشکیل یک دولت یهودی با مرزهای مشخص و قدرت نظامی است، همچنین با امضا نامه‌ای سرگشاده در نیویورک تایمز برخورد نامناسب با بومیان عرب در جریان دیر یاسین را محکوم کرده بود، اما به هر حال وی به عنوان یکی از سرشناس‌ترین حامیان صهیونیست تاکنون شناخته می‌شود.

۱۰ – چشم‌ها و مغز اینشتاین دزدیده شده است

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

روزنامه‌ی تلگرام خبر درگذشت آلبرت اینشتاین را در صفحه‌ی نخست خود چاپ کرده است. معروف‌ترین دانشمند قرن بیستم در ۱۸ آوریل سال ۱۹۵۵ در گذشت.

اینشتاین وصیت کرده بود جسدش سوزانده شده و خاکسترش به صورت مخفیانه پراکنده شود تا مقبره‌ای برای وی ساخته نشود، اما تنها چند ساعت پس از مرگش دکتر توماس هاروی در سردخانه‌ی پرینستون مغز و چشمان وی را بدون اجازه از بدنش جدا می‌کند. چشمان را به دکتر چشم وی هنری آدامز می‌دهند که تا به امروز در نیویورک حفظ شده است. عکس‌های مختلفی از لایه‌های مغز وی گرفته می‌شود. اگرچه مغز اینشتاین مانند افراد عادی ۱.۲ کیلوگرم وزن داشته است اما تحقیقات روی عکس‌ها نشان می‌دهند که قسمت‌های مربوط به تکلم و زبان کوچکتر بوده و قسمت‌هایی که به پردازش عددی و تجسم اختصاص دارند بزرگ‌تر بوده‌اند. همچنین در سال ۲۰۱۳ با تحقیق روی عکس‌های منتشر نشده دانشمندان متوجه شدند که قسمتی از مغز او به نام کورپوس کالوزوم که دو نیمکره‌ی مغز را به هم وصل می‌کند بزرگ‌تر از افراد عادی است. هاروی تکه برش‌های مغز اینشتاین را در شیشه و در زیرزمین و زیر کولر نگه‌داری می‌کرد. پس از باطل شدن پروانه‌ی پزشکی‌اش سال‌ها با فرار از دست خبرنگاران زندگی کرد. اگرچه هدف وی از این کار فهمیدن دلیل باهوشی فوق‌العاده‌ی اینشتاین بوده است اما در طول ۴۳ سالی که مغز در اختیارش بود هرگز نتوانست مطالعه‌ی مناسبی روی آن انجام دهد، شاید به دلیل مسافرت زیاد و شاید به دلیل نداشتن بودجه و تخصص! و در نهایت با تحویل دادن بیشتر مغز به پرینستون دایره‌ی مرگ این فیزیکدان بزرگ کامل می‌شود.

۱۰ حقیقت در مورد پروفسور آلبرت اینشتاین

نشستن بر روی صندلی راننده خودرو و صحبت کردن با سرنشینان، استراحت کردن، نوشیدن، وب گردی و بسیاری از کارهای دیگر که در حالت عادی یک راننده نمی‌تواند آنها را انجام دهد، ایده‌ای است که به نظر عجیب و غریب می‌آید. اما با معرفی خودروهای هوشمند این ایده کم کم لباس واقعیت به تن می‌کند. در ادامه قصد داریم به طور کامل به بررسی فناوری‌های بکار رفته در این خودروها بپردازیم.

خودروی بدون راننده گوگل چگونه کار می‌کند؟

زمانی که گوگل در سال 2008 به طور رسمی اعلام کرد که مشغول کار بر روی خودروی بدون راننده است تقریبا بسیاری از افراد پس از شنیدن این خبر شروع به فکر کردن می‌کنند که چگونه چنین چیزی امکان پذیر خواهد بود؟

ایده خودرویی که هیچ گونه نیازی به انسان برای هدایت ندارد بسیار جذاب به نظر می‌رسد. این خودروها هرگز تصادف نمی‌کنند، دچار حواس پرتی نمی‌شوند و بدون کوچکترین خستگی می‌توانند هزاران کیلومتر را بپیمایند و در تمامی حالات مشغول انجام محاسبات باشند تا سلامت سرنشینان را حفظ کنند.

بر اساس آماری که به تازگی منتشر شده، انسان‌ها در رانندگی واقعا بد عمل می‌کنند. جاشوا اسکنک سخنگوی مرکز حمل و نقل Eno می‌گوید:

بشر در امر رانندگی خیلی خوب عمل نمی‌کند. در ایالات متحده به طور میانگین سالانه 30,000 نفر جان خود را در حوادث رانندگی از دست می‌دهند. وقتی که صحبت از کنترل خودرو به میان می‌آید باید گفت که کامپیوتر و ابزارهای الکترونیکی بسیار بهتر از انسان عمل می‌کنند. آنها به هنگام رانندگی چیزی نمی‌نوشند، مشغول ارسال و مطالعه پیامک نمی‌شوند و از همه مهمتر اینکه بسیار سریع‌تر از ما فکر می‌کنند.

اما مهمترین سوال در این بین این است که خودروی بدون راننده گوگل چقدر مطمئن و ایمن است؟

در پاسخ باید گفت که در طول بیش از 700,000 مایل مسافت طی شده، خودروی گوگل دقیقا دو بار تصادف کرده که جالب است بدانید در هیچ کدام از این دو تصادف نیز خودروی گوگلی‌ها مقصر نبوده است. در اولین تصادف راننده انسانی این خودرو سیستم رانندگی خودکار را خاموش کرده و دومین تصادف نیز هنگامی به وقوع پیوسته که یک انسان مشغول هدایت خودرو بوده است! اما نقطه مقابل و در زمانی که انسان مشغول هدایت خودرو باشد، نتیجه چندان جالب نخواهد بود. آمار تلفات رانندگی در انگلستان به ازای هر 1.7 میلیون مایل مسافت طی شده یک مورد بوده و در آمریکا نیز به ازای هر 1.13 میلیون مایل نیز یک نفر جان خود را از دست می‌دهد. این در حالی است که با وجود اینکه خودروهای بدون راننده گوگل هزاران کیلومتر مسافت را طی کرده‌اند آمار تصادف به مراتب کمتری نسبت به خودروهایی ثبت کرده‌اند که توسط انسان هدایت می‌شده است.

چه فناوری‌هایی در خودروی بدون راننده گوگل استفاده شده است؟

آنچه در مورد خودروی بدون راننده گوگل مسلم بوده این است که فناوری‌هایی که در این خودرو به منظور هدایت آن و حفظ سلامت و ایمنی سرنشینان مورد استفاده قرار گرفته به هیچ عنوان جدید و بدیع از نظر آزمایش شدن نیستند. چه از نظر سخت افزارهای مورد استفاده و چه نرم‌افزار و الگوریتم‌های بکار رفته در این خودرو باید بدانید که گوگل در طراحی سیستم هدایت خودروی خود از فناوری‌هایی استفاده کرده که بسیاری از آنها سال‌ها است که در حال کار هستند و آزمایشات ایمنی و امنیتی را با موفقیت پشت سر گذاشته‌اند. بنابراین جای هیچگونه نگرانی وجود ندارد، چرا که گوگل از فناوری‌های تضمین شده در این خودرو بهره جسته است.

در ادامه به بررسی تعدادی از فناوری‌های کلیدی مورد استفاده در این خودروی بدون راننده می‌پردازیم:

LIDAR:

لیدار به طور اختصار مخفف عبارت تشخیص محیط و محدوده با استفاده از لیزر است. در این فناوری با استفاده از تاباندن نور لیزر در یک زاویه تعیین شده محیط پیرامون به طور دقیق اسکن شده و یک نقشه سه بعدی شامل تمامی اشیا موجود در صحنه تهیه می‌شود. به دلیل استفاده از لیزر مواردی نظیر فاصله، تعداد و میزان بزرگی اشیاء به خوبی مشخص شده و خودرو می‌تواند با استفاده از اطلاعات حاصل از این فرآیند مسیر روبرو را با دقت طی کند.

خودروی گوگل از ماژول لیزر Velodyne 64 استفاده می‌کند. از آنجا که به هنگام رانندگی باید دور و اطراف خودرو به دقت مورد بررسی قرار گیرد این ماژول که مجهز به یک پردازنده نیز هست برای تهیه نقشه 360 درجه بر روی سقف خودرو قرار می‌گیرد. لیزر تعبیه شده در این ماژول دائما در حال چرخش 360 درجه است تا محیط اطراف را با دقت اسکن کند.

رادار:

با وجود اینکه لیدار یکی از بهترین ابزارها برای تشخیص دقیق محیط اطراف و تهیه نقشه است، اما یکی از بزرگترین مشکلات آن عدم توانایی در تشخیص سرعت اجسامی است که در حال نزدیک یا دور شدن از خودرو هستند. برای پر کردن این خلاء از چهار سیستم رادار استفاده می‌شود. نحوه کار گذاری این رادارها بدین شکل است که دو سنسور برای اسکن جلوی خودرو و دو سنسور نیز برای اسکن محیط پشت خودرو مورد استفاده قرار می‌گیرد. یکی از قابلیت‌های سنسورهای رادار امکان ارسال پیام اضطراری به پردازنده برای فعال کردن ترمزهای خودرو به منظور جلوگیری از تصادف است. همچنین اگر خودرو به هر دلیل از مسیر اصلی خود خارج شود با استفاده از داده‌های این سنسورها سرعت خود را کاهش داده و متوقف می‌شود.

این ابزار در تعامل مستقیم با سایر ماژول‌های اندازه‌گیری مانند واحد اندازه‌گیری لَختی، ژیروسکوپ و رمزگذارهای (Encoder) تعبیه شده در چرخ‌ها است که به طور دائمی اطلاعات خود را جهت بررسی به پردازنده مرکزی (مغز خودرو) ارسال می‌کنند تا از ایجاد تصادف جلوگیری به عمل آید.

دوربین‌های قدرتمند:

فناوری دوربین مورد استفاده در خودروهای بدون راننده متفاوت است. با این اوصاف اغلب خودروهای بدون راننده و هوشمند به منظور استفاده بهینه از دوربین، آن را در قسمت بالایی خودرو و در سقف مورد استفاده قرار می‌دهند. انجام اینکار باعث خواهد شد تا دوربین که در اصل چشم خودرو محسوب می‌شود بر محیط اطراف مسلط بوده و دید کامل داشته باشد. فناوری دوربین در این بخش تفاوت چندانی با چشم انسان و سیستم بینایی ما ندارد. در این سیستم تصاویر از طریق دوربین (چشم) به پردازنده (مغز) ارسال شده و سپس مواردی نظیر عمق تصویر، جنبش محیطی و ابعاد اجسام مشخص می‌گردد.

هر دوربین دارای 50 درجه زاویه دید بوده که می‌تواند تا حداکثر مسافت 30 متر را به خوبی رصد کند. دوربین‌های مورد استفاده بسیار کاربردی بوده و اطلاعات ارزشمندی را در اختیار پردازنده قرار می‌دهند اما همانند سایر فناوری‌های مورد استفاده در خودروی گوگل، دوربین نیز دارای ضریب تاثیر گذاری مشخصی بوده و اطلاعات حاصل از عملکرد آن در تعامل مستقیم با سایر بخش‌ها است. این بدان معنی است که چنانچه به هر دلیل دوربین از کار بیفتد خودرو همچنان با ضریب امنیت بالا به مسیر خود ادامه می‌دهد و از دست رفتن دوربین باعث نخواهد شد تا کل سیستم دچار مشکل حاد و بحرانی شود. این مورد یکی از قابلیت‌های اساسی خودروی گوگل است که از کار افتادن یک یا چند ماژول باعث نخواهد شد تا مشکلی برای خودرو و سرنشینان رخ دهد.

Sonar:

نمونه‌های گوناگون و به اصلاح پروتوتایپ‌های مستقلی که گوگل از خودروی بدون راننده خود ساخته، از فناوری‌های گوناگونی بهره می‌برند اما برخی از نمونه‌های بررسی شده مجهز به فناوری پیشرفته سونار بوده‌اند.

این ماژول در اصل چشمی است که با استفاده از امواج صوتی کار می‌کند. نمونه واقعی این سنسور در طبیعت به طور کامل و دقیق در خفاش‌ها وجود دارد. خفاش چشمان ضعیفی داشته و عموما مواقعی به شکار می‌پردازد که نور محیط به شدت کم بوده و عملا امکان مشاهده محیط از طریق چشم وجود ندارد. در این روش از سونار استفاده می‌شود. در سونار یا مسیریابی صوتی، اصوات با فرکانس بالا ارسال شده و پس از برخورد به جسم مورد نظر برگشت داده می‌شود و از این طریق می‌توان به مشاهده محیط اطراف پرداخت.

سونار به خودی خود دو مشکل عمده دارد. اول زاویه دید محدود و دوم محدوده عملکرد موثر آن ( که حدود 6 متر) است. این ماژول نیز همانند سایر ماژول‌ها بوده و اطلاعات خروجی آن در تعامل مستقیم با خروجی ماژول‌های دیگر بوده و از دسترس خارج شدن آن باعث به وجود آمدن مشکلات حاد نخواهد شد.

تثبیت موقعیت:

یک خودروی فاقد فرمان، پدال ترمز و پدال گاز، بدون بهرمند شدن از یک سیستم مکان یابی و تثبیت موقعیت حرفه‌ای قطعا بدون استفاده خواهد بود. بدون وجود سیستم موقعیت یابی، خودروی بدون راننده قادر به حرکت نبوده و نمی‌تواند مسیر حرکت خود را تعیین کند.

به منظور مقابله با این چالش، گوگل از سرویس قدرتمند نقشه خود بهره جسته است. اطلاعات حاصل از سرویس نقشه گوگل، به طور مستمر با داده‌های دریافتی از ماهواره‌های GPS، واحدهای اندازه گیری لحظه‌ای و ماژول‌های رمزگذاری مورد استفاده در چرخ‌ها ترکیب شده تا سرعت خودرو به طور دقیق تعیین شود.

این سیستم در تعامل مستقیم با دوربین‌ها به منظور پردازش اطلاعات جهان واقعی و داده‌های حاصل از GPS و سرعت رانندگی به منظور تعیین موقعیت دقیق خودرو است. علی رغم اینکه این سیستم از ضریب خطای بسیار اندک (در حد چند سانتی‌متر) برخوردار است اما با استفاده از الگوریتم‌های تصحیح خطای هوشمند، این خطا در هر لحظه تصحیح می‌گردد تا از بروز تصادف، ترافیک و سد معابر خودداری به عمل آید.

نرم‌افزار خبره:

نرم‌افزار تمام اطلاعات دریافتی از ماژول‌ها را بصورت بلادرنگ و در لحظه پردازش می‌کند. اینکار شامل مدل سازی دینامیک رفتاری سایر رانندگان و خودروها، افراد پیاده دور و بر خودرو و به طور کلی تمامی اجسامی است که در اطراف خودرو حضور دارند. در حالی که برخی از دستورات و اقدامات از پیش برای سیستم تعریف شده، نظیر توقف در زمانی که چراغ راهنمایی قرمز است، مابقی تصمیمات و عملکردها بر اساس تجارب کسب شده از رانندگی‌هایی که قبلا صورت گرفته اتخاذ می‌شود. هر متر از مسافت طی شده توسط خودرو به صورت دقیق تحلیل و ذخیره می‌شود. این داده پردازش شده تا در زمان‌های آینده و در شرایط غیر قابل پیش بینی بهترین تصمیم اتخاذ شود.

الگوریتم یادگیرنده مورد استفاده در این نرم‌افزار تنها به پردازش اطلاعات و داده‌های مربوط به خودرویی که شما سوار آن هستید اتکا نمی‌کند بلکه داده‌های سایر خودروها به صورت شبکه‌ای نیز بررسی و تحلیل می‌شوند تا بتوان در لحظه تصمیمات درست را اتخاذ نمود. دینامیک رفتاری نیز به صورت دائمی تحلیل شده و یک نقشه جامع تهیه می‌شود. هدف از انجام اینکار پیش بینی اتفاقات پیش از وقوع است. این موضوع دقیقا شبیه به آن چیزی است که در مورد انسان و در مغز او رخ می‌دهد. به عنوان مثال این خودروها به اندازه‌ کافی هوشمند هستند تا در موارد و موقعیت‌های گوناگون خود را با شرایط تطبیق داده و بهترین تصمیمات را بگیرند. این موقعیت‌ها عبارت‌اند از:

  • خودرویی که با سرعت کم در منتهی الیه خطکشی سمت راست جاده حرکت می‌کند و یک خودرو با سرعت بیشتر آنرا تعقیب می‌کند به احتمال زیاد به این معنی است که قرار است یک سبقت صورت گرفته و خودروی سریع‌تر از خودروی کم سرعت عبور کند.
  • وجود یک گودال در مسیر یا یک شی خارجی در خیابان به این معنی است که راننده به احتمال بسیار زیاد به منظور جلوگیری از برخورد با آن مسیر خود را به طور ناگهانی تغییر خواهد داد.
  • ازدحام در خط عبور منتهی الیه سمت چپ به این معنی است که راننده به احتمال زیاد مسیر خود را تغییر داده و خطوط سمت راستی را برای ادامه مسیر انتخاب می‌کند.

موارد و مشکلاتی که باید پیش از استفاده گسترده از این خودروها بر طرف شوند

با وجود اینکه فناوری مورد استفاده در خودروی گوگل چیزی فراتر از شگفت انگیز است اما این بدان معنی نخواهد بود که هیچ مشکلی وجود نداشته و همه چیز به خوبی پیش می‌رود. هنوز مواردی وجود دارد که می‌بایست تا پیش از ورود به عصر خودروهای بدون راننده حل و رفع شوند.

فناوری:

پیش از آنکه بخواهیم به مشکلات پیرامون خودروهای بدون راننده اشاره کنیم، مهم است بدانیم که فناوری همچنان بزرگترین مانع ورود این وسایل نقلیه مدرن به بازار محسوب می‌شود.

یکی از همین مشکلات که گوگل با آن مواجه است سازگاری سیستم نقشه و تعیین موقعیت است. نقشه‌ای که در این خودروها مورد استفاده قرار می‌گیرد بسیار متفاوت از بخش GPS یا سرویس نقشه گوگل است که همه ما روزانه از آن استفاده می‌کنیم. نقشه مورد استفاده در این خودروها بیش از آنچه تصور کنید دقیق و شامل جزئیات است. به عنوان مثال محدودیت ارتفاع خودرو و موقعیت و اندازه خطوط راهنمایی موجود در مسیر از جمله این اطلاعات می‌باشند.

این سطح از جزئیات به قدری زیاد و گسترده است که تهیه نقشه اینچنینی از یک کشور و حتی جهان بسیار مشکل خواهد بود. در حال حاضر گوگل موفق شده حدود 2000 مایل از مسیری که خودروی هوشمند قادر به تردد در آن است را نقشه برداری کند. برای آنکه دید بهتری به موضوع پیدا کنید جالب است بدانید تنها در ایالت کالیفرنیای آمریکا بیش از 170.000 مایل جاده و خیابان وجود دارد و بیش از 4 میلیون مسیر جهت تردد خودرو در کل ایالات متحده ساخته شده است.

شاید اکنون متوجه شده باشید که علت عملکرد موفق خودروهای هوشمند گوگل در طی مسیر 700.000 مایلی چیست. این خودروها در واقع مسیر 2000 مایلی از پیش نقشه برداری شده را بارها با موفقیت طی کرده‌اند. این بدان معنی است که تمامی این خودروها به تنهایی و به صورت بلادرنگ موفق نشدند در تمامی حالات، تصمیمات اساسی اتخاذ نمایند. گوگل نیز تاکنون در مسیری غیر از مسیر 2000 مایلی خود این خودروها را آزمایش نکرده است. البته این مشکلی نیست که نتوان آن را حل و فصل نمود. هر کدام از خودروهای بدون راننده گوگل علاوه بر طی مسیر به صورت درست و صحیح وظیفه دیگری دارند که بسیار مهم و حائز اهمیت است. وظیفه مهم دیگر آنها تهیه نقشه 3 بعدی از مسیرها برای استفاده توسط خودروهای بدون راننده دیگر است.

سایر مشکلات مربوط به فناوری عبارت‌اند از:

  • مشکلاتی وجود دارند که باعث خواهند شد این خودروها نتوانند در شرایط بارانی، برفی و بارندگی سنگین به رانندگی بپردازند.
  • در شرایطی که سنسورهای تشخیص رنگ چراغ راهنمایی مقابل تابش مستقیم نور خورشید و بازتابش نور شدید باشند به اصلاح کور خواهند شد و این امکان وجود ندارد که تصمیم درست در چهارراه‌ها و سایر مکانهایی که از چراغ راهنمایی استفاده شده اتخاذ شود.
  • سنسورها اشیاء را به صورت شکل‌های پیکسلی تشخیص می‌دهند. بنابراین، این امکان وجود دارد که همانگونه که برای جلوگیری از برخورد با یک کودک خودرو ناچار به تغییر مسیر ناگهانی است، همین کار را در مورد روزنامه‌ای که در هوا معلق است نیز انجام دهد.

قوانین و مقررات دولتی:

بر اساس قانونی که در ایالت کالیفرنیا تصویب شده، حداقل در مقر مدیریت مرکزی گوگل این امکان وجود دارد که خودروهای بدون راننده به طور قانونی به حرکت بپردازند.

بر اساس قانونی که حدود یک سال و نیم پیش در کالیفرنیا به تصویب رسید به وضوح مشخص است که امکان عبور و مرور خودروهای بدون راننده در این ایالت به صورت قانونی وجود دارد. ما نیز امیدواریم بتوانیم این قانون را در سایر ایالت‌های آمریکا نیز به تصویب برسانیم.

- کریس آرمسون، مدیر بخش خودروی بدون راننده گوگل

آرمسون در ادامه می‌افزاید مطمئن نیست که بسیاری از دولت‌ها در سراسر جهان حتی تصور حضور خودروهای بدون راننده را کرده باشند و آن را در قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی خود پیش بینی نموده باشند. چندان دور از ذهن نیست که برخی از دولت‌ها به این راحتی قانع نشده و راسا بخواهند تحقیقات مفصلی در مورد استفاده از خودروهای بدون راننده جهت تصویب قوانین مربوطه به انجام برسانند.

آیا مشتریان مایل به خریدن چنین خودرویی هستند؟

استفاده از فناوری و محصولات مبتنی بر فناوری شگفت‌انگیز می‌نماید و بسیاری از افراد را به هیجان می‌آورد. اما در این بین هستند افرادی که از فناوری واهمه دارند و علت آن نیز کاملا طبیعی است؛ حفظ جان و امنیت. برخی بر این باورند که هر لحظه ممکن است کنترل خودرو به هر دلیل از دست خارج شده و سلامت سرنشینان به خطر افتد.

البته می‌توان دلایل گروه دوم را نیز قابل احترام و مهم تلقی کرد چرا که با وجود اینکه فناوری توانسته بخش گستره‌ای از زندگی انسان مدرن را دستخوش تغییرات بنیادین کند، اما سپردن کنترل یک خودروی متحرک به طور کامل به دست فناوری امری ترسناک به نظر می‌رسد؛ جدای از اینکه باید در کنار امنیت، هزینه استفاده از چنین فناوری را نیز در نظر داشت چرا که ممکن است آنقدر گران باشد که کمتر کسی بتواند خودروهای مجهز به چنین امکاناتی را خریداری کند.

در حالی که ترس از ایمن بودن فناوری رانندگی کماکان وجود دارد اما باید اذعان داشت که خودروی گوگل تاکنون توانسته آمار خوبی در مورد امنیت خودرو و سرنشینان را از خود به جا بگذارد.

یک مسئله فلسفی را نیز باید به مشکلات بالا افزود. این مسئله که به «مشکلات واگن برقی» معروف است یک واژه فلسفی است که حالتی را شرح می‌دهد که هیچ پاسخ صحیح و درستی در کار نیست. به عنوان مثال فرض کنید برای جلوگیری از برخورد با یک کودک مجبور به تغییر ناگهانی مسیر می‌شود. با انجام اینکار به طور حتم به مادر کودک و یا گروهی از کودکان که در سمت دیگر مسیر هستند برخورد خواهد کرد. در این حالت خودروی گوگل چه کار خواهد کرد؟

البته مطرح ساختن چنین سوالاتی به نظر غیر منصفانه می‌رسد چرا که اگر همین سوال را از یک انسان که مشغول رانندگی با یک خودرو بوده و در چنین شرایطی قرار بگیرد، بپرسیم قطعا پاسخ درستی دریافت نمی‌کنیم!

آینده خودروهای بدون سرنشین:

در مجموع این موضوع بسیار جالب به نظر می‌رسد که می‌توان از جنبه‌های گوناگون فناوری در سایر ابعاد زندگی روزمره نیز استفاده کرد. به عنوان مثال، خودرویی که به راننده نیاز ندارد، حتی به سرنشین نیز نیازمند نیست و می‌تواند بدون نیاز به انسان وظایف خود را به خوبی انجام دهد. با استفاده از این فناوری می‌توانید بسته‌های پستی خود را درون یکی از این خودروها قرار داده و بدون نیاز به حضور خودتان آنها را به مقصد ارسال کنید؛ کاری کنید که خودرو، دوستتان را به مقصد برساند و مجددا بازگشته و خود را درون پارکینگ خانه پارک کند یا زمانی که شما برای انجام کاری از آن پیاده شدید به صورت خودکار در اولین مکان مناسب پارک کند و منتظر شما بماند.

اما هیجان انگیزترین بخش این ایده آن است که در عمل عبارت «مالکیت» خودرو به مرور منقرض خواهد شد. این خودروها را می‌توانید در هر محلی رها کنید و سازمان‌ها و شهرداری‌ها می‌توانند از آنها به عنوان جایگزینی مطمئن برای تاکسی‌ها استفاده نمایند. همچنین نیازی نخواهد بود تا بعد از این یک خودروی شخصی و اختصاصی برای خود تهیه کنید چرا که خودروهای بدون راننده در همه حال و در همه شرایط در اختیار شما خواهند بود.

استفاده از خودروهای بدون راننده مسئله‌ای است هیجان انگیز که آینده حمل و نقل را دستخوش دگرگونی اساسی خواهد کرد. اما تا زمانی که گوگل با چالش‌های فنی و ساختاری که در بالا به آنها پرداخته شد به طور کامل مقابله نکند و اثبات ننماید که این خودروها در واقع ایمن تر از خودروهای معمولی ما هستند، این وسایل نقلیه شگفت انگیز در حد یک ایده باقی خواهند ماند و رنگ واقعیت را نخواهند دید. اما آن چیزی که باعث خواهد شد تا نسبت به آینده این وسایل امیدوار باشیم کمپانی گوگل است که با برخورداری از نیروی متفکر و خلاق کارآمد و بهرمند بودن از منابع مالی خوب جهت پشتیبانی کافی از این پروژه، ما را هر روز به دیدن یکی از همین خودروهای بدون راننده در خیابان‌های شهر نزدیک‌تر می‌کند. شکی نیست که در آینده نه چندان دور عبارت «حمل و نقل» معنایی بسیار متفاوت از آن چیزی که اکنون شاهدش هستیم خواهد داشت. 

منبع: زومیت

شنبه 16 اسفند 1393

رفتار همزمان ذره ای- موجی نور

نویسنده: Laura   طبقه بندی: اطلاعات علمی ساده و خلاصه، 

فرادید: پژوهشگران در موسسۀ فدرال تکنولوژی سوییس واقع در لوزان، موفق شدند تا اولین عکس را از رفتار همزمانِ موجی و ذره‌ای نور تهیه کنند.
 
به گزارش نیوزویک، فابریتزیو کاربونه، که تیم تحقیقی را که روشِ عکسبرداری از این موضوع را ابداع کرده است رهبری کرده، می‌گوید: "این آزمایش برای اولین بار نشان می‌دهد که ما می‌توانیم از مکانیک کوانتوم و طبیعت متناقض آن، مستقیماً فیلم بگیریم. توانایی عکس برداری از پدیدۀ کوانتوم در مقیاس نانو و کنترل آن، مسیر جدیدی را به سوی محاسبات کوانتومی می‌گشاید."
 
لایۀ پایینی این عکس "پاکت‌های" تبادل انرژی میان الکترون‌ها و فوتون‌ها، که به تجسم ذرات نور منجر می‌شود را نشان می‌دهد و لایۀ بالایی طبیعت موجی نور را به تصویر می‌کشد.

اولین عکس از رفتار همزمان ذره‌ای-موجی نور

در یکی از قسمت‌های این کارتون، شخصیت «هومر سیمپسون» به یک مخترع تبدیل شده و تلاش می‌کند تا مسیر توماس ادیسون را دنبال کند.

دکتر «سیمون سینگ» فیزیکدان، مجری تلویزیون و نویسنده انگلیسی کتابی که به بررسی ریاضیات پنهان در مجموعه سیمپسون‌ها پرداخته است، کشف کرد که شخصیت هومر 14 سال پیش از فیزیکدانان مرکز سرن توانسته بود جرم بوزون هیگز را پیش‌بینی کند.

دکتر «سینگ» راه‌حل‌های نوشته شده بر روی تخته سیاه روبروی هومر را بررسی کرد؛ این معادله به پیش‌بینی جرم هیگز می‌پرداخت.

سینگ گفت: اگر این معادله را حل کنید، به جرمی دست خواهید یافت که تنها کمی بزرگتر از جرم نانویی بوزون هیگز است. دکترای من در رشته فیزیک ذرات است، از این رو با مشاهده این پیش‌بینی در یک کارتون بسیار شوکه شدم.

وجود بوزون هیگز نخستین‌بار توسط پرفسور پیتر هیگز، فیزیکدان نظری دانشگاه ادینبورگ و پنج فیزیکدان دیگر در سال 1964 پیش‌بینی شد؛ این ذره بنیادی برای توضیح دلیل برخورداری سایر ذرات بنیادی جهان از جرم ضروری است.

بر اساس این نظریه، همه ذرات زیراتمی در یک میدان انرژی موسوم به میدان هیگز با هم تعامل داشته و به آن‌ها جرم می‌دهند؛ مانند تابش الکترومغناطیسی که می‌تواند بطور همزمان به هر دو شکل موج انرژی و ذره وجود داشته باشد، میدان هیگز نیز از یک ذره مربوطه موسوم به بوزون هیگز برخوردار است.

اما شواهد وجود این ذره تا مارس 2013 مشاهده نشده بود که در آن زمان، محققان برخورددهنده بزرگ هادرونی در سرن از کشف ذره‌ای خبر دادند که با پیش‌بینی‌های بوزون هیگز مطابقت داشت. فیزیکدانان سرن در کنار پرفسور هیگز موفق شدند جایزه نوبل فیزیک 2013 را برای این کشف بدست بیاورند.

دکتر سینگ معتقد است که در زمان تلاش وی برای انجام مجموعه‌ای از اختراعات مانند چکش برقی و سلاح آرایشی، فرمول نوشته شده توسط شخصیت کارتونی «هومر سیمپسون» به پاسخ برای محاسبه جرم هیگز نزدیک است.

همچنین خط دیگر نوشته‌های روی تخته‌سیاه در این قسمت کارتون نیز در خود یک حقیقت علمی را پنهان کرده است. این خط حاوی معادله‌ای است که به عقیده برخی، راه‌حل آخرین قضیه فرما است – اگرچه در واقعیت این محاسبات استاندارد نیستند.

دکتر سینگ در کتاب خود «سیمپسون‌ها و اسرار ریاضیاتی‌شان»، مدعی است که این کارتون، ریاضیاتی‌ترین مجموعه تلویزیونی بوده که در ساعات پربیننده پخش می‌شده است.

این امر شاید به این دلیل باشد که بسیاری از نویسندگان آن، ریاضیدان هستند. «دیوید کوهن» از نویسندگان این مجموعه، در دانشگاه هاروارد در رشته فیزیک تحصیل کرده است.

سینگ امیدوار است که استفاده بیشتر از ریاضیات در مجموعه‌های تلویزیونی بتواند افراد بیشتری را به سمت این موضوع و تحصیل جذب کند.

سیمپسون‌ها 14 سال زودتر از سرن جرم ذره هیگز را پیش‌بینی کردند

در یکی از قسمت‌های این کارتون، شخصیت «هومر سیمپسون» به یک مخترع تبدیل شده و تلاش می‌کند تا مسیر توماس ادیسون را دنبال کند.

دکتر «سیمون سینگ» فیزیکدان، مجری تلویزیون و نویسنده انگلیسی کتابی که به بررسی ریاضیات پنهان در مجموعه سیمپسون‌ها پرداخته است، کشف کرد که شخصیت هومر 14 سال پیش از فیزیکدانان مرکز سرن توانسته بود جرم بوزون هیگز را پیش‌بینی کند.

دکتر «سینگ» راه‌حل‌های نوشته شده بر روی تخته سیاه روبروی هومر را بررسی کرد؛ این معادله به پیش‌بینی جرم هیگز می‌پرداخت.

سینگ گفت: اگر این معادله را حل کنید، به جرمی دست خواهید یافت که تنها کمی بزرگتر از جرم نانویی بوزون هیگز است. دکترای من در رشته فیزیک ذرات است، از این رو با مشاهده این پیش‌بینی در یک کارتون بسیار شوکه شدم.

وجود بوزون هیگز نخستین‌بار توسط پرفسور پیتر هیگز، فیزیکدان نظری دانشگاه ادینبورگ و پنج فیزیکدان دیگر در سال 1964 پیش‌بینی شد؛ این ذره بنیادی برای توضیح دلیل برخورداری سایر ذرات بنیادی جهان از جرم ضروری است.

بر اساس این نظریه، همه ذرات زیراتمی در یک میدان انرژی موسوم به میدان هیگز با هم تعامل داشته و به آن‌ها جرم می‌دهند؛ مانند تابش الکترومغناطیسی که می‌تواند بطور همزمان به هر دو شکل موج انرژی و ذره وجود داشته باشد، میدان هیگز نیز از یک ذره مربوطه موسوم به بوزون هیگز برخوردار است.

اما شواهد وجود این ذره تا مارس 2013 مشاهده نشده بود که در آن زمان، محققان برخورددهنده بزرگ هادرونی در سرن از کشف ذره‌ای خبر دادند که با پیش‌بینی‌های بوزون هیگز مطابقت داشت. فیزیکدانان سرن در کنار پرفسور هیگز موفق شدند جایزه نوبل فیزیک 2013 را برای این کشف بدست بیاورند.

دکتر سینگ معتقد است که در زمان تلاش وی برای انجام مجموعه‌ای از اختراعات مانند چکش برقی و سلاح آرایشی، فرمول نوشته شده توسط شخصیت کارتونی «هومر سیمپسون» به پاسخ برای محاسبه جرم هیگز نزدیک است.

همچنین خط دیگر نوشته‌های روی تخته‌سیاه در این قسمت کارتون نیز در خود یک حقیقت علمی را پنهان کرده است. این خط حاوی معادله‌ای است که به عقیده برخی، راه‌حل آخرین قضیه فرما است – اگرچه در واقعیت این محاسبات استاندارد نیستند.

دکتر سینگ در کتاب خود «سیمپسون‌ها و اسرار ریاضیاتی‌شان»، مدعی است که این کارتون، ریاضیاتی‌ترین مجموعه تلویزیونی بوده که در ساعات پربیننده پخش می‌شده است.

این امر شاید به این دلیل باشد که بسیاری از نویسندگان آن، ریاضیدان هستند. «دیوید کوهن» از نویسندگان این مجموعه، در دانشگاه هاروارد در رشته فیزیک تحصیل کرده است.

سینگ امیدوار است که استفاده بیشتر از ریاضیات در مجموعه‌های تلویزیونی بتواند افراد بیشتری را به سمت این موضوع و تحصیل جذب کند.

- See more at: http://www.hupaa.com/20150304054619002/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D8%B0%D8%B1%D9%87-%C2%AB%D9%87%DB%8C%DA%AF%D8%B2%C2%BB-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D9%BE%D8%B3%D9%88%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C-14-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D9%86#sthash.tckpGgjt.dpuf

یک فیزیکدان انگلیسی دریافته که فرمول جرم ذره بوزون هیگز را شخصیت‌های کارتون « سیمپسون‌ها» 14 سال قبل از سرن، پیش‌بینی کرده بودند.

به گزارش سرویس علمی ایسنا، در یکی از قسمت‌های این کارتون، شخصیت «هومر سیمپسون» به یک مخترع تبدیل شده و تلاش می‌کند تا مسیر توماس ادیسون را دنبال کند.

دکتر «سیمون سینگ» فیزیکدان، مجری تلویزیون و نویسنده انگلیسی کتابی که به بررسی ریاضیات پنهان در مجموعه سیمپسون‌ها پرداخته است، کشف کرد که شخصیت هومر 14 سال پیش از فیزیکدانان مرکز سرن توانسته بود جرم بوزون هیگز را پیش‌بینی کند.

دکتر «سینگ» راه‌حل‌های نوشته شده بر روی تخته سیاه روبروی هومر را بررسی کرد؛ این معادله به پیش‌بینی جرم هیگز می‌پرداخت.

سینگ گفت: اگر این معادله را حل کنید، به جرمی دست خواهید یافت که تنها کمی بزرگتر از جرم نانویی بوزون هیگز است. دکترای من در رشته فیزیک ذرات است، از این رو با مشاهده این پیش‌بینی در یک کارتون بسیار شوکه شدم.

وجود بوزون هیگز نخستین‌بار توسط پرفسور پیتر هیگز، فیزیکدان نظری دانشگاه ادینبورگ و پنج فیزیکدان دیگر در سال 1964 پیش‌بینی شد؛ این ذره بنیادی برای توضیح دلیل برخورداری سایر ذرات بنیادی جهان از جرم ضروری است.

بر اساس این نظریه، همه ذرات زیراتمی در یک میدان انرژی موسوم به میدان هیگز با هم تعامل داشته و به آن‌ها جرم می‌دهند؛ مانند تابش الکترومغناطیسی که می‌تواند بطور همزمان به هر دو شکل موج انرژی و ذره وجود داشته باشد، میدان هیگز نیز از یک ذره مربوطه موسوم به بوزون هیگز برخوردار است.

اما شواهد وجود این ذره تا مارس 2013 مشاهده نشده بود که در آن زمان، محققان برخورددهنده بزرگ هادرونی در سرن از کشف ذره‌ای خبر دادند که با پیش‌بینی‌های بوزون هیگز مطابقت داشت. فیزیکدانان سرن در کنار پرفسور هیگز موفق شدند جایزه نوبل فیزیک 2013 را برای این کشف بدست بیاورند.

دکتر سینگ معتقد است که در زمان تلاش وی برای انجام مجموعه‌ای از اختراعات مانند چکش برقی و سلاح آرایشی، فرمول نوشته شده توسط شخصیت کارتونی «هومر سیمپسون» به پاسخ برای محاسبه جرم هیگز نزدیک است.

همچنین خط دیگر نوشته‌های روی تخته‌سیاه در این قسمت کارتون نیز در خود یک حقیقت علمی را پنهان کرده است. این خط حاوی معادله‌ای است که به عقیده برخی، راه‌حل آخرین قضیه فرما است – اگرچه در واقعیت این محاسبات استاندارد نیستند.

دکتر سینگ در کتاب خود «سیمپسون‌ها و اسرار ریاضیاتی‌شان»، مدعی است که این کارتون، ریاضیاتی‌ترین مجموعه تلویزیونی بوده که در ساعات پربیننده پخش می‌شده است.

این امر شاید به این دلیل باشد که بسیاری از نویسندگان آن، ریاضیدان هستند. «دیوید کوهن» از نویسندگان این مجموعه، در دانشگاه هاروارد در رشته فیزیک تحصیل کرده است.

سینگ امیدوار است که استفاده بیشتر از ریاضیات در مجموعه‌های تلویزیونی بتواند افراد بیشتری را به سمت این موضوع و تحصیل جذب کند.

- See more at: http://www.hupaa.com/20150304054619002/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D8%B0%D8%B1%D9%87-%C2%AB%D9%87%DB%8C%DA%AF%D8%B2%C2%BB-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D9%BE%D8%B3%D9%88%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C-14-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D9%86#sthash.tckpGgjt.dpuf

یک فیزیکدان انگلیسی دریافته که فرمول جرم ذره بوزون هیگز را شخصیت‌های کارتون « سیمپسون‌ها» 14 سال قبل از سرن، پیش‌بینی کرده بودند.

به گزارش سرویس علمی ایسنا، در یکی از قسمت‌های این کارتون، شخصیت «هومر سیمپسون» به یک مخترع تبدیل شده و تلاش می‌کند تا مسیر توماس ادیسون را دنبال کند.

دکتر «سیمون سینگ» فیزیکدان، مجری تلویزیون و نویسنده انگلیسی کتابی که به بررسی ریاضیات پنهان در مجموعه سیمپسون‌ها پرداخته است، کشف کرد که شخصیت هومر 14 سال پیش از فیزیکدانان مرکز سرن توانسته بود جرم بوزون هیگز را پیش‌بینی کند.

دکتر «سینگ» راه‌حل‌های نوشته شده بر روی تخته سیاه روبروی هومر را بررسی کرد؛ این معادله به پیش‌بینی جرم هیگز می‌پرداخت.

سینگ گفت: اگر این معادله را حل کنید، به جرمی دست خواهید یافت که تنها کمی بزرگتر از جرم نانویی بوزون هیگز است. دکترای من در رشته فیزیک ذرات است، از این رو با مشاهده این پیش‌بینی در یک کارتون بسیار شوکه شدم.

وجود بوزون هیگز نخستین‌بار توسط پرفسور پیتر هیگز، فیزیکدان نظری دانشگاه ادینبورگ و پنج فیزیکدان دیگر در سال 1964 پیش‌بینی شد؛ این ذره بنیادی برای توضیح دلیل برخورداری سایر ذرات بنیادی جهان از جرم ضروری است.

بر اساس این نظریه، همه ذرات زیراتمی در یک میدان انرژی موسوم به میدان هیگز با هم تعامل داشته و به آن‌ها جرم می‌دهند؛ مانند تابش الکترومغناطیسی که می‌تواند بطور همزمان به هر دو شکل موج انرژی و ذره وجود داشته باشد، میدان هیگز نیز از یک ذره مربوطه موسوم به بوزون هیگز برخوردار است.

اما شواهد وجود این ذره تا مارس 2013 مشاهده نشده بود که در آن زمان، محققان برخورددهنده بزرگ هادرونی در سرن از کشف ذره‌ای خبر دادند که با پیش‌بینی‌های بوزون هیگز مطابقت داشت. فیزیکدانان سرن در کنار پرفسور هیگز موفق شدند جایزه نوبل فیزیک 2013 را برای این کشف بدست بیاورند.

دکتر سینگ معتقد است که در زمان تلاش وی برای انجام مجموعه‌ای از اختراعات مانند چکش برقی و سلاح آرایشی، فرمول نوشته شده توسط شخصیت کارتونی «هومر سیمپسون» به پاسخ برای محاسبه جرم هیگز نزدیک است.

همچنین خط دیگر نوشته‌های روی تخته‌سیاه در این قسمت کارتون نیز در خود یک حقیقت علمی را پنهان کرده است. این خط حاوی معادله‌ای است که به عقیده برخی، راه‌حل آخرین قضیه فرما است – اگرچه در واقعیت این محاسبات استاندارد نیستند.

دکتر سینگ در کتاب خود «سیمپسون‌ها و اسرار ریاضیاتی‌شان»، مدعی است که این کارتون، ریاضیاتی‌ترین مجموعه تلویزیونی بوده که در ساعات پربیننده پخش می‌شده است.

این امر شاید به این دلیل باشد که بسیاری از نویسندگان آن، ریاضیدان هستند. «دیوید کوهن» از نویسندگان این مجموعه، در دانشگاه هاروارد در رشته فیزیک تحصیل کرده است.

سینگ امیدوار است که استفاده بیشتر از ریاضیات در مجموعه‌های تلویزیونی بتواند افراد بیشتری را به سمت این موضوع و تحصیل جذب کند.

- See more at: http://www.hupaa.com/20150304054619002/%D9%BE%DB%8C%D8%B4%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C-%D8%AC%D8%B1%D9%85-%D8%B0%D8%B1%D9%87-%C2%AB%D9%87%DB%8C%DA%AF%D8%B2%C2%BB-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%B3%DB%8C%D9%85%D9%BE%D8%B3%D9%88%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D9%88%D9%86%DB%8C-14-%D8%B3%D8%A7%D9%84-%D9%82%D8%A8%D9%84-%D8%A7%D8%B2-%D8%B3%D8%B1%D9%86#sthash.tckpGgjt.dpuf
دانشمندان ایرانی با همکاری یک تیم علمی دانشگاه میشیگان موفق به ساخت یک عملگر کنترل شده رایانه‌ای شده‌اند که می‌تواند مچ پای رباتیک را قادر به مشاهده مسیر روبرو کند.

نمونه پیش‌ساخت قبلی دکتر رستگار، طیفی از حرکات را ارائه می‌کند که با راه رفتن طبیعی تفاوتی ندارد؛ او و همکارانش در گام بعدی، قوه بینایی را به فناوری خود افزودند.

رستگار اظهار کرد: ما در حال تولید یک سیستم بینایی مصنوعی هستیم؛ اجزای اصلی این فناوری شامل یک دوربین ارزان و یک عملگر کنترل‌شده رایانه‌ای است که موقعیت مچ پا را توسط سیستمی از کابل‌ها تنظیم می‌کند.

وی افزود: این دوربین می‌تواند نمایه زمین را شناسایی کند و یارانه نیز بر اساس چگونگی حرکت پا توسط کاربر درباره موقعیت گام بعدی آگاهی دارد. سپس رایانه به بررسی اطلاعات دوربین پرداخته و زاویه و میزان سختی صحیح را به مچ پا ارائه می‌کند؛ بنابراین، مچ پا می‌تواند دقیقا مطابقت بدهد که آیا کاربر در حال بالا رفتن از پله بوده یا از روی گودال می‌پرد.

تیم دکتر «رستگار آگاه» همچنین طراحی عملگر را تصحیح و آن‌را سبکتر و ساده‌تر کردند. از آنجایی که پا با خطوطی مشابه کابل ترمز دوچرخه حرکت می‌کند، نیازی به نصب عملگر بر روی پروتز و حرکت دادن آن توسط کاربر برای گام نیست؛ در عوض می‌توان آن را درون کیف یا هر نوع بسته‌بندی حمل کرد.

دکتر رستگار گفت: همچنین حذف این سیستم عملگر جدید بسیار آسان بوده از این رو می‌توان آن را طبق نیاز بکار برده یا حذف کرد؛ برای مثال، زمانی که کاربر در خانه می‌ماند، می‌تواند با یک پروتز منفعل در اطراف حرکت کند.

وی امیدوار است که این مچ رباتیک در نهایت بتواند راه خود را به آزمایشگاه و سپس خیابان‌ها باز کند.

رستگار در سال 2014 موفق به کسب جایزه CAREER بنیاد ملی علوم آمریکا شده بود. - See more at: http://www.hupaa.com/20150302043536004/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C#sthash.ahjejex8.dpuf
دانشمندان ایرانی با همکاری یک تیم علمی دانشگاه میشیگان موفق به ساخت یک عملگر کنترل شده رایانه‌ای شده‌اند که می‌تواند مچ پای رباتیک را قادر به مشاهده مسیر روبرو کند.

نمونه پیش‌ساخت قبلی دکتر رستگار، طیفی از حرکات را ارائه می‌کند که با راه رفتن طبیعی تفاوتی ندارد؛ او و همکارانش در گام بعدی، قوه بینایی را به فناوری خود افزودند.

رستگار اظهار کرد: ما در حال تولید یک سیستم بینایی مصنوعی هستیم؛ اجزای اصلی این فناوری شامل یک دوربین ارزان و یک عملگر کنترل‌شده رایانه‌ای است که موقعیت مچ پا را توسط سیستمی از کابل‌ها تنظیم می‌کند.

وی افزود: این دوربین می‌تواند نمایه زمین را شناسایی کند و یارانه نیز بر اساس چگونگی حرکت پا توسط کاربر درباره موقعیت گام بعدی آگاهی دارد. سپس رایانه به بررسی اطلاعات دوربین پرداخته و زاویه و میزان سختی صحیح را به مچ پا ارائه می‌کند؛ بنابراین، مچ پا می‌تواند دقیقا مطابقت بدهد که آیا کاربر در حال بالا رفتن از پله بوده یا از روی گودال می‌پرد.

تیم دکتر «رستگار آگاه» همچنین طراحی عملگر را تصحیح و آن‌را سبکتر و ساده‌تر کردند. از آنجایی که پا با خطوطی مشابه کابل ترمز دوچرخه حرکت می‌کند، نیازی به نصب عملگر بر روی پروتز و حرکت دادن آن توسط کاربر برای گام نیست؛ در عوض می‌توان آن را درون کیف یا هر نوع بسته‌بندی حمل کرد.

دکتر رستگار گفت: همچنین حذف این سیستم عملگر جدید بسیار آسان بوده از این رو می‌توان آن را طبق نیاز بکار برده یا حذف کرد؛ برای مثال، زمانی که کاربر در خانه می‌ماند، می‌تواند با یک پروتز منفعل در اطراف حرکت کند.

وی امیدوار است که این مچ رباتیک در نهایت بتواند راه خود را به آزمایشگاه و سپس خیابان‌ها باز کند.

رستگار در سال 2014 موفق به کسب جایزه CAREER بنیاد ملی علوم آمریکا شده بود. - See more at: http://www.hupaa.com/20150302043536004/%D8%B7%D8%B1%D8%A7%D8%AD%DB%8C-%D9%BE%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B5%D9%86%D9%88%D8%B9%DB%8C-%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D9%85-%D8%A8%DB%8C%D9%86%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%B3%D8%B7-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86-%D8%A7%DB%8C%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C#sthash.ahjejex8.dpuf

باسداکت چیست؟
حدود 60 سال پیش شرکت جنرال موتورز آمریکا بدلیل مشکلاتی که در سیستم انتقال و نیرورسانی خود داشت از مجموعه جنرال الکتریک درخواست طراحی سیستمی برای حل این مشکل کرد. شرکت جنرال الکتریک پس از انجام بررسی های لازم سیستم باسداکت را به جهان معرفی کرد.
در واقع باسداکت سیستمی برای انتقال نیروی الکتریکی است و می توان در محلهایی که تعداد فراوانی کابل عبور خواهند کرد از یک مجموعه باسداکت استفاده کرد.
سیستم باسداکت در ساختمانهای بلند مرتبه، مجتمع های صنعتی و معادن قابل استفاده است.
سیستم باسداکت از نظر کاربری در 3 نوع تولید میشوند:
- باسداکت روشنایی(از6تا100آمپر)
-باسداکت فشار ضعیف(از100 تا 4000آمپر)
-باسداکت فشار متوسط(از 400 تا 4000آمپر) و(از 6.6تا33 کیلو ولت)
سیستم باسداکت همانند کابل است اما دارای مزایای بسیار بالاتری نسبت به کابل است.
یکی از این مزایا امکان آتش سوزی بسیار پایین باسداکت نسبت به کابل است.
مزیت دیگر این سیستم کمپکت بودن و اشغال کم فضا است.
مزیت دیگر امکان توسعه آن است.
و نهایتا یکی دیگر از مزایای آن امکان برداشت و توزیع در محلهای مختلف است.
در کشور ما در بسیاری از پروژه ها از سیستم باسداکت استفاده شده است،پالایشگاه آبادان یکی از نمونه های پروژه های اجرا شده در کشورمان است.
باسداکتها نیز همانند کابل از دو نوع آلومینیومی و مسی تشکیل می شوند.
باسداکتهای مسی از شینهای مسی قلع اندود شده و عایقکاری شده با سطح عایقی حداقل 1 کیلو ولت میباشند و در دو نوع چهار سیمه و پنج سیمه تولید می شوند. که بهتر است از نوع چهار سیمه آن استفاده گردد و در صورتی که بدنه باسداکت از نوع آلومینیومی و یا گالوانیزه باشد از بدنه آن به عنوان ارتینگ استفاده گردد.
برندهای معتبر و معروف خارجی باسداکت مسی قلع اندود شده در ایران:
لگراند- زیمنس - هنیکووان و ABB
سازندگان داخلی دارای استاندار IEC این نوع باسداکت:
آذرفنون تابلو - ژیتال

باسداکتهای از نوع آلومینیومی نیز دقیقا مشابه باسداکتهای مسی است با این تفاوت که بجای مس در این سیستم از آلومینیوم و بجای قلع از نقره استفاده میشود .
از نظر تلفات و افت ولتاژ در صورتی که اندازه شینها متناسب و دقیق انتخاب شده باشند تفاوتی با نوع مسی نخواهد داشت.
برندهای معتبر و معروف خارجی باسداکت آلومینیومی نقره اندود شده در ایران:
زیمنس - zuchini- ABB-Legrang-Henikwon
سازندگان داخلی دارای استاندارد IEC این نوع باسداکت:
ژیتال - آذرفنون تابلو - لنا

باسداکتها از نظر نحوه اتصالات به دو نوع تقسیم میشوند:
-باسداکتهای ساده
-باسداکتهای ReducerFree
در باسداکتهای نوع دوم تعداد اتصالات کاهش یافته نتیجتا هم از تلفات احتمالی جلوگیری می شود و هم از نظر فنی بروزتر است.
برندهای جهانی سازنده این نوع باسداکت:
زیمنس - ABB -جنرال الکتریک
در کشورمان نیز تنها یک سازنده این نوع باسداکتها شرکت آذرفنون تابلو است.

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات