برق. قدرت. کنترل. الکترونیک. مخابرات. تاسیسات.

دایره المعارف تاسیسات برق (اطلاعات عمومی برق)

چهارشنبه 12 مهر 1396

# پست موقت

نویسنده: اسپینوی   طبقه بندی: قصه های قبیله، 

ماه نشون عزیز !
خواستم برایت بگویم که چقدر امیدبخش است که هنوز هستند کسانی که وبلاگ می‌خوانند و به این خانه‌ی قدیمی سر می‌زنند.
نکته کنکوری ماجرا آنجاست که آن مرد پرتلاش آخرین باری که وارد حساب کاربری خود در وبلاگ شده و کامنت ها را خوانده، مربوط به دوران ماقبل از انقراض دایناسورها هست. پس اگر دوست دارید پیام شما را بخواند، پیشنهاد می کنم کامنت خود را در پیج اینستای ایشان مرقوم بفرمائید که آدرسش حتما معرف حضورتان هست.
راست میگویی. آدم های صبور به یکباره ترکتان می کنند. آن هم وقتی که سخت مشغول اولویت هایی غیر از آنها هستید.


  پوریا؟
- بعله؟
کی میری مدرسه؟
- هروقت بزرگ شدم ... !


شاید یکی از بامزه ترین بعععععله !!! گفتن هایی بود که شنیدم.
و البته یکی از خوشمزه ترین دیالوگ هام  با یه شوکولات.



سه شنبه 21 شهریور 1396

گریزِ دلپذیر

نویسنده: اسپینوی   طبقه بندی: قصه های قبیله، 

از تنهایی نترس.
هرکی خواست بره، بهش بگو فردا دیره. همین امروز برو. ..
وقتی ترس از دست دادن نداری یا بهتر بگویم
 وقتی مطمئنی بعد از هر از دست دادنی دنیای بهتری انتظارت را می کشد،
زندگی آرام تر، رنگی تر و امن تر پیش می رود.


سه شنبه 14 شهریور 1396

رنگی پنگی هایشان

نویسنده: اسپینوی   طبقه بندی: قصه های قبیله، 

اگر هم یک عدد کله پوک بدجنس هست که میانِ همه ی دغدغه و گرفتاری آدم های شلوغ جهان،
لابه لای پیام های همیشه جدی مان !!! بنویسد:

 " یک عکس فان
برات
گذاشتم اینستا
ببین "

 یعنی دنیا هنوز قشنگی هایش را دارد.

# من اما به روی خودم نیاوردم چقدر خرکیف شدم. :-) شما هم نیاورید. بین خودمان بماند.

 

سه شنبه 14 شهریور 1396

حرفِ دل، حرفِ حساب.

نویسنده: اسپینوی   طبقه بندی: قصه های قبیله، 

داری زیرآبی میری، حواست باشه
هم آب خیلی زلاله، هم ماهیاش با ما رفیقن. ...

# به آدم ها هزار بار فرصت جبران کردن بدین.
اما یه بار هم بهشون فرصت دوباره خر فرض کردنتون رو ندین.

پنجشنبه 5 مرداد 1396

ویرایش نشده ها

نویسنده: اسپینوی   طبقه بندی: قصه های قبیله، 

آقای فیروز نادری، یکی از مدیران ارشد ایرانی الاصل ناسا یه متن ارزشمند و زیبا تو پیج اینستای خودش نوشته.
وقتی دانایی این مرد رو مقایسه می کنم با یه عده آدمِ مثلا باسواد و رزومه علمی و کاری فوق درخشان اما ریاکار ...!
به مفهوم اقیانوس هایی به عمق یه وجب بیشتر پی میبرم.

متن آقای نادری رو می تونین از این لینک بخونین.

Firouz Naderi (@firouz_michael_naderi) • Instagram photos and videos


من متنی را که به انگلیسی نوشته بودم از یکی از دوستانم درخواست کردم که آن را - فقط برای همین یک بار - برای من ترجمه کند.

این تنها اکانت مجاز من در اینستگرام است- اکانتی که با تیک آبی مشخص شده است. پستهای این اکانت در ارتباط با علم، اکتشافات فضایی، سیاست، هنر، مردم و تمام چیزهایی است که جالب به نظر می رسد. از آنجایی که این صفحه ادمینی ندارد، من به نظرات و سؤال های خیلی محدودی می توانم پاسخ می دهم. در ضمن با اینکه قدردان تمام افرادی هستم که در زیر پست ها لطف خود رو با جملاتی نظیر " ما به تو افتخار می کنیم " نشان می دهند اما با توجه به اینکه این مورد بیش از پنجاه در صد از نظرات را در بر می گیرد بطور حتم برای مخاطبینی که این صفحه را دنبال می کنند تکراری و خسته کننده خواهد بود. در حالی که از توجه و لطف شما صمیمانه تشکر می کنم، محترمانه تقاضا دارم که از این پس این جمله و عبارت های شبیه به آن را در بخش "comment" تکرار نکنید. اینگونه صفحه برای همه جذاب تر خواهد بود.

من پنجاه سال از پنجاه و سه سال گذشته را در امریکا زندگی کرده ام و در نتیجه انگلیسی الان زبان اول من است. فارسی را خیلی خوب صحبت میکنم ولی نوشتن به فارسی برای من دشوار است. بنابراین تمام پستها در این صفحه همیشه انگلیسی خواهد بود. برای اینکه به آن تسلط بیشتری دارم و بهتر می توانم با دیگران ارتباط برقرار کنم. علاوه بر این قصد دارم جوانان را به یادگیری زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم ، ترغیب کنم. امروزه برای مخاطبین من که اکثریت جوان هستند خیلی مهم است که انگلیسی را به عنوان زبان دوم خود به خوبی فراگیرند. برای پست هایی که دارای مطالب و واژه های پیچیده تری هستند می توانید ازمترجم گوگل استفاده کنید. کسانی که علاقه ای به مطرح شدن مباحث این اکانت به انگلیسی ندارند، خوشحال می شوم که اینجا را ترک کنند. بجای داشتن ۵۵۰۰۰ فالوور در صفحه خود، ترجیح می دهم فقط ۲۰۰ نفر که از خواندن پستها لذت می برند حضور داشته باشند.
تشکر و سپاس که از صفحه من دیدن می کنید.



..........................................................................................................................................


# مهم این نیست که بستنی با طعم قهوه چقدر دوست داری. مهم اینه دیگه کتاب محبوبت را نداری که همزمان که داری براش مطلب می نویسی، تو اون یکی دستت بستنی مورد علاقه ات رو هم لیس بزنی و لذت کتاب نوشتنت دوبل بشه.

پنجشنبه 22 تیر 1396

روباه های پرتقالی دلم.

نویسنده: اسپینوی   طبقه بندی: قصه های قبیله، 

دم همه اونایی که تو چاله چوله های زندگی،
 تنها گذاشتنمون تا یاد بگیریم روی پای خودمون بایستیم، گرم.

جمعه 26 خرداد 1396

ویرایش نشده ها

نویسنده: اسپینوی   طبقه بندی: قصه های قبیله، 

اگر حرفی دارین، به خود آدم بزنید.
این مسخره بازیا چیه؟
طومار می نویسید، میذارید پروفایل تلگرام؟!

قشنگ ترین صدایی که امسال شنیدین، چیه؟
صدای بارون پائیزی توی جنگل؟
صدای پیانو؟
صدای خنده های یه نی نی؟
صدای آهنگ مخصوصی که روی تماس اون یه نفر خاص گذاشتین که وقتی زنگ خورد، شیرجه بزنین رو گوشیتون؟
صدای نی لبک؟
میدونین قشنگ ترین صدایی که من امسال شنیدم چی هست؟
 دیالوگ های شیرین یه فندق که تحت بازجویی عموش نمیخواد اعتراف کنه توپه رو کجا گذاشته؟





قرار نبود زمستون آوار بشه به خاطرات این شهر. ..

قرار نبود سهم ما دو قدم مونده به بهار، بی قراری باشه. ..

زلال دست های قهرمانت ای جوانمرد!

به تن تشنه آتش، خودت رو سپردی آخر. ..

واسه قرار قلبت، واسه قرار آخر. ..

.

.

.

.

.

.


# به شهردازی تا دلتون خواست فحش دادین. اما همین خود شماها وقتی یه ساختمان در دست احداث دارین، به بهانه پول نداشتن، برای عدم اجرای استاندارد موارد ایمنی به مهندس ناظر رشوه میدین، به آشنا هاتون تو شهرداری میسپرین یه جوری پایان کار ساختمان رو ماسمالی کنه. کاش خودتون هم درست بشید.

# اگر واقعا غم اون آتش نشان های قهرمان توی دلتون هست، از همین امروز فکر ایمن کردن خونه ها و محل کارتون باشید. نذارین به خاطر بی تدبیری شما، برا نجات جون شما قربانی بشن.

چهارشنبه 15 دی 1395

اما روح عصیانگرش. ..

نویسنده: اسپینوی   طبقه بندی: قصه های قبیله، 

   خواستند ما را دفن کنند،
 غافل از آن که  ما بذر بودیم. ..

چهارشنبه 8 دی 1395

غیبت غمگین دنیایِ جان.

نویسنده: اسپینوی   طبقه بندی: قصه های قبیله، 

حیف که چقدر زود رفتی دنیایِ جان. دلمون برات تنگ میشه خیلی...
اما اگه یه روز برگشتی، به ما هم سر بزن. نشونی ما رو هم داری که.
تهران... خیابان جام جهانی..
دنیا زنی بود که هرگز اجازه نداد فرزندش بفهمه مادرش عروسک کلاه قرمزی رو می گردونه.
تا که به رویای کودکش احترام بذاره.
ممنونم که اجازه دادی بیست سال با عروسک محبوبم لحظه های شاد و دوست داشتنی رو تجربه کنم،
دنیای نازنینم.

# تسلیت به آقای مُرجی.. :-((((((((((
# اون بچگی ها که کلاه قرمزی و پسرخاله و ژولی پولی و گلابی و آقای مرجی رو با ذوق کودکانه ام تماشا می کردم. ...
.
.
.


# در روزگار سرآسیمگی و بی‌حوصلگی، جان‌های مهربانی هستند که مادرانه، به دنیای کودکان می‌اندیشند و نگران آرزوهایی هستند که در دل کودکان شعله می‌کشد. تصور دنیای کودکان بی‌نگاه مهربان و کیمیای بی‌بدیل آن‌ها چه تصور غمگینی است.
او جان مهربان خود را در کالبد عروسک‌هایی باقی می‌گذارد که با آن‌ها زیسته‌ایم و خواهیم زیست. با همه دل و جان به او بگوییم: خداحافظ دوست مهربان عروسک‌ها.

سه شنبه 9 آذر 1395

پائیزتون مبارک.

نویسنده: اسپینوی   طبقه بندی: قصه های قبیله، 

کسایی که باهاشون یه رنگ بودیم ؛ و پشت سرمون هفتاد رنگ بودن ...
پاییزتون مبارک !

بامعرفتایی که تو غمهاشون کنارشون بودیم ؛
و تو شادیهاشون فراموش شدیم ...
شما هم پاییزتون مبارک !

عزیزایى که دوستشون داشتیم ؛ ولى دلمون رو شکوندن ...
طوری نیست، شما هم پاییزتون مبارک !

با مرامایی که رو زخمهاشون مرهم گذاشتیم، و رو زخمهامون نمک پاشیدن ... دمتون گرم.
 پاییزتون مبارک !

اون خوبا، اونایی که فکر می کردن خیلی زرنگن  که واسمون نامردى کردن ...
شما هم پاییزتون مبارک !

اما یه سری دوستام هستن که همیشه بودن و ایشالا پاینده باشن، دوستتون دارم. دمتون گرم ...

 پاییزتون مبارک ...!








سرایداری كه وقتی هوا سرد باشد و جلسه ی ساختمان در حال ساخت را ببَرید

 توی اتاقك سرایداری و كنار چراغ نفتی اش، بیتی شعر با خط نستعلیق به دیوار میخ كرده

و وقتی می پرسی شعرش مال خودته؟

می گوید:  نه خانوم مهندس، خطش مال خودمه.
و بعد موقع رفتن كاغذ را می گیرد سمتت و میگوید مال شما،حالا که خوشتان آمده.

آدمهای خاص زندگیتان را برای خودتان نگه دارید. اسمشان را بگذارید زیر بالشتون كه شبها به خوابتان بیایند. یا نه مثل گل رز بریزید لای دفتر خاطرات كه خشكشون كنید تا هر بار دفتر را باز می كنید عطرشان بپیچد توی زندگیتان. اصلن نمیدانم، همانطوری كه خودتان یاد دارید یك جایی از زندگیتان سنجاقشان كنید كه هروقت كلافه بودید از روزمرگی هایتان، یك آدم خاص فرشته ی الهی همان روزتان باشد.



جمعه 19 شهریور 1395

روباه های پرتقالی دلم

نویسنده: اسپینوی   طبقه بندی: قصه های قبیله، 

شب که ماه را از جیب پیراهنم بیرون بیاورم،

 صبح که افتاب از نوک انگشتانم بریزد روی چهره امروز،

 یادم باشد آنهایی را که به سایه ام دروغ پاشیده اند،

ببخشم

و به کسانی که تکه ای از روحم را کندند، بخندم. ....



پنجشنبه 28 مرداد 1395

نوح تویی، روح تویی، فاتح و مفتوح تویی.

نویسنده: اسپینوی   طبقه بندی: قصه های قبیله، 

یه چند نفر رو، شاید کمتر از پنج تا... گلچین کنین و اونا رو همیشه دم قلبتون نگه دارین.
از اونایی که به خاطرشون حاضرین به معنای واقعی کلمه به آب و آتیش بزنین، تعصب شون را  همه جوره نگه دارین.
بقیه را نه برنجونین، نه دستمالی براش به دست بگیرین.
فکرتون که زیادی آشفته و پراکنده این و اون باشه، ادم های ناب و خوب از دور و برتون می پرن.
اونایی که شما رو می شناسن، که می شناسن.
اونایی هم که برا شناختن شما نیاز به دلیل و مدرک دارن به راحتی با ضد سند و مدرک تغییر عقیده میدن. پس همون نباشن، بهتره.


# چرا تا یه نفر رو آدم حساب می کنی، سریع واست شاخ میشه؟

# عنوان پست از مولانا.

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.

صفحات جانبی

نظرسنجی

    لطفاً نظرات خود را درمورد وبلاگ با اینجانب در میان بگذارید.(iman.sariri@yahoo.com)نتایج تاکنون15000مفید و 125غیرمفید. با سپاس


  • آخرین پستها

آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :